دست و پنجه

 دست و پنجه

 

محمد سرابی

 

روزگاری که همه جا از پلیس خبری نبود و هر محله‌ به ساکنان خودش متکی می‌شد تا امنیت را در آن تامین کنند وقتی یکی از اوباش بدمستی و چاقو کشی می‌کرد کسی از اهالی جرات نداشت با او درگیر شود مگر پهلوانی که می‌‌توانست بدون گلاویز شدن و زخمی کردن او را مهار کند. پهلوان‌ها میل می‌گرداندند و میل‌های زورخانه که به گرز شباهت داشت تمام ماهیچه‌های دست را قوی می‌کرد. چرخاندن میل‌های سنگین احتیاج به پنجه‌های محکم داشت و پس از مدتی انگشت‌ها را مثل ریشه‌های درختان قدیمی قوی و در هم پیچیده می‌کرد. این پنجه‌ها در کشتی گرفتن نقش مهمی داشتند و جوان‌تر‌ها یاد می‌گرفتند که چگونه به سمت حریف حمله کنند و  دست و پاهای او را گیر بیندازند.

میل گرداندن در ابتدا کار ساده‌ای نبود و هرکس به تدریج یاد می‌گرفت که آن را چطور روی کتف و بازویش هدایت کند. میل برای این پنجه را قوی می‌کرد که مرکز ثقل مرکزی نداشت و حفظ تعادل آن به دست فشار میاورد. در زورخانه میل گرداندن را از وزنه‌های کوچک شروع می‌کردند و یک به یک بالاتر می‌رفتند تا به میل‌های بزرگی برسند که مخصوص برترین پهلوان بود و دیگران اگر هم می‌توانستند آن‌ها را تکان بدهند بدون رخصت بزرگ مجلس دست به میل نمی‌بردند. هنوز هم  میل مهمترین ابزار زورخانه و سمبل ورزش باستانی است.

ورزش کردن با وزنه‌های نامتعادل که در سنت کشور‌های دیگر مانند هند هم وجود دارد سخت تر از تمرین با وزنه‌های عادی است. اگر ورزشکار اشتباه کند و کار کردن با آن را درست یاد نگیرد خطر مصدویت زیاد است و اگر اشتباهش را ادامه بدهد ممکن است در طولانی مدت آسیب جدی ببیند اما اگر راه هدایت آن را پیدا کند آمادگی بدنی زیادی پیدا می‌کند که در ورزش‌های دیگر هم به او کمک خواهد کرد.

ماهم در زندگی امروزمان با وزنه‌هایی زورآزمایی می‌کنیم که نه تنها سنگین هستند بلکه تعادل هم ندارند. وقتی می‌خواهیم طوری کار کنیم که پول بیشتری به دست بیاوریم و همان موقع از رسیدگی به خانواده هم غافل نشویم و سلامتی جسم و روان خود را هم حفظ کنیم، همه این‌ها وزنه‌های نامتعادلی می‌سازند که غیر از وقت و انرژی، مهارت و هدایت کافی هم لازم دارند. اگر آن‌ها را اشتباه به دست بگیریم مفصل و ماهیچه را فرسوده می‌کنند و پس از مدتی آن را از کار می‌اندازند. شیوه زیست در گذشته روالی سنتی داشت اما امروزه الگو‌های گوناگون و متغییری در پیش روی هرکسی قرار دارد که باید به تنهایی با آن‌ها روبرو شود.

چاقو کشی که تیغه براق سلاحش را رو به بقیه گرفته بود همه را فراری می‌داد مردم می‌دانستند که نمی‌توانند حریف او شوند اما پهلوان که سریع و قوی بود انگشت‌ها و دسته چاقو را با هم می‌‌گرفت و آنقدر فشار می‌داد که قدرت نمایی چاقوکش را در فریاد و التماس او محو کند.

روزنامه همشهری 10 اردیبهشت 1394

/ 0 نظر / 28 بازدید