مثل بستن کمربند ایمنی

 

مثل بستن کمربند ایمنی

 

محمد سرابی

 

بستن کمربند ایمنی خودرو مثال خوبی برای همه رفتار‌های فرهنگی و اجتماعی است آنقدر که در همه جنبه‌های مرتبط و غیر مرتبط پای آن را وسط می‌کشند. اگر از مسئولی سوال کنید که آیا می‌شود کتابخوانی را در میان نسل جوان بیشتر کرد از موفقیت طرح بستن کمربند ایمنی و فرهنگسازی درباره آن مثال می‌زند. اگر از عادت دادن سالمندان به زباله نریختن در معابر عمومی سوال کنید احتمالا باز هم مثال کمربند ایمنی را می‌شنوید. اگر همین رواج دادن کمربند ایمنی موفقیت آمیز نبود دیگر مثالی باقی نمی‌ماند که برای موفقیت آمیزبودن فرهنگسازی زده شود. ولی همه این مثال‌های طوری بیان می‌شود که انگار میان‌برنامه‌های آموزشی بین آگهی‌های بازرگانی سریال‌های تلویزیونی یا برنامه‌های کمک درسی مدرسه‌ها به تنهایی باعث شده است که رانندگان شروع به بستن کمربند ایمنی کنند. اگر برنامه‌های آموزش تا این حد موثر بودند باید در زمینه‌های دیگر هم موفق می‌شدند و در طول 10 – 15 سال تمام ناهنجاری‌های سبک و سنگین رفتاری اصلاح می‌شد اما با وجود هماهنگی ارگان‌های تبلیغاتی این اتفاق نمی‌افتد و در بعضی بخش‌ها، آموزش‌ها تاثیر مشهودی ندارد؟

بستن کمربند ایمنی یک ویژگی مهم داشت که باعث شد شهروندان به خوبی پیام‌های آن را به خاطر بسپارند و آن هم برگه جریمه‌ای بود که افسر راهنمایی و رانندگی به سرعت می‌نوشت و تحویل راننده می‌داد. البته همزمان گزارش‌هایی‌ از تصادف‌های ناگوار هم منتشر می‌شد که کارشناس حاضر در صحنه دلیل مرگ سرنشین را نبستن کمربند ایمنی عنوان می‌کرد. در دوره‌های آموزش رانندگی هم به هنرجویان تاکید چندباره می‌شد که برای حفظ جان خودتان هم که شده است کمربند ایمنی را فراموش نکنید. جریمه کردن به تنهایی و آموزش دادن به تنهایی فایده‌ای نداشت اما زمانی که این ‌دو از همدیگر حمایت کردند جریانی به راه افتاد و در دراز مدت تعداد کسانی که موقع سوار شدن به خودرو‌هایشان کمربند‌ها را می‌بندند بیشتر شده است.

احتمالا شنید‌‌ه‌اید که جریمه‌های رانندگی در کشور‌هایی که زودتر از ما با مشکلات رانندگی و ترافیکی روبرو شده بودند چقدر زیاد است و هر تخلفی چطور می‌تواند صاحب خودرو را مالباخته کند. در کنار کسانی که باید جریمه مالکیت خودرو را بپردازند صاحبان گواهینامه‌ها هم باید نگران باشند که پلیس به هر بهانه، اعتبار کارتی که دارند را به خطر نیندازند و آن‌ها را از رانندگی محروم نکند. وقتی یک کودک در مدرسه میاموزد که باید به قوانین رانندگی احترام بگذارد در بزرگسالی او این احترام با پرداخت پول به شکل آبرومندانه‌ای تثبیت می‌شود.  

عبور نکردن از خط‌های سفید روی آسفالت هم الان همین حکم را پیدا کرده است و حرف‌های مجری برنامه کودک و کاریکاتور‌هایی که در روزنامه‌ها چاپ می‌شوند نمی‌توانند انقدر قانع کنند باشند که رفتار‌های تثبیت شده را عوض کنند. قبلا خط‌کشی ‌های کف خیابان به جز چند مورد خاص اهمیت زیادی برای رانندگان قدیمی نداشت و چیزی در حد تزیینات حساب می‌شد اما الان باید برای یک نسل از راننده‌ها روشن شود که رد نشدن از خطوط سفید هم مانند ایستادن پشت خط عابر پیاده و توفق نکردن زیر تابلو توفق ممنوع لازم است. اتفاقا تجربه کمربند ایمنی نشان می‌دهد که تضمین‌های محکم در کنار آموزش صحیح می‌تواند به فرآیند اصلاح شیوه‌های رانندگی کمک کند.

روزنامه همشهری 12 مرداد 94

/ 0 نظر / 19 بازدید