روز آغاز جهان

امین علیان:

لذت بردم محمد جان
ولی نمی دونم چرا بچه های ما توو این دوره زمونه اصلا شاید به این تغییر و تحولات در محیط اطراف و طبیعت شون توجه نمی کنن
آدم هایی هستیم که خلوت هامون رو به طور کامل از دست دادیم... آدم توو خلوت خودش به معنی زندگی و خوشبختی و دوست داشتن و ... فکر میکنه و اونها رو برای خودش بازتعریف میکنه اما بچه های امروز همه چیز رو با کلیشه ها مشناسن و هیچ چیز رو برای خودشون بازتعریف نمی کنن، در واقع توی بازتعریف بدیهیات زندگی هست که سئوالات بزرگ زندگی بشر خودشون رو به آدم نشون می دن، اینکه زندگی چه هدفی داره، ما چه کار می خوایم بکنیم و رسالتمون تو زندگی چیه... اما بچه ها و نوجوون های این دوره زمونه هر چیز انتزاعی رو با یک نمود عینی میسنجند، عشق براشون به معنی هدیه روز ولنتاین هست، لذت بردن از زندگی با نمود خوشگذرونی و مسافرت و پول خرج کردن و اینها شناخته می شده... می خوام بگم هیچ مفهوم انتزاعی ای مثل عشق برای خودشون تعریف نمی کنن بلکه فقط با نمود های عینیش سر و کار دارن.... فکر می کنم بشر امروز به واسطه پیشرفت تکنولوژی و استفاده بی مهابا از اوون داره هر روز تنها و تنها تر میشه و هرگز قدرت مواجه شدن با این تنهاییش رو نداره چون در تنهایی هاَش همیشه یک تکنولوژی ارتباط جمعی هست که تنهاییش رو پر میکنه اما نه واقعی بلکه فقط عینی.... نمی دونم می تونم منظورم رو برسونم یا نه اما فکر می کنم بشر به یک نقطه عطف دیگه تو تاریخش رسیده، اونم نقاب به صورت زدن و مثل معیارهای معرفی شده به وسیله وسایل ارتباط جمعی زندگی کردن و این فاجعه هست چون همه دارن شبیه هم می شن....
/ 0 نظر / 15 بازدید