محمد سرابی

www.msarabi.com

 
کبوتر باز ها
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٠
 

المپیک کبوتر ها

 

محمد سرابی

 mohammad sarabi

کبوتربازها خود را عشقباز می­نامند، زیرا معتقدند کبوتربازی را تنها می­توان با عشق توصیف کرد. سال­ها قبل کبوتربازی، رسم و سرگرمی مردان شهر بود و بر گوشه هر پشت بامی گنجه­ای با چند پرنده دیده می­شد. ولی زمان گذشت. شهر و سرگرمی­های آن تغییر کرد و کبوتربازی، ممنوع و فراموش شد. اگر چه در گوشه­ هایی از حومه شهر هنوز هم عشقبازها به کار خود ادامه می­دهند. به رسم دیرین،در آغاز هر سال تابستان، عشقبازهای بزرگ  با هم مسابقه می­دهند. این مسابقه که «گرو» نام دارد، هنوز هم طرفدارانی دارد و در آن صدها کبوتر در مقابل چشم تماشاگران به پرواز درمی­آیند.

اینجا حاشیه شهر تهران است. حیاط بزرگ و باغ­مانند یک کارخانه قدیمی که با اولین پرتوهای نور خورشید روشن می­شود. جاده اصلی آنقدر دور است که تنها گاهی صدای عبور خودرویی شنیده می­شود. یک سمت حیاط با  قفس­های کبوتر پر شده است. یک­شکل و اندازه بودن قفس­ها، سایه­بان سرتاسری، قفس بسیار بزرگی که مخصوص پرواز آزمایشی ساخته شده است، لوله­کشی آبخوری­ها و دیگر تجهیزات نگهداری از کبوترها نشان می­دهد که نه با یک سرگرمی ساده، بلکه با فعالیتی جدی و منظم روبرو هستیم.

در این قفس­ها بیشتر از هزار کبوتر نگهداری می­شود. دو نفر در استخدام صاحب کبوترها هستند تا شب و روز به آنها رسیدگی کنند. هر روز باید ظرف­های آب و دانه را عوض کرد. کف قفس­ها را کاردک کشید. همه جا را جارو زد و پرنده­ها را به­دقت از نظر گذراند. خوراک این همه کبوتر در کیسه­های بزرگ خریداری می­شود. ارزن، گاودانه، قره­ماش، سنگینک و گندم دانه­های اصلی هستند. اسرار و رموزکاری اهمیت زیادی دارند، مثلاً از گندم آبی برای خوراک استفاده نمی­شود و گندم باید حتماً دیم باشد. «حجت» از سال­ها پیش عشقبازها را می­شناسد. از او درباره نوع کبوترها سئوال می­کنیم؛ «کله برنجی، دم سیاه، قارا، گرگی، چلجله، هما، سرور، شازده گلی، سفیدتودمی، لک دوش، قلمکار،... . » عشقبازها درست مثل تربیت کنندگان حرفه ای اسب های مسابقه در اروپا نسل و نسب کبوترهایشان را می­دانند. مثلاً خبر دارند که جدّ یک کبوتر چه رنگی داشته و چقدر در پرواز مهارت داشته است. رنگ تنها برای زیبایی نیست، بلکه نشانه­ای از توانایی پرواز هم محسوب می­شود. کبوترهای قرمز و سیاه معمولاً پرواز طولانی­تری دارند. در فرهنگ عامیانه گفته شده کبوترهای طوقی در این میان بدشگون هستند و برای صاحب آنها اتفاقات بدی خواهد افتاد. ولی زمانی که از این جمع کبوتر باز می پرسیم می فهمیم کسی به چنین چیزی اعتقاد ندارد و در همین گروه کبوترها هم یک جفت طوقی نگهداری می­شود.

از ابتدای بهار، کبوترهایی که باید در «گرو» شرکت کنند، مشخص می­شوند. پرهای آنها را می­کشند تا پرهای جدید و سالم به­جای آن بروید. رشد پرهای جدید 40 روز طول می­کشد. پس از آن، تمرین­های مقدماتی در قفس بزرگ آغاز می­شود که در هر تمرین، کبوتر برای پرواز طولانی­تر آماده می­شود. به پرنده­ها باید یکی یکی رسیدگی کرد. مثل یک ورزشکار حرفه­ای در دوران آمادگی.بعد از تمرین به آنها مقدار مشخصی آب می­نوشانند. بال­ها را ماساژ می­دهند و بعد از سردشدن ماهیچه به خوابگاه انتقال می­دهند یا به اصطلاح «جا می­کنند». پس از طی دوره تمرین و در ابتدای تابستان روی پرهای دم کبوتر، مهر نام صاحب آنها را می­زنند و پرنده برای مسابقه آماده می­شود. تابستان، فصل مسابقات گرو است. مسابقه بین 10 یا 20 کبوتر نیست. صدها کبوتر در دو تیم 300 یا 350 عددی به پرواز درمی­آیند و تیمی که بیشتر در هوا بماند، برنده است. البته جزئیات گرو بسیار دقیق­تر از اینها و در حد بازی دو تیم ملی با یکدیگر است.

در حیاط کارخانه، همه منتظر ساعت 6 صبح هستند. جمعیت بیشتری از راه می­رسند. زیر درختان، تخت گذاشته­اند و در گوشه­ای دیگر، کنار دیوار حصیر پهن کرده­اند. درست سر ساعت 6، در قفس­ها را باز می­کنند و 351 کبوتر با شکوه فراوان به سوی آسمان پرواز می­کنند. صدای تشویق تماشاچیان از همه طرف بلند می­شود. اما چرا 351 کبوتر؟

یک کبوتر «قوش­بر» است، یعنی سهم پرنده­ای شکاری مانند قرقی می­شود. پرنده­های شکاری در حاشیه شهرها و همان مکان­هایی که کبوتربازها به پرورش کبوتر مشغولند، به دنبال طعمه می­گردند. آنها ساعتها، گروه کبوترها را تعقیب می­کنند و بعد از چند ساعت، پرنده­ای که از دیگران خسته­تر است را شکار می­کنند. تأسف کبوتربازها وقتی است که بهترین کبوترها شکار می­شوند. «جواد» که در کنار حجت نشسته است، می­گوید: «قیمت کبوتر خیلی متفاوت است. ولی جوجه کبوتر حدوداً از 7 تا 30 هزار تومان قیمت دارد. قیمت پرنده خوب به 50 هزار تومان و بالاتر هم می­رسد. عشقبازها خودشان پرنده خوب را می­شناسند. جوجه پاییز و جوجه بهار هم با یکدیگر فرق دارند.»ساعت 6 صبح، خیلی دورتر از جایی که الان هستیم، در آن سوی شهر همین اتفاق تکرار شده است و 351 کبوتر رقیب به پرواز درآمده­اند. دو رقیب، چند هفته قبل با هم قرارداد «گرو» را نوشته­اند. در این قرارداد، روز و ساعت پرواز، تعداد کبوترها و دیگر شرایط به­دقت ذکر شده است. از هر طرف، سه نماینده به­عنوان داور در کنار طرف مقابل هستند. آنها ساعت فرود هر پرنده در محوطه مقابل قفس­ها را یادداشت می­کنند. اگر کبوتر روی دیوار، درخت، سیم برق یا هر جایی غیر از محوطه بنشیند از دور مسابقه حذف می­شود که به آن «هرز» می­گویند.

وقتی تمام کبوترها به زمین نشستند، میانگین پرواز آنها محاسبه شده و برنده اعلام می­شود. اما شاید چند کبوتر درنقطه­ای دور به زمین بنشینند، خستگی در کنند و ساعتی بعد به سوی لانه برگردند. «عباس رفیعی» که هر سال این مسابقات را دنبال می­کند، می­گوید: «داورها به­راحتی تشخیص می­دهند که کبوتر «دوپر» شده است، یعنی بعد از پرواز صبح این دومین بار است که به زمین می­نشیند. داورها خود از عشقبازهای قدیمی هستند و از رفتار و حرکات کبوتر این را می­فهمند. بقیه هم نظر آنها را می­پذیرند.» او چند نکته دیگر از گرو را برای ما شرح می­دهد: «کبوترها در 4 یا 5 دسته پرواز می­کنند. این دسته­ها که «تیپ» نامیده می­شوند، در کنار هم نیستند، بلکه در ارتفاع­های مختلف و بالای سر هم پرواز می­کنند. بالاترین تیپ­ها از ابرها هم می­گذرند. ولی هر چقدر که پایین­ترین تیپ مقاومت کند و بیشتر در آسمان بماند، بقیه هم دیرتر می­نشینند. کبوتری که جدا از تیپ پرواز می­کند هم زودتر از بقیه خواهد نشست».

سفره بزرگی پهن می­شود و همه به صرف صبحانه می­نشینند. آن طرف­تر کسی منقل ذغالی را باد می­زند و اسپند دود می­کند تا کبوترها چشم نخورند. از 10 صبح، کبوترها یکی یکی پایین می­آیند، دور می­زنند و با کوچکتر شدن حلقه پرواز می­نشینند. چرخاندن دستمال قرمز و ضربه زدن به بشکه­های خالی راهی ساده برای ترساندن کبوتر و ادامه پرواز اوست. ولی اگر کسی بخواهد تقلب کند، داورها می­فهمند و مسابقه به هم می­خورد. امکان دوپینگ هم وجود ندارد. زیرا چند روز قبل از مسابقه، نمایندگان هر طرف به محل نگهداری کبوترهای حریف می­روند و شبانه­روز در نزدیکی قفس­ها نگهبانی می­دهند تا به غیر از آب و دانه­های مجاز، هیچ چیز دیگری مثل داروهای تقویتی به کبوترها داده نشود.

با این همه دقت در جزئیات و سرمایه­ای که برای مسابقات گرو مصرف می­شود و شانه به شانه بزرگترین مسابقات ورزشی میزند، طبیعتاً باید شرط­بندی کلانی در میان باشد. از رفیعی سئوال می­کنیم که براساس قرارداد به طرف برنده چه چیزی می­رسد و او پاسخ می­دهد: «شیرینی، چند شاخه گل یا چند سکه طلا، همین». ولی مگر ممکن است در مسابقه­ای با این همه هزینه و تشریفات، کمتر از چند میلیون پول جابه­جا شود؟ «موضوع، اصلاً پول نیست. هدف این است که دور هم باشیم و از پرواز کبوترها در سینه آسمان لذت ببریم.» و دیگران هم آنچنان با صداقت تمام از نبود شرط بندی کلان در گرو حرف میزنند که راهی جز باور ادعایشان نمی ماند. انگار تماشای مسابقه خود هدف اصلی است. رفیعی مانند بیشتر کسانی که به تماشای گرو آمده­اند، در سال­های جوانی دسته­ای کبوتر بر پشت بام خانه داشت. «الان توی شهر نمی­شود کبوتربازی کرد. هم ممنوع شده است و هم این که همسایه­ها شاکی می­شوند. خانه­های یکی دو طبقه قدیمی، پشت بام وسیع و دورتادور فضای باز داشتند که در آپارتمان­های امروزی پیدا نمی­شود.» همه چیز حتی کبوترها هم عوض شده­اند. به گفته چند نفر، از مدتی قبل که استفاده از تلفن همراه بیشتر شد، کبوترها در تهران بیشتر گم می­شوند و راه «بوم» خود را فراموش می­کنند.

شربت و شیرینی و میوه می­آورند. صاحب نسبتا جوان کبوترها خوشحال و سر افراز و به رسم مردانگی با فروتنی در میان مهمانانش قدم می­زند و با تلفن همراه از وضعیت رقیب خبر می­گیرد. او شخصیت اصلی مجلس جشنی است که به افتخار کبوترانش برپا شده است. رفیعی می­گوید: «هر عشقباز این پول و وقتی که پای کبوتر می­گذارد را اگر پای هر کار دیگری بگذارد، میلیاردر می­شود. ولی چه می­شود کرد که کبوتر عشق است.»

کسی مشتی اسپند بر آتش می­ریزد و بقیه صلوات می­فرستند. همه در سایه نشسته­اند و چشم به آسمان دارند. آفتاب تند شده است. آن بالاها گروه کبوتران بر بال نسیم پرواز می­کنند و چشم­ها را با خود می­کشند.

 

 روزنامه شرق پنجشنبه 20 مرداد 90

صفحه 12 ضمیمه

 

محمد سرابی

Mohammad sarabi  (right)  with  Aydin Aghdashloo in his gallery - 2012

Mohammad sarabi  (right)  with  Houshang Moradi Kermani the writer - 2013

still loving you - mohammad sarabi - هنوز دوستت دارم - محمد سرابی