من و حافظ و رابطه

من و حافظ  و رابطه

دوچرخه

برای ویژه نامه دوچرخه

محمد سرابی

آن موقع که در عنفوان نوجوانی قرار داشتم رابطه‌ام با حافظ خوب بود. فال می‌گرفتم، گپ می‌زدیم، خوش بودیم. یک سر هم رفتیم شیراز دیدیمش. این سنگ هم که می‌بینید توی حافظیه بود. البته همه‌اش رو نخوندم. خوش خط بود ولی طولانی بود و فکر کردم لابد همان چیز‌هایی است که توی کتاب فارسی نوشته. بعدا که بزرگ شدم دیگه رابطه‌مان به هم خورد. یعنی تقصیر حافظ شد خودش دیگه پایه نبود. سرکارم می‌گذاشت. تو فاز قبلی نبود. بعد یک بار دعوایمان شد. دیگه فال هم نگرفتم. الان هم ازش خبر ندارم. تموم شد رفت تو افق محو شد.

روزنامه همشهری ضمیمه دوچرخه 25 دی 93

/ 0 نظر / 39 بازدید