ظلمت در نیمروز نوشته آرتور کستلر

دندان درد نظام کمونیستی

کتاب «ظلمت در نیمروز» نوشته آرتور کستلر

 

محمد سرابی

در هیچ جایی از کتاب «ظلمت در نیمروز» از استالین نام برده نمی‌شود اما برای همه مشخص است که مقصود از «شماره یک» او است. کسی که داستان را تعریف می‌کند هم یکی از افرادی است که در جریان تصفیه‌های داخلی سال‌های نزدیک به  1938 منتظر حکم دادگاه انقلابی است. او که روباشکف نام دارد یکی از انقلابی‌های بزرگ مارکسیست است که به همراه دیگران نظام شوروی را بنیان‌گذاری می‌‌کنند و مانند بسیاری از همرزمانش پس از مدتی دچار تصفیه می‌شود. این اتفاق پس از انقلاب اکتبر چند بار در روسیه تکرار شده بود و در هر مرحله گروهی از انقلابیان به دست گروه دیگر از میان برداشته شدند به همین دلیل می‌توان روباشکف را مانند تروتسکی یک مبارز یا مانند بوخارین یک متفکر تصور کرد. « آرتور کستلر» نویسنده مجارستانی کتاب هر دو جنگ جهانی را تجربه کرده بود و سفر‌های زیادی به کشور‌های مختلف داشت.

روباشکف در ابتدای کتاب زندانی می‌شود و تقریبا تمام داستان را از درون زندان روایت می‌‌کند. او دندان دردی دارد که نشانه‌ای از پوسیدگی درونی هر نظام سیاسی تمامیت‌خواه است، دردی که آن را رنج می‌دهد اما باعث نمی‌شود از پا دربیاید. نظامی که روباشکف را زندانی و بازجویی می‌‌کند هم پس از دادگاه‌ها و اعدام های اعضایش به حیات خود ادامه می‌دهند. بازجویان دلیل‌های زیادی مانند حفظ اهداف انقلاب کمونیستی را شرح می‌دهند که حذف مخالفان را توجیه می‌کند و زندانیان هم تسلیم تشکیلاتی هستند که می‌خواهد آن‌ها را از بین ببرد.

روباشکوف به بازجویان و این تشکیلات نگاه می‌کند و به یاد میاورد که خودش آن را ساخته است و تا مدتی قبل قاب عکسش روی دیوار و در کنار عکس شخصیت شماره یک نصب شده بود. نام این کتاب که با ترجمه «مژده دقیقی» منتشر شده است یک اصطلاح مذهبی به معنای کشته شدن با وجود بیگناهی است اما روباشکف که خودش به ساختن این سیستم کمک کرده بود، بیگناه نبود.

روزنامه اعتماد 5 خرداد 94 ضمیمه کرگدن

 

/ 0 نظر / 45 بازدید