تولد یک ملت

تولد یک ملت
 

محمد سرابی روزنامه نگار

دو‌سال قبل که دیلن راف ٢١ساله بعد از حمله به کلیسای امانوئل چارلستون و کشتن چند سیاهپوست، عکس‌هایی از خودش و پرچم «جنوبی‌ها»‌ منتشر کرد. زمزمه‌هایی درباره ممنوع‌کردن این پرچم آغاز شد ولی معلوم بود که به نتیجه نمی‌رسد. پرچم جنوبی‌ها یکی از عناصر اصلی نمادین در فرهنگ عامه این کشور است. همین هفته در تظاهرات نژادپرستان آمریکا خیلی از نماد‌های راست‌گرایی سنتی این کشور به نمایش درآمدند که یکی از آنها همین پرچم بود. البته نشانه‌های دیگری هم در شارلوتزویل ایالت ویرجینیا دیده می‌شدند؛ مانند لباس‌های سفید کوکلاس‌کلان. فیلم کلاسیک «تولد یک ملت»
 (The Birth of a Nation) از دو نظر ویژه محسوب می‌شود. یکی ساخت فیلم سه‌ساعته با صحنه‌های بسیار پرهزینه و دشوار آن‌ هم در دورانی که تجهیزات ساخت فیلم خیلی ابتدایی بودند و دوم حمایت رسمی،‌ تبلیغاتی و مستقیم فیلم از کوکلاس‌کلان‌ها با تأکید واضح بر برتری نژاد سفید. موضوع فیلم در واقع درباره جنگ‌های داخلی آمریکا و خانواده‌هایی است که درگیر آن می‌شوند. مردان و زنانی که با هم دوست هستند و جنگ نه‌تنها آنها را از هم جدا می‌‌کند بلکه به کشتن یکدیگر وادار می‌‌کند. در همان ابتدای فیلم جنگ داخلی شروع می‌شود و جنوبی‌ها شکست می‌خورند. ژنرال رابرت ادوارد لی که تا آخر به کنفدراسیون وفادار مانده بود، تسلیم ژنرال سایمون گرانت می‌شود و قرارداد ترک جنگ را امضا می‌کند. آبراهام لینکلن رئیس‌جمهوری شمالی‌ها هم در این فیلم حضور دارد و صحنه ترور او در سالن تئاتر با تمام جزییات بازسازی شده است. دیوید گریفیث کارگردان تولد یک ملت اصرار دارد که اعتبار فیلم خود را ثابت کند. برای همین در میان‌نویس‌های این فیلم صامت برخی از اتفاقات تاریخی را از کتاب‌های مشهور به همراه ذکر منبع آنها نقل می‌کند اما این موضوع از حجم نژادپرستی درون فیلم کم نمی‌کند. اگرچه شخصیت‌های بی‌طرف سیاه یا نوکران وفادار به ارباب جنوبی وجود دارند اما سیاه‌پوستان این فیلم مجموعا دارای فرهنگ پست و بدون رفتار اجتماعی صحیح تصویر می‌شوند که اگر زمانی به سلاح گرم دست پیدا کنند، خطرناک خواهند بود، چه برسد که آزاد باشند و حق رأی هم داشته باشند. سیاه‌هایی که شمالی‌ها آنها را آزاد کرده‌اند، خانه‌ها را غارت می‌کنند و قصد تعرض به زنان را دارند. در مقابل سفیدپوستان جنوبی مردمی شرافتمند شجاع و نیکوکار هستند که به خانواده خود عشق می‌ورزند. بدتر از برده‌ها، دورگه‌ها هستند که منفی‌ترین شخصیت فیلم به نام لینچ یکی از آنهاست. او قصد دارد با حمایت یک سیاستمدار سفیدپوست شمالی امپراتوری سیاه را تأسیس کند. اینجاست که سفید‌پوستان چاره‌ای به جز این‌که شبه‌نظامیان مخصوص خودشان را بسازند، ندارند و کوکلاس‌کلان‌ها مانند شوالیه‌های نجات‌بخش سوار بر اسب وارد صحنه می‌شوند. پوستر فیلم هم همین را نشان می‌دهد. بعد از این‌که یک جوان با خودروسواری به جمعیت مخالفان نژادپرستی کوبید و «هیتر هیر» زن ٣٢ را کشت، رئیس‌جمهوری موطلایی آمریکا از دوطرف خواست دست از این کار بردارند. ترامپ که بخشی از آرای خود را از میان راست‌گرایان آمریکایی به دست آورده است، نمی‌خواست با خطاب قراردادن مستقیم آنها حمایت این گروه را از دست بدهد. یک روز بعد او مجبور شد از گروه‌های نژادپرست اسم ببرد اما باز هم اتهام هواداری آنها از رئیس‌جمهوری حزب جمهوریخواه باقی مانده است. تنش‌های نژادی بین سیاهپوستان و سفیدپوستان با چندبار شلیک پلیس‌های سفید به مردان سیاه در دوران حکومت یک سیاهپوست در کاخ‌سفید شدت گرفت و هنوز هم ادامه دارد.

روزنامه شهروند  

شماره ۱۱۹۹ | ۱۳۹۶ چهارشنبه ۲۵ مرداد

http://shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/108806/%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D9%84%D8%AA

/ 0 نظر / 43 بازدید