محمد سرابی

www.msarabi.com

 
ساختمان سفید جنگل برفی - شوروی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ اسفند ۱۳٩۱
 


محمد سرابی

 

شوروی بزرگترین نظام متمرکز تاریخ نزدیک 20 سال قبل در میان ناباوری کسانی که جاودانگی آن را باور داشتند نابود شد. این نابودی با خرابکاری مزدوران امپریالسیم یا موشک‌های اتمی اتفاق نیفتاد بلکه ساختار اقتصادی و اجتماعی این کشور چنان ضعیف شده بود که تنها توافق چند سیاست مدار توانست نقطه پایان آن را ثبت کند.

توافقنامه تشکیل کشورهای مستقل مشترک المنافع گم شده است. وقتی شوشکویچ رئیس قبلی پارلمان بلاروس، به آرشیو اسناد در مینسک مراجعه کرد تا از نسخه اصلی قرارداد در نوشتن خاطرات خود استفاده کند. مشخص شد قراردادی که در نشست سری روز ۸ دسامبر سال ۱۹۹۱، در ساختمانی سفید رنگ واقع در میان جنگلی پر از برف به امضای «بوریس یلتسین» رئیس جمهور روسیه «لئونید گراچوک» رئیس جمهور اوکرایین و «استانیسلاو شوشکویچ» رسیده بود، گم شده است.

 دلیل اشتباه رایج در اعلام تاریخ فروپاشی شوروی رخ دادن مجموعه اتفاقاتی در پایان سال 1991 و ابتدای سال1992 است. از زمانی که گورباچف به قدرت رسید مشخص بود اولین رییسی که انقلاب اکتبر را ندیده است آن را دگرگون خواهد کرد ولی نابود شدن نظامی با آن همه ادعا متصور نبود. در این نظام اقوام مختلف که تاریخی پر از جنگ و جدال با یکدیگر داشتند، ساختار ضعیف اقتصادی بر پایه نفت و کشاورزی، دستگاه امنیتی مخوف و هنرمندان و روشنفکران همه و همه با چسب سوسیالیسم به هم متصل شده بودند. قرار بود این نابرابری‌ها در یک معجزه بی‌همتای تاریخی از میان برداشته شود. قرار بود نظامی ابدی جای تمام تمام رقابت‌های تاریخ را بگیرد و کسانی که آن را بنیان‌گذاری کردند به این وعده ایمان داشتند.

همچنان که انقلاب اکتبر دلایل مختلفی داشت نابودی شوروی هم به دلایل مختلف روی داد. شورش‌های ملت‌های شرق اروپا که از سروری روس‌ها خسته شده بودند، رقابت گرانقیمت تسلیحاتی با غرب و سازماندهی ارتش سرخ و حتی فشارهای غربی‌ها برای القای استانداردهای خودشان مانند حقوق بشر و آزادی بیان بدنه شوروی را فرسایش داده بود. در 1989 دیوار برلین که خط مقدم جنگ شرق و غرب بود زیر ضربات چکش‌های جوانان آلمانی خراب شد. خرابی این دیوار فرضیه ای را تایید کرد که تا قبل از آن رد شدنی نبود. مشخص شد پیشگویی هواداران اندیشمند آلمانی درست نبوده و «کمونیسم پایان اجباری تاریخ نیست».

در نظام بی طبقه شوروی «نومنکلاتورها» به عنوان اشراف جدید حزبی جای اشراف درباری را گرفتند. خانواده‌ها و دار و دسته ها قدرت را به نام طبقه کارگر میان خود تقسیم کردند. نژاد پرستی بین روس‌ها و غیر روس‌ها شکل گرفت و تزار جایش را به صدر هیئت رییسه داد. مسلما 7 دهه حکومت سوسیالیستی نتایج مثبتی هم داشت. توسعه زیرساخت‌های شهری و روستایی، افزایش ارتباطات، سوادآموزی، بهداشت و پیروزی در مقابل حمله نازی‌ها با بسیج تمام امکانات کشور در این نظام حکومتی محق شد ولی خود نظام باقی نماند. برابری کمونیستی قابل اجرا نیست. در واقع برابری کامل نه قابل اعمال و نه قابل اجرا است. تنها رویایی است که میتواند انسان‌ها را به خود مشغول کند.

شاید کمونیسم می‌توانست در کشوری کوچک و سنتی باقی بماند (کوبا) یا با تغییرات بزرگ و ظاهری خود را حفظ کند (چین) یا اینکه در میان عقب‌ماندگی و سرکوب شدید به بقا ادامه دهد (کره شمالی) ولی یک امپراطوی پهناور که خود را قلعه سوسیالیسم، تنها پناهگاه زحمتکشان و نمونه سوسیالیسم موجود میدانست راهی برای بقا نداشت.

سند انحلال شوروی در سه نسخه و با اعتبار یکسان در بلاروس، روسیه و اوکراین نگهداری می‌شد ولی حالا که نسخه بلاروسی آن گم شده است کسی مسئولیت نگهداری از سند را قبول نمی‌کند. الان هم درباره اصلالت نسخه گم شده یا اینکه تنها یک رونوشت بوده است تردید وجود دارد. «ایوان کروتچنیا» دبیر اجرایی کشورهای مستقل مشترک المنافع این فرض را مطرح کرده است که در زمان امضای این سند اهمیت آن بسیار زیاد بود درحالی هیچ کس نمی‌خواست مسئول این توافق شناخته شود، شاید همین باعث جابه‌جا کردن سند اصلی شده باشد. البته نسخه‌های دیگر و حتی کپی همین سند هم می‌تواند موضوع توافق شده در آن را تایید کند. اینکه به نام «اتحاد جماهیر شوروی» کلمه «سابق» اضافه شده است.

روزنامه بهار اسفند 91 صفحه جهان