محمد سرابی

www.msarabi.com

 
موسیقی آب گرم - بوکوفسکی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱:٥۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٤
 

 

شاعر و سیاست

 

محمد سرابی

 

چارلز بوکوفسکی به زحمت کارثابتی پیدا کرده بود. بعد از مدت‌های آوارگی و شغل‌های گوناگون که تقریبا همه آن‌ها نوعی کارگری بودند به عنوان کارمند پست مشغول شده بود  اما آن را رها کرد تا به نویسندگی بپردازد. بیشتر مردم این کار را عاقلانه نمی‌دانستند و اتفاقا خود بوکوفسکی هم در داستان‌هایش نشان داده است که درباره نویسندگان بیکار عقیده مشابهی دارد. کتاب موسیقی آب گرم نمونه خوبی از داستان‌های این نویسنده آمریکایی است. بوکوفسکی در تعدادی از داستان‌هایش شخصیت ثابتی دارد که درست مانند خودش است. او همراه همسرش به کافه‌ای می‌رود تا شعر خوانی یک شاعر دیگر را بشنود « می‌خواند: ترحمی‌جویده شده، ما چنینیم؛ ترجمی‌جویده شده... گفتم: الان یه چیزی درباره‌ کلاغ می‌گه. والف ادامه داد: ترحمی‌جویده شده، کلاغی نامیرا... من خندیدم و والف صدای خنده‌ی من رو شناخت. به من نگاه کرد و گفت: خانم‌ها و آقایان،‌ امشب در بین ما یک شاعر هست هنری چینانسکی.»

آدم‌هایی که بوکوفسکی از آن‌ها می‌گوید هیچ وابستگی خاصی ندارند. اگر حرفه‌ای داشته باشند نگران مسئولیت آن نیستند و اگر صاحب خانواده باشند برای بقای آن تلاشی نمی‌کنند اما در عین حال به اتفاقات اطرافشان توجه می‌کنند. در صفحه‌های مختلف کتاب اشاره می‌شود که سیاست برای راوی اهمیتی ندارد همین اشاره‌ها اهمیت سیاست در زندگی اقشار پایین جامعه را ثابت می‌کند. در داستان حباب غم «  پوستری با شعار ریگان را رسوا کنید! به دیوار کافه زده بودند. رسوایی ریگان برای من هیچ اهمیتی نداشت.» و در داستان شاعر بزرگ « - عقیده ات درباره ریگان و بیکاری چیه؟ - من به ریگان و بی کاری فکر نمی کنم. این چیزها حوصله ام رو سر میبره. چیزهایی مثل سفرهای فضایی و بازی کریکت.»

کتاب اصلی موسیقی آب گرم که در سال 1983 منتشر شد بیش از 35 داستان کوتاه دارد که «بهمن کیارستمی» تعدادی از آن‌ها و همینطور تعدادی از داستان‌های کتاب «جنوب بدون شمال» را در نسخه فارسی موسیقی آب گرم ترجمه و نشر ماه‌ریز آن را منتشر کرده است.

روزنامه اعتماد – ضمیمه کرگدن – 29 اردیبهشت 94


 
 
روزه‌ در تابستان
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱:٠۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٤ تیر ۱۳٩٤
 

 

روزه‌ در تابستان

 

محمد سرابی

 

اولین باری نیست که ماه رمضان در فصل تابستان قرار می‌گیرد. 30 سال پیش و 30 سال قبل از آن هم ماه رمضان در همین روز‌ها بود و همینطور تا 14 قرن قبل و در تمام این مدت مردمی که روزه می‌گرفتند راه‌هایی برای تحمل 17 ساعت زندگی بدون آب و غذا داشتند.

سرعت تغییر شیوه زندگی هر سال بیشتر می‌شود. برای قرن‌ها مردم به شیوه‌های مشابهی زندگی می‌کردندکه اساس آن را کشاورزی تشکیل می‌داد. برنامه روزانه و ساعت‌های خواب و بیداری هم به همین شکل برنامه ریزی می‌شد. محصولات غذایی که در هر محل کشت می‌شدند کم و بیش در همان نقطه به مصرف می‌رسیدند و بیشتر نیاز‌ها در یک منطقه تامین می‌شد. همین شرایط روش‌های گوناگونی را برای ادای یک رسم مذهبی پدید آورده بود. دستور اصلی روزه داری برای تمام مردم مسلمان یکسان است و براساس خودداری از خوردن و آشامیدن تعریف می‌شود اما اقلیم در همه جا مشابه نیست و شرایط را عوض می‌کند.

30 و 60 سال قبل دستگاه‌های تهویه مطبوع برقی به اندازه امروز تمام ساختمان‌ها را خنک نمی‌‌کردند و کولرگازی‌ها انقدر به شبکه‌های برق فشار نیاورده بودند. یخچال هم در هر جایی آماده ارائه یخ و آب خنک نبود اما در مقابل هوای شهر‌ها به اندازه امروز آلوده نبود. دود خودرو‌ها که الان گرد و غبار هم به آن اضافه شده است تشنگی را بیشتر می‌کند و اگر گرم شدن تدریجی هوا را هم در نظر بگیریم ممکن است کمی بی‌حساب شویم.

تصور مرد کشاورزی که با وجود روزه گرفتن به مزرعه می‌رود و زیر تابش آفتاب کار می‌کند برای ما شهرنشینان دشوار است و چون خود قادر به انجام این کار نیستیم آن را غیر ممکن می‌دانیم. درست است که گرمای تابستان و روز‌های طولانی طاقت تشنگی را کم می‌کند اما اگر از احوال پیشینیان جویا شویم خواهیم دید که چطور می‌توانستند در شرایط سخت، روزه داری را ادامه دهند.

دو اصل مهم باعث می‌شد که گذشتگان بتوانند در فصل تابستان روزداری کنند. ساعت‌کار در جوامع کشاورزی با طلوع خورشید تنظیم می‌شد و تاریک شدن هوا به معنای شروع زمان استراحت بود خواب مناسب و بیدار نماندن تا نیمه شب نظم بدنی را افزایش می‌داد که در ماه رمضان از دیگر ایام سال مهمتر بود. امروزه بیدار ماندن‌های شبانه باعث می‌شود که در ساعت‌های مختلف روز احساس خواب آلودگی داشته باشیم و زمانی که برنامه غذایی هم به دلیلی روزه گرفتن تغییر کند تمام برنامه جسمی تحت تاثیر قرار می‌گیرد. دومین نکته که پیشینیان باز هم در رعایت آن از ما موفق‌تر بودند به رژیم غذایی برمی‌گردد که به اندازه امروز پر از شیرینی، گوشت و چربی نبود. غذا‌های گیاهی به شیوه‌ای تولید می‌شدند که امروز ارگانیک نام گرفته است. لبنیات و میوه‌ها بخش مهمی از تغذیه را تشکیل می‌دادند و برخی ادویه‌های محلی هم به سالم نگه داشتن جسم کمک می‌کردند.

مساله اینجاست که گذشتگان فقط برای اینکه بتوانند در ماه رمضان تابستانی روزه بگیرند برنامه زندگی خود را عوض نمی‌کردند. آن‌ها همیشه به موقع می‌خوابیدند و کمتر گوشت می‌خوردند زیرا سبک غالب و بلکه تنها روش موجود زیستن بود و همین کار آن‌ها را برای همه سال سالم نگه می‌داشت

در این جوامع مردمی بودند که در تمام فصل‌های سرد و گرم شعائر مذهبی را به شکل کامل به جا میاوردند.


 
 
کتاب بازگشت به دریاچه ژنو
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٤
 

سلاح بی استفاده

 

کتاب بازگشت به دریاچه ژنو

محمد سرابی

بین فرهنگ آلمان و روسیه پیوندی وجود دارد که درجریان حوادث تاریخی مانند جنگ‌های جهانی و تحولات اقتصادی و اجتماعی قبل و بعد از آن‌ها شکل گرفته است. این پیوند را می‌توان در ادبیات این کشور‌ها هم دید. مجموعه داستان «بازگشت به دریاچه ژنو» شامل یازده داستان کوتاه از نویسندگان آلمانی به ترجمه « سعید فرهودی» و از انتشارات نون است که عنوان کتاب از نام اولین داستان آن گرفته شده است. ماجرا در سال 1918 رخ می‌دهد مردی بی‌نام و نشان سوار بریک کلک چوبی روی دریاچه ژنو سویس پیدا می‌شود. غریبه ژولیده که توجه اهالی شهری در ساحل دریاچه را جلب می‌کند سربازی روس است که برای جنگیدن در جایی که آن را نمی‌شناخته به خدمت گرفته شده و بعد از فرار از صحنه نبرد در فرانسه خودش را به دریاچه رسانده و خیال می‌کند که با گذشتن از آن راهی به روسیه پیدا می‌‌کند.

نام اشتفان تسوایک نویسنده این داستان برای خوانندگان ایرانی آشنا است همینطور دیگر نویسندگانی مانند هانریش بل و گونترگراس که در این کتاب داستان‌هایشان را می‌خوانیم. بل از معلول جنگی نوشته است که به دنبال کار می‌گردد و گراس از پیرزنی که درگیر تعقیب و گریز فراریان و ژاندارم‌ها می‌شود.

بعضی از دیگر نویسندگان کمتر شناخته شده این کتاب این مجموعه متولد روسیه هستند و درباره آن می‌نویسند مانند « لو شیشرنین» که از خیانت‌ها و مجازات‌های عوامل مقابله با بلشویک‌ها می‌گوید یا « بوریس رژابنتین » که داستان خانواده گمشدگان جبهه جنگ را نقل می‌‌کند. اثر جنگ‌های‌ جهانی بر بیشتر داستان‌های کتاب دیده می‌شود. تاثیری که این اتفاق بر فرهنگ جامعه آلمان گذاشت مسیر جدیدی را برای نویسندگانی که آن را تجربه کردند آنچنان زیاد بود که مسیر ادبیات غنی آلمانی به عنوان کشوری که پیشینه ادبی طولانی دارد تغییر داد. در بخشی از داستان گریز اثر تنها نویسنده زن این مجموعه کریستینا ولف، یک دختر بچه‌ به افسران آمریکایی‌ سوار برجیپ که آلمان را فتح کرده‌اند، نگاه می‌کند و از روی قهقه زدن، آدامس جویدن، یونیفرم‌های تمیز و رفتار تحقیر آمیز آن‌ها با آوارگان جنگی حدس می‌زند که « چون از شکست ما مطمئن بودند، در تمام مدت این جنگ اسلحه کمری خود را از غلاف در نیاورده‌اند».

روزنامه اعتماد  22 تیر 94 – ضمیمه کرگدن


 
 
شیری که نشانه آب است
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٤
 

شیری که نشانه آب است

 

 محمد سرابی

 

چرا اسم وسیله ای که با چرخاندن آن آب جاری می‌شود، شیر است؟ آیا جریان قوی آب شفاف از آن‌ها شباهتی با غرش شیر‌ دارد؟ در ادبیات قدیمی ما دو تعریف جدا از هم برای برای شیر وجود داشت که اگرچه هر دو در بادیه بودند ولی یکی آدم را می‌خورد و دیگری خوراک بچه آدم می‌شد. احتمالا این وسیله فعلی که در تبلیغات تلویزیونی نشان می‌دهند و می‌گویند محکم ببندید که چکه نکند و همگی دچار بی‌آبی نشویم؛ باید نسبتی با یکی از  این دو شیر‌ داشته باشد.

شاید به خاطر اینکه شیر سفید هم مانند آب مایع است بشود نسبتی میان آن و شیر آب پیدا کرد اما قصه‌ای که در این‌باره نقل می‌شود از اولین لوله‌کشی‌های آب در شهر‌های بزرگ است. در گذشته که لوله‌کشی وجود نداشت و آب انبار‌ها کار آن را انجام می‌دادند شیری هم نبود و کوزه و بادیه به انتقال این مایع حیات کمک می‌کردند. مانند تمام صنایع مدرن دیگر، اولین لوله کشی‌های آب در شهر‌های ایران با نقشه‌ و الگوی غربی‌ ساخته شدند. اینطور که گفته می‌شود ابزار‌های کنترل جریان آب در اروپای آن زمان به شکل سر شیر ساخته می‌شدند. زمانی که لوله کشی در ایران انجام شد جریان آب مانند امروز به سینک ظرفشویی خانه‌ها ختم نمی‌شد و برای هر کوچه یک شاخه تعیین شد. خروجی این آب با همان ابزار‌های اروپایی و به شکل سر شیر جنگل ساخته شده بود به همین دلیل همه وسیله‌هایی که با یک حرکت آب زلال را سرازیر می‌‌‌کردند شیر نام گرفتند.

مشخص نیست این ماجرا چقدر درست است اما اگر درست باشد باید تمام خروجی‌های آب لوله کشی قدیمی برای مدتی طولانی یال و کوپال شیر داشته باشند تا غرش آن‌ها در خاطره جمعی مردم جا بگیرند و تبدیل به یک واژه همه‌گیر شوند.

یک نظر دیگر هم درباره نامگذاری این وسیله وجود دارد. در اساطیر قدیمی ایرانی آب نوعی برکت بود که از جایی مقدس به بشر ارزانی می‌شد تا به او زندگی ببخشد. وقتی که آب قطع می‌شد اهریمنی در قالب دیو و اژدها راه آب را بسته بود و باید پهلوانی به جنگ آن موجود پلید می‌رفت تا آب را دوباره آزاد کند. در برخی بنا‌های قدیمی تصاویری از این کشمکش‌ها وجود دارد. بیشتر از همه، در جایی که جریان سخاوتمندانه آب همیشه وجود داشته است و چشمه یا مظهر قناتی قدیمی یکباره از زمین می‌جوشید می‌شد تصور کرد که پهلوان توانسته ضربتی کاری بر اهریمن بزند و او را برای همیشه از سد کردن آب دور کند. اگر این تصور را به نمادگونگی شیر به عنوان قهرمان پیوند بدهیم می‌شود فهمید چرا در برخی از بنا‌های باستانی ایران تصویر شیر با مظهر جوشش آب همراه بوده است. شاید برخی مستندات پراکنده درباره اینکه قبل از ورود لوله‌کشی‌ها هم ایرانیان نسبتی میان شیر و آب می‌شناختند، صحیح باشد. در اینصورت می‌شود فهمید که چرا خروجی‌های آب نام شیر را پیدا کردند.

هرچه که هست و اسم شیر از روی صنایع وارداتی یا از تصورات باستانی منشا گرفته باشد الان شیر اهمیت زیادی برای جامعه ما پیدا کرده است. بحران بی‌آبی که از مدت‌ها قبل درباره آن هشدار داده شده بود در حال نزدیک شدن است و نشانه‌های وقوع آن خیلی هراس انگیز‌تر از چیزی است که تصور می‌کنیم. اگر منابع آبی شهر‌های ما به همان شکل فعلی در خطر خشکی باشند احتمالا مدت زیادی نمی‌توانیم جریان زلال پیوسته و بدون قطعی آب را حفظ کنیم و آن موقع است که شیر‌های آب از غرش کردن به چکه کردن خواهند رسید.

روزنامه همشهری 22 تیر 1394


 
 
سفیر کلیسای رم
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٤
 

سفیر کلیسای رم

 

محمد سرابی

امتیاز پاپ فرانسیس در سفر به آمریکای جنوبی این است که می‌تواند با مردم این منطقه به زبان خودشان صحبت کند. کاردینال خورخه ماریو  برگوگلیو آرژانتینی قبل از اینکه به ریاست تشکیلات کلیسای رومن کاتولیک برسد سراسقف کلیسای بوینس آیرس بود. او اولین پاپی است که از خارج قاره اروپا انتخاب می‌شود و از جایی میاید که آیین مسیحیت همراه با کشتی‌های استعمارگران به آن راه پیدا کرد.

زمانی که اولین کشتی‌های استعمارگران اروپایی به قاره جدید رسید و پرچم خود را به کمک سلاح‌های آتشین در خاک آن نصب کردند مبلغ‌های مذهبی هم درست در صف اول مهاجمان ایستاده بودند. در واقع هر سرزمین جدید به نام پادشاه و با اجاره کلیسا تصرف می‌شد. اما این مبلغ‌های که برای خداشناس کردن بومیان به آن‌جا رفته بودند در میان اعتقادات سرخپوست‌ها به باور‌هایی رسیدند که به شکل حیرت انگیزی شبیه به آموزه‌های عهد عتیق بود! « ویلیان پرسکات» مورخ در قرن 19 در میان آزتک‌های مکزیک به آیین غسل تعمید کودکان برخورد کرده بود. رسمی که با ریختن آب روی بدن نوزاد انجام می‌شود تا او را از گناه اولیه پاک کند. «جورج کاتلین» جهانگرد هم در همین قرن متوجه رسومی در بین سرخپوستان شده بود مانند جدا بودن زنان و مردان در هنگام عبادت و رسم‌هایی شبیه روزه و کفاره که با قوانین ادیان ابراهیمی شباهت داشت. واکنش مبلغان مذهبی به این آیین‌ها خیلی ساده و صریح بود. هرگونه اعتقادی به جز آنچه که از کلیسای رم ابلاغ می‌شد کفر مطلق و شایسته سرکوبی کامل به شمار می‌رفت. اگر معدودی جهانگرد یا علاقمندان به فرهنگ و هنر بومی نبودند که مشاهدات خود را بنویسند همین آثار باقیمانده از بومیان آمریکا نیز نابود شده بود. اگر زمانی سوالی پیش میامد هم توضیحات عجیبی مانند اینکه یک قدیس مسیحی در قرن‌های گذشته به قاره جدید سفر کرده است یا اقوامی از قبایل مقدس به آمریکا راه پیدا کرده‌اند مطرح می‌شد.

اولین نمایندگان مسیحیت در سفر به آمریکای جنوبی مطمئن بودند به سرزمین وحشیان کافر می‌روند تا مطابق دستورات کلیسای رم آنان را با نور ایمان آشنا کنند. امروز پاپ فرانسیس به قاره‌ای می‌رود که دین مسحی در آن بسیار قوی‌تر از اروپا است.

روزنامه روزان 20 تیر 94


 
 
کاخ رویا‌ها - اسماعیل کاداره
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٤
 

اداره رویا‌پردازی

نگاهی به کتاب « کاخ رویا‌ها» نوشته اسماعیل کاداره

محمد سرابی

«مارک عالم» مرد جوانی از یک خانواده با اصل و نسب و پر افتخار با معرفی‌نامه‌ای در جیب به «تابیر ساراییل» می‌رود؛ جایی که رویا‌های رعایای سلطان عثمانی تفسیر می‌شوند.

نویسنده آلبانیایی تبار این کتاب «اسماعیل کاداره» جزییات صحنه و شخصیت‌ها را به دقت توصیف کرده است.کاخ رویا‌ها که شبیه به معابد بزرگ و فراموش شده است و راهرو‌های خالی و بدون نشانه‌ آن بارها باعث گیج شدن مارک می‌شود در واقع یک ساختمان اداری در وسط شهر است و مثل هر اداره دیگری بخش پذیرش، انتخاب، تفسیر و بعد بایگانی دارد. کل اداره بر اساس این نظریه ساخته شده است که تعبیر خواب موضوعی کاملا جدی است و برای اینکه بشود از راه آن آینده را پیش بینی‌ کرد باید خواب‌های همه مردم کشور را جمع و تدوین کرد. همه مردم حتی روستاییان مناطق دور افتاده هم خواب‌هایشان را برای نمایندگان محلی سازمان تعریف می‌کنند تا به دست اداره مرکزی برسد. انبوهی از نوشته‌ها که به شکل پرونده‌های ضخیم در آمده است دائما دسته بندی، ارسال و بررسی می‌شوند. قسمت زیادی از این رویا‌ها طی روند اداری کنار می‌روند اما بخش باقیمانده اگر مهم محسوب شود می‌تواند در تصمیم‌گیری‌های اساسی کشور تاثیر بگذارد.

مارک خیلی سریع‌تر از آنچه که تصور می‌‌کند استخدام می‌شود و کارش را شروع می‌کند اما بیشتر اوقاتش به این می‌گذرد که بفهمد در تابیر ساراییل واقعا چه می‌گذرد؟کارمندان اگر چه برنامه کاری دقیق و آزار دهنده‌ای دارند - مانند اینکه دست جمعی و در زمان مشخصی قهوه بخورند – اما از روابط معمول میان کارمندان و گروه‌های کاری هم بی‌بهره نیستند و هر بخش خودش را مهمترین قسمت اداره می‌داند.

رمان کاخ آرزو‌ها انتقادی از حکومت‌های تمامیت‌خواه است و نه تنها بوروکراسی بلکه هراس بیمارگونه این دولت‌ها از نفوذ اندیشه‌های مخالف را به تصویر می‌کشد. اگر چه در رمان به صراحت از پادشاهی عثمانی نام برده می‌شود اما این کتاب به محض انتشار در سال 1981 در کشور کمونیستی آلبانی ممنوع شد.

روزنامه اعتماد – ضمیمه کرگدن – 9 تیر 94