عشق‌بازی آهنی - بازار گمرک تهران

  • عشق‌بازی آهنی
  • فرهنگ ایرانی‬ (8) / محمد سرابی

  • می‌گویند چند سال قبل یک شرکت تولید‌کننده موتوسیکلت‌های ارزان‌قیمت که محصولاتش را قسطی به جوانان می‌فروخت، ورشکست شد زیرا مشتریانش آنقدر زنده نمی‌ماندند که قسط‌هایشان را پرداخت کنند. ماجرای موتوسیکلت در کشور ما طولانی است و از سال‌های دوری شروع می‌شود که این وسیله در کنار خودرو‌ها به خیابان راه پیدا کرد و برای بیشتر کسانی که آن را خریدند، وسیله رفت‌وآمد بود، همچنان که هنوز هم برای این کار استفاده می‌شود. برخی هم برای کار از آن استفاده کردند و بالاخره در حوالی سال‌های 50 تعداد جوان‌های شهرنشینی که از موتوسیکلت به عنوان یک وسیله تفریحی – ورزشی استفاده می‌کردند آنقدر افزایش پیدا کرد که بازار خاص آن شکل گرفت. همزمان تصادفات موتوسیکلت هم زیاد شد و در اثر مانورهای جوانان بی‌احتیاط تلفات و خسارت‌های فراوانی آغاز شد که هنوز ادامه دارد.
    در خیابان مولوی از حوالی وحدت اسلامی مغازه‌های موتور شروع می‌شود و با رسیدن به میدان گمرک تقریبا تمام مغازه‌های کوچک و بزرگ یا موتور یا قطعات آن را می‌فروشند. تمام شرق میدان که نام رسمی میدان رازی را دارد پر از مغازه‌های فروش انواع قطعات است و کوچه‌های منشعب از آن مانند برادران جوادیان که در ادامه به سرای محله قلمستان می‌رسد، همین شغل را دارند ولی انگار توافق ناگفته‌ای در میان باشد، درست از ابتدای خیابان کارگر حرفه عوض می‌شود و کاپشن و رخت و لباس سربازی جای آن را می‌گیرد.
    خرید موتوسیکلت بستگی به نوع مصرف دارد و ساده‌ترین نوع آن برای جابه‌جایی بین خانه و محل کار استفاده می‌شود و بیشتر از همه رواج پیدا کرده است. هر وقت نام موتور را می‌شنویم شکل «هوندا 125» را در ذهن می‌آوریم. دست اول این موتور الان 700 هزار تومان قیمت دارد «پاژنگ» را که ارزان‌تر است و فقط 70 سی‌سی ظرفیت انجین دارد می‌توان با قیمت 430 هزار تومان هم خرید. هیچ‌کدام از موتور‌های این رده قسطی نیستند و کاملا نقد معامله می‌شوند. قیمت موتور نسبت مستقیمی با ظرفیت انجین آن دارد که میزان قدرت و سرعت را هم تعیین می‌کند. صدای موتور که از جمله شرایط جذاب آن است، در موتور‌های با ظرفیت بالای انجین زیباتر و قدرتمند‌تر به گوش می‌رسد و لذت سوار شدن را افزایش می‌دهد.
    از نزدیک یک دهه قبل موتور‌هایی با طراحی بدنه جدید به بازار ایران آمدند و قطعات اضافه‌شده به بدنه که اضلاع تیز و کشیده‌ای داشتند و حسی از سرعت و تناسب را القا می‌کردند با هوندا‌های قدیمی به رقابت برخاست و با وجود قیمت زیاد فروش خوبی داشتند. «آپاچی» که اسمی آمریکایی دارد، توسط یک کارخانه هندی تولید می‌شود و از طریق شرکت‌های نمایندگی به بازار ایران رسیده است. این موتور با قیمت دو میلیون و 400 هزار تومان در کنار «پالس» با همین قیمت فروش بدی ندارد و انواع دست دوم آن به شرطی که کم کار کرده باشند و ظاهر براق‌شان حفظ شده باشد تا دو میلیون پایین آمده است. این موتور‌ها را می‌توان «کمی» قسطی خرید یعنی نزدیک به دو میلیون نقد و بقیه چک. اگر طالب موتورهای واقعا گران‌قیمت هستید، می‌توانید به یک دستگاه «کاوازاکی» که روی قفسه آهنی بالای بقیه موتور‌ها نگهداری می‌شود، نگاهی بیندازید. این موتور 11 میلیون تومان قیمت دارد.
    با یک دست لباس مناسب و کلاه ایمنی زیبا که با رنگ بدنه هماهنگ شده باشد، موتورسوار می‌توانست این حس را به دست بیاورد که نه در پیچ و خم‌های معابر پرچاله تهران بلکه در بزرگراه‌های یک شهر پیشرفته و مدرن موتورسواری می‌کند؛ این لوازم هم در میدان گمرک به فروش می‌رسد. لباس کامل موتورسواری حرفه‌ای با ضربه‌گیر‌های متعدد، دستکش حباب‌دار و کلاه ایمنی که بنا به جنس و اینکه فک متحرک و نقاب داشته یا نداشته باشد از 15 تا 60 هزار تومان و بیشتر قیمت دارد. کلاه‌ها قیمت بیشتری دارد. در بین لوازم حرفه‌ای، محافظ پارچه‌ای که برای پوشاندن لب و بینی در مسابقات استفاده می‌شود و شکل دندان‌های اسکلت یا بال اژدها دارد هم دیده می‌شود. ابزار پلاستیکی ساده‌ای که به رنگ سیاه هستند و یک آفتابگیر کوچک دارند، آنقدر غیرایمن هستند که تقریبا می‌توان از قیمت آنها صرف‌نظر کرد. کلاه‌های ایمنی شکل و رنگ‌های گوناگونی دارند و در تمام مغازه‌های لوازم به فروش می‌رسند. انگار فرهنگ استفاده از کلاه ایمنی به زور جریمه نهادینه شده است.
    در سمت غربی میدان، خیابان هلال احمر قرار دارد که در سمت جنوبی آن بازار پتو سربازی و دیگر لوازم مربوطه گرم است و تا حاشیه میدان ادامه دارد اما در سمت شمالی دوچرخه‌فروشی‌ها هم جا باز کرده‌اند. موتوسیکلت در مقایسه با خودرو تفاوت‌های عمده‌ای دارد که باعث می‌شود نتوان آن را مثل خودرو به دست تغییرات سپرد و «اسپرت» و «آپشن» کرد. خودرو سطح و بدنه گسترده‌ای دارد و به هر جای آن می‌توان چیزی اضافه کرد ولی موتور جای کافی ندارد. تنها راه تعویض قطعات با نمونه‌های بهتر است که همین‌جا انجام می‌گیرد. هر مغازه تعمیرکاری دارد که در کنار پیاده‌رو و با چند آچاری که در جیب کنار شلوار نگه می‌دارد قطعات را به سرعت عوض می‌کند. اینجا هم هوندای معروف بیشتر حضور دارد. اگر کسی بخواهد با موتور مسافربری کند یا به عنوان پیک موتوری بسته‌ها را از جایی به جای دیگر ببرد و چک نقد کند، باید سراغ همین هوندا برود. قبلا موتور‌های ارزان‌قیمتی در استان‌های مرکزی ایران تولید می‌شد که ابدا کیفیت نداشت و هر سال عده‌ای از جوانان را زخمی می‌کرد یا به کشتن می‌داد به همین دلیل پس از فروش فراوان و پر کردن تمام روستاها بازار خود را از دست داد. الان شاید بتوان یک موتور دست دوم سالم که 500 یا 600 هزارتومان قیمت دارد، پیدا کرد. بعضی از نسیه‌فروشان هم هستند که 300 هزار تومان نقد و کلی سند و مدرک و ضمانت به عنوان پشتیبان چک‌ها می‌گیرند. وقتی موتور تحویل شد باید چند وسیله جانبی را به آن اضافه کرد تا وارد صنف شود. برای ترک‌بند عقب که محکم باشد و خوب آبکاری شده باشد، هفت هزار تومان و برای خورجین پنج، شش هزار تومان لازم است. اگر خورجین لاستیکی و در‌دار باشد که در مقابل باد و باران از بسته کند تا 11 هزار تومان قیمت دارد. موتور را باید حتما در مقابل ساختمان‌هایی که پیک احضار کرده‌اند، قفل کرد و یک زنجیر از جنس سیم بکسل پنج هزار تومان و اگر آهنی و مفصلی باشد که راحت قابل بریدن نیست 12 هزار تومان قیمت دارد. کسی که ساعت‌های طولانی پشت موتور می‌نشیند و دایم باد سرد زمستان به صورتش می‌خورد، به سپر طلقی بادشکن نیاز دارد که 14 هزار تومان قیمت دارد و می‌توان با هفت هزار تومان سقفی را هم روی آن نصب کرد. موتور‌های دست دوم معمولا فرسودگی‌هایی دارند که باید آنها را تعویض کرد و گلگیر سه تا هفت هزارتومانی، تایر 15 تا 18 هزار تومانی و باک 15 هزار تومانی در رنگ‌های مختلف از آن جمله است.
    موتور تریل هم در این خیابان پیدا می‌شود و نوع 200 سی‌سی آن یک میلیون و 500 هزار تومان قیمت دارد. دایچی متنوع‌تر است و از نوع صد سی‌سی 800 هزار تومانی تا 250 سی‌سی دو میلیون و 300 هزار تومانی عرضه می‌شود. بنا به سلیقه می‌توان «اسکوتر» صد سی‌سی که را بسیار آرام و غیراسپورت است، با 900 هزار تومان خرید یا به سراغ «ناتالی» 150 سی‌سی با یک میلیون و صد هزار تومان رفت. ناتالی مشابه «هارلی دیویدسون» موتور سنگین‌وزن آمریکایی که خود نماد نوعی فرهنگ خیابانی است، ساخته شده است.
    تا به حال که سهم زنان ایران از موتورسواری نشستن روی ترک بود و در خیابان‌های شهر زنی دیده نشده است که دو دستش را به دسته‌ها گرفته باشد در حالی که موتورسواری زنان در کشورهای اروپایی و حتی آسیایی بسیار عادی است. تولید موتورهای سبک با ویژگی‌های جسمی زنانه نیز به همین دلیل انجام می‌شود. نمونه این موتورها در کشور ما چند مدل معدود است که اغلب توسط افراد کوچک‌جثه مورد استفاده قرار می‌گیرد. البته با توجه به ماجراهایی که درباره دوچرخه‌سواری دختران پیش آمد به سادگی می‌توان دریافت که استعداد موتورسواری در بین دختران ایرانی کم نیست.
    در نزدیکی بازار یا نقاط دیگر که موتوری‌های مسافربر انحصار سرعت در حمل و نقل را در اختیار دارند، می‌توان زنانی را دید که سوار ترک پیک موتوری شده‌اند و اجناس خریداری‌شده یا کیف‌شان را بین خود و راکب گذاشته‌اند اما در راسته موتوری‌های میدان گمرک هیچ زنی به جز عابران نیست و در بین آنها نیز زنان جوان یافت نمی‌شوند. تمام فروشندگان و خریداران مردان جوان هستند و اشخاص مسن نیز کمتر دیده می‌شوند. این راسته ویژگی‌های بافت تجاری را دارد و در معبر اصلی آن به جز مغازه‌هایی کاملا مرتبط با موتوسیکلت و اغذیه‌فروشی‌هایی که بیشتر فست‌فود هستند، مغازه دیگری پیدا نمی‌شود. دنیای موتوسیکلت‌های کلکسیونی و گران‌قیمت یا موتور‌های فرسوده و اسقاطی هم در همین اطراف است.
  • روزنامه شرق 3 آذر 1390
/ 0 نظر / 146 بازدید