محمد سرابی

www.msarabi.com

 
معنویت در فضای بیگانه‌
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ امرداد ۱۳٩٦
 
معنویت در فضای بیگانه‌
 

محمد سرابی/روزنامه نگار


پدر پیر و دانا از خواب بیدار شده است. اطرافیانش لباس سفید بلندی به او می‌پوشانند و پنجه پا‌هایش را با احترام می‌شویند. او درباره ملاقات با خالق حرف می‌زند و می‌خواهد به جست‌وجوی پاسخ مهمترین سوال بشر برود. این سوال که چه کسی انسان را ساخته است و چگونه می‌توان او را از مرگ نجات دهد. اینها صحنه‌هایی از مراسم مذهبی کلیسا نیست. بخشی از اواخر فیلم «پرومتئوس»، پنجمین فیلم از سری بیگانه است که در ژانر وحشت تقسیم‌بندی می‌شود. ساخت مجموعه فیلم‌های بیگانه با سوژه اصلی موجودات وحشی فضایی از ٨٣ سال قبل شروع شد اما به دلیل نامشخصی هربار که قسمت جدیدی به این مجموعه اضافه شد، سهم «معنویت» در آن افزایش یافت. آخرین قسمت آن‌که محصول ٧١٠٢  است، به شکل واضح نماد‌ها و حتی مباحثات «کلامی» درباره آفرینش را مطرح می‌کند.
جالب این‌که قسمت‌های ساخته‌شده براساس خط داستانی مستقیم نیستند و قبل و بعد از یکدیگر اتفاق می‌افتند. کارگردان‌های مختلفی هم این ۶ فیلم را کارگردانی کردند اما نمی‌شود گفت که علایم مذهبی ارتباطی به گرایش کارگردان‌ها دارد. اولین قسمت بیگانه را رایدلی اسکات در ‌سال ٩٧٩١ ساخت که هیچ نشانه دینی در آن به چشم نمی‌خورد. فضانوردان، موجودات سوسمار مانند درنده فضایی و ربات‌های انسان‌نما شخصیت‌های فیلم هستند که در راهرو‌های سفینه یکدیگر را تعقیب می‌کنند. در قسمت دوم که جیمز کامرون آن را کارگردانی کرد، هم نشانه مذهبی خاصی وجود ندارد. کارگردانی قسمت سوم فیلم در ٢٩٩١ به دیوید فینچر سپرده شد که فضا را کاملا تغییر داد. در این فیلم زندانیان لباسی شبیه راهبه‌ها به تن دارند، دعای صبحگاهی می‌خوانند و طلب بخشش و رستگاری می‌کنند و در بخش‌هایی از موسیقی فیلم، آواز‌های مذهبی به سبک قرون وسطا شنیده می‌شود. در این فیلم بر مفهوم «ایثار» تأکید می‌شود. فیلم چهارم که در ‌سال ٧٩٩١ به دست یک کارگردان کمتر شناخته شده، فرانسوی ساخته شد هم می‌توانست خالی از مذهب باشد، مخصوصا که صحنه‌های درگیری آن دیگر منحصر به دانشمندان و فضانوردان نبود بلکه سربازان و مزدورانی که به اوباش شباهت دارند هم، در آن حضور داشتند. در اواخر فیلم سرنشینان سفینه از یک ربات انسان‌نما می‌خواهند به سامانه کنترل سفینه وصل شود و مسیر آن را اصلاح کند. او به کلیسای درون سفینه می‌رود که اطراف صلیب بزرگ آن با شمع روشن شده است. ربات روی سینه‌اش صلیب می‌کشد و روی نیمکت می‌نشیند. دانشمندی که او را همراهی می‌کند، یک کتاب انجیل الکترونیک دارد. قسمت بعدی فیلم در‌ سال ٢١٠٢ به دست‌‌ همان کارگردان قسمت اول ساخته شد. در تمام این فیلم‌ها، توضیحی برای وجود موجودات بیگانه داده نشده بود، برای همین اسکات در خط داستانی عقب رفت تا به این سوال جواب دهد. سکانس آغاز فیلم موجودی شبیه شخصیت‌های داستان‌های اسطوره‌ای است که در سرزمین سرد و بدون گیاه کنار رودی خروشان ایستاده و از ظرفی کوچک مایعی سیاهرنگ را می‌نوشد. بدن او تبدیل به خاکستر و در آب‌های رودخانه حل می‌شود. زن دانشمند/ فضانورد فیلم پرومتئوس یک صلیب یادگاری به گردن دارد و دایم اصرار می‌کند که آن را همراه داشته باشد. او تاریخ ماموریت را با اصطلاحات سنتی و کامل مذهبی ثبت می‌کند. فیلم ٧١٠٢ که باز هم اسکات آن را ساخت هم، از‌‌ همان لحظه اول به سراغ دین و فلسفه می‌رود. نقاشی میلاد مسیح، مجسمه داوود میکل آنژ و قطعه موسیقی کلاسیک «ورود خدایان به تالار والهالا» تنها در چند دقیقه اول فیلم نشان داده می‌شود. در میانه فیلم به حمله هوایی به تمدنی خرقه‌پوش می‌رسیم که تبدیل به عذاب آسمانی شده است، درحالی ‌که مهاجم شعری با نام فرعون رامسس دوم را می‌خواند.
فیلم‌های بیگانه در ابتدا یک نمایش پر زدوخورد و ترسناک از حمله جانوران ناشناخته قوی و سریع به انسان‌ها بودند. فیلمسازان تلاش می‌کردند به سوال‌هایی مانند این‌که این جانوران چگونه به وجود آمده‌اند، چه ارتباطی با انسان‌ها یا دیگر موجودات احتمالی هوشمند فضا دارند، جوابی ندهد و فیلم را با‌‌ همان صحنه‌های درگیری و وحشت به پایان ببرند ولی با گذشت زمان و با وجود این‌که قسمت‌های مختلف فیلم‌ها با فاصله زیادی از هم ساخته شدند، نوعی پس‌زمینه فلسفی- دینی، درحال رشد در این مجموعه است.

روزنامه شهروند - ۱۳۹۶ چهارشنبه ۴ مرداد