محمد سرابی

www.msarabi.com

 
ماچه‌ته؛ قداره‌‌ مکزیکی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٦
 

  ماچه‌ته؛ قداره‌‌ مکزیکی

  محمد سرابی روزنامه نگار

 

کلمه <<ماچه ته>> در فرهنگ منطقه  اطراف مرز مشترک آمریکا و مکزیک به معنای کارد بزرگ و سنگین است. ابزاری شمشیر مانند و تیز که ظاهرا زمانی وسیله کار کردن در مزرعه بوده و کاربردی مانند داس داشته است اما اکنون سلاح سرد محسوب می شود.  دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در دوران مبارزات انتخاباتی وعده داده بود که مرز مکزیک را با دیوار بزرگی مسدود می کند تا مانع ورود مهاجران به آمریکا شود. البته این دیوار از گذشته در نقاطی از مرز وجود دارد اما اینکه کاندیدای ریاست جمهوری از ساختن یک دیوار سرتاسری صحبت کند و مردم هم به او رأی دهند اتفاق خاصی است. به دلیل اینکه هزینه ساخت دیوار در خط مرزی بسیار طولانی جنوب آمریکا زیاد است رئیس جمهوری موطلایی مدتی قبل خلاقیت دیگری نشان داد و گفت که چون در این منطقه آفتاب خیلی شدید می تابد روی این دیوار صفحه های جذب انرژی خورشیدی نصب می کند تا خرج ساخت دیوار را تامین کند.

https://i.ytimg.com/vi/Eig0bJJXmu8/maxresdefault.jpg

در فیلم <<ماچه ته می کشد>> 2013 (Machete Kills) که در ادامه فیلم <<ماچه ته>> 2010 (Machete) ساخته شد صحنه ای وجود دارد که مامور امنیتی یاغی به همراه رئیس خوش قلب یک گروه تبهکار، سوار بر خودرویی که به صورت دست ساز زره پوش شده است، به سمت دیوار بتونی بزرگی که در مرز آمریکا و مکزیک کشیده شده است، رانندگی می کنند. تبهکار <<مارکوس مندس>>  به مامور <<ماچه ته>> اطمینان می دهد که با همان سرعت در جاده بیابانی خشک حرکت کند و خودرو را به یک تابلو چوبی کوچک که تصادفا تصویری شبیه به خدایان باستانی آزتک روی آن کشیده شده است بکوبد. مامور با وجود اینکه تردید دارد پدال گاز را فشار می دهد. پشت تابلو زمین فروکش می کند و خودرو درون تونلی از پیش ساخته شده می افتد؛ تونلی مناسب حرکت خودرو ها که با لامپ روشن شده است. با عبور خودرو،  آن ها در آن طرف مرز از زمین بیرون می آیند. ماچه ته از مندس می پرسد: <<تونل را کِی ساختید؟>> مندس می گوید: <<همان موقعی که آن ها دیوار را می ساختند!>>

http://img07.deviantart.net/a6e1/i/2013/153/a/7/machete_kills_by_herrowley-d67l2xe.jpg

<<رابرت آنتونی رودریگز>> کارگردان فیلم <<ماچه ته می کشد>>، سبک خاصی در فیلم سازی دارد که در فیلم  قبلی خود <<ماچه ته>> (با ترجمه های ماشته، ماچته یا قمه) هم آن را نشان داده بود. <<ماچه ته می کشد>> (با ترجمه دیگر قداره کشتار) یک پارودی- کمدی درباره اتفاق های خیالی و واقعی این مرز مشترک است؛ روئسای کارتل های مواد مخدر که ادعای مبارزه به نفع محرومان را دارند و ماموران مرزی که خود بخشی از سامانه قاچاق هستند. بخش مشترک هر دو فیلم بازی دنی تریخو بازیگری با چهره و فیزیک بدنی خاص است. تریخو که از سال های 1970 بازیگری را آغاز کرده و اکنون در دهه هفتم عمر قرار دارد با صورت خشن و پوست خراشیده خود در فیلم های زیادی نقش خلافکاران را ایفا می کند. از میان آن ها می توان نقش چاقو انداز فیلم <<روزی روزگاری مکزیک>> (ادامه فیلم <<دسپرادو>>) را نام برد ولی او به جز دو فیلم ماچه ته که در آن ها با میشل رودریگز همبازی است، کمتر نقش اول را برعهده داشته است.

https://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/0/04/Machete_Kills.jpg

رفت و آمد مهاجران،  مواد مخدر، اسلحه و انواع تجارت های دیگر در این مرز آنقدر سودآور است که جمعیت بزرگی از سیاستمداران و سرمایه گذاران تا فقیر ترین گروه های مردم محلی را درگیر خود کرده است. این کسب و کار را نمی توان به سادگی از میان برد. ترامپ قبلا این وعده را هم داده بود که پول ساختن دیوار را از مکزیکی ها خواهد گرفت و واضح بود که مکزیک این هزینه را تقبل نکرد، او حالا ایده دیوار خورشیدی را پیش کشیده و احتمالا تا آخر دوران ریاست جمهوری اش هر چند وقت یک بار نقشه های دیگری برای ساختن  این دیوار سراسری تقریبا غیرممکن را مطرح خواهد کرد.

 روزنامه شهروند

ستون: سفر به جزایر لانگر هانس

۱۳۹۶ سه شنبه ۱۳ تیر

 

 


 
 
فرار از خاورمیانه - مهاجرت
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱:۳۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ شهریور ۱۳٩٤
 

 

فرار از خاورمیانه

 

محمد سرابی

 

حاضر هستند در راه اروپا بمیرند اما حاضر نیستند در خاورمیانه زندگی کنند. مهاجر‌ها مانند سیل روانه شمال شده‌اند؛ در دریا غرق و در کامیون‌ها خفه می‌شوند اما اگر در وطن خودشان بمانند سرنوشت بدتری خواهند داشت پس در جاده‌ها به راه می‌افتند شاید غربی‌ها به آن‌ها پناه دهند.

100 سال سیاست و فرهنگ و اقتصاد خاورمیانه این نتیجه را داشته است. آواره‌های سرگردان در خیابان‌ها و ایستگاه‌ها که بچه‌ها و کیسه دار و ندارشان را با خود می‌کشند سمبل افتخارات خاورمیانه هستند. 100 سال قبل خیلی از متفکران و مبارزان ادعا می‌کردند که اگر آنچه می‌خواهند اتفاق بیفتند خاورمیانه بهشتی خواهد شد که از غرب جلو خواهد زد. هر کس از آن‌ها که دستی به قدرت رساند هرچه می‌خواست انجام داد و نتیجه چیزی است که امروز می‌بینیم.

وقتی کشور‌های جدید با نقشه‌کشی استعمارگران مهاجم ساخته شدند خیلی‌ها ادعای نظریه پردازی کردند و مدعی شدند که هم غرب را می‌شناسند و هم خودشان را ولی هیچ یک از این نظریه‌ها نتیجه‌ مفیدی نداشت. پادشاهانی که از عثمانی باقی‌مانده بودند با کودتا سرنگون شدند و ژنرال‌ها جایشان را گرفتند. آن‌ها هم با کودتا جای خود را به نفر بعدی دادند و تاج و تخت ملک فیصل بغداد به عبدالکریم قاسم و حسن البکر و صدام حسین رسید.

در این جهان گروهی غرب گرا شدند؛ گروهی ملی گرا شدند و گروهی سنت‌گرا ماندند. عده‌ای پیشرفت و سنت را با هم ترکیب کردند. عده‌ای کمونیست را آوردند و بقیه آن را با سنت ترکیب کردند. دسته آخر کمونیسم و سنت و ملی‌گرایی را مخلوط کردند و «بعث» را ساختند. بعد از آن گروهی در مصر و لبنان و پاکستان و دیگر کشور‌های خاورمیانه گفتند که باید به خویشتن برگردیم و خودمان را پیدا کنیم ولی چه خویشتنی؟ ما چه میراث قابل عرضه‌ای در بازار پیشرفت دنیا داریم. دانشمندانی که در زمان خود طرد شده و تکفیر شده بودند؟ اندیشمندانی که به جای کشف جهان سرگرم کشف دنیای درون خود شدند؟ شاعرانی که دیوان‌های ضخیم برای نصیحت کردن دیگران و دوری گزیدن از دنیا سروده‌اند؟ کدامیک از این‌ها در صنعت تولید و مصرف دنیا ارزشی دارد؟ کدام تلاش سیاسی و اقتصادی کشور‌های خاورمیانه که ثروتی در جهان به همراه آورده، بر گرفته از فرهنگ بومی بوده است؟

متفکران سیاسی خاورمیانه هم به اندازه حاکمان سردرگم هستند. مصر مرکز اولین اندیشه‌های بزرگ بود. راه حل‌هایی که محمد عبده و سید قطب و حسن البنا ادعا می‌کردند برای نجات ملت خود یافته‌اند به اخوان المسلین رسید که 80 سال نظریه پردازی و مبارزه کرد اما یک سال هم نتوانست حکومت کند. محصول سال‌ها تفکر و تعمق و تدبر این بود که اکنون مبارک تبرئه و سران اخوان به اعدام محکوم شده‌اند.

امسال دقیقا یک قرن از جنگ گالیپولی بین انگلیس استعمارگر و عثمانی رو به انقراض می‌گذرد جنگی که فرمانده آن بعدا بنیانگذار ترکیه شد. اولین تلاش کشور‌های خاورمیانه ملت سازی بود که به نتیجه نرسید و در حد قبیله‌‌ها و عشیره‌ها باقی ماند. مرز‌های روی نقشه‌ها و اعتبار پایتخت‌ها هنوز هم مورد مناقشه است. آخرین تلاش بهار عربی بود که به دولت اسلامی عراق و شام واگذار شد. حالا خادم الحرمین سعودی در حال بمباران یمن است، اعضای حزب عدالت و توسعه ترکیه از نفس افتاده‌اند، قدرت در پاکستان فقط با زور جابه جا می‌شود و افغانستان از طالبان رها نمی‌شود.

نظریه پردازان خاورمیانه چون از خیالات خودشان به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسیدند و حاضر نبودند بپذیرند که دلیل عقب‌ماندگی ما، خودمان هستیم هر ناکامی و شکستی را به توطئه غربی‌ها نسبت می‌دادند. از عامی‌ترین مردم تا بالاترین مقام‌های سیاسی مطمئن بودند که انگلیسی‌ها عامل همه بدبختی‌ها هستند اما الان تونلی که از قاره اروپا به انگلیس می‌رود پرتردد ترین مسیر مهاجرت مردمی است که از جهنم خاورمیانه می‌گریزند.

روزنامه روزان 9 شهریور 94


 
 
سفیر کلیسای رم
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٤
 

سفیر کلیسای رم

 

محمد سرابی

امتیاز پاپ فرانسیس در سفر به آمریکای جنوبی این است که می‌تواند با مردم این منطقه به زبان خودشان صحبت کند. کاردینال خورخه ماریو  برگوگلیو آرژانتینی قبل از اینکه به ریاست تشکیلات کلیسای رومن کاتولیک برسد سراسقف کلیسای بوینس آیرس بود. او اولین پاپی است که از خارج قاره اروپا انتخاب می‌شود و از جایی میاید که آیین مسیحیت همراه با کشتی‌های استعمارگران به آن راه پیدا کرد.

زمانی که اولین کشتی‌های استعمارگران اروپایی به قاره جدید رسید و پرچم خود را به کمک سلاح‌های آتشین در خاک آن نصب کردند مبلغ‌های مذهبی هم درست در صف اول مهاجمان ایستاده بودند. در واقع هر سرزمین جدید به نام پادشاه و با اجاره کلیسا تصرف می‌شد. اما این مبلغ‌های که برای خداشناس کردن بومیان به آن‌جا رفته بودند در میان اعتقادات سرخپوست‌ها به باور‌هایی رسیدند که به شکل حیرت انگیزی شبیه به آموزه‌های عهد عتیق بود! « ویلیان پرسکات» مورخ در قرن 19 در میان آزتک‌های مکزیک به آیین غسل تعمید کودکان برخورد کرده بود. رسمی که با ریختن آب روی بدن نوزاد انجام می‌شود تا او را از گناه اولیه پاک کند. «جورج کاتلین» جهانگرد هم در همین قرن متوجه رسومی در بین سرخپوستان شده بود مانند جدا بودن زنان و مردان در هنگام عبادت و رسم‌هایی شبیه روزه و کفاره که با قوانین ادیان ابراهیمی شباهت داشت. واکنش مبلغان مذهبی به این آیین‌ها خیلی ساده و صریح بود. هرگونه اعتقادی به جز آنچه که از کلیسای رم ابلاغ می‌شد کفر مطلق و شایسته سرکوبی کامل به شمار می‌رفت. اگر معدودی جهانگرد یا علاقمندان به فرهنگ و هنر بومی نبودند که مشاهدات خود را بنویسند همین آثار باقیمانده از بومیان آمریکا نیز نابود شده بود. اگر زمانی سوالی پیش میامد هم توضیحات عجیبی مانند اینکه یک قدیس مسیحی در قرن‌های گذشته به قاره جدید سفر کرده است یا اقوامی از قبایل مقدس به آمریکا راه پیدا کرده‌اند مطرح می‌شد.

اولین نمایندگان مسیحیت در سفر به آمریکای جنوبی مطمئن بودند به سرزمین وحشیان کافر می‌روند تا مطابق دستورات کلیسای رم آنان را با نور ایمان آشنا کنند. امروز پاپ فرانسیس به قاره‌ای می‌رود که دین مسحی در آن بسیار قوی‌تر از اروپا است.

روزنامه روزان 20 تیر 94


 
 
رایش چهارم
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٤
 

 

 

رایش چهارم

 

محمد سرابی

 

مخالفان گونترگراس در تجمع‌هایشان دو حرف آخر نام خانوادگی او را که به دو s ختم می‌شد به صورت نشان اس اس، واحد نظامی آلمان نازی می‌نوشتند. گراس می‌دانست که سابقه عضویت او در ارتش نازی چقدر روی خوانندگان کتاب‌هایش می‌گذارد و مخصوصا داوران جایزه‌های ادبی را از انتخاب کتاب‌هایش منصرف می‌کند. کتاب‌های گراس موضعی ضد جنگ دارند اما او تا چند سال بعد از گرفتن نوبل ادبیات این راز را که زمانی به عنوان سرباز هیتلر خدمت کرده است مخفی‌ کرد. زمانی که در زندگی‌نامه‌اش نوشت در جوانی نازی بوده است و موقعی که در یک شعر به فعالیت‌های نظامی  اسراییل طعنه زد همان واکنش‌هایی را دید که انتظار داشت.

البته گراس آخرین نازی نبود. اسکار گرونینگ 93 ساله احتمالا باید آخرین کسی باشد که مستقیما متهم به دست داشتن در کشتار آشویتس است. خودش می‌گوید در آشویتس فقط حسابدار بوده و حساب لوازم شخصی باقیمانده از قربانیان را نگه می‌داشته اما متم است که در کشتن 300 هزار نفر نقش داشته است. گرونینگ یک بار دیگر همه به دلیل حضور در آشویتس به دادگاه فراخوانده شد اما اتهام او اثبات نشده بود. اشتباه گرونینگ این بود که فکر می‌کرد ماجرا تمام شده است بنابراین در مصاحبه با بی بی سی گفته بود که در زمان اعدام‌های زندانیان در آنجا بوده و همه چیز را دیده است. او این حرف را برای اثبات هلوکاست زده بود اما مصاحبه او در مجموعه تلویزیونی مستند آشوویتس، نازی‌ها و راه‌‎حل نهایی استفاده شد و حالا همین اعتراف به صورت مدرکی علیه او در آمده است.

بعضی‌های هم از اینکه شبیه نازی‌ها باشند ناراضی نیستند. از گروه پگیدا Pegida در آلمان که علیه مهاجران خاورمیانه‌ای فعالیت می‌کند و تا حالا سابقه خشونت نداشته‌اند تا حزب طلوع طلایی یونان که به وضوح نشانه‌های مشابه نژاد پرستان دارند همه می‌توانند نشانه‌ای از احیای دوباره نازیسم باشند. این ‌ها همه در صورتی است که به رایش چهارم و ادامه یافتن مرام نازی‌ها پس از سقوط برلین عقیده نداشته باشیم.  کسانی که رایش چهارم را باور دارند رد پای نازی‌ها را در نظام سیاسی اقتصادی امروز و حتی در حوادثی مانند انفجار آمیا دنبال می‌کنند.

عجیب نیست که در سال 2015 و حالا که 70 سال از پایان جنگ جهانی دوم می‌گذرد نظریه مرگبار نازیسم هنوز هم جلب توجه می‌کند؟

روزنامه روزان 15 اردیبهشت 94

Follow Your Leader by Esonax


 
 
الاطحین - داعش
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٤
 

الاطحین

 

محمد سرابی

 

کشور‌های خاورمیانه به جای مقابله با داعش در حال بمباران کردن خاک یکدیگر هستند. امارات متحده و مصر لیبی را بمباران کردند. اردن عراق و سوریه را بمباران کرد. ترکیه برای جابه‌جا کردن مقبره پادشاه عثمانی وارد عراق شد و حالا عربستان با توان نظامی هوایی و زمینی در حال حمله به یمن است تا سلاح‌هایی که در سال‌های طولانی خریده و انبار کرده بود مصرف کند. غیر از کشور‌های عربی، پاکستان و ترکیه هم در این حمله متحد عربستان هستند و یمن به این دلیل واکنش نشان نمی‌دهد که قادر به این کار نیست.

هیچ دولت مرکزی مقتدری در این کشور باقی نمانده است علی عبدا... صالح رییس جمهور برکنار شده است ولی نیرو‌های وفادار به او در جنگ داخلی حضور دارند. منصور هادی رییس جمهوری که پس از او روی کار آمد ظاهرا استعفا داد و پایتخت را به حوثی‌ها واگذار کرد و به شهر دوم یمن رفت تا دولتش را در آنجا تشکیل دهد اما در این کار هم  موفق نبود و سر از ریاض در آورد تا عربستان را که همیشه منتظر و مدعی بود وارد بازی کند. حالا که مصر رقیب سنتی عربستان درگیر مشکلات داخلی و کشمکش دولت نظامی ژنرال سیسی و گروه قدیمی اخوان المسلمین شده است دست عربستان برای سرکوب قبیله‌ها و گروه‌های مخالف ریاض در یمن باز مانده و فرصت خوبی فراهم شده تا القاعده و متحدان داعش جای پای خود را در آن محکم کنند. اگرچه القاعده به عنوان میراث اسامه بن لادن نیروهایش را به نفع داعش از دست داده اس اما جنایت‌های وحشیانه دولت اسلامی عراق و شام آنقدر برای سلفی‌ها و بنیادگرایان مذهبی جذاب است که بیعت اعضایی از الشباب و بوکوحرام را هم به دست آورده و درحال عضو‌گیری از نسل دوم مهاجران خاورمیانه در اروپا است. حتی ممکن است شاخه‌های القاعده به سبک گروه‌های مسلح کمونیست در دوران جنگ سرد که دچار مشکلات تحلیلی شده بودند یکسره اعلام انحلال کنند و به داعش بپیوندند. جذابیت خلیفه موصل امارات اسلامی امیرالمومنین قندهار را هم تحت تاثیر قرار داده و طالبان افغانستان و پاکستان به  آن متمایل شده‌اند. انتشار زندگی‌نامه ملامحمد عمر و تاکید بر زنده بودن آن واکنشی به بیعت برخی از اعضای طالبان پاکستان با داعش است. داعش که تا کنون باعصیان موثر مردمی که در منطقه تحت تصرفش زندگی می‌کنند مواجه نشده بود با ارتش بغداد و گروه‌های مردمی که شعار « الاطحین» می‌دهند روبرو است. به معنی این که داعش را مانند ذرات «آرد» خرد و پراکنده خواهند کرد.

بهار عربی به آشوب سراسری در تمام کشور‌های عربی خاورمیانه منتهی شده است و زمانی که قدرت‌های غربی تلاش می‌کنند خود را از اتهام دخالت نظامی در سوریه رها کنند در آن سو یمن در حال تبدیل شدن به عراقی دیگر است.

روزنامه روزان 23 فروردین 94


 
 
کمپانی فیلمسازی داعش تقدیم می‌کند
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩۳
 

کمپانی فیلمسازی داعش تقدیم می‌کند

محمد سرابی

 

ویدئو‌هایی که از اعدام‌های داعش منتشر می‌شود هر بار جنبه دلخراش‌تری پیدا می‌کنند. بعد از چند‌بار قطع سر زندانی‌ها  ممکن بود مردم به دیدن این صحنه عادت کنند به همین دلیل داعش سربریدن دسته جمعی لب دریا و همینطور آتش زدن خلبان در قفس را طراحی کرد تا بینندگان را باز هم غافلگیر کند.  جلوه‌های تصویری،‌ ضبط صدا و نوشته‌هایی که روی متن می آیند هم نشان از حرفه‌ای بودن تیم فیلمسازی دارد. داعش از قدرت رسانه‌ها آگاه است و از این ابزار به خوبی استفاده می‌کند تا هرچه که می‌تواند چهره وحشی‌‌تری از خود به نمایش بگذارد. واکنش کشور‌های عربی و متحدان غربی آن‌ها ضعیف‌تر از چیزی است که باید باشد. مصر، لیبی را بمباران کرده است و اردن عراق و سوریه ‌را. ترکیه که از دخالت در کوبانی خودداری می‌‌کرد برای نجات مقبره سلطان عثمانی وارد خاک عراق شده است. آمریکا هم مشغول مستشاری نظامی و آموزش سربازان محلی است تا خودش را از دخالت مستقیم دور نگه دارد. در این بین داعش با وجود اینکه کوبانی را از دست داد و موقعیت پایتختش در موصل هم تهدید شد اما قوی و با انگیزه به کار خود ادامه می‌دهد و میراث چند هزار ساله تمدن خاورمیانه در موزه موصل را نابود می‌کند. تعداد اسیرانی که داعش از میان آسوریان گرفته است نامشخص است اما تا مدتی دیگر که گور‌های دسته جمعی کشف شوند یا فیلم‌های کشتار دیگری روی  اینترنت بیاید تعداد آن‌ها هم معین خواهد شد. به نظر می‌آید کسی نمی‌تواند دولت اسلامی عراق و شام را مهار کند و تعداد کسانی که با خلیفه بغدادی بیعت کرده‌اند به دیگر نقاط جهان مانند آفریقای شمالی و مرکزی و همینطور‌ اروپا رسیده است. القاعده و جانشین اسامه بن لادن دیگر انعکاس قبلی را در اخبار ندارند. از طرف دیگر داعش قطعا در قلمرو خود از پشتیبانی مردمی برخورددار است وگرنه در شرایطی که مشکلات اقتصادی متعدد مردم مناطق جنگ‌زده را آزار می‌دهد قادر به بقا نبود. با شرایط فعلی این گروه نه تنها‌ رو به نابودی نیست بلکه اعضای جدیدی از اروپا هم به آن می‌پیوندند. گروهی برای سربریدن در کنار جان جهادی و بعضی هم برای خدمت در جهاد نکاح عضو آن می‌شوند. هویت «جان جهادی» که قبلا از لهجه‌اش معلوم شده بود اهل لندن است، اخیرا اعلام شد و تصاویر دوران کودکی او در لندن و همینطور محله‌ای که در آن زندگی می‌کرد در رسانه‌ها منتشر شده است. جان جهادی نقش اول مرد فیلم‌های کوتاهی است که داعش منتشر می‌کند و با آن گروهی از مردم جهان را از خود و راه خود متنفر کرده و عده‌ای را هم جذب خلافت اسلامی می‌کند. نمایشی که همچنان ادامه دارد و در هر قسمت وحشیانه‌تر و هیجان انگیز تر می‌شود.

http://roozannews.ir/detail/News/19273

روزنامه روزان 26 اسفند 93


 
 
زنی از قبیله داعش
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩۳
 

زنی از قبیله داعش

 

محمد سرابی

 

خبر دستگیر‌شدن همسر خلیفه داعش یک نمونه از اخبار بی‌اعتباری است که این روز‌ها از آشوب خاورمیانه منتشر می‌شود. با وجود اینکه بسیاری از رسانه‌ها این خبر و تکذیبیه‌های بعد از آن را منتشر کردند هنوز هم مشخص نیست که زن دستگیر شده واقعا چه کسی است و چه نسبتی با خلیفه دارد. اطلاعاتی که در دست است نشان می‌دهد او «سجی حمید الدلیمی» نام دارد و فرزند یکی از اعضای گروه‌های تکفیری است که سال گذشته کشته شده است.

ظاهرا مدتی قبل این زن در جریان تبادل راهبه‌های مسیحی «معلولا» که به دست گروه‌های تکفیری افتاده بودند با زندانیان این گروه در سوریه آزاد شده بود. خواهر او به نام دعاء در سال 2008 با یک کمربند انتحاری عمل نکرده در اربیل دستگیر شده و اکنون زندانی است. برادرش عمر فرمانده یکی از پایگاه‌های داعش است و همسرش فلاح اسماعیل جاسم که یکی از فرماندهان ارتش صدام بود که در درگیری‌های استان الانبار در سال 2010 کشته شد.  از طرف دیگر می‌گویند که ابوبکر البغدادی شوهر دوم سجی است زیرا او اکنون با یک فلسطینی ازدواج کرده است اما فرزندی که به همراه دارد از بغدادی است.

اخیرا خبر رسیده که نام زنان خلیفه داعش اسماء فوزی محمد الدلیمی و اسراء رجب محل القیسی است و ماموران لبنانی به اشتباه زنی را دستگیر کرده‌اند که تنها یکی از اعضا مونث داعش است. همینطور می‌گویند که همسر رئیس جبهه نصرت هم در بین دستگیر‌ شدگان است. ظاهرا این زنان قصد داشتند شبکه‌هایی که از زنان تروریست تشکیل می‌شود را شکل بدهند و دست به بمب گذاری در مناطق مختلف خاورمیانه بزنند.

حالا یکی از شخصیت‌های سیاسی لبنان گفته است که یک تاجر ایزدی در نامه‌ای خواسته است تا این زن را به هر مبلغی که می‌خواهند به وی بفروشند تا او را با زنان ایزدی که توسط اعضای گروه تروریستی داعش در بازار برده فروشان سوریه و عراق فروخته می‌شوند، مبادله کند.

تقریبا تمام اطلاعاتی که از این دستگیری وجود دارد مشکوک و بدون منبع و اعتبار کافی است. اما یک سوال باقی می‌ماند.چرا مقام‌های ارشد این گروه‌های شورشی باید زنانشان را به میان دشمنان بفرستند؟ این چه ماموریتی ویژه‌ای است که افراد دیگر قادر به انجام آن نیستند و باید حتما زنی که مورد علاقه خلیفه است شخصا آن را انجام دهد؟

روزنامه روزان 2 آذر 93


 
 
خدایی که صاحب نام‌های بسیار است
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ آذر ۱۳٩۳
 

خدایی که صاحب نام‌های بسیار است

محمد سرابی

«جهان شکسته شده است، اما ترمیم خواهد شد و خوبی مانند خدای که صاحب نام‌های بسیار است در آخر پیروز می‌شود» (والدین پیتر گاسیک)

داعش و گروگان‌های که در مقابل دوربین سر می‌برد گویی از دو جهان متفاوت هستند. هرچقدر که داعش از نفرت و انتقام سرشار است اما نمی‌تواند بازماندگان قربانیان و خانواده‌های‌ آن‌ها را تحریک کند یا از این راه تاثیری بر ارتش‌های غربی بگذارد. «اد» و «پائولا» گاسیک که پسر 26 ساله خود را از دست داده‌اند اعلام کردند که با گذشت زمان خواهند توانست قاتلان فرزندشان را ببخشند.

داعش، سازمانی که از القاعده ساخته شد جنایت‌های هولناک خود را برای ایجاد وحشت به راه می‌اندازد تا کینه و نفرت را به ملت‌های دیگر هم انتقال دهد. این سازمان مرگ‌بار که در منطقه طرفدارانی دارد و از تمام دنیا جنگجو جمع می‌کند روز به روز صحنه‌های بیشتر از بریدن سر اسیرانش پخش می‌کند.

این بار جان جهادی (Jihadi John ) جلاد معروف داعش که نقاب سیاه  دارد حقه‌ تازه‌ای به همراهانش زد. در فیلم گروهی از اعضای داعش در یک ستون و در حالی که گردن قربانیان را گرفته‌اند از کنار یک جعبه پر از کارد عبور می‌کند و هر کدام یکی را برای بریدن گلوی اسیران بر می‌داند بعد آن‌ها را در مقابل خود می نشانند و در یک حرکت هماهنگ کار سربریدن قربانیان که هیچ مقاومتی ندارند را آغاز می‌کنند.  هیچ‌کدام آن‌ها نقاب ندارند و به راحتی شناسایی می‌شوند. بلافاصله بعد از انتشار فیلم دو نفر که فرانسوی بودند شناخته و معرفی شدند. احتمالا اطلاعات زیادی از بقیه هم به دست آمده است که هویت آن‌ها را مشخص می‌کند در حالی که  هنوز هم جان جهادی ناشناس است. این جوانان جلاد دیگر راه برگشتی ندارند و باید همانطور به سربریدن ادامه دهند.

والدین گاسیک در کنفرانس خبری که بعد از قطعی شدن اعدام او برگزار کردن کلمه‌ای از نفرت و انتقام به میان نیاوردند و تنها از محبت خود به فرزندشان و صفات نیک او گفتند. پیتر گاسیک Peter Kassig که بعد از مسلمان شدن نام عبدالرحمان را برای خود انتخاب کرده بود پنجمین کسی بود که خطاب به مردم و سیاستمداران غربی در مقابل دوربین سربریده می‌شد.

دولت اسلامی عراق و شام به خلافت ابوبکر البغدادی می‌خواهد با این کار نظامیان غربی و کشور‌های همسایه را چنان بترساند که قادر به واکنش نباشند و این گروه جنایتکار را در قتل عام مردم آزاد بگذارند. اما بریدن سر اسیران بی‌دفاع باعث نا امیدی مخالفان داعش نشده است. این کار حتی نتوانسته است خانواده‌های گروگان‌ها را تحریک به انتقام کند گویا انتقامجویی تنها در همین سرزمین رواج دارد.

روزنامه روزان 4 آذر 1393

 


 
 
تونس و یمن، دو کشور عربی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ آبان ۱۳٩۳
 

تونس و یمن، دو کشور عربی

محمد سرابی

همه کشور‌های عربی شبیه هم نیستند. تونس و یمن هردو کشو‌رهایی در جهان عرب به شمار میایند اما با اتفاقات امروز تفاوت‌های بسیار زیادی با یکدیگر دارند. با شروع بهار عربی کشور‌های خاورمیانه هریک به شکل دچار بحران شدند. در این میان دنیای عرب بنا به هویت پیوسته خود بیشتر با آشوب‌هایی به هم پیوسته همراه بودند اما در نگاهی سطحی هم می‌توان فهمید که هریک از آن‌ها چه ویژگی‌های منحصر به فردی دارد. 4 سال قبل خودکشی یک جوان دستفروش باعث شروع اعتراضات داخلی به دولت تونس شد. طبیعتا دولت در مرحله اول راهی به جر سرکوب نمی‌شناخت اما زمانی که مشخص شد این راه به اندازه کافی مفید نیست زین العابدین بن علی، حاکم این کشور استعفا داد. از میان رفتن دولت مرکزی باعث تنش‌هایی شد ولی این شرایط زیاد ادامه پیدا نکرد. کشور اگرچه صحنه اعتراض بود اما به مرحله بمب ‌گذاری و لشگر کشی نرسید. 6 ماه بعد انتخابات برگزار شد و در آن اسلامگرایان قدرت اصلی مجلس را به دست آوردند اما دیگر گروه‌ها از روند سیاسی کنار گذاشته نشدند. ترور‌های متعددی در این کشور اتفاق افتاد و پای جنگ‌طلبان سلفی هم به آن باز شد اما باز هم جنگ داخلی گسترده به راه نیفتاد. تا مدتی دیگر نیز انتخابات ریاست جمهوری بر اساس قانون اساسی جدید برگزار می‌شود.

در آنسوی خاورمیانه، یمن مدتی در مقابل امواج بهار عربی مقاومت کرد اما زمانی که جهان درگیر آشوب داعش در سوریه و عراق بود این کشور هم دچار تشنج‌های داخلی شد. مدتی پیش قوم حوثی این کشور با دولت مرکزی درگیر شده بود که به سرکوبی آن‌ها منجر شد. از چند ماه قبل درگیری‌های داخلی شدت گرفت و کشور تبدیل به صحنه جنگ میان اقوام و گروه‌ها شد. الان اعضای حزب اصلاح که که شاخه اخوان المسلمین در یمن است به گروه انصار الشریعه که شاخه القاعده در این کشور است پیوسته‌اند. حوثی‌ها که شیعیان زیدی هستند و در شمال این کشور قدرت دارند با انصار الشریعه درگیر هستند و حزب اصلاح هم از انصار الشریعه پشتیبانی می‌کند. ارتش یمن که از گذشته با حوثی‌ها می‌جنگید با انصار الشریعه هم می‌جنگد اما از حزب اصلاح که متحد او است حمایت می‌کند. حوثی‌ها اگرچه با دولت توافق کرده بودند صنعا را ترک کنند اما در این شهر به شکل واضحی حضور دارند؛ دولت جدید هم با موافقت این گروه که پایتخت را در دست داشتند تعیین شد ولی قادر به کار نیست. اکنون کشور‌های دیگر خاورمیانه از دخالت مستقیم در یمن پرهیز می‌کنند زیرا عملا نمی‌شود فهمید که دسته‌بندی‌ها چگونه است و چه کسی با چه کسی می‌جنگد. تنها نکته واضح عواقب ناگوار جنگ داخلی شامل کشتار، آوارگی و ناامنی برای مردم عادی است.

شرایط امروزی تونس و یمن نشان می دهند که وقوع اعتراضات در دو نقطه منطقه و از دست رفتن دولت مرکزی می‌تواند نتایج کاملا متفاوتی داشته باشد که از بازسازی آرام نظام سیاسی تا آشوب خونین سراسری متغییر است.

  روزنامه روزان 8 آبان 93


 
 
ایدئولوژی داعشی‌ها
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ مهر ۱۳٩۳
 

ایدئولوژی داعشی‌ها

محمد سرابی

اگر داعش فقط یک گروه شورشی بود در همان ماه‌های اول نابود می‌شد. دولت اسلامی عراق و شام یک شیوه فکری است. نوعی جهان‌بینی که در خاورمیانه طرفداران زیادی داردو به همین دلیل به بقای خود ادامه می‌دهد. مبنای تفکر داعش این است که « باید هر کسی که مثل ما فکر نمی‌کند را بکشیم» گروه‌های متعددی در خاورمیانه سال‌ها است که بر اساس همین نظریه زندگی می‌کنند ولی امکان اجرای آن را ندارند.

بسیاری از کشور‌های خاورمیانه خواستگاه نظریه‌های افراطی مذهبی – قومی هستند. در این فرهنگ کودکان از ابتدای زندگی نفرت از دیگران را می‌آموزند، در نوجوانی تشویق به انتقام گرفتن می‌شوند و زمانی که به جوانی برسند آماده کشتار خواهند بود. در نظام‌های دیکتاتوری منطقه این تمایلات خشن سرکوب می‌شد زیرا دیکتاتور‌های نظامی می‌دانند که خشونت‌ طلبان اگر کاملا گوش به فرمان آن‌ها نباشند می‌توانند به قدرتشان لطمه وارد کنند. زمانی که فشار حکومت مسلط کاهش پیدا کند یا با حمله خارجی یا تحولات سیاسی داخلی از میان برود خشونت مذهبی – قومی نهفته در میان جامه عیان می‌شود و آن زمان است که می‌شود فهمید در بطن جوامع آرام و به ظاهر پیشرفته تمایل به قتل عام دیگران چقدر ریشه‌دار است. زمانی گفته می‌شد که رفاه اقتصادی و تحصیلات کافی می‌تواند ریشه‌های خشونت مذهبی – قومی را خشک کند. گرچه آشنا شدن با جهان متمدن می‌تواند اطلاعات بیشتری از دنیای خارج به افراد بدهد و زندگی در شرایط مالی مساعد‌تر زمینه عقب ‌ماندگی را کاهش می‌دهد اما هیچ‌کدام این‌ها تضمینی برای کاهش میل به جنگیدن نیست. کسانی که از نقاط مختلف به داعش یا به گروه‌های رقیب و مخالف آن می‌پیوندند لزوما در جوامع فقیر و جنگ‌زده زندگی نکرده‌اند.

در خاورمیانه مردان و زنان زیادی هستند که در دانشگاه‌ تحصیل کرده‌اند، در خیابان‌ها با دقت رانندگی می‌کنند و هر روز به سراغ اینترنت می‌روند اما زمانی که نظریات سیاسیشان را شرح می‌دهند به راحتی می‌شود فهمید که آن‌ها شمشیر‌زنان یک قبیله صحرا نشین هستند و انتظار می‌کشند تا قبایل دیگر را تار و مار کنند.

داعش در تصرف کامل شهر «کوبانی» موفقیتی به دست نیاورد و همین می‌تواند باعث تقویت مخالفان دولت اسلامی‌ عراق و شام شود. در مقابل خشونت‌های داعش گروه‌های شبه‌نظامی دیگر هم سربر‌آورده‌اند و به تدریج بیشتر خواهند شد اما خشونت‌های مذهبی نه با داعش آغاز شده و نه با نابودی آن از میان خواهد رفت.

روزنامه روزان29 آبان 93


 
 
حفره‌ای در اتاق امن
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ مهر ۱۳٩۳
 

حفره‌ای در اتاق امن

 

محمد سرابی

 

خانه امن ترین جایی است که انسان می‌شناسد برای همین وقتی وارد خانه می‌شود اسلحه‌هایش را کنار می‌گذارد و لباس جنگ را بیرون میاورد. احتمالا حسی که ما در زمان چرخاندن کلید در قفل در آپارتمانمان داریم اجداد غارنشین‌مان هم زمانی که به دهانه غار می‌رسیدند، داشتند. خانه تکه کوچکی از جهان است که متعلق به ما است و یک در آن را از بقیه دنیا جدا می‌کند. تنها آنچه که بخواهیم را راه می‌دهیم. این خواسته همه آدم‌ها است که بتوانند در خانه خودشان با آرامش زندگی کنند. زمانی که زندگی روزانه بی‌شباهت به رقابت مرگ و زندگی نیست خانه پناهگاهی است که مبارزان در آن آرامش می‌یابند.

اما در خانه‌های ما حفره‌ هست که درست در مرکز بزرگترین اتاق باز شده است. اگر از مقابلش رد شویم می‌تواند ما را مسحور کند تا از آن چشم برنداریم و کاری که انجام می‌دادیم را از یاد ببریم. حفره‌ای پر از سر و صدا و تصاویری که پشت سر هم عوض می‌شوند. تصاویر برخورد هواپیماها به برج‌ها، تصویر آوارگان، تصویر بمباران شهر‌ها و مردمی که جلوی دوربین‌ کشته می‌شوند.

از کار روزانه برمی‌گردیم. کفش‌هایمان را بیرون میاوریم. لباس عوض می‌کنیم. یک لیوان چای می‌ریزیم. جایی بمبی منفجر شده و عده‌ای را کشته است. چای را سرمی‌کشیم و روی مبل می‌نشینیم. خانه آرام است و ازدحام خودرو‌ها و آشوب روزانه شهر به آن راهی ندارد. گردباد رفت و آمد‌ها پشت پنجره‌ها متوقف شده است. صدای بیرون نمی‌تواند از شیشه‌های دوجداره رد ‌شند. ناگهان رگبار گلوله‌ها شلیک می‌شود. نظامیان و شبه نظامیان در حال جنگ هستند.

می‌شود با یک کلید قرمز که روی دستگاه کنترل قرار دارد حفره را بست. ولی باز هم سراغش می‌رویم. شاید با دنبال کردن اخبار روز بخواهیم به خودمان نشان بدهیم که در جریان رویداد‌های جهان هستیم و بدانیم امروز چه کسی دیگری را تهدید به جنگ کرده و چه کسی دستور کشتار داده است. شاید بخواهیم راهی به اخبار دنیای ناآرام داشته باشیم. کسانی هم هستند که نمی‌خواهند گردباد را به غارشان راه دهند و این همیشه به معنای بی اعتنایی نیست. تصویر خانه همیشه چهار دیواری ‌ است که در آن بچه‌ها بازی می‌کنند و مادر آشپزی می‌کند. خانه‌ای که مرکز کنترل و نظارت بر جنگ‌های دنیا‌ نیست.

روزنامه روزان15 آبان 93


 
 
شب مردگان زنده - داعش
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۳
 

شب مردگان زنده

محمد سرابی

تابه حال زامبی ‌دیده‌اید؟ آیا زامبی‌ها وجود دارند؟ آن‌ها کجا زندگی می‌کنند؟

در بعضی فرهنگ‌ها مانند آنچه که در باور‌های منطقه کاراییب وجود دارد یا در سنت‌های آفریقایی دیده می‌شود، مرده‌های متحرک وجود دارند. این اعتقاد بخشی از خرافه و جادوگری است که طی سال‌های طولانی شکل گرفته ولی در آن زامبی‌ها معمولا خطرناک نیستند. تنها دیوانگانی هستند که تحت تاثیر یک نیروی‌ ساحرانه به حرکت در آمده‌اند. انواع ثبت شده زامبی در قرن بیستم دیوانگانی بودند که با استفاده از سم عقل خود را از دست می‌دادند و به باور اطرافیان مرده متحرک می‌شدند اما به کسی آسیبی نمی‌زدند و قصد کشتن دیگران را نداشتند. زامبی‌های که امروز در جهان معروف شده‌اند از فیلم‌های سینمایی هالیوودی بیرون آمده‌اند. موجودات بی‌عقل آدم‌کش بازیگران خوبی برای خلق ترس و هیجان بودند و به همین دلیل صد‌ها بازی رایانه‌ای با موضوع زامبی‌ها ساخته شد. سریال‌های تلویزیونی دنباله‌داری از زامبی‌ها به وجود آمد و کتاب‌های داستانی و فستیوال‌هایی که در آن آدم‌ها خودشان را به شکل زامبی‌ها در آورده‌اند اخیرا رواج زیادی پیدا کرده است. مرده‌های متحرک به دکور رستوران‌ها و اشعار گروه‌های موسیقی هم راه پیدا کرده‌اند.

در جهان کسانی‌ هستند که به صورتی مستقیم یا غیر مستقیم به وجود زامبی‌ها عقیده دارند اگر چه خودشان هیچ‌ وقت یک زامبی واقعی را ندیده‌اند. حتی دفترچه‌های دستور العمل مقابله با زامبی هم منتشر شده است. این تصورات آنقدر زیاد شده که گاهی این سوال را پیش میاورد که آیا واقعا زامبی وجود دارد؟

بله زامبی وجود دارد آن هم نه در سرزمینی‌دور دست بلکه در خاورمیانه موجوداتی هستند که صفات مشترک زیادی با زامبی‌ها دارند. اگر با مشخصات زامبی‌ها در فیلم‌ها آشنا باشید می‌توانید این شباهت‌ها را پیدا کنید. آن‌ها که اخیرا زیاد شده اند از جنس انسان هستند ولی بسیار خطرناکند چنانکه هرچه آسیب ببینند وحشی‌تر می‌شوند. شبیه هم هستند اگرچه تفاوت‌های جزئی هم دارند. منطقه به منطقه جلو میایند و مانند یک بیماری واگیر دار منتشر می‌شوند. نیرویی درونی دارند که باعث پیوند به یکدیگر می‌شود در نتیجه بسیار به هم پیوسته و متحد هستند. چیزی از مناسبات و اصول زندگی انسانی نمی‌فهمند. قابل درمان نیستند و درندگیشان تنها با نابود شدن آرام می‌گیرد و مهمتر از همه اینکه هرکسی غیر از خودشان را می‌کشند.

زامبی‌های سیاهپوش خاورمیانه از انواع سینمایی پیشرفته تر هستند. آن‌ها فقط در فیلم‌ها بازی نمی‌کنند بلکه از صحنه‌های اعدام و سربریدن فیلم می‌گیرند و به زبان انگلیسی در اینترنت پخش می‌کنند.

روزنامه روزان 12 شهریور 93


 
 
مردی از جنس مردم
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩۳
 

مردی از جنس مردم

محمد سرابی

رییس یک دولت زندگی شخصی ندارد. او برای مردمش و از طرف آن‌ها زندگی می‌کند و حق ندارد اوقاتش را هدر بدهد. سیاستمداران پیش و پس از اینکه مسئولیتی را پذیرفتند می‌توانند به هرشیوه‌ای که می‌خواهند زندگی کنند اما زمانی که مصدر شغلی در ارتباط با کشور‌شان هستند باید تمام وقت و توانایی خود را دراختیار کار کردن بی وقفه قرار دهند.

تصویر زندگی رییس جمهور اروگوئه چند بار در رسانه‌ها منتشر شده است. «خوزه موخیکا»  چریک سوسیالیست سابق که سابقه طولانی زندان و مبارزه دارد کمی‌ دیر‌تر از زمانی که باید به قدرت دست پیدا کرد. سه چهار دهه قبل او می‌توانست مانند چگوارا مشهور شود و کتاب‌هایی درباره انقلاب‌های رهایی بخش بنویسد. شاید هم مانند رفیق کاسترو سنگری برای دفاع از سوسیالیسم برپا می‌کرد و پرچم سرخ را برای سپردن به برادرانش برافراشته نگه می‌داشت. اما موخیکا کمی دیر در سال 2009 در انتخابات برنده شد. اکنون دیگر متاع کمونیسم خریداری ندارد اما «فقرپرستی» هنوز برای مردم محروم جذاب است. مردمی که دولتمردان را همیشه مرفه دیده‌اند و تصور می‌کنند رفاه دیگران حتما دلیل اصلی فقر آن‌ها است از دیدن رییس جمهوری که در خانه روستایی گل پرورش می‌دهد لذت می‌برند و تصور می‌کنند کسی که فقیرانه زندگی می‌کند حتما درک و درایت بیشتری دارد. اندیشه‌ای که بر اساس اصل «فقرا همیشه انسان‌های خوبی هستند» شکل گرفته است.

در بسیاری از کشور‌های عقب مانده یا درحال توسعه این روش رای جمع کردن و محبوبیت ساختن رواج دارد که در آن سیاستمداران تلاش می‌کنند زندگی خود را ساده و محقر نشان بدهند. شیوه‌ای موثر برای نفوذ در قلب تود‌ه‌های محرومی که امیدی برای پیشرفت ندارند. روشی تبلیغاتی که در بیشتر موارد جواب داده و انبوهی از هواداران را به صف کرده است. غذا خوردن و لباس پوشیدن و حرف زدن دولتمردان تازمانی که باعث بی‌حرمتی کشور نشود امری شخصی است اما گذراندن وقت برای کاری‌ که مستقیما در فهرست وظایف رییس جمهور قرار ندارد به معنی سوئ عملکرد است. کسی که به جای بررسی برنامه‌های اقتصادی وقتش را به تعمیر خودرو و بیلچه زدن به باغچه خانه می‌گذراند نمی‌تواند کشورش را به سوی توسعه ببرد. رییس جمهور باید هر روز با سریعترین وسایل نقلیه سفر کند. از امکانات پزشکی کامل بهره‌مند شود و برای تمام کار‌های شخصی افرادی را در اختیار داشته باشد. او باید هر روز بیش از 16 ساعت مستمر کار کند، ساعت‌های طولانی را به کسب اطلاع، بازدید و برگزاری جلسه بگذراند و تا زمانی که دولت را به نفر بعدی تحویل بدهد کمترین زمان را برای تفریحات و استراحت خودش اختصاص دهد مگر زمانی که سلامتیش به خطر بیفتد. رییس جمهور نمی‌تواند به دیدن تک تک نیازمندان کشورش برود یا نامه‌های آن‌ها را بخواند یا به تلفن‌هایشان جواب بدهد.اگر این کار‌ها بیش از حد متعارف انجام داد پس از برنامه‌های اصلی کارش غافل شده است.  او وقتی برای خانواده‌اش ندارد زیرا باید یکسره کار کند و باید امکانات لازم برای بیش کار کردن را هم در اختیار داشته باشد.

سرمایه داران اصطلاحی دارند که می‌گوید در فقر شرافتی نیست There is no honour in poverty

در جهان غرب «چپ‌ها» جوانانی بودند که می‌خواستند تجمل ساختگی نظام سرمایه‌داری را کنار بزنند و به سبک اشتراکی و غیر مادی خود زندگی کنند اما این مسلک زمانی که به خاورمیانه‌، آفریقا و آمریکای جنوبی آمد بلافاصله با رفتار‌های حقیرانه‌ نمایشی همراه شد و گروهی از حاشیه نشینان شهری و کشاورزان روستایی را هیجانزده به دنبال خود کشید. چپ روی همیشه با کمی « فقر پرستی » همراه است.

روزنامه روزان 12 مرداد 93


 
 
روی آسفالت خیابان - شلیک به مایکل براون
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ شهریور ۱۳٩۳
 

 روی آسفالت خیابان

محمد سرابی

با وجود این که فناوری ضبط تصاویر از 20 سال قبل پیشرفت زیادی کرده است، «مایکل براون» به اندازه «رادنی کینگ» خوش شانس نبود تا فیلم صحنه کتک خوردنش مخفیانه ضبط و بعدا باعث شهرت او شود. او درحالی که روی آسفالت زانو زده و دست‌هایش را بالابرده بود با 6 گلوله مستقیم پلیس هدف قرار گرفت و پس گذشت چندین روز از این حادثه هنوز هم خیابان‌های شهری که در آن کشته شد آرام نشده است.

نژاد پرستی را نمی‌توان از جهان حذف کرد این کنش سیاسی از قرن‌ها قبل شاید از ابتدای زندگی اجتماعی انسان وجود داشته است. در تاریخ باستان جنگ‌های بزرگی بر اثر نژادپرستی بوجود آمد و اقوام فراوانی را پیروز یا نابود کرد. زمانی که استعمار رو به پایان بود تصور می‌شد گرایش‌های نژادی در سایه توسعه دانش و معرفت مستقل ضعیف شود اما به بدترین شکل ممکن احیا شد و جنگ جهانی دوم را پدید آورد. پس از پایان جنگ باز هم گرایش‌های نژادی به حکم قانون یا افکار عمومی ممنوع شدند اما محو نشدند. امروزه دانش زیست‌شناسی توانسته است ژنوم بشر را کاوش کند. نقشه‌های جغرافیایی ژنتیکی را ترسیم کند و از همه مهمتر اینکه با سرعت فعلی پیشرفت دانش می‌تواند در آینده نزدیک ژن‌ها را دستکاری کند. در سال‌های آینده نژاد پرستی به اشکال دیگر و به کمک دانش ژنتیک باز می‌گردد و دوباره نژاد‌ها به دنبال اثبات برتری خود خواهند رفت. نژاد پرستان باستان نسب خود را به خدایان می رساندند. نژاد پرستان قرن بیستم توضیحات علمی و تاریخی دقیقی برای اثبات برتری آریایی‌ها فراهم کرده بودند. در آینده‌ای که ویژگی‌های جسمی قابل «انتخاب» و «تغییر» باشند نژادگرایی شکل دیگری به خود خواهد گرفت و نظریات گوناگونی برای توجیه و توضیح آن به‌وجود میاید.

50 سال قبل مارتین لوتر کینگ گفت که رویا‌یی برای آزادی دارد ولی با وجود گذشت یک قرن از امضای لایحه آزادی سیاهان هنوز این گروه از مردم آمریکا آزاد نیستند. مسلما آرزوی او این نبود که سیاهپوستان به رتبه‌ای بالای سیاسی و اقتصادی برسند. الان  رییس جمهور امریکا یک سیاهپوست دو رگه است که کلمه‌ای عربی هم در میان اسمش دارد اما گاهی اوقات یک واکنش خشونت آمیز می‌تواند آتش اعتراضات نژادی را روشن کند. در سال 1992 مردمی که از پلیس به دلیل کتک زدن یک راننده سیاهپوست و تبرئه شدن از این جرم در دادگاه خشمگین شده بودند، چنان آشوبی به راه انداختند که باعث بازداشت 11 هزار نفر، زخمی شدن 2 هزار نفر و مرگ 53 نفر در لوس‌آنجلس شد. فیلم رادنی کینگ کتک زدن او روی آسفالت خیابان را نشان می‌داد.  این بار هم شلیک به جوان 18 ساله سیاهپوست غیر مسلح در شهر فرگوسن ایالت میسوری کار را به دخالت ارتش و اعلام حکومت نظامی کشاند. به دلایل ناشناخته‌ای اعتراض‌های خیلی بیشتر از چیزی که تصور می‌شد ادامه پیدا کرده است. نژاد پرستی در مهاجرسازترین کشور دنیا هنوز هم موضوع مهمی است.

روزنامه روزان اول شهریور 1393



 

 

 

 

 

 

روی آسفالت خیابان

 

محمد سرابی

با وجود این که فناوری ضبط تصاویر از 20 سال قبل پیشرفت زیادی کرده است، «مایکل براون» به اندازه «رادنی کینگ» خوش شانس نبود تا فیلم صحنه کتک خوردنش مخفیانه ضبط و بعدا باعث شهرت او شود. او درحالی که روی آسفالت زانو زده و دست‌هایش را بالابرده بود با 6 گلوله مستقیم پلیس هدف قرار گرفت و پس گذشت چندین روز از این حادثه هنوز هم خیابان‌های شهری که در آن کشته شد آرام نشده است.

نژاد پرستی را نمی‌توان از جهان حذف کرد این کنش سیاسی از قرن‌ها قبل شاید از ابتدای زندگی اجتماعی انسان وجود داشته است. در تاریخ باستان جنگ‌های بزرگی بر اثر نژادپرستی بوجود آمد و اقوام فراوانی را پیروز یا نابود کرد. زمانی که استعمار رو به پایان بود تصور می‌شد گرایش‌های نژادی در سایه توسعه دانش و معرفت مستقل ضعیف شود اما به بدترین شکل ممکن احیا شد و جنگ جهانی دوم را پدید آورد. پس از پایان جنگ باز هم گرایش‌های نژادی به حکم قانون یا افکار عمومی ممنوع شدند اما محو نشدند. امروزه دانش زیست‌شناسی توانسته است ژنوم بشر را کاوش کند. نقشه‌های جغرافیایی ژنتیکی را ترسیم کند و از همه مهمتر اینکه با سرعت فعلی پیشرفت دانش می‌تواند در آینده نزدیک ژن‌ها را دستکاری کند. در سال‌های آینده نژاد پرستی به اشکال دیگر و به کمک دانش ژنتیک باز می‌گردد و دوباره نژاد‌ها به دنبال اثبات برتری خود خواهند رفت. نژاد پرستان باستان نسب خود را به خدایان می رساندند. نژاد پرستان قرن بیستم توضیحات علمی و تاریخی دقیقی برای اثبات برتری آریایی‌ها فراهم کرده بودند. در آینده‌ای که ویژگی‌های جسمی قابل «انتخاب» و «تغییر» باشند نژادگرایی شکل دیگری به خود خواهد گرفت و نظریات گوناگونی برای توجیه و توضیح آن به‌وجود میاید.

50 سال قبل مارتین لوتر کینگ گفت که رویا‌یی برای آزادی دارد ولی با وجود گذشت یک قرن از امضای لایحه آزادی سیاهان هنوز این گروه از مردم آمریکا آزاد نیستند. مسلما آرزوی او این نبود که سیاهپوستان به رتبه‌ای بالای سیاسی و اقتصادی برسند. الان  رییس جمهور امریکا یک سیاهپوست دو رگه است که کلمه‌ای عربی هم در میان اسمش دارد اما گاهی اوقات یک واکنش خشونت آمیز می‌تواند آتش اعتراضات نژادی را روشن کند. در سال 1992 مردمی که از پلیس به دلیل کتک زدن یک راننده سیاهپوست و تبرئه شدن از این جرم در دادگاه خشمگین شده بودند، چنان آشوبی به راه انداختند که باعث بازداشت 11 هزار نفر، زخمی شدن 2 هزار نفر و مرگ 53 نفر در لوس‌آنجلس شد. فیلم رادنی کینگ کتک زدن او روی آسفالت خیابان را نشان می‌داد.  این بار هم شلیک به جوان 18 ساله سیاهپوست غیر مسلح در شهر فرگوسن ایالت میسوری کار را به دخالت ارتش و اعلام حکومت نظامی کشاند. به دلایل ناشناخته‌ای اعتراض‌های خیلی بیشتر از چیزی که تصور می‌شد ادامه پیدا کرده است. نژاد پرستی در مهاجرسازترین کشور دنیا هنوز هم موضوع مهمی است.

 

 


 
 
گفتگو با محمد حسین جعفریان - وقتی آتش گلوله‌ها را می‌بینی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩۳
 

گفتگو با محمد حسین جعفریان روزنامه نگار و مستند ساز جنگی

وقتی آتش گلوله‌ها را می‌بینی

محمد سرابی

 اگر اهل نگاه کردن اخبار باشید از جنگ‌های کوچک و بزرگی که همین الان دور و بر ما اتفاق افتاده است خبر دارید. در فیلم‌های خبری نشان می‌دهند که جنگ همیشه هم برای سرباز‌ها نیست. تقریبا همه جنگ‌های طولانی دنیا خیلی زود به مناطق مسکونی کشیده شدند جایی که مردم عادی زندگی می‌کنند. صدام حسین جنگ با ایران را درست از شهر‌ها شروع کرد. آخر شهریور زمانی است که هواپیما‌های عراقی فرودگاه تهران را بمباران کردند و ارتش عراق وارد استان خوزستان شد تا خرمشهر و بقیه شهر‌ها را بگیرد و ما مجبور به دفاع شدیم. دفاعی که 8 سال طول کشید. «محمد حسین جعفریان» روزنامه نگار و مستند ساز جنگی است که به مناطق مختلف سفر کرده و همه جا نوجوانانی را دیده که جنگ زندگیشان را نابود کرده است.

 

= اولین بار که صدای گلوله را شنیدید چند ساله بودید؟

14 ساله بودم. به خانواده ام گفتم می‌روم اردو ولی رفتیم خرمشهر. جایی بود که باید 2 شب طبق نوبتی که برایمان تعیین کرده بودند نگهبانی می‌دادیم. تقریبا خط مقدم بود. آنجا برای اولین بار صدای گلوله را شنیدم. بعدا که بزرگتر شدم توی جبهه زیاد پیش آمد که این گلوله‌ها دوستانمان را شهید کرد. مثلا داری با کسی صحبت می‌کنی. بعد می‌بینی که جوابت را ندارد چون گلوله‌ای او را کشته است. درست کنار تو. گاهی وقت‌ها هراس آنقدر آدم را می‌گیرد که هیچ کاری نمی‌توانی بکنی. آن موقع به این حالت می‌گفتیم «کپ کردن» یعنی انقدر ترسیده که کاری نمی‌تواند بکند.

 

= صحنه جنگ توی فیلم‌ها و بازی‌های رایانه‌ای که زیاد ترسناک نیست.

تصور کنید شب است و توی تاریک آتش گلوله‌هایی که دارد به طرفت میاید را می‌بینی دیدن این صحنه خیلی ترس دارد. گاهی هم ترکش کوچکی که به آن می‌گفتیم «نمکی» می‌خوردیم و چیزیمان نمی‌شد ولی ناخود‌آگاه فکر می‌کردیم که اگر بزرگتر بود چه بلایی سرمان میامد.  البته کم کم عادی می‌شود ولی برای کسی که دفعه اول صحنه جنگ را از نزدیک می‌بیند خیلی ترسناک است. یک بار یک راننده کامیون که قرار بود بارش را بیاورد خط مقدم جایی که ما بودیم. بعد آنجا برود توی سنگر تا وقتی که رزمنده‌ها بار را خالی کنند بعد هم سوار شود و برود عقب. همین. آن موقع من مدت زیادی منطقه بودم به شرایط جنگی عادت داشتم. وقتی رسید و پیاده شد ناگهان آتش شدیدی شروع شد. راننده خیلی ترسید. من که جای نوه‌اش بودم گفتم: « حاجی می‌ترسی؟» شاید در آن موقعیت نباید می‌گفتم چون پرید و یقه‌ام را گرفت و گفت: «آره که می‌ترسم» درست همان موقع یک خمپاره 120 خورد کنار سنگرمان. او پا گذاشت به فرار کامیونش را ول کرده بود و  همانطور توی دشت می‌دوید که کار خیلی خطرناکی بود چون توی سنگر امن‌تر بود و ترکش نمی‌خورد ولی در فضای باز ترکش بیشتری طرف آدم میاید. تازه ممکن بود خط را گم کند و به طرف عراقی‌ها برود.

 

 

 


 
 
برج‌های یک قلو - 11 سپتامبر
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩۳
 

 

برج‌های یک قلو

 

 محمد سرابی

 

ساختمان جدید تجارت جهانی در نیویورک بی سر و صدا افتتاح شد. دلیلی اینکه چرا برای افتتاح این بنا مراسم جشن و شادی برگزار نشد همزمانی آن با انتخابات میان‌دوره‌ای مجلس سنا در آمریکا عنوان شد اما این دلیل کافی به نظر نمی‌رسد. ساختمان جدید در کنار محلی که برج‌های دو قلو قرار داشتند ساخته شده است. جایی که رد پای دو برج قبلی به صوت حفره‌‌های سیاهرنگ و  منظم با تزئیناتی از آب و نورافشانی نگهداری می‌شود.  بنای جدید بلندترین بنای ایالات متحده است و به همان نام قبلی تجارت جهانی البته با تاکید بر یگانه بودن، نامیده می‌شود. در طرح نهایی این محل به جای دو برج و چند ساختمان فرعی چهار برج بزرگ ساخته می‌شود. اگر چه شروع استفاده از این بنای آبی رنگ و استقرار کارمندان در آن بدون تبلیغات و انعکاس کافی رسانه‌های انجام شد اما دوباره ساختن بنای تجارت جهانی نوعی زور آزمایی با تروریست‌هایی است که قدرت آمریکا را به چالش کشیدند و البته در این میان 3000 انسان بی‌گناه و در ادامه انسان‌های دیگری در خاورمیانه و بقیه جهان جان خود را از دست دادند.  

برج‌های تجارت نماد مشهور تسلط آمریکا بر جهان بودند. سازمان القاعده به همین دلیل آن‌ها را به عنوان یکی از اهدافش انتخاب کرد تا ضربه را به نمادین ترین ساختمان زده باشد. از مجموع چهار حمله هوایی این روز هم دو حمله به این ساختمان‌‌ها بیشتر در یاد‌ها باقی مانده است و هواپیماهایی که به پنتاگون خوردند و در بیابان سقوط کردند برای مردم جهان چندان شناخته شده نیستند. یازده سپتامبر از همه جهت مبنایی برای تعیین تاریخ جدید به حساب میاید. در این زمان بود که ثابت شد آمریکا با وجود تمام سازمان‌های اطلاعاتی و امنیت خود باز هم ممکن است آسیب پذیر باشد.

با گذشت 13 سال از این حادثه و کشته شدن اسامه بن لادن، بنیانگذار القاعده بحران تروریسم بنیاد‌گرایان خاورمیانه کاهش پیدا نکرده است. تروریست‌ها که زمانی به اندازه یک هواپیماربایی قدرت داشتند اکنون دارای کشور و خلیفه هم هستند و شعبه‌هایشان را از انگلیس تا غرب آفریقا گسترش داده‌اند.

یازده سپتامبر 2001 نه اولین حمله به ساختمان تجارت جهانی بود و نه آخرین آن به شمار می‌رود. اگر بازمانده برج‌های تجارت جهانی به همان صورت نمادین باقی می‌ماند و تنها یادگار کشته‌شدگان حمله تروریستی به شمار می‌رفت ماجرا در همین‌جا پایان میافت اما این برج‌ها به اندازه‌ای معنای نمادین پیدا کرده‌اند که ممکن است باز هم هدف حمله دشمنان آمریکا قرار گیرند.

 

روزنامه روزان 18 آبان 1393


 
 
دختران سوریه‌ای در اردوگاه آوارگان
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ تیر ۱۳٩۳
 

دختران سوریه‌ای در اردوگاه آوارگان

 

محمد سرابی

ممکن است اتفاقاتی که برای اردوگاه‌های آوارگان فلسطینی رخ داده بود به تدریج درباره آوارگان سوریه‌ای هم تکرار شود. سوریه‌ای‌هایی که به کشور‌های اطراف پناه برده‌اند جمعیت زیادی را تشکیل می‌دهد که هرچه از مدت اقامت ‌آن‌ها بگذرد بیشتر حساسیت و همینطور «اشتهای» ساکنان بومی را تحریک می‌کنند. برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سوریه هم تاثیری در این شرایط نگذاشت. در برخی از این اردوگاه‌ها مانند «زعتری» در اردن تحرکات خشونت‌آمیزی دیده شده است که مدتی پیش به برخورد پلیس منجر شد. چند دهه قبل همین اتفاق در لبنان تکرار شده بود. نسل جوان آوارگان فلسطینی بیکار، خشمگین و خسته بودند. در شرایط آن روز لبنان و منطقه این مردان جوان به سرعت جذب جنبش‌ها مسلحانه شدند. گرایش‌های متناقضی از ملی‌گرا تا کمونیست در بین این مبارزان پیدا می‌شد و صهیونیست‌ها هم با روش‌ها مختلفی مانند تروریسم دولتی و حمله مستقیم نظامی با آن‌ها مقابله می‌کردند. اقامت طولانی ‌مدت آوارگان در لبنان منجر سیاست داخلی آن کشور را  تحت تاثیر قرار داد و در نهایت به ریاست جمهوری بشیر جمایل و قتل عام  صبرا و شتیلا منتهی شد. البته مشکلات فرهنگی فراوانی هم رخ داده بود که تحت تاثیر بخش سیاسی ماجرا قرار گرفت.

اردوگاه «زعتری» که به دلیل اغتشاش‌‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته است پیش از این هم دارای دردسرهای فراوانی بود که همیشه هم جنبه مسلحانه نداشت. ساکنان این اردوگاه از نوعی ناامنی شکایت دارند. ظاهرا اردوگاه‌ها فرصت خوبی برای برخی سودجویان است تا از زنان و دختران آواره سوءاستفاده کنند. بیشتر این اقدامات در پوشش کمک‌های خیریه انجام می‌شود. داستان‌ به این شکل است که مرد مسن ثروتمندی از یکی از کشور‌ها شبه جزیره عربستان برای کمک مالی یا اهدا کالا به این اردوگاه می‌رود اما در همین حال پیشنهاد ازدواج با دخترانی که می‌بیند را می‌دهد. این پیشنهاد از طریق واسطه‌ها به همراه هدیه مالی مطرح می‌شود که تقریبا معادل همان خرید و فروش است. به نوشته «گاردین» مهریه‌ای که در سوریه هزار دلار است در اردوگاه آوارگان اردن تا صد دلار کاهش میابد و ازدواج‌های زیر 18 سال در هیچ جا ثبت نمی‌شود. البته مسلم است که مرد در نهایت احترام مقصود خود را اعلام می‌کند و به دختر هم وعده‌هایی از قبیل زندگی در یک محل امن با مردی ثروتمند داده می‌شود که دست کمی از رویاهای نوجوانان ندارد اما چه کسی می‌داند که این مردان خیر و نیک اندیش واقعا از کجا آمده اند و دختری که از اردوگاه شکار کرده اند را به کجا خواهند برد. دختران نوجوان جنگ‌زده طعمه‌های خوبی برای مردان هوسباز هستند.

دختران سوریه‌‌ای و لبنانی پیش از همه جنگ‌ها و درگیری‌ها هم برای مردان شبه‌جزیره و همینطور اردن گزینه‌های مطلوبی بودند که اکنون این جنگ شوم آن‌ها را در دسترس قرار داده است. آوارگان نیاز زیادی به پول دارند و همه آن‌ها نمی‌توانند مدت زیادی شرایط اردوگاه را تحمل کنند مخصوصا  اگر جوان و امیدوار به آینده باشند. در مقابل اگر چه اهالی سوریه و لبنان به نسبت دیگر اعراب دیدگاه متفاوتی دارند که برخی تعصب‌های اخلاقی را در میان آن‌ها کاهش داده است ولی این به معنی رها کردن سنت‌های قومی نیست. مردانی که در اردوگاه سکونت دارند نمی‌توانند در مقابل این سوءاستفاده بی‌تفاوت بنشینند و باید به شکلی از حرمت ‌خانوادگیشان دفاع کنند. در زعتری تا به حال چندین درگیری بزرگ و کوچک رخ داده است ولی در هیچ‌یک از آنها آوارگان اسلحه نداشتند اما دور نیست که پناهندگان سوری به سلاح دست پیدا کنند.

در اردوگاه صد هزار نفری زعتری لباس‌های عروس هم به فروش می‌رسد که همه آن‌ها برای ازدواج‌های شاد و منصفانه استفاده نمی‌شود. این اردوگاه از بزرگترین مراکز تجمع آوارگان جنگی جهان است که 12 کیلومتر با مرز سوریه فاصله دارد و از نظر جمعیت چهارمین شهر بزرگ اردن به شمار می‌رود. تجربه‌های قبلی آوارگان عرب در کشور‌های عربی چندان امیدوارکننده نبود.

روزنامه روزان 3 تیر 93


 
 
ساحل گرم برزیل
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩۳
 

 

ساحل گرم برزیل

محمد سرابی

جام جهانی فوتبال همیشه با حاشیه‌هایی خارج از مستطیل سبز همراه است. حاشیه‌هایی که نه میزبان و نه شرکت کننده‌ها نمی‌خواهند زیاد درباره آن صحبت کنند. مخصوصا وقتی که میزبان در این زمینه سابقه قبلی داشته باشد. این اتفاق بین المللی بیشتر از بزرگترین حوادث همزمان با خود سر و صدا ایجاد می‌کند و پدید‌ه‌ای فراگیر را به وجود میاورد که بیشتر شرکت کنندگان و مهمتر از همه تمام بخش های کشور میزبان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در چند دوره جام جهانی در کشور‌های آلمان و آفریقای جنوبی مشاهده شده بود که به همراه جمعیت انبوه تماشاگران و طرفداران فوتبال دو گروه دیگر از مسافران هم به کشور میزبان هجوم می‌برند. جیب بر‌ها و کسانی که ما به آن‌ها زنان خیابانی می‌گوییم.

برای کسانی که به دنبال کسب درآمد هستند مهمترین اتفاقی که در جریان مسابقات بزرگ جهانی می‌افتد بالابردن کاپ یا تغییر نتایج در ضربات پنالتی نیست. جام جهانی در کنار رقابت‌های ورزشی که با حس میهندوستی ترکیب شده است بازار مصرف بزرگی ایجاد می‌کند که در کنار بازی‌های المپیک هر چند سال تکرار می‌شود. وقتی لشگر بزرگی از جوانان جویای هیجان به کشوری می‌روند خود به خود فضای آن کشور را دگرگون می‌کنند. در جریان  المپیک لندن 2012 پلیس متوجه شده بود که جیب‌برهای حرفه‌ای مدتی قبل به صورت گروهی به این شهر آمده اند تا در شلوغی ‌های قبل و بعد از بازی‌ها، خرج یک سال خود را از جیب تماشاگران بیرون بکشند. زنان خیابانی هم چنین شرایطی دارند. در جام جهانی آلمان و المپیک لندن این مشکل وجود داشت که بسیاری از این افراد اهل کشور میزبان نبودند و به صورت غیرقانونی برای یک ماه یا بیشتر به این کشور آمده بودند. این نشان می‌دهد که قاچاقچیان انسان و کسانی که زمینه اقامت این افراد را فراهم می‌کنند هم از جام جهانی بهره‌مند می‌شوند. دولت برزیل اکنون درگیر اعتراضات مردمی است که برخلاف انتظار در این کشور «فوتبالیست پرور» بروز کرده است. اعتراضات اقتصادی چند بار به درگیری خیابانی و گاز اشک آور هم منجر شد. اما این تمام اتفاقات نیست. برزیل از شهرت نامطلوبی در زمینه توریسم جنسی برخوردار بوده است چنانکه مسئولان این کشور در ماه‌‌های نزدیک به مسابقات بار‌ها بر « تصویر نادرست» شکل گرفته از این کشور تاکید کرده اند. گفته می‌شود «رسیف» بزرگترین شهر شمال شرقی برزیل، با مشکل سوء استفاده گسترده جنسی از زنان زیر 18 سال روبرو است. این شهر میزبان 4 بازی جام جهانی خواهد بود. جیب بر‌ها که گروهی کار می‌کنند می‌توانند در هر مکان شلوغی کیف‌های خارجی‌ها را خالی کنند و مانند آرزو‌های تیم‌های بازنده ناگهان ناپدید شوند.

  روزنامه روزان - 26 خرداد 93


 
 
رئالیسم جادویی در تیان آن من
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩۳
 

رئالیسم جادویی در تیان آنمن

محمد سرابی

کارگران مزرعه موز دست به شورش زدند و ماموران آن‌ها را به رگبار بستند. کسی که کشتار و انداختن جسد‌ها به درون واگن‌های قطار را دیده بود فهمید مردمی که شاهد این واقعه بزرگ بودند به سادگی آن را فراموش کرده اند. این بخشی از داستان صد سال تنهایی مارکز بود اما در دنیای واقعی هم بار‌ها به شکل‌های گوناگون اتفاق افتاده است. چند روز پیش خبرنگارانی که به چین رفته بودند تا درباره ماجرای میدان تیان آنمن تحقیق کنند به همین بی‌خبری عمومی برخورد کردند. مردمی که از آن‌ها سوال می‌شد 25 سال قبل در بزرگترین میدان چین چه اتفاقی افتاده است چیزی به یاد نمی‌آوردند. طبیعی بود که دولت کمونیستی چین مانع برگزاری هرگونه مراسم در سالگرد این اعتراض شود اما اینکه مردم پکن مخصوصا جوان‌هایی که باید میراث‌دار نسل پیش از خود باشند چیزی از آن نمی‌دانند یا در مقابل یک خبرنگار خارجی وانمود می‌کنند که به آن اهمیتی نمی‌دهد نشان می‌دهد که این واقعه همانطور که از سایت‌های اینترنتی چین و کتاب‌ها و روزنامه‌ها پاک شده است از خاطره مردم نیز حذف می‌شود. «آدریان براون» در الجزیره نوشته است که دانشجویان دانشگاه ارتباطات پکن نمی‌‌خواهند درباره این واقعه تاریخی صحبت کنند و می‌گویند که در این اتفاق بی‌طرف هستند.

احتمالا کسی آن مرد که در مقابل 4 تانک ایستاده بود را هم به یاد نمی‌آورد. عکسی که جف وایدنر گرفت و فیلمی که از لحظه پا به پاکردن مرد و تانک باقی مانده است سمبل اعتراض انسان‌ها به ماشین‌های سرکوب شد. به نوشته بی بی سی یک سال پیش خبرنگاری به نام لویزا لیم عکس معروف مرد و تانک را به ۱۰۰ دانشجو نشان داد و از آن ها پرسید که آیا می‌دانند این عکس مربوط به چه اتفاقی است. تنها ۱۵ دانشجو توانسته‌ بودند پاسخ درست بدهند. دانشجویان این روزها مسائل مهمی برای فکر کردن دارند. جمع کردن پول و ساختن زندگی مرفه‌ آرزوهای بزرگی است که جنگ کمونیسم و لیبرالیسم را تبدیل به « قدرت تولید ملی» کرده است. لیم که امسال کتابی به نام «جمهوری خلق فراموشی» منتشر کرد در مقاله‌ای که در باره دشواری‌های نوشتن کتابش منتشر کرده می‌نویسد که بخش بزرگی از چند میلیون شهروند پکن که شاهد آن روزها بوده‌اند خود را به فراموشی می‌زنند. امسال هرچه که 4 ژوئن نزدیک‌تر می‌شد پلیس رفت و آمد در میدان را محدودتر می‌کرد و جستجو‌های اینترنتی و سایت‌های خبری هم به همان نسبت سانسور می‌شدند. خبرنگاران خارجی هم این پیام را دریافت کرده بودند که نباید درباره کشتار تعداد نامشخصی از مردم چین در این واقعه کنجکاوی کنند.

البته شعله‌هایی روشن مانده است. کیلومتر‌ها دورتر کسانی که هیچ ارتباط مستقیمی با ماجرا نداشتند در هنگ‌کنگ و تایوان سالگرد میدان تیان آنمن را به شکل تجمع‌های مردمی برگزار کردند. مادران تیان‌ آنمن هم با وجود سرکوب شدید دولتی به دنبال احقاق حقوق فرزندانشان هستند که سال‌های قبل کشته یا ناپدید شدند. البته بیشتر‌ آن‌ها سالمند هستند و نمی‌توانند این کار را زیاد ادامه دهند. قدرت سانسور دولتی به همراه تشویق مردم برای ساکت بودن و پولدار شدن توانسته است تجدید خاطره میدان «صلح آسمانی» را ممنوع کند.

مارکز کتاب‌های بزرگ خود را در سبک رئالیسم جادویی نوشت و بسیاری از منتقدان ادبی و خوانندگان حرفه‌ای سعی کردند ارتباطی میان دو دنیای خیال و واقعیت پیدا کنند تا از این راه آثار ادبی را تفسیر کنند اما رئالیسم جادویی در جهان واقعی اطراف ما جریان دارد.

 

 روزنامه روزان - 19 خرداد 93


 
 
خون و شرافت - تجاوز جنسی در هند
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩۳
 

خون و شرافت

 

محمد سرابی

فرزانه درست در مقابل دادگاه پاکستان کشته شد. جرم او این بود که از دستور خانواده‌اش برای ازدواج سرپیچی کرده بود. خانواده‌ او از بدتری ابراز ممکن برای کشتن این زن باردار استفاده کردند. ضربه‌های سنگ سر او را خرد کرد تا دیگر دختران اهل لاهور بدانند که نباید بر خلاف میل خانواده‌شان ازدواج کنند.

نکته اصلی در قتل‌های خانوادگی این است که تقریبا همیشه زن‌ها کشته می‌شوند. آن‌ها چه به زور مورد تجاوز قرار بگیرد و چه به شکل مذهبی – قانونی با مردی  ازدواج کرده باشند مستحق مرگ تشخیص داده می‌شوند. به ندرت پیش میاید که مردان در این روابط دو طرفه مقصر تشخیص داده شوند. خانواده فرزانه مردی به نام محمد اقبال را متهم کرده بودند که او را دزدیده است و به همین دلیل به دادگاه شکایت کرده بودند اما این شکایت بیشتر یک تله بود تا یک دادخواهی. وقتی اقبال و فرزانه به دادگاه مراجعه کردند متوجه شدند که قبیله فرزانه در مقابل در دستگاه عدالت آماده هستند تا خودشان قانون را اجرا کنند.

اما اگر ادعای خانواده فرزانه درست بود باید اقبال را مجازات می‌کردند و زن را از دست او نجات می‌دادند. مهمترین واکنش از طرف پلیس‌هایی که قاعدتا باید در مقابل دادگاه یک شهر پرجمعیت همیشه آماده باشد دیده شد. به گفته شاهدان پلیس فقط صحنه را تماشا کرد. ظاهرا نیرو‌های پلیس نمی‌خواستند وارد یک دعوای خانوادگی شوند. این بی‌طرفی موثر به فاصله یک روز در نقطه دیگری از شبه قاره هم اتفاق افتاده است. این بار زنان قربانی مطلق بودند. در روستای کترا ایالت اوتارپرادش هند اجساد دو دختر ۱۴ و ۱۵ ساله بعد از تجاوز، از یک درخت آویزان شده بود.

جرم این دختران غیر از اینکه مورد تجاوز قرار گرفته بودند این بود که از طبقه و قبیله پایین بودند. پلیس محلی هم  به همین دلیل، مفقود شدن این دختر‌ه‌ها را زیاد جدی نگرفت. احتمالا مرگ آن‌ها هم چیزی را تغییر نداده است و اگر این اتفاق مجددا تکرار شود، نمی‌‌توان از پلیس و دستگاه قضایی انتظار داشت کسی را به درستی تعقیب کنند. در سال ۲۰۱۲ میلادی، گروهی از مردان در اتوبوسی در دهلی به یک دختر دانشجو بارها تجاوز کردند و بعد او را از اتوبوس بیرون انداختند. زمانی که مردم خواستار مجازات مهاجمان بودند گفته می‌شد آن‌ها در دادگاه پاسخی دادند که خشم عمومی را بیشتر کرده است. شایع شده بود که متهمان گفته‌اند لباس این دختر تحریک کننده بود و برای همین به او تجاوز کردیم. شبه قاره تا مدتی درگیر واکنش‌های مردمی به این فاجعه بود اما تمام تضاهرات‌ها و اعتراض‌های مردمی و رسانه‌ای نمی‌تواند شرایط سنتی حاکم که زنان را به صورت کلی «مقصر » به شمار میاورد، تغییر دهد.

یادداشت روزنامه روزان - 12 خرداد 1393


 
 
ثبات در منطقه بی ثبات - خاورمیانه
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

ثبات در منطقه بی ثبات

 

محمد سرابی

 

تا چند سال پیش اگر کسی می‌خواست چند کشور با ثبات در خاورمیانه را نام ببرد حتما دو نام سوریه و ترکیه را در میان آن‌‌ها ذکر می‌کرد. مشاهدات عمومی نشان می‌داد که در ترکیه نظام قانونی طوری مشغول کار است که قدرت گرفتن احزاب اسلامگرا و همینطور تحرکات نظامیان نتوانسته خدشه‌ای به کلیت ساختار سیاسی وارد کند. گروه‌های مذهبی بر روی بنیان جمهوری ترکیه مشغول کار بودند و تجربه‌ای جدید از زمامداری را به نمایش می‌گذاشتند. اما تحولات به سمتی پیش رفت که این کشور دچار تشنج‌های داخلی شد. مدت زیادی از ماجرای پارک میدان تقسیم نمی‌گذرد. در جریان این درگیری‌های خیابانی چند نفر کشته شدند و دولت بخشی از محبوبیت خود را از دست داد زیرا واضح بود که سکوب خشونت آمیز معترضان به دستور مستقیم دولتی انجام می‌شود. حادثه انفجار معدن هم در همان فضا تفسیر شد و از دیدگاه حادثه دیدگان دولت مسئول مستقیم سهل انگاری در تامین ایمنی معدنکاران شمرده می‌شود. دیدار رجب طیب اردوغان از شهر سوما که برای تسکین آسیب دیدگان صورت گرفته بود به اعتراضات شدید علیه نخست وزیر منجر شد و تصاویر یکی از مشاوران اردوغان که معترضی را کتک می‌زند شرایط را دشوار تر کرده است.

در دیگر کشور خاورمیانه هم شرایط خاصی شکل گرفته است. بهار عربی وقتی به سوریه رسید مستقیما تبدیل به جنگ داخلی بسیار خشونت باری شد که در کشور دیگری رخ نداده بود. اعتراضات به سرعت تبدیل به مقابله مسلحانه شد. روندی که در ابتدا می‌توانست یک جنبش مردمی تفسیر شود با پیوستن نیرو‌های ارتشی و قطع تسلط دمشق بر برخی از نقاط کشور تبدیل به جنگ داخلی شد. گروه‌های تندرویی که به القاعده گرایش داشتند به سرعت تمام نقاط اشغال شده را در کنترل خود گرفتند و اعلام حکومت مستقل کردند. آتش درگیری میان این گروه‌ها نیز فورا شعله‌ور شد و دو گروه بزرگ «النصره» و «داعش» به نبرد با یکدیگر پرداختند آن هم در حالی که دولت اسد با به کارگیری روش‌های جدید در حال بازپس‌گیری مناطق جنگزده است. تصرف شهر «حمص» بزرگتری موفقیت ارتش سوریه بود که چندی قبل بر مواضع کشور‌های غربی در قبال این آشوب هم تاثیر گذاشت.

خاورمیانه منطقه‌ای نیست که بتوان بر اساس معیار‌های ظاهری میزان آرامش کشور‌های آن را ارزیابی کرد. حتی با ثبات ترین کشور‌های این منطقه هم ممکن است با جرقه‌ای دچار ناآرامی‌ شوند که از تظاهرات‌های شهری کوچک تا جنگ داخلی توسعه پیدا می‌کند.

روزنامه روزان - 30 اردیبهشت 93


 
 
پیامی به ساحل دریای سیاه - تروریست‌های و اکراین
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

پیامی به ساحل دریای سیاه

محمد سرابی

دولتمردان به خوبی می‌دانند که یک التهاب محلی اگر مدت زیادی ادامه پیدا کند درست مانند زخمی بر روی پوست که انگل‌ها و عوامل بیماری‌زا را به خود جذب می‌کند می‌تواند باعث گرد‌ آمدن گروه‌‌های تندرو و افراد مسلح شود. منطقه ملتهب اکراین هم این ویژگی را پیدا کرده است وادامه بحران در آن باعث جلب تروریست‌ها از نقاط مختلف خواهد شد مانند شرایطی که از دوسال قبل برای سوریه شکل گرفت. در آخرین اتفاقات جدایی طلبان «جمهوری خلق لوهانسک و دونتسک» به توصیه پوتین برای به تعویق انداختن همه پرسی اعتنایی نکردند و همین می‌تواند اولین سرکشی گروه‌هایی باشد که ابتدا با حمایت روسیه از زمین شرق اروپا سبز شده بودند.

چندی پیش فیلمی منتشر شد که در آن با مرد جوان سیاهپوستی در میان مخالفان مسلح سوری گفتگو می‌شد. این مرد که صورتش را پوشانده بود برای تمام برادران و خواهرانش پیام می‌فرستاد و از آن‌ها می‌خواست که کشور‌های ناپاکی که در آن زندگی می‌کنند را رها کنند و برای مبارزه با او همراه شوند. این قبیل فیلم‌ها در اینترنت کم نیستند اما این مصاحبه ویژگی‌هایی داشت که آن را از نمونه‌های مشابه متمایز می‌کرد. مرد جوان همبازی سابق کریستین رونالدو، بازیکن قبلی تیم فوتبال آرسنال و همینطور دارای سابقه بازی در اروپا معرفی می‌شود. این‌ها تبلیغات خوبی برای گروه‌‌های تروریستی است که اعضای خود را از افراد سرشناس معرفی کنند اما با جستجوی بیشتر اطلاعات دیگری از این فیلم 8 دقیقه‌ای به دست میاید. نسخه اولیه فیلم در یک سایت تندرو به آدرس  fisyria.com قرار داشت اما این سایت که درباره جنگ داخلی سوریه فعالیت می‌کند به زبان روسی ساخته شده است. گفتگو به زبان انگلیسی انجام می‌شود اما با زبان روسی زیر نویس شده است و مهمتر از همه این که در آخرین سوال از این جوان که خود را « ابو عیسی الاندلسی» می‌نامد پرسیده می‌شود که چه پیامی برای برادران خود در اکراین دارید؟

احتمال تماس آشوب‌‌گران اکراین با سازمان‌های مسلح تندرو اسلامی منتفی نیست. در بحبوحه تحولات اکراین حزب «پراوی سکتور» شکل گرفت. یکی از گروه‌های حاضر در میدان استقلال اعضای همین حزب بودند که بعدا پرچمی به رنگ‌های قرمز و سیاه برای خود فراهم کردند. مدتی قبل گفته شد که رییس آن « دمیتری یاروش» از «دوکو عمروف» خواسته تا برای نبرد علیه روسیه به آن‌ها کمک کند. با وجود اینکه پراوی سکتور از احزاب دست راستی و بسیار تندور اکراین است که عمر چندانی ندارد ولی به دلیل متشنج بودن اوضاع توانسته طرفدران زیادی را جذب کند که در صورت دستیابی به سلاح می‌توانند تبدیل به یک گروه شبه نظامی شوند و هم برای مسکو و هم کیف دردسر درست کنند. دوکو عمروف هم ناشناخته نیست. این فرمانده چچنی مسئول دو حمله تروریستی به مسکو در سال‌های 2010 و 2011 در مسکو است که هرکدام به مرگ چندین نفر منجر شد. او به همین دلیل در صدر فهرست افراد تحت تعقیب روسیه قرار دارد.  نزدیک یک ماه قبل خبری از مرگ وی منتشر شد که تایید نشده است. عمروف فرمانده ارشد بخشی از گروه‌‌های مسلح چچنی بود که سابقه طولانی مبارزه مسلحانه با مسکو دارند. میان آن‌ها و احزاب تندرو اکراینی صد‌ها کیلومتر فاصله و یک دشمن مشترک وجود دارد که می‌تواند عاملی برای اتحاد استراتژیک باشد.

پیوستگی میان گروه‌های مسلحی که علیه یک حکومت مرکزی قدرتمند و سلطه‌گر مبارزه می‌کنند بار‌ها رخ داده است. تاریخچه مبارزات چریک‌های مارکسیست در دوران جنگ سرد شاهد تعداد زیادی از این اتحاد‌های موقتی بود. صورت فوتبالیستی که در فیلم از دیگران دعوت می‌کند تا به جنگ بپیوندند و بارها هم از اکراین نام می‌برد و برای آن پیام می‌فرستد، با یک نقاب سیاه پوشانده شده است. به همین دلیل شایع شده بود که او «لاسانا دیارا» بازیکن قبلی رئال مادرید و اهل کشور مالی است. دیارا این شایعه را رد کرده و ضمنا تاکید کرده که از علاقمندان تیم «لوکوموتیو‌مسکو» است. پیام‌هایی درحال انتقال از ساحل مدیترانه به ساحل دریای سیاه است.

روزنامه روزان - 22 اردیبهشت 1393


 
 
ردپای بلک واتر در اوکراین
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٢
 


ردپای بلک واتر در اوکراین؟!


نویسنده: محمد سرابی

در برخی سایت های خبری فیلمی منتشر شده است که نشان می دهد نیروهای مسلح خارجی در شرق اوکراین دیده شده اند. فیلم غیرحرفه یی است و با ابزاری مانند تلفن همراه ضبط شده است. تصاویر نیز کاملامشخص نیستند. ظاهرا افراد مسلحی در یک فضای باز در شهر دونتسک به مقابله با تظاهرات طرفداران روسیه می روند ولی قبل از هر برخوردی صدای جمعیت که نام آنها را فریاد می زند باعث فرارشان می شود. تظاهر ات کننده ها فریاد می زدند «بلک واتر».صرف نظر از منابع ضعیف این خبر که نمی تواند هیچ مشخصات دقیقی از اتفاق رخ داده را ارائه کند، حضور بلک واتر در شرایط فعلی اوکراین چندان باورپذیر نیست.

بلک واتر نام قدیمی شرکتی است که با عبارت «زی سرویس» هم نامیده می شود. اسم رسمی کنونی این کمپانی بنا به اطلاعات سایت اداری آن «آکادمی» و شعار آن «نخبه پروری و حمایت اعتماد ساز» است اما عملکرد بلک واتر هیچ کدام اینها نیست. ماموران بلک واتر مزدوران جنگی هستند و پرچم آن ردپای سیاه حیوانی وحشی در میان نشانه قرمز هدف گیری تفنگ است. از آنجا که امریکا غیر از مهد سرمایه داری مهد خصوصی سازی هم هست، بخش هایی که در دیگر نقاط جهان لزوما و کاملادولتی هستند در این کشور به صورت خصوصی کار می کنند. «اریک پرینس» تنفگدار سابق ارتش در سال 1997 این کمپانی را به عنوان شرکتی که خدمات امنیتی ارائه می کند تاسیس کرد. بلک واتر می توانست یک شرکت نصب دوربین مداربسته و استخدام نگهبان باشد ولی خدمات خود را در مناطق جنگی ارتش امریکا متمرکز کرد. ارتش امریکا تقریبا همیشه بازار خوبی در زمینه جنگ دارد. بعد از حمله به افغانستان و عراق این بازار کار گستردگی بیشتری پیدا کرد و نیرو های بلاک واتر در کنار ارتش در این کشور ها مستقر شدند. بنا به گفته «مارک مازتی» نویسنده کتاب «در مسیر دشنه» بلاک واتر عملابه بخشی از نیرو های عملیاتی سیا تبدیل شده است زیرا قسمت های سازمانی و کادری این سازمان به شدت درگیر عملیات های محرمانه علیه تروریسم شده اند اما کار بلک واتر عملیات نظامی در محیط جنگی است و نمی تواند در آشوب های سیاسی خیابانی عملکرد خاصی داشته باشد. نیرو های خشن آن نمی توانند بدون سلاح جنگی کاری انجام دهند. علاوه بر این مشخص نیست تظاهر ات کننده ها از کجا می دانستند که این افراد عضو بلک واتر هستند. با توجه به شهرت و بدنامی این گروه و نامشخص بودن هویت کسانی که در فیلم دونتسک دیده می شوند ممکن است حضور آنها تنها یک ادعا باشد تا هشدار دهد که ردپای مردان مسلح امریکایی در منطقه نفوذ روسیه دیده شده است.
    
    
     magiran.com/n2918012

 روزنامه اعتماد، شماره 2919 به تاریخ 20/12/92، صفحه 6 (جهان)


 
 
بوکو حرام و نظریه صاف بودن زمین
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ مهر ۱۳٩٢
 

بوکو حرام و نظریه صاف بودن زمین

محمد سرابی

 

فقط دانش‌آموزان نیستند که می‌توانند با ادامه تحصیل و پشتکار به سطوح بالای آموزشی برسند. کسانی که دانش‌آموزان را می‌کشند هم به مرور زمان ترقی می‌کنند و از آتش زدن مدارس ابتدایی به قتل‌‌عام دانشجویان می‌رسند. گروه «بوکو حرام» در آخرین حمله خود گروهی از دانشجویان را از خوابگاهشان کالج کشاورزی در ایالت یوبو بیرون کشید و در محوطه به قتل رساند. به نوشته گاردین 6 اکتبر، دولت آمریکا قصد دارد این گروه را در فهرست گروه‌های تروریستی خود قرار دهد. این کار نه تنها دیر است بلکه تاثیر زیادی هم نخواهد داشت زیرا بوکوحرام بر خلاف دیگر گروه‌های تروریستی آفریقای مرکزی کاری با غربی‌ها ندارد تنها می‌خواهد کسانی که به شیوه غربی‌های درس می‌خوانند را بکشد.

بوکو حرام به دنبال یک شورش بزرگ در سال 2009 به شهرت رسید. این گروه ایدئولوژی ساده‌ای دارند که در نامشان هم مشخص شده است. کلمه بوکو در اصل به الفبای لاتین گفته می‌شود که در قرن 19 همراه با استعمارگران فرانسوی و انگلیسی وارد آفریقا شد و برای نوشتن زبان هوسایی به کار رفت. در قرن بیستم این الفبا سازماندهی شد و اکنون مبنای نگارش هوسایی در رسانه‌ها و کتاب‌ها است. بوکو معنای دیگری هم دارد. این کلمه در میان مردم به معنی آموزش و پرورش به سبک غربی است که با پسوند عربی «حرام » جهانبینی و ایدئولوژی و خط مشی و استراتژی کامل گروه را یکجا تعریف می‌کند.

«محمد یوسف» در سال 2002 گروهی راه به دور خود جمع کرد تا احکام شریعت را در نیجریه اجرا کنند. الگوی او در این کار طالبان افغانستان بودند. این درست وقتی بود که یک سال از نابودی کامل طالبان بوسیله بمباران ‌هواپیما‌های آمریکایی می‌گذشت. او در سال 2009 در جریان جنگ داخلی در شمال نیجریه بازداشت شد. زمانی که گروهش با ارتش درگیر شدند و 186 نفر آن‌ها جانشان را از دست دادند یوسف که 39 سال داشت در خانه والدین ناتنی مخفی شده بود.

نیرو‌های امنیتی او را به مرکز پلیس بردند اما یوسف تلاش کرد فرار کند و آن‌ها هم با شلیک چند گلوله اضافی یک نفر به تعداد تلفات بوکوحرام اضافه کردند. جالب اینکه یوسف با وجود سن کم دارای جاذبه مذهبی زیادی بود و افرادش به حقانیت او ایمان داشتند. در 13 جولای همین سال «جو بویل» خبرنگار بی بی سی توانست با او گفتگو کند و نظریات حیرت انگیزی را به گوش جهان برساند. سه عقیده او بسیار جالب توجه بودند. یوسف گفته بود که تکامل داروین را قبول ندارد، زمین صاف است و باران در نتیجه بخار شدن آب بوسیله خورشید بوجود نمی‌آید بلکه مستقیما از سوی خداوند ایجاد می‌شود.

نظریه اول شاید قابل بحث باشد. نظریه دوم مدت‌ها قبل کاملا رد شد و نظریه دوم به هیچ وجه باورکردنی نیست.

شاید یوسف چون در آفریقای مرکزی زندگی کرده و دریا و دریاچه‌ای ندیده تصوری از آب و بخار آب نداشته است. با این وجود افراد گروه که بعد از مرگش نمی‌توانستند بدون فرمانده باقی بمانند «ابوبکر شکوه» را به ریاست انتخاب کردند و حمله به مدارس و آموزشگاه‌ها را ادامه دادند. بوکوحرام در حملات خود تلاش می‌کند نیروهای امنیتی، نمایندگان دولت و کلیساها را هدف قرار دهد. روش آن‌ها مانند دیگر گروه‌های مشابه بمب‌گذاری وتیر اندازی در مناطق پر جمعیت است. در جریان اقدامات این گروه تاکنون بیش از 3 هزار و۶۰۰ نفر کشته شده‌اند. اگرچه دولت نیجریه ادعا می‌کند مبارزه علیه بوکوحرام باعث تضعیف این گروه شده و به همین دلیل به نقاط بی دفاعی مانند مدارس حمله می‌کنند اما این کشتار‌ها باعث وحشت زیادی در بین دانش‌آموزان و معلمان ایجاد کرده و بسیاری از آنان در مناطق «مایدوگوری»، «کانو» و «سوکوتو»  از رفتن به مدرسه هراس دارند.

شکوه که بعدا تهدیدکرد منافع غرب را هدف قرار می‌دهد اکنون فراری است و به جز جایزه‌ای که دولت نیجریه برای او گذاشته، دولت آمریکا هم 7 میلیون دلار به کسی می‌دهد که او را دستگیر کند. گروه بوکو حرام نمونه خوبی از گروه‌های بنیاد گرای جدید است و معیار مناسبی از دیدگاه این افراد نسبت به جهان را نشان می‌دهد.

 

 روزنامه بهار 22 مهر 1392 صفحه 6


 
 
تاریخ سنگی و گلوله‌ها - سوریه
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٢
 

 تاریخ سنگی و گلوله‌ها

 

محمد سرابی

 

در ابتدای قرن بیست و یکم سرزمین‌هایی که به نام گهواره تمدن نامیده می‌شدند گهواره جنگ و آشوب هستند و از آنجا که بمب و موشک ارزش بنای تاریخی و معنای میراث مشترک بشری را درک نمی‌کنند ساختمان‌هایی که دوران پادشاهان و حاکمان زیادی را مرور کرده‌اند در میان کشمکش گروه‌های مسلح رو به نابودی می‌روند.

جنگ داخلی سوریه به جز کشته شدن انسان‌ها آثار دیگری هم داشت که از همان ابتدا درباره آن‌ها هشدار داده شده بود. منطقه‌ای که امروزه به نام کشور سوریه شناخته می‌شود تاریخ بسیار طولانی دارد که در بسیاری موارد مایه فخر و مباهات ساکنان آن در مقابل دیگر کشور‌های عربی مخصوصا کشور‌های شبه جزیره عربستان است. سابقه سکونت انسان در این قسمت از خاورمیانه به دوران سومری‌ها، آکدی‌ها، بابلی‌های و دیگر اقوام ثبت شده می‌رسد. در قرن‌های بعدی آشوری‌ها، آرامی‌ها، ایرانی‌ها و یونا‌نی‌ها درآن ساکن شدند. پس از این دوران سوریه بین امپراطوری روم و خلفای اموی و عباسی دست به دست شد تا وقتی که به دوران جنگ‌های صلیبی و پادشاهی ممالیک رسید. بعد از این جنگ‌ها پادشاهان عثمانی صاحب سوریه، لبنان، فلسطین و اردن شد. آثار موجود در 3 کشور دیگر هم نشان می‌دهد که در غرب خاورمیانه باستان مانند امروز اقوام پیوسته‌ای زندگی می‌کردند و مرزهای قرن بیستم نمی‌تواند آن‌ها را از هم جدا کند.

کلنگ باستان‌شناسان در سوریه به شهرهایی مانند ابلا و اوگاریت رسیده است که نزدیک 5 هزار سال قدمت دارند. آثاری از پرستش بت‌های قدیمی میانرودان مانند بعل و بافومت هم در این منطقه پیدا شده است و لایه لایه کاخ‌های تاریخی روی هم ساخته شده اند.

مشکل اینجاست که جنگ چریکی و بمباران درست در محل اثار باستانی انجام می‌شود و هیچ یک از طرف‌های درگیر به آن اهمیتی نمی‌دهد. دمشق لقب قدیمی‌ترین پایتخت جهان را دارد زیرا از 8 تا 10 هزار سال قبل محل زندگی مردم بوده است.  یونسکو هشدار داده است که میراث فرهنگی سوریه در جریان جنگ داخلی این کشور در خطر ویرانی قرار گرفته است. یکی از این مناطق بخش قدیمی شهر حلب است که 2 هزار سال قبل از میلاد برای نخستین بار ثبت شده و در جنگ داخلی سال ۲۰۱۲ بازار قدیمی سوقیه آن آتش گرفت.

در شهر حلب دژی باستانی در ارتفاع زیاد ساخته شده که از دوران یونانیان تا زمان عثمانی پایگاه نظامی بود. این دژ پس از حمله اسکندر به سمت شرق ساخته شد و در نبرد‌های داخلی امروز پس از چند قرن خاموشی دوباره به صورت یک پایگاه نظامی مورد حمله قرار گرفت. ظاهرا نقطه‌ای که دژ در دوران استفاده از شمشیر و نیزه ساخته شده بود هنوز هم استراتژیک است. البته این دژ تنها ساختمان نظامی نیست که زنده شد. قلعه صلاح‌الدین ایوبی واقع در ۳۰ کیلومتری بندر لاذقیه در جریان جنگ‌های صلیبی بنا شده است و گفته می‌شود مواضع مخالفانی که در آن‌ها پناه گرفته بودند از سوی ارتش بمباران شده است.

بخش قدیمی شهر دمشق نزدیک ۴ هزار سال قدمت دارد. این بخش به عنوان نمونه‌ای از بافت شهری سرزمین‌های شرق مدیترانه مورد توجه گردشگران و همینطور علاقمندان به فرهنگ شرقی بود اما در ژوئیه ۲۰۱۳ با بمب‌گذاری مواجه شد.

طاق پالمیرا و شهرک باستانی «مردگان» از دوره بیزانس و آمفی تئاتر بصری از قرن دوم میلادی هم دیگر آثاری هستند که تاکنون آسیب هایی دیده اند و احتمال دارد در خطر نابودی باشند.

موزه‌های سوریه نیز که آثار باستانی قابل حمل را نگهداری می‌کنند ممکن است به سرنوشت موزه‌های عراق پس از حمله آمریکا دچار شوند و آثار آن‌ها از حراجی‌های اروپا سر دربیاورند. جایی که هنردوستان ثروتمند در میان شکلات سویسی و عطر فرانسوی بر آن‌ها قیمت می‌گذارند.

وقتی دو طرف جنگ مدعی حمله شیمیایی به شهروندان غیر مسلح، آن هم در پایتخت یک کشور باشند دیگر جایی برای سنگ‌های تراش خورده باستانی باقی نمی‌ماند. مانند دیگر نقاط میان رودان، سوریه چند هزار سال قبل محل پرستش الهه‌های ناشناخته‌ای بود که با ظهور ادیان توحیدی ناپدید شدند. شلیک گلوله‌های آمریکایی قطعا نمی‌تواند دیکتاتوری یا بنیادگرایی را در این کشور پایان ببخشند اما ممکن است خشونت بی‌پایان را که سال‌های سال زیر خاک مانده بیدار ‌کنند.

روزنامه بهار 18 شهریور 1392


 
 
جنگ سوریه در بیرون از سوریه
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ شهریور ۱۳٩٢
 

 

 

جنگ سوریه در بیرون از سوریه

محمد سرابی

 

به محض شدت گرفتن درگیری‌ها در سوریه آتش جنگ از مرز عبور کرد و به لبنان رسید چنان که مقصر بمب‌گذاری‌های اخیر هم با استفاده از سرنخ «ارتباط با سوریه» دنبال می‌شود.

در جهان عرب سوریه و لبنان پیوستگی‌های بسیاری با هم دارند و امواج تحولات یک کشور به آسانی به در کشور دیگر انعکاس پیدا می‌کند. استقلال از بدنه متلاشی شده امپراطوری عثمانی و تحت حمایت فرانسه قرار گرفتن در اوایل قرن بیستم و مواجه شدن با دولت صهیونیستی در میانه آن قرن هم عواملی بودند که ارتباط این دوکشور را بیشتر کردند. اما آنچه که باعث پیوند سوریه و لبنان (و در سطحی دیگر تمام کشور‌های عرب این منطقه ) شده است در ساختار اجتماعی آنان بیشتر دیده می‌شود. ساختاری که در «قومیت» ریشه دارد. این پدیده در دیگر مرز‌های سوریه با عراق و ترکیه هم نقش بازی می‌کند و مردم این کشور را با وابستگی‌هایی به همسایگانش متصل کرده است.

بیشتر از 70 درصد مردم سوریه سنی و نزدیک 90 درصد آن‌ها عرب هستند اما قومیت‌ها و مذاهب متعدد دیگر هم در آن حضور دارند. حدود 10 درصد جمعیت علوی‌ها، شیعیان دوازده امامی و اسماعیلیان هستند و 10 درصد بعدی به مسیحیان اختصاص دارد. بقیه جمعیت دروزیان، سریانی‌ها، ارمنی‌ها، ترک ها، شرکس‌ها، یهودیان و ایزدیان هستند. ارامنه بعد از سرکوبی در شرق ترکیه و شرکس‌ها با فشار روسیه تزاری از قفقاز به سوریه مهاجرت کردند. طبیعتا اعراب سنی با توجه به جمعیت خود تسلط بیشتری به کشور دارند ولی اقلیت‌ها هم به نوبه خود تاثیراتی دارند مخصوصا زمانی که کشور دچار آشوب داخلی باشد.

مذهب دروزی‌ در قرن‌های گذشته از اسماعیلیه منشعب شد. اعضای این قومیت در لبنان، سوریه و فلسطین اشغالی حضور دارند. در لبنان دروزی‌ها یک جناح سیاسی به رهبری ولید جنبلاط هستند و از مخالفان گروه‌های فلسطینی و متحدانشان به حساب میایند. این اقلیت مذهبی به دنبال بقای خود در میان درگیری اعراب و اسراییل بوده و جنبلاط بارهای موضع خود را تغییر داده است. طایفه علوی با توجه به اینکه خانواده اسد و بسیاری از سیاستمداران رده بالا از آن‌ها هستند مهمترین جایگاه را دارد و برخی از جوامع سنی و مسیحی را به اتحاد با خود جذب کرده است. مقاومت سوریه در مقابل اسراییل آن هم در زمانی که کشورهای منطقه تلاش کردن با قرارداد‌های سیاسی یا با بی اعتنایی با صهیونیست ها به توافق برسند جایگاه ویژه‌ای برای آن فراهم کرد. کرد‌های سوریه بعد از اینکه در مقابل گروه‌های جهادی مسلح دست وبه مقاومت زدند هم نقش مهم و مستقلی به دست آوردند.

لبنان بیشتر از سوریه با موضوع قومیت روبرو است چنانکه برای پرهیز از آشکار شدن سهم هریک از این اقوام در این کشور سرشماری انجام نمی‌شود. اگر اثبات شود که هر قومی چقدر جمعیت دارد ممکن است همین شرایط شکننده امروز به هم بخورد. اقلیت‌های سوریه در نقاط مختلفی تمرکز پیدا کرده‌اند و پایتخت در اختیار قدرت حاکم و طرفدارانش است (اگرچه حملات شیمیایی نشان داد این قدرت چندان هم بازدارنده نیست) در مقابل بیروت مانند یک کشور کوچک به محله‌های مختلفی تقسیم شده که دور از چشم گردشگران میراث جنگ داخلی را حفظ کرده اند. انفجار در هریک از محله‌ها بازار حدس و گمان را رونق می‌دهد و آن را با رشته‌ای طولانی به یکی از کشور‌های همسایه و در بیشتر موارد سوریه و اسراییل وصل می‌کند.

چند دهه قبل مهاجرت فلسطینی‌ها به لبنان و بر هم خوردن نسبت جمعیتی آن به جایی رسید که گروه‌هایی از این کشور خواستار اخراج این مهاجران بودند و زمانی که فلسطینی‌ها و جنبش فتح اقدامات مسلحانه را با حمایت سوریه و برخی کشور‌های دیگر آغاز کردند و همزمان جنوب این کشور نیز در اشغال اسراییل بود خطوط جدا کننده مانع تقویت هویت لبنانی شد. همچنانکه قومیت‌های منطقه در لبنان اقوام خود را داشتند دولت‌های این منطقه هم ماموران و مزدورانی را به لبنان اعزام کردند. «آنتوان لحد» که به نفع اسراییل در جنوب لبنان می‌جنگید یکی از این مزدوران بود. اکنون نیز پیوستگی گروه هایی از لبنان با اخوان المسلمین مصر و جهادی‌های ریشه گرفته در عراق باعث آشفتگی‌هایی شده است که احتمال افزایش خشونت را افزایش می‌دهد

وقتی مفسران در حال تحلیل انفجار بیروت و پیدا کردن سهم دمشق در آن بودند، بمب گذاری در طرابلس مجموع این دو کشتار را به 70 نفر رساند. لبنان از معدود کشور‌های عرب است که از بهار عربی در امان ماند و الان شاهد جنگ میان کسانی که حکومت قبلی را سرنگون کردند نیست. اما ریشه‌های مشترک آن با سرزمین‌های بهاری باعث ‌شده تا به زحمت در مقابل این نسیم بهاری و تابستان داغ پس از آن مقاومت کند.

 روزنامه بهار 4 شهریور 1392

 

 


 
 
الشعب یرید... - شمال آفریقا
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٢
 

الشعب یرید...

 

محمد سرابی

برای برخی از ملت‌های همسایه می‌توان تاریخ مشترک نوشت. تاریخی که با اندکی تغییر در پهنه بزرگی از یک قاره مصداق داشته دارد و چندین کشور را پوشش می‌دهد.

کشورهای شمال آفریقا به این زودی‌ روی آرامش را نخواهند دید. نظم قبلی که برمبنای دیکتاتوری نظامیان سابق بود بر هم خورده و تضمینی نیست که شرایط بهتری در پیش رو باشد. ترور‌های اخیر در تونس نشان داد که این کشور هم با آشوب‌های رخ داده در مصر و لیبی و همینطور سوریه پیوند‌هایی دارد. گفت می‌شود اسلحه‌ای که در ترور مخالف تونسی « البراهمی» به کار گرفته شد، از لیبی وارد شده است و این همان سلاحی است که شش ماه قبل «شکری بلعید» مخالف دیگر تونسی به وسیله آن کشته شد.

تاریخ باستانی این خطه یکسان است. قبیله‌هایی با اکثریت چادر نشین، اقلیت روستایی و اندکی شهر‌نشین در منطقه بزرگی زندگی می‌کنند. شرایط اقلیمی برای زیستن در این مناطق دشوار است به تبع آن امنیت نیز با تهدید‌هایی مواجه است و راهزنی و غارت هم از سوی اشرار و هم از سوی پادشاه رخ می‌دهد. میزان سواد و ارتباط با دیگر جوامع زیاد نیست و علوم و اعتقادات با خرافات آمیخته شده است. این کشورها نمی‌توانند دوران طولانی صاحب ثروت و معرفت باشند و هر مقطعی از رشد با حمله یک دشمن خارجی یا شورش داخلی ناشی ازجنگ قبیله‌ها پایان پیدا می‌کند. برخی اوقات امپراطوری های بزرگ قسمت‌هایی از این مناطق را اشغال می‌کنند مانند حوزه امپراطور روم در ساحل جنوب مدیترانه و امیرنشین‌های امپراطوری عثمانی در شمال شرقی آفریقا.

نسل‌ها از پی هم با کمبود آب و فراوانی خشونت درگیر هستند تا دورانی که استعمارگران اروپایی با تفنگ‌هایشان از راه می‌رسند. اینجا نقطه آغاز تاریخ جدید است که می‌توان آن را در مدارس درس داد. استعمارگران با خود ابزار‌هایی را میاورند و فرهنگ‌هایی را می‌برند. فردی دست نشانده حاکم کشور می‌شود. گروهی که از بر هم خوردن نظم قدیمی نگران شده اند سر به عصیان بر می‌دارند و در مقابل توپ‌های اروپاییان تار و مار می‌شوند. از تحولات فکری قرن نوزدهم اروپا به جز برخی نخبگان کسی تاثیر نمی‌گیرد زیرا مبنایی برای هضم آن در جامعه وجود ندارد. در آغاز قرن بیستم قدرت‌های استعمارگر در قاره خودشان با هم درگیر می‌شود و در فاصله دو جنگ جهانی تسلطشان بر مستعمره‌ها کاهش پیدا می‌کند (لیبی). همزمان بیماری کمونیسم هم از راه میرسد و برای یک قرن همه را گرفتار خیال برابری می‌کند (الجزایر و مراکش). جنبش‌های مسلحانه جوانان شروع می‌شود و در سمت مقابل حکومت‌های نظامی افسران قدرت را در اختیار می‌گیرند (مصر). جنگ قبیله‌ها ادامه پیدا می‌کند (سودان) در برخی کشورها دولت مرکزی  سقوط می‌کند و بعد از مدتی با همان شکل قبلی ولی با اسم جدید برمی‌گردد. جریان‌هایی برای بازگشت به فرهنگ و اعتقادات سنتی به وجود میاید که هیچ کدام در عمل موفق نیست. با سقوط شوروی گرایش به دمکراسی بیشتر می‌شود، گروه بزرگی از نسل جوان به دنبال مهاجرت به هر قیمت هستند و هنوز مشکل کمبود آب و فراوانی خشونت برقرار است.

مسیر زندگی قبیله‌ای، استعمار، استقلال، حکومت نظامی، انقلاب، انتخابات و کودتا با اندکی تفاوت زمانی در تمام این کشور‌ها تکرار شده است. دقیقا به همین دلیل می‌توان شرایط امروز این کشور‌ها را در ارتباط با یکدیگر پیدا کرد. اگرچه تفاوت زین العابدین بن علی که بلافاصله بعد از اعتراضات مردمی استعفا داد با غذافی که دستور کشتار مردمش را داد خیلی واضح بود ولی این واکنش سیاسی مبنای معتبری برای تفسیر خوشبینانه نیست، تنها میزان کشته‌ شده‌ها را در مقایسه با کشور همسایه نشان می‌دهد. تونس میتواند به این افتخار کند که زمانی کارتاژ نام داشت و بخش مهمی از امپراطوری روم بود؛ چنانکه نامش در سالن سنا برده می‌شد. شاخص‌های اجتماعی نیز در این کشور رشد بیشتر داشته است ولی زمانی که پای رقابت‌های سیاسی در محیط آزاد پیش بیاید، واکنش فعالان سیاسی که تا به حال در محیط دیکتاتوری زندگی کرده اند مانند نمایندگان پارلمان‌های اروپایی نخواهد بود. در کنار همه این‌ها بیش از یک دهه است که القاعده و گروه‌های سلفی و جریان‌های بنیادگرا در حال به خدمت گرفتن جوانان در این منطقه هستند و به همین دلیل آمریکا و قدرت‌های غربی هم دست از نفوذ و کسب منافع در این کشورها برنخواهند داشت. مثل همیشه، شعار «الشعب یرید... » به گوش می‌رسد، ولی ملت دقیقا نمی‌داند چه می‌خواهد. فصل یکسان دیگری در تاریخ این منطقه آغاز شده است.

روزنامه بهار 13 مرداد 1392


 
 
بودای خونین - برمه
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٢
 

 

 

 

بودای خونین

 

محمد سرابی

بین دیکتاتوری در امنیت و دمکراسی در ناامنی کدامیک را باید انتخاب کرد؟ برخی از کشورها در این موقعییت قرار می‌گیرند و عجیب نیست که به سوی دیکتاتوری برگردند. برخی از جوامع برای برقراری دمکراسی مناسب نیستند.

برمه مانند بسیاری از کشورهای شرق آسیا دچار دیکتاتوری‌های نظامی بود که از دوران جنگ سرد برایش به ارث مانده بود. زمانی که چند کشور همسایه آن توانستند به شکلی نظام سیاسی را تغییر دهند برمه زیر چکمه نظامیان باقی ماند و امروز در زمانی که باید دمکراسی در این کشور پایه گذاری شود خشونت های مذهبی دائما زیادتر می‌شوند.

میانمار یا برمه، از مستعمره‌های سابق بریتانیا است که در سال ۱۹۴۸ به استقلال رسید. از سال ۱۹۶۲ یک دولت نظامی قدرت را به دست گرفت و در مقابل هرگونه حرکت مخالف سیاسی به مقابله شدید پرداخت. حزب لیگ ملی برای دموکراسی ۳۵ سال پیش بنیانگذاری شد ولی در مقابل دولت مسلط شکست خورد و موثر ترین شخصیتش آنگ سن سوچی به زندان خانگی افتاد. استبداد ادامه داشت تا حدود یک سال قبل که دیکتاتوری نظامی ضعیف و دمکراسی قوی شد.

درگیری‌های بین مسلمانان و بودایی‌ها مستقیما ربطی به دمکراسی یا نوع حکومت ندارد ولی نشان می‌دهد که اختلافات قومی و انتقام جویی بین قبیله‌ای در این کشور بسیار رایج است.

تابستان سال گذشته، درگیری های فرقه‌ای در ایالت راکین باعث کشته شدن بیش از ۲۰۰ نفر شده بود. با تجاوز و قتل یک زن جوان بودایی خشونت‌ها شد و هزاران نفر از اقلیت مسلمان روهینگیا مجبور به فرار شدند. دولت که درگیر گذر به دمکراسی بود نتوانست خشونت را مهار کند. اواخر زمستان سال قبل زوج بودایی برای فروش جواهرات خود به مغازه‌ای رفتند که صاحبش مسلمان بود. مشاجره ای که بر سر قیمت جواهر شروع شده بود به زد و خورد رسید و درگیری بالا گرفت. پس از آن به یک راهب بودایی حمله شد. او در بیمارستان مرد و از اینجا حمله‌های متناوب به محله های مسلمان نشین شروع شد. ماه گذشته بیش از 40 نفر در جریان خشونت های مذهبی بین مسلمانان و بودائیان در شهر میکتیلا، از شهرهای مرکزی برمه کشته شدند. در دلخراش‌ترین حمله 20 پسربچه مسلمان از مدرسه ربوده و پس از مثله کردن آنان، اجسادشان را آتش زدند. بقایای اجساد تا مدت‌ها در محل باقی ماند. اوایل ادعا می‌شد که پلیس با مهاجمان همدست است. این تفسیر تا مدتی پذیرفته نشد تا وقتی که مدارک بیشتری از جمله فیلم‌های ضبط شده از صحنه درگیری‌ها به دست آمد. در این فیلم‌ها مشخص است که پلیس جانب مهاجمان بودایی را گرفته است. به تدریج اثبات شد که دولت برمه چندان هم از نسل کشی مسلمانان به دست بوداییان ناراضی نیست.

وین هتین نماینده میکتیلا در پارلمان است. او به دلیل وفاداری اش آنگ به سوچی و لیگ ملی برای دموکراسی، 20 سال را در زندان گذراند. به گفته این نماینده مجلس جمعیت مهاجم که در میان آن‌ها زنان و راهبان بودایی هم دیده می شدند با تماشای قتل یک قربانی فریاد شادی می‌کشیدند. او در گفتگو با شبکه خبری «کرا» می‌گوید:« 7 نفر در مقابل چشمانم کشته شدند. سعی کردم جمعیت را متوقف کنم و به آنها گفتم به خانه ها برگردند ولی آنها مرا تهدید کردند و پلیس فقط ایستاده بود.»

آشین ویراتو، یک راهب بودایی ۴۵ ساله است که در دوران دیکتاتوری نظامی در سال ۲۰۰۳، به جرم تحریک خشونت علیه مسلمانان به زندان افتاده بود. او که اسم خودش را بن لادن برمه گذاشته، در مصاحبه با گاردین، می‌گوید:« جمعیت مسلمانان زیاد شده و آن‌ها در حال تسخیر کشور ما بودند اما ما حالا به سوی اهداف دیگری از مسلمانان پیش خواهیم رفت. »

فیلیپ رابرتسون، مدیر بخش آسیایی سازمان دیده‌بان حقوق بشر دیده‌بان حقوق بشر تایید کرده است که دولت برمه در پاکسازی قومی علیه روهینگیا دخالت داشته است. به گفته وی نیروهای امنیتی برمه در مواردی مداخله کردند تا از خشونت جلوگیری کنند و از مسلمانانی که فرار می‌کردند محافظت کنند، اما آن‌ها اغلب در زمان حملات خود را کنار کشیدند یا به طور مستقیم از مهاجمانی که مرتکب قتل و جرائم دیگر می شدند، حمایت کردند. این اخبار دولت‌های غربی را که به اصلاحات سیاسی در این کشور امید داشتند تحت تاثیر قرار داده است.

با ادامه درگیری‌های خونین این منطقه برای فعالیت گروه‌های مسلح بنیادگرا بسیار مساعد شده است. اگر تاکنون بوداییان شاهد واکنش متقابلی از طرف مسلمانان نبوده اند به دلیل این است که مسلمانان این منطقه تجربه موثر و نزدیکی از جنگ نداشته اند. به زبان دیگر روش کار کردن با اسلحه را نمی‌دانند اما به زودی آن را فرا خواهد گرفت. در غیاب حکومت نظامی، اگر «دولت دمکراسی» نتواند امنیت شهروندانش را تامین کند مربیان القاعده جنگیدن را به آنان خواهند آموخت. حمله چند روز پیش به سفارت برمه در اندونزی شروع درگیری بود. به راحتی می‌توان جوانانی که خانواده خود را در در حمله بوداییان از دست داده اند جذب کرد و آن‌ها را با سلاح لازم به جنگ بوداییان فرستاد. تعداد کشته‌ها ناشی از این جنگ به زودی با کشته های نسل کشی مسلمانان برابری خواهد کرد.

روزنامه بهار 17 اردبهشت 1392

 

 


 
 
شاعران برج بابل - یهودیان سفاردی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٢
 

  شاعران برج بابل

محمد سرابی

 دولت صهیونیستی از طرف کشورهای عربی همسایه‌اش به عنوان رژیمی نژاد پرست شناخته ولی این فقط یک مشکل خارجی نیست. این نظام سیاسی از طرف یهودیان ساکن فلسطین هم اتهام نژادپرستی را دریافت می‌کند زیرا از 60 سال قبل نوعی برتری نژادی بین هم‌کیشانی که از نقاط مختلف جهان به آن مهاجرت کرده اند در اسراییل ریشه دوانده است.

تایمز اسکناس‌های قدیمی اسراییل با تصویر سیاستمداران این کشور طراحی می‌شد اما به نوشته نیویورک در طراحی‌های جدید چهره های ادبی جایگزین آن‌ها شده‌اند. سیاستمداران اسراییلی مخصوصا نسل اول آن‌ها که حکم بنیانگذار و پیشرو را دارند اغلب دارای پرونده‌های تروریستی دوران جوانی خود هستند. زمانی که به شکل شبه‌نظامیان کم سن و سال دست به عملیات خرابکارانه می‌زدند. الان هم به دلیل درگیری‌های احزاب انتخاب یک چهره سیاسی برای روی اسکناس می‌تواند به نفع تندرو‌ها یا میانه‌روها تفسیر شود. این است که طراحان به سراغ صورت هنرمندان رفتند تا اسکناس‌هایی مورد قبول همگان چاپ کنند ولی حالا مساله نژاد به میان کشیده شده است.

یهودیان مهاجر به سرزمین‌های اشغالی به چند دسته نژادی مختلف تقسیم ‌می‌شوند که ممکن است در مقابل اعراب متحد باشند ولی اختلافات درونی خود را فراموش نمی‌کنند. اشکنازی‌ها کسانی هستند که از شرق و مرکز اروپا آمده اند. اینان مانند اهالی روسیه، لهستان و آلمان موهای طلایی و پوست روشن دارند. سفاردی‌ها از غرب و جنوب اروپا آمده اند و بیشترین محل تجمع آن‌ها اسپانیا و پرتقال بود. موهای سیاه و پوست تیره‌تر نشانه این قوم است. گروه‌های دیگری مانند میزراحی‌ها مهاجران خاورمیانه و قفقاز و شمال آفریقا هستند که تفاوت ظاهری چندانی با دیگر مردمان خاورمیانه ندارند.

 نزدیک به 500 سال قبل تشکیلات تفتیش عقاید کلیسای کاتولیک اسپانیا شروع به سرکوبی مذاهب دیگر کرد که باعث پراکندگی سفاردی‌های این کشور در نقاط مختلف جهان شد. نزدیک شدن این نژاد با میزراحی‌ها آن‌ها را به هم شبیه‌تر کرد ولی اشکنازی‌ها جدا ماندند و دو قرن بعد به قطار توسعه علمی و صنعتی اروپا پیوستند. پس از اعلام موجودیت دولت اسراییل زمامداران این کشور سعی کردند مهاجران را به شکلی واحد سازماندهی و تفاوت‌های فرهنگی را کمرنگ کنند ولی چگونه می‌شود مردمی را که هزار سال جدا از یکدیگر زندگی کرده‌اند به یک شکل درآورد.

مهمترین مشکل زبان بود، چنان که گویی برج بابل در بین یهودیان فروریخته و زبان محاوره هر طایفه از آن‌ها را دگرگون کرده است. بیشترین تفاوت یهودیان مهاجر در زبان‌های مختلف آن ها دیده می‌شود که در هرگوشه جهان از زبان اصلی مردم آن تاثیر گرفته و بلکه به آن شبیه شده است. بعد از آن در آیین‌ها و سنت‌ها اختلافات دیگری به چشم می‌خورد و سرانجام به مشکلات قومی و تاریخی می‌رسد. هلوکاست و جنگ‌های اعراب و اسراییل در این میان به عنوان ابزاری برای ایجاد هویت ملی مطرح شد ولی سهم اشکنازی‌ها که ساکن اصلی شرق و مرکز اروپا بودند در این بین بیشتر مورد ادعا قرار می‌گرفت.

شخصیت‌های علمی و فرهنگی زیادی هم در بین اشکنازی‌ها وجود دارند که کفه ترازوی آن‌ها را سنگین‌تر می‌کند (فروید، انیشتن، کافکا) همینطور سرمایه دارانی که در طول سال‌های طولانی ثروت فراوانی اندوخته و شروع به دست اندازی به سیاست ملی آن کشور‌ها کرده بودند، بیشتر اشکنازی هستند. حتی مشی مذهبی روحانیان اشکنازی هم تفاوت‌هایی را با سفاردی ها و دیگر اقوام نشان می‌دهد چنان که می‌تواند به شکل یک فرقه تعریف شود. البته این تفاوت از دید غیر اسراییلیان پوشیده نگه داشته‌ می‌شود.

اسکناس‌های جدید تعادل جنسیتی دارند و 4 چهره ادبی شامل 2 زن و 2 مرد را بر روی آن ها نقش بسته است. مشکل اینجاست همه آن‌ها اشکنازی هستند و با این کار ماجرای یک نژادپرستی درونی در اسراییل زنده شده است.

روزنامه بهار 24 اردیبهشت 1392

 

http://www.ettelaat.com/index2.asp?code=fadisplay&fname=/ettelaat/etbupload/data/2013/05/05-14/98.htm&title=%C2%ED%E4%CF%E5%20%D1%E6%C7%C8%D8%20%C8%C7%20%DA%D1%C8%D3%CA%C7%E4


 
 
یخ طالبان آب می‌شود
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٢
 

زمانی برای بیداری طالبان

 

محمد سرابی

عملیات‌های انتحاری طالبان در افغانستان با شروع فصل بهار، گرم شدن هوا و سهولت حمل و نقل بیشتر می‌شود. درست مثل خرس‌هایی که از خواب زمستانی بیدار می‌شوند و در جستجوی غذا به همه طرف سر می‌کشند. آمریکایی‌ها و دیگر نیروهای نظامی خارجی مستقر در افغانستان هم این را می‌دانند که سرما و یخبندان عامل موثری است که باعث می‌شود نیروهای جوان طالبان نتوانند از مخفیگاه‌های کوهستانی خود پایین بیایند.

امسال هم با آب شدن برف‌ها چند حمله طالبانی در نقاط مختلف افغانستان انجام شد. در شهر فراه نیروهای آماده مرگ طالبان در لباس سربازان ارتش وارد دادستانی شدند و هرکس را که دیدند به رگبار بستند. قربانیان مقامات قضایی، کارمندان دادستانی و شهروندان عادی بودند. جند نفر از طالبان که عجله داشتند منتظر واکنش نیروهای نظامی افغانستان نشدند و خودشان را منفجر کردند. بقیه سنگر گرفتند و آنقدر تیراندازی کردند تا بیشتر از 50 نفر کشته و 100 نفر زخمی باقی گذاشتند. قرارگاه نظامیان آمریکایی جای دیگری بود وحمله به غیر نظامیان هدف راحت تری به شمار میامد. در بیانیه طالبان که بعد از این حمله منتشر شد آمده که این حمله را برای انتقام‌جویی از دادستان‌ها و قاضیانی که پرونده آزادی افراد طالبان را معطل می‌کنند، انجام دادند. از وقتی زندان بگرام به دولت افغانستان تحویل داده شد طالبان انتظار آزادی افرادشان را داشتند ولی درهای زندان برای بیرون ریختن جنگجویانی که اسیر بودند، باز نشد.

از 12 سال قبل که آمریکایی ها به افغانستان حمله کردند تا به حال مشخص شد که «طالبان » از نقشه سیاسی افغانستان حذف نشدنی هستند. در پاکستان هم وضع به همین منوال است و اخیرا طالبانیسم به موضوع اختلاف دو کشور تبدیل شده است. اگرچه آمریکایی ها حداقل تا 50 سال بعد افغانستان را به حال خود رها نخواهند کرد ولی این هراس وجود دارد که بیرون رفتن سربازان آمریکایی همزمان باعث شدید شدن حملات طالبان شود.

انواع برخوردها از حمله ارتش مجهز آمریکا تا مسلح کردن گروه‌های قومی مخالف طالبان آزمایش شد ولی مشکل همچنان پابرجا است. هر روز از سیاستمداران افغانی و از جمله رییس جمهور اظهارات متناقضی شنیده می‌شود. یک روز کرزای می‌گوید که طالبان برای برآورده شدن اهداف خارجی‌ها استفاده می شوند و این موضوع سبب بدبینی مردم نسبت به آزادی آن‌ها از زندان‌های افغانستان شده است. او اضافه می‌کند که: "هرگاه که ما برای تامین حاکمیت ملی و روی پا ایستادن خود گامی بر می داریم، طالبان کاری می کنند که زمینه هرج و مرج در کشور هموار شود و جنگ جاری در افغانستان دوام یابد." بعد «معصوم ستانکزی» رئیس دبیرخانه شورای عالی صلح افغانستان می‌گوید که برای طالبان توجیه ادامه خشونت در افغانستان دشوار شده و در میان سران گروه طالبان افرادی وجود دارند که علاقمند پیوستن به روند صلح دولت هستند.

آخرین بسته پیشنهادی به طالبان شرکت در انتخابات ریاست جمهوری و افتتاح «سفارتخانه» در قطر بود. کرزای هم از این پیشنهادها حمایت می‌کرد لابد به این شرط که دست از کشتن مردم عادی بردارند. اگر طالبان انتخابات و رای و اینطور تشریفات غربی را قبول داشتند که این همه سال دست به شورش و آشوب و برقراری اجباری قوانین قبیله‌ای نمی‌زدند. نه به آن معنا که مخالف ایدئولوژیک دمکراسی باشند بلکه رای دادن و سازماندهی نظامی که با رای ساخته شده باشد در تفکر طالبان تعریف شده نیست. نظر سنجی اخیر در پاکستان هم نشان داد که دو نوع حکومت بر مبنای قدرت نظامی و قوانین شریعت در بین جوانان بیشتر از دمکراسی طرفدار دارد.

در کشورهای آفریقای مرکزی این تجربه بارها آزموده شده است که فردی از طریق کودتا یا توافق جمعی فرماندهان و صاحبان قدرت محلی حکومت را به دست می‌گیرد و اعلام انتخابات زود هنگام می‌کند. بعد از انتخابات خود این فرد یا بزرگترین گروه نظامی یا جمعیتی پشتیبان او برنده می‌شوند. بعد طرف بازنده صحت انتخابات را انکار می‌کند و درگیری شروع می شود چنان که هیچ اثری از انتخابات باقی نمی‌ماند.

اگر مردمی در دنیا وجود داشته باشند که روی تخته ایستادن و از بالای امواج سر خوردن را کاری احمقانه و بی فایده در حد آب بازی بدانند، نمی‌توان درمیان آنان مسابقات فصلی موج سواری برگزار کرد. وقتی گروهی هستند که جهان اطراف خود را به شکل قبایل قدیمی با ریاست ریش سفیدان و برتری جنگجویان می‌بینند نمی‌توان با بردن صندوق رای به میانشان انتظار داشت که یک شبه طرفدار انتخابات و رفراندوم شوند ولی برف و سرما می‌تواند میزان جنگ و کشته‌ها را تغییر دهد.

baharnewspaper.com/Pdf/92-01-21/6.pdf

روزنامه بهار 21 فروردین 1392

محمد سرابی

Mohammad sarabi  (right)  with  Aydin Aghdashloo in his gallery - 2012

Mohammad sarabi  (right)  with  Houshang Moradi Kermani the writer - 2013

still loving you - mohammad sarabi - هنوز دوستت دارم - محمد سرابی


 
 
شمشیر سامورایی - ارتش ژاپن
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩۱
 

 

 

شمشیر سامورایی

محمد سرابی

 

مناقشات مرزی بر سر چند صخره میان اقیانوس باعث شده که دوباره نام ارتش «سامورایی‌ها» شنیده شود. بقایای نیرویی نظامی که زمانی تمام شرق آسیا، شمال اقیانوسیه  و اقیانوس آرام از دستش آسایش نداشتند. حالا پرواز یک دقیقه‌ای جنگنده‌های روسیه برفراز جزیره هوکایدو خصومت گذشته بین روسیه و ژاپن را یاداوری کرده است.

ملت‌های شرق آسیا در نیمه قرن بیستم ژاپن را «امپریالیست» می دانستند زیرا به سرعت و با استفاده از توانایی نظامی در حال تصرف سرزمین‌های اطرافش بود. در اواخر قرن 19 ژاپن برای کنترل شبه جزیره کره به چین حمله کرد و پیروز شد. در 1904 نظامیان امپراطور میجی به نیرو‌های تزار نیکلای دوم مستقر در آسیای شرقی حمله کرده و به راحتی پورت آرتور، موکدن و تسوشیما را تصرف کردند. با شروع جنگ جهانی دوم، ژاپن ابتدا به چین و بعد با 360 هواپیما به نیروهای آمریکایی در «پرل هاربر» حمله کرد و بدون هیچ واهمه‌ای با ابرقدرت‌های زمان خود وارد نبرد شد. درگیری ژاپن با کشور‌های اطرافش همه جانبه بود. حمله مستقیم نظامی از هوا و دریا، پیاده کردن نیرو و تصرف قسمتی از خاک، جدا کردن بخشی از کشور و ایجاد حکومت دست نشانده، فشار اقتصادی، محاصره دریایی و البته جنایات جنگی. این کشور قصد داشت مستعمراتی که اروپاییان در قرن‌های گذشته به دست آورده بودند و به نام کلیسا و پادشاهانشان در آن پرچم به زمین کوبیده بودند صاحب شود. تایلند، سنگاپور، اندونزى، فیلیپین، برمه و جزایر شمال استرالیا تصرف شده یا تحت کنترل قرار گرفت. سرانجام این بازی خطرناک انفجار دو بمب هسته‌ای بود.

زمانی که امپراتور برای بار اول و آخر در رادیو صحبت کرد و تسلیم را پذیرفت کشاورزی، منابع تولید و صنایع نابود شده بود. بنابراین ژاپن برنامه ‌آینده‌اش را عوض کرد. ارتش کوچک شد و کارایی خود را از دست داد. طی قرارداد سان فرانسیسکو، ارتش آمریکا در جزایر ژاپن مستقر شد و به شکلی غیر رسمی دفاع از این کشور را برعهده گرفتند. آمریکا می‌خواست در ساحل شرقی آسیا پایگاهی برای محاصره شوروی و چین داشته باشد و ژاپن هوشمندانه از این فرصت استفاده کرد و بودجه و نیرو‌های نظامی را به بخش اقتصادی انتقال داد. (خرابکاری‌ها و هوسبازی‌های سربازان آمریکایی و اعتراضات مردمی برای ترک این پایگاه‌ها هیچ گاه باعث تغییر سیاست دولت نشد) توانایی جنگی به سمت صنایع مختلف مانند محصولات الکترونیکی و فناوری کاربردی سوق داده شد. آیین زندگی شرافتمندانه «بوشیدو» از مدیریت مدرن و نظم اجتماعی سردرآورد و لیبرال دمکرات‌ها برای همیشه سیاست کشور را در دست گرفتند. ژاپن از معدود کشورهایی بود که با طاعون کمونیسم بیمار نشد.

با وجود گذشت سال‌های طولانی، میراث دوران امپریالیسم هنوز از خاطر  نرفته است. این کشور اگر چه نیروی نظامی کافی ندارد ولی در مقابل تهدیدات کشورهای اطراف واکنش نشان می‌دهد. ژاپن و روسیه پس از جنگ جهانی دوم روابط دوستانه‌ای داشته‌اند، اما پیمان صلحی امضا نکرده‌اند. ارتش شوروی سابق در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم جزایر «کوریل» را اشغال کرد. ژاپن این جزایر را قلمرو شمالی می‌نامد. در سال‌های گذشته هم دیمتری مدودوف به جزایر کوریل رفته بود که هر بار اعتراض سیاسی و دیپلماتیک را به همراه داشت. در جنوب هم همین اختلاف دیده می‌شود. جزایری را که در ژاپن «سنکاکو» و در چین «دیااویو» خوانده می شوند مورد ادعای ژاپن، چین و تایوان هستند. اواخر سال قبل میلادی یک هواپیمای چینی بر روی این جزایر پرواز کرد و بلافاصله هواپیما‌های طرف دیگر این کار را تکرار کردند تا آسمان از غرش جنگنده‌ها خالی نماند. یک سال قبل ژاپن تعدادی از جزایر را از مالکان خصوصی آن‌ها خریده است و چین ادعای حاکمیت تاریخی بر آن‌ها دارد. یک ماه قبل سفیر چین در توکیو در این کشور را به دلیل حضور ناوهای تجسسی چینی در جزایر مورد مناقشه دو کشور در دریای شرقی چین، احضار شده بود.

جزایر کوچک و پرشمار این منطقه که اغلب کسی در آن‌ها ساکن نیست، دائما مورد ادعای کشور‌های اطراف - حتی ویتنام، فیلیپین، مالزی و برونئی هستند - ولی این دولت‌ها از حمله و تصرف آن‌ها پرهیز می‌کنند و آمریکا هم مراقب حفظ انحصار نظامی خود در غرب اقیانوس آرام است.

یک منبع دردسر دیگر هم در شرق آسیا وجود دارد که گه‌گاه اعلام وجود می‌کند. آزمایش‌های موشکی کشوری فقیر و عقب مانده‌ باعث نگرانی اطرافیانش مخصوصا همسایه همنام جنوبیش می‌شود و راهی هم برای ساکت کردن آن وجود ندارد. یک ماه قبل اعلام شد که ژاپن قصد دارد بودجه نظامی را برای تامین جت‌های جنگنده و سیستم‌های رهگیر موشکی افزایش دهد، کاری که نزدیک به ده سال انجام نشده بود.

نیروهای نظامی ژاپن - به دلیل محدودیت‌های قانون اساسی - اجازه شرکت در عملیات نظامی برون مرزی را ندارند ولی به تدریج در ماموریت‌های خارج از کشور، حتی در عراق شرکت می‌کنند. این کشور در حال حاضر همکاری‌های نزدیکی با آمریکا بر سر سامانه دفاع ضد موشکی دارد. سامورایی شمشیرش را تمیز کرده و کنار اتاق روی پایه‌ای گذاشته است اما گاهی به آن نگاه می‌کند و تیغه براقش را به یاد می‌آورد. در آیین سامورایی ها باید احساسات را مهار کرد.

 

22 بهمن 91 روزنامه بهار


 
 
شبیه زن‌های کشاورز - یولیا تیموشنکو
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٠
 

شبیه زن‌های کشاورز

زنان > جهان- محمد سرابی:
خانم مو گندمی هر روز دچار مشکلات بیشتری می‌شود. یولیا تیموشنکو در اوکراین به خاطر مواضع سیاسی و درگیری به خاطر قدرت شناخته می‌شود

ولی مردم بقیه دنیا او را با یک ویژگی دیگر هم می‌شناسند که زیاد ربطی به سیاست ندارد: شکل مو‌هایش که مانند روستاییان اوکراین است.

کشور اوکراین درست بالای دریای سیاه قرار دارد و از یک طرف به اروپا و از طرف دیگر به روسیه می‌رسد. به همین دلیل موقعیت جغرافیایی آن اهمیت زیادی دارد. این کشور تاریخی طولانی از پادشاهان محلی و سلطه امپراتوری‌های خارجی دارد، ولی مردم اوکراین زبان و فرهنگ مخصوص خودشان را دارند و همیشه سعی می‌کردند مستقل باشند.

امپراتوری روسیه در اوکراین نفوذ زیادی داشت اما باز هم مقداری از استقلال آن حفظ می‌شد، تا وقتی که دولت کمونیستی شوروی در سال ۱۹۱۷ به‌وجود آمد و اوکراین تبدیل به یکی از استان‌های این کشور شد. کشاورزی و تولید گندم در این کشور زیاد بود. امکانات نظامی زیادی مانند سلاح‌های هسته‌ای در اوکراین به‌وجود آمد و سطح تحصیلات و رفاه مردم این منطقه هم به نسبت اطراف بالا‌تر رفت.

سال ۱۹۹۲ شوروی سقوط کرد و اوکراین مستقل شد،‌ ولی کشور از نظر سیاسی پیشرفت زیادی نکرد و باز هم به طور غیر مستقیم وابسته به روسیه بود. در سال ۲۰۰۴ ویکتور یوشنکو پس از درگیری‌های بسیار زیاد انتخاباتی، بر ویکتور یانکوویچ پیروز شد و به ریاست جمهوری رسید. او طرفدار امریکا و یانکوویچ طرفدار روسیه بود. یولیا تیموشنکو به یوشنکو کمک کرد تا دولت جدید را تشکیل دهد و خودش هم نخست وزیر شد، ولی جنگ قدرت بین آنها ادامه پیدا کرد و کار به مسموم کردن همدیگر و درگیری‌های طرفدارانشان هم رسید.

الان تیموشنکو به جرم تخلف اقتصادی در یک قرارداد صادرات گاز به زندان محکوم شد. چند وقت قبل ناگهان گفتند که او ۱۵ سال قبل در قتل یک نماینده مجلس نقش داشته است. تیموشنکو که همراه دخترش در جلسات دادگاه شرکت کرده است، می‌گوید که هیچ‌کدام از این اتهامات را قبول ندارد.

http://www.hamshahrionline.ir/details/151550

روزنامه همشهری 26 آبان 1390 ضمیمه دوچرخه


 
 
کجا درس بخوانیم؟ - افغانستان
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٠
 

کجا درس بخوانیم؟

 محمد سرابی: با شروع سال تحصیلی مشکلات دانش‌آموزانی که به علت جنگ از کشور خود مهاجرت کرده‌اند بیشتر می‌شود.

در خاورمیانه بیشتر این دانش‌آموزان افغانی هستند و در کشورهای اطراف مانند ایران و پاکستان درس می‌خوانند. بنا به بعضی آمار‌ها تعداد این دانش‌آموزان بیشتر از ۱۵۰ هزار نفر است و در حدود ۳۰۰ مدرسه درس می‌خوانند.

افغانستان قبل از حمله امریکا و تشکیل دولت حامد کرزای تحت حکومت طالبان بود. قبل از آن اعضای مجاهدان که با ارتش شوروی جنگیده بودند قدرت را در مناطق مختلف در دست داشتند. خیلی قبل از آن حکومت افغانستان پادشاهی و بیشتر سواد آموزی‌ها به صورت سنتی بود. در تمام این مدت مدارس جدید نتوانستند همه جمعیت را با سواد کنند و باز هم عده زیادی بی‌سواد باقی ماندند. جنگ‌های پشت سر هم باعث آوارگی طولانی اهالی این کشور و توقف آموزش رسمی شد.

درس خواندن همیشه برای مهاجران اهمیت دارد، زیرا با این کار ممکن است وضعیت فرزندان آنها در کشور مقصد بهتر شود. در کشورهای توسعه یافته معمولاً بچه‌های مهاجران در کنار دیگر دانش‌آموزان درس می‌خوانند تا با فرهنگ آن کشور ارتباط بیشتری پیدا کنند و با این روش جذب آن جامعه شوند. البته مدارس خاص برای هر گروه مهاجر هم وجود دارد. بستگی دارد که مهاجران بخواهند مستقل بمانند یا به صورت اهالی‌‌ همان کشور دربیایند. در خاورمیانه امکانات آموزشی محدود است و بیشتر کشور‌ها تنها می‌توانند به دانش‌آموزان خودشان خدمات آموزشی بدهند.

 در قوانین ایران آموزش و پرورش برای دانش‌آموزان ایرانی طراحی شده است و در پاکستان مدارسی مخصوص مهاجران افغان کار درس دادن به نوجوانان افغانی را انجام می‌دهند. این مدارس از طرف مؤسسه‌های خیریه یا سازمان‌های مردم نهاد اداره می‌شوند و اگر هزینه‌ها بالا‌تر برود ممکن است تعطیل شوند. مخارج زیاد آنها باعث شده بسیاری از این دانش‌آموزان امکان تحصیل نداشته باشند. در کنار این ممکن است دیپلم‌های پاکستانی مهاجران افغانی در کشور افغانستان اعتبار کافی نداشته باشد. نگرانی دیگر این است که نوجوانان با دور شدن از مدارس رسمی جذب آموزش‌های سنتی شوند و به گروه‌های تروریستی بپیوندند.

روزنامه همشهری 14 شهریور 1390 ضمیمه دوچرخه

http://hamshahrionline.ir/details/148495


 
 
ترس‌آفرین - ترور
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٠
 

ترس‌آفرین

 محمد سرابی:
بعد از ظهر بود که انفجار شدیدی ساختمان نخست‌وزیری را لرزاند. بر اثر سوختگی شناسایی اجساد ممکن نبود

ولی همه می‌دانستند که رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر شهید شده‌اند. دولت نوپای ایران در این روز دو تن از مهم‌ترین اعضایش را ازدست داد و به همین دلیل روز هشتم شهریور روز ملی مبارزه با تروریسم نام گرفت.

ترور یعنی ترس و تروریسم نوعی از خشونت عمدی است که در بین مردم عادی، وحشت ایجاد می‌کند. تروریست‌ها گاهی شخصیت‌های سر‌شناس را از بین می‌برند و بعضی وقت‌ها هم به شهروندان و مکان‌های عمومی حمله می‌کنند. هدف آنها می‌تواند سیاسی یا عقیدتی باشد و با روش‌های مختلف انجام شود. ایجاد انفجار یکی از روش‌های رایج در بین گروه‌های تروریستی است، زیرا نیاز به مهارت نظامی خاصی ندارد و می‌توان اعضای رده‌پایین و کم سن و سال را برای این کار فرستاد.

بعضی اوقات هم از تیراندازی استفاده می‌شود. بعد از یازدهم سپتامبر و حمله امریکا به عراق و افغانستان تروریسم شدت بیشتری گرفت و الان دامنه آن از این دو کشور به اروپا و قاره‌های دیگر هم کشیده شده است. ترور در تمام کشور‌های جهان جرم محسوب می‌شود؛ ولی بعضی از دولت‌ها مخالفان خود را توسط مأموران اطلاعاتی و امنیتی یا مزدوران آنها از بین می‌برند. این عمل که «تروریسم دولتی» نام دارد، همیشه از طرف آن دولت‌ها تکذیب می‌شود. دولت صهیونیستی با این روش شخصیت‌های فلسطینی را در کشور‌های دیگر می‌کشد. ترور شهید عماد مغنیه از فرماندهان برجسته حزب الله لبنان در دمشق و یکی از فرماندهان سازمان حماس در دوبی، در یکی دو سال گذشته از این نوع بود.

کسی که در ساختمان نخست‌وزیری در ایران بمب گذاشت قبلاً به عنوان یکی از اشخاص شناخته‌شده و مورد اعتماد به آن‌جا نفوذ کرده بود. او بمب را در یک کیف دستی و نزدیک شهیدان رجایی و باهنر قرار داد، از اتاق بیرون آمد و به سرعت از کشور خارج شد. بعداً در خانه او انبار اسلحه بزرگی کشف شد و مشخص شد که از مدت‌ها قبل برای این عملیات برنامه‌ریزی کرده است. کشور ایران یکی از قربانیان تروریسم است و تابستان سال ۱۳۶۰ یکی از دوره‌های تاریخی است که بیشترین ترور‌ها در آن صورت گرفت.

روزنامه همشهری  3 شهریور 1390 ضمیمه دوچرخه


 
 
شنا کن، فرار کن - آندرس برینگ برویک
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٠
 

شنا کن، فرار کن

 محمد سرابی:
جست‌وجو برای پیدا کردن اجساد قربانیان نوجوانی که در تیراندازی نروژ کشته شدند هنوز ادامه دارد و تعداد آنها دائماً تغییر می‌کند

در این کشتار نزدیک به ۹۰ نفر جانشان را از دست دادند و تعداد زیادی هم زخمی شدند. کسی که حمله کرد بر خلاف تصور، یک جوان موطلایی مسیحی بود.

مهاجرت همیشه وجود داشته است ولی در قرن بیستم شدت گرفت و بعد از جنگ جهانی دوم به صورت یک پدیده مهم در آمد. مهاجرت از کشور‌های عقب‌مانده به کشورهای پیشرفته انجام می‌شود و مهاجران به دنبال زندگی بهتر، محل تولد خود را ترک می‌کنند. ولی در کشور‌های پیشرفته بعضی‌ها مخالف ورود این افراد هستند. اگر مهاجران کاملاً به شکل مردم کشورهای مقصد در بیایند و مثل آنها زندگی کنند، معمولاً مشکلی ایجاد نمی‌شود، مانند کسانی که از اروپای شرقی به امریکا رفتند؛ ولی زمانی که مهاجران می‌خواهند سنت‌ها و عادت‌های خودشان را حفظ کنند، باید با فرهنگ کشور مقصد مقابله کنند و از این‌جا تضاد شروع می‌شود. بعد از زیاد شدن مهاجرت به اروپا گروه‌ها و افرادی که نگران از بین رفتن فرهنگ اروپایی بودند شروع به اعتراض و حمله به مهاجران کردند، ولی تعداد آنها زیاد نبود و قدرتی هم نداشتند؛ برای همین سیل مهاجرت قانونی و غیر قانونی ادامه پیدا کرد. بیشتر سیاست‌مداران هم مخالف مهاجرت نیستند؛ از جمله حزب‌های کارگر.

آندرس برینگ برویک که فکر می‌کرد حزب کارگر نروژ باعث مهاجرت زیاد مسلمانان به این کشور شده است، در دفتر نخست‌وزیر در پایتخت بمب‌گذاری کرد و بعد با پوشیدن لباس پلیس به محل اردوی جوانان عضو این حزب در یک جزیره رفت. او همه را در یک نقطه جمع کرد و بعد با یک ساعت تیراندازی، حدود ۷۰ نفر را کشت. بیشتر نوجوانان که بین ۱۴ تا ۱۸ سال داشتند، سعی کردند با شنا کردن از جزیره فرار کنند، ولی مهاجم به آنها هم شلیک کرد. هم‌زمان بمبی که در اسلو، پایتخت نروژ کار گذاشته بود هم منفجر شد و با خراب کردن ساختمان چند نفر را کشت. بالگرد پلیس دیر به جزیره رسید و این کشتار تبدیل به بد‌ترین حادثه بعد از جنگ جهانی در نروژ شد. پدر آندرس که در فرانسه زندگی می‌کند، گفته است فرزندش در نوجوانی فردی معمولی بود. او ممکن است به ۲۱ یا حداکثر (برای جنایت علیه بشریت) به ۳۰ سال زندان محکوم شود.

می‌توانید سؤال‌هایتان را برای دوچرخه بفرستید تا با اسم خودتان به آن پاسخ داده شود.لطفاً در محل موضوع بنویسید:« jaha ».

http://hamshahrionline.ir/details/142782

روزنامه همشهری 20 مرداد 1390 ضمیمه دوچرخه


 
 
از اوج آسمان‌ها - شاتل و سایوز
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٤ امرداد ۱۳٩٠
 

از اوج آسمان‌ها

محمد سرابی:
با فرود آخرین شاتل فضایی امریکا، عمر این وسیله به پایان رسید. شاتل‌ها بخشی از تاریخ رقابت‌های فضایی بین دو غول بزرگ جهان فضانوردی، یعنی امریکا و شوروی بودند. جالب این که شاتل بازنشسته شده است، ولی جایگزین قطعی برای آن وجود ندارد

تلاش برای ساخت موشک به جنگ جهانی دوم و کشور آلمان نازی برمی‌گردد. متخصصان این کشور سعی می‌کردند به جای توپ‌های دور برد، از موشک استفاده کنند؛ ولی قبل از این‌که اولین نمونه موفق موشک را بسازند، آلمان شکست خورد و دولت‌هایی که این کشور را فتح کردند نتیجه تحقیقات و همین‌طور دانشمندان را به سرقت بردند. بعد از پایان جنگ رقابت بین شوروی و امریکا شروع شد و هردو به سرعت شروع به ساخت موشک کردند. این آزمایش‌ها، هم برای درست‌کردن موشک‌های جنگی وحمله به یکدیگر بود وهم برای ساخت موشک‌هایی که از جو زمین خارج شود.

شوروی در سال ۱۹۵۷ (۱۳۳۶) توانست اولین ماهواره را به فضا پرتاب کند و بعد از آن رقابت‌ها سرعت گرفت. موفقیت در فضانوردی برای مردم امریکا و شوروی و طرفدارانشان به صورت یک غرور بزرگ درآمده بود. به تدریج هر طرف وسایل فضانوردی مخصوص به خودش را تولید کرد. سفینه‌های شوروی با موشک‌های سایوز پرتاب می‌شد و در هنگام فرود با استفاده ازچتر نجات در اقیانوس یا روی خاک می‌افتاد.

سفینه‌های امریکا که دو بال شبیه هواپیما داشت، روی باند فرودگاه می‌نشست. این سفینه‌ها شاتل نام داشتند و پرواز با آنها خیلی گران‌تر تمام می‌شد. سازمان فضایی امریکا (ناسا) در طول ۳۰ سال اجرای این برنامه، پنج شاتل فضایی را به نام‌های آتلانتیس، چلنجر، کلمبیا، دیسکاوری و اندور به فضا پرتاب کرد. شاتل آتلانتیس در مقابل چشم تماشاگران زیادی به زمین نشست و تازمانی که وسیله دیگری به کار گرفته شود، امریکا از امکانات فضایی روسیه استفاده خواهد کرد؛ کشوری که زمانی رقیبش بود.

http://hamshahrionline.ir/details/142252

روزنامه همشهری 14 مرداد 1390 ضمیمه دوچرخه


 
 
کمربند انفجاری چیست؟
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ امرداد ۱۳٩٠
 

 کمربند انفجاری چیست؟

محمد سرابی: کمربند انفجاری نوعی اسلحه است که مشابه بمب عمل می‌کند. این وسیله از مقداری مواد منفجره به همراه یک چاشنی و ضامن تشکیل شده است. این وسیله با کشیدن ضامن منفجر می‌شود و می‌تواند تا شعاع بزرگی هر کسی را که در اطرافش باشد بکشد.

مواد منفجره و بمب‌ها به چند شکل ساخته می‌شوند که بیشتر به نوع انفجار آنها بستگی دارد. چاشنی گروهی از آنها با امواج رادیویی فعال می‌شود. برای همین برای حفاظت از بعضی سیاست‌مدار‌ها دستگاه‌های ایجاد پارازیت ساخته شده است که هر نوع امواج الکترونیکی را تا مسافت مشخصی از بین می‌برد. بعضی از مواد منفجره با زمان شمار کار می‌کنند و باید از قبل جاسازی شوند. دستگاه‌هایی هم برای پیدا کردن آنها ساخته شده‌اند و می‌توانند فعالیت یک زمان شمار (timer) را تشخیص دهند. برای همین قبل از جلسات مهم سیاسی یا نظامی محل جلسه را بازرسی می‌کنند.

ماده منفجره اصلی، یعنی ماده‌ای که می‌تواند با یک جرقه فضای زیادی را پر از حرارت و فشار کند معمولاً به صورت خمیر است. درست شبیه خمیر‌هایی که بچه‌ها با آن بازی می‌کنند، ولی بوی خاصی دارد. بعضی از نیروهای پلیس از سگ‌های آموزش دیده برای پیدا کردن مواد منفجره استفاده می‌کنند. مواد منفجره پودری یا به شکل ژله‌ای هم وجود دارند.

http://hamshahrionline.ir/details/143460

روزنامه همشهری 28 مرداد 1390 ضمیمه دوچرخه


 
 
ماری، دختر مزرعه‌دار - ماریجوانا
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ امرداد ۱۳٩٠
 

ماری، دختر مزرعه‌دار

کودک و نوجوان > جهان- محمد سرابی:
ماریجوانا که شبیه اسم‌های دخترانه اسپانیایی است، به گیاهی گفته می‌شود که در خیلی از قسمت‌های جهان به عنوان یک ماده مخدر مصرف می‌شود و برگ‌های یک بوته است که در مزرعه‌های غیر قانونی کاشته می‌شود.

مزرعه‌های غیر قانونی کاشت مواد مخدر مساحت کمی دارند، ولی این بار مزرعه‌ای در مکزیک پیدا شده است که ۱۲۰ هکتار مساحت دارد؛ درست مانند یک کشتزار بزرگ گندم.

به خاطر شرایط آب و هوا و همین‌طور ضعف سیاسی و اجتماعی، کشور‌های امریکای جنوبی محل تولید مواد مخدر در قاره امریکاست. گیاهانی که از آنها مواد مخدر تولید می‌شود توسط کشاورزان فقیر کاشته می‌شوند مواد اولیه مثل شیره این گیاهان در کارگاه‌هایی که به باند‌های تجارت مواد تعلق دارد فرآوری و بسته‌بندی می‌شود.

 کشاورزان محصولات خود را به قیمت پایینی می‌فروشند، ولی بعد از فرآوری قیمت محصول چند برابر بیشتر و حجم آن چند برابر کمتر می‌شود. این مواد به سوی شمال قاره و کشور امریکا حمل می‌شود. در این کشور مصرف‌کنندگانی هستند که حاضرند پول زیادی به خاطر آن بدهند. حمل ونقل مواد مخدر تا مرز مکزیک و امریکا زیاد مشکل نیست، ولی چون پلیس امریکا سخت‌گیر‌تر است و امکان دارد محموله‌ها را پیدا کند، در این مسیر بعضی از نیروهای امنیتی یا مقام‌های قضایی تحت کنترل یا حتی شریک قاچاقچیان هستند و بدون همکاری آنها امکان ندارد این همه مواد مخدر جابه‌جا شود.

فیلیپه کالدرون، رئیس‌جمهوری مکزیک، از سال ۲۰۰۶ با کمک ارتش به جنگ قاچاق مواد مخدر و خشونت‌های مربوط به آن رفت؛ زیرا گفته می‌شود پلیس با قاچاقچیان همدست است. یک سال بعد مزرعه‌ای ۶۴ هکتاری در ایالت سینالوآ کشف شد؛ ولی وسعت مزرعه ۱۲۰ هکتاری تازه کشف‌شده، تا حالا بی‌سابقه بوده است. یکی از فرماندهان ارتش مکزیک گفت دست‌کم برای نابودی کامل این کشتزار هشت روز زمان لازم است. در تصاویر هوایی، این مزرعه به صورت لکه‌ای بزرگ دیده می‌شود و باعث تعجب است که کشت و کار به این سادگی در آن انجام می‌شده است.

http://hamshahrionline.ir/details/141716

روزنامه همشهری 6 مرداد 1390 ضمیمه دوچرخه


 
 
خیار قاتل نیست - کشاورزی اروپا
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ تیر ۱۳٩٠
 

خیار قاتل نیست

سلامت > بیماری- محمد سرابی:
وزیران کشاورزی کشورهای اروپایی این روزها با مسئله مهمی روبه‌رو شده‌اند: یک بیماری ساده و قابل درمان در آلمان گسترش پیدا کرده و قربانی‌هایی گرفته است.

مرکز اروپایی جلوگیری و کنترل بیماری‌ها که در سوئد مستقر است، این مورد از بروز «سندرم همولیتیک اورمیک» را خطرناک‌‌ترین مورد در جهان گزارش کرده است.

باکتری ای‌کولای در زمان‌های دور بر اثر اسهال تلفات زیادی می‌گرفت. بعد از گسترش بهداشت بیماری مهار شد؛ برای همین وقتی این باکتری چند نفر از آلمانی‌ها را بیمار کرد، به نظر می‌آمد یک آلودگی ساده محلی است؛ اما ناگهان تعداد بیماران و کسانی که به خاطر آن از دنیا رفتند، زیاد شد.

روابط تجاری کشورهای اتحادیه اروپا با هم آن‌قدر زیاد است که همه از یک واحد پولی استفاده می‌کنند. آلمان اول اعلام کرد آلودگی از خیارهای تولید اسپانیا شروع شده ولی اسپانیا این ادعا را رد کرد. حدود 10 نفر بر اثر خوردن خیارهای آلوده دچار ازکار افتادگی کلیه و اختلال در دستگاه مرکزی اعصاب شده بودند و احتمال داشت خیارها به کشورهای روسیه، جمهوری چک، اتریش و مجارستان هم وارد شده باشند. چندین مورد از ابتلا به این بیماری در سوئد، دانمارک، هلند و بریتانیا گزارش شد که مربوط به سفر به آلمان بود.

مسئولان بهداشتی آلمان نسبت به مصرف خیار، گوجه‌فرنگی و کاهو هشدار دادند، ولی دولت اسپانیا باز هم معتقد بود خیارهای صادراتی این کشور آلوده نبوده است. بعداً مشخص شد که بیشتر مبتلایان آلمانی به شمال این کشور سفر کرده بودند و آلودگی در نقاط خاصی مانند شهر هامبورگ بیشتر است. بالاخره مزرعه‌ای پیدا شد که جوانه حبوبات را تولید می‌کرد و اغلب بیماران جوانه‌های آن را برای مصارفی مانند سالاد خورده بودند، ولی آزمایش‌ها نشان می‌داد مزرعه آلوده نیست. تا آن موقع حدود سه‌هزار نفر در آلمان، به ای‌کولای آلوده شد‌ند.

شایعه آلوده بودن مواد غذایی برای اقتصاد کشورها ضرر دارد و ممکن است تامدت‌ها باعث فروش نرفتن مواد غذایی شود. در کشورهای توسعه‌یافته غربی هر خبری درباره سلامتی مواد غذایی می‌تواند باعث ترس زیادی شود. وزیر کشاورزی اسپانیا گفته است که وجهه اسپانیا خدشه‌دار شده و تولیدکنندگان اسپانیایی ضرر دیده‌اند؛ بنابراین علیه کشورهایی که محصولات اسپانیا را بدنام کرده‌اند، شکایت خواهد کرد.

http://hamshahrionline.ir/details/138977

روزنامه همشهری 8 تیر 1390 ضمیمه دوچرخه


 
 
دیوار و موش‌هایش - نیوز کورپریشن
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٠
 

دیوار و موش‌هایش

کودک و نوجوان > رسانه- محمد سرابی:
شاید تلفن چند هزار نفر شنود شده باشد ولی مسئول این کار بالأخره مجبور شد از خانواده یکی از آنها شخصاً عذر خواهی کند.

دختر نوجوانی به نام میلی داولر که در سال 2002 در راه مدرسه دزدیده و به قتل رسیده بود.

موضوع‌هایی مانند حوادث جنایی یا مسائل خصوصی آدم‌های مشهور (ورزشکاران،بازیگران و خواننده‌ها،سیاستمداران و...) همیشه مورد توجه مردم و خوانندگان روزنامه‌ها و مجلات قرار می‌گیرد. اما اگر کسی بخواهد برخلاف میل آنها و با روش‌هایی مانند جاسوسی از اتفاقات خصوصی زندگی‌شان باخبر شود مرتکب جرم شده است.این دفعه این جرم را نه یک فرد ساده بلکه یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌های خبری جهان انجام داده است.

شرکت روبرت مرداک، صاحب زیر مجموعه‌هایی در سه قاره جهان است. این شرکت در کشورهای امریکا، آلمان، ایتالیا، بریتانیا، هند، نیوزیلند و استرالیا در قالب شبکه‌های تلویزیونی و نشریه مشغول فعالیت است.

این شرکت رسانه‌ای که نامش نیوز کورپریشن (News Corporation) است در امریکا شبکه‌های تلویزیونی فاکس نیوز و نشریه وال استریت ژورنال را دارد. فاکس نیوز یکی از شبکه‌های تلویزیونی بود که در جریان حمله امریکا به عراق کاملاً از کارهای دولت جرج بوش طرفداری کرد و تلاش می‌کرد اشتباهات آن را توجیه کند، آن‌قدر که در بین آمریکایی‌ها هم مورد اعتراض قرار گرفت.

حالا مشخص شده است که نیوز کورپریشن در مدت چند سال به‌صورت غیر‌قانونی صحبت‌های تلفنی تعداد زیادی از افراد سرشناس یا کسانی را که درگیر حوادث معروف شده بودند، شنود می‌کرده است. یکی از آنها نخست‌وزیر قبلی انگلیس است که ماجرای بیماری فرزندش را پنهان کرده بود، ولی با این شنودها مشخص شد که فرزندش به بیماری خطرناکی مبتلا شده و ممکن است تا بیست سالگی زنده نماند. از این‌جا به بعد کار مرداک در انگلیس مشکل شد و از او و پسرش با وجود این‌که انگلیسی نیستند خواستند که در مجلس انگلیس به سؤال‌ها جواب دهند. بعد از این‌که تعدای از مدیران این شرکت استعفا دادند «ربکا بروکس»، مدیرعامل این شرکت هم از سمت خود کناره‌گیری کرد.

او در زمانی که میلی داولر ۱۳ ساله به قتل رسید. سردبیر مجله «نیوز آو د ورلد» بود، نشریه‌ای که متهم اصلی انتشار خبرهای شنود شده است. این مجله هم بعد از 168 سال تعطیل شد. بالأخره روبرت مرداک در ملاقات با اعضای خانواده میلی داولر از آنها به دلیل شنود غیرقانونی پیام‌های مربوط به دختر مقتولشان عذرخواهی کرد، ولی کار به این سادگی تمام نشده و در امریکا هم عده زیادی به دنبال بازخواست از او هستند.

نوجوانان علاقه‌مند به دانش و مسائل سیاسی جهان می‌توانند سؤال‌های خود را برای دوچرخه بفرستند تا سؤالشان با اسم خودشان منتشر شود و به آنها جواب بدهیم. لطفاً در بخش موضوع بنویسید: jahan

http://hamshahrionline.ir/details/141054

روزنامه همشهری 30 تیر 1390ضمیمه دوچرخه


 
 
بازی تمام نشده است - بن لادن
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

بازی تمام نشده است

جهان > آمریکای‌شمالی- محمد سرابی:
رئیس جمهور امریکا گفت اگر باز هم افرادی مثل بن لادن را پیدا کنند، دستور کشتن آنها را می‌دهد.

دستورحمله و کشتن بن لادن مستقیماً از کاخ سفید صادر شده بود و اوباما ومعاونانش به مدت 40 دقیقه با ارتباط صوتی و تصویری این عملیات را دنبال می‌کردند.درست مانند کسانی که مشغول انجام یک بازی ویدئویی جنگی هستند.بعد از بازی برنده‌ها جشن می‌گیرند و احساس پیروزی می‌کنند. اما کشتن بن لادن چندفرق مهم با بازی‌های ویدئویی داشت.

بهانه دولت امریکا برای لشگرکشی به خاورمیانه فعالیت القاعده و بن لادن بود که 10 سال طول کشید. القاعده از دسته‌ها وگروه‌های زیادی تشکیل شده است که یا در این سازمان عضوند یا این‌که به آن وابستگی دارند.این گروه‌ها در کشورهایی مانند یمن، عربستان و سومالی پراکنده‌اند و از تمام منطقه خاورمیانه نیرو جذب می‌کنند.

نیروهای جذب شده معمولاً پسر های جوان یا نوجوانی هستند که برای انجام عملیات‌های انتحاری تربیت می‌شوند و در مدارس مخصوص یا اردوگاه‌هایی در افغانستان،پاکستان یا عراق آموزش می بینند.درست است که بن لادن فرمانده بزرگ این گروه‌ها بود و همه او را قبول داشتند، ولی با کشته شدنش هرکدام از این گروه‌ها به فعالیت خود ادامه می دهند و جانشین‌های بن‌لادن سرپرستی عملیات‌ها را به عهده می‌گیرند.

این سازماندهی طوری انجام شده است که نمی‌شود با کشتن فرمانده یک گروه آن را از بین برد و هر دسته برای خودش برنامه کاری دارد.همین الان امریکایی‌ها به دنبال پیدا کردن جانشین‌های بن لادن هستند که در کشورهای خودشان طرفدارها و حامیانی دارند.شاید به همین دلیل امریکایی‌ها بدون این‌که به پاکستانی‌ها خبر بدهند به خانه بن لادن حمله کردند.

بازی ویدئویی با پیداکردن و کشتن دشمن اصلی تمام می‌شود، ولی بازی‌ای که اوباما انجام داد تمام نشده است.مخصوصاً که او می‌خواهد در سال بعد دوباره رئیس جمهور شود.

http://hamshahrionline.ir/details/136703

روزنامه همشهری 12 خرداد 1390 ضمیمه دوچرخه


 
 
آمریکا توضیح بدهد! - بن لادن
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٠
 
عمر بن لادن:

آمریکا توضیح بدهد!

کودک و نوجوان > جهان- محمد سرابی:
اسامه بن‌لادن کشته شده ولی هنوز مشخص نشده است که دقیقاً چند فرزند دارد و کدام‌یک از بچه‌هایش ممکن است به او شبیه‌تر باشند.

اسامه بن‌لادن اهل عربستان و از خانواده‌های بسیار ثروتمند آن بود که به همراه خانواده‌اش به اروپا و کشورهای دیگر سفر می‌کرد، ولی در اصل ساکن عربستان بود. اسامه از جوانی مشغول عملیات جنگی شد و ابتدا گروهی را علیه شوروی که به افغانستان حمله کرده بود، جمع کرد و از امریکایی‌ها برای این کار کمک گرفت. بعد از فروپاشی شوروی، بن‌لادن با امریکایی‌ها دشمن شد و با ایجاد گروه القاعده شروع به جنگیدن با آنها کرد. اوج این جنگ حمله به ساختمان‌های تجارت جهانی در 10 سال قبل بود که بهانه حمله امریکا به افغانستان و بعد عراق شد.

بن‌لادن که سال‌ها در نقاط مختلف مشغول تدارک عملیات تروریستی بود، در این 10 سال تحت تعقیب امریکا قرار داشت و به علت زندگی مخفیانه، مشخص نبود که چند بار ازدواج کرده و چند فرزند دارد. تعدادی از فرزندان او شناخته‌شده هستند، مانند عمر بن‌لادن که با پدرش موافق نبود و از عملیات‌های تروریستی انتقاد می‌کرد. بن‌لادن حداقل شش بار ازدواج کرده‌بود و عمر، عبدالله، علی، عبدالرحمن، محمد، خالد، حمزه، سعد، علی و عثمان از فرزندان شناخته‌شده او هستند. عمر بن‌لادن که معروف‌ترین آنهاست، به سبک غربی زندگی می‌کند و با یک زن انگلیسی ازدواج کرده است.

برادران و دیگر اعضای خانواده پدری بن‌لادن نیز مشغول فعالیت‌های اقتصادی هستند و چون نمی‌خواستند به همکاری با او متهم شوند، سعی می‌کردند خودشان را از اسامه دور نگه دارند. بن‌لادن تلاشی برای جذب فرزندانش به گروه القاعده نمی‌کرد و با آنها تماس نمی‌گرفت. او هیچ وقت رویارو با امریکایی‌ها نجنگید و همیشه از جوان‌ها و نوجوان‌ها برای انجام عملیات انتحاری استفاده می‌کرد. نمایندگان بن‌لادن این نوجوان‌ها را طوری تربیت می‌کردند که در زمان لازم با بستن بمب به خودشان و کشیدن ضامن آن‌ در مکان‌های شلوغ، انفجارهای بزرگی به راه بیندازند.

بن لادن سال‌ها در محلی که هیچ‌کس انتظار نداشت، یعنی یک منطقه شهری در پاکستان زندگی می‌کرد و سرانجام با حمله سربازان امریکایی کشته شد. البته بحث‌ها و سؤال‌های زیادی در مورد چگونگی انجام این عملیات وجود دارد و عمر بن‌لادن از دولت امریکا درباره نحوه کشتن پدرش توضیح خواسته است.

http://www.hamshahrionline.ir/details/135371

روزنامه همشهری 29 اردیبهشت 1390 ضمیمه دوچرخه

 


 
 
خواننده و سیاستمدار - هائیتی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

خواننده و سیاستمدار

محمد سرابی:
کشور هائیتی را از زلزله سال 2010 به خاطر دارید. برخلاف ژاپن و با وجود این‌که خسارت‌های زلزله این کشور کمتر از ژاپن بود، هنوز نتوانسته است مشکلات بعد از زلزله را کنترل کند.

ولی کسی که به خاطر کمک به زلزله‌زده‌ها شهرت زیادی به دست آورد الان رئیس‌جمهور شده است.

او یک خواننده است.گاهی اوقات پیش می‌آید که هنرمندان یا ورزشکاران وارد فعالیت‌های سیاسی می‌شوند. معمولاً این کار به صورت طرفداری از یک حزب یا نامزد انتخاباتی است یا به صورت اعلام نظر درباره اتفاقات مهم روز.

گاهی وقت‌ها هم هنرمندان در فعالیت‌های بشردوستانه شرکت می‌کنند و به دیدن مناطق جنگ‌زده و اردوگاه‌های آوارگان می‌روند. شهرت آنها باعث می‌شود مردم به این موضوع‌ها توجه کنند و باعث جمع‌آوری کمک‌های بشردوستانه می‌شود. شهرت این سفیرهای حسن نیت حتی می‌تواند بر تصمیم‌های سیاسی هم تا حدی تأثیر بگذارد؛ ولی معمولاً یک هنرمند یا ورزشکار خودش سمتی رسمی به عهده نمی‌گیرد.

در کشورهای توسعه‌یافته معمولاً کسی که به رتبه‌های بالای سیاسی می‌رسد از دوران تحصیل در دانشگاه وارد احزاب یا گروه‌ها می‌شود و قسمت زیادی از وقتش را در آن صرف می‌کند. این افراد از همین مسیر رشد می‌کنند و به تدریج رتبه‌های بالاتری به دست می‌آورند. تحصیلات آنها حقوق، اقتصاد، روابط بین‌الملل یا رشته‌های دانشگاهی مشابه است و وقتی نماینده مجلس، فرماندار، وزیر یا رئیس حزب شوند، برای رسیدن به ریاست جمهوری یا نخست‌وزیری تلاش می‌کنند.

بنابراین قبل از ورود به این سمت تجربه کافی دارند. رئیس‌جمهور شدن هنرمندان یا ورزشکاران که بیشتر عمر خود را به کار دیگری پرداخته‌اند خیلی نادر است. معروف‌ترین آنها «رونالد ریگان» رئیس‌جمهور امریکاست که بازیگر نقش چندم در تعدادی فیلم سینمایی بود یا «واسلاو هاول»، رئیس‌جمهور چک که نمایش‌نامه‌نویس بود.

اما وقتی یک خواننده که هیچ سابقه سیاسی ندارد رئیس‌جمهور می‌شود، کشورهای دیگر دنیا منتظر می‌شوند تا نتیجه کار او را ببینند. «میشل مارتلی» در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری هائیتی با اکثریت آرا برنده شد و طرفدارانش در خیابان‌های «پورت او پرنس»، مرکز هائیتی جشن گرفتند.

http://hamshahrionline.ir/details/133508

روزنامه همشهری 8 اردیبهشت 1390 ضمیمه دوچرخه


 
 
قرارگاه زیرزمینی - ساحل عاج
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

قرارگاه زیرزمینی

محمد سرابی:
رئیس‌جمهور قبلی ساحل عاج در قصر زیرزمینی‌اش مخفی شده بود و حاضر نبود بیرون بیاید.

نیروهای رئیس‌جمهور‌ جدید که در انتخابات برنده شد، آن جا را محاصره کردند و بین آنها و محافظان قصر درگیری راه افتاد. بالاخره فیلمی منتشر شد که نشان می‌داد «لوران گاباگبو» دستگیر شده است.

ساحل عاج یکی از مستعمره‌های سابق فرانسه در افریقا است که در سال 1960 مستقل شد، ولی هنوز هم سخت زیر نفوذ فرانسه است. زبان رسمی این کشور فرانسوی است و تعداد زیادی از اتباع فرانسه و نظامیان آن هم در ساحل عاج مستقرند. این کشور یکی از مناطق تجاری غرب افریقا است و هنوز هم از این نظر اهمیت دارد. مهم‌ترین محصولات آن شامل فرآورده‌های کشاورزی مانند کاکائو است.

در سال 1999 درگیری‌های قومی شروع شد و قسمت شمال کشور به دست شبه‌نظامی‌ها افتاد. دولت و مخالفان چند بار مذاکره کردند ولی جنگ ادامه پیدا کرد. حالا هم که جنگ با آتش‌بس تمام شده، انتخابات به مشکل خورده است. کاخ گاباگبو یک قسمت روزمینی داشت که جلسه‌های رسمی و ملاقات‌ها در آن انجام می‌شد در زیر آن ساختمان بزرگی ساخته شده بود که با یک تونل به اقامتگاه سفیر فرانسه ارتباط داشت تا در صورت کودتا، رئیس‌جمهور‌ بتواند فوراً به فرانسه پناهنده شود. البته گاباگبو از این راه استفاده نکرد؛ چون فرانسوی‌ها و بقیه کشورهای خارجی رقیب برنده او را رئیس‌جمهور می‌دانستند و هیچ کدام حاضر نشدند به او پناه دهند. فرانسه تهدید کرده بود که برای حفاظت از جان اتباع فرانسوی می‌خواهد در ساحل عاج عملیات نظامی انجام دهد. وقی درگیری‌ها شروع شد، برای مدتی طولانی آب و برق در شهر «آبیجان»، پایتخت ساحل عاج قطع بود. اقامتگاه زیرزمینی و تونل فرار هم فایده‌ای نداشت وگاباگبو بالاخره تسلیم شد.

http://www.hamshahrionline.ir/details/132861

روزنامه همشهری اول اردیبهشت 1390ضمیمه دوچرخه


 
 
زلزله، سونامی، انفجار اتمی - ژاپن
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٠
 

زلزله، سونامی، انفجار اتمی

حادثه > خارجی- محمد سرابی:
زلزله به تنهایی برای خراب کردن چند شهر ژاپن کافی بود ولی آسیب دیدن نیروگاه‌های اتمی دارد تبدیل به یک فاجعه زیستی ـ انسانی می‌شود

 بعد از زلزله هیچ گزارش تأیید شده‌ای از آشوب و بی‌نظمی در بین مردم ژاپن نرسید، ولی خطر آلودگی هسته‌ای زلزله‌زده‌ها را تهدید می‌کند.

نیروگاه‌های هسته‌ای به سادگی منفجر نمی‌شوند؛ زیرا اقدامات ایمنی زیادی در آنها به کار گرفته شده است. در قلب هر نیروگاه هسته‌ای (رآکتور) محفظه‌ای قرار دارد که در آن سوخت هسته‌ای حرارت ایجاد می‌کند. مهم‌ترین کار، کنترل همین حرارت است. اگر واکنش هسته‌ای خیلی کند شود مرکز رآکتور سرد می‌شود و نیروگاه از کار می‌افتد. اگر هم واکنش‌های هسته‌ای بیش از حد انجام شود، حرارت فوق‌العاده زیاد و همه چیز ذوب می‌شود.

 بمب‌های اتمی به همین شیوه می‌توانند گرمای شدید تولید کنند. کنترل واکنش‌ها با فرستادن میله‌های کربنی به درون سوخت هسته‌ای انجام می‌شود؛ ولی اگر مرکز رآکتور داغ شد، باید از هر شیوه‌ای برای سرد کردن آن استفاده کرد وگرنه رآکتور منفجر و منطقه بزرگی آلوده می‌شود. وقتی زلزله آمد، رآکتورهای شهر فوکوشیما به طور خودکارخاموش شدند؛ ولی بعضی از آنها داغ بودند و مهندسان می‌خواستند آنها را با فرستادن میله‌های کربنی کم‌کم سرد کنند؛ اما این کار نیاز به زمان زیادی داشت. برق سراسری قطع شده بود و برق تولیدی خود نیروگاه هم دیگر وجود نداشت.

بنابراین از ژنراتورهای گازوئیلی کمک گرفتند؛ اما موج سونامی که بعد از زلزله آمد، تأسیسات نیروگاه را از کار انداخت. کارکنان آب ذخیره‌شده در مخزن را وارد رآکتور کردند تا سرد شود؛ ولی آب به سرعت تبدیل به بخار شد. بعد از آب دریا کمک گرفتند؛ اما بخار یا آب داغی که ایجاد می‌شود به دلیل تماس با مواد فعال هسته‌ای خطرناک است و نباید آن را در محیط باز رها کرد. این بخارداغ به دلیل داشتن گاز هیدروژن قابل انفجار است و آن را ذخیره هم نمی‌توان کرد.

الان خبرهای گوناگونی از ژاپن می‌رسد و مقام‌های ژاپنی می‌گویند با وجود نشت مقداری از مواد آلوده، نیروگاه تحت کنترل است؛ اما ماهی‌گیری در دریا ممنوع است و مناطق مسکونی اطراف تخلیه شده‌اند.

بزرگ‌ترین انفجار نیروگاه‌های اتمی در سال 1984 در شوروی اتفاق افتاد و اشتباه کارکنان باعث شد قسمتی از نیروگاه معروف چرنوبیل منفجر شود. حدود 5 میلیون نفر قربانی شدند. دولت شوروی اخبار مربوط به خسارت‌ها و تلفات این حادثه را کاملاً پخش نکرد؛ ولی هنوز هم مناطق اطراف این نیروگاه آلوده هستند.

http://hamshahrionline.ir/details/132166

روزنامه همشهری 25 فروردین 1390


 
 
این همه آدم - هند
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٠
 

این همه آدم

جهان > آسیا- محمد سرابی:
در مدت 10سال،180 میلیون نفر در هند به دنیا آمدند و الان جمعیت آن از یک میلیارد و 200 میلیون نفر بیشتر شده است.

یعنی بیشتر از همه مردم کشورهای پرجمعیت امریکا، اندونزی، برزیل، پاکستان و بنگلادش. می‌بینید که حتی شمردن این همه آدم هم مشکل است؛ مخصوصاً وقتی که عده زیادی ازآنها بی‌سواد باشند یا به صورت بی‌خانمان از جایی به جای دیگر بروند.

سرشماری در هند هر 10 سال یک بار انجام می‌شود و هزینه زیادی هم دارد. حدود دو و نیم میلیون نفر نیروی انسانی باید در در 7000‌ شهر و 600‌ هزار روستا این کار را انجام دهند. امسال دولت هند می‌خواهد از فناوری‌های جدید مثل ثبت مشخصات دقیق جسمی افراد (روش‌های بیومتریک) استفاده کند و اطلاعات هر فرد بالای 15 سال را نگهداری کند.

جمعیت، مشکل قدیمی هند است. این کشور از گذشته دور به علت موقعیت جغرافیایی و داشتن خاک حاصل‌خیز و منابع آبی، محل مناسبی برای زندگی انسان بوده و به همین دلیل تمدن‌های بسیار قدیمی در آن به وجود آمده‌اند. درگذشته میزان تولد نوزادان زیاد بود ولی بیماری‌های فراوان هم مرگ و میر را زیاد کرده بود. از وقتی که با دانش جدید این بیماری‌ها درمان می‌شوند، جمعیت سخت افزایش یافته است.

تقریباً تمام سطح کشور هند مسکونی است وگروه‌های قومی زیادی در آن زندگی می‌کنند که آداب و رسوم، دین و حتی زبان‌های متفاوتی دارند؛ با وجود این، به نسبت تفاوت‌هایی که با هم دارند معمولاً جنگ داخلی یا درگیری شدیدی در آن اتفاق نمی‌افتد. هند در گذشته نظام پادشاهی داشت و از قرن هجدهم تا سال 1947 مستعمره انگلستان بود. الان نظام حکومتی آن جمهوری است و نخست‌وزیر و مجلس دارد.

http://hamshahrionline.ir/details/132174

روزنامه همشهری بیست و پنجم فروردین 1390 ضمیمه دوچرخه


 
 
دومینوی عربی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٩
 

دومینوی عربی

محمد سرابی:
بعد از اتفاقات کشورهای عربی نام «نظریه دومینو» بیشتر شنیده می‌شود. دومینو اسم یک بازی است که با مهره‌های مکعب مستطیل نقطه‌دار انجام می‌شود.

مسابقات دومینو هم با حضور گروه‌هایی برگزار می‌شود که تعداد زیادی از این مهره‌ها را طوری می‌چینند که با افتادن یکی بقیه هم می‌ریزند. نظریه دومینو بر اساس همین  بازی‌ها تعریف شد.

نظریه دومینو یعنی وقتی چند کشور در کنار هم قرار دارند و نظام‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و شرایط کلی مشابهی دارند، ممکن است اتفاقات درونی آنها هم شباهت پیدا کنند و سقوط دولت در یکی از آنها به همه منطقه سرایت کند. این نظریه اولین بار در سال‌های جنگ سرد در آسیای جنوب‌شرقی مطرح شد. کشورهایی مثل کامبوج، ویتنام، لائوس و... از نظر شرایط زندگی مردم و نظام سیاسی خیلی شبیه بودند و چین، روسیه و امریکا می‌خواستند به آنها تسلط پیدا کنند.

اتفاقات سیاسی مثل گرایش به کمونیسم یا سرکوب خشونت‌آمیز در آنها مثل هم بود و زمانی که یک دولت سقوط می‌کرد، احتمال زیادی داشت بقیه هم به همین شیوه از بین بروند. دومینو بیشتر از طرف امریکا مطرح می‌شود و اوج آن زمانی بود که جمهوری‌های آسیای میانه دچار اعتراضات داخلی شدند و نظام‌های طرفدار روسیه جای خود را به نظام‌های طرفدار غرب دادند. آن موقع اصطلاح دومینو بیشتر از همیشه به کار رفت و امریکا اعلام کرد که تمام این کشورها به همین سرنوشت دچار خواهند شد، ولی با گذشت زمان مشخص شد که نظریه دومینو همیشه درست نیست و تعدادی از کشورها متحد روسیه و به همان شکل قبلی باقی ماندند، چون شرایط پیچیده‌تر از چیزی بود که تصور می‌شد و به عوامل زیادی بستگی داشت.

حالا که در کشورهایی مثل تونس و مصر حاکم  عوض شده است، نظریه دومینو درباره کشورهای عربی مطرح شده است. دولت چند کشور عربی تغییر کرده است و بعضی دولت‌ها دچار مشکل و اعتراضات داخلی شده‌اند. در بعضی از کشورهای عربی هم هیچ اتفاقی نیفتاده است. آیا نام این کشورهای عربی را می‌دانید؟

http://www.hamshahrionline.ir/details/129232

روزنامه همشهری 5 اسفند 1389 ضمیمه دوچرخه


 
 
کنده شدن جنوب از شمال - سودان
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٩
 

کنده شدن جنوب از شمال

محمد سرابی:
یک منطقه جنگ زده در عمق افریقا در حال تبدیل شدن به یک کشور است.منطقه ای که سال‌ها شبه نظامیان جوان و سربازان دولتی در آن درگیر بودند و فقرو نا امنی نشانه اصلی آن است ممکن است، به عنوان یک کشور مستقل ثبت شود.

سودان در شمال شرقی افریقا قرار دارد و پایتخت آن خارطوم است. این کشور بزرگ‌ ترین کشور افریقا و نیز بزرگ ‌ترین کشور عربی است.مردم سودان از دو نژاد سیاهپوست و عرب هستند و دین اسلام بزرگ‌ترین دین آن است. مسیحیت و ادیان قبیله ای هم در این کشور پیروانی دارند.سودان گاهی اوقات نقش مهمی در بین کشور های عرب و مخصوصاً در رابطه با همسایه‌اش مصر بازی می‌کند، ولی نیاز شدید داخلی بیشتر امکانات آن را به کار می‌گیرد.بیشتر اختلاف‌های داخلی به خاطر تفاوت های نژادی و مذهبی است و منجر به جنگ می شود.

غیر نظامیان و کودک - سربازها در این جنگ ها بیشتر از همه خسارت می بینند.ارتش و گروه شبه نظامی جانجاوید که از طرف ارتش حمایت می شوند، با جدایی طلبان غرب وجنوب می‌جنگند.در سال 2003 در منطقه دارفور در غرب نسل‌کشی بزرگی رخ داد و عده زیادی کشته و آواره شدند.شش سال بعد دادگاه لاهه حکم باز داشت رئیس جمهور سودان، عمرالبشیر را صادر کرد، ولی  مردم سودان و کشورهای منطقه به آن اعتراض کردند.قدرت‌های غربی هم به دنبال تجزیه سودان  و نفوذ درآن هستند، زیرا اهمیت جغرافیای زیادی دارد.در همه پرسی‌ای که چند وقت قبل برگزار شد، از مردم جنوب سودان پرسیده شده بود که آیا می خواهند مستقل شوند یا خیر؟ نتیجه رسمی هنوز منتشر نشده است، ولی مشخص است که اکثریت به جدایی جنوب رای داده‌اند.امریکا می‌خواهد به سرعت پایگاه بزرگ نظامی خود را در جنوب سودان

ایجاد کند و دیگر کشورها هم به دنبال نفوذ در این کشور جدید هستند.منابع نفتی در مرز شمال و جنوب قرار دارند. ولی به نظر نمی آید وضعیت مردم این منطقه با جدایی از دولت مرکزی بهتر شود.

http://hamshahrionline.ir/print/129234

روزنامه همشهری 5 اسفند 1389 ضمیمه دوچرخه


 
 
دردسرهای آقای نخست‌وزیر - برلوسکونی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٩
 

دردسرهای آقای نخست‌وزیر

کودک و نوجوان > جهان- محمد سرابی:
این بار اتهامی که به نخست وزیر خوشگذران زده شد سنگین‌تر از دفعات قبل است.

برلوسکنی مالک باشگاه آ.ث.میلان و سازمان بزرگ رسانه‌ای و ثروتمندترین شخصیت سیاسی جهان دائما درگیر مسائل اخلاقی است.

در قوانین غربی روابط غیر اخلاقی به خودی خود جرم محسوب نمی‌شود مگر اینکه کسی از آن شکایت کند، مانند پرونده شکایت یکی از کارآموزان کاخ سفید به نام مونیکا لوینسکی از رییس جمهور سابق آمریکا بیل کلینتون. کلینتون در آن پرونده گفت که اصلا لوینسکی را نمی‌شناسد و بعدا مشخص شد که دروغ گفته است.او به دلیل دروغ گفتن به کنگره امریکا احضار شد.

اگر قربانی زیر سن قانونی باشد هر گونه رابطه ای جرم خواهد بود و دادستان می‌تواند شکایت را برعهده بگیرد. روابط برلوسکنی شاکی نداشته است اما این بار مشخص شده است که یکی از قربانیان در آن زمان یک سال از 18 سال کمتر داشت.

او که «کریمه المحروق» نام دارد وبه نام روبی شناخته می شود از مهاجران مراکشی است و در یک کلوپ شبانه کار می‌کند. مدتی قبل زمانی که کریمه به اتهام دزدی دستگیر شده بود برلوسکنی به پلیس تلفن کرد و سفارش کرد که او آزاد شود همین تلفن هم الان علیه او استفاده شده است. بعدا شواهدی برای پرداخت پول و حق‌السکوت به این نوجوان هم پیدا شده و به پرونده‌های قبلی نخست‌وزیر اضافه شد.

مذهب مردم ایتالیا مسیحی کاتولیک است و واتیکان اعلام کرده است اگر این اتهام ثابت شود روابط خود با نخست‌وزیر را قطع می‌کند. بزرگ‌ترین حزب مخالف برلوسکنی از او خواسته استعفا دهد و دادستان میلان پرونده شکایت از او را به جریان انداخت. برلوسکنی تمام اتهامات را رد کرده است. او تا به حال چند بار از صحنه سیاسی ایتالیا کنار رفته است ولی باز هم وارد قدرت شد و 3 بار به نخست‌وزیری رسید درحالی که به فساد مالی و ارتباط با مافیا هم متهم است. برلوسکنی که 74 سال دارد دوبار ازدواج کرده صاحب 5 فرزند است. او چند وقت قبل با جراحی زیبایی ظاهر خود را جوان‌تر کرد.

http://hamshahrionline.ir/details/128201

روزنامه همشهری 14 بهمن 1389


 
 
به نام پدر - لبنان - رفیق حریری
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٩
 

به نام پدر

کودک و نوجوان > جهان- محمد سرابی:
«14 مارس» و «8 مارس» دو جریان سیاسی اصلی در لبنان، درحال کشمکش هستند و سعد حریری، پسر بزرگ‌ترین سیاستمدار این کشور، تلاش می‌کند قدرت را برای خودش حفظ کند. پدر او در یک انفجار بزرگ کشته شده است.

لبنان در قرن‌های گذشته قسمتی از امپراتوری عثمانی بود. بعد از جنگ اول جهانی، این کشور مستقل شد، ولی همچنان زیر نفوذ قدرت‌هایی مانند فرانسه بود.

اقوام و پیروان مذاهب متفاوتی در این کشور زندگی می‌کنند که هیچ‌کدام در اکثریت نیستند. در سال 1975 جنگ داخلی شروع شد و با طولانی شدن آن، هر یک از کشورهای مختلف خاورمیانه به لبنان نفوذ کردند و به حمایت از یک گروه سیاسی یا شبه‌نظامی پرداختند. جنگ پانزده سال طول کشید.

مهم‌ترین شخصیت سیاسی لبنان رفیق حریری بود که ثروت و قدرت زیادی داشت. او به خاطر محبوبیتش دو دوره نخست‌وزیر شد، اما در بین گروه‌های سیاسی مخالفانی داشت. حریری در سال ۲۰۰۵ درانفجار بسیار بزرگی کشته شد.

از همین‌جا دوباره کشمکش‌های داخلی شروع شد. سعد حریری، پسر او که قبلاً شناخته شده نبود، با تعدادی از گروه‌های لبنانی جریان« 14‌مارس» را تشکیل داد و نخست‌وزیر شد. حزب‌الله لبنان و متحدانش هم جریان«8مارس» را ساختند. جریان « 14‌مارس» به دولت‌های غربی گرایش دارد. لبنان تقریباً تنها کشور عربی‌ای است که نظام انتخاباتی دارد و قدرت در آن بین اشخاص جابه‌جا می‌شود؛ اما درگیری‌های داخلی آن زیاد است.

http://hamshahrionline.ir/details/126735

روزنامه همشهری 7 بهمن 1389


 
 
تونس پس از ربع قرن
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٩
 

تونس پس از ربع قرن

 محمد سرابی:
بعد از خودسوزی پسر جوان تونسی، آشوب در این کشور بالا گرفت و اعتراض‌های مردم، رئیس‌جمهور آن کشور را فراری داد. او 23 سال حکومت کرده بود.

تونس در شمال افریقا قرار دارد. پادشاهان محلی تونس در قرن نوزدهم مورد حمله کشورهای اروپایی قرار گرفتند و بالاخره این منطقه در سال ۱۸۸۱ مستعمره فرانسه شد. با آغاز جنگ دوم جهانی، ارتش آلمان برای تقویت پایگاه متحدین در شمال افریقا، در تونس نیرو پیاده کرد. در سال ۱۹۴۳ نیروهای ارتش آلمان از تونس عقب‌نشینی کردند و تونس به کنترل متفقین درآمد. کشور تونس در پیمان پاریس که در سال ۱۹۵۶ میلادی امضا شد، استقلال خود را به دست آورد؛ ولی بعد از آن گرفتار دیکتاتوری«حبیب بورقیبه» شد. 31سال بعد «زین‌العابدین بن‌علی» کودتا کرد و دیگر از قدرت کنار نرفت.

فرانسه که هنوز هم بر تونس سلطه دارد، از دولت بن‌علی به طور غیرمستقیم حمایت می‌کرد. تونس در بین کشورهای اطرافش اقتصاد بهتری دارد و توریست‌های زیادی جذب می‌کند. با این حال مشکلات اقتصادی باعث نارضایتی مردم فقیر شده بود. دولت تونس که اجازه اعتراض به کسی نمی‌داد، فکر نمی‌کرد مردم دست به شورش بزنند، ولی بعد از خودکشی محمد بوعزیزی، جوان میوه‌فروشی که مأموران مانع کارش شده بودند، خشونت شروع شد. نیروهای سرکوب به طرف جمعیت شلیک کردند و وضعیت بدتر شد. بعد ازحدود یک ماه، بن‌علی و خانواده‌اش از تونس فرار کردند و به عربستان سعودی پناه بردند.

http://hamshahrionline.ir/details/126732

روزنامه همشهری 7 بهمن 1389


 
 
هواپیما‌ربایی از نوع دیگر - چین
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٩
 

هواپیما‌ربایی از نوع دیگر

فرهنگ و تاریخ > تاریخ جهان- محمد سرابی:
هواپیماهایی که سقوط می‌کنند دیگر قابل استفاده نیستند و حتی اگر قسمت‌هایی از آنها هم سالم مانده باشد باز هم نمی‌توانند دوباره پرواز کنند و باید از نو ساخته شوند.

هواپیماهای جنگی هم همین‌طور هستند و اگر در جنگ سقوط کنند که اصلاً نباید سراغ‌شان را گرفت، ولی گاهی قطعات آنها را یادگاری نگه می‌دارند تا قدرت خود را نشان دهند. در سال 1999جت اف-117 امریکا در جنگ کوزوو  هدف قرار گرفت و سقوط کرد. این هواپیمای رادار گریز از نوعی بود که فقط امریکا فناوری ساخت آن را در اختیار دارد. با گذشت حدود 12 سال چین هواپیمای 20 J‌ را به نمایش گذاشته است که خیلی به آن شباهت دارد.

ممکن است هواپیمای چینی از روی نمونه اصلی شبیه‌سازی شده باشد چون بدون یک پشتوانه و تاریخچه طولانی علمی - صنعتی نمی‌شود ناگهان یک وسیله فنی پیشرفته ساخت؛ مگر این‌که اطلاعات مربوط به آن از جایی دزدیده یا خریده شده  باشد. شاید صربستان اطلاعاتی از هواپیما را به چین داده باشد زیرا قطعاتی از لاشه آن از جمله بال چپ، صندلی جهنده و کلاهک خلبان در موزه هوانوردی بلگراد نگهداری می‌شود. اما حالا مشخص شده است که عواملی از چین بعد از سقوط هواپیما قطعات آن را از کشاورزان محلی خریده‌اند.  بعضی از قطعات هواپیما به دست جمع‌آوری‌کنندگان اشیای ارزشمند افتاد و مقداری هم در اختیار وابستگان نظامی کشورهای دیگر قرار گرفت ولی انگار چینی‌ها بیشتر از بقیه از این سقوط استفاده کردند.

http://www.javanemrooz.com/news/newsreader/hamshahrionline/show-151533.aspx

http://www.javanemrooz.com/news/newsreader/show.aspx?id=151533

روزنامه همشهری 21 بهمن 1390 ضمیمه دوچرخه


 
 
رفتن مبارک، مبارک! - مصر
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٩
 

رفتن مبارک، مبارک!

کودک و نوجوان > جهان- محمد سرابی:
آشفتگی میدان تحریر (آزادی‌بخش) قاهره وضعیت کشور مصر را نشان می‌داد. این کشور تا یک ماه قبل کاملاً آرام بود، ولی بعد از این‌که در تونس مردم توانستند رییس جمهور را بیرون کنند اردن، یمن و مصر هم نا آرام شدند که شرایط مصر متفاوت بود.

مصر که بعد از جنگ جهانی اول از امپراطوری عثمانی مستقل شد و در دوره‌های تاریخی مورد حمله و اشغال انگلیس و فرانسه قرار گرفته است در بین کشورهای عربی اهمیت زیادی دارد.

زمانی که رژیم صیهونیستی اعلام موجودیت کرد دشمن و رقیب اصلی آن مصر بود، ولی در چند جنگ نیروهای رژیم اشغالگر فلسطین، ارتش مصر را شکست دادند، با این حال مصر به عنوان یک قدرت منطقه‌ای باقی ماند. جمال عبدالناصر رئیس جمهور مشهور مصر اعتقاد زیادی به هویت عربی داشت. او از سال1954 تا 1970 حکومت کرد و وقتی بر اثر سکته قلبی درگذشت، معاونش انور سادات به قدرت رسید.

انور سادات با رژیم صیهونیستی که قبل از آن دشمن اعراب محسوب می شد، قرار داد صلح کمپ دیوید را امضا کرد و به همین دلیل با مخالفت بسیار زیادی مواجه شد. عاقبت خالد اسلامبولی که یک نظامی عضو گروه های اسلامی بود، در سال 1981 انور سادات را به گلوله بست. پس از او محمد حسنی مبارک رییس جمهور شد. البته حسنی مبارک چند وقت پیش انتخاباتی‌ نمایشی برگزار ‌کرد که خودش در آن برنده ‌شد و بعد به دنبال زمینه‌سازی برای جانشینی پسرش جمال مبارک بود.رییس جمهوری مادام العمر و جانشینی پسر به جای پدر در کشور های عربی اتفاق رایجی است.مصر از نظر نهضت های سیاسی در بین کشورهای اطرافش سابقه زیادی دارد. یکی از مهم‌ترین گروه‌های آن «اخوان المسلمین» است که در سال 1928میلادی توسط حسن البنا تاسیس شد.

عقاید این گروه از آموزش‌های سید جمال الدین اسد آبادی و دیگر جریان‌های بیداری اسلامی گرفته شده است. به هرحال جنبش و انقلاب مردم مصر بالاخره عصر روز 22 بهمن امسال به بار نشست. مبارک از سمت خود کناره‌گیری کرد و مردم مصر و بسیاری از کشورهای عربی این رویداد را جشن گرفتند.

http://hamshahrionline.ir/details/128741

روزنامه همشهری 28 بهمن 1389


 
 
دزد، دزدیده شد! - سومالی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٩
 

دزد، دزدیده شد!

حادثه > خارجی- محمد سرابی:
«دزد دریایی» در زبان انگلیسی یعنی کسی که در دریا خوش شانس است، ولی دزدان دریایی زمان ما همیشه خوش شانس نیستند.

آنها ممکن است شکست بخورند و دست خالی برگردند یا این‌که تصادفاً با مقابله ملوانان روبه‌رو شوند. این دفعه دزدان دریایی سرنوشت دیگری پیدا کردند و محاکمه می‌شوند.

سومالی کشوری جنگ زده است که مدت‌ها قبل تحت حکومت نظامیان به فرماندهی محمد زیاد باره بود. جنگ داخلی این کشور و همین‌طور دخالت خارجیان باعث شد که دچار آشوب شود. امریکایی‌ها با عنوان نیروهای سازمان ملل وارد این کشور شدند، ولی نه جنگ در آن تمام شد و نه امنیت و ثبات برقرار شد. جوانان فقیر سومالی هم از چند سال قبل منطقه رفت و آمد کشتی‌ها را تحت کنترل خود گرفته و تبدیل به دزد دریایی شده‌اند.

سومالی در شرق افریقا قرار دارد و کشتی‌هایی که از آسیا و اقیانوسیه به سمت اروپا می‌روند باید از کانال سوئز عبور کنند و در این راه از جلوی ساحل سومالی بگذرند. در این نقطه است که دزدان سوار برقایق‌های کوچک و با اسلحه‌های انفرادی به کشتی نزدیک می‌شوند و از بدنه آن بالا می‌روند. چون حرکت کشتی‌های تجاری کند و حرکت قایق‌ها سریع است و معمولاً در کشتی‌های تجاری اسلحه وجود ندارد،  دزدان موفق می‌شوند کشتی را تصرف کنند و آن را به ساحل بکشانند. اجناس موجود در کشتی به درد دزدان نمی‌خورد، ولی برای پس‌دادن آنها و آزاد کردن خدمه پول می‌گیرند.

چند هفته قبل دزدان دریایی یک کشتی باری کره جنوبی با 21 خدمه را تصرف کردند، ولی کماندو‌های کره ای به دزدان حمله کردند و نه تنها کشتی را پس گرفتند، بلکه هشت نفر از آنها را کشتند و پنج نفر را اسیر کردند و به کره بردند تا محاکمه شوند.در این عملیات فقط کاپیتان کره ای زخمی شده است.بر اساس قوانین کره جنوبی، می توان دزدان دریایی اهل کشورهای دیگر را به خاطر انجام جرم علیه شهروندان کره جنوبی محاکمه کرد و مجازات آن هم سنگین است.

http://hamshahrionline.ir/details/128821

روزنامه همشهری 28 بهمن 1389


 
 
از نوجوانی جنگ‌طلب بود - آریل شارون
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٩
 

از نوجوانی جنگ‌طلب بود

جهان > غرب آسیا- محمد سرابی:
بعد از پنج سال بیهوشی، کسی که فلسطینی‌ها به او «قصاب صبرا و شتیلا» می‌گفتند علامت‌هایی از هشیاری نشان داده است. آریل شارون هم در بین فلسطینی‌ها و هم در بین صهیونیست‌های افراطی منفور بود.

شارون که در سال 1928 متولد شده است در 14 سالگی عضو گروه شبه‌نظامیان «هاگانا» شد.

این گروه اغلب نوجوان و مأمور ایجاد ناامنی و آزار فلسطینیان بودند و می‌خواستند دولت صهیونیستی را بسازند. آنها بعداً ارتش اسرائیل را تشکیل دادند. شارون از 20 سالگی بارها در عملیات‌های جنگی علیه فلسطینی‌ها شرکت کرد و به درجه‌های بالای نظامی رسید. او گردان نظامی ویژه‌ای به نام 101 تشکیل داد و به یک روستای فلسطینی حمله کرد. شارون بعد از جنگ ‌شش روزه که در آن تمام کشورهای عربی اطراف فلسطین شکست خوردند، وارد سیاست شد. در سال 1982 زمانی که ارتش اسرائیل قسمتی از لبنان را اشغال کرده بود، رئیس‌جمهور مسیحی لبنان، بشیر جمیل از حزب فالانژ به قتل رسید. گروه‌های مسلح فالانژ، فلسطینی‌های مهاجر را متهم کردند.

فلسطینی‌ها در دو اردوگاه صبرا و شتیلا زندگی می‌کردند که در منطقه تحت کنترل آریل شارون بود. فالانژها با همکاری کامل شارون وارد اردوگاه شدند و قتل‌عام بزرگی به راه انداختند که چند هزار نفر در آن کشته و دفن شدند. حتی در تحقیقات نمایشی اسرائیل هم شارون مقصر شناخته شد. او در سال 2000 به منطقه مخصوص فلسطینی‌ها در مسجدالاقصی رفت که موجب اعتراض شدید آنها شد. این شبه‌نظامی قدیمی در سال 2001 وعده داد که در 100 روز کار فلسطینی‌ها را تمام می‌کند و به نخست وزیری‌رسید، ولی چهار سال بعد تصمیم گرفت با خراب‌کردن شهرک‌ها از کرانه باختری و نوار غزه عقب‌نشینی کند که باعث دشمنی صهیونیست‌های دیگر با وی شد. او سرانجام بر اثر بیماری به بیمارستان منتقل شد، ولی انگار خیال مردن ندارد.

http://hamshahrionline.ir/details/126254

روزنامه همشهری 30 دی 1389 ضمیمه دوچرخه


 
 
قدرت چگونه تقسیم می‌شود؟
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸٩
 

قدرت چگونه تقسیم می‌شود؟

کودک و نوجوان > جهان- محمد سرابی:
علیرضا دیلمی از رشت پرسیده چرا بعضی از کشورها رئیس‌جمهور و بعضی از دیگر کشورها نخست‌وزیر دارند؟

رئیس‌جمهور (president) به معنی رئیس ارشد است. رئیس یک موسسه تجاری بزرگ یا گروه و گردهمایی را هم می‌شود پرزیدنت نامید، ولی معمولاً رئیس‌جمهور به بالاترین مقام سیاسی یک کشور گفته می‌شود. بعضی از کشورهای دنیا سیستم تک‌ریاستی دارند؛ یعنی رئیس‌جمهور با انتخابات مستقیم برای مدت محدودی برگزیده می‌شود و دولت را با گروهی از وزیران با عنوان کابینه و با رأی اعتماد مجلس تشکیل می‌دهد مانند برزیل و فیلیپین. در سیستم دو ریاستی رئیس‌جمهور و مجلس توسط رأی مستقیم انتخاب می‌شوند. بعد یک نفر به عنوان نخست‌وزیر (prime minister)  از طرف رئیس‌جمهور به مجلس معرفی می‌شود تا با تأیید نمایندگان مجلس کابینه را تشکیل دهد.

در این حالت مسائل اجرایی برعهده نخست‌وزیر و جهت‌گیری و برنامه‌های کلی و اساسی کشور برعهده رئیس‌جمهور است؛ ولی قدرت تاحدی بین دو نفر تقسیم می‌شود مانند روسیه و ترکیه. در سیستم سوم یعنی جمهوری‌های پارلمانی، حزب یا حزب‌هایی که در مجلس اکثریت را دارند نخست‌وزیر و کابینه را تعیین می‌کنند و از همان مجلس رأی اعتماد می‌گیرند. در این نوع رئیس‌جمهور وجود ندارد یا این‌که تشریفاتی است مانند آلمان و هند.

بعضی دیگر از کشورها، بالاترین قدرت سیاسی مسلط را با اسمی مانند سرپرست یا فرمانده می‌نامند که گاهی در ترجمه تبدیل به رئیس‌جمهور می‌شود و در برخی کشورها مانند سوئیس نظام سیاسی متفاوتی با شورای ریاست جمهوری هفت نفره وجود دارد. در جزئیات نظام‌های سیاسی، تفاوت‌های بیشتری وجود دارد و در هر کشور باید ببینیم قدرت چگونه تقسیم شده است و در اختیار چه افرادی قرار دارد و از چه راهی اعمال می‌شود.

http://hamshahrionline.ir/details/125557

روزنامه همشهری 18 آذر 1389 ضمیمه دوچرخه


 
 
چندفرهنگی یا تک‌فرهنگی - مهاجران ترکیه‌ای در آلمان
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٦ آبان ۱۳۸٩
 

چندفرهنگی یا تک‌فرهنگی

اجتماع > مهاجرت- محمد سرابی: بین مهاجرهای آلمانی اصطلاحی وجود داشت که می‌گفت بزرگ‌ترین شهر ترک‌نشین بعد از استانبول، برلین است؛ اما حالا آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان، می‌گوید که طرح‌های تنوع فرهنگی شکست خورده است و مهاجران باید تابع فرهنگ آلمانی شوند.

 مهاجران ترکیه‌ای بیشترین گروه مهاجران در آلمان هستند. از چند دهه قبل تعداد آنها روزبه‌روز زیادتر شد تا جایی که چهره بعضی محله‌ها تغییر کرد. معمولاً نسل اول مهاجران که هنوز وابستگی‌هایی به کشور خود دارند بیشتر می‌خواهند بین مهاجران هم‌وطن خود و با فرهنگ آنها زندگی کنند و نسل دومی که در کشور مقصد به دنیا می‌آیند و خاطره‌ای از کشور پدر و مادرشان ندارند، راحت‌تر جذب فرهنگ کشور مقصد می‌شوند. درکشورهای چندفرهنگی مانند کانادا، استرالیا و امریکا این تفاوت‌ها پذیرفته شده است و بیشتر مردم یا خودشان یا اجدادشان مهاجرند، اما در اروپا وضعیت کمی فرق دارد. از حدود دهه 1960 میلادی مهاجرت به کشورهای اروپای غربی مانند انگلیس و فرانسه  شروع شد.

کشورهای اروپایی با کمبود نیروی کار مواجه بودند و از کارگران موقت استقبال می‌کردند. ولی این کارگران بعد از مدتی خانواده‌های خودشان را هم آوردند. خانواده مهاجران معمولاً فقیر و پرجمعیت بودند که احتمال وقوع جرم را زیاد می‌کند. از طرف دیگر در دوران جنگ سرد این نظریه اجتماعی در بین اروپاییان رشد کرد که هرکسی که در کشور خودش در معرض خطر باشد می‌تواند به اروپا پناهنده شود و کشور اروپایی باید به او پناه دهد. بنابراین در مدت چند دهه این کشورها پر از مهاجر شد. قبلاً در اروپا کسی به تفاوت فرهنگی مهاجران اعتراض نمی‌کرد و رفتارهای فرهنگی متفاوت آنان به عنوان تنوع فرهنگی پذیرفته می‌شد؛ ولی مدتی است که محدودیت‌های قانونی برای کنترل فرهنگ مهاجران وضع می‌شود. بعضی از نظرسنجی‌ها و تفسیرها نشان می‌دهد نارضایتی از هجوم مهاجران در آلمان زیاد شده است و مرکل به عنوان بالاترین مقام سیاسی آلمان می‌گوید که طرح جامعه چندفرهنگی و زندگی و لذت بردن در کنار یکدیگر کاملاً شکست خورده است.

http://hamshahrionline.ir/details/119644

روزنامه همشهری 6 آبان 1389 ضمیمه دوچرخه


 
 
گیرنده منفجر نشد - تروریسم
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٩
 

گیرنده منفجر نشد

جهان > غرب آسیا- محمد سرابی:
یک دانشجوی جوان که به اتهام ارسال بمب به امریکا دستگیر شده بود آزاد شد.

حنان السماوی که دانشجوی رشته مهندسی و دختر یک مهندس نفت است، در حاشیه شهر صنعا پایتخت یمن دستگیر شد، ولی پس از مدتی مشخص شد که کس دیگری با اسم او بمب ها را فرستاده است.

سازمان های تروریستی دائماً به دنبال روش‌های جدید ترور هستند و سازمان‌های امنیتی هم آنها را دنبال می کنند. بیشتر نیروهای عملیاتی این سازمان‌ها مانند کسانی که به خود بمب می‌بندند از بین جوانان و نوجوانانی انتخاب می‌شوند که فریب دادن آنها ساده باشد. این‌بار دوبمب در دو فرودگاه مختلف پیدا شد یکی در انگلیس و یکی در امارات متحده عربی. بمب‌ها طوری برنامه‌ریزی شده بودند تا در حین پرواز منفجر شوند، ولی هردو به‌وسیله اقدامات اطلاعاتی پیدا شدند. پلیس دبی اعلام کرد مواد منفجره در یک دستگاه چاپگر جاسازی شده بود و با سیم کارت‌های تلفن همراه آماده انفجار شده است. یعنی می‌توان آنها را از هرجای دنیا کنترل و منفجر کرد. مواد منفجره به کار رفته هم از نوعی است که در  بیشتر بمب‌های القاعده استفاده می‌شود.

بعد از پیدا شدن بمب‌ها در دو شرکت بزرگ پستی اعلام کردند که فعلاً هیچ محموله ای را از یمن دریافت نمی‌کنند و در فرودگاه چند کشور مثل آمریکا و انگلیس هم وضعیت فوق‌العاده اعلام شد. در یمن برای جابه‌جایی بسته‌های بار که بدون مسافر فرستاده می‌شوند نظارت بیشتری می‌شود. البته ممکن است بارهای همراه مسافران هم بمب باشند، زیرا از زمانی که یک نوجوان آفریقایی سعی کرد بمبی را در هواپیمای خطوط هوایی آمریکا منفجر کند زیاد نمی‌گذرد. این نوجوان درحین مخلوط کردن مواد منفجره در سالن هواپیما دود و آتش زیادی درست کرد و دستگیر شد، حنان السماوی که 22 سال دارد از روی شماره تلفن و مدارک شناسایی دستگیر شد، در حالی که تروریست‌ها قبل از موفقیت عملیات‌شان هیچ ردی از خود به جا نمی‌گذارند و همین هم باعث آزادی او شد.

http://hamshahrionline.ir/details/120773

روزنامه همشهری 20 آبان 1389 ضمیمه دوچرخه


 
 
بار خطرناک قطار - زباله هسته ای - آلمان
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٩
 

بار خطرناک قطار

محمد سرابی:
قرار بود قطار حامل مواد هسته‌ای بی‌سروصدا و به سرعت از فرانسه به آلمان برود و محموله خود را در یک انبار تخلیه کند، ولی گروه‌های ضدانرژی هسته‌ای و فعالان محیط‌زیست باخبر شدند و برنامه حرکت قطار را به هم زدند.

در اروپا و امریکا انرژی هسته‌ای مخالفانی دارند که می‌گویند خطرهای انرژی هسته‌ای بسیار بیشتر از فواید آن است و اگر مواد اولیه سوخت هسته‌ای یا زباله‌های تولیدشده در نیروگاه‌ها از کنترل خارج شوند آثار مرگباری برای انسان‌ها دارند. جنبش‌های ضدانرژی هسته‌ای از سال 1975 در آلمان شروع به کار کردند و در سال 1986 در بزرگ‌ترین برنامه حدود 40 هزار نفر در مقابل نیروگاه «بروکدورف» تجمع کردند. یک سال قبل هم تظاهراتی برای مخالفت با انرژی هسته‌ای و با شعار «خاموششان کنید» در برلین برگزار شد. آلمان قرار بود تا سال 2021 هفده نیروگاه‌و مرکز هسته‌ای را تعطیل کند، ولی حالا دولت تصمیم گرفته این تعطیلی را عقب بیندازد.

اعتراض‌ها اول آرام بود و به صورت تجمع در مسیر حرکت قطار انجام می‌شد، ولی به تدریج بیشتر شد و اعضای گروه‌های ضد انرژی هسته‌ای سعی کردند با روش‌هایی قطار را متوقف کنند؛ مثلاً خودشان را به ریل‌ها بستند در نتیجه قطار مجبور به توقف شد.

آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان گفته است که اعتراض مسالمت‌آمیز حد و مرزی دارد و کسانی که مانع حرکت قطار می‌شوند قانون‌شکنی می‌کنند. اما معترضان به کار خود ادامه دادند؛ تعدادی در درگیری زخمی شدند و چندهزار پلیس هم مأمور حفاظت از قطار شدند. طبق برنامه‌ریزی‌ها قرار بود قطار، 123 تن مواد هسته‌ای را از «نورماندی» در فرانسه به «گورلبن» در آلمان ببرد، ولی نه با این همه تأخیر. دولت آلمان برای ساخت این انبار هسته‌ای مبلغ زیادی هزینه کرده است و قصد استفاده از آن را دارد.

http://www.hamshahrionline.ir/print/121498

روزنامه همشهری 27 آبان 1389 ضمیمه دوچرخه


 
 
خانم پلیس- شهر «خوارز» مکزیک
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٩
 

خانم پلیس

 محمد سرابی:
یک زن 20 ساله رئیس پلیس خطرناک‌ترین شهر مکزیک شد؛ این موضوع وقتی جالب‌تر می‌شود که بدانید پیش از او، 15 مرد از قبول این سمت خودداری کردند.

صحنه‌های درگیری قاچاقچیان مواد مخدر و پلیس، یا درگیری قاچاقچیان را با هم بیشتر در فیلم‌های سینمایی می‌بینیم. این صحنه‌ها خیلی هیجان‌انگیز است و گاهی تماشاگر دوست دارد در یکی از ماجراهای فیلم حضور داشته باشد؛ ولی در دنیای واقعی زندگی کردن در شهری که مرکز جرم و جنایت باشد ترسناک است. بعضی از شهرهای امریکای مرکزی و جنوبی چنین وضعیتی دارند. خط تجارت مواد مخدر از مزارع کشت ماری‌جوانا و کوکائین در امریکای جنوبی آغاز می‌شود و به مکزیک می‌رسد تا مواد مخدر در آن‌جا به دست مصرف‌کنندگان اصلی در امریکا و کانادا برسد یا از آن راه به اروپا فرستاده شود. به همین دلیل تجارت مواد مخدر در مکزیک کار پردرآمدی است و کسانی که در آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند در میان سیاستمداران و مأموران پلیس هم نفوذ دارند.

آنها برای حفاظت از مواد مخدر و پول‌های به دست آمده از فروش آن و همین‌طور رقابت با دیگر گروه‌ها، دسته‌هایی از افراد مسلح تشکیل می‌دهند و دائماً درگیری‌های خونین ایجاد می‌کنند. شهر «خوارز» در نزدیکی مرز امریکا یکی از این شهرهاست. چند هزار نفر تا به حال در درگیری‌های این شهر کشته شده‌اند. شهردار قبلی هم یکی از آنها بود. شهردار جدید نتوانست هیچ کس را برای ریاست پلیس پیدا کند تا این‌که ماریسول والس گارسیا که دانشجوی جرم‌شناسی است و یک پسر کوچک دارد. این سمت را قبول کرد. البته او در اولین کنفرانس خبری خود اعلام کرد که قصد درگیری مسلحانه با تاجران مواد مخدر ندارد، ولی می‌خواهد در این شهر امنیت را جایگزین ترس کند.

http://hamshahrionline.ir/details/120555

روزنامه همشهری ضمیمه دوچرخه 13 آذر 1389


 
 
سن بازنشستگی دانش‌آموزان - فرانسه
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٩
 

سن بازنشستگی دانش‌آموزان

آموزش > عمومی- محمد سرابی:
دانش‌آموزان فرانسوی هم وارد اعتصاب و تظاهرات علیه دولت فرانسه شدند‌؛ البته موضوع تظاهرات کمی با نیازهای آنها تفاوت دارد.

مشکل اصلی که اعتصاب‌ها به خاطر آن شروع شد، اصلاح سن بازنشستگی از 60 سال به 62 سال بود. ولی دانش‌آموزان و دانشجویان عقیده دارند این قانون بر روی زندگی آنها تأثیر می‌گذارد. دولت فرانسه برای این سن بازنشستگی را بالا برد که هزینه‌های دولتی را کمتر کند. در بیشتر کشورها هرکسی که کار می‌کند باید مالیات بدهد و قسمتی از درآمد خود را برای دوران بازنشستگی به بیمه‌ها و صندوق‌های دولتی پرداخت کند. بعد از بازنشستگی این کار برعکس می‌شود و آن فرد پول می‌گیرد.  بنابراین هرچه‌قدر یک نفر به صورت رسمی دیرتر بازنشسته شود به سود بیمه‌ها و دولت‌هاست.

کشورهایی که جمعیت جوان کم و پیر زیاد دارند، با این مشکل مواجه هستند که تعداد کمتری از افراد کار می‌کنند و تعداد بیشتری فقط در حال مصرف حقوق بازنشستگی هستند. الان جمعیت ایران جوان است ولی در چند دهه بعد این اتفاق برای ما هم خواهد افتاد و گروه بزرگی از مردم از کار افتاده و بازنشسته خواهند شد.

بالا رفتن سن بازنشستگی یک تأثیر مهم دیگر هم دارد. با این اتفاق فرصت‌های شغلی دیرتر خالی می‌شوند و در نتیجه جوانان تازه‌وارد دیرتر کار پیدا می‌کنند؛ بنابراین بیکاری جوانان زیاد می‌شود. جوانان فرانسه برای همین به افزایش سن بازنشستگی اعتراض کردند. اعتصاب‌ها زیادتر شد و حمل و نقل را مختل کرد. پلیس با تظاهرکنندگان برخورد کرد و وضعیت بدترشد. تعداد زیادی مدرسه، پمپ‌بنزین، فرودگاه و کارخانه تعطیل شدند و مأموران چند دانش‌آموز را در پاریس و لیون بازداشت کردند.

http://hamshahrionline.ir/details/120552

روزنامه همشهری ضمیمه دوچرخه 13 آذر 1389


 
 
بین دو دشمن - کشمیر
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ مهر ۱۳۸٩
 

بین دو دشمن

محمد سرابی:
از ابتدای تابستان اعتراضات جوانان کشمیری به دولت هند شروع شد، ولی این روزها اعتراض‌ها شدیدتر شد و کار به تیراندازی مستقیم و اعلام حکومت نظامی رسید.

در طول سه ماه ناآرامی حدود 100 نفر در این منطقه کشته شدند. کشمیر درست در شمال هند قرار دارد و دو طرف دیگر مرزهای آن با چین و پاکستان است. فقط چین در مورد این منطقه ادعایی ندارد و هند و پاکستان هر دو مدعی حکومت بر تمام کشمیر هستند. بنا به قراردادهای بین‌المللی دو‌سوم منطقه «جامو و کشمیر» در اختیار هند و بقیه دست پاکستان است اما بعضی از اهالی این منطقه می‌خواهند کشور مستقلی را درست کنند.

مسائل مذهبی هم در کشمیر مهم است، زیرا مسلمان‌ها در منطقه زیر نظر هند زندگی می‌کنند و اتفاقات این چند ماه هم در این منطقه رخ داد. ماجرا با تظاهرات مردمی شروع شد که با نیروهای نظامی هند سرکوب شده بود. ارتش هند اعلام کرد که تظاهرکنندگان خشونت را با سنگ‌پرانی شروع کردند، ولی «علیشاه گیلانی»، از شخصیت‌های مسلمان منطقه که تمایل به استقلال کشمیر دارد، ادعا می‌کند که تظاهرات آرام بوده و هند به دنبال ایجاد درگیری است.

برای مدتی طولانی مقررات منع رفت و آمد در «سرینگر»، مرکز کشمیر برقرار شده بود و نیروهای نظامی هند به کسانی که این قوانین را رعایت نمی‌کردند تیراندازی می‌کردند. با وجود این که معمولاً درگیری‌های کشمیر به سرعت به هر دو کشور هند و پاکستان ارتباط پیدا می‌کند، این بار پاکستان موضع خاصی نگرفته است.

کشمیر زیباترین مناظر طبیعی را در بین کشورهای اطراف دارد.

http://hamshahrionline.ir/details/117517

روزنامه همشهری ضمیمه دوچرخه 8 مهر 1389


 
 
شغل مامان
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸٩
 

شغل مامان

 محمد سرابی:
لیسیا رونزولی، نماینده ایتالیایی پارلمان اروپا، در جلسه شهر استراسبورگ کودکش را با خود برد.

ویتوریا، دختر دوماهه او احتمالاً جوان‌ترین کسی است که به پارلمان اروپا راه پیدا کرده است.

سال قبل هم هانا داهل، نماینده دانمارکی، کودک سه‌ماهه‌اش را به جلسه برده بود.

این اقدامات نمادین برای اثبات توانایی زنان در شغل‌های مهم است. حتی در اروپا هم بحث‌هایی در مورد کار زنان در خارج از خانه یا فقط خانه‌داری وجود دارد.


 
 
امریکادر تعقیب الاولاکی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸٩
 

امریکادر تعقیب الاولاکی!

 محمد سرابی:
یک جوان امریکایی می‌تواند پزشک یا ورزشکار یا کارمند بانک شود، اما عجیب است که مسیر متفاوتی را دنبال کند و رهبر یک گروه مذهبی افراطی در یمن شود تا جایی که او را با بن‌لادن مقایسه کنند.

انور الاولاکی، متولد لاس کروسس در ایالت نیومکزیکو است. والدین او سال‌ها قبل ساکن امریکا بودند و انور در امریکا و در کنار دیگر بچه‌های امریکایی درس خواند و بزرگ شد. او در دانشگاه کلرادو به تحصیل در رشته مهندسی پرداخت و می‌توانست در امریکا مانند دیگر هم‌کلاسی‌هایش زندگی کند، ولی کسی نمی‌داند چه اتفاقی افتاد که انور به یمن و به میان گروه‌های مسلح وابسته به القاعده رفت و در این گروه‌ها به درجه‌های بالا رسید. اسم او زمانی مطرح شد که مقامات امنیتی امریکا ادعا کردند انور الاولاکی با دو حادثه تروریستی ارتباط دارد.
اولین ماجرا به «نضال حسن»، یک پزشک ارتش امریکا مربوط می‌شد که در سال 2009 در پایگاه ارتشی «فورت هود» تگزاس با مسلسل به نظامیان هم‌قطارش حمله کرد، 13 نفر را کشت و 30 نفر را زخمی کرد. نضال حسن فلسطینی‌تبار بود و والدینش از خاورمیانه به امریکا رفته بودند. او به وسیله ای‌میل با انور الاولاکی تماس می‌گرفت. دومین حادثه در شب کریسمس سال 2009 در هواپیمایی که از اروپا به امریکا می‌رفت، روی داد. یک جوان نیجریه‌ای به نام «عمر فروغ عبدالمطلب» مواد شیمیایی خطرناکی را که با خود آورده بود با هم مخلوط کرد تا هواپیما را منفجر کند، ولی مواد درست عمل نکردند و او دستگیر شد. این پسر مدتی در یمن بود و گفته می‌شود انور الاولاکی او را به عملیات تروریستی تشویق کرده است.

این دو اتهام باعث شد که امریکا الاولاکی را مانند بن‌لادن تعقیب کند و قصد کشتن او را داشته باشد، ولی تفاوت او با بن‌لادن در این‌جاست که الاولاکی هنوز تبعه امریکا محسوب می‌شود. پدرش و تعدادی از گروه‌های اجتماعی از دادگاه فدرال امریکا خواسته‌اند که جلوی کشته شدن او توسط دولت امریکا را بگیرد. دولت امریکا ادعا می‌کند او یک تروریست است و اگر می‌خواهد از قوانین مربوط به شهروندان استفاده کند، باید خودش را تسلیم کند. با وجود این‌که انور الاولاکی جوان است، طرفداران زیادی در نقاط مختلف جهان و از جمله در اروپا دارد که از راه اینترنت با آنها تماس برقرار می‌کند.

روزنامه همشهری ضمیمه دوچرخه 15 مهر 1389

http://hamshahrionline.ir/details/117666


 
 
بنزین و آتش - حمله به کاروان‌های تدارکاتی ناتو
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٩
 

بنزین و آتش

محمد سرابی:
طالبان پاکستان راه جدیدی برای جنگیدن با نیروهای ناتو پیدا کرده‌اند: حمله به کاروان‌های انتقال سوخت که بنزین را از پاکستان به افغانستان می‌برند.

آنها به کاروان تانکرهایی که روانه اردوگاه‌های ناتو در افغانستان می‌شوند حمله می‌کنند و مخازن را آتش می‌زنند. در این بین تعدادی از مردم محلی هم کشته شده‌اند.

حمله به کاروان‌های تدارکاتی ناتو از دو سال قبل شروع شد؛ اما حالا در یک حمله 20 یا 30 تانکر هم‌زمان آتش می‌گیرند.

نیروهای جوان طالبان سوار بر موتورسیکلت به تانکرها شلیک می‌کنند و بعد هم در کوهستان ناپدید می‌شوند.

ناتو گفته است نیروهای مستقر در افغانستان به خاطر این حمله‌ها با کمبود مواجه نشده‌اند، ولی مشخص است که نداشتن بنزین کافی کم‌اهمیت‌تر از نداشتن مهمات نیست. از طرف دیگر از وقتی در حمله جنگنده‌های ناتو به مرز افغانستان دو سرباز مرزبان پاکستانی کشته شدند، پاکستان برای حمل‌و‌نقل نظامی با ناتو همکاری نمی‌کند.

روزنامه همشهری ضمیمه نوجوانان دوچرخه 29 مهر 1389


 
 
طغیان رودخانه‌ها و آواره‌ها - سیل پاکستان
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٩
 

طغیان رودخانه‌ها و آواره‌ها

محمد سرابی:
سیل پاکستان ناگهان به راه نیفتاد، بلکه آب به تدریج ودر طول چند روز بالا آمد.

بعضی از مردم فرصت پیدا کردند هرچیزی را که می توانند بردارند و فرار کنند این اتفاق باعث شد که تلفات سیل در روزهای اول زیاد نباشد، ولی تعداد آواره‌ها به شدت زیاد شد.حالا این آواره‌ها که چندین میلیون مرد و زن و بچه هستند درنقاط مختلف پراکنده شده‌­اند. سیل پاکستان هم مثل زلزله هاییتی نشان داد که دولت وسازمان‌های مسئول یک کشور چه‌قدر آمادگی برخورد با حوادث گسترده را دارند.

پاکستان در منطقه ای حاصلخیز قرار دارد.رودخانه‌هایی که ازکوه‌های هیمالیا وهندوکش جاری می‌شوند در جنوب پاکستان به دشتی بزرگ می رسند و زمین‌های کشاورزی منطقه «سند» را آبیاری می‌کنند.به همین دلیل، جمعیت ساکن دراین منطقه تعدادشان زیاد است ولی توسعه نیافتگی(شرایط زندگی عقب مانده) و کمبود زیرساخت‌های لازم (حمل و نقل،بهداشت،امنیت،...) به همراه تفکرات قبیله ای وسنتی و فقر باعث مشکلات زیادی در این قسمت از کشور شده است .در شمال پاکستان که کوهستانی است طالبان حضور دارند و با دولت مرکزی مبارزه می‌کنند.زمانی که سیل قسمت‌های زیادی را زیر آب برد، نیروهای طالبان هم شروع به کمک رسانی در مناطق زیر نفوذ خود کردند و وعده دادند بعد از پایان سیل حمله‌های بیشتری به نیروهای دولتی خواهند کرد.

ارتش امداد رسانی به مناطق آب‌گرفته را با بالگرد انجام می دهد و چون جایی برای فرود آمدن نیست بسته های آب و غذا را پرتاب می‌کنند.کامیون‌های کمک رسان هم با هجوم مردم نیازمند وخشمگین رو به‌رو هستند.باپایین آمدن تدیجی سطح آب زمین‌ها خشک می شوند اما یک میلیون خانه خراب ومزرعه های وسیع سیل زده باقی می‌ماند.خطر گسترش بیماری‌های واگیر دار و بروز نا امنی هم وجود دارد.در مرز ایران وپاکستان برای مقابله با بحران آوارگان اعلام وضعیت فوق العاده شده است.

پاکستان ارتش بزرگی دارد و مسلح به سلاح هسته ای است. این کشور روابط خوبی هم با آمریکا دارد.ولی هیچ‌یک از این‌ها نتوانست در مقابله با سیل موثر باشد.از آصف علی زرداری رییس جمهور پاکستان به خاطر ناتوانی دولت در کنترل شرایط انتقادهای زیادی شده است.

روزنامه همشهری ضمیمه دوچرخه 25 شهریور 1389


 
 
ویکی و تالار اسرار - ویکی لیکس
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٩
 

ویکی و تالار اسرار

محمد سرابی:
خیلی از نوجوان‌های علاقه‌مند به اینترنت دوست دارند سایتی داشته باشند که در آن اسرار بزرگ تاریخی یا جهانی را فاش کنند و از این راه هم مخاطبان زیادی پیدا کنند و هم نشان دهند که به منابع اطلاعاتی خاصی دسترسی دارند.

همین الآن هم اگر کمی در اینترنت جست‌وجو کنید، تعداد زیادی از این نوع سایت‌ها را پیدا می‌کنید که اغلب هم وبلاگ‌هایی با پست‌های طولانی و بدون نام هستند. این سایت‌ها معمولاً دو مشکل بزرگ دارند: اول این‌که نوشته‌های آنها با اصول اطلاع‌رسانی و رعایت شرایط انتشار اخبار نوشته نشده؛ یعنی معمولاً خیلی احساسی و با جانب‌داری یا با دشمنی و مخالفت شدید نوشته شده‌اند. دوم این‌که منابع اطلاعات معتبر نیستند و نمی‌شود از صحت آنها مطمئن بود. بعضی اوقات هم اطلاعات آنها کپی‌شده یا بی‌ارزش است که در شرایط فعلی اهمیتی ندارد.

اداره یک سایت افشاگرانه بین‌المللی کار مشکلی است. سایت ویکی لیکس یکی از معدود سایت‌های افشاگرانه معتبر است. مقر اصلی ویکی لیکس در سوئد است و جولیان آسانج، روزنامه‌نگار استرالیایی که در جوانی هکر بود، آن را اداره می‌کند. ویکی لیکس از ابتدای سال 2007 شروع به کار کرد و اعتبار گزارش‌های آن به تدریج آن‌قدر زیاد شد که نشریات و سازمان‌های معتبر به آن استناد می‌کنند؛ مثل گزارش‌هایی که درباره زندان گوانتانامو یا فساد مالی و اخلاقی در دولت کنیا منتشر کرد. در جریان رقابت‌های انتخاباتی امریکا هم این سایت محتویات پست الکترونیکی «سارا پیلین»، معاون مک‌کین، رقیب جمهوری‌خواه اوباما را منتشر کرد که نشان می‌داد او از سمت دولتی خود استفاده‌های غیر‌قانونی کرده است. اما چیزی که این سایت را مشهور کرد انتشار فیلمی از حمله بالگردهای امریکایی به غیرنظامیان عراقی بود که توسط دوربین خود بالگرد گرفته شده بود. ارتش امریکا درستی فیلم را رد نکرد و سازمان‌های اطلاعاتی توانستند «برادلی مانینگ»، سربازی که این فیلم را لو داده بود شناسایی کنند. او اکنون در زندان و منتظر محاکمه به جرم افشای اطلاعات نظامی است.

ویکی لیکس چندهزار عضو دارد که منابع اطلاعاتی آن محسوب می‌شوند. بیشتر از یک میلیون سند مختلف به این سایت رسیده و تا حالا چندهزار از آنها منتشر شده است. آسانج اعلام کرده که می‌خواهد 15هزار سند درباره جنگ افغانستان را هم روی سایت قرار دهد. مقامات امریکایی به شدت مخالف هستند؛ تعدادی از طرفدارن قبلی ویکی لیکس هم از این کار ناراضی‌اند، زیرا افشای نام کسانی که با نیروهای خارجی همکاری می‌کنند - مثلاً خبرچین‌های نیروهای خارجی در میان طالبان - جان آنها را به خطر می‌اندازد. آنها از ویکی لیکس می‌خواهند برای حفظ جان اشخاص بعضی نام‌ها را حذف کند، ولی به نظر نمی‌آید ویکی لیکس این کار را قبول کند. با وجود این‌که دائماً اسرار نظامی و سیاسی مهمی از سراسر جهان در رسانه‌های مختلف منتشر می‌شود، معمولاً هیچ افشاگری‌ای نمی‌تواند به تنهایی مسیر تصمیم‌گیری‌های سیاسی را به سرعت تغییر دهد.


 
 
دریا سیاه شد - لکه نفتی خلیج مکزیک
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٩
 

دریا سیاه شد

محمد سرابی:
لکه نفتی خلیج مکزیک در طول این هشت هفته دو چیز را به شدت به خطر انداخته است: محیط‌زیست دریایی و ساحلی منطقه و اعتبار شرکت نفتی بریتیش پترولیوم.

بریتیش پترولیوم ، شل، شورون، اکسان موبیل و توتال پنج شرکت بزرگ و ثروتمند نفتی جهان هستند. بریتیش پترولیوم در سال 1909 و بعد از شروع استخراج نفت ایران تأسیس شد که در آن زمان شرکت نفت ایران و انگلیس نام داشت. 60 سال قبل نفت ایران ملی شد و از آن موقع نام این شرکت به نفت انگلیس (بریتیش پترولیوم) تغییر کرد. از آن سال‌ها تا به حال این شرکت و شریک‌هایش در تمام جهان مشغول کار استخراج و تجارت نفت هستند.

بعد از انفجار و غرق شدن سکوهای حفاری خلیج مکزیک در روز 31 فروردین، لوله‌ای که نفت را از چاه به سکوی سطح دریا می‌آورد شکست و نفت خام در عمق 1500 متری به درون آب دریا فوران کرد. اول مقدار فوران نفت روزانه چند هزار بشکه تخمین زده می‌شد، ولی وقتی لکه نفتی بزرگ و بزرگ‌تر شد. این مقدار به 26 هزار و حتی 60 هزار و بیشتر هم رسید. هنوز هم دقیقاً مشخص نیست هر روز چه‌قدر نفت وارد آب دریا می‌شود. از طرف دیگر در این حادثه 11 کارگر سکوها ناپدید شدند که هنوز  هیچ اثری از آنها به دست نیامده است.

متخصصان بریتیش پترولیوم اول سعی کردند با فرستادن یک ربات زیردریایی و بستن شیرهایی که روی لوله قرار دارد جریان نفت را قطع کنند یا با تزریق مواد خاصی به درون لوله باعث بند آمدن مسیر نفت شوند، ولی این کارها موفقیت‌آمیز نبود. بعد از آن به وسیله کشتی‌های پاک‌کننده شروع به جمع‌آوری نفت از سطح دریا کردند. ولی لکه باز هم بزرگ‌تر شد.

تا حالا روش‌های دیگری هم آزمایش شده است؛ مثلاً نصب یک قیف روی محل نشست و هدایت نفت به سوی مخزن کشتی‌ها یا آتش زدن قسمت‌های جدا شده از لکه‌ اصلی. روش دیگر هم این است که با پاشیدن مواد شیمیایی لکه نفتی را به ذره‌های بسیار کوچک تقسیم کنند تا پراکنده و محو شوند. اما این روش تا به حال برای لکه‌های کوچک‌تری که از منبع نفتکش‌ها نشت کرده بود انجام می‌شد نه برای جریان مستقیم نفت از چاه.

مواد لکه نفتی بعد از آلوده کردن اقیانوس به ساحل ایالت لوئیزیانا هم رسیده و در بیشتر از 100 کیلومتر آن پخش شده است. ماهی‌ها، پرنده‌ها و تمام موجودات زنده‌ای که درون اقیانوس زندگی می‌کنند یا به آن وابسته هستند به شدت آسیب دیده‌اند و گروه‌های مردمی طرفدار محیط‌زیست در حال کمک‌رسانی به آنها هستند. تعدادی از ماهی‌گیران، صیادان میگو و صدف، صاحبان رستوران‌ها و فروشندگان غذاهای دریایی هم از بریتیش پترولیوم و شرکای آن شکایت کرده‌اند. طبق قانون، این شرکت مسئول جبران تمام خسارت‌هاست و ارزش سهام بریتیش پترولیوم در 10 روز بعد از حادثه حدود 20 درصد کم شد.

در سایت اینترنتی این شرکت صفحه مستقلی به اخبار لکه نفتی و کارهای انجام شده در‌باره آن  اختصاص دارد. به نظر نمی‌آید به این زودی‌ها مشکل نشت نفت کنترل شود.  صرف نظراز ضرر مالی، آسیب وارد شده به محیط‌زیست هم به سادگی قابل جبران نیست.

 

روزنامه همشهری ضمیمه دوچرخه 3 تیر 1389


 
 
لاله‌های قرمز پژمردند - قرقیزستان
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

لاله‌های قرمز پژمردند

محمد سرابی:
بعد از پنج‌سال خیابان‌های بیشکک، پایتخت قرقیزستان دوباره آشوب‌زده شده است.

«قربان بیک ‌باقی‌اف»، رئیس جمهور این کشور، تقریباً به همان روشی سرنگون شد که برای رئیس‌جمهور قبل از او اتفاق افتاده بود.

قرقیزستان قبلاً یکی از جمهوری‌های اتحاد جماهیر شوروی بود که در سال 1990 مثل بقیه همسایه‌هایش از آن جدا شد. از آن سال تا سال 2005 «عسگر آقایف» رئیس جمهور قرقیزستان بود ولی فقر و فساد دولتی باعث شد که بعد از 14 سال اعتراض مردم برای کنار رفتن او شروع شود. دولت‌های غربی هم موافق این تغییر بودند. باقی‌اف که در این موقع نخست‌وزیر بود، جای آقایف را گرفت و این اتفاق به نام «انقلاب لاله‌های قرمز» شناخته شد. با گذشت چند سال مردم قرقیزستان امیدوار بودند که وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور بهتر شود؛ اما مشکلات ادامه پیدا کرد و باقی‌اف هم که بستگان و دوستان خود را در سمت‌های حساس حکومتی قرار داده بود، حاضر نمی‌شد از قدرت کنار برود. بالاخره اعتراضات مردمی به شورش تبدیل شد و گروه‌هایی از مردم به ساختمان‌های دولتی حمله کردند. پلیس و محافظان ابتدا با گاز اشک‌آور و باتوم به جمعیت حمله کردند و بعد تیراندازی شروع شد؛ اما بعد از چند روز تصرف شد و باقی‌اف به جنوب کشور که در آن‌جا طرفداران بیشتری داشت، فرار کرد.

حالا «رزا اتانبایوا» که خودش قبلاً یکی از وزیران کابینه بود، قدرت را به دست گرفته است. باقی‌اف بعد از یک هفته استعفا داد و اتانبایوا اعلام کرد که به عنوان رئیس دولت وزیران جدیدی را منصوب کرده است و کنترل نیروهای مسلح را در اختیار دارد. امریکا که از انقلاب لاله‌های قرمز حمایت کرده بود، این بار موضع صریحی نگرفته است و روسیه هم که هوادار عسگرآقایف و مخالف انقلاب لاله‌های قرمز بود، اعلام کرده است در اتفاقات داخلی امسال قرقیزستان هیچ نقشی نداشته است. این دو کشور در قرقیزستان پایگاه‌های نظامی دارند. با وجود این‌که بیشکک به نسبت روزهای گذشته آرام است، دولت جدید قرقیزستان هنوز نمی‌تواند به‌طور کامل کشور را اداره کند.

http://hamshahrionline.ir/details/105919

ضمیمه نوجوانان روزنامه همشهری

2 اردیبهشت 1389


 
 
دوربین یا اسلحه؟ - جنگ عراق - دختر سرباز اسرائیلی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

دوربین یا اسلحه؟

محمد سرابی:
چند هفته قبل مدارک دو رسوایی نظامی در رسانه‌ها پخش شد.

موضوع اول تیراندازی بالگردهای آپاچی امریکا به مردم عراق بود. سایت اینترنتی ویلکلیکس فیلم کوتاهی منتشر کرد که با دوربین بالگرد امریکایی ضبط شده بود. فیلم چند نفر را در یکی از خیابان‌های بغداد نشان می‌دهد که در حال صحبت با یکدیگر هستند و صدای یک نظامی امریکایی شنیده می‌شود که می‌گوید آنها مسلح هستند و موشک‌انداز دارند.

چند لحظه بعد با مسلسل بالگرد به این افراد شلیک می‌شود. افرادی که زنده می‌مانند به پشت یک خودرو و کنار دیوار فرار می‌کنند ولی نظامیان امریکایی بازهم به طرف آنها شلیک می‌کنند؛ اما آنها مسلح نبودند و چیزی که به نظر موشک‌انداز می‌آمد، دوربین عکاسی بود. بالگرد به عکاس خبرگزاری رویترز و راننده‌اش که در میان مردم عادی بودند شلیک کرده بود. تاریخ این فیلم مربوط به تابستان سال 2007 است و ارتش امریکا واقعی بودن آن را رد نکرده است.

موضوع دوم به یک دختر 22 ساله سرباز در رژیم صهیونیستی مربوط می‌شود. او که «عانات کام» نام دارد، در سال‌های 2006 و 2008 در دفتر فرماندهی ستاد مرکزی ارتش رژیم صهیونیستی کار می‌کرد و اگرچه سمت مهمی نداشت، توانست 2000 سند را روی لوح فشرده کپی کند. کام پس از پایان خدمت سربازی این لوح را به روزنامه «یدیعوت آهارانوت» داد، اما این روزنامه اسناد را منتشر نکرد. او بعداً لوح را به «اوری بلاو»، خبرنگار روزنامه «هاآرتص» داد. بعد از انتشار تعدادی از این اسناد کام دستگیر شد و بلاو هم به انگلیس فرار کرد.

پخش شدن این اسناد برای ارتش رژیم صهیونیستی خیلی اهمیت دارد؛ زیرا تعدادی از آنها نشان می‌دهد که چگونه فرماندهان گروه‌های مسلح فلسطینی به دست آنها ترور می‌شوند.

http://hamshahrionline.ir/details/105918

اردیبهشت 1389


 
 
یکی از دوقلوها - لهستان
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

یکی از دوقلوها

 محمد سرابی:
با سقوط هواپیما در جنگل‌های روسیه، یکی از دوقلوهای سیاستمدار لهستانی کشته شد.

«لخ کاشینسکی»، رئیس جمهور لهستان، به همراه همسرش و تعدادی از مقام‌های سیاسی و نظامی سوار هواپیمایی بودند که به طرف منطقه «کاتین» پرواز می‌کرد. آنها قرار بود در مراسم هفتادمین سال کشتار کاتین شرکت کنند. در اوایل جنگ جهانی دوم بین اتحاد جماهیر شوروی و لهستان درگیری‌هایی اتفاق افتاد و در خاک شوروی
چند هزار لهستانی به دست نیروهای این کشور کشته شدند. بعد از فروپاشی شوروی، مراسم یادبود این کشتار با حضور لهستانی‌ها برگزار می‌شود. به همین دلیل در هواپیمای لخ کاشینسکی، تعداد زیادی از وزرا و فرماندهان ارتش حضور داشتند؛ اما برادر او در لهستان مانده بود.

یاروسلاو کاشینسکی، برادر دوقلوی لخ هم مانند او سیاستمدار است و آنها با هم حزب «قانون و عدالت» لهستان را در سال 2001 تأسیس کردند. در فاصله سال‌های 2005 و 2007 لخ رئیس جمهور و یاروسلاو نخست‌وزیر بود. این دو برادر، برای این‌که در مراسم رسمی کسی آنها را با هم اشتباه نگیرد، لباس‌هایی با رنگ‌های متفاوت می‌پوشیدند. هواپیمای کاشینسکی توپولوف بود و 20 سال عمر داشت. این هواپیما که می‌خواست در فرودگاه اسمولنسک در نزدیکی مرز بلاروس فرود بیاید، ‌بافاصله از باند فرود، در هوای مه‌آلود سقوط کرد و متلاشی شد. بعد از سقوط نزدیک به 100 جسد و جعبه‌های سیاه آن پیدا شدند و مسئولان روس اعلام کردند اشتباه خلبان باعث این حادثه شده است.

کاشینسکی ملی‌گرا بود و می‌خواست در انتخابات بعدی با نامزد حزب لیبرال رقابت کند. براساس قوانین لهستان، رئیس پارلمان وظایف رئیس‌جمهور را برعهده می‌گیرد تا انتخابات ریاست جمهوری برگزار شود. هنوز معلوم نیست یاروسلاو جای برادر دوقلویش را می‌گیرد یا نه.

روزنامه همشهری ضمیمه دوچرخه

2 اردیبهشت 1389

http://hamshahrionline.ir/details/105916


 
 
درس خواندن ممنوع! - طالبان
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

درس خواندن ممنوع!

کودک و نوجوان > جهان- محمد سرابی:
حمله طالبان به مدارس دخترانه در ولایت قندوز افغانستان باعث ترس دانش‌آموزان شده است.

در هفته‌های قبل نیروهای طالبان چند بار به مدارس دخترانه گلوله‌های گاز سمی شلیک کردند؛ البته کسی کشته نشد ولی تعدادی از دانش‌آموزان و معلم‌ها دچار سرگیجه، درد و تهوع شدند. در طول حکومت طالبان بر افغانستان از سال 1996 تا سال 2001 مدرسه‌های دخترانه تعطیل شد و آموزش خواندن و نوشتن به زنان ممنوع بود. بعد از حادثه 11 سپتامبر 2001 ارتش امریکا که به دنبال القاعده و رئیس آن، بن‌لادن بود به افغانستان حمله کرد و در نتیجه دولت طالبان سقوط کرد؛ ولی اعضای آن هنوز هم در این کشور فعال هستند و در بعضی از نقاط قدرت زیادی دارند.

بنابر قوانین طالبان، سواد آموختن زنان و کار کردن آنها در بیرون از خانه ممنوع است. دولت جدید افغانستان مدارس دخترانه را باز کرده است اما نیروهای طالبان با این کار مخالف هستند و هر چند وقت یک بار مدارس را تهدید می‌کنند. یک سال و نیم قبل هم چند نفر از اعضای طالبان در شهر قندهار به دختران دانش‌آموز اسید پاشیده بودند. تحصیل و کار زنان در افغانستان با مشکلات زیادی روبه‌رو ست که نداشتن امنیت در مدارس دخترانه قسمتی از آن است.

http://hamshahrionline.ir/details/106730

روزنامه همشهری ضمیمه نوجوانان دوچرخه

16 اردیبهشت 89


 
 
زیر ابرهای غبارآلود - بحران آتشفشان ایسلند
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

زیر ابرهای غبارآلود

محمد سرابی:
گل‌های گلخانه‌داران کنیایی در حال پژمردن هستند...

زیرا با وجود این که بحران آتشفشان ایسلند تمام شده است، هنوز پروازهای خطوط هوایی به شکل قبل برقرار نشده‌اند؛ بنابراین از هواپیماهایی که همیشه این گل‌ها را به اروپا می‌بردند، خبری نیست. درون اروپا هم شرکت‌های هوایی در حال محاسبه ضررهای آتشفشان هستند.

 محل آتشفشان از اروپا دور است و در جزیره ایسلند در شمال اقیانوس اطلس قرار دارد؛ ولی جریان باد غبار را به مرکز اروپا و کشورهایی مانند آلمان رساند. برای چند روز پرواز تمام هواپیماها لغو شد که در بعضی روزها تعداد آن به 30 هزار پرواز می‌رسید. پروازهای بین اروپا و امریکا هم به خاطر غبار روی اقیانوس ممکن نبود.

توقف سفرهای هوایی به اقتصاد اروپا ضربه زده است؛ زیرا مدیران اقتصادی یا سیاستمداران نمی‌توانستند برنامه‌های خود را اجرا کنند، و حمل‌و‌نقل هم متوقف شد.  البته بعد از مدتی که مقدار غبار و خاکستر کم شد بعضی از پروازها دوباره شروع شدند ولی خیلی طول کشید تا کار خطوط هوایی دوباره به شکل قبلی خود برگردد.

کمیسیون حمل و نقل اتحادیه اروپا اعلام کرده است که پروازها به‌زودی با همان حجم قبلی برقرار و خسارت‌ها جبران می شود. وقتی که فرودگاه‌ها تعطیل بودند، وسایل حمل و نقل زمینی مثل اتوبوس و راه‌آهن مسافران را از راه‌های زمینی و زیر ابرهای سیاه و غبارآلود به مقصد رساندند. برخلاف شرکت‌های هواپیمایی، شرکت‌های حمل‌ونقل زمینی از وقوع آتشفشان سود هم برده‌اند.

روزنامه همشهری ضمیمه نوجوانان دوچرخه

16 اردبیهشت 89


 
 
صندلی‌های ما و شما - انتخابات عراق
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

صندلی‌های ما و شما

 محمد سرابی:
انتخابات مجلس عراق تمام شده است ولی بحث بازشماری صندوق‌های رأی و تعداد دقیق نمایندگان هر گروه ادامه دارد.

بعد از سقوط دولت صدام در سال 2003، این دومین انتخابات مجلس عراق بود. انتخابات قبلی در شرایط ناآرام امنیتی برگزار شده بود و این بار همه می‌خواستند مراحل انتخابات با آرامش و دقت بیشتری برگزار شود. گروه‌های سیاسی هم این‌بار برنامه‌ریزی بهتری داشتند ولی بعد از شمردن رأی‌ها مشخص شد که تعداد رأی دو ائتلاف اصلی یعنی «العراقیه» به ریاست «ایاد علاوی»، نخست‌وزیر قبلی و «دولت قانون» به ریاست نوری المالکی، نخست‌وزیر فعلی خیلی به هم نزدیک است. ائتلاف ایاد علاوی، 91 صندلی مجلس و ائتلاف نوری‌المالکی، 89 صندلی را به دست آورده بود. «ائتلاف ملی عراق» به ریاست «عمار حکیم»، 70 صندلی و ائتلاف «کردستان» هم 43 صندلی را به دست آوردند. مجلس عراق 325 صندلی دارد و هر گروهی که اکثریت صندلی‌ها را به دست بیاورد می‌تواند دولت را تشکیل بدهد.

در هر منطقه از عراق یکی از گروه‌های سیاسی نفوذ بیشتری دارد و مردم بیشتر به آن رأی داده‌اند. وقتی نوری‌المالکی درخواست کرد تعدادی از صندوق‌ها بازشماری شوند، ایاد علاوی گفت که باید تمام صندوق‌ها شمرده شوند، وگرنه نتیجه بازشماری را قبول نمی‌کند. 68 صندلی مجلس عراق به شهر بغداد تعلق دارد و اختلاف دو ائتلاف رقیب فقط 2 صندلی است. بنابر این یک تغییر کوچک می‌تواند سهم گروه‌ها را عوض کند.

بعد از اعلام نتیجه انتخابات گروه‌های سیاسی شروع به مذاکره کردند تا بتوانند با اتحاد با یکدیگر اکثریت مجلس را به دست بیاورند و دولت را تشکیل دهند. مالکی و حکیم با هم دیدار کردند ولی نتیجه آن اعلام نشد. این دو گروه در میان بعضی از شیعیان طرفدار دارند و با کردها هم روابط خوبی برقرار کرده‌اند.

در این میان، امریکا هم اعلام کرده است که می‌خواهد تا مدتی دیگر ارتش خود را از بیشتر قسمت‌های عراق خارج کند. به نظر می رسد  دولت بعدی عراق که همین گروه‌های درون مجلس آن را تشکیل می‌دهند، کار سختی برعهده خواهد داشت.


 
 
کشور بی‌خبری - کره شمالی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:٠۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

کشور بی‌خبری

محمد سرابی:
بعد از سفر رئیس کشور کره شمالی به چین، خبرهای زیادی از ملاقات‌های او با مقام‌های دولت چین و اعلام آمادگی برای گفت‌وگو با کشورهای غربی پخش شده است.

قبلاً هم مشابه این اخبار از کره شمالی منتشر می‌شد، ولی اغلب اوقات مذاکرات صلح کره شمالی و کشورهای غربی با مشکل مواجه می‌شد. کشور کره در تاریخ خود به دلیل نزدیکی به چین و ژاپن همیشه مورد تهاجم این دو کشور قرار می‌گرفت و حکومت آن از پادشاهی‌های محلی تشکیل شده بود که مدت زیادی دوام نداشتند. در قرن 19 ژاپن، کره را اشغال کرد و در سال 1910 کره رسماً قسمتی از کشور ژاپن محسوب می‌شد. در 1945 ژاپن در جنگ جهانی شکست خورد و از کره بیرون رفت، ولی بعد از پایان جنگ قسمت شمالی شبه جزیره کره به دست روس‌ها و جنوب آن به دست امریکایی‌ها افتاد. قرار بود این دو کشور بعداً متحد شوند، ولی چون در شمال کمونیست‌های طرفدار شوروی و در جنوب دولت سرمایه‌داری طرفدار غرب حکومت می‌کرد، این اتفاق هیچ‌وقت نیفتاد. در 1948 دو کشور جمهوری دموکراتیک خلق کره (شمالی) به پایتختی پیونگ یانگ و جمهوری کره (جنوبی) به پایتختی سئول تأسیس شدند.

دشمنی این دو کشور در دوران جنگ سرد ادامه پیدا کرد و از 1950 تا 1953 مستقیماً درگیر جنگ بودند. شوروی و چین مهم‌ترین کشورهای حامی کره شمالی بودند. شوروی در سال 1990 از بین رفت و نظام سیاسی بیشتر کشورهای وابسته به آن- مانند کشورهای اروپای شرقی- تغییر کرد. دولت چین هم در سال‌های اخیر بعضی از سیاست‌های خود را تغییر داده است؛ ولی کره شمالی یکی از معدود کشورهای جهان است که هنوز خبری از تغییر در آن نیست.

حکومت این کشور سوسیالیستی است و تنها حزب آن حزب کمونیست است. اینترنت و تلفن همراه در کره شمالی وجود ندارد. تماس تلفنی با خارج از کشور و سفر بدون اجازه مقام‌های رسمی ممنوع است. خبرنگاران کشورهای دیگر اجازه سفر به کره را ندارند و به همین دلیل اطلاعات مشخصی از این کشور وجود ندارد. ارتش کره شمالی بسیار قدرتمند و مجهز به سلاح هسته‌ای است، ولی ظاهراً سطح زندگی و رفاه در کره شمالی بسیار پایین است. چند سال قبل وقوع سیل و قحطی باعث شد تعدادی از مردم جان خود را از دست بدهند و کره جنوبی کمک‌های غذایی به کره شمالی فرستاد. وضعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کره جنوبی تفاوت بسیار زیادی با کره شمالی دارد.

آزمایش‌های هسته‌ای و موشکی کره شمالی و درگیری های مرزی نگرانی‌هایی را  برای ژاپن و کره جنوبی ایجاد کرده است.

کیم جونگ ایل، پسر کیم ‌ایل سونگ که قبل از او رئیس کشور بود در سفر به چین بدون مقدمه اعلام کرد آماده مذاکره است، ولی اطلاعات بیشتری در این باره منتشر نشده است.

http://www.hamshahrionline.ir/details/107748

روزنامه همشهری ضمیمه دوچرخه

پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389


 
 
سال 88
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸۸
 

 این، موضوع انشا نیست

 محمد سرابی:
سال 1388 را چه‌طور گذراندید؟ البته این موضوع انشا نیست.

ولی نکته‌ای است که خیلی‌ از ماها در  اواخر سال از خودمان می‌پرسیم. یعنی هر وقت به عید نزدیک می‌شویم، فکر می‌کنیم که امسال چه کارهایی کردیم و چه اتفاقاتی برایمان افتاد تا ببینیم سال خوب و موفقی را پشت سر گذاشته‌ایم یا نه.

همین نگاه را به جهان هم می‌توان داشت و این سؤال را از منظر جهان هم می‌شود طرح کرد. امسال در صفحه جهان به بعضی از اتفاق‌های مهم دنیا پرداختیم و لابد یادتان هست که سال 88 از یک طرف با بحران اقتصادی و از طرف دیگر با آنفلوانزای خوکی همراه بود. درست مثل کسی که وقتی مشکل مالی دارد، بیمار هم می‌شود. ولی خب جهان از هر دو تای اینها رد شده و دارد به سال 1389 می‌رسد. کار دیگری که در  اواخر سال می‌توان انجام داد، تحلیل، برآورد و حدس زدن وضعیت و اتفاق‌های سال بعد است. مثلاً اینکه مسائل بزرگ سیاسی و بین‌المللی چه سرانجامی خواهند یافت؟ شما هم می‌توانید این کار را بکنید. به مهم‌ترین رویدادها و بحران‌های مهم سال 88 که در باره‌شان شنیده و خوانده‌اید فکر کنید و حدس بزنید وضعیت جهان در این زمینه، در سال 89 چه خواهد شد؟

اردیبهشت-‌ دولت سریلانکا پس از چند دهه درگیری، از شکست نهایی جدایی طلبان تامیل خبر داد. بنا به این خبر، فرمانده شبه نظامیان تامیل کشته و پایگاه‌های جنگلی آنها تصرف شد.

شهریور- حزب لیبرال دمکرات‌ ژاپن بعد از 54 سال حضور  در رأس قدرت،از حزب دمکرات شکست خورد و هاتویاما به‌عنوان نخست‌وزیر جدید این کشور انتخاب شد.

آبان - حامد کرزای مجدداً رئیس جمهور افغانستان شد. ابتدا کرزای به‌عنوان برنده انتخابات در مرحله اول معرفی شد با اعتراض دیگر نامزدها و بالاخره با اثبات ناسالم بودن روند انتخابات در برخی منطقه ها  انتخابات به مرحله دوم کشیده شد؛ اما عبدالله عبدالله  از ادامه رقابت  انصراف دادو به این صورت، کرزای دوباره به عنوان رئیس‌جمهور سوگند خورد.

آذر- فیلم‌علمی-تخیلی سه ‌بعدی «آواتار» به نمایش در آمد. جیمز کامرون کار گردان این فیلم رکورد فروش فیلم قبلی خود «تایتانیک» را شکست. مفاهیم بسیاری مانند جنگ، استعمار، محیط زیست و عشق در این فیلم گنجانده شده است. «آواتار» تنها فیلمی است که مرز فروش ۲ میلیارد دلار  را پشت سر گذاشته‌است.

دی- اجلاس سازمان ملل در باره حفظ محیط‌‌زیست و برنامه‌ریزی برای جلوگیری از گرم شدن دمای زمین، در کپنهاگ (دانمارک) به نتیجه مشخصی نرسید. سران و مسئولان بلندپایه 192 کشور جهان در این اجلاس شرکت داشتند. فعالان محیط‌ زیست از این نشست ناراضی بودند.

دی- زمین‌لرزه درکشور  هائیتی یک فاجعه بزرگ انسانی را در اواخر سال رقم زد. برآوردها از کشته و مفقود شدن بیش از 200 هزار نفر حکایت داشت. اما چندی بعد در همان قاره و در کشور شیلی زلزله‌ای با قدرت 8/8 درجه در مقیاس ریشتر اتفاق افتاد که پنجمین زمین‌لرزه بزرگ دنیا به‌شمار می‌آید؛ منتها تلفات جانی آن بسیار کمتر ( حدود 800 نفر) بود.

اسفند- المپیک زمستانی ۲۰۱۰ که به طور رسمی با نام «بازی‌های المپیاد زمستانی
بیست و یکم» شناخته می‌شود  با رقابت ورزشکارانى از ۸۲ کشور جهان در شهر ونکوور، استان بریتیش کلمبیا در کشور کانادا برگزار شد.نزدیک به 2500 ورزشکار در این مسابقات به رقابت پرداختند.

 

پنجشنبه 27 اسفند 1388

ضمیمه نوجوانان روزنامه همشهری


 
 
زلزله هائیتی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ آبان ۱۳۸٩
 

جزیره زلزله‌ها

 محمد سرابی:
امداد رسانی به کشور زلزله زده و فقیر هائیتی مشکل شده است، زیرا امکانات اولیه هم برای رسیدگی به حادثه دیدگان فراهم نیست و زنان و کودکان به کمک‌ها دسترسی ندارند.

هائیتی با حدود 10میلیون نفر جمعیت در جزیره‌ای در دریای کارائیب، نزدیک به خلیج مکزیک قرار دارد و تنها همسایه آن دومینیکن است. قبل از زلزله هم وضعیت بهداشتی این کشور خوب نبود. تعداد زیادی از مردم به بیماری‌های مختلف مبتلا بودند، آمار مرگ ومیر مادران و نوزادان بالا بود و به دلیل نقص سیستم آبرسانی مشکلات بهداشتی زیادی اهالی این کشور را تهدید می‌کرد. زلزله 7 ریشتری که نزدیک یک دقیقه طول کشید بسیاری از بیمارستان‌ها را خراب کرد و به تأسیسات برق و ارتباطات آسیب زد. ولی یک مشکل از همه بدتر است. هائیتی  که در قرن‌های گذشته یکی از مستعمره‌های کشورهای اروپایی بود در سال‌های اخیر دچار اختلافات سیاسی،کودتا ودرگیری داخلی شده است. بعد از زلزله و زمانی که دولت و نیروهای پلیس قدرت و نظم کافی ندارند آشوب و ناامنی زیاد شده است.

هائیتی، پیش از زلزله

دزدی از کاروان‌های امداد و غارت خانه‌های مخروبه  توسط افراد و نیروهای مسلح باعث شده است که کمک رسانی به خوبی انجام نشود.آوارگان هم چاره ای ندارند جز اینکه برای
به دست آوردن آب و غذا تلاش کنند یا با دیگران درگیر شوند. بسیاری از قربانیان این حادثه بچه‌هایی هستند که والدین خود را از دست داده‌اند.

 

پنجشنبه 8 بهمن 1388

روزنامه همشریه ضمیمه دوچرخه


 
 
آیا این‌جا کشور است؟ - آبخازیا
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ دی ۱۳۸۸
 

آیا این‌جا کشور است؟

جهان > روسیه‌و قفقاز- محمد سرابی:
در اولین انتخابات «آبخازیا» رئیس جمهور قبلی این کشور، «سرگئی باگاپس» دوباره رئیس جمهور شد

بیشتر کشورهای دنیا آبخازیا را کشور نمی‌شناسند. آبخازیا و اوستیا مناطقی از گرجستان هستند که ادعای جدایی‌طلبی و تشکیل کشور مستقل را دارند. در سال 2008 حوادثی در این منطقه رخ داد که باعث حمله روسیه به آن‌جا شد و دولت روسیه اعلام کرد برای حفظ جان اتباع خود که در معرض خطر نیروهای گرجستان قرار دارند وارد آبخازیا شده است. ارتش کوچک گرجستان در مقابل ارتش روسیه شکست خورد و عقب‌نشینی کرد. بعد از این حمله روسیه و بعد از آن ونزوئلا کشور آبخازیا را به رسمیت شناختند و باگاپس خود را رئیس جمهور خواند.

درون کشور روسیه هم بعضی از مناطق مدعی جدایی‌طلبی هستند.چچن یکی از این مناطق است. مدتی پیش در این کشور انتخابات برگزار شد و «رمضان قدیراُف» که طرفدار اتحاد با روسیه است به قدرت رسید. الان چچن بخشی خود مختار است که زیر نفوذ و جزء خاک روسیه محسوب می‌شود ولی گروه‌های مسلح در این منطقه در حال جنگ با دولت و نظامیان روسیه هستند. معمولاً بیشتر کشورهای جهان چنین مناطقی را کشور محسوب نمی کنند.

دهم دی 1388

روزنامه همشهری  ضمیمه نوجوانان دوچرخه

http://hamshahrionline.ir/details/98306


 
 
پس از قتل عام - عراق
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ دی ۱۳۸۸
 

پس از قتل عام

محمد سرلبی:
یک گور دسته‌جمعی در نزدیکی شهر کرکوک عراق پیدا شده است که در آن 185 جسد قرار دارد. بسیاری از این اجساد متعلق به غیرنظامیان است

گورهای دسته‌جمعی اغلب در جریان اعدام‌های گسترده یا نسل‌کشی به وجود می‌آیند؛ گروهی مهاجم مسلح تعداد زیادی از مردم را می کشند و با کندن گودال بزرگی آنها را دفن می‌کنند.محل این گورها تا سال‌ها بعد مخفی می‌ماند و بعد از پیدا شدن هم تشخیص هویت اجساد آن بسیار مشکل است.

گورهای دسته‌جمعی در بسیاری از نقاط جهان مانند بوسنی، روآندا و عراق کشف شده‌اند. بیشترین گورهای دسته‌جمعی در کشور کامبوج وجود دارند و مربوط به دوران حکومت خمرهای سرخ، از سال 1975 تا 1979 می‌شوند. در این مدت حدود 2 میلیون از 7 میلیون نفر جمعیت این کشور به دست نیروهای دولتی کشته شدند.گورهای دسته‌جمعی در مناطق کردنشین عراق نتیجه حمله ارتش این کشور است. صدام حسین در سال 1988 برای سرکوب کردهای شمال عراق دستور عملیاتی به نام «انفال» را داد که در آن نزدیک 100 هزار نفر کشته و 4000 روستا خراب شدند. پس از سقوط صدام این گورها به تدریج کشف می‌شوند و خانواده‌های قربانیان تلاش می‌کنند بستگان خود را شناسایی کنند.

دهم دی 1388

روزنامه همشهری  ضمیمه نوجوانان دوچرخه

http://hamshahrionline.ir/details/98305


 
 
حصار فولادی - غزه
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ دی ۱۳۸۸
 

محمد سرابی:
تنها راه ارتباط نوار غزه با دنیای خارج در مرز مصر با دیواری فولادی پوشانده خواهد شد

این مرز تا به حال با سیم‌خاردار و موانع بتونی حفاظت می‌شد و امکان رفت و آمد از آن بسیار محدود بود. گذرگاه رفح تنها دروازه‌ای است که می‌توان از طریق آن وارد غزه شد و بقیه گذرگاه‌ها همه به فلسطین اشغالی ارتباط دارند.

ساکنان غزه برای انتقال کالاهای مورد نیاز تونل‌های زیر زمینی زیادی در زیر این خط مرزی کنده‌اند که آنها را به نقاطی در خاک مصر وصل می‌‌کند. دولت فلسطین اشغالی و کشورهای غربی می‌گویند که این تونل‌ها راهی برای انتقال اسلحه به گروه حماس در نوار غزه است و حالا مصر قصد دارد مرز غزه را با دیواری بزرگ و آهنی بپوشاند.

دیوار قبلی بین غزه و مصر که خراب شد

هنوز بخش اصلی کار انجام نشده است ولی گفته می‌شود این دیوار 50 سانتی‌متر قطر، 20 تا 30 متر ارتفاع و 10 کیلومتر طول دارد. برای جلوگیری از کندن تونل، پایه دیوار حدود 18 متر درون زمین ادامه پیدا می‌کند و حسگرهایی در عمق زمین نصب می‌شوند تا لرزش ناشی از حفاری را شناسایی کنند.

چند وقت پیش که اسرائیل غزه را محاصره کرد و راه‌های آن را بست، خراب شدن قسمتی از موانع مرزی و بازشدن راه در نزدیکی رفح باعث شد که ساکنان غزه به کمک‌های مورد نیاز خود دسترسی پیدا کنند، ولی با ساخت دیوار فولادی احتمال تکرار این اتفاق خیلی کم خواهد شد.

دهم دی 1388

 روزنامه همشهری  ضمیمه نوجوانان دوچرخه

http://hamshahrionline.ir/details/98287


 
 
پایین‌تر یعنی فاسدتر - افغانستان
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ دی ۱۳۸۸
 

محمد سرابی:
حامد کرزای، رئیس جمهور افغانستان در حال تغییر اعضای کابینه خود است

 بعضی از اعضای کابینه و مقام‌های دولتی افغانستان متهم به فساد هستند و کرزای می‌خواهد در دور دوم ریاست جمهوری خود این اتهام را از دولت دور کند.

فساد در میان سیاستمداران فقط به معنی فساد اخلاقی نیست. وقتی از فساد اداری یا فساد سیاسی صحبت می‌شود منظور به کارگیری قدرت و امکانات سازمان‌های دولتی یا وابسته به دولت برای کسب منافع مالی فردی یا گروهی است. رشوه‌خواری، خویشاوند‌گماری (شرکت دادن وابستگان در سمت‌های دولتی)، سوءاستفاده از قدرت، اعمال نفوذ برای جلوگیری از اجرای قانون و تشکیل باندهای بزرگ برای گرفتن سمت‌های مهم نمونه‌هایی از فساد دولتی است. تقریباً بیشتر کشورهای جهان به شکلی دچار فساد اداری هستند ولی میزان آن تفاوت دارد. بعضی از سازمان‌های بین‌المللی فهرست‌هایی از دولت‌های مختلف تهیه می‌کنند که رتبه آنها را در زمینه گسترش فساد اداری نشان می‌دهد. رتبه پایین تر یعنی فساد بیشتر. معمولاً هرچه یک کشور بی‌ثبات‌تر، فقیرتر و دچار مشکلات سیاسی بیشتر باشد میزان فساد اداری در آن بیشتر است و از طرف دیگر همین فساد باعث پیشرفت نکردن آن هم می‌شود.

کرزای (نفر وسط) در میان سیاستمداران افغانی

در کشورهای دچار فساد اداری انتصاب مقام های دولتی بیشتر از این‌که به مهارت و توانایی افراد بستگی داشته باشد وابسته به ارتباطات آنها با سیاستمداران است. همچنین سرمایه‌های دولتی و بودجه کشور اغلب توسط کسانی مصرف می‌شود که دارای روابطی با سیاستمداران باشند. وزیر خارجه و وزیر کشاورزی کابینه قبلی کرزای به فساد مالی متهم هستند ولی برخورد قانونی کاملی با آنها نشده است. قبل از اعلام کابینه جدید کنفرانسی در زمینه مبارزه با فساد در کابل تشکیل شد و کرزای در آن به صحبت در مورد مقابله با سوءاستفاده‌های دولت پرداخت، ولی یکی از مقام‌های دولتی که به علت فساد مالی به 4 سال زندان محکوم شده بود در ردیف اول شرکت‌کنندگان نشسته بود و کرزای از او دفاع کرد. دستگاه قضایی افغانستان قدرت کافی برای برخورد با متهمان ندارد. معاون دادستان کل افغانستان در جلسه غیرعلنی مجلس فهرست اسامی 21 مقام دولتی مانند وزرا و استانداران را که به فساد متهم هستند اعلام کرد ولی تا به حال همه آنها اتهام خود را رد کرده‌اند.

کشور افغانستان به دلیل سابقه طولانی جنگ داخلی و دولت‌های ضعیف و وابسته، با مشکلات زیادی روبه‌رو است. انتخابات اخیر ریاست جمهوری افغانستان با بحث‌های زیادی همراه بود. تعدادی از وزرای کابینه جدید کرزای تابعیت دوگانه دارند یا فرماندهان جنگی گذشته هستند که این مسئله موجب اعتراض اعضای مجلس این کشور شده است.

دهم دی 1388

روزنامه همشهری  ضمیمه نوجوانان دوچرخه

http://hamshahrionline.ir/details/98286


 
 
طراح پرنده‌های مرگ - خالد شیخ محمد
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ آذر ۱۳۸۸
 

طراح پرنده‌های مرگ

محمد سرابی:
دادگاه متهمان 11 سپتامبر به زودی در نزدیکی محل این حادثه برپا می‌شود.

عملیات 11 سپتامبر، مشهورترین واقعه ابتدای قرن بیست و یکم است. هشت سال پیش، چهار هواپیمای مسافربری امریکایی ربوده شدند. دو هواپیما به برج‌های دوقلوی ساختمان تجارت جهانی در نیویورک برخورد کردند، یکی به ساختمان وزارت دفاع کوبیده شد و دیگری در فضای باز سقوط کرد.

 چند ساعت بعد برج‌های تجارت جهانی پس از آتش‌سوزی فرو ریختند و نزدیک به 3000 غیر نظامی کشته شدند. دولت جرج بوش به دنبال این حادثه به افغانستان و بعد از آن به عراق حمله کرد و بسیاری از مسائل سیاسی جهان به صورت مستقیم یا غیر مستقیم تحت تأثیر این اتفاق قرار گرفت.

برخورد هواپیما با برج های دوقلو

تمام مهاجمانی که سوار هواپیماها بودند کشته شدند ولی ارتش امریکا در سال 2003 از دستگیری برنامه‌ریز اصلی این عملیات به نام «خالد شیخ محمد» که اهل پاکستان بود، خبر داد. در نوار صوتی دادگاه نظامی، خالد شیخ محمد اعتراف می‌کند که مسئول عملیات 11 سپتامبر است و تمام عملیات‌های نظامی القاعده را زیرنظر اسامه بن لادن و ایمن الظواهری اجرا می‌کرده است. از سال 2001 تا به حال افراد زیادی به جرم دست داشتن در حادثه 11 سپتامبر یا همکاری با القاعده توسط ارتش امریکا بازداشت شده‌اند که بیشتر آنها در زندان گوانتانامو به سر می‌برند و گزارش‌هایی درباره شکنجه آنها منتشر شده است. این زندان متعلق به ارتش امریکا و در خاک کشور کوباست.

اوباما در رقابت‌های انتخاباتی وعده داده بود که گوانتانامو را تعطیل می‌کند. محاکمه زندانیان آن در محدوده قضایی دادگاه‌های فدرال امریکا مقدمه‌ای برای این کار است. بعضی از سیاستمداران امریکایی مخالف برگزاری این محاکمه در نیویورک هستند و می‌گویند که با این کار تبلیغات زیادی در مورد متهمان انجام می‌شود یا این‌که در جریان انتقال پرونده‌ها از دادگاه نظامی به دادگاه فدرال‌ تغییرهایی در مدارک به وجود می آید.

تا به حال درباره 11 سپتامبر فرضیه‌های زیادی مطرح شده است. بعضی افراد در داخل و خارج امریکا عقیده دارند که این ماجرا توطئه دولت امریکا بود ولی هنوز این فرضیه به اثبات نرسیده است و بیشتر مردم و دولت‌های جهان 11 سپتامبر را حمله‌ای از طرف یک گروه تروریستی می‌دانند.

http://hamshahrionline.ir/details/97346

23 آذر 1388

روزنامه همشهری  ضمیمه نوجوانان دوچرخه


 
 
کودک - سرباز --طالبان
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ آذر ۱۳۸۸
 

کودک - سرباز

کودک و نوجوان > جهان- محمد سرابی:
نوجوان 13 ساله‌ای که می‌خواست یک بمب را در جاده زهری در شمال شهر قندهار کار بگذارد، به علت انفجار آن کشته شد.

نوجوان 13ساله‌ای که می‌خواست یک بمب را در جاده زهری در شمال شهر قندهار کار بگذارد، به علت انفجار آن کشته شد. به گفته وزیر کشور افغانستان او از طرف طالبان برای این کار فرستاده شده بود. حدود یک ماه قبل نوجوان دیگری که او هم 13 ساله بود در منطقه سوات پاکستان که تحت نفوذ طالبان است عملیات انتحاری انجام داد و با انفجار بمب همراه خود نزدیک به 40 نفر را کشت.

بنا به قوانین بین‌المللی نباید کسانی که کمتر از 18 سال دارند در ارتش یا جنگ مسلحانه وارد شوند، ولی در بعضی از کشورها این کار به صورت غیر رسمی انجام می شود. گروه‌های شبه نظامی بیشتر از دیگر طرف‌های درگیر جنگ از کودکان و نوجوانان سرباز استفاده می‌کنند، زیرا این نوجوانان اغلب چیز زیادی درباره هدف جنگ نمی‌دانند و کاملاً از فرماندهان خود اطاعت می‌کنند. آنها به نگهبانی، حمل و نصب مواد منفجره و مهمات، جاسوسی، تهیه آذوقه و بردگی جنسی وادار می شوند و در معرض خطر کشته شدن هستند.

کودک- سربازها در جریان درگیری باید از اسلحه‌های سبک استفاده کنند زیرا قادر به شلیک با سلاح‌های سنگین نیستند ولی عملیات انتحاری با استفاده از بمب نیاز به توانایی خاصی ندارد و به همین دلیل احتمال استفاده از نوجوانان در این نوع عملیات بیشتر است.

http://hamshahrionline.ir/details/97347

26 آذر 1388

روزنامه همشهری  ضمیمه نوجوانان دوچرخه


 
 
جنگ در کوهستان - یمن
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ آذر ۱۳۸۸
 

جنگ در کوهستان

جهان محمد سرابی:
جنگ در کوهستان‌های مرزی یمن و عربستان شدیدتر شده است.

حدود سه هفته است که در این منطقه جنگ ادامه دارد و شدت آن مدام بیشتر می‌شود. گروه «الحوثی» که شیعیان فرقه زیدیه شمال یمن هستند، از سال‌ها قبل به مخالفت با دولت مرکزی این کشور پرداخته‌اند و ارتش یمن هم در جنگ‌های کوتاه و پراکنده آنها را سرکوب می‌کرد؛ ولی از چند ماه قبل درگیری میان این گروه و دولت شدت گرفت.

ارتش یمن وارد منطقه کوهستانی «صعده» شد که گروه الحوثی در آن مستقر هستند ولی نتوانست بر آن تسلط پیدا کند. در پشت این کوه‌ها و بعد از خط مرزی، کشور عربستان قرار دارد. گروه الحوثی عربستان را متهم می‌کرد که به ارتش یمن کمک می‌کند. بعد از این‌که یک مرزبان عربستانی کشته شد این کشور به صورت رسمی درگیر جنگ شد و با هواپیما و بالگرد به منطقه صعده حمله کرد. نیروهای زمینی آن هم از مرز گذشتند و وارد خاک یمن شدند. دولت یمن تأیید کرده است که هماهنگی‌هایی را با عربستان برای سرکوب شورشیان انجام داده است و به زودی آنها را مهار می‌کند ولی چیزی که دراین هفته‌ها باعث تعجب شده مقاومت گروه الحوثی است.

معمولاً گروه‌های سازمان نیافته قادر به مقاومت طولانی درمقابل ارتش‌های مجهز نیستند ولی گروه الحوثی با شلیک موشک و درگیری با ارتش‌های دو کشور توانسته است با حمله آنها مقابله کند. وضعیت کوهستانی و راه‌های سخت این منطقه هم باعث برتری آنها شده است. تعدادی از نظامیان یمن و عربستان در این جنگ‌ها کشته یا اسیر شده‌اند اما باز هم تلفات اهالی منطقه و غیر نظامیان زیادتر است.

سربازان عربستان در مرز یمن

گروه الحوثی مدارکی را منتشر کرده است که نشان می‌دهد عربستان بمب‌های فسفری به مناطق مسکونی پرتاب می‌کند. این بمب‌ها آتش‌زا هستند و به صورت خوشه‌ای عمل می‌کنند و برای غیر نظامیان بسیار خطرناک‌اند. این گروه نامه‌ای به دبیر کل اتحادیه عرب نوشته و در آن از دخالت عربستان در این جنگ شکایت کرده است.

با ادامه مقاومت الحوثی، «ابوبکر القربی»، وزیر خارجه یمن بعضی از کشورها و گروه‌های خاورمیانه را متهم به حمایت از آنها کرده است ولی «عبدالمالک بدرالدین الحوثی»، فرمانده این گروه می‌گوید که از هیچ کشوری کمک نگرفته و سلاح های گروه را فقط از غنایم به دست آمده و سلاح‌های مردم محلی تأمین می‌کند.

ارتش عربستان محدوده دریایی اطراف یمن را محاصره کرده است تا از رسیدن سلاح و کمک‌های دیگر به الحوثی جلوگیری کند ولی جنگ هنوز ادامه دارد.

http://hamshahrionline.ir/details/97344

26 آذر 1388

روزنامه همشهری  ضمیمه نوجوانان دوچرخه


 
 
کلاه آبی‌ها - جنگ داخلی سودان
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ آذر ۱۳۸۸
 

کلاه آبی‌ها

جهان > آفریقا- محمد سرابی:
دوصلح‌بان هنگام توزیع آب در مقابل اردوگاه آوارگان دارفور کشته شدند. دولت سودان اعلام کرده است مشخص نیست چه کسانی به آنها تیراندازی کرده‌اند.

از زمانی که جنگ داخلی سودان در منطقه دارفور شروع شده است تا حالا 22 صلح‌بان سازمان ملل و اتحادیه افریقا جانشان را از دست داده‌اند. چند هفته قبل هم افراد مسلح  به پایگاه صلح‌بانان حمله کردند و سه نفر را کشتند. این حوادث نشان می‌دهد که صلح به راحتی در منطقه دارفور ادامه پیدا نمی‌کند.

«صلح‌بان» (peacekeeper) نیروی مسلحی است که بعد از توقف جنگ در یک منطقه مستقر می‌شود تا مراقب ادامه پیداکردن شرایط صلح یا آتش‌بس باشد. معروف‌ترین صلح‌بان‌ها نیروهای سازمان ملل هستند که کلاه‌های آبی و خودروهای سفیدرنگ دارند. اگر کشور جنگ‌زده یا طرف‌های درگیر موافق اعزام کلاه‌آبی‌ها باشند، شورای امنیت این نیروها را به مناطق جنگی می‌فرستد تا از درگیری دوباره جلوگیری کنند. آنها از مراکز اصلی شهری، اردوگاه‌های آوارگان و منابع غذایی و تجهیزات پزشکی و داروها محافظت می‌کنند و در جاده‌ها گشت می‌زنند. صلح‌بان‌ها ظاهراً شبیه بقیه نیروهای نظامی هستند و سلاح‌هایی مثل نفربر و تیربار دارند؛ ولی ارتش واقعی  محسوب نمی‌شوند. هر واحد از کلاه‌آبی‌های سازمان ملل از نیروهای نظامی یک کشور تشکیل شده است که زیر نظر فرماندهی مرکزی کار می‌کنند. صلح‌بان‌ها نیروی حفاظتی هستند و از درگیر شدن یا حمله کردن پرهیز می‌کنند. به ندرت پیش می‌آید که صلح‌بان‌ها به عملیات جنگی بپردازند یا مثلاً به تعقیب یک گروه مسلح بروند. همین مسئله باعث شده است تعدادی از گروه‌های شبه‌نظامی یا ارتشی‌ها از آنها هراسی نداشته باشند؛ مثلاً در جنگ بالکان در سال 1995، 400 سرباز هلندی کلاه‌آبی در نزدیکی شهر «سربرنیتسا» مستقر بودند ولی وقتی صرب‌ها به شهر حمله کردند، صلح‌بان‌ها هیچ مقاومتی نکردند؛ در نتیجه بعد از یک هفته جنگ هشت هزار بوسنیایی کشته شده بودند.

اتحادیه افریقا یکی دیگر از سازمان‌هایی است که نیروی صلح‌بان افریقایی تشکیل داده است، ولی به دلیل آشفتگی سیاسی و درگیری‌های شدید این نیروها نتوانسته‌اند کمک مؤثری به پایان جنگ‌ها بکنند و در مناطق مختلف بعد از صلحی کوتاه، جنگ دوباره شروع می‌شود.

 

http://hamshahrionline.ir/details/97305

روزنامه همشهری  ضمیمه نوجوانان دوچرخه

بیست و ششم آذر 1388


 
 
شاخ آشوب‌زده افریقا - سومالی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸۸
 

شاخ آشوب‌زده افریقا

 محمد سرابی:
شبه نظامیان الشباب سومالی اعلام کردند به پایتخت‌های دو کشور افریقایی حمله خواهند کرد زیرا نظامیان این کشورها مواضع آنها را گلوله‌باران کرده‌اند.

 از دو سال قبل که درگیری‌های داخلی سومالی شدت پیدا کرده، تا به‌حال حدود20 هزار غیرنظامی کشته و یک میلیون و 500 هزار نفر نیز آواره شده‌اند که تعداد زیادی از آنها زنان و کودکان هستند. نزدیک به نیم میلیون نفر هم به کشورهای اطراف فرار کرده‌اند. مانند بسیاری از کشورهای افریقایی، گروه‌های مسلح این کشور از سربازان نوجوان برای عملیات نظامی استفاده و آنها را از سنین پایین وارد درگیری‌های مختلف می‌کنند.  البته شغل دیگری که در این کشور می‌تواند نوجوانان و جوانان را جذب کند دزدی دریایی است که از چند سال قبل در آب‌های ساحلی کشور سومالی رواج پیدا کرد.

18سال قبل دولت «محمد زیاد باره» بر اثر یک کودتا سرنگون شد. از همان سال آشوب‌های پشت سرهم، جنگ داخلی و فقر شدید باعث شده است که هیچ‌وقت یک دولت مرکزی قدرتمند در این کشور تشکیل نشود و هر قسمت از کشور در اختیار گروهی باشد. دخالت دیگر کشورهای افریقایی نیز به این بی‌ثباتی کمک می‌کند. سومالی و چند کشور همسایه آن، منطقه شاخ افریقا را تشکیل می‌دهند. در سال 2007 اتحادیه افریقا(UA) نیروهای حافظ صلح خود را به سومالی اعزام کرد. این نظامیان 2500 نفر و اهل دو کشور «بروندی» و «اوگاندا» بودندکه با سومالی مرز مشترک ندارند. آنها وظیفه حفاظت از مسئولان و نهادهای دولتی و همین‌طور مراقبت از فرودگاه‌ها و بنادر را برعهده دارند.

زمانی که «شریف احمد»، رئیس‌جمهور سومالی قصد داشت برای شرکت در نشست سران کشورهای افریقایی در باره پناهندگان به اوگاندا سفر کند گروه الشباب  به فرودگاه حمله کرد ولی به شریف احمد آسیبی نرسید. بعد از آن نیروهای حافظ صلح بازار محله «بکاره» را که در اختیار الشباب بود گلوله‌باران کردند که باعث کشته شدن چندین نفر شد. بلافاصله «شیخ علی محمدحسین» یکی از فرماندهان الشباب تهدید کرد که در مقابل این کار به پایتخت‌های بروندی و اوگاندا حمله خواهد کرد.

معمولاً شبه نظامیان قادر به انجام عملیات گسترده در خارج از مناطق تحت کنترل خود نیستند زیرا سلاح‌های لازم برای این کار را در اختیار ندارند ولی رئیس ستاد مشترک ارتش بروندی اعلام کرد که تهدید‌های الشباب را جدی می‌گیرد و رئیس جمهور اوگاندا نیز به شبه نظامیان هشدار داد که دست به کار غیرعاقلانه‌ای نزنند و گرنه پاسخ سنگینی دریافت خواهند کرد.

بی‌ثباتی سومالی برای تمام کشورهای افریقایی مشکلاتی را ایجاد کرده است و اتحادیه افریقا و کشورهایی مانند لیبی قصد دارند با میانجی‌گری و برگزاری کنفرانس صلح این کشور را به سوی ثبات و امنیت ببرند.

http://hamshahrionline.ir/details/94305

روزنامه همشهری – ضمیمه نوجوانان دوچرخه

پنجشنبه 14 آبان 1388


 
 
مهاجران و مهاجرزادگان
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸۸
 
 محمد سرابی:
چوهدری یک نام خانوادگی پاکستانی است و او هم پدری پاکستانی دارد ولی اختر چوهدری عضو مجلس پاکستان نیست؛ اوعضو حزب سوسیالیست و مجلس نروژ است.

هزاران نفر در دنیا آرزو دارند به جای کشور فقیر خود در کشوری مرفه و ثروتمند که امکانات و آزادی زیادی دارد زندگی کنند. به همین دلیل مهاجرت یکی از موضوعات مهم بین‌المللی در دنیای امروز است. مهاجرت دو نوع است:درون کشوری و بین کشوری.

در مهاجرت درون کشوری مردم از روستاها و شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ می‌روند تا فرصت‌های بیشتری برای کار و یا تحصیل پیدا کنند و شرایط زندگی خود را بهبود ببخشند ولی در مهاجرت بین کشوری مردم به سرزمین دیگری می‌روند تا زندگی کاملاً متفاوتی را شروع کنند. معمولاً آنها قصد ندارند به کشور خود باز گردند.

جریان مهاجرت معمولاً از طرف کشورهای توسعه نیافته به سوی کشورهای توسعه یافته است و بعضی از کشورها در دنیا به مهاجر پذیر بودن، شهرت دارند. کشورهای واقع در اروپای شمالی، غربی و مرکزی،امریکای شمالی و اقیانوسیه از دسته مهاجرپذیر و مقصد افرادی از قاره آفریقا، آسیای مرکزی و جنوبی، خاورمیانه و امریکای مرکزی هستند.

مسافران قاچاق معمولاً به مقصد نمی رسند

بنابه آمار آژانس مهاجران سازمان ملل متحد، از هر هفت نفر ساکنان کشورهای توسعه یافته یک نفر مهاجر است و بنابه گزارش مدیر اجرایی برنامه توسعه سازمان ملل هر سال نزدیک به 300 میلیون نفر برای مهاجرت تلاش می‌کنند. کشورهای غربی برای پذیرفتن قانونی این مهاجران شرایطی تعیین کرده‌اند.

 یعنی هر فرد باید امتیازاتی مانند تحصیلات، شغل یا ثروت داشته باشد تا زودتر پذیرفته شود ولی در کنار آن قوانین دیگری این کشورها را موظف می‌کند فردی را که به خاک آنها پناهنده شده و نمی‌تواند به کشور خود برگردد بپذیرند.

 بنابر این کسانی که امتیاز‌های مهاجرت را ندارند تلاش می‌کنند به صورت غیر قانونی وارد خاک یکی از این کشورها شوند؛ در دهه‌های اخیر جنگ، فقر، قحطی، بی‌ثباتی اجتماعی و فشار‌های سیاسی باعث زیاد شدن تعداد مهاجران شده و ترکیب جمعیتی کشورهای  غربی در حال تغییر است،طوری که دیگر مهاجرها یک استثنا در بین مردم بومی نیستند.

بعضی از مهاجران سنت‌های گذشته خود را تا حدی حفظ کرده‌اند و فرزندان آنها وابستگی‌هایی به فرهنگ پدری خود دارند درحالی که در کشور دیگری به دنیا آمده‌اند و به زبان آنها تحصیل می‌کنند. به همین دلیل نسل دوم مهاجران فرهنگ و ارزش‌هایی متفاوت با اطرافیان خود دارند. در بعضی از  این کشورها محله‌هایی به‌وجود آمده است که بیشتر محل سکونت مهاجران فقیر است. مانند بعضی از محله‌های حاشیه شهر پاریس.

مهاجرت همچنین می‌تواند موجب کمبود نیروی انسانی در کشور های مبدأ و بیکاری در کشورهای مقصد شود. رشد نژادپرستی هم از دیگر مشکلات جوامع مهاجر پذیر است.
راستی بسیاری از شخصیت‌های موفق و مشهور درکشورهای توسعه یافته در واقع مهاجر هستند. یکی از این نمونه‌ها «آرنولد شوارتزنگر» است که در 14 سالگی از آلمان به امریکا رفت. او ابتدا قهرمان ورزشی و سپس بازیگر سینما شد. شوارتزنگر که از راه تجارت ثروت زیادی به دست آورده است اکنون فرماندار ایالت کالیفرنیاست. کشور‌های غربی دوست دارند این گروه از مهاجران را جذب کنند.

جالب‌ترین نکته در مورد مهاجرت این است که مردم سرزمین‌هایی که قبلاً مستعمره یک کشور اروپایی بودند اکنون همان کشور را بیشتر به عنوان مقصد مهاجرت انتخاب می‌کنند و هندی‌ها به انگلیس، اهالی آفریقای مرکزی به فرانسه و ساکنان شمال آفریقا به ایتالیا می‌روند. قرن‌ها بعد از اینکه استعمارگران به این مناطق حمله کردند، حالا مردم این سرزمین‌ها هستند که به سوی کشور استعمارگر سرازیر شده اند.

روزنامه همشهری – ضمیمه نوجوانان دوچرخه

30 مهر 1388

http://hamshahrionline.ir/details/93057


 
 
بزرگ‌ترین اتحادیه جهان - سازمان ملل
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ مهر ۱۳۸۸
 

بزرگ‌ترین اتحادیه جهان

محمد سرابی:
هر سال در ابتدای پاییز اجلاس جهانی سازمان ملل متحد برگزار می‌شود و در آن نمایندگان بیشتر کشورهای جهان با هم ملاقات می‌کنند

امسال موضوع بیشتر گفت‌وگوهای بین این سیاستمداران بحران اقتصادی جهانی، تروریسم و مشکلات زیست محیطی بود.

سازمان ملل متحد بزرگ‌ترین اتحادیه بین‌المللی است که تقریباً تمام کشورهای جهان عضو آن هستند.

بعد از پایان جنگ جهانی دوم در سال 1945، کشورهای دنیا و مخصوصاً کشورهایی که مستقیماً درگیر جنگ بودند به فکر تأسیس سازمانی بین‌المللی افتادند تا از طریق آن مانع وقوع جنگ دیگری شوند. در ابتدا سازمان ملل متحد توسط 51 کشور تأسیس شد و جای جامعه ملل را گرفت.

جامعه ملل که قبل از جنگ جهانی وجود داشت اتحادیه چندین کشور بود ولی نتوانست کارایی زیادی داشته باشد. سازمان ملل باید بتواند با برقراری ارتباط میان کشورها، کمک به کشورهای فقیر و توسعه‌نیافته و محدود کردن کشورهای قدرتمند و داوری در اختلاف‌های آنها، زمینه‌های وقوع جنگ را از بین برد. این سازمان از چند بخش مجمع عمومی، شورای امنیت، دبیرخانه و ... تشکیل شده است و نهادهایی مانند فائو، یونسکو، یونیسف، کمیسیون عالی پناهندگان،کمیسیون حقوق بشر و ... را هم تحت پوشش خود دارد.

مجمع عمومی سازمان ملل با حضور نمایندگان تمامی کشورهای عضو تشکیل می‌شود و در آن سران کشورها به سخنرانی و مذاکره با یکدیگر می‌پردازند. این جلسه‌ها در سالن اصلی ساختمان مرکزی در شهر نیویورک تشکیل می‌شود و دولت آمریکا موظف است برای هیئت‌های دیپلماتیک همه کشورها روادید(ویزا) صادر کند. اعلامیه جهانی حقوق بشر در واقع یکی از قطعنامه‌های مجمع عمومی سازمان ملل است که در سپتامبر سال 1948 با اکثریت آرا تصویب شد. 30 ماده این اعلامیه بر حقوق مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی هر فردی تأکید و امتیازات و آزادی‌های برابر را برای هر انسان تضمین می‌کند.

ساختمان مرکزی سازمان ملل در منهتن نیویورک

پیگیری اعلامیه حقوق بشر پس از مدتی به تأسیس شورای حقوق بشر و کمیسیون حقوق بشر منجر شد که موارد نقض مواد آن در کشورهای مختلف دنیا را منتشر می‌کند
شورای امنیت وظیفه پاسداری از امنیت و صلح بین‌المللی را بر عهده دارد و با اعزام نیروهای پاسدار صلح معروف به کلاه‌‌آبی‌ها در صورت صادر کردن مجوز استفاده از نیروی نظامی دربرخی کشورها، این کار را انجام می‌دهد. در این شورا پنج کشور آمریکا، انگلیس، روسیه، چین و فرانسه به صورت ثابت و چند کشور دیگر به صورت متغیر عضو هستند. کشورهای ثابت «حق‌ وتو» دارند، یعنی می‌توانند با رأی خود قطعنامه‌های تصویب شده توسط دیگر اعضا را باطل کنند که این مسئله همیشه بحث ها و اعتراض های  زیادی را به دنبال داشته است.

«یونسکو» سازمان تربیتی، علمی، فرهنگی ملل متحد است که بیشتر به ایجاد ارتباط میان کشورها، آموزش‌های مربوط به صلح و همزیستی و تلاش برای حفظ دستاوردها و میراث مشترک فرهنگی می‌پردازد.

«یونیسف» صندوق کودکان  سازمان ملل متحد است و بر اساس این اندیشه تأسیس شد که کودکان و نوجوانان در جریان مشکلات سیاسی و اقتصادی بیشتر از همه آسیب می‌بینند و تا زمانی که امکانات لازم برای حفظ سلامتی و رشد و تحصیل آن‌ها فراهم نباشد جامعه پیشرفتی نخواهد کرد.

«فائو» سازمان کشاورزی و خواروبار ملل متحد است که در زمینه انتقال اطلاعات مربوط به تولید مواد غذایی و نحوه تقسیم و مصرف آن فعالیت می‌کند تا مانع وقوع قحطی یا سوء تغذیه گسترده شود.

اگرچه فعالیت‌های سازمان ملل تأثیر فراوانی در ایجاد ارتباط میان کشورهای جهان داشته است ولی هدف اصلی آن یعنی جلوگیری از جنگ هنوز محقق نشده است و خیلی اوقات دو کشور عضو بدون توجه به موضع‌گیری سازمان با هم درگیر می‌شوند.

http://hamshahrionline.ir/details/91581

پنجشنبه 9 مهر 1388

روزنامه همشهری – ضمیمه نوجوانان دوچرخه


 
 
بزرگ‌ترین اتحادیه جهان - سازمان ملل
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ مهر ۱۳۸۸
 

بزرگ‌ترین اتحادیه جهان

محمد سرابی:
هر سال در ابتدای پاییز اجلاس جهانی سازمان ملل متحد برگزار می‌شود و در آن نمایندگان بیشتر کشورهای جهان با هم ملاقات می‌کنند

امسال موضوع بیشتر گفت‌وگوهای بین این سیاستمداران بحران اقتصادی جهانی، تروریسم و مشکلات زیست محیطی بود.

سازمان ملل متحد بزرگ‌ترین اتحادیه بین‌المللی است که تقریباً تمام کشورهای جهان عضو آن هستند.

بعد از پایان جنگ جهانی دوم در سال 1945، کشورهای دنیا و مخصوصاً کشورهایی که مستقیماً درگیر جنگ بودند به فکر تأسیس سازمانی بین‌المللی افتادند تا از طریق آن مانع وقوع جنگ دیگری شوند. در ابتدا سازمان ملل متحد توسط 51 کشور تأسیس شد و جای جامعه ملل را گرفت.

جامعه ملل که قبل از جنگ جهانی وجود داشت اتحادیه چندین کشور بود ولی نتوانست کارایی زیادی داشته باشد. سازمان ملل باید بتواند با برقراری ارتباط میان کشورها، کمک به کشورهای فقیر و توسعه‌نیافته و محدود کردن کشورهای قدرتمند و داوری در اختلاف‌های آنها، زمینه‌های وقوع جنگ را از بین برد. این سازمان از چند بخش مجمع عمومی، شورای امنیت، دبیرخانه و ... تشکیل شده است و نهادهایی مانند فائو، یونسکو، یونیسف، کمیسیون عالی پناهندگان،کمیسیون حقوق بشر و ... را هم تحت پوشش خود دارد.

مجمع عمومی سازمان ملل با حضور نمایندگان تمامی کشورهای عضو تشکیل می‌شود و در آن سران کشورها به سخنرانی و مذاکره با یکدیگر می‌پردازند. این جلسه‌ها در سالن اصلی ساختمان مرکزی در شهر نیویورک تشکیل می‌شود و دولت آمریکا موظف است برای هیئت‌های دیپلماتیک همه کشورها روادید(ویزا) صادر کند. اعلامیه جهانی حقوق بشر در واقع یکی از قطعنامه‌های مجمع عمومی سازمان ملل است که در سپتامبر سال 1948 با اکثریت آرا تصویب شد. 30 ماده این اعلامیه بر حقوق مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی هر فردی تأکید و امتیازات و آزادی‌های برابر را برای هر انسان تضمین می‌کند.

ساختمان مرکزی سازمان ملل در منهتن نیویورک

پیگیری اعلامیه حقوق بشر پس از مدتی به تأسیس شورای حقوق بشر و کمیسیون حقوق بشر منجر شد که موارد نقض مواد آن در کشورهای مختلف دنیا را منتشر می‌کند
شورای امنیت وظیفه پاسداری از امنیت و صلح بین‌المللی را بر عهده دارد و با اعزام نیروهای پاسدار صلح معروف به کلاه‌‌آبی‌ها در صورت صادر کردن مجوز استفاده از نیروی نظامی دربرخی کشورها، این کار را انجام می‌دهد. در این شورا پنج کشور آمریکا، انگلیس، روسیه، چین و فرانسه به صورت ثابت و چند کشور دیگر به صورت متغیر عضو هستند. کشورهای ثابت «حق‌ وتو» دارند، یعنی می‌توانند با رأی خود قطعنامه‌های تصویب شده توسط دیگر اعضا را باطل کنند که این مسئله همیشه بحث ها و اعتراض های  زیادی را به دنبال داشته است.

«یونسکو» سازمان تربیتی، علمی، فرهنگی ملل متحد است که بیشتر به ایجاد ارتباط میان کشورها، آموزش‌های مربوط به صلح و همزیستی و تلاش برای حفظ دستاوردها و میراث مشترک فرهنگی می‌پردازد.

«یونیسف» صندوق کودکان  سازمان ملل متحد است و بر اساس این اندیشه تأسیس شد که کودکان و نوجوانان در جریان مشکلات سیاسی و اقتصادی بیشتر از همه آسیب می‌بینند و تا زمانی که امکانات لازم برای حفظ سلامتی و رشد و تحصیل آن‌ها فراهم نباشد جامعه پیشرفتی نخواهد کرد.

«فائو» سازمان کشاورزی و خواروبار ملل متحد است که در زمینه انتقال اطلاعات مربوط به تولید مواد غذایی و نحوه تقسیم و مصرف آن فعالیت می‌کند تا مانع وقوع قحطی یا سوء تغذیه گسترده شود.

اگرچه فعالیت‌های سازمان ملل تأثیر فراوانی در ایجاد ارتباط میان کشورهای جهان داشته است ولی هدف اصلی آن یعنی جلوگیری از جنگ هنوز محقق نشده است و خیلی اوقات دو کشور عضو بدون توجه به موضع‌گیری سازمان با هم درگیر می‌شوند.

http://hamshahrionline.ir/details/91581

پنجشنبه 9 مهر 1388

روزنامه همشهری – ضمیمه نوجوانان دوچرخه


 
 
دوباره یکی شویم - کره شمالی و جنوبی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸۸
 

دوباره یکی شویم

محمد سرابی

بعضی اوقات مراسم تشییع جنازه‌ می‌تواند جایی برای آشتی دو نفر یا حتی دو کشور باشد؛ مثل اتفاقی که در تشییع جنازه کیم‌دائه جونگ رئیس جمهور سابق کره جنوبی و برنده جایزه صلح نوبل افتاد. کیم در سال 1925 در دهکده‌ای به نام جئولای متولد شد. دوران جوانی او همان زمانی بود که جنگ جهانی دوم به شرق دور رسیده و ژاپن به چند کشور اطرافش حمله کرده بود. کشور کوچک کره که ارتش مجهزی نداشت در جریان این جنگ‌ها به تصرف ارتش‌های بیگانه در آمد. در پایان جنگ و بعد از شکست ژاپن، کره به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم شده بود. نظام اقتصادی کره شمالی سوسیالیستی و تحت حمایت شوروی و کره جنوبی سرمایه‌داری و تحت حمایت آمریکا بود. اولین رئیس جمهور کشور جنگ‌زده کره جنوبی «سینگمان ری» نام داشت و جونگ در زمان او وارد سیاست شد. او در ابتدا نماینده مجلس ملی کره شد و بعد از مدتی با رشد در حزب دمکراتیک کره جنوبی به رده‌های بالای این حزب رسید. در سال 1971 جونگ در انتخابات ریاست جمهوری با «پارک هونگ‌‌هی» رقابت کرد ولی شکست خورد. دو سال بعد زمانی که جونگ در ژاپن به سر می‌برد چند مأمور امنیتی او را دزدیدند و به یک قایق منتقل کردند. ظاهراً این مأموران قصد کشتن جونگ را داشتند ولی وقتی که ژاپن و آمریکا از این ماجرا با خبر شدند و  به آن واکنش نشان دادند دیگر امکان قتل او وجود نداشت و جونگ را به کره جنوبی بردند.

کیم یونگ ایل رئیس دولت کره شمالی (راست) و کیم دائه جونگ رئیس جمهور کره جنوبی(چپ)

کیم دائه‌جونگ که از مخالفان دولت نظامی پارک هونگ‌هی محسوب می‌شد چندین سال را در زندان و تبعید به سر ‌برد و چندبار ترور شد ولی بالاخره در سال 1997 به ریاست جمهوری کره جنوبی رسید. او که به دنبال اتحاد دوباره کره شمالی و جنوبی بود برای این هدف تلاش زیادی کرد و در سال 2000 توانست کنفرانس مشترکی میان مقامات کره جنوبی و شمالی برگزار کند که در آن با «کیم یونگ‌ایل» دیدار کرد. جونگ به دلیل تلاش‌های خود برای وحدت دو کره جایزه صلح نوبل را دریافت کرد. از دوران او مذاکرات صلح آغاز شد ولی به دلیل تنش‌های سیاسی هیچ‌وقت به نتیجه قطعی نرسید. در چند ماه اخیر آزمایش‌های موشکی کره شمالی باعث قطع شدن مسیر مذاکرات شده بود تا اینکه «جونگ» در سن 85 سالگی بر اثر نارسایی قلبی درگذشت. نمایندگان کره شمالی به مراسم خاکسپاری او آمدند و جلسات گفت‌وگو میان مقامات دو کره در حاشیه مراسم شکل گرفت. «کیم دائه جونگ» آرزو داشت که دو کره مانند گذشته تبدیل به یک کشور شوند.

http://hamshahrionline.ir/details/89181

پنجشنبه 12 شهریور 1388

روزنامه همشهری – ضمیمه نوجوانان دوچرخه


 
 
صد هزار آواره - گروه الحوثی یمن
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸۸
 
 محمد سرابی

صدهزار آواره

به گفته نماینده صندوق کودکان و مادران سازمان ملل متحد نزدیک به 100 هزار نفر از مردم شمال شرقی یمن آواره شده‌اند که بسیاری از آنها کودک و نوجوان هستند. دلیل این آوارگی شدت گرفتن جنگ بین ارتش و شبه نظامیان «الحوثی» است. شبه نظامیان الحوثی به فرقه «زیدیه» تعلق دارند. حاکمان گذشته یمن که از این گروه بودند در سال 1962 با کودتای نظامی برکنار شدند و از همان سال در استان‌های شمالی یمن مانند «صعده» درگیری‌های پراکنده‌ای میان ارتش و شبه نظامیان اتفاق می‌افتد. این مناطق اغلب کوهستانی و فقیرنشین هستند و مردم آنها در دهکده‌های کوچک زندگی می‌کنند. از سال 2004 و با بیشتر شدن جنگ، درگیری‌ها به مناطق شهری و به جمعیت هم کشیده شده است که باعث کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از غیرنظامیان می‌شود. با اوج گرفتن هر درگیری ساکنان تلاش می‌کنند از منطقه‌های خطرناک دور شوند ولی معمولاً راهی پیدا نمی‌کنند و رساندن کمک‌های غذایی و دارویی به آنها هم دشوار است زیرا بیشتر راه‌های کوهستانی بسته می‌شوند.

دولت یمن اعلام کرد در حمله به شهر «حفر صوفیان» که در اختیار شبه‌نظامیان بود دو نفر از فرماندهان و 100 نفر از نیروهای آنها را کشته است. گروه «الحوثی» هم ادعا می‌کنند که ارتشیان را فراری داده و چند پادگان آنها را تصرف کرده‌اند. در سال 8002 توافق صلحی در شهر دوحه به امضای دوطرف رسید ولی هیچ یک آن را جدی نگرفتند؛ الان هم «عبدالملک الحوثی»، فرمانده این گروه در بیانه‌ای خواسته است که به مناسبت ماه رمضان جنگ متوقف شود ولی درگیری‌ها هنوز ادامه دارد.

http://hamshahrionline.ir/details/89181

پنجشنبه 12 شهریور 1388

روزنامه همشهری – ضمیمه نوجوانان دوچرخه


 
 
ملاقات با مرد بیمار
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ امرداد ۱۳۸۸
 
محمد سرابی

ملاقات با مرد بیمار

کره شمالی یک هفته بعد از ملاقات رئیس‌جمهور پیشین آمریکا و مقام‌های این کشور اعلام کرد درهای مذاکره با ایالات متحده را همیشه باز نگه می‌دارد. کره جنوبی هم که متحد آمریکاست، اعلام کرده در صورت توقف برنامه‌های هسته‌ای کره شمالی فرستادن کمک‌های اقتصادی را به این کشور دوباره آغاز می‌کند.

با وجود تنش‌های زیاد بین این دو کشور، بیل کلینتون رئیس‌جمهور قبلی آمریکا به پیونگ‌یانگ پایتخت کره شمالی رفت و دو خبرنگار آمریکایی زندانی بعد از سفر او آزاد شدند.

کلینتون، رییس‌جمهور پیشین آمریکا و کیم جونگ، رییس‌جمهور کره شمالی

البته خبرگزاری دولتی کره شمالی دلیل این سفر را اعلام نکرد، ولی کاخ سفید گفت کلینتون فقط برای مذاکره درباره آزادی «لورا لینگ» و «اونا لی»، دو خبرنگار زن آمریکایی به کره جنوبی رفته است ولی از اول هم حدس زده می شد که این سفر نتیجه های دیگری هم دارد ، مثل همین تصمیم کره شمالی. این دو خبرنگار مدتی قبل وقتی در حال فیلم‌برداری از مرز بین کره شمالی و چین بودند دستگیر شدند. دادگاه کره شمالی آنها را به 12 سال زندان با اعمال شاقه و اقامت در اردوگاه کار اجباری محکوم کرد.

سابقه مخاصمه بین آمریکا و کره شمالی به سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم برمی‌گردد، زمانی که رقابت‌های جنگ سرد باعث حمایت آمریکا از کره جنوبی در مقابل حمایت شوروی از کره شمالی شد. در زمان حمله کره شمالی به کره جنوبی هم ارتش آمریکا به نفع کره جنوبی وارد جنگ شد و نیروهای مهاجم را از سئول عقب راند. در دهه 90 درگیری‌های میان دو کشور به موضوع تسلیحات هسته‌ای و موشک‌های بالستیک کشیده شد. در شماره‌های قبلی دوچرخه آزمایش‌های موشکی کره شمالی و اهمیت موشک‌های قاره پیما را شرح داده‌ایم.

خبرنگاران آمریکایی در همین زمان دستگیر شدند و مذاکره‌های صلح متوقف شد. سفر بیل کلینتون به کره شمالی و ملاقات با «کیم جونگ ایل» بالاترین مقام کره شمالی ناگهانی و بدون مقدمه بود و به نظر می‌آید به غیر از موضوع آزادی خبرنگاران مسئله گفت‌وگوهای صلح و مذاکره بین دو کشور هم در این ملاقات مطرح شده باشد. شایعه‌هایی در باره بیماری شدید و ناتوانی کیم جونگ ایل وجود دارد و به دلیل شکل خاص نظام سیاسی کره شمالی مرگ یا ناتوانی او اهمیت زیادی دارد. شاید هم این ملاقات برای این انجام شده تا دولت آمریکا مستقیماً از وضع جسمانی او مطمئن شود.

http://hamshahrionline.ir/details/87928

بیست ونهم مرداد 1388

روزنامه همشهری – ضمیمه نوجوانان دوچرخه


 
 
پایان قدرت 54 ساله - حزب لیبرال دمکرات ژاپن
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸۸
 

پایان قدرت 54 ساله

محمد سرابی:
نخست‌وزیر ژاپن با توافق بزرگ‌ترین حزب این کشور، مجلس شورای ملی ژاپن را منحل کرد.

«تارو آسو» خود از حزب لیبرال دمکرات ژاپن است. این حزب بزرگ در سال‌های اخیر دچار مشکلات زیادی شده و قدرت گذشته خود را از دست داده است. محبوبیت نخست‌وزیرانی که از این حزب به قدرت رسیدند رو به کاهش است و اکثریت‌داشتن در مجلس‌های مختلف هم به‌تدریج از دست می‌رود.

کشور ژاپن براساس نظام پادشاهی مشروطه اداره می‌شود. امپراتور «آکی‌هیتو» قدرت رسمی ندارد اما  در قانون اساسی گفته شده است که«سمبل وحدت و نشانه کشور محسوب می‌شود.» قبل از قرن بیستم امپراتور بالاترین قدرت ژاپن بود ولی بعد از اصلاح‌هایی که در جامعه و ساختار سیاسی این کشور انجام شد و همین‌طور نقش ژاپن در دو جنگ جهانی و جنگ‌های منطقه‌ای، ساختار سیاسی آن به صورت جمهوری پارلمانی درآمده است. مجلس‌های اصلی ژاپن، شورای ملی با 480 عضو و دوره 4 ساله و مجلس مشاوران با 242 عضو و دوره 6 ساله هستند.

شورای ملی با اکثریت آرا، نخست‌وزیر را برای چهار سال انتخاب می‌کند. او بالاترین مقام سیاسی و قدرت اجرایی خواهد بود. معمولاً در این گونه ‌نظام‌های سیاسی چند حزب مختلف با یکدیگر  رقابت می‌کنند  و هر چند سال یک بار اکثریت کرسی‌ها بین آنها جابه‌جا می‌شوند؛  مثل کشور انگلیس. ولی حزب لیبرال دمکرات‌ بعد از جنگ جهانی دوم و از سال 1955 تا به حال به جز چند مقطع کوتاه، همیشه اکثریت را در دست داشته و رئیس حزب، نخست‌وزیر بوده است.

مجلس ژاپن

جنگ جهانی دوم با شکست ارتش ژاپن، بمباران اتمی و خسارت‌های فراوان برای این کشور، تمام شد ولی بعد از آن اقتصاد ژاپن به سرعت پیشرفت کرد و با وجود کمبود منابع طبیعی و ذخیره مالی، در مدت کوتاهی از کشورهای منطقه و حتی جهان جلو افتاد. ژاپن الان بیشترین تولید ناخالص ملی را بعد از آمریکا دارد. از چند سال پیش و با شروع بحران مالی در جهان، ژاپن زودتر از دیگر کشورهای آسیایی درگیر آن شد.

 «جونشیرو کوایزومی»، نخست‌وزیری که در سال 2001 انتخاب شده بود پنج سال قدرت را در دست داشت ولی «شیزوآبه»، نفر بعد از او تنها یک سال توانست در این سمت باقی بماند. ریاست  «یاسونو فوکودا»، که بعد از آبه شروع شد حتی به یک سال هم نرسید و «تارو آسو» ،که قبلاً وزیر خارجه بود جای او را گرفت. همه این نخست‌وزیران قبلی با کاهش محبوبیت در میان مردم و ناتوانی در اداره وضعیت اقتصادی کشور استعفا دادند. در کشوری مانند ژاپن استعفا و کناره‌گیری داوطلبانه از قدرت در میان سیاستمداران یک سنت رایج سیاسی است.

بحران اقتصادی همچنان ادامه دارد و آسو تلاش می‌کند برنامه‌های حزب لیبرال دمکرات را به اجرا در آورد، ولی گویا این کار تا به حال سرمایه‌داران و حتی بقیه مردم را راضی نکرده است. در نهایت  حزب دمکرات توانست در مجلس محلی شهر توکیو که حزب لیبرال دمکرات 40 سال اکثریت آن را داشت، 54 کرسی به دست بیاورد و 34 کرسی برای حزب لیبرال دمکرات باقی ماند. بعد از این اتفاق آسو شورای ملی را منحل کرد تا انتخابات زود هنگام برگزار شود، شاید بتواند قدرت حزب قدیمی خود را بازسازی کند. ولی ظاهراً روزهای برتری این حزب تمام شده است.

روزنامه همشهری – ضمیمه نوجوانان دوچرخه

پنجشنبه 8 مرداد 1388

http://hamshahrionline.ir/details/86376


 
 
رئیس ژاپنی - یوکیو آمانو
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ تیر ۱۳۸۸
 

رئیس ژاپنی

کودک و نوجوان > جهان- محمد سرابی:
«محمدالبرادعی»، دبیر کل مصری آژانس بین‌المللی انرژی اتمی جای خود را به «یوکیو آمانو» از کشور ژاپن داد

آمانو دست کم  چهار سال دبیر کل این سازمان خواهد بود.البته کاررسمی او از پاییز شروع خواهد شد.

پس از جنگ جهانی دوم ساخت سلاح‌های هسته‌ای در میان کشورهای قدرتمند جهان افزایش پیدا کرده بود و بیشتر کشورها از گسترش چنین سلاح‌هایی نگران بودند زیرا هیچ سازمان بین‌المللی برای نظارت براین فعالیت‌ها وجود نداشت. در سال 1956 نمایندگان 82 کشور جهان برای ایجاد تشکیلات نظارتی جهانی در سازمان ملل متحد، جلسه‌ای  تشکیل دادند و « آژانس بین‌المللی انرژی اتمی» رسماً اعلام موجودیت کرد. آژانس سازمانی مستقل از سازمان ملل متحد است و مرکز آن در شهر وین قرار دارد. آژانس از راه تصمیم‌های کنفرانس عمومی اداره می‌شود و هر یک از دولت‌های عضو یک حق رأی در آن دارد.

کنفرانس عمومی، اعضای شورای حکام را انتخاب می‌کند و این شورا مسئولیت قضاوت در باره فعالیت‌های هسته‌ای اعضا و صدور قطع‌نامه در باره آنها را دارد. یکی از وظیفه‌های اصلی آژانس نظارت بر فعالیت‌های هسته‌ای اعضاست تا از ساخت سلاح‌های هسته‌ای جلوگیری کند.

یوکیو آمانو، دبیر کل جدید آژانس

در چند سال اخیر بین ایران و آژانس بحث ها و کشمکش های زیادی بر سر برنامه هسته ای ایران وجود داشته است و هنوز هم آژانس درخواست هایی از ایران برای شفاف‌سازی دارد.کشور ایران در زمان تشکیل آژانس به عضویت آن در آمد و در سال 1970 نیز پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای را امضا کرد. چند سال بعد نیز ایران نماینده ثابتی را برای کنترل رابطه با آژانس تعیین کرد که در وین فعالیت می‌کند. بیشتر کشورهایی که صاحب فن‌آوری هسته‌ای هستند به عضویت آژانس در آمده‌اند ولی برخی از کشورها از این کار خودداری می‌کنند.

به دلیل این که دبیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اداره تمامی امور آن را برعهده دارد، این سمت اهمیت زیادی پیدا کرده است. یوکیو آمانو در سال 1946 در ژاپن متولد شده و از سال 1972 در وزارت امور خارجه این کشور کار کرده و بیشتر حوزه کاری او  کنترل تسلیحات هسته‌ای است.

البرادعی، دبیر کل قبلی از سال 1997، سه‌بار به این سمت انتخاب شد ولی امسال آمانو توانست رأی اکثریت اعضای شورای حکام را به دست آورد و در رقابت با فردی از آفریقای جنوبی دبیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی شود.

روزنامه همشهری – ضمیمه نوجوانان دوچرخه

پنجشنبه 25 تیر 1388

http://hamshahrionline.ir/details/85319


 
 
تانک‌ها در خیابان - کودتا در هندوراس
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸
 

تانک‌ها در خیابان

 محمد سرابی:
هواپیمای« زلایا» باز هم برگردانده شد.

مردم پایتخت صبح که از خواب بیدار می‌شوند می‌بینند تانک‌ها و خودروهای نظامی تمام شهر را پر کرده‌اند. مراکز حساس در محاصره ارتش هستند.

رفت و آمد در خیابان‌های اصلی شهر ممنوع است. اداره‌های دولتی،‌ بانک‌ها و مؤسسه‌های بزرگ تعطیل شده‌اند. برنامه عادی کانال‌های رادیو و تلویزیون قطع است و تعداد زیادی از سیاست‌مداران زندانی شده‌اند. مدتی بعد اعلام می‌شود که ارتش کنترل کشور را در دست گرفته و دولت قبلی را سرنگون کرده است. این اتفاق‌هایی است که در یک «کودتا» رخ می‌دهد. البته همه کودتاها به این شکل نیستند ولی به هر نوع انتقال  ناگهانی قدرت که  معمولاً  با  استفاده از نیروی نظامی انجام می‌شود کودتا می‌گویند.به تازگی  در کشور «هندوراس» کودتایی اتفاق افتاد و رئیس جمهور، «مانوئل زلایا» از قدرت کنار گذاشته شد. معمولاً کودتاگران حاکم قبلی را زندانی یا اعدام می‌کنند ولی زلایا به خارج از کشور تبعید شد. همین کار به او امکان داد تا به کشورهای دیگر سفر  و با انجام مذاکره‌هایی حمایت آنها را جلب کند.

بعد از کودتا در هندوراس

کودتا همیشه غیرمنتظره است و مخفیانه طراحی می‌شود. در حالی که اتفاق افتادن شورش و انقلاب را می‌توان تا حدی پیش‌بینی کرد. در کودتا نیروهای مسلح مخصوصاً بخش زرهی اهمیت زیادی دارند زیرا می‌توانند با نمایش قدرت خود در شهرها باعث ایجاد هراس شوند و جلو واکنش گروه‌های مخالف یا مردم را بگیرند.

هدف اصلی کودتاگران تصرف حکومت و سرکوب مخالفان است، به همین دلیل معمولاً فرماندهان کودتا ، حاکم بعدی کشور می شوند و تمام مخالفان خود را از سر راه برمی‌دارند. مانند کودتای ژنرال پینوشه در شیلی (1973) که پس از آن نزدیک به سه هزار نفر کشته شدند.

کودتا نشانه بی‌ثباتی و آشفتگی سیاسی جامعه است زیرا راهی غیرقانونی و خشونت‌آمیز برای تغییر حکومت محسوب می‌شود. در برخی کشورهای فقیر و توسعه نیافته هر چند سال کودتایی اتفاق می‌افتد و حکومت‌ها به این شیوه عوض می‌شوند. بعضی از کشورهای آفریقایی از این نظر مشهور هستند. خیلی وقت‌ها این کودتاها با جنگ شهری و درگیری‌های مسلحانه همراه است ولی بعضی وقت‌ها هم هیچ مقاومتی در مقابل کودتاگران انجام نمی‌شود و «کودتای بدون خونریزی» اتفاق می‌افتد. کودتای ژنرال مشرف در سال 1999 در پاکستان کودتای بدون خونریزی بود و پس از آن مشرف نزدیک به ده سال حکومت را در دست گرفت. به دلیل خشونت و زور به کار رفته در کودتا خیلی از تحول‌های خشن سیاسی به کودتا تشبیه می‌شود.

پنجشنبه 25 تیر 1388

روزنامه همشهری – ضمیمه نوجوانان دوچرخه

http://hamshahrionline.ir/details/85317


 
 
موشک‌ها در کمین یکدیگر - سپر دفاع موشکی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸
 

موشک‌ها در کمین یکدیگر

جهان > آسیا- محمد سرابی:
کره شمالی تهدید کرده است در صورتی که امنیت این کشور به خطر بیفتد، انتقام سختی از آمریکا خواهد گرفت

این کشور کوچک آسیایی، ارتش بزرگی ندارد، ولی موشک‌های بالستیک یا قاره پیمای آن که قادر به حمل کلاهک هسته‌ای هستند، برای کشورهای همسایه مانند ژاپن و کره‌جنوبی خطر بزرگی به شمار می‌آیند. آزمایش موشکی چند هفته گذشته کره شمالی نشان داد که این کشور می‌تواند با موشک‌های خود، مسیرهای طولانی را هدف قرار دهد و خودش هم به تازگی تهدید کرده است شاید به جزیره هاوایی حمله کند. هاوایی بخشی از خاک آمریکا‌ست و این تهدید بعد از بازرسی و توقیف کشتی کره‌شمالی اعلام شد.

تا قبل از جنگ جهانی دوم، تنها وسیله حمله از راه دور، شلیک گلوله‌های توپ بود. ولی در جنگ جهانی دوم فناوری موشکی پیشرفت زیادی کرد، به گونه‌ای که آلمان در سال‌های پایان جنگ، 300 موشک به انگلیس شلیک کرد. بعد از پایان جنگ، کشورهای پیروز، مخصوصاً شوروی و آمریکا، شروع به ساخت موشک‌های قدرتمندتر کردند. در سال‌های بعد، مسابقه تسلیحاتی باعث شد این دو کشور موشک‌های بالستیک زیادی ساختند. موشک‌های بالستیک به موشک‌هایی گفته می‌شود که مسافتی را اوج می‌گیرند و انتهای مسیر در اثر نیروی گرانش زمین به سمت هدف فرود می‌آیند. به همین دلیل این موشک‌ها می‌توانند مسافت بسیار زیادی را به شکل منحنی طی کنند. بخشی از آنها نیز برای نصب کلاهک ساخته می‌شوند. این موشک‌ها می‌توانند به هدف‌هایی از 150 تا 5هزار و 500 کیلومتر اصابت کنند.

رقابت دو کشور آمریکا و شوروی سابق در دوران جنگ سرد باعث شد که این دو کشور برای حمله به یکدیگر نقشه‌های جنگی زیادی طراحی کنند.آمریکا، موشک‌های خود را در کشورهایی مثل یونان، ایتالیا و ترکیه مستقر کرد. شوروی هم به‌طور محرمانه‌ موشک‌هایش را به کوبا فرستاد. اگر به نقشه جهان دقت کنید، می‌بینید که کوبا درست در کنار کشور آمریکا و به چند ایالت‌ آن نزدیک است.

وقتی در سال 1962 هواپیماهای آمریکایی سکوهایی را شناسایی کردند که می‌توانست موشک‌هایی تا فاصله 1600 کیلومتری را پرتاب کنند، «کندی»، رئیس جمهور وقت آمریکا وضعیت جنگی اعلام کرد. ناوهای آمریکایی کوبا را محاصره کردند. ارتش و نیروهای داوطلب کوبا به حالت آماده‌باش در آمدند و زیردریایی‌های شوروی هم به این منطقه اعزام شدند. پس از چند روز التهاب و در حالی که موشک‌های هر دو طرف آماده پرتاب بودند، «کندی» و «خروشچف» ،رهبر وقت شوروی سابق، توافق کردند تا موشک‌ها را جمع کنند.

این بزرگ‌ترین بحران موشکی در جهان بود و باعث شد که در سال 1972 پیمان منع استفاده از موشک‌های بالستیک بین دو ابر قدرت امضا شود. در آن زمان فقط 9 کشور موشک بالستیک داشتند، ولی الان 14 کشور این موشک‌ها را تولید می‌کنند و 30 کشور هم آنها را در اختیار دارند. چین یکی از این کشورهاست که تا به حال چند بار تایوان را به حمله موشکی تهدید کرده است، علاوه براین، هند و پاکستان هر دو موشک‌هایی را آزمایش کرده‌اند. رژیم صدام حسین هم موشک‌هایی را در جنگ با ایران و همین‌طور جنگ خلیج‌فارس به کار برده است.

از سال 1980 سامانه‌های دفاع ضدموشکی برای نابود کردن موشک‌های بالستیک در  آسمان ساخته شدند. بیشتر کشورهای اروپای غربی هم موشک‌های بالستیک و هم سامانه دفاع ضدموشکی را در اختیار دارند. آمریکا قسمتی از سپر دفاعی ضدموشکی خود را در لهستان و جمهوری چک مستقر کرده که با واکنش روسیه روبه‌رو شد. ژاپن و
کره جنوبی هم از آمریکا می‌خواهند که با این کار در مقابل حمله موشکی کره شمالی از آنها حفاظت کند.

روزنامه همشهری – ضمیمه نوجوانان دوچرخه

11 تیر 88

http://hamshahrionline.ir/details/84666


 
 
زندانیان آواره - گوانتانامو
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸
 

زندانیان آواره

کودک و نوجوان > جهان- محمد سرابی:
هیچ کشوری حاضر نیست به این سادگی‌ها زندانیان گوآنتانامو را بپذیرد.

یکی از شعارهای اوباما تعطیلی زندان گوآنتانامو بود، ولی برای این کار باید زندانیان به جای دیگری منتقل شوند. نماینده دولت آمریکا با چند کشور اروپایی مذاکره کرده است تا زندانیان را بپذیرند. ایتالیا سه زندانی را پذیرفت، پرتغال هم برای پذیرفتن دو تا سه زندانی موافقت کرد. 17 زندانی هم به جزیره «پالائو» در اقیانوس آرام منتقل شدند، ولی وقتی چهار زندانی دیگر به جزیره‌های «برموداس» فرستاده شدند.

دولت انگلیس که حامی سیاسی و اقتصادی این جزیره‌هاست، اعلام کرد که باید قبلاً در جریان این کار قرار می‌گرفت. همزمان چهار هزار نفر از مردم برموداس در اعتراض به ورود این زندانیان تظاهرات کردند، زیرا آنها نمی‌خواهند میزبان زندانیان ارتش آمریکا باشند.

زندان گوآنتانامو در قسمتی از خاک کوبا قرار دارد که توسط دولت آمریکا اجاره شده است. به دلیل این‌که این زندان در خارج از محدوده قضایی آمریکاست، زندانیان از برخی حمایت‌های قانونی مانند حق‌ملاقات و استفاده از وکیل در بازجویی‌ها برخوردار نیستند. آنها اغلب در خاورمیانه دستگیر شده‌اند و به عضویت در گروه‌هایی مانند القاعده یا انجام عملیات تروریستی متهم هستند.  اوباما وعده داده است که این زندان را تا سال 2010 کاملاً تعطیل کند، ولی معلوم نیست که چه کشوری زندانی‌ها را خواهد پذیرفت؟

روزنامه همشهری ضمیمه دوچرخه

یازده تیر 1388

http://hamshahrionline.ir/details/84661


 
 
به ما حمله کنید! - سومالی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸
 

به ما حمله کنید!

جهان > آفریقا- محمد سرابی:
رئیس مجلس سومالی از کشورهای همسایه‌اش خواسته است تا به این کشور حمله کنند و با شورشیانی که در حال تصرف پایتخت هستند، بجنگند

رئیس جمهور فعلی سومالی تا دو سال قبل فرمانده یکی از همین گروه‌های شورشی بود که اکنون  متحدان سابقش به او حمله ‌می‌کنند. کشور سومالی یکی از مشهورترین نمونه‌های بی‌ثباتی در جهان است.

«ثبات» یکی از نیازهای اصلی و بنیادی تمام کشورهاست. در کشورهای بی‌ثبات، قدرت سیاسی هرچند وقت یک بار به دست فردی یا گروهی می‌افتد و آنها همه چیز را طبق نظر خود عوض می‌کنند و حکومت مرکزی بر قسمت‌هایی از کشور تسلط ندارد. ارتش و شبه‌نظامیان درگیر جنگ داخلی هستند و پلیس و دستگاه قضایی قادر به ایجاد امنیت دائمی نیستند. اقتصاد این کشورها به دلیل ناامنی و بی‌نظمی ضعیف می‌شود و بیشتر مردم فقیر از امکانات لازم محروم می‌شوند.

صحنه‌ای از خیابان های سومالی

سومالی

در مقابل، در کشورهای باثبات می‌شود حدس زد که تا چند سال آینده چه اتفاق‌هایی می‌افتد و چه دولتی قدرت را در اختیار دارد. مؤسسه‌های مالی و اقتصادی به کار خود ادامه می‌دهند و جنگ و ناامنی به ندرت و در بخش‌های کوچکی از آن کشورها رخ‌ ‌‌می‌دهد. ثبات ممکن است در هر منطقه و قاره‌ای وجود داشته باشد. کشورهای مختلف جهان را می‌توان براساس میزان ثبات سیاسی دسته‌بندی کرد. پاکستان، افغانستان، سودان، کنگو و سومالی از جمله کشورهای نسبتاً بی‌ثبات جهان هستند. سومالی، در غرب آفریقا و جنوب دریای سرخ، در منطقه‌ای به نام شاخ آفریقا، قرار دارد. این کشور از سال 1991 دچار جنگ داخلی شد و از آن زمان تاکنون دولت مرکزی  تسلطی بر بخش‌های مختلف این کشور ندارد. حتی قسمت‌هایی از موگادیشو، پایتخت این کشور، در دست مخالفان دولت است و در تمام ساحل شرقی دزدان دریایی حکومت می‌کنند.

«شریف احمد» ،رئیس جمهور سومالی، تا چند سال قبل با دو گروه شورشی متحد شده بود تا با دولت بجنگند، ولی بعد از مذاکره صلح از آن گروه‌ها جدا شد و به ریاست جمهوری رسید. الان متحدان قبلی شریف‌احمد در حال جنگ با او هستند. یکی از نمایندگان مجلس، وزیر امنیت داخلی و یک فرمانده پلیس، به فاصله چند روز ترور شدند. چند خمپاره به مجلس شلیک شده است که هیچ کدام به این ساختمان اصابت نکرده. رئیس پارلمان از کنیا، جیبوتی، اتیوپی و یمن تقاضا کرده است که برای محافظت از پایتخت سومالی ارتش‌هایشان را به موگادیشو بفرستند. اتیوپی که تا به حال چند بار به سومالی لشگرکشی کرده است، این بار اعلام کرد که دیگر وارد این کشور نخواهد شد. بی‌ثباتی در سومالی، تمام کشورهای اطرافش را تحت تأثیر قرار داده، ولی انگار این کشورها هم نمی‌توانند کاری برای سومالی انجام دهند.

روزنامه همشهری ضمیمه دوچرخه 11 تیر 1388

http://hamshahrionline.ir/details/84659


 
 
تیمی به نام دولت
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸۸
 

تیمی به نام دولت

محمد سرابی:
کابینه دولت انگلیس، دچار بحران شده است.

سوءاستفاده مالی چند وزیر افشا شده، چند نفر دیگر هم استعفا داده و از کابینه خارج شده‌اند. قبل از همه اینها هم اصلی‌ترین عضو دولت، یعنی نخست‌وزیر عوض شده بود و حالا «گوردون براون»،  نخست‌وزیر جدید می‌خواهد کابینه را ترمیم کند.

حتماً اصطلاحات هیأت وزیران، کابینه و دولت را شنیده‌اید. دولت در واقع به معنی حکومت نیست، بلکه قوه مجریه، یعنی بخشی از حکومت که قانون  را اجرا می‌کند، دولت می‌نامند. در بعضی از کشورها مثل انگلیس، نخست‌وزیر دولت را اداره می‌کند، یعنی وزیرهایی را برای بخش‌های مختلف تعیین می‌کند. در بعضی کشورها، مثل فرانسه، رئیس‌جمهور این کار را انجام می‌دهد. اما در کشوری مثل ترکیه که هم رئیس‌جمهور و هم نخست‌وزیر دارد، آن وقت بازهم نخست‌وزیر، وزیرها را انتخاب می‌کند.

گوردون براون

کابینه، یعنی وزیرها به همراه رئیس جمهور (یا نخست‌وزیر) و معاون او. معاون رئیس جمهور در بعضی کشورها قدرت زیادی دارد. مثلاً در آمریکا، اگر رئیس جمهور به دلیلی مثل استعفا یا فوت از دولت حذف شود، دیگر انتخابات جدید برگزار نمی‌شود و معاونش تا پایان دوره جای او را می‌گیرد.

وزیرهای کابینه یا همان هیأت وزیران هم از این جهت اهمیت دارند که بیشتر کارهای کشور به دست آنها سپرده می‌شود. تعداد و نام وزیرها در کشورهای مختلف تفاوت دارد، ولی معمولاً هر دولتی دارای این وزیرهاست:

1- وزیر خارجه، برای ایجاد رابطه با دیگر کشورها
2- وزیر کشور، برای کنترل مسائل سیاسی داخلی
3- وزیر دارایی، برای تنظیم درآمد و هزینه‌های کشور
4- وزیر انرژی، برای تأمین برق، سوخت و...
5 - وزیر اموراجتماعی، برای ارائه خدمات رفاهی، آموزشی، حمایتی و... به شهروندان
6- وزیر بازرگانی، برای رسیدگی به تجارت داخلی و خارجی
7- وزیر جنگ، برای اداره ارتش
8- وزیر کشاورزی و محیط‌زیست، برای اجرای امور مربوط به حفظ منابع طبیعی و استفاده از آنها و ....

نام این وزارتخانه‌ها در کشورهای مختلف می‌تواند متفاوت باشد و گاه بعضی از اینها در برخی جاها زیر مجموعه وزارتخانه‌ای دیگرند.

براون در میان اعضای کابینه و حزبش

کشورهایی که با مسائل بزرگی روبه‌رو باشند، غیر از اینها، وزارت مخصوص به آن را دارند مثلاً در کابینه دولت فرانسه، وزارت مهاجرت و در کابینه دولت کویت، وزارت نفت وجود دارد. در بعضی از کشورها هم وزارتخانه‌ها با هم ترکیب شده‌اند، مثلاً در استرالیا، وزارت خارجه کار تجارت بین‌المللی را هم انجام می‌دهد. زیاد بودن تعداد وزارتخانه‌ها به معنی بزرگ بودن دولت است، ولی همیشه نشان دهنده پیشرفته بودن کشور نیست، زیرا تعدادی از کشورهای توسعه یافته جهان با حدود 10 وزارتخانه اداره می‌شوند.

معمولاً مجلس هر کشور می‌تواند از رئیس جمهور، نخست‌وزیر یا هر کدام از وزیرها در باره کارهایش بازخواست کند و وزیر باید برای باقی ماندن در سمت خود از نمایندگان مجلس رأی اعتماد بگیرد، در غیر این صورت برکنار شده و باید شخص دیگری به جای او معرفی شود، تغییر چند وزیر در یک کابینه را ترمیم کابینه و اگر بیشتر وزیران برکنار شوند، سقوط کابینه می‌گویند.

رئیس جمهور یا نخست‌وزیر حق دارد هر کسی را به عنوان وزیر تعیین کند. معمولاً وزیرها از حزب یا جریان سیاسی خود او هستند، ولی در بعضی از کشورها که احزاب و گروه‌های سیاسی مختلفی وجود دارد، این وضعیت پیش می‌آید که وزیران کابینه از بین دو یا سه حزب و جریان سیاسی انتخاب می‌شوند. به این کابینه، کابینه ائتلافی گفته می‌شود.

اعضای کابینه مثل بازیکنان یک تیم ورزشی هستند. زمانی دولت یک کشور موفق خواهد بود که هر کدام از وزیران، غیر از اداره درست وزارتخانه خود، با دیگر وزیران هم رابطه خوبی داشته باشند و به صورت  تیم یکپارچه عمل کنند. ضعف هر کدام از آنها بر دیگری تأثیر می‌گذارد. بعد از جنگ عراق و همکاری انگلیس با آمریکا برای جنگ در این کشور، حزب کارگر انگلیس که کابینه فعلی از بین اعضای آن تشکیل شده است ، دچار مشکل شد. الان دیگر کابینه انگلیس اعتبار قبلی را ندارد و نخست‌وزیر می‌خواهد با تغییر تعدادی از وزیران کابینه را ترمیم کند.

روزنامه همشهری ضمیمه دوچرخه 28 خرداد 1388

http://hamshahrionline.ir/details/83517


 
 
جنگ در کوهستان مرزی - دره سوات و طالبان
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

جنگ در کوهستان مرزی

جهان > آسیا- محمد سرابی:
شهر «مانگورا» در منطقه «سوات» پاکستان، دیگر برای هیچ کس امن نیست. طالبان و دولت پاکستان بالاخره رودرروی هم قرار گرفتند

اهالی غیر نظامی سوات با ترک خانه‌هایشان، از این منطقه فرار کرده‌اند. امسال طالبان آن قدر قدرت گرفته بود که در قسمتی از شمال پاکستان برای خود حکومتی تشکیل داد و حتی دولت مرکزی را تهدید کرد. ارتش پاکستان هم تصمیم گرفت این قسمت را پس بگیرد.

سال‌ها قبل،  زمانی که دولت مرکزی افغانستان خیلی ضعیف بود، جنگ‌های داخلی در گوشه و کنار آن جریان داشت و گروهی به نام طالبان با تفکری خشن شروع به جنگ با گروه‌های دیگر کردند.در آن زمان، پاکستان و عربستان مستقیما از طالبان حمایت می‌کردند و به این حمایت پشت پرده ادامه دادند. بعضی از شبه نظامیان طالبان کسانی بودند که در زمان حمله شوروی سابق به افغانستان، علیه ارتش این کشور جنگیدند.

طالبان کم‌کم قدرتمند‌تر شده و پس از شکست‌دادن دیگر گروه‌ها، کابل را تصرف کردند. بعد از یازده سپتامبر سال 2001  و با حمله ارتش آمریکا، حکومت طالبان سقوط کرد، ولی دسته‌های مختلف آنها هنوز هم در نقاط مختلف افغانستان و پاکستان حضور دارند؛ مخصوصاً در مرز کوهستانی این دو کشور؛ زیرا در این منطه قبیله‌هایی زندگی می‌کنند که رابطه نزدیکی با هم دارند و  از دستور دولت‌های مرکزی چندان اطاعت نمی‌کنند.  نظام قبیله‌ای و منطقه صعب‌العبور کوهستانی، باعث می شود نیروهای دولتی هم به راحتی نتوانند آنها را سرکوب کنند.

از حدود یک سال قبل که دولت پاکستان دچار اختلاف های داخلی شد، طالبان شروع به فعالیت کردند و بر استان های شمالی پاکستان مثل دره سوات مسلط شدند. اگر به نقشه پاکستان نگاه کنید، می‌بینید که پایگاه های طالبان به پایتخت پاکستان بسیار نزدیک است. بنابر این حمله آنها به اسلام آباد می‌تواند باعث شود تا همان اتفاقی که درکابل افتاد، باز هم تکرار شود ولی این دفعه خطر دیگری هم وجود دارد. طالبان، افغانستان، کشوری ضعیف، فقیر و جنگ‌زده را به دست آوردند، ولی پاکستان صاحب سلاح‌های قوی مخصوصاً موشک‌هایی با کلاهک هسته‌ای است. پاکستان این موشک‌ها را در رقابت هسته‌ای با هند تولید کرده است، اما اگر سلاح هسته‌ای به دست طالبان بیفتد، وضعیت امنیتی و نظامی خاورمیانه و شبه قاره هند کاملاً عوض خواهد شد. برخی از کشور‌ها به دولت پاکستان فشار آوردند تا طالبان را سرکوب کند. دولت به مردم دره سوات اخطار داد تا از این منطقه خارج شوند.

طالبان به خاطر فشار نیروهای دولت پاکستان در شهرهای دیگر این کشور به خصوص کراچی پراکنده شده اند تا کشته نشوند.پاکستان هم می خواهد آنها
تجمع شان را در یک منطقه از دست بدهند.اما مردم از این مسئله احساس ناامنی می کنند.

شبکه‌های خبری، هنوز هم مردمی را نشان می‌دهند که در جاده‌ها به راه افتاده‌اند و از سوات خارج می‌شوند. آوارگی مردمی که در منطقه سوات زندگی می‌کنند، اولین نتیجه این جنگ است.

روزنامه همشهری - ضمیمه دوچرخه 31 اردیبهشت 1388

http://hamshahrionline.ir/details/81650