تسخیر قوطی‌های شیر خشک - دهه 60

 تسخیر قوطی‌های شیر خشک

  محمد سرابی

جمعیت اگر به اندازه کافی زیاد باشد غیر قابل انکار خواهد شد. وقتی طرفداران یک تیم فوتبال استادیوم را پر می‌کنند و همه‌جا را به رنگ تیم محبوبشان درمیاورند نمی‌شود نقش تماشاچیان را در جوگیر شدن داور در نظر نگرفت. موقعی که هواداران یک هنرمند در مراسم یادبودش حاضر می‌شوند و تمام خیابان‌های اطراف را هم اشغال می‌کنند و برای ساعتی شهر را به هم می‌ریزند نمی‌شود در محبوبیت مرگ او شک کرد. زمانی هم که یک نسل بزرگ بخشی از نمودار جمعیت را متورم می‌کند معیار‌های اقتصادی و اجتماعی را مثل موجی که قایق‌ها را بالا و پایین می برد، جابه‌جا می‌کند. این نسل می‌تواند آینده یک کشور را تغییر دهد.

بعضی از صاحبان نژاد‌ها و زبان‌ها و دین‌ها بر اثر اتفاقات و ارتباطاتی متوجه می‌شوند که گروه بزرگی هستند و از این راه برای خودشان هویت پیدا می‌کنند. متولدان سال‌های 60 هجری خورشیدی هم از این دسته هستند. محدوده سنی آن‌ها بیشتر از یک دهه است و بچه‌هایی که از نیمه دوم سال‌های 50 به دنیا آمده‌اند هم شامل این گروه می‌شوند. بچه‌هایی که در این سال‌ها چشم به جهان باز کردند دوره‌ای طولانی درگیر تحصیل در کلاس و مدرسه بودند و بعد از آن هم روانه دانشگاه‌ها شدند. اگر دوران کودکی را هم به آن‌ها اضافه کنیم نزدیک 30 سال زمان لازم بود که این نسل وارد جامعه شود و این محصول توفانی به بازار برسد. تا وقتی که یک نسل مصرف کننده است بزرگتر‌ها باید نگران چیز‌هایی باشند که می‌خواهد اما زمانی که خودش دست کار کردن و پای رفتن پیدا کرد دیگر باید نگران چیزی بود که «می‌تواند».

تا مدتی قبل خبری از فرهنگ متولدان سال‌های 60 نبود. اگر از این گروه صحبتی می‌شد بیشتر به بهانه‌هایی مانند خرید خدمت سربازی یا سهمیه‌بندی دانشگاه‌ها بود که نشان می‌داد جمعیت قابل توجهی در فلات کهن ایران در حال حرکت است و به هر تپه‌ای که می‌رسد آن را فتح می‌کند. زمانی قوطی‌های حلبی شیر خشک را تسخیر می‌کنند، روزگاری نیمکت‌های چوبی مدرسه برایشان کوچک می‌شود بعد تعداد رشته‌ها و شعبه‌های دانشگاه را زیاد می‌کنند، پس از آن بازار ازدواج را به هم می‌زنند و آخر از همه به دنیای کسب و کار هجوم می‌آورند. این درست زمانی است که الان در آن هستیم و چند دهه مفید مانده است تا روزی که متولدان سال‌های 60 تناسب سالمندی را به هم بزنند و تعداد کهنسالان را بالا ببرند.

کسانی که از این نسل در گوشه و کنار مشغول کار هستند از مدتی قبل تاثیر گذار شده‌اند. بعضی پزشک ارتوپد زانو هستند، بعضی متخصص شبکه‌ سازی رایانه‌ای و بعضی فروشنده گوشی تلفن همراه. گروهی هم از مرز‌ها گذشتند و الان در آن‌سوی آب زندگی می‌کند اما یکدیگر را پیدا کرده‌اند و یادبود‌های مشترکشان را با هم در میان گذاشته‌اند. خاطره‌ها جزئ‌تر و دقیق‌تر شده‌اند. کارتون‌های برنامه کودک، صفحه‌های کتاب‌های درسی و مدل‌های قدیمی مو و لباس، گذشته این نسل را ساختند تا جایی که هویتی کم و بیش مشخص شکل گرفته است. آن‌هایی که دستی به رسانه و فرهنگ رسانده بودند در نشریات، دنیای مجازی، تلویزیون و سینما این هویت را تقویت کردند. قسمتی از این نسل به سن نسل ساختن رسیده‌اند و صاحب فرزند شده‌اند همین هم راهی برای مقایسه کودکی خودشان و کودکی بچه‌هایشان فراهم کرده است.

جمعیت متولدان سال‌های 60 یا آنطور که خودشان می‌گویند «دهه 60»  انقدر زیاد هستند که ناخواسته توانسته‌اند یک اشتباه رایج شمارشی را وارد فرهنگ زبان کنند اما این تغییر کوچکی است که در میان تغییرات بزرگتر فراموش خواهد شد.

 

روزنامه همشهری 27 بهمن 93

 

/ 0 نظر / 13 بازدید