زمان لرزه - کورت ونه گات

وقتی زمان می‌لرزد

 

محمد سرابی

 

زمان لرزه کمی خانوادگی‌تر از بقیه آثار کورت ونه گات است او در این کتاب بیشتر از همه به تبار آلمانی‌اش،‌ اعضای خانواده‌اش و دوستانی که با او بسیار نزدیک و صمیمی بوده‌اند اشاره می‌کند و نقل کردن از آدم‌ها و اتفاقاتی که برای آن‌ها یا خودش افتاده است را آنقدر تکه تکه ادامه می‌دهد که گاهی نمی‌شود فهمید کدامیک از شخصیت‌ها واقعی هستند و کار‌هایی که به آن‌ها نسبت داده می‌شود را انجام داده‌اند.

« مادر من به ثروتمند‌بودن، داشتن پیشخدمت و حساب‌های اعتباری بی‌پایان، ضیافت‌های مفصل شام و سفر‌های درجه یک به اروپا معتاد بود. به همین خاطر می‌توان گفت که در دوران رکود اقتصادی علائم و عوارض ترک اعتیاد زجرش می‌داد»  صفحه 48

ماجرای اصلی داستان که بعد از خواندن بخش‌های اول مشخص می‌شود تغییر زمان است. بر اثر یک اتفاق زمان از  2001 به 1991 عقب می‌رود. این تغییر ممکن است خیلی جالب باشد ولی در ادامه می‌فهمیم که آدم‌ها در این مدت مجبور هستند تمام کار‌هایی که در 10 سال گذشته‌ ‌کرده‌اند را به همان ترتیب دوباره تکرار کنند و اختیاری برای عوض‌کردن آن‌ها ندارند. این کار خیلی اوقات دردناک است.

« پس از زمان لرزه فرانک از قبرش بیرون می‌آمد و دوباره مجبور می‌شد مغزش را در حضور همسر و سه فرزندش متلاشی کند» صفحه 53

 ونه گات تجربه ناخوشایندی از خدمت سربازی در جنگ جهانی دوم داشت که برداشت مستقیم از آن را در سلاخ‌خانه شماره پنج تصویر کرده است. اما در آثار دیگرش مانند زمان لرزه هم بازتاب‌های آن را نشان می‌دهد. اصل کلی بر این است که خطر جنگ و نابودی ناشی از سلاح‌های مرگبار جدید می‌تواند به همه مردم جهان نزدیک باشد.

« بعد از اینکه آمریکایی‌ها یک بمب روی هیروشیما و یکی هم روی ناکازاکی انداختند قرار شد که بمب دیگری روی یوکوهاما بیندازند ... بمب بنفش رنگ و به بزرگی منبع آب گرم در زیرزمین یک دبیرستان معمولی بود. آنقدر بزرگ که در محفظه مخصوص جا نمی‌گرفت به همین دلیل آن را زیر شکم هواپیما بستند و زمانی که هواپیما بلند می‌شد بمب فقط نیم متر با باند فاصله داشت» صفحه 26

ونه گات در این رمان حرفه‌های اجتماعی مانند پلیس و آتش‌نشان و همینطور حرفه خودش به عنوان یک داستان نویس و تمام کار‌هایی که با ثبت اطلاعات یا انتشار آن سر و کار دارند را به استهزا می‌گیرد و بسیاری از آموزش‌ها یا رسانه‌ها را متهم به دگرگون کردن واقعیت می‌‌کند.

« بچه‌ها به فیلم‌هایی علاقه دارند که صحنه‌های کشت و کشتار زیادی داشته باشند چون بازیگران این فیلم‌ها وانمود می‌کنند که مردن چندان هم دردناک نیست و افرادی که تفنگ به دست دارند را می‌توان متخصصان غیر رسمی بیهوشی نامید.» صفحه 264

انتشارات مروارید زمان لرزه را با ترجمه «مهدی صداقت پیام» منتشر کرده است. این رمان خط داستانی مستقیم را دنبال نمی‌‌‌کند اما می‌توان پیوستگی‌هایی منظمی را بین بخش‌های آن یافت.

 هشت اردیبهشت 94

روزنامه  اعتماد  ضمیمه کرگدن

/ 0 نظر / 42 بازدید