محمد سرابی

www.msarabi.com

 
همنوایی روزانه ارکستر خودرو‌ها
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ مهر ۱۳٩۳
 

همنوایی روزانه ارکستر خودرو‌ها

محمد سرابی

زمانی که دریاچه ارومیه آب کافی داشت موجودات کوچک و بزرگی را در محیط زیست اطراف خود پناه داده بود. سخت پوستان کوچکی که در آب این دریاچه زندگی می‌کردند شوری آب را حس نمی‌کردند زیرا بخشی از زندگی آن‌ها بود. شهر نشینی هم باعث شده است تا ساکنان شهر‌ها هم آنچه در اطرافشان می‌گذرد را به صورت بخشی از زندگی بدانند و در نتیجه احساس رنج نکنند و از شبانه‌روز خود لذت ببرند.

موتور هر خودرو مقدار مشخصی سر و صدا تولید می‌کند، به نسبت اینکه خودرو خارجی و با استاندارد جهانی باشد یا با معیار‌های خودروسازان داخلی ساخته شود این سرو صدا از خرخر آرام تا به هم کوبیدن پتک و سندان متغییر است. هرچه زمان می‌گذرد تعمیرات و خدمات پس از فروش صدای موتور را کم و دست انداز‌ها و بنزین سرب‌دار آن را زیاد می‌کند. هر خودرو به تنهایی مانند سازی ناهنجار ‌است که یک نت موسیقی را پشت سر هم می‌نوازد. صبح که این جعبه‌های آهنی به حرکت می‌افتند همهه‌ای آرام و قوی شهر را پر می‌کند و به همه خیابان‌های فرعی و کوچه‌ها هم راه پیدا می‌کند. به محض خروج از خانه صدای خودرو‌ها شروع روز را اعلام می‌کنند. همه جا خودرو‌ها پشت سر هم در حرکت هستند و صدای جعبه دنده یکی با سیلندر‌های دیگری در هم می‌پیچد. اتوبوس‌ها و موتورسیکلت‌ها هم آهنگ خودشان را می‌نوازند و بوق و ترمزها در تقاطع‌ها همه چیز را تکمیل می‌کند. آشوبی بزرگ که اثری پنهان را بر روان انسان‌ها می‌گذارد. آدم‌ها ظرافت شنیدن را از دست می‌دهند و حتی زمانی که در سکوت خانه هستند برای لذت بردن از موسیقی باید صدای آن را بلندتر کنند تا گوش‌های سختشان بتواند نت‌ها را جذب  کند. اگر زمانی شهر را در میانه روز ساکت ببینیم از آن تعجب می‌کنیم گویی جزء لازمی از خیابان‌ها حذف شده و جای خالی آن باقی مانده است.

در شهر‌های بزرگ این همهمه همه جا هست و کسی آن را احساس نمی‌کند. مثل سخت‌پوستانی که در آب شور زندگی می‌کنند.

روزنامه همشهری 29 مهر 1393 شماره 6379

صفحه 16


 
 
 
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ مهر ۱۳٩۳
 

روستا‌های ایران خالی می‌شوند

 

محمد سرابی

جویبار آرامی از مهاجرت در ایران جریان دارد. از روستا‌ها به شهر‌های کوچک، از شهر‌های کوچک به شهر‌های بزرگ، از شهر‌های بزرگ به پایتخت و از پایتخت به کشورهای خارجی. از آنجا که سرچشمه‌های این جویبار در روستا‌ها است پس کم شدن جمعیت روستا‌ها نباید عجیب باشد اما زمانی که خبرهایی از خالی شدن بعضی روستا‌ها و بی استفاده شدن مدارس و رها شدن مزرعه‌ها به گوش می‌رسد باید به این فکر افتاد که آیا تمام جمعیت کشور در حال شهر نشین شدن هستند؟

روستا‌ها‌ در ایران و جهان منشا اصلی شکل گیری جامعه یکجا نشین هستند. زمانی که کوچندگان اسیر وسوسه زمین شدند و زندگی ییلاق و قشلاق را کنار گذاشتند. قرن‌های طولانی بخش اصلی جمعیت جهان در جوامع کشاورزی کوچکی زندگی می‌کردند که مستقل و خودکفا بودند. تمام نیاز‌های روزمره انسان‌ها در روستا‌های یک منطقه تامین می‌شد به همین دلیل زندگی روستایی پایدارترین نوع زیست بشر بود اما تا قبل از اینکه برق و آسفالت و هواپیما ساخته شود.


 
 
ایدئولوژی داعشی‌ها
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ مهر ۱۳٩۳
 

ایدئولوژی داعشی‌ها

محمد سرابی

اگر داعش فقط یک گروه شورشی بود در همان ماه‌های اول نابود می‌شد. دولت اسلامی عراق و شام یک شیوه فکری است. نوعی جهان‌بینی که در خاورمیانه طرفداران زیادی داردو به همین دلیل به بقای خود ادامه می‌دهد. مبنای تفکر داعش این است که « باید هر کسی که مثل ما فکر نمی‌کند را بکشیم» گروه‌های متعددی در خاورمیانه سال‌ها است که بر اساس همین نظریه زندگی می‌کنند ولی امکان اجرای آن را ندارند.

بسیاری از کشور‌های خاورمیانه خواستگاه نظریه‌های افراطی مذهبی – قومی هستند. در این فرهنگ کودکان از ابتدای زندگی نفرت از دیگران را می‌آموزند، در نوجوانی تشویق به انتقام گرفتن می‌شوند و زمانی که به جوانی برسند آماده کشتار خواهند بود. در نظام‌های دیکتاتوری منطقه این تمایلات خشن سرکوب می‌شد زیرا دیکتاتور‌های نظامی می‌دانند که خشونت‌ طلبان اگر کاملا گوش به فرمان آن‌ها نباشند می‌توانند به قدرتشان لطمه وارد کنند. زمانی که فشار حکومت مسلط کاهش پیدا کند یا با حمله خارجی یا تحولات سیاسی داخلی از میان برود خشونت مذهبی – قومی نهفته در میان جامه عیان می‌شود و آن زمان است که می‌شود فهمید در بطن جوامع آرام و به ظاهر پیشرفته تمایل به قتل عام دیگران چقدر ریشه‌دار است. زمانی گفته می‌شد که رفاه اقتصادی و تحصیلات کافی می‌تواند ریشه‌های خشونت مذهبی – قومی را خشک کند. گرچه آشنا شدن با جهان متمدن می‌تواند اطلاعات بیشتری از دنیای خارج به افراد بدهد و زندگی در شرایط مالی مساعد‌تر زمینه عقب ‌ماندگی را کاهش می‌دهد اما هیچ‌کدام این‌ها تضمینی برای کاهش میل به جنگیدن نیست. کسانی که از نقاط مختلف به داعش یا به گروه‌های رقیب و مخالف آن می‌پیوندند لزوما در جوامع فقیر و جنگ‌زده زندگی نکرده‌اند.

در خاورمیانه مردان و زنان زیادی هستند که در دانشگاه‌ تحصیل کرده‌اند، در خیابان‌ها با دقت رانندگی می‌کنند و هر روز به سراغ اینترنت می‌روند اما زمانی که نظریات سیاسیشان را شرح می‌دهند به راحتی می‌شود فهمید که آن‌ها شمشیر‌زنان یک قبیله صحرا نشین هستند و انتظار می‌کشند تا قبایل دیگر را تار و مار کنند.

داعش در تصرف کامل شهر «کوبانی» موفقیتی به دست نیاورد و همین می‌تواند باعث تقویت مخالفان دولت اسلامی‌ عراق و شام شود. در مقابل خشونت‌های داعش گروه‌های شبه‌نظامی دیگر هم سربر‌آورده‌اند و به تدریج بیشتر خواهند شد اما خشونت‌های مذهبی نه با داعش آغاز شده و نه با نابودی آن از میان خواهد رفت.

روزنامه روزان29 آبان 93


 
 
نگاهی به نتایج آخرین سرشماری
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩۳
 

نگاهی به نتایج آخرین سرشماری

محمد سرابی

 

اطلاعات سرشماری کشاورزی امسال که درست بعد از فصل برداشت محصول اجرا شده است در آینده اهمیت زیادی خواهد داشت زیرا نشان می‌دهد که کشاورزی ایران تا قبل از اینکه خشکسالی بتواند بخش مهمی از آن را نابود کند چه شرایطی داشته است. سرشماری عمومی کشاورزی هر 10 سال یک‌بار در کشور اجرا می‌شود و  همزمان با سراسر کشور از اوایل مهر آغاز شده است و تا اواخر آبان ادامه دارد. امسال این طرح با شایعات مربوط به طرح هدفمند سازی یارانه‌ها همزمان است و ممکن است کشاورزان تصور کنند که آمار‌های بدست آمده از توان تولیدی آن‌ها در اختصاص یارانه‌ها موثر باشد.

علاوه بر آمار‌هایی که از کاهش سطح آب‌چاه‌های کشاورزی در قزوین می‌رسد و از سقوط نزدیک به 40 متر خبر می‌دهد، در هفته‌های گذشته مسئولان استان بار‌ها درباره افت آبخوان دشت قزوین هشدار داده‌اند. اگر آبخوان‌ها به دلیل برداشت بیش از حد آب شکل خود را ازدست بدهند در آینده هم قادر به جذب آب نخواهند بود.

کمبود آب اتفاقی نیست که تنها در تابستان امسال رخ داده باشد. از چند سال قبل کارشناسان محیط زیست، فعالان اتحادیه‌های کشاورزی و مسئولانی که در بخش تامین منابع آبی مشغول به کار بودند درباره کاهش غیر قابل جبران ذخایر آب کشاورزی هشدار داده بودند ولی طبق روال رایج این هشدار‌ها نه از سوی سیاستگذاران و نه از سوی شهروندان به اندازه کافی جدی گرفته نشد.

میانگین بارش سالانه در ایران 250 میلیمتر و در جهان 850 میلیمتر است با این وجود ما همین مقدار باران را هم به سادگی هدر می‌دهیم چنانکه ایران در حوزه مدیریت آب در جایگاهی پایین تر از 130 در بین کشور‌های جهان می‌ایستد پس هم بارندگی کمی داریم و هم آبی که از آسمان می‌رسد را درست نگهداری و مصرف نمی‌کنیم. از طرف دیگر 90 درصد آب ایران در بخش کشاورزی مصرف می‌شود که با توجه به بازدهی این بخش از اقتصاد تولیدی قابل توجه است. در گذشته آب مورد نیاز برای کشاورزی از منابع سنتی مانند برخی چاه‌ها، قنات‌ها و رودخانه‌های فصلی تامین می‌شد. بارشد بی‌رویه جمعیت و گسترش زمین‌های زراعی که بهره‌برداری از آن ببا کمک ماشین‌‌آلات، سموم و کود‌های گوناگون انجام می‌شد مصرف آب کشاورزی چندین برابر شد و اکنون نزدیک به 80 میلیارد مترمکعب شده است. برای تولید بیشتر و رسیدن به ارقامی که برای خودکفایی لازم به نظر می‌رسید چاه‌های عمیق شروع به مکیدن سفره‌های آب زیر زمینی کردند و حالا دیگر آبی برای بیرون کشیدن نمانده است. شیوه مصرف کنونی آب باعث شده است که بخش زیادی از آب کشاورزی به روش‌های مختلف تبخیر یا از مسیر بازدهی مفید خارج شود. در عین حال می‌دانیم که بیش از نیمی از زمین‌های کشاورزی کشور به آبیاری نیازمند است و بدون آن قابلیت بهره‌برداری نخواهد داشت.

ادامه کمبود آب در کشور به طور قطع منجر به کاهش تولید محصولات زراعی و باغی خواهد شد تا جایی که بخش بزرگی از اقتصاد کشاورزی آسیب جدی ببیند. بهره بردارانی که در سرشماری سال 1393 ثبت می‌شوند همگی قادر به ادامه این حرفه نخواهند بود.

همشهری استان قزوین 28 مهر 93


 
 
آرارات دوباره پا به توپ شد
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ مهر ۱۳٩۳
 

 

تیم فوتبال قدیمی منطقه اولین بازی دوره جدید را برگزار کرد

آرارات دوباره پا به توپ شد

محمد سرابی

اگر از فوتبالی‌های منطقه سوال کنید زمانی را به یاد میاورند که تیم صاحب‌نامی در منطقه ما قرار داشت. تیم فوتبالی که در میان تیم‌های برتر کشور قدرت قبل توجهی به حساب میامد و نه تنها ستاره‌های فراوانی را به تیم ملی می‌فرستاد بلکه با لباس خودش بار‌ها عناوین بزرگ ورزشی را به دست آورده بود. این باشگاه هنوز هم در منطقه فعال است اما سال‌های از زمانی که نام تیم‌ فوتبال بزرگسالان آن در عرصه فوتبال کشور شنیده می‌شد گذشته است.

تیم فوتبال آرارات بابرنامه ریزی‌های جدید در حال بازسازی خود است و در همین مسیر باز‌ی‌های دوستانه‌ای را با تیم‌های مختلف برگزار خواهد کرد. اولین بازی این تیم هم در مقابل منتخب استقلال برنامه‌‌ریزی شده بود که با موفقیت آرارات همراه بود. آغاز بازی‌های فوتبالیست‌های آراراتی خبر بسیار خوشی برای اهالی منطقه 3 و هم محله‌ای های ارمنی است که این تیم با نام آنان شناخته می‌شود.

--------------

تاسیس باشگاهی که نشانه محله شد

باشگاه آرارات 70 سال قبل تاسیس شد البته نه در منطقه 3 زیرا در آن سال‌های شهر تهران به اندازه امروز گسترش پیدا نکرده بود. مرز شمالی شهر در مناطقی مانند عباس‌آباد به پایان می‌رسید و پس از آن تنها روستا‌ها یا بخش‌های مسکونی پراکنده‌ای در مسیر تهران به شمیرانات قرار داشتند. ده ونک نیز یکی از این روستا‌ها بود که جمعیت قابل توجهی داشت و بخشی از آن ارامنه بودند. باشگاه در سال 1323 در جلسه‌ای در تالار مدرسه مهر واقع در خیابان نادری انتهای کوچه نوبهار متولد شد جایی که 122 نفر از اعضای انجمن‌های و تشکل‌های مختلف ارامنه تصمیم گرفتند یک سازمان فرهنگی ورزشی تاسیس کنند. تا مدت‌ها پس از آن دفتر باشگاه در خیابان نادری قرار داشت و در سال 1329 نام رسمی امروزی برای آن انتخاب شد. از آنجا که هموطنان ارمنی در بیشتر نقاط کشور زندگی می‌کنند باشگاه در شهرهای مختلف مورد توجه قرار گرفت و در سال 1328 در مسجد سلیمان، کرمانشاه و قزوین شعبه‌های مختلف آن شروع به کار کرد. به تدریج شهر‌های تبریز، رشت، مشهد، مراغه و شیراز هم به آن‌ها اضافه شدند. اکنون چهار شعبه تبریز، ارومیه، شیراز و  روستای گرد آباد فعال هستند و هماهنگ با باشگاه تهران اداره می‌شوند. در سال 1350 ورزشکاران ارمنی نیاز به باشگاهی بزرگ و با امکانات کافی داشتند تا بتوانند تمرین‌های خود را به صورت متمرکز انجام دهند. جوانان ارامنه در رشته‌های ورزشی متعددی فعالیت می‌کردند و بارها برنده مسابقات شده بودند. جمعیت فراوان ارامنه تهران در آن سال‌ها تماشاچیان و مشوقان فرزندان خود بودند و نیاز به ورزشگاه مستقلی داشتند تا بتوانند بازی‌‌ها و تمرینات آن‌ها را دنبال کنند. منطقه 3 و اراضی حاشیه ده ونک برای ساخت این باشگاه انتخاب شد. طراحی و نظارت بر ساخت ورزشگاه بر عهده مهندس «رُستُم وسکانیان» استاد رشته معماری دانشگاه تهران گذاشته شد. ساخت بنا نزدیک به 4 سال طول کشید. عکس‌های باقیمانده از مراحل ساخت نشان می‌دهد که بیشتر اراضی اطراف بایر بودند و ساختما‌ن‌های مسکونی فاصله قابل توجهی تا محوطه اصلی دارند. البته این اراضی سرسبز هستند و درختان فراوانی در گوشه و کنار به چشم می‌خورند. بعد از اینکه محل اصلی فعالیت‌های آرارات به ونک منتقل شد. ساختمان قدیمی خیابان جمهوری هم به کار خود ادامه داد و اکنون کانون فعالیت‌های هنری باشگاه است.

 


 
 
گاهی خوشی گاهی غم
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩۳
 

گاهی خوشی گاهی غم

 

محمد سرابی

 

پارچه زودتر از چوب و چوب زودتر از آهن فرسوده می‌شود. وسایل خانگی که زمانی نو بودند کم کم شکل روز اول را از دست می‌دهند و هرچقدر که بیشتر به کار گرفته شوند ساییدگی بیشتری پیدا می‌کنند. گاهی صاحب این وسایل آن‌ها را که دیگر از کار افتاده است دور می‌اندازد و گاهی هم این وسایل هستند که عمر درازتری دارند و او را ترک می‌کنند.

اثاثیه خانه را می‌شود همیشه دست اول تهیه کرد. مثل جهیزیه عروس که از تازگی و تمیزی برق می‌زند. بازار لوازم خانگی از هر وسیله جدیدترین و مناسب‌ترین مدل روز را دارد. مبل‌هایی که از کارگاه به انبار و از آنجا سوار بر وانت به خانه مشتری فرستاده می‌شوند و بوی چسب چوب را با خود به منزل جدید می‌برند. آن‌ها سالم و محکم هستند و می‌توانند خوب کار کنند. بقیه وسایل جدید خانگی ‌هم همین گذشته کوتاه و بی‌معنی را دارند زیرا تلخ و شیرین زندگی انسان‌ها را حس نکرده‌اند.

بازار‌های لوازم دست دوم جایی است که می‌شود اشیایی متفاوت با لوازم مصرفی روزمره پیدا کرد. فنجان‌هایی که در آشپزخانه کدبانویی بود و فقط برای مهمان‌های مخصوص استفاده می‌شد، لوستر کوچکی که اتاق خانواده پرجمعیتی را روشن می‌کرد، قاب عکسی که اولین پسر تحصیلکرده خانه به دیوار زد، آینه‌‌ای که پدر کارمند سی سال هر روز صبح خودش را در آن می‌دید، صدفی که راننده کامیون از اولین سفر ساحل جنوب برای همسرش آورد، گلدانی که هدیه عموی بزرگ بود و چراغ مطالعه‌ای که مدیر دبیرستان دوران بازنشستگی را در نور آن می‌گذراند.

ده‌ها شیئی که هرکدام داستانی دارند و انگار اثری از صاحب قبلی بر روی آن‌ها باقی مانده است، به وسایل تازه کمک می‌کنند تا به صاحبانشان عادت کنند. حتی می‌شود صندلی‌هایی راهم پیدا کرد که زندگی طولانی‌تر داشته باشند و زمانی که چوب‌هایشان با هربار نشستن و برخاستن صدا می‌کند داستان خوشی و غم صاحبان قبلی را تعریف کنند.

روزنامه همشهری 23 مهر 1393 - صفحه 16


 
 
خط تولید فراری
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ مهر ۱۳٩۳
 

 خط تولید فراری

 محمد سرابی

 زمانی که هنری فورد تولید خودرو‌هایش را به راه انداخت خیلی چیز‌ها تغییر کرد. شیوه کار کارگران تخصصی و تکراری شد. دستمزد‌ها و بازدهی‌ها بالاتر رفت و قیمت خودرو‌های شخصی ناگهان کم شد. اما مهمترین تاثیری که تولید انبوه خودرو در صد سال قبل داشت این بود که فرهنگ جامعه متوسط کشور را به آرامی عوض کرد و طی چند دهه به دیگر نقاط دنیا انتقال داد. خودرو‌های ارزان قیمت و معروف فورد در زمان خود نیمی از تمام خودرو‌هایی بودند که در جهان ساخته می‌شد. پیش از آن «تعطیلات» به معنی گذراندن وقت در همان منطقه‌ای بود که هرکسی زندگی می‌کرد اما زمانی که بخش بزرگی از مردم صاحب خودرو شدند تعطیلات نسبت نزدیک تری با «سفر» پیدا کرد. صنعتی به نام گردشگری در ابعاد سفر‌های خانوادگی چند روزه رونق گرفت. سواحل که تا آن زمان تنها مردمان بومی و مسافران گاه به گاه را می‌دیدند شاهد غریبه‌هایی بودند که چند روز به شتاب می‌آمدند و به همان سرعت هم می‌رفتند. بزرگراه‌ها با پمپ‌های بنزین و متل‌های حاشیه شهر ساخته شدند و چهره کشور عوض شد.

 

چرا در تعطیلات شهر نشینان از شهر‌ها فرار می‌کنند؟ وقتی که در تقویم یک روز قرمز است به روز‌های قبل و بعد از آن هم سرایت می‌کند تا خودرو‌ها راه خروج از شهر را در پیش بگیرند. نزدیک ترین مناطق به شهر‌های بزرگ که آب و هوای بهتری دارند نقاط استراتژیک برای لشگرکشی هستند. تجربه‌های قبلی از چند روز درگیر شدن با راهبندان‌های زنجیره‌ای هم نتوانسته است این میل نوجوانانه فرار را سرکوب کند و تا فرصتی پیش میاید لاستیک‌ها به جاده می‌زنند.

 

هنری فورد نه مخترع خودرو  بود و نه مخترع خط تولید. او مبتکری بود که فهمید مصرف کنندگان چه چهارچرخه‌هایی نیاز دارند و آن را فراوان و ارزان تولید کرد. می‌گویند فورد ایده ساخت خط تولید را از دیدن شیوه کار یک کشتارگاه الهام گرفته بود.

روزنامه همشهری - شماره 6368 تاریخ 15 مهر 1393 صفحه 16


 
 
حفره‌ای در اتاق امن
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ مهر ۱۳٩۳
 

حفره‌ای در اتاق امن

 

محمد سرابی

 

خانه امن ترین جایی است که انسان می‌شناسد برای همین وقتی وارد خانه می‌شود اسلحه‌هایش را کنار می‌گذارد و لباس جنگ را بیرون میاورد. احتمالا حسی که ما در زمان چرخاندن کلید در قفل در آپارتمانمان داریم اجداد غارنشین‌مان هم زمانی که به دهانه غار می‌رسیدند، داشتند. خانه تکه کوچکی از جهان است که متعلق به ما است و یک در آن را از بقیه دنیا جدا می‌کند. تنها آنچه که بخواهیم را راه می‌دهیم. این خواسته همه آدم‌ها است که بتوانند در خانه خودشان با آرامش زندگی کنند. زمانی که زندگی روزانه بی‌شباهت به رقابت مرگ و زندگی نیست خانه پناهگاهی است که مبارزان در آن آرامش می‌یابند.

اما در خانه‌های ما حفره‌ هست که درست در مرکز بزرگترین اتاق باز شده است. اگر از مقابلش رد شویم می‌تواند ما را مسحور کند تا از آن چشم برنداریم و کاری که انجام می‌دادیم را از یاد ببریم. حفره‌ای پر از سر و صدا و تصاویری که پشت سر هم عوض می‌شوند. تصاویر برخورد هواپیماها به برج‌ها، تصویر آوارگان، تصویر بمباران شهر‌ها و مردمی که جلوی دوربین‌ کشته می‌شوند.

از کار روزانه برمی‌گردیم. کفش‌هایمان را بیرون میاوریم. لباس عوض می‌کنیم. یک لیوان چای می‌ریزیم. جایی بمبی منفجر شده و عده‌ای را کشته است. چای را سرمی‌کشیم و روی مبل می‌نشینیم. خانه آرام است و ازدحام خودرو‌ها و آشوب روزانه شهر به آن راهی ندارد. گردباد رفت و آمد‌ها پشت پنجره‌ها متوقف شده است. صدای بیرون نمی‌تواند از شیشه‌های دوجداره رد ‌شند. ناگهان رگبار گلوله‌ها شلیک می‌شود. نظامیان و شبه نظامیان در حال جنگ هستند.

می‌شود با یک کلید قرمز که روی دستگاه کنترل قرار دارد حفره را بست. ولی باز هم سراغش می‌رویم. شاید با دنبال کردن اخبار روز بخواهیم به خودمان نشان بدهیم که در جریان رویداد‌های جهان هستیم و بدانیم امروز چه کسی دیگری را تهدید به جنگ کرده و چه کسی دستور کشتار داده است. شاید بخواهیم راهی به اخبار دنیای ناآرام داشته باشیم. کسانی هم هستند که نمی‌خواهند گردباد را به غارشان راه دهند و این همیشه به معنای بی اعتنایی نیست. تصویر خانه همیشه چهار دیواری ‌ است که در آن بچه‌ها بازی می‌کنند و مادر آشپزی می‌کند. خانه‌ای که مرکز کنترل و نظارت بر جنگ‌های دنیا‌ نیست.

روزنامه روزان15 آبان 93


 
 
بادها خبر از تغییر فصل می‌دهند
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ مهر ۱۳٩۳
 

 

 

بادها خبر از تغییر فصل می‌دهند

 

محمد سرابی

 

با سرد شدن هوا موهای گرگ‌ها بلند تر می‌شود، سنجاب‌ها به دنبال غذا می‌روند و پرستو‌ها خودشان را برای پروازی طولانی آماده می‌کنند.

حیواناتی که هنوز تکه‌ای از طبیعت را برای زندگی کردن دارند چیزی از تقویم نمی‌دانند کسی هم به آن‌ها یاد نداده است که باید به فکر رسیدن سرما باشند ولی وقتی که خورشید کمی دیرتر از افق بیرون میاید و کمی زودتر پایین می‌رود جنبشی در درونشان به کار می‌افتد و خبر از رسیدن فصل سرد می‌دهد. انسان هم می‌تواند تغییر دما را روی پوستش حس کند. وقتی شب‌ها دیگر نیازی به روشن کردن کولر نیست و وقتی که با باز گذاشتن پنجره‌ها، درون خودرو‌ها به اندازه کافی خنک می‌شود. زمانی که گرمای هوای تابستان کمی کمتر می‌شود می‌توان نفس آرامی کشید و سینه را از هوای خنک پر کرد.

این موقع است که آدم‌ها از نزدیک‌ترین کس می‌پرسند که چندم ماه است. ما که تمام اوقاتمان را در شهر‌ها می گذرانیم زمان را با ساعت و تقویم می‌فهمیم. تقویم‌هایی که قبلا کاغذی بودند و الان روی صفحه تلفن‌ها همراه خودشان را نشان می‌دهند. حالا نرم افزار‌های هوشمندی ساخته شده‌اند که می‌توانند به ما اطلاعات خوبی بدهند. مثل اینکه کجا هستیم و طبق آخرین اطلاعات حسگر‌های الکترونیکی دمای هوا در آن نقطه الان چقدر است. انسان‌ها همچنان با آخرین برنامه شبانگاهی تلویزیون به خواب می‌روند و با صدای ساعت بیدار می‌شوند تا بر اساس روز‌های سیاهرنگ تقویم کار کنند. گذر فصل‌ها در هجوم ثانیه‌های کوچک خرد شده است و چون تقویم نزدیک شدن پاییز را نشان می‌دهد انتظار داریم برگ‌های درختان زرد شود. ابزار‌های سنجش زمان از طبیعت جلو زده اند. ضرورت زندگی کردن در شهر‌ها هم همین است.

زمانی که خط افق از پنجره‌ خانه‌ها دیده ‌شود می‌توان از روی رنگ ابر‌هایی که آسمان را پر می‌کنند و نسیمی که از دور دست می‌وزد دگرگونی فصل را حدس زد ولی نسیم نمی‌تواند بین برج‌های بلند شهر‌ها حرکت کند. اشعار و آهنگ‌های زیادی در وصف زیبایی پاییز سروده و ساخته شده اما زندگی بین بتن و آهن و شیشه حواس قدیمی را ضعیف کرده است. چندماه دیگر وقتی صبح‌ها شال‌گردن‌هایمان را برمی‌داریم تا جلوی باد سرد زمستان را بگیریم روی گردن گرگ‌ها یال درآمده است.

 روزنامه همشهری - 6 مهر 93 صفحه 16 شماره 6361