محمد سرابی

www.msarabi.com

 
آن یک دانه هم تویی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩۳
 

آن یک دانه هم تویی

 

محمد سرابی

 

گذشتگان ما رسمی داشتند که در میان وزیر و شاعر و عارف یکسان بود و امروز از خاطر ما رفته است. نمونه‌های بیشمار آن را می‌توان در اشعار و احادیث و پند و نصایح خواند. همه خود را دعوت به شکستن نفس می‌کردند مبادا غرور چشمشان را بپوشاند چرا که سقوط از آن آغاز می‌شد. رجز خواندن و خودستایی برای گردنکشان میدان جنگ بود و راهی برای اینکه دشمن را قبل از بیرون کشیدن شمشیر به هراس بیندازند. شاید هم برای اینکه جنگجویان خودشان را به لشگر روبرو معرفی کنند تا پس از شکست کسی بداند که در میان این همه پیکر بی‌جان چه نامدارانی از پا افتاده‌اند. مدح برای پادشاهان بود تا در روز بارگاه خوشنود باشند و صله‌ای مرحمت کنند. تفاخر برای ثروتمندان و اسم و عنوان برای اهل درس بود. دانشمند و حکیم و صاحب هنر که از صحنه جنگ دور بودند به شاگردانشان می‌آموختند که گرفتار خودبینی نشوند و با اولین پیروزی مدعی فتح جهان نباشند. اگر خطابی از دیگران شنیدند، بگذرند و اگر عنوانی یافتند، انکار کنند. عرصه هنر و اندیشه مسیری طولانی و آرام بود که رهروانش باید به باقی‌مانده راه نگاه می‌کردند نه به آنچه که طی کرده بودند.

اما امروز «ستایش خود» محصول دنیای جدید است. کتاب‌ها و سخنرانی‌ها و آموزش‌های گوناگون مجازی و کلاس‌ها و دوره‌های حضوری از گنجی بی‌همتا ‌می‌گویند که در هر شخص نهفته شده و اگر تا به امروز فوران نکرده قطعا با اعتماد به نفس کافی ظهور خواهد کرد تا جهان از نورش بهره‌مند شود. می‌گویند اگر چیزی را بخواهی تمام کائنات در مسیر اراده تو حرکت خواهد کرد. چرا کائنات باید مشغول اراده کسی باشد؟ چرا ماه و خورشید باید به دستور هر روزه پادشاه طلوع کنند؟

امروز ما درگیر جنگ هستیم. جنگ بی‌پایان و کارزاری بدون خونریزی با هرکس که درکنارش کار یا زندگی می‌کنیم. مسابقه‌ای که از روز اول زندگی آغاز می‌شود و سوت پایان ندارد. آرامش جهان گذشته به پایان رسیده است. راه پیش روی پسران آن چیزی نیست که پدران طی کرده‌اند. پس باید شمشیر تیز کرد و فریاد زدن جنگجویان را یاد گرفت و ضعف به دل راه نداد. کسب عنوان از زورآزمایی که باید در آن پیروز شد، رجز خوانی می‌طلبد نه سرزنش نفس. اینگونه از سرزنش خویش به ستایش خود رسیده‌ایم.

روزنامه همشهری 28 مرداد 1393 صفحه 16


 
 
کمتر از 10 نخ
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩۳
 

کمتر از 10 نخ

محمد سرابی

قناد‌های قدیمی اصفهانی و یزدی برای امتحان کردن قوام شیره «گز» راه ساده‌ای دارند. وقتی شیره مخلوط شده گز در حال پختن است یک قطره آن را بین دو انگشت شصت و سبابه می‌گذارند و فشار می‌دهند. موقعی که دو انگشت را از هم دور می کنند باید ده نخ باریک از شیره بین انگشت‌ها درست شود. شیره اصیل گز را از درون رگ‌های درختی بیابانی بیرون میاوردند. از گیاهی که برگ‌های خشک و شور داشت و پروانه‌ای رو شاخه‌هایش نمی‌نشست.

دو نفر که می‌خواهند زندگی مشترکی بسازند باید وابستگی‌های فراوانی به هم داشته باشند. باید چیز‌هایی را در هم دیده باشند که بتوانند با آن‌ها یکدیگر را بشناسند و به یاد بیاورند. نخ‌هایی که دو نفر را مثل نوک دو انگشت دست هم پیوند می‌دهند و کش میایند و جدا نمی‌شوند اما این وابستگی به معنی سرگرمی مشترک نیست. وقت گذرانی جوان‌های هم سن و سال با یکدیگر کار عجیبی نیست. شاید خیلی‌ها بتوانند با هم فیلم دانلود شده ببینند، با هم به سفر‌های تابستانی جاده‌ای بروند یا با هم از غذای عجیب و غریب یک رستوران لذت ببرند اما معلوم نیست بتوانند زیر سقف خانه‌ای کوچک با هم زندگی کنند. معلوم نیست بعد از گذشتن روز‌های پروانه‌ای، این دونفر اصطکاک نداشته باشند و حوصله هم را سر نبرند. شاید برای همین است که بعضی‌ها از وابستگی هراس دارند و می‌خواهند همه‌چیز معمولی باشد. نمی‌خواهند زیاد به هم پیوند بخورند شاید روزی لازم شد فاصله بیشتر شود و آنوقت «دلبستگی» کش میاید و دردناک می‌شود.

دنیای شباهت‌ها خیلی پایدار نیست چون آدم‌های زیادی به هم شبیه هستند و می‌توانند جایگزین یکدیگر شوند. شباهت داشتن به تنهایی دلیل خوبی است اما اگر باعث وابستگی نشود کافی نیست. آن هم وابستگی دو طرفه که اگر دو نفر را بجوشانند و بفشارند یک قطره‌شان از هم جدا نشود. این ربطی به عاشقانه و رویایی فکر کردن ندارد، به شیرین بودن زندگی واقعی برمی‌گردد. قناد‌ها می‌دانند که گر نخ‌ها کمتر باشند هنوز باید دیگ قنادی را هم زد و شعله را بیشتر کرد و گرنه گز معروف چیزی که باید بشود نخواهد شد.

روزنامه همشهری چهارشنبه 15 مرداد 93 صفحه 16


 
 
مردی از جنس مردم
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩۳
 

مردی از جنس مردم

محمد سرابی

رییس یک دولت زندگی شخصی ندارد. او برای مردمش و از طرف آن‌ها زندگی می‌کند و حق ندارد اوقاتش را هدر بدهد. سیاستمداران پیش و پس از اینکه مسئولیتی را پذیرفتند می‌توانند به هرشیوه‌ای که می‌خواهند زندگی کنند اما زمانی که مصدر شغلی در ارتباط با کشور‌شان هستند باید تمام وقت و توانایی خود را دراختیار کار کردن بی وقفه قرار دهند.

تصویر زندگی رییس جمهور اروگوئه چند بار در رسانه‌ها منتشر شده است. «خوزه موخیکا»  چریک سوسیالیست سابق که سابقه طولانی زندان و مبارزه دارد کمی‌ دیر‌تر از زمانی که باید به قدرت دست پیدا کرد. سه چهار دهه قبل او می‌توانست مانند چگوارا مشهور شود و کتاب‌هایی درباره انقلاب‌های رهایی بخش بنویسد. شاید هم مانند رفیق کاسترو سنگری برای دفاع از سوسیالیسم برپا می‌کرد و پرچم سرخ را برای سپردن به برادرانش برافراشته نگه می‌داشت. اما موخیکا کمی دیر در سال 2009 در انتخابات برنده شد. اکنون دیگر متاع کمونیسم خریداری ندارد اما «فقرپرستی» هنوز برای مردم محروم جذاب است. مردمی که دولتمردان را همیشه مرفه دیده‌اند و تصور می‌کنند رفاه دیگران حتما دلیل اصلی فقر آن‌ها است از دیدن رییس جمهوری که در خانه روستایی گل پرورش می‌دهد لذت می‌برند و تصور می‌کنند کسی که فقیرانه زندگی می‌کند حتما درک و درایت بیشتری دارد. اندیشه‌ای که بر اساس اصل «فقرا همیشه انسان‌های خوبی هستند» شکل گرفته است.

در بسیاری از کشور‌های عقب مانده یا درحال توسعه این روش رای جمع کردن و محبوبیت ساختن رواج دارد که در آن سیاستمداران تلاش می‌کنند زندگی خود را ساده و محقر نشان بدهند. شیوه‌ای موثر برای نفوذ در قلب تود‌ه‌های محرومی که امیدی برای پیشرفت ندارند. روشی تبلیغاتی که در بیشتر موارد جواب داده و انبوهی از هواداران را به صف کرده است. غذا خوردن و لباس پوشیدن و حرف زدن دولتمردان تازمانی که باعث بی‌حرمتی کشور نشود امری شخصی است اما گذراندن وقت برای کاری‌ که مستقیما در فهرست وظایف رییس جمهور قرار ندارد به معنی سوئ عملکرد است. کسی که به جای بررسی برنامه‌های اقتصادی وقتش را به تعمیر خودرو و بیلچه زدن به باغچه خانه می‌گذراند نمی‌تواند کشورش را به سوی توسعه ببرد. رییس جمهور باید هر روز با سریعترین وسایل نقلیه سفر کند. از امکانات پزشکی کامل بهره‌مند شود و برای تمام کار‌های شخصی افرادی را در اختیار داشته باشد. او باید هر روز بیش از 16 ساعت مستمر کار کند، ساعت‌های طولانی را به کسب اطلاع، بازدید و برگزاری جلسه بگذراند و تا زمانی که دولت را به نفر بعدی تحویل بدهد کمترین زمان را برای تفریحات و استراحت خودش اختصاص دهد مگر زمانی که سلامتیش به خطر بیفتد. رییس جمهور نمی‌تواند به دیدن تک تک نیازمندان کشورش برود یا نامه‌های آن‌ها را بخواند یا به تلفن‌هایشان جواب بدهد.اگر این کار‌ها بیش از حد متعارف انجام داد پس از برنامه‌های اصلی کارش غافل شده است.  او وقتی برای خانواده‌اش ندارد زیرا باید یکسره کار کند و باید امکانات لازم برای بیش کار کردن را هم در اختیار داشته باشد.

سرمایه داران اصطلاحی دارند که می‌گوید در فقر شرافتی نیست There is no honour in poverty

در جهان غرب «چپ‌ها» جوانانی بودند که می‌خواستند تجمل ساختگی نظام سرمایه‌داری را کنار بزنند و به سبک اشتراکی و غیر مادی خود زندگی کنند اما این مسلک زمانی که به خاورمیانه‌، آفریقا و آمریکای جنوبی آمد بلافاصله با رفتار‌های حقیرانه‌ نمایشی همراه شد و گروهی از حاشیه نشینان شهری و کشاورزان روستایی را هیجانزده به دنبال خود کشید. چپ روی همیشه با کمی « فقر پرستی » همراه است.

روزنامه روزان 12 مرداد 93


 
 
سپاهیان خلیفه موصل - داعش و غزه
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢ امرداد ۱۳٩۳
 

سپاهیان خلیفه موصل

محمد سرابی

جنگی که با کشته شدن چند نوجوان شروع شده بود حالا به کشته شدن صدها نفر رسیده است اما هرچه که زمان می‌گذرد و بمباران غزه ادامه پیدا می‌کند خبری از سپاهیان خلیفه نیست. ابوبکر بغدادی که بعد از فتح موصل خودش را خلیفه مسلمانان خواند تا کنون واکنش خاصی به جنگ غزه نشان نداده است. نیروهای نظامی او اگر چه ارتش واقعی نیستند ولی بعد از شکست ارتش عراق به اندازه کافی سلاح و نفرات دارند که بتوانند در جنگی که بین نظامیان یهودی و مبارزان مسلمان در گرفته است، وارد شوند. منطقه تحت تسلط او با وجود موفقیت دمشق در بازپس‌گیری مناطق آشوب‌زده و آرام شدن درگیری‌های شهری لبنان هنوز وسیع است و به مرز مناطق اشغالی هم می‌رسد. با توجه به سرعت زیاد جابه‌جایی نیروهای داعش که سوار برخودرو‌های گرانقیمت از هر منطقه عراق به منطقه دیگری لشگر کشی می‌کنند رساندن جنگجویان برای حمله به صهیونیست‌ها اگرچه نتیجه چندانی نخواهد داشت ولی حداقل نشان می‌دهد خلیفه‌ای که از مسلمانان جهان برای بیعت کردن دعوت می‌کند قادر است به عنوان حاکم یک کشور اسلامی به کشته شدن غیر نظامیان مسلمان واکنش نشان دهد.

گروه‌های که  از القاعده منشا گرفته‌اند روش آن را ادامه می‌دهند. یکی از مبانی فکر القاعده - آنچنان که اسامه بن‌لادن تشریح کرده بود - دشمنی با رژیم صهیونیستی به دلیل تصرف فلسطین و حمله به لبنان است. دشمنی با آمریکا هم به خاطر پشتیبانی آن از صیونیست‌ها برای القاعده تشدید شده است اما این سازمان و اقمارش به همه هدف‌های ممکن از دولت‌های  خاورمیانه تا سفارتخانه‌های خارجی و شهروندان عادی حمله کرده‌اند ولی هیچ‌گاه ضربه‌ای به صهیونیست‌ها نزده‌اند. قبلا این بهانه وجود داشت که القاعده یک سازمان تروریستی تازه کار و پراکنده است و به خاطر تشکیلات اطلاعاتی و جاسوسی که سازمان‌هایی مانند موساد دارند نمی‌تواند در این منطقه کاری انجام دهد اما حالا که دولت اسلامی عراق و شام طلوع کرده است و برای خود خلیفه و امیر دارد نمی‌خواهد در مهمترین جنگ مذهبی خاورمیانه دخالت کند؟ مسلما این نوشتار به معنی دعوت از جنگجویان القاعده برای پیوستن به مبارزان فلسطینی نیست چرا که این کار تنها می‌تواند به تعداد کشته‌های درگیری‌ها اضافه کند و لکه پلیدی به آرمان آزادی فلسطین که تاکنون به دشواری نگهداری شده است، بیندازد. ضمن اینکه خشونت صهیونیست‌ها را هم توجیه خواهد کرد.

ابوبکر بغدادی در سخنرانی اش در مسجد نورالدین موصل ساعت گرانقیمتی داشت که معلوم نبود با بریدن دست کدام نگون‌بختی پیدا کرده است. او با سرعت زیاد و با منسوب کردن خودش به اجداد وانساب مشهور مسیر ترقی را طی کرد و به خلافت رسید و از همین مسیر هم تخت خلافت را از دست خواهد داد.

روزنامه روزان 2 مرداد 93