محمد سرابی

www.msarabi.com

 
ژوپیتر و ماتریکس
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٤
 

ژوپیتر و ماتریکس

محمد سرابی

بزرگترین سیاره منظومه شمسی نه از خاک و نه از سنگ ساخته شده است. مشتری یا ژوپیتر از گاز و بخار و مایع گردان و پر آشوبی تشکیل شده و شاید بشود تصور کرد خدایان اساطیری که زمانی در قله‌کوه‌های بلند ساکن بودند الان در عمق این ابر‌های قرمز زندگی می‌کنند.

فیلم صعود به مشتری Jupiter Ascending 2015 که به فارسی ژوپیتر بالارونده هم ترجمه شده است همین ایده خیالی را مطرح می‌کند. آخرین اثر واچفسکی‌ها چیزی بین سه گانه مشهور متعلق به خود آن‌ها ماتریکس و مجموعه فیلم‌های جنگ ستارگان ( باز هم با ترجمه فارسی جنگ‌های ستاره‌‌ای) جرج لوکاس است.

آثاری از بن مایه ماتریکس را می‌‌توان در این فیلم پیدا کرد. وجود جهان موازی با جهان عادی و روزمره انسان‌ها، امکان ارتباط انسانی که زندگی و شغل عادی دارد با دنیای پر از جنگ و رقابت دیگر و درگیری بدنی و سلاح‌های عجیبی که به کار گرفته می‌شوند.

در ژوپیتر صعود کننده باز هم آدم‌هایی که فکر می‌کنند زندگی عادی دارند محصولات مزرعه موجوداتی برتر هستند اما این ماجرا مانند ماتریکس به شکل معما گونه طرح نمی‌شود. در قسمت اول ماتریکس زمان قابل توجهی صرف شد تا شخصیت نیو پی به معمای اصلی ببرد و جزئیات حتی تا آخر فیلم هم حل نشده بود. در ژوپیتر صعود کننده معمای خاصی در بین نیست و شرایط به سرعت شرح داده شد.

انتقادی که به ژوپیتر بالارونده می‌شود چند پاره بودن شکل فیلم است. زمانی که ژوپیتر جونز در حال دریافت عنوان سلطنتی است با طنز عروسکی روبرو هستیم. بخش‌هایی از فیلم شبیه ژانر وسترن است که در آن شخصیت زن ماجرا نیاز به کمک یکه سوار دارد و دائم هم از جایی سقوط می‌کند! هجوم کین وایز برای شکستن سپر دفاعی قصر تیتوس آبراساکس، یادآور تعقیب و گریز‌ در فیلم‌های اول جنگ ستارگان است و صحنه جنگ در قرارگاه بالم آبراساکس به فیلم‌های استیم پانک Steampunk بیشتر شباهت داشت. آثار دیگر واچفسکی‌ها مانند مسابقه سرعت یا اطلس ابر از انسجام بیشتری بهره مند بود اما به نظر می‌رسد تلاش برای تجاری کردن فیلم باعث تسط جلوه‌های ویژه بر یکدستی فضا شده است.

از طرف دیگر نمی‌توان فیلم را چندان علمی - تخیلی دانست زیرا جنبه علمی آن از قدرت کافی بهره ندارد. کسانی که داستان فولکور اروپایی دیو و دلبر را مثال می‌زنند، در کلیسا‌های قدیمی با نشان حلقه روی انگشت دست چپ ازدواج می‌‌کنند، لباس شب می‌پوشند و برای امواتشان شمع روشن می‌کنند به جای اینکه موجوداتی برتر و مسلط به کهکشان جلوه کنند شبیه انسان‌هایی مهاجر به فضا میایند. صحنه‌های درگیری طوری ساخته شده است که نیاز به پخش روی پرده‌های وسیع دارد و بازماندن پایان فیلم و زنده ماندن شخصیت‌های اصلی نشان می‌دهد که می‌توانیم در انتظار قسمت‌های بعدی ژوپیتر باشیم. شاید این قسمت‌ها نقاط ضعف این فیلم را تکرار نکرده باشند.

روزنامه روزان 29 اردیبهشت 94


 
 
سفیر کلیسای رم
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٤
 

سفیر کلیسای رم

 

محمد سرابی

امتیاز پاپ فرانسیس در سفر به آمریکای جنوبی این است که می‌تواند با مردم این منطقه به زبان خودشان صحبت کند. کاردینال خورخه ماریو  برگوگلیو آرژانتینی قبل از اینکه به ریاست تشکیلات کلیسای رومن کاتولیک برسد سراسقف کلیسای بوینس آیرس بود. او اولین پاپی است که از خارج قاره اروپا انتخاب می‌شود و از جایی میاید که آیین مسیحیت همراه با کشتی‌های استعمارگران به آن راه پیدا کرد.

زمانی که اولین کشتی‌های استعمارگران اروپایی به قاره جدید رسید و پرچم خود را به کمک سلاح‌های آتشین در خاک آن نصب کردند مبلغ‌های مذهبی هم درست در صف اول مهاجمان ایستاده بودند. در واقع هر سرزمین جدید به نام پادشاه و با اجاره کلیسا تصرف می‌شد. اما این مبلغ‌های که برای خداشناس کردن بومیان به آن‌جا رفته بودند در میان اعتقادات سرخپوست‌ها به باور‌هایی رسیدند که به شکل حیرت انگیزی شبیه به آموزه‌های عهد عتیق بود! « ویلیان پرسکات» مورخ در قرن 19 در میان آزتک‌های مکزیک به آیین غسل تعمید کودکان برخورد کرده بود. رسمی که با ریختن آب روی بدن نوزاد انجام می‌شود تا او را از گناه اولیه پاک کند. «جورج کاتلین» جهانگرد هم در همین قرن متوجه رسومی در بین سرخپوستان شده بود مانند جدا بودن زنان و مردان در هنگام عبادت و رسم‌هایی شبیه روزه و کفاره که با قوانین ادیان ابراهیمی شباهت داشت. واکنش مبلغان مذهبی به این آیین‌ها خیلی ساده و صریح بود. هرگونه اعتقادی به جز آنچه که از کلیسای رم ابلاغ می‌شد کفر مطلق و شایسته سرکوبی کامل به شمار می‌رفت. اگر معدودی جهانگرد یا علاقمندان به فرهنگ و هنر بومی نبودند که مشاهدات خود را بنویسند همین آثار باقیمانده از بومیان آمریکا نیز نابود شده بود. اگر زمانی سوالی پیش میامد هم توضیحات عجیبی مانند اینکه یک قدیس مسیحی در قرن‌های گذشته به قاره جدید سفر کرده است یا اقوامی از قبایل مقدس به آمریکا راه پیدا کرده‌اند مطرح می‌شد.

اولین نمایندگان مسیحیت در سفر به آمریکای جنوبی مطمئن بودند به سرزمین وحشیان کافر می‌روند تا مطابق دستورات کلیسای رم آنان را با نور ایمان آشنا کنند. امروز پاپ فرانسیس به قاره‌ای می‌رود که دین مسحی در آن بسیار قوی‌تر از اروپا است.

روزنامه روزان 20 تیر 94


 
 
فلاشا، قبیله گم شده
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٤
 

فلاشا، قبیله گم شده

محمد سرابی

یهودیان سیاهپوست از جالب‌ترین پدیده‌های مذهبی هستند. امروز که دولت آمریکا با اعتراض گسترده سیاهپوستان به خشونت پلیس و قتل متهمان بی‌دفاع در خیابان مواجه شده‌ رژیم نژادپرست صهیونیستی هم در سوی دیگر جهان دست به سرکوب اقلیت سیاهپوست «فلاشا» زده است.

اشکنازی‌ها، سفاردی‌ها، میزراحی‌ها که اقوام اصلی یهودی را می‌سازند، اگرچه بر اساس منشا خود از موطلایی‌های اروپایی تا مو‌سیاه‌های خاورمیانه‌ای تفاوت دارند اما همه سفیدپوست و اندکی شبیه به هم هستند. قبل از تشکیل رژیم صهیونیستی هم اختلاف‌هایی میان اقوام مختلف یهودی وجود داشت که پیروان دیگر ادیان چندان از آن با خبر نمی‌شدند اما بعد از ساخته شدن این رژیم اختلافات شکل دیگری گرفت و به طور مشخص میان اشکنازی‌ها و سفاردی‌های بروز کرد.

یهودیان فلاشا یا فلاخا Falasha که از آن‌ها با نام Beta Israel هم اسم برده می‌شود اهل اتیوپی هستند. بیشتر اعضای این گروه مذهبی بسیار کوچک به سرزمین‌های تحت حکومت رژیم تل آویو مهاجرت کردند به امید اینکه در آن شرایط زندگی بهتری داشته باشند اما از همان زمان ورود متوجه دشواری زندگی در نظام صهیونیستی و نابرابری بین خود و دیگران شدند.

بنا به قول رایج، دین یهودیت تفاوت جدی با دو دین دیگر ابراهیمی دارد. کسی نمی‌تواند یهودی شود بلکه باید یهودی به دنیا بیاید و بر این اساس باید تمام یهودیان فعلی جهان نسبی از بنی اسراییل داشته باشند و از آنجا که بنی اسراییل سفید پوست بودند فرزندان آن‌ها نمی‌توانند کاملا سیاهپوست باشند. البته ادعای متعددی درباره منشا این قوم وجود دارد که معتبر ترین آن‌ نسل یهودیان اتیوپی را از قبیله‌های گمشده بنی‌اسراییل می‌داند. گروه‌های کوچکی از یهودیان سیاهپوست در آمریکا هم زندگی می‌کنند اما همکیشان‌ آن‌ها در یهودی بودنشان تردید دارند.

روزنامه روزان 23 اردیبهشت 94


 
 
رایش چهارم
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٤
 

 

 

رایش چهارم

 

محمد سرابی

 

مخالفان گونترگراس در تجمع‌هایشان دو حرف آخر نام خانوادگی او را که به دو s ختم می‌شد به صورت نشان اس اس، واحد نظامی آلمان نازی می‌نوشتند. گراس می‌دانست که سابقه عضویت او در ارتش نازی چقدر روی خوانندگان کتاب‌هایش می‌گذارد و مخصوصا داوران جایزه‌های ادبی را از انتخاب کتاب‌هایش منصرف می‌کند. کتاب‌های گراس موضعی ضد جنگ دارند اما او تا چند سال بعد از گرفتن نوبل ادبیات این راز را که زمانی به عنوان سرباز هیتلر خدمت کرده است مخفی‌ کرد. زمانی که در زندگی‌نامه‌اش نوشت در جوانی نازی بوده است و موقعی که در یک شعر به فعالیت‌های نظامی  اسراییل طعنه زد همان واکنش‌هایی را دید که انتظار داشت.

البته گراس آخرین نازی نبود. اسکار گرونینگ 93 ساله احتمالا باید آخرین کسی باشد که مستقیما متهم به دست داشتن در کشتار آشویتس است. خودش می‌گوید در آشویتس فقط حسابدار بوده و حساب لوازم شخصی باقیمانده از قربانیان را نگه می‌داشته اما متم است که در کشتن 300 هزار نفر نقش داشته است. گرونینگ یک بار دیگر همه به دلیل حضور در آشویتس به دادگاه فراخوانده شد اما اتهام او اثبات نشده بود. اشتباه گرونینگ این بود که فکر می‌کرد ماجرا تمام شده است بنابراین در مصاحبه با بی بی سی گفته بود که در زمان اعدام‌های زندانیان در آنجا بوده و همه چیز را دیده است. او این حرف را برای اثبات هلوکاست زده بود اما مصاحبه او در مجموعه تلویزیونی مستند آشوویتس، نازی‌ها و راه‌‎حل نهایی استفاده شد و حالا همین اعتراف به صورت مدرکی علیه او در آمده است.

بعضی‌های هم از اینکه شبیه نازی‌ها باشند ناراضی نیستند. از گروه پگیدا Pegida در آلمان که علیه مهاجران خاورمیانه‌ای فعالیت می‌کند و تا حالا سابقه خشونت نداشته‌اند تا حزب طلوع طلایی یونان که به وضوح نشانه‌های مشابه نژاد پرستان دارند همه می‌توانند نشانه‌ای از احیای دوباره نازیسم باشند. این ‌ها همه در صورتی است که به رایش چهارم و ادامه یافتن مرام نازی‌ها پس از سقوط برلین عقیده نداشته باشیم.  کسانی که رایش چهارم را باور دارند رد پای نازی‌ها را در نظام سیاسی اقتصادی امروز و حتی در حوادثی مانند انفجار آمیا دنبال می‌کنند.

عجیب نیست که در سال 2015 و حالا که 70 سال از پایان جنگ جهانی دوم می‌گذرد نظریه مرگبار نازیسم هنوز هم جلب توجه می‌کند؟

روزنامه روزان 15 اردیبهشت 94

Follow Your Leader by Esonax


 
 
الاطحین - داعش
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٤
 

الاطحین

 

محمد سرابی

 

کشور‌های خاورمیانه به جای مقابله با داعش در حال بمباران کردن خاک یکدیگر هستند. امارات متحده و مصر لیبی را بمباران کردند. اردن عراق و سوریه را بمباران کرد. ترکیه برای جابه‌جا کردن مقبره پادشاه عثمانی وارد عراق شد و حالا عربستان با توان نظامی هوایی و زمینی در حال حمله به یمن است تا سلاح‌هایی که در سال‌های طولانی خریده و انبار کرده بود مصرف کند. غیر از کشور‌های عربی، پاکستان و ترکیه هم در این حمله متحد عربستان هستند و یمن به این دلیل واکنش نشان نمی‌دهد که قادر به این کار نیست.

هیچ دولت مرکزی مقتدری در این کشور باقی نمانده است علی عبدا... صالح رییس جمهور برکنار شده است ولی نیرو‌های وفادار به او در جنگ داخلی حضور دارند. منصور هادی رییس جمهوری که پس از او روی کار آمد ظاهرا استعفا داد و پایتخت را به حوثی‌ها واگذار کرد و به شهر دوم یمن رفت تا دولتش را در آنجا تشکیل دهد اما در این کار هم  موفق نبود و سر از ریاض در آورد تا عربستان را که همیشه منتظر و مدعی بود وارد بازی کند. حالا که مصر رقیب سنتی عربستان درگیر مشکلات داخلی و کشمکش دولت نظامی ژنرال سیسی و گروه قدیمی اخوان المسلمین شده است دست عربستان برای سرکوب قبیله‌ها و گروه‌های مخالف ریاض در یمن باز مانده و فرصت خوبی فراهم شده تا القاعده و متحدان داعش جای پای خود را در آن محکم کنند. اگرچه القاعده به عنوان میراث اسامه بن لادن نیروهایش را به نفع داعش از دست داده اس اما جنایت‌های وحشیانه دولت اسلامی عراق و شام آنقدر برای سلفی‌ها و بنیادگرایان مذهبی جذاب است که بیعت اعضایی از الشباب و بوکوحرام را هم به دست آورده و درحال عضو‌گیری از نسل دوم مهاجران خاورمیانه در اروپا است. حتی ممکن است شاخه‌های القاعده به سبک گروه‌های مسلح کمونیست در دوران جنگ سرد که دچار مشکلات تحلیلی شده بودند یکسره اعلام انحلال کنند و به داعش بپیوندند. جذابیت خلیفه موصل امارات اسلامی امیرالمومنین قندهار را هم تحت تاثیر قرار داده و طالبان افغانستان و پاکستان به  آن متمایل شده‌اند. انتشار زندگی‌نامه ملامحمد عمر و تاکید بر زنده بودن آن واکنشی به بیعت برخی از اعضای طالبان پاکستان با داعش است. داعش که تا کنون باعصیان موثر مردمی که در منطقه تحت تصرفش زندگی می‌کنند مواجه نشده بود با ارتش بغداد و گروه‌های مردمی که شعار « الاطحین» می‌دهند روبرو است. به معنی این که داعش را مانند ذرات «آرد» خرد و پراکنده خواهند کرد.

بهار عربی به آشوب سراسری در تمام کشور‌های عربی خاورمیانه منتهی شده است و زمانی که قدرت‌های غربی تلاش می‌کنند خود را از اتهام دخالت نظامی در سوریه رها کنند در آن سو یمن در حال تبدیل شدن به عراقی دیگر است.

روزنامه روزان 23 فروردین 94


 
 
گوریلی که به آدم نگاه می‌کند
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۸:۱۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٤
 

 گوریلی که به آدم نگاه می‌کند

محمد سرابی

 

آخرین ساخته گادفری رجیو Godfrey Reggio تماشاگران Visitors نام دارد و اولین تصویری که در آن دیده می‌شود صورت یک گوریل با مو‌های براق است که به دوربین نگاه می‌کند. البته در ادامه تماشاگران واقعی را می‌بینیم. انسان‌هایی از نژاد‌ها و سن‌های گوناگون که به دوربین خیره شده‌اند. نگاه کردن مستقیم یکی از تکنیک‌های رایج بین مستند سازان و عکاسان است. بر این اساس چهره انسانی دیگر می‌تواند پیامی را از نمایش دهنده به تماشاگر منتقل کند که بیشتر مفهومی عاطفی و شبیه به همدردی دارد.

اما در فیلم تماشاگران چندان از درد خبری نیست. در ساخته‌های دیگر رجیو مخصوصا سه‌گانه معروف کاتسی ( 1982 – 1988 – 2002 Qatsi ) تصاویر گوناگونی ار اوج و حضیض تمدن به نمایش در میاید که شامل سرگردانی بین دست‌ساخته‌ها و از دست رفته‌های بشر است. او در این فیلم‌ها روش‌های گوناگون تدوین را به کار گرفت که بیشتر از همه با استفاده فراوان از حرکت آهسته دیده شد.  برای نمونه سقوط فضاپیمای چلنجر در فیلم اول کاتسی Koyaanisqatsi  که پس از پرتاب از سکوی موشکی آتش گرفت و با تمام سرنشینانش سوخت، به شکلی نمایش داده می‌شود که در کادر صفحه، فقط گلوله فلزی شعله‌وری که به دور خود می‌گردد و در قوسی بلند پایین میاید را می‌بینیم. فاجعه تاریخ فضانوردی که در چند دقیقه با سقوط کابین اصلی رخ داد در پلانی بسیار طولانی‌تر از زمان رخ دادن آن تدوین شده است. بد نیست به این نکته هم توجه کنیم که بعد از سقوط چلنجر مشخص شد سرنشینان درون کابین تا پیش از برخورد به زمین زنده بودند و احتمالا نزدیک شدن به مرگ را حس می‌کردند.

این تکنیک حرکت آهسته در تماشاگران هم به کار گرفته شده اما کمتر به چشم میاید. می‌شود فهمید که سرعت فیلم گرفته شده از بازیگران و همینطور گوریل کمی کاهش یافته است.

تماشاگران و آثار مشابه آن‌ها آنقدر زیاد نیستند که تشکیل یک دسته اثر سینمایی یا  ژانر را بدهد. فیلم‌هایی طولانی و یکنواخت که تماشا کردن آن‌ها انگیزه کافی لازم دارد و در آن‌ها از داستان، بازیگر، کلام، نوشته و هیچ عنصر رایج دیگر خبری نیست. تنها تصاویری هستند که پشت سر هم همراه با موسیقی نشان داده می‌شوند. این آثار اگرچه در گروه مستند طبقه بندی می‌شوند اما تفاوت‌های جدی با فیلم‌های مستند عادی دارند که یک موضوع واضح را دنبالی می‌کنند.

بقیه سکانس‌های تماشاگران که از نمای بتونی مجتمع‌های مسکونی بزرگ یا ساختمان‌های متروک گرفته شده است هم به روال دیگری فیلم‌های این سبک همینطور به کندی پخش می‌شود. این قسمت از ساختمان‌های بناشده و رها شده در دیگر فیلم‌های همین کارگردان یا «باراکا» و «سمسارا» آثار دیگر کارگردان این ژانر رون فریک Ron Fricke هم به کار گرفته شده است اما رجیو در این فیلم تمرکز بیشتری بر تصاویر بسته داشته و دوربین را تا حد انگشت‌هایی که با صفحه‌های لمسی کار می‌‌کنند نزدیک کرده است. نما‌های بزرگ از حرکت سریع خودرو‌ها در بزرگراه یا تخریب انفجاری ساختمان‌ها در کار‌های قبلی رجیو تبدیل به ضبط صحنه‌ها در فضای آرام استدیو شده و اکنون که سینما به سمت سه بعدی شدن می‌رود این کارگردان از فیلم‌های رنگی قبلی به سوی اثری سیاه و سفید حرکت کرده است است. موسیقی تماشاگران نیز به نسبت سه‌گانه کاتسی خیلی آرامتر و تکراری تر اجرا می‌شود گویی تمام تمرکز بر تماشای چهره‌ها است. پیر‌ها، جوان‌ها،‌‌ بچه‌ها، آدم مصنوعی و گوریل.

روزنامه روزان 17 فروردین 94

 http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/f/fe/Visitors_%282013_film%29.jpg/220px-Visitors_%282013_film%29.jpg


 
 
کمپانی فیلمسازی داعش تقدیم می‌کند
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩۳
 

کمپانی فیلمسازی داعش تقدیم می‌کند

محمد سرابی

 

ویدئو‌هایی که از اعدام‌های داعش منتشر می‌شود هر بار جنبه دلخراش‌تری پیدا می‌کنند. بعد از چند‌بار قطع سر زندانی‌ها  ممکن بود مردم به دیدن این صحنه عادت کنند به همین دلیل داعش سربریدن دسته جمعی لب دریا و همینطور آتش زدن خلبان در قفس را طراحی کرد تا بینندگان را باز هم غافلگیر کند.  جلوه‌های تصویری،‌ ضبط صدا و نوشته‌هایی که روی متن می آیند هم نشان از حرفه‌ای بودن تیم فیلمسازی دارد. داعش از قدرت رسانه‌ها آگاه است و از این ابزار به خوبی استفاده می‌کند تا هرچه که می‌تواند چهره وحشی‌‌تری از خود به نمایش بگذارد. واکنش کشور‌های عربی و متحدان غربی آن‌ها ضعیف‌تر از چیزی است که باید باشد. مصر، لیبی را بمباران کرده است و اردن عراق و سوریه ‌را. ترکیه که از دخالت در کوبانی خودداری می‌‌کرد برای نجات مقبره سلطان عثمانی وارد خاک عراق شده است. آمریکا هم مشغول مستشاری نظامی و آموزش سربازان محلی است تا خودش را از دخالت مستقیم دور نگه دارد. در این بین داعش با وجود اینکه کوبانی را از دست داد و موقعیت پایتختش در موصل هم تهدید شد اما قوی و با انگیزه به کار خود ادامه می‌دهد و میراث چند هزار ساله تمدن خاورمیانه در موزه موصل را نابود می‌کند. تعداد اسیرانی که داعش از میان آسوریان گرفته است نامشخص است اما تا مدتی دیگر که گور‌های دسته جمعی کشف شوند یا فیلم‌های کشتار دیگری روی  اینترنت بیاید تعداد آن‌ها هم معین خواهد شد. به نظر می‌آید کسی نمی‌تواند دولت اسلامی عراق و شام را مهار کند و تعداد کسانی که با خلیفه بغدادی بیعت کرده‌اند به دیگر نقاط جهان مانند آفریقای شمالی و مرکزی و همینطور‌ اروپا رسیده است. القاعده و جانشین اسامه بن لادن دیگر انعکاس قبلی را در اخبار ندارند. از طرف دیگر داعش قطعا در قلمرو خود از پشتیبانی مردمی برخورددار است وگرنه در شرایطی که مشکلات اقتصادی متعدد مردم مناطق جنگ‌زده را آزار می‌دهد قادر به بقا نبود. با شرایط فعلی این گروه نه تنها‌ رو به نابودی نیست بلکه اعضای جدیدی از اروپا هم به آن می‌پیوندند. گروهی برای سربریدن در کنار جان جهادی و بعضی هم برای خدمت در جهاد نکاح عضو آن می‌شوند. هویت «جان جهادی» که قبلا از لهجه‌اش معلوم شده بود اهل لندن است، اخیرا اعلام شد و تصاویر دوران کودکی او در لندن و همینطور محله‌ای که در آن زندگی می‌کرد در رسانه‌ها منتشر شده است. جان جهادی نقش اول مرد فیلم‌های کوتاهی است که داعش منتشر می‌کند و با آن گروهی از مردم جهان را از خود و راه خود متنفر کرده و عده‌ای را هم جذب خلافت اسلامی می‌کند. نمایشی که همچنان ادامه دارد و در هر قسمت وحشیانه‌تر و هیجان انگیز تر می‌شود.

http://roozannews.ir/detail/News/19273

روزنامه روزان 26 اسفند 93


 
 
ناهمگون و گرفتار هزارتو - سینمای تین ایجری
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ آذر ۱۳٩۳
 

 ناهمگون  و گرفتار هزارتو

 

محمد سرابی

 گروهی نوجوان که در شرایط دشوار نبرد و آزمون قرار گرفته‌اند و باید مثل مبارزان حرفه‌ای بجنگند. این  الگوی ثابتی برای چند فیلم اخیر «تین ایجری» در هالیوود است. در دونده هزار تو (The Maze Runner 2014) نوجوان‌هایی در یک مزرعه بیدار می‌شوند. جامعه کوچک دهکده مانندی بین دیوار‌های بلند شکل گرفته است و ساکنان آن نمی‌دانند از کجا آمده‌اند و باید چکار کنند. تنها می‌دانند هرکسی از دریچه میان دیوار‌ها عبور کند در هزار تویی خطرناک به دام میافتد و بر نخواهد گشت. قهرمان فیلم پسری است که می‌خواهد بگریزد.

همین داستان در ناهمگون (Divergent 2014) به شکل دیگری ساخته شده است. جامعه‌ای محدود به یک شهر، پس از جنگی بزرگ باقی مانده است و مردم آن به پنج طبقه کشاورز، نظامی، دانشمند، نیکوکار و حاکم تقسیم می‌شوند. گروهی نیز بدون طبقه و بی‌خانمان هستند. هر نوجوانی پس از رسیدن به بلوغ باید طبقه خود را انتخاب کند معمولا نوجوان‌ها شغل اجدادی دنبال می‌کنند اما برخی از هم طبقه خود ر تغییر می‌دهند. شهر آرام و بدون تنش است اما مشخص می‌شود که راز‌هایی در میان است و خطری برخی از افراد را تهدید می‌کند. قهرمان دختری است که می‌خواهد راز را پیدا کند.

در عطش مبارزه (The Hunger Games 2012) وقسمت‌های دوم و سوم آن که در سال‌های بعد به اکران در آمد هم قهرمان یک دختر است اما این بار داستان پیچیدگی بیشتری دارد. حکومتی ظالم و قدرتمند بر تمام کشور تسلط دارد و بهترین نوجوانان را وادار به کشتن یکدیگر می‌کند. قهرمانان نه تنها با یک بازی مرگبار بلک با یک قدرت مسلط و بی‌رحم هم روبرو هستند. کنایه‌های سیاسی و سمبل‌های تاریخی فراوانی در این مجموعه به چشم می‌خورند که گاهی به داستان‌های باستانی و گاهی به ایدئولوژی‌های معاصر شباهت پیدا می‌کنند. عطش مبارزه مانند هری‌پاتر که بر اساس کتاب‌های پرفروش ساخته شده است بر مبنای کتاب‌های سه گانه سوزان کالینز طراحی شده است و بخش دوم از قسمت سوم آن در سال 2015 وعده اکران دارد. قسمت‌های قبلی فروش خوبی داشتند و این موفقیت تا پایان کامل مجموعه پیش بینی می‌شود شاید به همین دلیل امکان ادامه دادن داستان در هر دو فیلم دیگر دونده هزارتو و ناهمگون هم طراحی شده است و پایان بندی هر فیلم به شکلی است که تماشاگر را در انتظار ادامه آن نگه دارد. هیچ یک از شخصیت‌ها آن‌چنان که در فیلم‌های چنددهه قبل رایج بود عصیانگر و آرمانگرا نیستند اما در میان نسل خود «فعال» و « موثر» به حساب میایند.  بازار مناسبی برای فیلم‌های دنباله‌دار با موضوع نوجوانان مبارز شکل گرفته که رو به گسترش است.

روزنامه روزان 25 آذر 93 صفحه آخر


 
 
زنی از قبیله داعش
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩۳
 

زنی از قبیله داعش

 

محمد سرابی

 

خبر دستگیر‌شدن همسر خلیفه داعش یک نمونه از اخبار بی‌اعتباری است که این روز‌ها از آشوب خاورمیانه منتشر می‌شود. با وجود اینکه بسیاری از رسانه‌ها این خبر و تکذیبیه‌های بعد از آن را منتشر کردند هنوز هم مشخص نیست که زن دستگیر شده واقعا چه کسی است و چه نسبتی با خلیفه دارد. اطلاعاتی که در دست است نشان می‌دهد او «سجی حمید الدلیمی» نام دارد و فرزند یکی از اعضای گروه‌های تکفیری است که سال گذشته کشته شده است.

ظاهرا مدتی قبل این زن در جریان تبادل راهبه‌های مسیحی «معلولا» که به دست گروه‌های تکفیری افتاده بودند با زندانیان این گروه در سوریه آزاد شده بود. خواهر او به نام دعاء در سال 2008 با یک کمربند انتحاری عمل نکرده در اربیل دستگیر شده و اکنون زندانی است. برادرش عمر فرمانده یکی از پایگاه‌های داعش است و همسرش فلاح اسماعیل جاسم که یکی از فرماندهان ارتش صدام بود که در درگیری‌های استان الانبار در سال 2010 کشته شد.  از طرف دیگر می‌گویند که ابوبکر البغدادی شوهر دوم سجی است زیرا او اکنون با یک فلسطینی ازدواج کرده است اما فرزندی که به همراه دارد از بغدادی است.

اخیرا خبر رسیده که نام زنان خلیفه داعش اسماء فوزی محمد الدلیمی و اسراء رجب محل القیسی است و ماموران لبنانی به اشتباه زنی را دستگیر کرده‌اند که تنها یکی از اعضا مونث داعش است. همینطور می‌گویند که همسر رئیس جبهه نصرت هم در بین دستگیر‌ شدگان است. ظاهرا این زنان قصد داشتند شبکه‌هایی که از زنان تروریست تشکیل می‌شود را شکل بدهند و دست به بمب گذاری در مناطق مختلف خاورمیانه بزنند.

حالا یکی از شخصیت‌های سیاسی لبنان گفته است که یک تاجر ایزدی در نامه‌ای خواسته است تا این زن را به هر مبلغی که می‌خواهند به وی بفروشند تا او را با زنان ایزدی که توسط اعضای گروه تروریستی داعش در بازار برده فروشان سوریه و عراق فروخته می‌شوند، مبادله کند.

تقریبا تمام اطلاعاتی که از این دستگیری وجود دارد مشکوک و بدون منبع و اعتبار کافی است. اما یک سوال باقی می‌ماند.چرا مقام‌های ارشد این گروه‌های شورشی باید زنانشان را به میان دشمنان بفرستند؟ این چه ماموریتی ویژه‌ای است که افراد دیگر قادر به انجام آن نیستند و باید حتما زنی که مورد علاقه خلیفه است شخصا آن را انجام دهد؟

روزنامه روزان 2 آذر 93


 
 
خدایی که صاحب نام‌های بسیار است
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ آذر ۱۳٩۳
 

خدایی که صاحب نام‌های بسیار است

محمد سرابی

«جهان شکسته شده است، اما ترمیم خواهد شد و خوبی مانند خدای که صاحب نام‌های بسیار است در آخر پیروز می‌شود» (والدین پیتر گاسیک)

داعش و گروگان‌های که در مقابل دوربین سر می‌برد گویی از دو جهان متفاوت هستند. هرچقدر که داعش از نفرت و انتقام سرشار است اما نمی‌تواند بازماندگان قربانیان و خانواده‌های‌ آن‌ها را تحریک کند یا از این راه تاثیری بر ارتش‌های غربی بگذارد. «اد» و «پائولا» گاسیک که پسر 26 ساله خود را از دست داده‌اند اعلام کردند که با گذشت زمان خواهند توانست قاتلان فرزندشان را ببخشند.

داعش، سازمانی که از القاعده ساخته شد جنایت‌های هولناک خود را برای ایجاد وحشت به راه می‌اندازد تا کینه و نفرت را به ملت‌های دیگر هم انتقال دهد. این سازمان مرگ‌بار که در منطقه طرفدارانی دارد و از تمام دنیا جنگجو جمع می‌کند روز به روز صحنه‌های بیشتر از بریدن سر اسیرانش پخش می‌کند.

این بار جان جهادی (Jihadi John ) جلاد معروف داعش که نقاب سیاه  دارد حقه‌ تازه‌ای به همراهانش زد. در فیلم گروهی از اعضای داعش در یک ستون و در حالی که گردن قربانیان را گرفته‌اند از کنار یک جعبه پر از کارد عبور می‌کند و هر کدام یکی را برای بریدن گلوی اسیران بر می‌داند بعد آن‌ها را در مقابل خود می نشانند و در یک حرکت هماهنگ کار سربریدن قربانیان که هیچ مقاومتی ندارند را آغاز می‌کنند.  هیچ‌کدام آن‌ها نقاب ندارند و به راحتی شناسایی می‌شوند. بلافاصله بعد از انتشار فیلم دو نفر که فرانسوی بودند شناخته و معرفی شدند. احتمالا اطلاعات زیادی از بقیه هم به دست آمده است که هویت آن‌ها را مشخص می‌کند در حالی که  هنوز هم جان جهادی ناشناس است. این جوانان جلاد دیگر راه برگشتی ندارند و باید همانطور به سربریدن ادامه دهند.

والدین گاسیک در کنفرانس خبری که بعد از قطعی شدن اعدام او برگزار کردن کلمه‌ای از نفرت و انتقام به میان نیاوردند و تنها از محبت خود به فرزندشان و صفات نیک او گفتند. پیتر گاسیک Peter Kassig که بعد از مسلمان شدن نام عبدالرحمان را برای خود انتخاب کرده بود پنجمین کسی بود که خطاب به مردم و سیاستمداران غربی در مقابل دوربین سربریده می‌شد.

دولت اسلامی عراق و شام به خلافت ابوبکر البغدادی می‌خواهد با این کار نظامیان غربی و کشور‌های همسایه را چنان بترساند که قادر به واکنش نباشند و این گروه جنایتکار را در قتل عام مردم آزاد بگذارند. اما بریدن سر اسیران بی‌دفاع باعث نا امیدی مخالفان داعش نشده است. این کار حتی نتوانسته است خانواده‌های گروگان‌ها را تحریک به انتقام کند گویا انتقامجویی تنها در همین سرزمین رواج دارد.

روزنامه روزان 4 آذر 1393

 


 
 
لوسی؛ نیرو بخش و نابود کننده
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ آبان ۱۳٩۳
 

لوسی؛ نیرو بخش و نابود کننده

محمد سرابی

انسان‌ها خودشان را منحصر به فرد می‌دانند و بر همین اساس تمام نظام اجتماعی خودشان را پایه ریزی کرده‌اند. در واقع اعداد و حروف وجود ندارند. ما این مقیاس‌ها رو ساختیم تا اون مقیاس غیر قابل اندازه‌گیری رو فراموش کنیم. یک ماشین در حال حرکت را در جاده تصور کنید. سرعت ماشین را زیاد کنید. حالا سرعتش را به بی‌نهایت برسانید. ماشین ناپدید می‌شود. چه دلیلی برای وجود داشتنش داریم؟ زمان تنها واحد اندازه گیری است که وجود ماده را ثابت می‌کند. (لوسی 2014)

این نظریه که هر انسان کمتر از 10 درصد مغزش را به کار می‌گیرد رد شده است. دلایل علمی ثابت می‌کنند که نمی‌توان گفت بخش‌هایی از مغز بدون فعالیت ‌هستند اما این ایده برای ساختن یک فیلم اکشن کافی است. «لوسی» فیلم اخیر «لوک بسون» از همان ابتدا عناصر واضحی از فیلم‌های قبلی او را نشان می‌دهد. قهرمان تنهایی که توانایی فوق العاده‌ای دارد اما بدون اینکه بخواهد گرفتار مشکل بزرگی می‌شود و توانایی که هم امتیاز و هم نقطه ضعف او محسوب می‌شد را قبلا در «لئون؛ حرفه‌ای» دیده‌ایم. زن مبارز که در این فیلم می‌توانست مردان را بدون آسیب دیدن خودش به راحتی از پای درآورد با همین شمایل بیمار و بهت‌زده در «نیکیتا» حضور داشت و بالاخره باند تبهکاران که به ماده خاصی وابسته هستند و زبان عجیبی دارند در فیلم کمتر دیده شده او «آخرین نبرد» به دنبال کشتن دیگران بودند.

اما چیزی که لوسی را متفاوت می‌کند فرضیه علمی به کار رفته در محتوای داستان است. چند اثر دیگر او مانند «عنصر پنجم» که مایه‌های علمی داشتند بیشتر به فانتزی شباهت پیدا می‌کردند و به این اندازه بر مبنای نظریه‌های زیست شناسی (و دراین جا عصب شناختی) مبتنی نبودند. نماهایی میانی که از ابتدای فیلم آغاز می‌شود شبیه برنامه‌های حیات وحش است و همزمان شدن آن‌ها با سخنرانی‌های علمی دانشگاهی و این تصور را ایجاد می‌کنند که شاید با اثری بر پایه زیست شناسی روبرو هستیم. اما دید کلی کارگردان واکنش‌های قربانی یا همان قهرمانی است که آلوده به مواد مخدر خطرناک می‌شود، ماده‌ای هم نیروبخش و هم نابود کننده.

روزنامه روزان 28 آبان 93


 
 
تونس و یمن، دو کشور عربی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ آبان ۱۳٩۳
 

تونس و یمن، دو کشور عربی

محمد سرابی

همه کشور‌های عربی شبیه هم نیستند. تونس و یمن هردو کشو‌رهایی در جهان عرب به شمار میایند اما با اتفاقات امروز تفاوت‌های بسیار زیادی با یکدیگر دارند. با شروع بهار عربی کشور‌های خاورمیانه هریک به شکل دچار بحران شدند. در این میان دنیای عرب بنا به هویت پیوسته خود بیشتر با آشوب‌هایی به هم پیوسته همراه بودند اما در نگاهی سطحی هم می‌توان فهمید که هریک از آن‌ها چه ویژگی‌های منحصر به فردی دارد. 4 سال قبل خودکشی یک جوان دستفروش باعث شروع اعتراضات داخلی به دولت تونس شد. طبیعتا دولت در مرحله اول راهی به جر سرکوب نمی‌شناخت اما زمانی که مشخص شد این راه به اندازه کافی مفید نیست زین العابدین بن علی، حاکم این کشور استعفا داد. از میان رفتن دولت مرکزی باعث تنش‌هایی شد ولی این شرایط زیاد ادامه پیدا نکرد. کشور اگرچه صحنه اعتراض بود اما به مرحله بمب ‌گذاری و لشگر کشی نرسید. 6 ماه بعد انتخابات برگزار شد و در آن اسلامگرایان قدرت اصلی مجلس را به دست آوردند اما دیگر گروه‌ها از روند سیاسی کنار گذاشته نشدند. ترور‌های متعددی در این کشور اتفاق افتاد و پای جنگ‌طلبان سلفی هم به آن باز شد اما باز هم جنگ داخلی گسترده به راه نیفتاد. تا مدتی دیگر نیز انتخابات ریاست جمهوری بر اساس قانون اساسی جدید برگزار می‌شود.

در آنسوی خاورمیانه، یمن مدتی در مقابل امواج بهار عربی مقاومت کرد اما زمانی که جهان درگیر آشوب داعش در سوریه و عراق بود این کشور هم دچار تشنج‌های داخلی شد. مدتی پیش قوم حوثی این کشور با دولت مرکزی درگیر شده بود که به سرکوبی آن‌ها منجر شد. از چند ماه قبل درگیری‌های داخلی شدت گرفت و کشور تبدیل به صحنه جنگ میان اقوام و گروه‌ها شد. الان اعضای حزب اصلاح که که شاخه اخوان المسلمین در یمن است به گروه انصار الشریعه که شاخه القاعده در این کشور است پیوسته‌اند. حوثی‌ها که شیعیان زیدی هستند و در شمال این کشور قدرت دارند با انصار الشریعه درگیر هستند و حزب اصلاح هم از انصار الشریعه پشتیبانی می‌کند. ارتش یمن که از گذشته با حوثی‌ها می‌جنگید با انصار الشریعه هم می‌جنگد اما از حزب اصلاح که متحد او است حمایت می‌کند. حوثی‌ها اگرچه با دولت توافق کرده بودند صنعا را ترک کنند اما در این شهر به شکل واضحی حضور دارند؛ دولت جدید هم با موافقت این گروه که پایتخت را در دست داشتند تعیین شد ولی قادر به کار نیست. اکنون کشور‌های دیگر خاورمیانه از دخالت مستقیم در یمن پرهیز می‌کنند زیرا عملا نمی‌شود فهمید که دسته‌بندی‌ها چگونه است و چه کسی با چه کسی می‌جنگد. تنها نکته واضح عواقب ناگوار جنگ داخلی شامل کشتار، آوارگی و ناامنی برای مردم عادی است.

شرایط امروزی تونس و یمن نشان می دهند که وقوع اعتراضات در دو نقطه منطقه و از دست رفتن دولت مرکزی می‌تواند نتایج کاملا متفاوتی داشته باشد که از بازسازی آرام نظام سیاسی تا آشوب خونین سراسری متغییر است.

  روزنامه روزان 8 آبان 93


 
 
ایدئولوژی داعشی‌ها
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ مهر ۱۳٩۳
 

ایدئولوژی داعشی‌ها

محمد سرابی

اگر داعش فقط یک گروه شورشی بود در همان ماه‌های اول نابود می‌شد. دولت اسلامی عراق و شام یک شیوه فکری است. نوعی جهان‌بینی که در خاورمیانه طرفداران زیادی داردو به همین دلیل به بقای خود ادامه می‌دهد. مبنای تفکر داعش این است که « باید هر کسی که مثل ما فکر نمی‌کند را بکشیم» گروه‌های متعددی در خاورمیانه سال‌ها است که بر اساس همین نظریه زندگی می‌کنند ولی امکان اجرای آن را ندارند.

بسیاری از کشور‌های خاورمیانه خواستگاه نظریه‌های افراطی مذهبی – قومی هستند. در این فرهنگ کودکان از ابتدای زندگی نفرت از دیگران را می‌آموزند، در نوجوانی تشویق به انتقام گرفتن می‌شوند و زمانی که به جوانی برسند آماده کشتار خواهند بود. در نظام‌های دیکتاتوری منطقه این تمایلات خشن سرکوب می‌شد زیرا دیکتاتور‌های نظامی می‌دانند که خشونت‌ طلبان اگر کاملا گوش به فرمان آن‌ها نباشند می‌توانند به قدرتشان لطمه وارد کنند. زمانی که فشار حکومت مسلط کاهش پیدا کند یا با حمله خارجی یا تحولات سیاسی داخلی از میان برود خشونت مذهبی – قومی نهفته در میان جامه عیان می‌شود و آن زمان است که می‌شود فهمید در بطن جوامع آرام و به ظاهر پیشرفته تمایل به قتل عام دیگران چقدر ریشه‌دار است. زمانی گفته می‌شد که رفاه اقتصادی و تحصیلات کافی می‌تواند ریشه‌های خشونت مذهبی – قومی را خشک کند. گرچه آشنا شدن با جهان متمدن می‌تواند اطلاعات بیشتری از دنیای خارج به افراد بدهد و زندگی در شرایط مالی مساعد‌تر زمینه عقب ‌ماندگی را کاهش می‌دهد اما هیچ‌کدام این‌ها تضمینی برای کاهش میل به جنگیدن نیست. کسانی که از نقاط مختلف به داعش یا به گروه‌های رقیب و مخالف آن می‌پیوندند لزوما در جوامع فقیر و جنگ‌زده زندگی نکرده‌اند.

در خاورمیانه مردان و زنان زیادی هستند که در دانشگاه‌ تحصیل کرده‌اند، در خیابان‌ها با دقت رانندگی می‌کنند و هر روز به سراغ اینترنت می‌روند اما زمانی که نظریات سیاسیشان را شرح می‌دهند به راحتی می‌شود فهمید که آن‌ها شمشیر‌زنان یک قبیله صحرا نشین هستند و انتظار می‌کشند تا قبایل دیگر را تار و مار کنند.

داعش در تصرف کامل شهر «کوبانی» موفقیتی به دست نیاورد و همین می‌تواند باعث تقویت مخالفان دولت اسلامی‌ عراق و شام شود. در مقابل خشونت‌های داعش گروه‌های شبه‌نظامی دیگر هم سربر‌آورده‌اند و به تدریج بیشتر خواهند شد اما خشونت‌های مذهبی نه با داعش آغاز شده و نه با نابودی آن از میان خواهد رفت.

روزنامه روزان29 آبان 93


 
 
حفره‌ای در اتاق امن
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ مهر ۱۳٩۳
 

حفره‌ای در اتاق امن

 

محمد سرابی

 

خانه امن ترین جایی است که انسان می‌شناسد برای همین وقتی وارد خانه می‌شود اسلحه‌هایش را کنار می‌گذارد و لباس جنگ را بیرون میاورد. احتمالا حسی که ما در زمان چرخاندن کلید در قفل در آپارتمانمان داریم اجداد غارنشین‌مان هم زمانی که به دهانه غار می‌رسیدند، داشتند. خانه تکه کوچکی از جهان است که متعلق به ما است و یک در آن را از بقیه دنیا جدا می‌کند. تنها آنچه که بخواهیم را راه می‌دهیم. این خواسته همه آدم‌ها است که بتوانند در خانه خودشان با آرامش زندگی کنند. زمانی که زندگی روزانه بی‌شباهت به رقابت مرگ و زندگی نیست خانه پناهگاهی است که مبارزان در آن آرامش می‌یابند.

اما در خانه‌های ما حفره‌ هست که درست در مرکز بزرگترین اتاق باز شده است. اگر از مقابلش رد شویم می‌تواند ما را مسحور کند تا از آن چشم برنداریم و کاری که انجام می‌دادیم را از یاد ببریم. حفره‌ای پر از سر و صدا و تصاویری که پشت سر هم عوض می‌شوند. تصاویر برخورد هواپیماها به برج‌ها، تصویر آوارگان، تصویر بمباران شهر‌ها و مردمی که جلوی دوربین‌ کشته می‌شوند.

از کار روزانه برمی‌گردیم. کفش‌هایمان را بیرون میاوریم. لباس عوض می‌کنیم. یک لیوان چای می‌ریزیم. جایی بمبی منفجر شده و عده‌ای را کشته است. چای را سرمی‌کشیم و روی مبل می‌نشینیم. خانه آرام است و ازدحام خودرو‌ها و آشوب روزانه شهر به آن راهی ندارد. گردباد رفت و آمد‌ها پشت پنجره‌ها متوقف شده است. صدای بیرون نمی‌تواند از شیشه‌های دوجداره رد ‌شند. ناگهان رگبار گلوله‌ها شلیک می‌شود. نظامیان و شبه نظامیان در حال جنگ هستند.

می‌شود با یک کلید قرمز که روی دستگاه کنترل قرار دارد حفره را بست. ولی باز هم سراغش می‌رویم. شاید با دنبال کردن اخبار روز بخواهیم به خودمان نشان بدهیم که در جریان رویداد‌های جهان هستیم و بدانیم امروز چه کسی دیگری را تهدید به جنگ کرده و چه کسی دستور کشتار داده است. شاید بخواهیم راهی به اخبار دنیای ناآرام داشته باشیم. کسانی هم هستند که نمی‌خواهند گردباد را به غارشان راه دهند و این همیشه به معنای بی اعتنایی نیست. تصویر خانه همیشه چهار دیواری ‌ است که در آن بچه‌ها بازی می‌کنند و مادر آشپزی می‌کند. خانه‌ای که مرکز کنترل و نظارت بر جنگ‌های دنیا‌ نیست.

روزنامه روزان15 آبان 93


 
 
شب مردگان زنده - داعش
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۳
 

شب مردگان زنده

محمد سرابی

تابه حال زامبی ‌دیده‌اید؟ آیا زامبی‌ها وجود دارند؟ آن‌ها کجا زندگی می‌کنند؟

در بعضی فرهنگ‌ها مانند آنچه که در باور‌های منطقه کاراییب وجود دارد یا در سنت‌های آفریقایی دیده می‌شود، مرده‌های متحرک وجود دارند. این اعتقاد بخشی از خرافه و جادوگری است که طی سال‌های طولانی شکل گرفته ولی در آن زامبی‌ها معمولا خطرناک نیستند. تنها دیوانگانی هستند که تحت تاثیر یک نیروی‌ ساحرانه به حرکت در آمده‌اند. انواع ثبت شده زامبی در قرن بیستم دیوانگانی بودند که با استفاده از سم عقل خود را از دست می‌دادند و به باور اطرافیان مرده متحرک می‌شدند اما به کسی آسیبی نمی‌زدند و قصد کشتن دیگران را نداشتند. زامبی‌های که امروز در جهان معروف شده‌اند از فیلم‌های سینمایی هالیوودی بیرون آمده‌اند. موجودات بی‌عقل آدم‌کش بازیگران خوبی برای خلق ترس و هیجان بودند و به همین دلیل صد‌ها بازی رایانه‌ای با موضوع زامبی‌ها ساخته شد. سریال‌های تلویزیونی دنباله‌داری از زامبی‌ها به وجود آمد و کتاب‌های داستانی و فستیوال‌هایی که در آن آدم‌ها خودشان را به شکل زامبی‌ها در آورده‌اند اخیرا رواج زیادی پیدا کرده است. مرده‌های متحرک به دکور رستوران‌ها و اشعار گروه‌های موسیقی هم راه پیدا کرده‌اند.

در جهان کسانی‌ هستند که به صورتی مستقیم یا غیر مستقیم به وجود زامبی‌ها عقیده دارند اگر چه خودشان هیچ‌ وقت یک زامبی واقعی را ندیده‌اند. حتی دفترچه‌های دستور العمل مقابله با زامبی هم منتشر شده است. این تصورات آنقدر زیاد شده که گاهی این سوال را پیش میاورد که آیا واقعا زامبی وجود دارد؟

بله زامبی وجود دارد آن هم نه در سرزمینی‌دور دست بلکه در خاورمیانه موجوداتی هستند که صفات مشترک زیادی با زامبی‌ها دارند. اگر با مشخصات زامبی‌ها در فیلم‌ها آشنا باشید می‌توانید این شباهت‌ها را پیدا کنید. آن‌ها که اخیرا زیاد شده اند از جنس انسان هستند ولی بسیار خطرناکند چنانکه هرچه آسیب ببینند وحشی‌تر می‌شوند. شبیه هم هستند اگرچه تفاوت‌های جزئی هم دارند. منطقه به منطقه جلو میایند و مانند یک بیماری واگیر دار منتشر می‌شوند. نیرویی درونی دارند که باعث پیوند به یکدیگر می‌شود در نتیجه بسیار به هم پیوسته و متحد هستند. چیزی از مناسبات و اصول زندگی انسانی نمی‌فهمند. قابل درمان نیستند و درندگیشان تنها با نابود شدن آرام می‌گیرد و مهمتر از همه اینکه هرکسی غیر از خودشان را می‌کشند.

زامبی‌های سیاهپوش خاورمیانه از انواع سینمایی پیشرفته تر هستند. آن‌ها فقط در فیلم‌ها بازی نمی‌کنند بلکه از صحنه‌های اعدام و سربریدن فیلم می‌گیرند و به زبان انگلیسی در اینترنت پخش می‌کنند.

روزنامه روزان 12 شهریور 93


 
 
مردی از جنس مردم
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩۳
 

مردی از جنس مردم

محمد سرابی

رییس یک دولت زندگی شخصی ندارد. او برای مردمش و از طرف آن‌ها زندگی می‌کند و حق ندارد اوقاتش را هدر بدهد. سیاستمداران پیش و پس از اینکه مسئولیتی را پذیرفتند می‌توانند به هرشیوه‌ای که می‌خواهند زندگی کنند اما زمانی که مصدر شغلی در ارتباط با کشور‌شان هستند باید تمام وقت و توانایی خود را دراختیار کار کردن بی وقفه قرار دهند.

تصویر زندگی رییس جمهور اروگوئه چند بار در رسانه‌ها منتشر شده است. «خوزه موخیکا»  چریک سوسیالیست سابق که سابقه طولانی زندان و مبارزه دارد کمی‌ دیر‌تر از زمانی که باید به قدرت دست پیدا کرد. سه چهار دهه قبل او می‌توانست مانند چگوارا مشهور شود و کتاب‌هایی درباره انقلاب‌های رهایی بخش بنویسد. شاید هم مانند رفیق کاسترو سنگری برای دفاع از سوسیالیسم برپا می‌کرد و پرچم سرخ را برای سپردن به برادرانش برافراشته نگه می‌داشت. اما موخیکا کمی دیر در سال 2009 در انتخابات برنده شد. اکنون دیگر متاع کمونیسم خریداری ندارد اما «فقرپرستی» هنوز برای مردم محروم جذاب است. مردمی که دولتمردان را همیشه مرفه دیده‌اند و تصور می‌کنند رفاه دیگران حتما دلیل اصلی فقر آن‌ها است از دیدن رییس جمهوری که در خانه روستایی گل پرورش می‌دهد لذت می‌برند و تصور می‌کنند کسی که فقیرانه زندگی می‌کند حتما درک و درایت بیشتری دارد. اندیشه‌ای که بر اساس اصل «فقرا همیشه انسان‌های خوبی هستند» شکل گرفته است.

در بسیاری از کشور‌های عقب مانده یا درحال توسعه این روش رای جمع کردن و محبوبیت ساختن رواج دارد که در آن سیاستمداران تلاش می‌کنند زندگی خود را ساده و محقر نشان بدهند. شیوه‌ای موثر برای نفوذ در قلب تود‌ه‌های محرومی که امیدی برای پیشرفت ندارند. روشی تبلیغاتی که در بیشتر موارد جواب داده و انبوهی از هواداران را به صف کرده است. غذا خوردن و لباس پوشیدن و حرف زدن دولتمردان تازمانی که باعث بی‌حرمتی کشور نشود امری شخصی است اما گذراندن وقت برای کاری‌ که مستقیما در فهرست وظایف رییس جمهور قرار ندارد به معنی سوئ عملکرد است. کسی که به جای بررسی برنامه‌های اقتصادی وقتش را به تعمیر خودرو و بیلچه زدن به باغچه خانه می‌گذراند نمی‌تواند کشورش را به سوی توسعه ببرد. رییس جمهور باید هر روز با سریعترین وسایل نقلیه سفر کند. از امکانات پزشکی کامل بهره‌مند شود و برای تمام کار‌های شخصی افرادی را در اختیار داشته باشد. او باید هر روز بیش از 16 ساعت مستمر کار کند، ساعت‌های طولانی را به کسب اطلاع، بازدید و برگزاری جلسه بگذراند و تا زمانی که دولت را به نفر بعدی تحویل بدهد کمترین زمان را برای تفریحات و استراحت خودش اختصاص دهد مگر زمانی که سلامتیش به خطر بیفتد. رییس جمهور نمی‌تواند به دیدن تک تک نیازمندان کشورش برود یا نامه‌های آن‌ها را بخواند یا به تلفن‌هایشان جواب بدهد.اگر این کار‌ها بیش از حد متعارف انجام داد پس از برنامه‌های اصلی کارش غافل شده است.  او وقتی برای خانواده‌اش ندارد زیرا باید یکسره کار کند و باید امکانات لازم برای بیش کار کردن را هم در اختیار داشته باشد.

سرمایه داران اصطلاحی دارند که می‌گوید در فقر شرافتی نیست There is no honour in poverty

در جهان غرب «چپ‌ها» جوانانی بودند که می‌خواستند تجمل ساختگی نظام سرمایه‌داری را کنار بزنند و به سبک اشتراکی و غیر مادی خود زندگی کنند اما این مسلک زمانی که به خاورمیانه‌، آفریقا و آمریکای جنوبی آمد بلافاصله با رفتار‌های حقیرانه‌ نمایشی همراه شد و گروهی از حاشیه نشینان شهری و کشاورزان روستایی را هیجانزده به دنبال خود کشید. چپ روی همیشه با کمی « فقر پرستی » همراه است.

روزنامه روزان 12 مرداد 93


 
 
روی آسفالت خیابان - شلیک به مایکل براون
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ شهریور ۱۳٩۳
 

 روی آسفالت خیابان

محمد سرابی

با وجود این که فناوری ضبط تصاویر از 20 سال قبل پیشرفت زیادی کرده است، «مایکل براون» به اندازه «رادنی کینگ» خوش شانس نبود تا فیلم صحنه کتک خوردنش مخفیانه ضبط و بعدا باعث شهرت او شود. او درحالی که روی آسفالت زانو زده و دست‌هایش را بالابرده بود با 6 گلوله مستقیم پلیس هدف قرار گرفت و پس گذشت چندین روز از این حادثه هنوز هم خیابان‌های شهری که در آن کشته شد آرام نشده است.

نژاد پرستی را نمی‌توان از جهان حذف کرد این کنش سیاسی از قرن‌ها قبل شاید از ابتدای زندگی اجتماعی انسان وجود داشته است. در تاریخ باستان جنگ‌های بزرگی بر اثر نژادپرستی بوجود آمد و اقوام فراوانی را پیروز یا نابود کرد. زمانی که استعمار رو به پایان بود تصور می‌شد گرایش‌های نژادی در سایه توسعه دانش و معرفت مستقل ضعیف شود اما به بدترین شکل ممکن احیا شد و جنگ جهانی دوم را پدید آورد. پس از پایان جنگ باز هم گرایش‌های نژادی به حکم قانون یا افکار عمومی ممنوع شدند اما محو نشدند. امروزه دانش زیست‌شناسی توانسته است ژنوم بشر را کاوش کند. نقشه‌های جغرافیایی ژنتیکی را ترسیم کند و از همه مهمتر اینکه با سرعت فعلی پیشرفت دانش می‌تواند در آینده نزدیک ژن‌ها را دستکاری کند. در سال‌های آینده نژاد پرستی به اشکال دیگر و به کمک دانش ژنتیک باز می‌گردد و دوباره نژاد‌ها به دنبال اثبات برتری خود خواهند رفت. نژاد پرستان باستان نسب خود را به خدایان می رساندند. نژاد پرستان قرن بیستم توضیحات علمی و تاریخی دقیقی برای اثبات برتری آریایی‌ها فراهم کرده بودند. در آینده‌ای که ویژگی‌های جسمی قابل «انتخاب» و «تغییر» باشند نژادگرایی شکل دیگری به خود خواهد گرفت و نظریات گوناگونی برای توجیه و توضیح آن به‌وجود میاید.

50 سال قبل مارتین لوتر کینگ گفت که رویا‌یی برای آزادی دارد ولی با وجود گذشت یک قرن از امضای لایحه آزادی سیاهان هنوز این گروه از مردم آمریکا آزاد نیستند. مسلما آرزوی او این نبود که سیاهپوستان به رتبه‌ای بالای سیاسی و اقتصادی برسند. الان  رییس جمهور امریکا یک سیاهپوست دو رگه است که کلمه‌ای عربی هم در میان اسمش دارد اما گاهی اوقات یک واکنش خشونت آمیز می‌تواند آتش اعتراضات نژادی را روشن کند. در سال 1992 مردمی که از پلیس به دلیل کتک زدن یک راننده سیاهپوست و تبرئه شدن از این جرم در دادگاه خشمگین شده بودند، چنان آشوبی به راه انداختند که باعث بازداشت 11 هزار نفر، زخمی شدن 2 هزار نفر و مرگ 53 نفر در لوس‌آنجلس شد. فیلم رادنی کینگ کتک زدن او روی آسفالت خیابان را نشان می‌داد.  این بار هم شلیک به جوان 18 ساله سیاهپوست غیر مسلح در شهر فرگوسن ایالت میسوری کار را به دخالت ارتش و اعلام حکومت نظامی کشاند. به دلایل ناشناخته‌ای اعتراض‌های خیلی بیشتر از چیزی که تصور می‌شد ادامه پیدا کرده است. نژاد پرستی در مهاجرسازترین کشور دنیا هنوز هم موضوع مهمی است.

روزنامه روزان اول شهریور 1393



 

 

 

 

 

 

روی آسفالت خیابان

 

محمد سرابی

با وجود این که فناوری ضبط تصاویر از 20 سال قبل پیشرفت زیادی کرده است، «مایکل براون» به اندازه «رادنی کینگ» خوش شانس نبود تا فیلم صحنه کتک خوردنش مخفیانه ضبط و بعدا باعث شهرت او شود. او درحالی که روی آسفالت زانو زده و دست‌هایش را بالابرده بود با 6 گلوله مستقیم پلیس هدف قرار گرفت و پس گذشت چندین روز از این حادثه هنوز هم خیابان‌های شهری که در آن کشته شد آرام نشده است.

نژاد پرستی را نمی‌توان از جهان حذف کرد این کنش سیاسی از قرن‌ها قبل شاید از ابتدای زندگی اجتماعی انسان وجود داشته است. در تاریخ باستان جنگ‌های بزرگی بر اثر نژادپرستی بوجود آمد و اقوام فراوانی را پیروز یا نابود کرد. زمانی که استعمار رو به پایان بود تصور می‌شد گرایش‌های نژادی در سایه توسعه دانش و معرفت مستقل ضعیف شود اما به بدترین شکل ممکن احیا شد و جنگ جهانی دوم را پدید آورد. پس از پایان جنگ باز هم گرایش‌های نژادی به حکم قانون یا افکار عمومی ممنوع شدند اما محو نشدند. امروزه دانش زیست‌شناسی توانسته است ژنوم بشر را کاوش کند. نقشه‌های جغرافیایی ژنتیکی را ترسیم کند و از همه مهمتر اینکه با سرعت فعلی پیشرفت دانش می‌تواند در آینده نزدیک ژن‌ها را دستکاری کند. در سال‌های آینده نژاد پرستی به اشکال دیگر و به کمک دانش ژنتیک باز می‌گردد و دوباره نژاد‌ها به دنبال اثبات برتری خود خواهند رفت. نژاد پرستان باستان نسب خود را به خدایان می رساندند. نژاد پرستان قرن بیستم توضیحات علمی و تاریخی دقیقی برای اثبات برتری آریایی‌ها فراهم کرده بودند. در آینده‌ای که ویژگی‌های جسمی قابل «انتخاب» و «تغییر» باشند نژادگرایی شکل دیگری به خود خواهد گرفت و نظریات گوناگونی برای توجیه و توضیح آن به‌وجود میاید.

50 سال قبل مارتین لوتر کینگ گفت که رویا‌یی برای آزادی دارد ولی با وجود گذشت یک قرن از امضای لایحه آزادی سیاهان هنوز این گروه از مردم آمریکا آزاد نیستند. مسلما آرزوی او این نبود که سیاهپوستان به رتبه‌ای بالای سیاسی و اقتصادی برسند. الان  رییس جمهور امریکا یک سیاهپوست دو رگه است که کلمه‌ای عربی هم در میان اسمش دارد اما گاهی اوقات یک واکنش خشونت آمیز می‌تواند آتش اعتراضات نژادی را روشن کند. در سال 1992 مردمی که از پلیس به دلیل کتک زدن یک راننده سیاهپوست و تبرئه شدن از این جرم در دادگاه خشمگین شده بودند، چنان آشوبی به راه انداختند که باعث بازداشت 11 هزار نفر، زخمی شدن 2 هزار نفر و مرگ 53 نفر در لوس‌آنجلس شد. فیلم رادنی کینگ کتک زدن او روی آسفالت خیابان را نشان می‌داد.  این بار هم شلیک به جوان 18 ساله سیاهپوست غیر مسلح در شهر فرگوسن ایالت میسوری کار را به دخالت ارتش و اعلام حکومت نظامی کشاند. به دلایل ناشناخته‌ای اعتراض‌های خیلی بیشتر از چیزی که تصور می‌شد ادامه پیدا کرده است. نژاد پرستی در مهاجرسازترین کشور دنیا هنوز هم موضوع مهمی است.

 

 


 
 
برج‌های یک قلو - 11 سپتامبر
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩۳
 

 

برج‌های یک قلو

 

 محمد سرابی

 

ساختمان جدید تجارت جهانی در نیویورک بی سر و صدا افتتاح شد. دلیلی اینکه چرا برای افتتاح این بنا مراسم جشن و شادی برگزار نشد همزمانی آن با انتخابات میان‌دوره‌ای مجلس سنا در آمریکا عنوان شد اما این دلیل کافی به نظر نمی‌رسد. ساختمان جدید در کنار محلی که برج‌های دو قلو قرار داشتند ساخته شده است. جایی که رد پای دو برج قبلی به صوت حفره‌‌های سیاهرنگ و  منظم با تزئیناتی از آب و نورافشانی نگهداری می‌شود.  بنای جدید بلندترین بنای ایالات متحده است و به همان نام قبلی تجارت جهانی البته با تاکید بر یگانه بودن، نامیده می‌شود. در طرح نهایی این محل به جای دو برج و چند ساختمان فرعی چهار برج بزرگ ساخته می‌شود. اگر چه شروع استفاده از این بنای آبی رنگ و استقرار کارمندان در آن بدون تبلیغات و انعکاس کافی رسانه‌های انجام شد اما دوباره ساختن بنای تجارت جهانی نوعی زور آزمایی با تروریست‌هایی است که قدرت آمریکا را به چالش کشیدند و البته در این میان 3000 انسان بی‌گناه و در ادامه انسان‌های دیگری در خاورمیانه و بقیه جهان جان خود را از دست دادند.  

برج‌های تجارت نماد مشهور تسلط آمریکا بر جهان بودند. سازمان القاعده به همین دلیل آن‌ها را به عنوان یکی از اهدافش انتخاب کرد تا ضربه را به نمادین ترین ساختمان زده باشد. از مجموع چهار حمله هوایی این روز هم دو حمله به این ساختمان‌‌ها بیشتر در یاد‌ها باقی مانده است و هواپیماهایی که به پنتاگون خوردند و در بیابان سقوط کردند برای مردم جهان چندان شناخته شده نیستند. یازده سپتامبر از همه جهت مبنایی برای تعیین تاریخ جدید به حساب میاید. در این زمان بود که ثابت شد آمریکا با وجود تمام سازمان‌های اطلاعاتی و امنیت خود باز هم ممکن است آسیب پذیر باشد.

با گذشت 13 سال از این حادثه و کشته شدن اسامه بن لادن، بنیانگذار القاعده بحران تروریسم بنیاد‌گرایان خاورمیانه کاهش پیدا نکرده است. تروریست‌ها که زمانی به اندازه یک هواپیماربایی قدرت داشتند اکنون دارای کشور و خلیفه هم هستند و شعبه‌هایشان را از انگلیس تا غرب آفریقا گسترش داده‌اند.

یازده سپتامبر 2001 نه اولین حمله به ساختمان تجارت جهانی بود و نه آخرین آن به شمار می‌رود. اگر بازمانده برج‌های تجارت جهانی به همان صورت نمادین باقی می‌ماند و تنها یادگار کشته‌شدگان حمله تروریستی به شمار می‌رفت ماجرا در همین‌جا پایان میافت اما این برج‌ها به اندازه‌ای معنای نمادین پیدا کرده‌اند که ممکن است باز هم هدف حمله دشمنان آمریکا قرار گیرند.

 

روزنامه روزان 18 آبان 1393


 
 
سپاهیان خلیفه موصل - داعش و غزه
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢ امرداد ۱۳٩۳
 

سپاهیان خلیفه موصل

محمد سرابی

جنگی که با کشته شدن چند نوجوان شروع شده بود حالا به کشته شدن صدها نفر رسیده است اما هرچه که زمان می‌گذرد و بمباران غزه ادامه پیدا می‌کند خبری از سپاهیان خلیفه نیست. ابوبکر بغدادی که بعد از فتح موصل خودش را خلیفه مسلمانان خواند تا کنون واکنش خاصی به جنگ غزه نشان نداده است. نیروهای نظامی او اگر چه ارتش واقعی نیستند ولی بعد از شکست ارتش عراق به اندازه کافی سلاح و نفرات دارند که بتوانند در جنگی که بین نظامیان یهودی و مبارزان مسلمان در گرفته است، وارد شوند. منطقه تحت تسلط او با وجود موفقیت دمشق در بازپس‌گیری مناطق آشوب‌زده و آرام شدن درگیری‌های شهری لبنان هنوز وسیع است و به مرز مناطق اشغالی هم می‌رسد. با توجه به سرعت زیاد جابه‌جایی نیروهای داعش که سوار برخودرو‌های گرانقیمت از هر منطقه عراق به منطقه دیگری لشگر کشی می‌کنند رساندن جنگجویان برای حمله به صهیونیست‌ها اگرچه نتیجه چندانی نخواهد داشت ولی حداقل نشان می‌دهد خلیفه‌ای که از مسلمانان جهان برای بیعت کردن دعوت می‌کند قادر است به عنوان حاکم یک کشور اسلامی به کشته شدن غیر نظامیان مسلمان واکنش نشان دهد.

گروه‌های که  از القاعده منشا گرفته‌اند روش آن را ادامه می‌دهند. یکی از مبانی فکر القاعده - آنچنان که اسامه بن‌لادن تشریح کرده بود - دشمنی با رژیم صهیونیستی به دلیل تصرف فلسطین و حمله به لبنان است. دشمنی با آمریکا هم به خاطر پشتیبانی آن از صیونیست‌ها برای القاعده تشدید شده است اما این سازمان و اقمارش به همه هدف‌های ممکن از دولت‌های  خاورمیانه تا سفارتخانه‌های خارجی و شهروندان عادی حمله کرده‌اند ولی هیچ‌گاه ضربه‌ای به صهیونیست‌ها نزده‌اند. قبلا این بهانه وجود داشت که القاعده یک سازمان تروریستی تازه کار و پراکنده است و به خاطر تشکیلات اطلاعاتی و جاسوسی که سازمان‌هایی مانند موساد دارند نمی‌تواند در این منطقه کاری انجام دهد اما حالا که دولت اسلامی عراق و شام طلوع کرده است و برای خود خلیفه و امیر دارد نمی‌خواهد در مهمترین جنگ مذهبی خاورمیانه دخالت کند؟ مسلما این نوشتار به معنی دعوت از جنگجویان القاعده برای پیوستن به مبارزان فلسطینی نیست چرا که این کار تنها می‌تواند به تعداد کشته‌های درگیری‌ها اضافه کند و لکه پلیدی به آرمان آزادی فلسطین که تاکنون به دشواری نگهداری شده است، بیندازد. ضمن اینکه خشونت صهیونیست‌ها را هم توجیه خواهد کرد.

ابوبکر بغدادی در سخنرانی اش در مسجد نورالدین موصل ساعت گرانقیمتی داشت که معلوم نبود با بریدن دست کدام نگون‌بختی پیدا کرده است. او با سرعت زیاد و با منسوب کردن خودش به اجداد وانساب مشهور مسیر ترقی را طی کرد و به خلافت رسید و از همین مسیر هم تخت خلافت را از دست خواهد داد.

روزنامه روزان 2 مرداد 93


 
 
زیر آسمان‌های گرم جهان - محیط زیست در آینده صنعتی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ تیر ۱۳٩۳
 

زیر آسمان‌های گرم جهان

محمد سرابی

 

گرم شدن زمین اکنون یک درگیری میان کارخانه‌های مدرن و محیط زیست است ولی با روندی که در پیش گرفته شده است در سال‌های آینده دگرگون خواهد شد. بیش‌بینی‌های اخیر «مجمع بین‌المللی تغییرات اقلیمی» سازمان ملل زمان آسیب نهایی را کمتر از بیست سال بیان می‌کند. بنا به گزارش منتشر شده اگر اقدامات جدی به اجرا در نیاید دمای کره زمین تا سال ۲۰۳۰ دو درجه افزایش خواهد یافت که بسیار خطرناک است. تاریخی که احتمالا بیشتر ما آن را به چشم خواهیم دید.

زمانی که انگلستان انقلاب صنعتی را آغاز کرد کارخانه‌ها انبوهی از کارگران را جذب محله‌های فقیر نشین شهر کردند. شهر‌هایی که پیش از این داد و ستد کالا و انسان با روستا‌ها را طی قرن‌ها به شکل متعادلی در آورده بودند با هجوم جمعیتی و صدای سوت ماشین بخار بیدار شدند. آلودگی شهری که پیش از آن معنای خاصی نداشت ناگهان افزایش پیدا کرد. در شهری مانند لندن که رودی در آن جریان دارد مهمترین عامل گسترش بیماری‌ها فاضلابی بود که در زمین مرطوب جذب نمی‌شد و سر از رود تایمز در می‌آورد. در این فضا پزشکان هشدار می‌دادند که این صنعت بی‌مهابا می‌تواند زندگی انسان را به خطر بیندازد و سمی بودن دود ذغالسنگ را به عنوان مدرک نشان می‌دادند اما کارخانه‌داران به جای اینکه موتور‌های بخار را خاموش کنند راهی پیدا کردند تا زندگی در شهر‌های صنعتی را آسانتر کنند و بیماری و آلودگی را از میان بردارند. دو قرن بعد زمانی که در کشور‌های توسعه یافته شمالی این مشکل حل شده بود کشور‌های رو به توسعه جنوب در آفریقا و آسیا برای اولین بار با آلودگی صنعتی کارخانه‌های خود روبرو می‌شدند.

امروزه کشور‌های صنعتی با سوخت‌های فسیلی بیشترین تاثیر را بر روی گرم شدن زمین دارند. در جلسات 8 کشور صنعتی جهان (که بعد از تحولات اکراین احتمال دارد نام 7 کشور را بگیرد) بارها درباره گرم شدن زمین صحبت شده است. هرکشوری که بخواهد مانع انتشار گاز‌های آلوده کننده جو زمین از کارخانه‌هایش شود در مسابقه از دیگران عقب می‌ماند و کشور‌هایی مانند چین و هند و برزیل که در حال پرش به سوی توسعه هستند این کار را نخواهند کرد آن هم در حالیکه محققان کشور‌های شمال در حال پیدا کردن روش‌هایی برای رفع این مشکل هستند.

با توجه به زمان کمی که تا تاثیر قطعی افزایش دمای زمین باقی مانده است می‌توان دورنمایی از اتفاقات پیش رو را حدس زد. روش‌های جدید صنعتی جای روش‌های قدیمی‌ را می‌گیرد و هرچه که از رده اول خارج شده باشد مانند همیشه از سوی کشور‌های عقب مانده با افتخار تمام «کپی» می‌شود. می‌توان پیش‌بینی کرد دردهه‌های آینده، زمانی که صنایع شمالی با محیط زیست دوست شوند صنایع جنوب که نسخه عقب مانده آن‌ها خواهند بود در خط اول آلوده‌کنندگی قرار خواهند داشت. کشور‌های جنوبی که نخواهند صنایع خود را اصلاح یا تعطیل کنند تصور می‌کنند کشور‌های شمالی می‌خواهند آن‌ها را از پیشرفت باز دارند و به یاد دوران استعمار می‌افتند. آن‌ها گروه‌‌های هوادار محیط زیست را که از سوی کشور‌های شمالی حمایت می‌شود ابزار دست بیگانگان خواهند نامید. از آنجا که «هوا» مرز‌های سیاسی را به رسمیت نمی‌شناسد عوارض گرم شدن زمین به کشور‌های شمالی هم خواهد رسید و آن‌ها برای بقای خود باید فکری برای صنایع جنوب کنند. کمک به ترمیم و توسعه صنایع جنوبی بهترین و پر هزینه‌ترین آن‌ها است اما گزینه‌های دیگری هم روی میز است. کشور‌های دوست محیط زیست می‌توانند صنایع آلوده کننده جنوب را تحت فشار بگذارند و مانع کار آن‌ها شوند و این در دیدگاهی افراطی منجر به کشمکش‌های شدید و حتی جنگ‌ هم خواهد شد. جنگی که در آن کارخانه‌ها به جای پادگان‌ها هدف قرار می‌گیرند.

روزنامه روزان 8 تیر 93


 
 
دختران سوریه‌ای در اردوگاه آوارگان
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ تیر ۱۳٩۳
 

دختران سوریه‌ای در اردوگاه آوارگان

 

محمد سرابی

ممکن است اتفاقاتی که برای اردوگاه‌های آوارگان فلسطینی رخ داده بود به تدریج درباره آوارگان سوریه‌ای هم تکرار شود. سوریه‌ای‌هایی که به کشور‌های اطراف پناه برده‌اند جمعیت زیادی را تشکیل می‌دهد که هرچه از مدت اقامت ‌آن‌ها بگذرد بیشتر حساسیت و همینطور «اشتهای» ساکنان بومی را تحریک می‌کنند. برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سوریه هم تاثیری در این شرایط نگذاشت. در برخی از این اردوگاه‌ها مانند «زعتری» در اردن تحرکات خشونت‌آمیزی دیده شده است که مدتی پیش به برخورد پلیس منجر شد. چند دهه قبل همین اتفاق در لبنان تکرار شده بود. نسل جوان آوارگان فلسطینی بیکار، خشمگین و خسته بودند. در شرایط آن روز لبنان و منطقه این مردان جوان به سرعت جذب جنبش‌ها مسلحانه شدند. گرایش‌های متناقضی از ملی‌گرا تا کمونیست در بین این مبارزان پیدا می‌شد و صهیونیست‌ها هم با روش‌ها مختلفی مانند تروریسم دولتی و حمله مستقیم نظامی با آن‌ها مقابله می‌کردند. اقامت طولانی ‌مدت آوارگان در لبنان منجر سیاست داخلی آن کشور را  تحت تاثیر قرار داد و در نهایت به ریاست جمهوری بشیر جمایل و قتل عام  صبرا و شتیلا منتهی شد. البته مشکلات فرهنگی فراوانی هم رخ داده بود که تحت تاثیر بخش سیاسی ماجرا قرار گرفت.

اردوگاه «زعتری» که به دلیل اغتشاش‌‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته است پیش از این هم دارای دردسرهای فراوانی بود که همیشه هم جنبه مسلحانه نداشت. ساکنان این اردوگاه از نوعی ناامنی شکایت دارند. ظاهرا اردوگاه‌ها فرصت خوبی برای برخی سودجویان است تا از زنان و دختران آواره سوءاستفاده کنند. بیشتر این اقدامات در پوشش کمک‌های خیریه انجام می‌شود. داستان‌ به این شکل است که مرد مسن ثروتمندی از یکی از کشور‌ها شبه جزیره عربستان برای کمک مالی یا اهدا کالا به این اردوگاه می‌رود اما در همین حال پیشنهاد ازدواج با دخترانی که می‌بیند را می‌دهد. این پیشنهاد از طریق واسطه‌ها به همراه هدیه مالی مطرح می‌شود که تقریبا معادل همان خرید و فروش است. به نوشته «گاردین» مهریه‌ای که در سوریه هزار دلار است در اردوگاه آوارگان اردن تا صد دلار کاهش میابد و ازدواج‌های زیر 18 سال در هیچ جا ثبت نمی‌شود. البته مسلم است که مرد در نهایت احترام مقصود خود را اعلام می‌کند و به دختر هم وعده‌هایی از قبیل زندگی در یک محل امن با مردی ثروتمند داده می‌شود که دست کمی از رویاهای نوجوانان ندارد اما چه کسی می‌داند که این مردان خیر و نیک اندیش واقعا از کجا آمده اند و دختری که از اردوگاه شکار کرده اند را به کجا خواهند برد. دختران نوجوان جنگ‌زده طعمه‌های خوبی برای مردان هوسباز هستند.

دختران سوریه‌‌ای و لبنانی پیش از همه جنگ‌ها و درگیری‌ها هم برای مردان شبه‌جزیره و همینطور اردن گزینه‌های مطلوبی بودند که اکنون این جنگ شوم آن‌ها را در دسترس قرار داده است. آوارگان نیاز زیادی به پول دارند و همه آن‌ها نمی‌توانند مدت زیادی شرایط اردوگاه را تحمل کنند مخصوصا  اگر جوان و امیدوار به آینده باشند. در مقابل اگر چه اهالی سوریه و لبنان به نسبت دیگر اعراب دیدگاه متفاوتی دارند که برخی تعصب‌های اخلاقی را در میان آن‌ها کاهش داده است ولی این به معنی رها کردن سنت‌های قومی نیست. مردانی که در اردوگاه سکونت دارند نمی‌توانند در مقابل این سوءاستفاده بی‌تفاوت بنشینند و باید به شکلی از حرمت ‌خانوادگیشان دفاع کنند. در زعتری تا به حال چندین درگیری بزرگ و کوچک رخ داده است ولی در هیچ‌یک از آنها آوارگان اسلحه نداشتند اما دور نیست که پناهندگان سوری به سلاح دست پیدا کنند.

در اردوگاه صد هزار نفری زعتری لباس‌های عروس هم به فروش می‌رسد که همه آن‌ها برای ازدواج‌های شاد و منصفانه استفاده نمی‌شود. این اردوگاه از بزرگترین مراکز تجمع آوارگان جنگی جهان است که 12 کیلومتر با مرز سوریه فاصله دارد و از نظر جمعیت چهارمین شهر بزرگ اردن به شمار می‌رود. تجربه‌های قبلی آوارگان عرب در کشور‌های عربی چندان امیدوارکننده نبود.

روزنامه روزان 3 تیر 93


 
 
یهودیان سفاردی اسپانیا
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩۳
 

آوارگان 500 ساله

محمد سرابی

 

آوارگان تا یک نسل امیدوار هستند که به سرزمین خود برگردند. شاید فرزندان آن‌ها هم چنین امیدی را در دل زنده نگه دارند ولی با گذشت چند نسل سرزمین مادری فراموش می‌شود و شاید تنها در کتاب‌ها و شعر‌های حسرت بار باقی بماند. با قانونی که اخیرا در اسپانیا تصویب شده آوارگان جهان می‌توانند 500 سال به بازگشت دلخوش باشند البته اگر در آن زمان چیزی از سرزمین مادری باقیمانده باشد.

به نوشته گاردین «آلبرتو روزی گالاردون» وزیر دادگستری اسپانیا چندی پیش قانونی از مجلس گذرانده است تا یهودیانی که 500 سال قبل از اسپانیا رانده شده‌اند بتوانند دوباره تابعیت این کشور را به دست بیاورند. انگیزه این تصمیم «بازیابی بخشی از میراث تاریخی» عنوان شده است. اما جهان از 500 سال قبل تا امروز خیلی تغییر کرده است. در قرن پانزدهم محدوده اسپانیای امروزی از امیرنشین‌های مختلفی تشکیل شده بود که هریک برای خود پادشاهی داشت. فرناندو دوم که سلطنت آراگون را از پدرش خوان دوم به ارث برده بود با ایزابلا، ملکه کاستیا ازدواج کرد و به مناسبت این وصلت فرخنده دو امیر نشین با هم متحد شدند. زن و شوهر با یکدیگر تفاهم کامل داشتند که پایه‌های زندگی زناشویی آنان را محکم و از مشاور خانواده بی‌نیاز می‌کرد. یکی از رویاهای مشترک آن‌ها تبدیل کردن اسپانیا به سرزمینی کاملا کاتولیک بود. قسمتی از این تصمیم به خدماتی ارتباط پیدا می‌کرد که کلیسای کاتولیک به آنان ارائه داده بود. دوران استعمار بود و کشتی‌های اکتشافی باید برای حمله به سرزمین‌های جدید و تصرف آن‌ها تایید مذهبی را به دست می‌آوردند. کلیسای کاتولیک این تایید را فراهم کرده بود و هر خاکی که کشف می‌شد به نام پادشاه ثبت شده و در قلمرو مذهب کاتولیک قرار می‌گرفت پس طبیعی بود که فردیناند در کشورش خدمات متقابل را به این دستگاه ارائه کند. فردیناند در سال 1492 دستوری صادر کرد که بر اساس آن یهودیان اسپانیا باید تغییر مذهب می‌دادند. یهودیان از گذشته دور در این کشور سکونت داشتند. از وقتی طارق بن زیاد از تنگه گذشت و آن را به نام خودش درآورد این اقلیت قومی درگیر جنگ و صلح و مهاجرت‌های کوتاه از سویی به سوی دیگر بودند اما بیشتر اوقات توانستند با دولت مستقر مسلمان یا مسیحی به توافق برسند و دین خود را حفظ کنند. مثل دیگر نقاط اروپا در این منطقه هم یهودیان بازرگانانی بودند که به کار تجارت جواهرات و پارچه‌های گرانبها و البته وام دادن و گرفتن سود فراوان می‌پرداختند. وقتی فرمان بی‌چون و چرای شاه و ملکه صادر شد چاره‌ای جز مهاجرت نماند. ‌یکی از بهترین کشور‌های مقصد، امپراطوری پهناور عثمانی بود که این مهاجران ثروتمند اروپایی را با آغوش باز پذیرفت. برخی به پرتقال رفتند اما آن کشور هم پس از یک ازدواج همراه با تفاهم دیگر به اسپانیا پیوست. گروهی به ایتالیا و انگلیس رفتند و در دیگر نقاط جهان پراکنده شدند ولی همه آن‌ها یک نام را با خود بردند. «سفاردی». فردیناند 10 سال بعد به سراغ اعراب رفت و آن‌ها را مجبور به تغییر دین یا مهاجرت به آفریقا کرد.

الان مشخص نیست که چه تعداد از کل یهودیان جهان سفاردی هستند و گمانه‌زنی‌ها تعداد آن‌ها را تا 3 و نیم میلیون نفر نشان می‌دهد. کسانی که می‌خواهند تابعیت اسپانیا را دریافت کنند باید نسب 500 ساله خود را ثابت کنند. تعداد یهودیان بومی اسپانیا بسیار کم است و ظاهرا تقاضا‌ها باید از طرف انجمن‌های مذهبی تایید شود که کار بسیار دشواری است. بحثی درباره از دست دادن تابعیت دیگر کسانی که اسپانیایی شوند هم وجود دارد. بنا به برخی احتمالات امکان مهاجرت سفاردی‌های فلسطین‌اشغالی - که خود باعث آوارگی اعراب این منطقه هستند - هم وجود دارد. احتمال می‌رود ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر بتوانند نسب‌نامه تایید شده ارائه کنند یا نام خانوادگی واضحی داشته باشند یا حتی بتوانند به زبان و گویش ویژه یهودیان اسپانیا صحبت کنند.

«ایلان استاوانس» محقق «کالج امرهست» ماساچوست در یادداشتی در نیویورک تایمز از یک یهودی سفاردی نقل می‌کند که پس از شنیدن خبر امکان بازگشت به اسپانیا به او گفته یک «کلید اساطیری» در خانواده آن‌ها نسل به نسل منتقل شده است.

جمعیت کنونی یهودیان اسپانیا نزدیک 50 هزار نفر است و دلیل این کشور برای جذب مهاجر گسترده مشخص نیست. برخی از گردشگران در شهر‌هایی مانند «گرونا» به دنبال یهودیان می‌گردند ولی خانواده‌های یهودی بومی بسیار نادر هستند. در والنسیا یهودیان بیشتری ساکن هستند اما باز هم نمی‌توان جامعه‌های بزرگی که مراسم مذهبی دائمی دارند را دید و کلید‌ها به سختی می‌توانند قفل‌های خود را پیدا کنند.

روزنامه روزان  14 تیر 1393


 
 
ساحل گرم برزیل
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩۳
 

 

ساحل گرم برزیل

محمد سرابی

جام جهانی فوتبال همیشه با حاشیه‌هایی خارج از مستطیل سبز همراه است. حاشیه‌هایی که نه میزبان و نه شرکت کننده‌ها نمی‌خواهند زیاد درباره آن صحبت کنند. مخصوصا وقتی که میزبان در این زمینه سابقه قبلی داشته باشد. این اتفاق بین المللی بیشتر از بزرگترین حوادث همزمان با خود سر و صدا ایجاد می‌کند و پدید‌ه‌ای فراگیر را به وجود میاورد که بیشتر شرکت کنندگان و مهمتر از همه تمام بخش های کشور میزبان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در چند دوره جام جهانی در کشور‌های آلمان و آفریقای جنوبی مشاهده شده بود که به همراه جمعیت انبوه تماشاگران و طرفداران فوتبال دو گروه دیگر از مسافران هم به کشور میزبان هجوم می‌برند. جیب بر‌ها و کسانی که ما به آن‌ها زنان خیابانی می‌گوییم.

برای کسانی که به دنبال کسب درآمد هستند مهمترین اتفاقی که در جریان مسابقات بزرگ جهانی می‌افتد بالابردن کاپ یا تغییر نتایج در ضربات پنالتی نیست. جام جهانی در کنار رقابت‌های ورزشی که با حس میهندوستی ترکیب شده است بازار مصرف بزرگی ایجاد می‌کند که در کنار بازی‌های المپیک هر چند سال تکرار می‌شود. وقتی لشگر بزرگی از جوانان جویای هیجان به کشوری می‌روند خود به خود فضای آن کشور را دگرگون می‌کنند. در جریان  المپیک لندن 2012 پلیس متوجه شده بود که جیب‌برهای حرفه‌ای مدتی قبل به صورت گروهی به این شهر آمده اند تا در شلوغی ‌های قبل و بعد از بازی‌ها، خرج یک سال خود را از جیب تماشاگران بیرون بکشند. زنان خیابانی هم چنین شرایطی دارند. در جام جهانی آلمان و المپیک لندن این مشکل وجود داشت که بسیاری از این افراد اهل کشور میزبان نبودند و به صورت غیرقانونی برای یک ماه یا بیشتر به این کشور آمده بودند. این نشان می‌دهد که قاچاقچیان انسان و کسانی که زمینه اقامت این افراد را فراهم می‌کنند هم از جام جهانی بهره‌مند می‌شوند. دولت برزیل اکنون درگیر اعتراضات مردمی است که برخلاف انتظار در این کشور «فوتبالیست پرور» بروز کرده است. اعتراضات اقتصادی چند بار به درگیری خیابانی و گاز اشک آور هم منجر شد. اما این تمام اتفاقات نیست. برزیل از شهرت نامطلوبی در زمینه توریسم جنسی برخوردار بوده است چنانکه مسئولان این کشور در ماه‌‌های نزدیک به مسابقات بار‌ها بر « تصویر نادرست» شکل گرفته از این کشور تاکید کرده اند. گفته می‌شود «رسیف» بزرگترین شهر شمال شرقی برزیل، با مشکل سوء استفاده گسترده جنسی از زنان زیر 18 سال روبرو است. این شهر میزبان 4 بازی جام جهانی خواهد بود. جیب بر‌ها که گروهی کار می‌کنند می‌توانند در هر مکان شلوغی کیف‌های خارجی‌ها را خالی کنند و مانند آرزو‌های تیم‌های بازنده ناگهان ناپدید شوند.

  روزنامه روزان - 26 خرداد 93


 
 
رئالیسم جادویی در تیان آن من
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩۳
 

رئالیسم جادویی در تیان آنمن

محمد سرابی

کارگران مزرعه موز دست به شورش زدند و ماموران آن‌ها را به رگبار بستند. کسی که کشتار و انداختن جسد‌ها به درون واگن‌های قطار را دیده بود فهمید مردمی که شاهد این واقعه بزرگ بودند به سادگی آن را فراموش کرده اند. این بخشی از داستان صد سال تنهایی مارکز بود اما در دنیای واقعی هم بار‌ها به شکل‌های گوناگون اتفاق افتاده است. چند روز پیش خبرنگارانی که به چین رفته بودند تا درباره ماجرای میدان تیان آنمن تحقیق کنند به همین بی‌خبری عمومی برخورد کردند. مردمی که از آن‌ها سوال می‌شد 25 سال قبل در بزرگترین میدان چین چه اتفاقی افتاده است چیزی به یاد نمی‌آوردند. طبیعی بود که دولت کمونیستی چین مانع برگزاری هرگونه مراسم در سالگرد این اعتراض شود اما اینکه مردم پکن مخصوصا جوان‌هایی که باید میراث‌دار نسل پیش از خود باشند چیزی از آن نمی‌دانند یا در مقابل یک خبرنگار خارجی وانمود می‌کنند که به آن اهمیتی نمی‌دهد نشان می‌دهد که این واقعه همانطور که از سایت‌های اینترنتی چین و کتاب‌ها و روزنامه‌ها پاک شده است از خاطره مردم نیز حذف می‌شود. «آدریان براون» در الجزیره نوشته است که دانشجویان دانشگاه ارتباطات پکن نمی‌‌خواهند درباره این واقعه تاریخی صحبت کنند و می‌گویند که در این اتفاق بی‌طرف هستند.

احتمالا کسی آن مرد که در مقابل 4 تانک ایستاده بود را هم به یاد نمی‌آورد. عکسی که جف وایدنر گرفت و فیلمی که از لحظه پا به پاکردن مرد و تانک باقی مانده است سمبل اعتراض انسان‌ها به ماشین‌های سرکوب شد. به نوشته بی بی سی یک سال پیش خبرنگاری به نام لویزا لیم عکس معروف مرد و تانک را به ۱۰۰ دانشجو نشان داد و از آن ها پرسید که آیا می‌دانند این عکس مربوط به چه اتفاقی است. تنها ۱۵ دانشجو توانسته‌ بودند پاسخ درست بدهند. دانشجویان این روزها مسائل مهمی برای فکر کردن دارند. جمع کردن پول و ساختن زندگی مرفه‌ آرزوهای بزرگی است که جنگ کمونیسم و لیبرالیسم را تبدیل به « قدرت تولید ملی» کرده است. لیم که امسال کتابی به نام «جمهوری خلق فراموشی» منتشر کرد در مقاله‌ای که در باره دشواری‌های نوشتن کتابش منتشر کرده می‌نویسد که بخش بزرگی از چند میلیون شهروند پکن که شاهد آن روزها بوده‌اند خود را به فراموشی می‌زنند. امسال هرچه که 4 ژوئن نزدیک‌تر می‌شد پلیس رفت و آمد در میدان را محدودتر می‌کرد و جستجو‌های اینترنتی و سایت‌های خبری هم به همان نسبت سانسور می‌شدند. خبرنگاران خارجی هم این پیام را دریافت کرده بودند که نباید درباره کشتار تعداد نامشخصی از مردم چین در این واقعه کنجکاوی کنند.

البته شعله‌هایی روشن مانده است. کیلومتر‌ها دورتر کسانی که هیچ ارتباط مستقیمی با ماجرا نداشتند در هنگ‌کنگ و تایوان سالگرد میدان تیان آنمن را به شکل تجمع‌های مردمی برگزار کردند. مادران تیان‌ آنمن هم با وجود سرکوب شدید دولتی به دنبال احقاق حقوق فرزندانشان هستند که سال‌های قبل کشته یا ناپدید شدند. البته بیشتر‌ آن‌ها سالمند هستند و نمی‌توانند این کار را زیاد ادامه دهند. قدرت سانسور دولتی به همراه تشویق مردم برای ساکت بودن و پولدار شدن توانسته است تجدید خاطره میدان «صلح آسمانی» را ممنوع کند.

مارکز کتاب‌های بزرگ خود را در سبک رئالیسم جادویی نوشت و بسیاری از منتقدان ادبی و خوانندگان حرفه‌ای سعی کردند ارتباطی میان دو دنیای خیال و واقعیت پیدا کنند تا از این راه آثار ادبی را تفسیر کنند اما رئالیسم جادویی در جهان واقعی اطراف ما جریان دارد.

 

 روزنامه روزان - 19 خرداد 93


 
 
خون و شرافت - تجاوز جنسی در هند
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩۳
 

خون و شرافت

 

محمد سرابی

فرزانه درست در مقابل دادگاه پاکستان کشته شد. جرم او این بود که از دستور خانواده‌اش برای ازدواج سرپیچی کرده بود. خانواده‌ او از بدتری ابراز ممکن برای کشتن این زن باردار استفاده کردند. ضربه‌های سنگ سر او را خرد کرد تا دیگر دختران اهل لاهور بدانند که نباید بر خلاف میل خانواده‌شان ازدواج کنند.

نکته اصلی در قتل‌های خانوادگی این است که تقریبا همیشه زن‌ها کشته می‌شوند. آن‌ها چه به زور مورد تجاوز قرار بگیرد و چه به شکل مذهبی – قانونی با مردی  ازدواج کرده باشند مستحق مرگ تشخیص داده می‌شوند. به ندرت پیش میاید که مردان در این روابط دو طرفه مقصر تشخیص داده شوند. خانواده فرزانه مردی به نام محمد اقبال را متهم کرده بودند که او را دزدیده است و به همین دلیل به دادگاه شکایت کرده بودند اما این شکایت بیشتر یک تله بود تا یک دادخواهی. وقتی اقبال و فرزانه به دادگاه مراجعه کردند متوجه شدند که قبیله فرزانه در مقابل در دستگاه عدالت آماده هستند تا خودشان قانون را اجرا کنند.

اما اگر ادعای خانواده فرزانه درست بود باید اقبال را مجازات می‌کردند و زن را از دست او نجات می‌دادند. مهمترین واکنش از طرف پلیس‌هایی که قاعدتا باید در مقابل دادگاه یک شهر پرجمعیت همیشه آماده باشد دیده شد. به گفته شاهدان پلیس فقط صحنه را تماشا کرد. ظاهرا نیرو‌های پلیس نمی‌خواستند وارد یک دعوای خانوادگی شوند. این بی‌طرفی موثر به فاصله یک روز در نقطه دیگری از شبه قاره هم اتفاق افتاده است. این بار زنان قربانی مطلق بودند. در روستای کترا ایالت اوتارپرادش هند اجساد دو دختر ۱۴ و ۱۵ ساله بعد از تجاوز، از یک درخت آویزان شده بود.

جرم این دختران غیر از اینکه مورد تجاوز قرار گرفته بودند این بود که از طبقه و قبیله پایین بودند. پلیس محلی هم  به همین دلیل، مفقود شدن این دختر‌ه‌ها را زیاد جدی نگرفت. احتمالا مرگ آن‌ها هم چیزی را تغییر نداده است و اگر این اتفاق مجددا تکرار شود، نمی‌‌توان از پلیس و دستگاه قضایی انتظار داشت کسی را به درستی تعقیب کنند. در سال ۲۰۱۲ میلادی، گروهی از مردان در اتوبوسی در دهلی به یک دختر دانشجو بارها تجاوز کردند و بعد او را از اتوبوس بیرون انداختند. زمانی که مردم خواستار مجازات مهاجمان بودند گفته می‌شد آن‌ها در دادگاه پاسخی دادند که خشم عمومی را بیشتر کرده است. شایع شده بود که متهمان گفته‌اند لباس این دختر تحریک کننده بود و برای همین به او تجاوز کردیم. شبه قاره تا مدتی درگیر واکنش‌های مردمی به این فاجعه بود اما تمام تضاهرات‌ها و اعتراض‌های مردمی و رسانه‌ای نمی‌تواند شرایط سنتی حاکم که زنان را به صورت کلی «مقصر » به شمار میاورد، تغییر دهد.

یادداشت روزنامه روزان - 12 خرداد 1393


 
 
ثبات در منطقه بی ثبات - خاورمیانه
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

ثبات در منطقه بی ثبات

 

محمد سرابی

 

تا چند سال پیش اگر کسی می‌خواست چند کشور با ثبات در خاورمیانه را نام ببرد حتما دو نام سوریه و ترکیه را در میان آن‌‌ها ذکر می‌کرد. مشاهدات عمومی نشان می‌داد که در ترکیه نظام قانونی طوری مشغول کار است که قدرت گرفتن احزاب اسلامگرا و همینطور تحرکات نظامیان نتوانسته خدشه‌ای به کلیت ساختار سیاسی وارد کند. گروه‌های مذهبی بر روی بنیان جمهوری ترکیه مشغول کار بودند و تجربه‌ای جدید از زمامداری را به نمایش می‌گذاشتند. اما تحولات به سمتی پیش رفت که این کشور دچار تشنج‌های داخلی شد. مدت زیادی از ماجرای پارک میدان تقسیم نمی‌گذرد. در جریان این درگیری‌های خیابانی چند نفر کشته شدند و دولت بخشی از محبوبیت خود را از دست داد زیرا واضح بود که سکوب خشونت آمیز معترضان به دستور مستقیم دولتی انجام می‌شود. حادثه انفجار معدن هم در همان فضا تفسیر شد و از دیدگاه حادثه دیدگان دولت مسئول مستقیم سهل انگاری در تامین ایمنی معدنکاران شمرده می‌شود. دیدار رجب طیب اردوغان از شهر سوما که برای تسکین آسیب دیدگان صورت گرفته بود به اعتراضات شدید علیه نخست وزیر منجر شد و تصاویر یکی از مشاوران اردوغان که معترضی را کتک می‌زند شرایط را دشوار تر کرده است.

در دیگر کشور خاورمیانه هم شرایط خاصی شکل گرفته است. بهار عربی وقتی به سوریه رسید مستقیما تبدیل به جنگ داخلی بسیار خشونت باری شد که در کشور دیگری رخ نداده بود. اعتراضات به سرعت تبدیل به مقابله مسلحانه شد. روندی که در ابتدا می‌توانست یک جنبش مردمی تفسیر شود با پیوستن نیرو‌های ارتشی و قطع تسلط دمشق بر برخی از نقاط کشور تبدیل به جنگ داخلی شد. گروه‌های تندرویی که به القاعده گرایش داشتند به سرعت تمام نقاط اشغال شده را در کنترل خود گرفتند و اعلام حکومت مستقل کردند. آتش درگیری میان این گروه‌ها نیز فورا شعله‌ور شد و دو گروه بزرگ «النصره» و «داعش» به نبرد با یکدیگر پرداختند آن هم در حالی که دولت اسد با به کارگیری روش‌های جدید در حال بازپس‌گیری مناطق جنگزده است. تصرف شهر «حمص» بزرگتری موفقیت ارتش سوریه بود که چندی قبل بر مواضع کشور‌های غربی در قبال این آشوب هم تاثیر گذاشت.

خاورمیانه منطقه‌ای نیست که بتوان بر اساس معیار‌های ظاهری میزان آرامش کشور‌های آن را ارزیابی کرد. حتی با ثبات ترین کشور‌های این منطقه هم ممکن است با جرقه‌ای دچار ناآرامی‌ شوند که از تظاهرات‌های شهری کوچک تا جنگ داخلی توسعه پیدا می‌کند.

روزنامه روزان - 30 اردیبهشت 93


 
 
پیامی به ساحل دریای سیاه - تروریست‌های و اکراین
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

پیامی به ساحل دریای سیاه

محمد سرابی

دولتمردان به خوبی می‌دانند که یک التهاب محلی اگر مدت زیادی ادامه پیدا کند درست مانند زخمی بر روی پوست که انگل‌ها و عوامل بیماری‌زا را به خود جذب می‌کند می‌تواند باعث گرد‌ آمدن گروه‌‌های تندرو و افراد مسلح شود. منطقه ملتهب اکراین هم این ویژگی را پیدا کرده است وادامه بحران در آن باعث جلب تروریست‌ها از نقاط مختلف خواهد شد مانند شرایطی که از دوسال قبل برای سوریه شکل گرفت. در آخرین اتفاقات جدایی طلبان «جمهوری خلق لوهانسک و دونتسک» به توصیه پوتین برای به تعویق انداختن همه پرسی اعتنایی نکردند و همین می‌تواند اولین سرکشی گروه‌هایی باشد که ابتدا با حمایت روسیه از زمین شرق اروپا سبز شده بودند.

چندی پیش فیلمی منتشر شد که در آن با مرد جوان سیاهپوستی در میان مخالفان مسلح سوری گفتگو می‌شد. این مرد که صورتش را پوشانده بود برای تمام برادران و خواهرانش پیام می‌فرستاد و از آن‌ها می‌خواست که کشور‌های ناپاکی که در آن زندگی می‌کنند را رها کنند و برای مبارزه با او همراه شوند. این قبیل فیلم‌ها در اینترنت کم نیستند اما این مصاحبه ویژگی‌هایی داشت که آن را از نمونه‌های مشابه متمایز می‌کرد. مرد جوان همبازی سابق کریستین رونالدو، بازیکن قبلی تیم فوتبال آرسنال و همینطور دارای سابقه بازی در اروپا معرفی می‌شود. این‌ها تبلیغات خوبی برای گروه‌‌های تروریستی است که اعضای خود را از افراد سرشناس معرفی کنند اما با جستجوی بیشتر اطلاعات دیگری از این فیلم 8 دقیقه‌ای به دست میاید. نسخه اولیه فیلم در یک سایت تندرو به آدرس  fisyria.com قرار داشت اما این سایت که درباره جنگ داخلی سوریه فعالیت می‌کند به زبان روسی ساخته شده است. گفتگو به زبان انگلیسی انجام می‌شود اما با زبان روسی زیر نویس شده است و مهمتر از همه این که در آخرین سوال از این جوان که خود را « ابو عیسی الاندلسی» می‌نامد پرسیده می‌شود که چه پیامی برای برادران خود در اکراین دارید؟

احتمال تماس آشوب‌‌گران اکراین با سازمان‌های مسلح تندرو اسلامی منتفی نیست. در بحبوحه تحولات اکراین حزب «پراوی سکتور» شکل گرفت. یکی از گروه‌های حاضر در میدان استقلال اعضای همین حزب بودند که بعدا پرچمی به رنگ‌های قرمز و سیاه برای خود فراهم کردند. مدتی قبل گفته شد که رییس آن « دمیتری یاروش» از «دوکو عمروف» خواسته تا برای نبرد علیه روسیه به آن‌ها کمک کند. با وجود اینکه پراوی سکتور از احزاب دست راستی و بسیار تندور اکراین است که عمر چندانی ندارد ولی به دلیل متشنج بودن اوضاع توانسته طرفدران زیادی را جذب کند که در صورت دستیابی به سلاح می‌توانند تبدیل به یک گروه شبه نظامی شوند و هم برای مسکو و هم کیف دردسر درست کنند. دوکو عمروف هم ناشناخته نیست. این فرمانده چچنی مسئول دو حمله تروریستی به مسکو در سال‌های 2010 و 2011 در مسکو است که هرکدام به مرگ چندین نفر منجر شد. او به همین دلیل در صدر فهرست افراد تحت تعقیب روسیه قرار دارد.  نزدیک یک ماه قبل خبری از مرگ وی منتشر شد که تایید نشده است. عمروف فرمانده ارشد بخشی از گروه‌‌های مسلح چچنی بود که سابقه طولانی مبارزه مسلحانه با مسکو دارند. میان آن‌ها و احزاب تندرو اکراینی صد‌ها کیلومتر فاصله و یک دشمن مشترک وجود دارد که می‌تواند عاملی برای اتحاد استراتژیک باشد.

پیوستگی میان گروه‌های مسلحی که علیه یک حکومت مرکزی قدرتمند و سلطه‌گر مبارزه می‌کنند بار‌ها رخ داده است. تاریخچه مبارزات چریک‌های مارکسیست در دوران جنگ سرد شاهد تعداد زیادی از این اتحاد‌های موقتی بود. صورت فوتبالیستی که در فیلم از دیگران دعوت می‌کند تا به جنگ بپیوندند و بارها هم از اکراین نام می‌برد و برای آن پیام می‌فرستد، با یک نقاب سیاه پوشانده شده است. به همین دلیل شایع شده بود که او «لاسانا دیارا» بازیکن قبلی رئال مادرید و اهل کشور مالی است. دیارا این شایعه را رد کرده و ضمنا تاکید کرده که از علاقمندان تیم «لوکوموتیو‌مسکو» است. پیام‌هایی درحال انتقال از ساحل مدیترانه به ساحل دریای سیاه است.

روزنامه روزان - 22 اردیبهشت 1393