محمد سرابی

www.msarabi.com

 
53 نفر
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٦
 

پرونده 53 نفر، بزرگترین دستگیری سیاسی دوران رضاخان

محمد سرابی


53 نفر زندانی کمونیست دوران رضاشاه در واقع 48 نفر بودند که 18 نفر از آنها نیز هیچ آینده سیاسی مشخصی پیدا نکرده و محو شدند. در میان 30 نفر باقیمانده هم عناصر کم اهمیتی وجود داشتند ولی در بین بازداشت ها و جست وجوهای پلیس امنیتی که گاهی هم به خطا می رفت «پرونده53 نفر» بزرگ ترین دستگیری سیاسی زمان خود بود. زیرا حزب توده به عنوان مهمترین و قدرتمندترین حزب دهه های بعد به دست همین افراد ساخته شد.


«تقی ارانی» پدر معنوی حزب توده و سرشناس ترین بازداشت شده بود. او در سال 1281 و در شهر تبریز به دنیا آمد، از دارالفنون دیپلم گرفت و با هزینه شخصی برای تحصیل به آلمان رفت که موفق شد در شهر برلین تحصیلات خود را تا درجه دکترای فیزیک و شیمی ادامه دهد. در این سال ها دانشجویان مقیم اروپا تحت تاثیر فضای فکری این قاره (دهه1930) با تفکراتی چون مارکسیسم و بحث های مجاوران آشنا می شدند. ارانی در اروپا به حلقه دوستانی چون ایرج اسکندری و مرتضی علوی وارد شد و به نوشتن در مجله پیکار چاپ اروپا پرداخت. مقالات ارانی که بعد از ورود به ایران در ماهنامه دنیا و با امضای احمد قاضی به چاپ می رسید، بیشتر محتوای علمی و پژوهشگری دارد. او در تلاش بود تا مفاهیم سوسیالیسم مدرن را از منابع مطالعاتی و نه از راه تبلیغات وابسته به شوروی به دست بیاورد. وی بنا به مشی ایدئولوژیک خود نوشته هایی نیز درباره ارتباط علوم تجربی چون شیمی، زیست شناسی و فیزیک با مبانی مارکسیسم دارد. تفکری که تا سال ها بعد ادامه داشت و توسط گروه های بعدی دنبال می شد. به طور کلی تقی ارانی از جمله متفکران مارکسیست ایران محسوب می شود که اندیشه های خود را از راه مطالعه و نه در مسیر تبلیغات قرارگرفتن به دست آورده بود و به همین دلیل نظریات متفاوت و جدیدی را عرضه می کرد. او در1314 به ایران برگشت و مشغول تدریس فیزیک در دانشگاه شد.

 

ارانی با توصیه کمونیست های آلمانی در شهر قزوین با شخصی به نام امیرخان تماس گرفت و از آن طریق به مجموعه یی از مارکسیست های ایرانی که فعالیت های محدود و پنهانی انجام می دادند متصل شد. نام اصلی این شخص عبدالصمد کامبخش بود. کامبخش - متولد1283 قزوین- در مسکو تحصیل کرده بود و در آنجا به عضویت حزب کمونیست شوروی و تشکیلات هماهنگ کننده کمینترن درآمد. وی پس از بازگشت به ایران عضو کادر نیروی هوایی تازه تاسیس و از طرف ارتش مجدداً به شوروی اعزام شد. در بازگشت اداره اطلاعاتی ارتش موسوم به «رکن2» به ارتباطات او پی برد و کامبخش دستگیر و محکوم به اعدام شد. اما از آنجا که رابطه سیاسی ایران با شوروی در آن مقطع حساسیت خاصی داشت و امکان آسیب دیدن آن می رفت کامبخش آزاد شد. احتمالاً عوامل دیگری هم در آزادی او دخالت داشتند ولی او آزادی خود را نتیجه نفوذ و حمایت اتحاد جماهیر شوروی دانست. از آنجا که از سال 1310 و برخورد شدید حکومتی تلاش برای گسترش سوسیالیسم به خطر افتاده بود کامبخش بعد از سفر دیگری به شوروی تشکیلاتی مخفی را سازماندهی کرد که ابتدا در قزوین و بعد در تهران به کار پرداخت. او که آموزش هوانوردی دیده بود در این زمان به کار در شرکت اتوبوس های شهری تهران پرداخت.ارانی با کامبخش و دیگر فعالان مارکسیسم در ایران ارتباط برقرار کرد و سرانجام در اردیبهشت 1315 در منزل خود جلسه یی با حضور رضا روستا، علی شبرنگ و رضا ابراهیم زاده تشکیل داد که در آن حاضران تصمیم به ایجاد حزب کمونیست مخفی گرفتند. در جلسه بعدی اعضای کمیته مرکزی و کمیته تفتیش هم تعیین شدند که در میان آنها نام پیشه وری و دانشیان هم دیده می شود. البته حزب به این سرعت تشکیل نشد و مقدمات ایجاد آن آنقدر به تاخیر افتاد که همه دستگیر شدند. محمود بقراطی و علی صادقپور دو نفری بودند که برای تحصیل در «دانشگاه کمونیستی شرق» به مسکو رفتند. این دانشگاه که برای تربیت نیروهای خارجی آماده شده بود پس از مدتی منحل شد و دو دانشجوی فوق قصد داشتند به ایران برگردند. «محمد شورشیان» که وظیفه نقل و انتقال آنها را بر عهده داشت در باکو با دانشجویان همراه شد. او سه دست لباس نظامی شوروی را با این استدلال تهیه کرده بود که بتوانند با پوشیدن آنها تا مرز پیش بروند. ولی به دلیل اینکه پس از عبور از مرز هم لباس ها را همچنان به تن داشتند ژاندارم های یک روستا آن سه را دستگیر کرده و در اتاقی زندانی می کنند. آنها موفق می شوند با رشوه دادن به نگهبان فرار کنند ولی تمامی مدارک خود را جا می گذارند که در نتیجه شهربانی به نام و هویت آنها پی می برد. شورشیان به دورترین نقطه ممکن یعنی آبادان و نزد «شاندرمنی» از دیگر اعضای گروه می گریزد. در آبادان وی سرگرم فعالیت فرهنگی می شود. این فعالیت فرهنگی شامل تشکیل گروه تئاتر بود و روی اعلان اولین نمایش آن نوشته شده بود «شاهکاری هنری به کارگردانی محمد شورشیان». بدیهی است که با چنین شاهکاری بلافاصله «شورشیان» دستگیر شده و حتی به شب اول نمایش هم نمی رسد. او که بسیار هیجان زده شده بود اعلام می کند اطلاعات مهمی دارد که در حد اعتراف به پلیس آبادان نیست. پلیس او را به تهران منتقل کرده و «شورشیان» اعلام می کند که عضو «حزب کمونیست نیرومند ایران» است. او در 13 برگ اعتراف نامه تمامی کسانی که می شناخت را معرفی می کند. ارانی، الموتی، بهرامی، آذری، ... و شخص مرموزی که ظاهراً با نام مستعار «تنبورک» شناخته می شد. روز 16 اردیبهشت 1316 این چهار نفر به دام می افتند و شهربانی به جست وجو ادامه می دهد. سه روز بعد عبدالصمد کامبخش که نفر پنجم بود به کمک سوابقش دستگیر می شود. بلافاصله پس از او در 21 اردیبهشت تعداد دستگیرشدگان به 40 نفر و در23 اردیبهشت به 53 نفر می رسد. اتهام آنها تشکیل سازمان اشتراکی مخفی، انتشار بیانیه روز کارگر، به راه انداختن اعتصاب در دانشکده فنی و کارخانه نساجی اصفهان و مهمتر از همه ترجمه رساله های الحادی (کاپیتال مارکس و مانیفست کمونیست) بود. بار اولی بود که این همه متهم دستگیر می شدند و چند بازجوی شهربانی به صورت شبانه روزی مشغول اعتراف گرفتن و پرونده ساختن بودند. اتهامات از خواندن کتاب های کمونیستی شروع می شد و به تشکیل حزب کمونیستی می رسید.در این میان بعضی ها کاملاً اشتباه دستگیر شده بودند. مثلاً کامبخش از شخصی به نام سجادی در دانشکده پزشکی نام برد که نام کوچک او را نمی دانست. ماموران هم به دانشکده رفتند و هر کس که فامیل سجادی داشت دستگیر کردند. مجتبی سجادی که فرد مورد نظر بود بازداشت شد. مرتضی سجادی نفر بعد بود که پس از دستگیری از او پرسیدند آیا ارانی را می شناسد یا نه. او در سال های قبل شاگرد کلاس فیزیک ارانی بود و به همین دلیل متهم به ارتباط با او و در نتیجه صاحب پرونده شد. نفر سوم به نام حسن سجادی از کمونیسم چیزی نمی دانست ولی پلیس در میان نامه هایی که او به برادرش نوشته بود جمله یی به این مضمون پیدا کرد «مردم اصفهان چندان متمدن نیستند». افسران اطلاعاتی این جمله را رمزگشایی کرده و این طور تفسیر کردند که مقصود از متمدن نبودن نداشتن آمادگی برای تشکیل حزب است، رضا رادمنش که از کمونیست های «گروه رنتیست ها» بود در این میان ماجرای دیگری دارد. او در اسفند 1315 دستگیر شده بود و در زندان نظامی با محاسبه اینکه گروه 53 نفر از طریق دادگستری محاکمه شده و تبرئه خواهند شد پرونده اش را با تلاش بسیار از میان گروه رنتیست ها به 53 نفر منتقل کرد. پرونده رنتیست ها پس از مدتی پاسکاری بین شهربانی و دادگستری با رای تبرئه مواجه شده و همه آنها آزاد می شوند اما رادمنش در کنار53 نفر در زندان می ماند،

 

در دوران حبس همه همدیگر را به خیانت متهم می کنند. کامبخش که بلافاصله پس از او دستگیری گسترده اتفاق افتاد، بیشتر از همه در معرض اتهام بود. مدتی پیش از برگزاری دادگاه متن اعترافات گروه53 نفر را برای تمام اعضای گروه قرائت می کنند در اینجا مشخص می شود که «شورشیان» 6-5 نفر و کامبخش بقیه را لو داده اند در حالی که ارانی بیشتر از بقیه مقاومت نشان داده است (شکنجه شدیدی در کار نبود) انورخامه یی که خود جزء این گروه بود ماجرای دستگیری و حوادث زندان را به تفصیل ذکر کرده و می نویسد؛ «در یک تشکیلات مخفی رابطه ها باید مخفیانه باشد در حالی که در 53 نفر همه همدیگر را می شناختیم. مثلاً من خودم 27 نفر را دقیقاً می شناختم و کسی مثل شورشیان که کارش قاچاق آدم در مرز شوروی بود 6 نفر از اعضای شورای مرکزی را می شناخت.»سرانجام از میان گروه 53 نفر (که 5 نفرشان آزاد شده بودند) سه نفر به تبعید، ده نفر به حبس های 2 تا 4 سال، هفت نفر به 5 سال، هشت نفر به 6 تا8 سال، و ده نفر به حبس 10 سال محکوم شدند. در این 48 نفر زندانی 13 دانشجو، 12 کارمند، 4 استاد دانشگاه، 3 پزشک، 3 دبیر دبیرستان و 2 وکیل حضور داشتند که سطح تحصیلات دستگیرشدگان را به نسبت پرونده های قبلی بالا می برد. پس از عزل رضاخان، محمدرضا تلاش کرد چهره یی بر خلاف پدر خود به نمایش بگذارد و فضای سیاسی باز ایجاد کند. او که تازه به تاج وتخت رسیده بود فرمان عفو عمومی صادر کرد. بر اساس این فرمان زندانیان سیاسی به طور کامل و زندانیان عمومی تا یک چهارم دوران حبس خود عفو می شدند. 53 نفر باز هم بدشانسی آوردند و به دلیل محاکمه در دادگستری در زمره مجرمان عادی قرار گرفتند. 28 شهریور 1320 اسکندری، رادمنش و یزدی که سه چهارم زندان خود را گذرانده بودند و چند ماه بعد انورخامه یی و تعدادی دیگر آزاد شدند و کمتر از یک سال بعد لایحه یی تصویب شد که بر اساس آن تمامی کسانی که به استناد قانون علیه سلطنت اقدام کرده اند اساساً بی گناه بوده و بلکه اساس محکومیت آنان منتفی است. به این صورت بقیه 53 نفر باقی مانده هم آزاد شدند. ارانی آنقدر زنده نماند که روز آزادی را ببیند. او در سال 1319 بر اثر بیماری تیفوس و عدم رسیدگی لازم در زندان درگذشت. نظام دیکتاتوری چندان هم بی میل نبود که این مغز متفکر بدون جنجال حذف شود. 53 نفر به محض آزادی فعالیت های خود را آغاز کرده و حزب توده در کمتر از 5 سال بسیار گسترش یافت. در عکسی که از تظاهرات روز کارگر سال1325 گرفته شده است راهپیمایان تصاویر مارکس، انگلس، سلیمان اسکندری و دکتر تقی ارانی را به دست گرفته اند. حزب توده پس از کش وقوس فراوان در تنش هایی چون نهضت ملی کردن صنعت نفت اعترافات سال 42 و بالاخره تحولات منتهی به سقوط سلطنت، سرانجام پس از انقلاب اسلامی منحل اعلام شد. انورخامه یی با 90 سال سن هنوز زنده است. او پس از انقلاب خاطرات خود را منتشر کرد و در آن با قلمی جذاب و طنزآمیز تمام جزئیات ماجراهایی که در آنها حضور داشته است را شرح داد. در بیست و هشتمین سالگرد انقلاب اسلامی گزارش کوتاهی در تلویزیون ایران پخش شد که چند جمله از گفت وگوی خبرنگار جوانی را با این تنها بازمانده 53 نفر نشان می داد.

 

منابع؛

 

- «53 نفر»، انور خامه یی، چاپ 1362

 

- «تاریخ 57 ساله ایران در عصر پهلوی»، خسرو معتضد، فصول 8 و 9

 

- «ایران بین دو انقلاب»، پروانه ابراهیمیان، فصل رضاشاه

 

- «تاریخ 20 ساله ایران»، حسین مکی، جلد 6

 

- «روزشمار تاریخ ایران»، باقر عاقلی، سال1316

 

 

 

اعتماد22 اردیبهشت 86