نیمه عمر انسانی

نیمه عمر انسانی

 

 محمد سرابی

قدیمی‌های تهران از 70 سال قبل این شهر تعریف می‌کنند و اینکه چقدر با صفا و خلوت بود اما با اسکلتی که در حفاری‌های فاضلاب خیابان مولوی پیدا شد تاریخچه شهر از زمان قاجار و صفویه عقب‌تر رفت و حالا تقریبا باتمدن‌های باستانی میان‌رودان هم سابقه شده است. اگرچه مولوی اکنون بخشی فرسوده و گرفتار مشکلات شهری و اجتماعی فراوان است اما زمانی از محله‌های اصیل شهر به می‌رفت البته نه 7 هزار سال قبل.

سن صاحب اسکلت 35 تا 40 سال تخمین زده شد که برای زمان ما جوان یا تقریبا جوان است. زنی 35 ساله در تهران امروز می‌تواند برای زندگی و آینده‌اش برنامه ریزی کند. اگر هنوزدر فکر دانشگاه باشد می‌تواند به دنبال تحصیلات عالی برود. اگر شغلی دارد حرفه‌اش را تغییر بدهد. اگر قصد مهاجرت دارد کشور مقصد را انتخاب کند و اگر می‌خواهد خانواده‌ای داشته باشد ازدواج کند. اگر چه 35 سالگی لبه آخر جوانی است ولی به نسبت اینکه هرکسی در چه مرحله‌ای از زندگی باشد می‌تواند خودش را جوان جا افتاده یا فردی در آستانه میانسالی محسوب کند. شیوه‌های زندگی و انتخاب‌ها آنقدر متنوع شده‌اند که می‌توان تصمیم‌های جدید گرفت و سرگرمی‌های جدیدی پیدا کرد و تا مدت‌های طولانی به سبک جوانانه زندگی را ادامه داد.

بسیاری از بیمار‌ی‌های کشنده یا فرساینده قدیمی با دانش روز درمان و روش‌های گوناگونی برای حفظ قدرت جسمی‌ ساخته شده است. از طرف دیگر جامعه جدید هم محدودیت چندانی برای جدا کردن اجباری ویژگی‌های نسل‌ها از یکدیگر قائل نمی‌شود. سالمندی دور به نظر میاید و رسیدن به آن راه درازی دارد. شاید از قدیمی‌های مولوی درباره کسانی شنیده باشیم که عمر طولانی همراه با عزت و سلامت داشتند و بعد هم این شیوه زندگی را به تمام مردم گذشته تعمیم بدهند و با آمار مرگ در اثر سرطان امروز مقایسه کنند اما این خاطرات فقط درباره کسانی است که از چنگ حادثه و بیماری زنده فرار کرده‌اند و مانند کودکان بی‌شماری که در همان کودکی می‌مردند نگون‌بخت نبودند. میانگین سنی با توجه به طول عمر تمام کسانی که متولد می‌شوند محاسبه می‌شود نه کسانی که به مقام بزرگ طایفه رسیده‌اند. اگر میزان مرگ و می‌نوزادان و کودکان و همینطور عوامل مرگبار دیگر در یک قرن پیش را محاسبه کنیم به راحتی می‌توان پی برد که چگونه نیمی‌ از فرزندان یک زن با بیش از نصف آن‌ها هیچ وقت به سن رشد نمی‌رسیدند. این ناکامان دنیا در نقل قول‌های بعدی هم فراموش می‌شدند و کسی آن‌ها را در شمار تلفات خانواده نمی‌آورد زیرا نبودشان حس نمی‌شد. مرگ و میر‌های جوانان و کسانی که ستونی زیر سقف خانواده بودند بیشتر به چشم میامد و تاثیر ناگوارتری روی دیگران می‌گذاشت اما باز هم پذیرفته می‌شد. در این بین اگر کسی عمر طولانی می‌کرد سمبلی از زندگی پیروزمندانه و ماندگار بود. در کنار او انبوهی از مردم به نیمه راه زندگی هم نمی‌رسیدند.

امروز مردم ایران می‌توانند به زندگی تا 70 سال و بیشتر از آن امیدوار باشند. بانویی که موقع کانال‌کشی در زیر آسفالت خیابان مولوی از خواب بیدار شد در زمان خود کهنسال بود بیشتر کسانی که در اطراف او زندگی می‌کردند پیش از 35 سالگی مرده بودند.

روزنامه همشهری 24 اسفند 93

/ 0 نظر / 32 بازدید