محمد سرابی

www.msarabi.com

 
از جنوب‌شرقی به شمال‌غربی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩۱
 

از دید مردم خاورمیانه مهاجرت یعنی رفتن از کشورهای توسعه‌نیافته به کشورهای توسعه‌یافته. یعنی مردمی از آسیا و آفریقا به سوی غرب سرازیر شوند. اما در قاره‌ای مانند اروپا مهاجرت چهره دیگری هم دارد. جریان‌هایی از مهاجرت بین کشور‌های مختلف این قاره در جریان است که شاید به چشم غیر اروپاییان چندان مهم نیاید ولی برای اهالی آن اهمیت فراوانی پیدا می‌کند. مردم با تغییرات شرایط اقتصادی و دگرگونی بازار کار از جایی به جای دیگر می‌روند و حالا که قاره تبدیل به اتحادیه‌ای بزرگ شده است مهاجرت نیز از آن تاثیر گرفته است. کشورهای مختلف برای جابه‌جایی نیروی کاری قوانینی را در نظر گرفته‌اند اما هم قوانین در حال ساده‌تر شدن هستند و هم راه‌های فرار از آن زیاد است. در دوران جنگ سرد به دلایل بسیار واضح، مهاجرت از سوی کشورهای بلوک شرق به سمت غرب اروپا جریان داشت ولی پرده آهنین مانع محکمی برای جلوگیری از این اقدام امپریالیستی به شمار می‌رفت. با سقوط «سوسیالیسم واقعا موجود» مهاجرت شرقی- غربی رونق گرفت و جوانان در جست‌وجوی خوشبختی به آن‌سوی قاره رفتند؛ جریانی که هنوز ادامه دارد. مدتی پیش کشور فرانسه به دنبال راهی برای بازگرداندن دایمی «کولی»‌های رومانیایی به این کشور بود؛ کسانی که بلافاصله با استفاده از گذرنامه‌های اتحادیه اروپا برمی‌گشتند و به فالگیری و گدایی و دستفروشی در مترو و خیابان‌های خاطره‌انگیز پاریس می‌پرداختند. با پایان یافتن سال 2012 این موج، اتباع دو کشور رومانی و بلغارستان می‌توانند ساده‌تر به غرب اروپا و انگلیس بروند و مهاجرت بیشتر می‌شود. رومانیایی‌ها بیشتر دو کشور ایتالیا و اسپانیا را انتخاب می‌کنند. شاید به خاطر ریشه‌های مشترک زبانی و فرهنگی که از‌هزاره قبل باقی مانده است. رومانی زمانی آخرین مرز امپراتوری روم بود و زبان آن به همین دلیل شباهت‌هایی به زبان لاتین دارد. اما اقتصاد این دو کشور مخصوصا اسپانیا تعریف چندانی ندارد و معلوم نیست مهاجران به چه امیدی ساحل غرب مدیترانه را انتخاب کرده‌اند. نرخ بیکاری در اسپانیا در سه‌ماهه پایانی سال ۲۰۱۲، با یک‌درصد افزایش نسبت به سه‌ماهه قبل، به ۲۶‌درصد رسید. میزان بیکاری در اسپانیا بر اثر بحران اقتصادی به بیش از دوبرابر متوسط نرخ بیکاری در اتحادیه اروپا رسیده است و پیش‌بینی می‌شود که همین‌طور ادامه داشته باشد. درحالی که مهاجران اروپای شرقی به اسپانیا می‌روند متخصصان اسپانیایی راه آلمان را در پیش گرفته‌اند زیرا در آن فرصت‌های شغلی بهتری پیدا می‌کنند. اروپا پس از شکست نازیسم به طور رسمی نظریه نژادپرستی را کنار گذاشت و جرائم سنگینی را برای آن تعیین کرد. ظاهرا فضای اجتماعی این کشورها هم رفتارهای نژادپرستانه را نمی‌پسندد ولی نمی‌توان گفت که این تفکر از قاره سبز (یا از میان هر جامعه انسانی دیگر) پاک شده است. این خشونت احتمالی قطعا در ابتدا متوجه مهاجران غیراروپایی و به طور مشخص خاورمیانه‌ای‌ها خواهد شد؛ ولی برای تعصب داشتن به خون خالص باید خون خالص داشت. از سال 2004 و وقتی مهاجران لهستانی به انگلیس رفتند فروش نوعی نوشیدنی محلی لهستانی در این کشور بیشتر شده است؛ نشانه‌ای که می‌توان از روی‌ آن افزایش تعداد لهستانی‌ها را حدس زد. مهاجرت به اندازه‌ای است که بنا به آمار سرشماری سال 2011 ترکیب جمعیتی انگلستان را چند‌درصد تغییر داده است و در ترکیب آن مهاجران از دیگر کشورهای اروپایی تقریبا به همان اندازه مهاجران قاره‌های دیگر است. با ادامه این روند برخی از کشورهای مهاجرپذیر تبدیل به جامعه‌ای رنگارنگ از عرب و هندی و چینی و سیاه‌پوست می‌شوند، با این ویژگی که در این کشورها نژاد سفید هم چندان خالص نیست. بعضی از مهاجرت‌ها به تعداد کم ولی با سروصدای زیاد انجام می‌شود. گریختن «ژرار خاویر مارسل دو پاردیو» از مالیات 75‌درصدی فرانسه به سوی مالیات 13‌درصدی روسیه نمونه‌ای از این مهاجرت‌هاست. اگر «آلن دلون» هم به جای سوییس به روسیه رفته بود شاید می‌توانست مثل او گذرنامه‌اش را از رییس‌جمهور پوتین دریافت کند و در آغوش او عکس بگیرد. مهاجرت نخبگان شامل ورزشکاران هم می‌شود. تعداد تنیس‌بازانی که به خاطر مالیات از فرانسه به سوییس رفته‌اند کم‌کم به رقم 10 نزدیک می‌شود. دولت سوسیالیست‌ها در فرانسه توانسته است با مالیات بیشتر نوعی «فرار مغز‌ها» ایجاد کند. این مغزها پولدار‌هایی هستند که به جای مالیات دادن تابعیتشان را تغییر می‌دهند. بازیگر نقش کریستف کلمب خطاب به دولت «فرانسوا اولاند» گفته است که فرانسه را ترک می‌کنم به این دلیل که از نظر شما افراد موفق، خلاق و بااستعداد باید تنبیه شوند. دپاریو که در طول دوران بازیگری‌اش ۱۴۵‌میلیون یورو مالیات پرداخته است نقش‌هایی در فیلم‌هایی با موضوع تاریخ فرانسه بازی کرده که جنبه وطن‌پرستی شخصی‌اش را تایید می‌کند. یونان هم برای حل مشکلات اقتصادی‌اش به مالیات روی آورده است ولی در کشوری با اقتصاد ضعیف و اعتراضات خیابانی چطور می‌توان مالیات موثر گرفت و سرمایه و نیروی کار را فراری نداد. جریان مهاجرتی که از شرق به غرب و از جنوب به شمال اروپا شکل گرفته با مهاجرت جهانی تقویت می‌شود؛ در انتخابات چند سال قبل فرانسه، نامزد دست راستی این موضوع را مطرح کرده بود که با وجود این همه بازیکن مهاجر در تیم فوتبال فرانسه، این تیم چقدر فرانسوی است؟

 

روزنامه بهار 16 بهمن 91 صفحه جهان

still loving you - mohammad sarabi - هنوز دوستت دارم - محمد سرابیstill loving you - mohammad sarabi - هنوز دوستت دارم - محمد سرابی