محمد سرابی

www.msarabi.com

 
مثل زهر - دروغ
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩۳
 

مثل زهر

 

زهر کم و زیاد ندارد. هرچقدر کم باشد باز هم کشنده است. نمی‌شود یک قطره از آن را خورد و سالم ماند. اگر هم نکشد چنان آسیبی به بدن می‌زند که تا مدت‌ها جبران نشود.

دروغ‌های کوچک دروغ نیستند؟ یعنی اگر یک دروغ بزرگ و رسوا و غیر قابل اثبات باشد اسمش دروغ است اما اگر کوچک و کم ضرر باشد دروغ نیست؟ مثلا نباید خبر مردن کسی که زنده است را بدهیم اما می‌شود درباره اینکه توی ترافیک مانده و دیر رسیده‌ایم دروغ بگوییم؟

بچه که بودیم به ما گفتند نباید دروغ بگوییم. توی دوران بچگی، وقتی که خیلی کوچکتر از آن بودیم که دنیای بزرگتر‌ها را بشناسیم حرف راست خیلی واضح بود اما وقتی آنقدر بزرگ شدیم که  فرق خوب و بد را بفهمیم؛ دروغ‌های کوچک هم راه خودشان را باز کردند. الان فقط دروغ‌های خیلی بزرگ برای ما دروغ واقعی هستند و بقیه بین راستی و رستگاری شناور مانده‌ و دنیای اطراف ما را پر کرده اند.

 

روزنامه همشهری 29 تیر 93 یادداشت صفحه 16


 
 
گفت‌وگو با بهتاش فریبا - فوتبالیست پیشکسوت
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۳
 
گفت‌وگو با «بهتاش فریبا» بازیکن سال‌های دور جام‌جهانی

با آرژانتین خوب بازی کردیم

کودک و نوجوان > ورزش - گفت‌و‌گو> محمد سرابی:
خاطره‌ی بازی‌های قدیمی همیشه در ذهن کسانی که زمانی هوادار فوتبال بوده‌اند باقی می‌ماند. سال ۱۳۵۷ که تیم ملی ایران بعد از چند بازی موفق به جام جهانی آرژانتین راه پیدا کرد.

 آن سال چند بازیکن جوان‌تر هم به تیم ملی راه پیدا کردند و در افتخارآفرینی تیم ملی سهمی داشتند. «بهتاش فریبا» متولد ۱۳۳۴، یکی از این بازیکنان بود که توانسته بود با زدن گل نهایی به شوروی، در جام بین‌المللی جوانان، خودش را نشان دهد. او هنوز هم خاطره‌های بازی‌های قدیمی را زنده نگه داشته است. در دفتر او و زمانی که تلویزیون در حال پخش یک مسابقه‌ی فوتبال بود، با او به گفت‌وگو نشستیم. او می‌گوید که دلیل موفقیت هر کشوری در فوتبال جهان سرمایه‌گذاری روی نوجوانان است.

* * *

  • شما با «بهبود فریبا» که محیط‌بان است و چند ماه قبل برای حفاظت از ببر مازندران تیر خورده بود چه نسبتی دارید؟

بهبود فریبا، نام واقعی برادر من است که در خارج از ایران اقامت دارد. موقعی که می‌خواستند سریال پایتخت را تهیه کنند با من تماس گرفتند. گفتند که اسمی برای یک محیط‌بان گذاشته‌اند و نقش منفی نیست، ولی طنزآمیز است. موقعی که سریال پخش می‌شد به برادرم زنگ زدم و گفتم که توی ایران مشهور شده است.

گفت: «توی سریال چه‌کار می‌کنم؟»

گفتم: «هیچی. دائم دراز کشیده‌ای!»

  • از زمین خاکی‌های کجا فوتبال را شروع کردید؟

اهل منطقه‌ی جنوب خیابان آزادی هستم و فوتبال را از زمین خاکی‌های همین‌جا شروع کردم. زمین‌ها را بنابه تعداد بازیکن‌هایی که می‌توانستند در آن بازی کنند می‌شناختیم، کوچک‌تر‌ها چهار به چهار بود و بعد پنج به پنج و تا هشت به هشت هم می‌رفت که زمین‌های نزدیک دانشگاه بود. زمین‌هایی هم داشتیم که می‌شد ۱۱ به ۱۱ در آن بازی کنیم. اسم تیم ما رودکی بود که برادر بزرگم در دسته یک آن بازی می‌کرد. اولین‌بار در مسابقه‌های «جام توپ پلاستیکی» شرکت کردم که با دروازه‌های کوچک در خیابان ساسان برگزار شد. منطقه‌ی ما فوتبال‌خیز بود و بیش‌تر پسرهای نوجوان بیرون خانه بودند و وقتشان را توی خانه نمی‌گذراندند.

  • چند فرزند بودید؟

ما ۱۰ برادر و دو خواهر بودیم. پدر ما کارخانه‌ی فرش داشت که در حادثه‌ای آتش گرفت. او هم به‌دنبال درس‌خواندن رفت و در اداره‌ی ثبت احوال مشغول کار شد. برادر بزرگم بهزاد که قهرمان پینگ‌پنگ تهران و بازیکن جوانان تاج بود، مسئولیت رسیدگی به تمام مسائل درس‌های من را داشت و خیلی هم سخت می‌گرفت. زمانی که به تیم ملی جوانان دعوت شدم باید دو ماه را در اردوی شیراز می‌گذراندیم. بهزاد گفت: «درست چی‌ می‌شود؟» گفتم که فدراسیون در اردو برایمان کلاس درس می‌گذارد. جواب داد: «بعداً درباره‌اش صحبت می‌کنیم.»

بعد به مادرم گفته بود که این اردو باعث می‌شود از درس‌هایش عقب بماند و نمی‌خواهم برود. تیم ملی جوانان چیز کمی نبود و من باید می‌رفتم. این بود که با مادرم حرف زدم و موافقتش را گرفتم، ولی بدون این که به بهزاد بگویم خودم را به کاروان بازی‌ها رساندم و به شیراز رفتم. یک نامه هم برایش نوشتم که داداش این اردو اجباری است و باید حتماً بروم. اتفاقاً در مسابقات تدارکاتی شیراز توانستم از فاصله‌ی ۳۷-۳۸ متری به شوروی گل بزنم و تیممان قهرمان شده بود و خیلی نتیجه‌ی خوبی داشت. تیم‌های کره‌ی جنوبی، مجارستان، نیوزلند، برزیل، شوروی و تیم‌های دیگری بودیم که من در مجموع چهار گل ملی در این بازی‌ها زدم. وقتی برگشتم دیدم بهزاد آمده بود فرودگاه و انگار ناراحت نشده بود ولی باز هم اصرار داشت از درس عقب نمانم.

  • چه‌طور ‌فهمیدید که برای سفر به آرژانتین انتخاب شده‌اید؟

هر بازیکن از عملکرد خودش و برخورد مربی می‌فهمد که از بازی‌اش راضی هستند یا نه و می‌داند که برای مسابقه‌های بعد اجازه‌ی ورود به زمین را خواهد داشت یا این‌که همراه تیم نخواهد بود. من آن‌موقع عضو تیم پاس بودم که نظم و انضباط زیادی داشت و خیلی چیز‌ها در آن یاد گرفتم. همان‌جا بود که برای بزرگ‌سالان انتخاب شدم. چهار بازی باید انجام می‌دادیم تا متوجه می‌شدیم که به آرژانتین می‌رویم یا نه. بازی‌ها با فاصله‌ی زیادی انجام می‌شد و نزدیک سه ماه طول کشید. مربی ما، آقای حشمت‌الله مهاجرانی برنامه‌ای طراحی کرده بود؛ سه دوره‌ قهرمان جوانان آسیا، سه دوره قهرمان بزرگ‌سالان آسیا و تیمی که رفت برای جام جهانی. هشت بازیکن از ملی جوانان بودند. من ۲۱ سالم بود. شرایط را طوری ایجاد کرده بودند که هر کدام از بازیکن‌های تیم بزرگ‌سالان را می‌توانست با بازیکن تیم جوانان جایگزین کند. موقعی که برای بازی با تیم کویت رفتیم دیدیم که بسیار قوی بودند و مربی برزیلی معروفی به نام «ماریو زاگالو» داشتند. آقای مهاجرانی گفت فردا از جوانان استفاده می‌کنم. زاگالو فکر کرده بود مربی ایران می‌خواهد کلکی بزند یا این که شوخی می‌کند. فردا وقتی توی زمین رفتیم فقط سه بازیکن از تیم بزرگ‌سالان بودند. مربی ما به جوانانی که چهار سال زیر دستش بودند اعتماد داشت. نتیجه این که ما آن بازی را بردیم که در ایران هم خیلی انعکاس داشت.

  • چه‌قدر طول کشید تا بتوانید به آرژانتین برسید؟

شب بود که از این‌جا پرواز کردیم و به سنگال رفتیم و باز هم شب شده بود. بعد از یک روز استراحت دوباره به طرف آرژانتین راه افتادیم که باز هم شبانه بود. برای همین است که می گویند بازیکن‌ها باید زودتر به محل مسابقه بروند تا با شرایط زمانی آن‌جا تطبیق پیدا کنند. توی سنگال آشپزمان مریض شده بود و ما توی هتل گرسنه مانده بودیم. همه‌جا هم تعطیل بود. من و ناصر حجازی و حسین فرکی و جواد الله‌وردی و حسین کازرانی بودیم. گفتیم برویم آشپزخانه‌ی هتل شاید به ما غذا بدهند. دو نفر از کارکنان سیاه‌پوست هتل بودند که انگلیسی هم نمی‌دانستند. هرچه‌قدر سعی کردیم نشان بدهیم که گرسنه هستیم چیزی به ما ندادند و اشاره می‌کردند که الآن آشپزخانه تعطیل است. برگشتیم و فکر می‌کردیم چه‌کار کنیم. جواد یادش آمد که ماسکی را که در فرانسه خریده بود همراهش آورده است. ماسک لاستیکی صورت رئیس جمهور فرانسه بود که به شکل سفید و چروک خورده ساخته بودند. یک پالتو سفید بلند هم داشتیم. یک نفر آن را پوشید و ماسک را روی سرش کشید. بقیه هم پشت سرش صداهای ترسناک در میاوردیم. وقتی در آشپزخانه را باز کردیم و رفتیم تو آن دونفر آن‌قدر ترسیدند که فرار کردند و از هتل بیرون دویدند. تا آن‌طرف خیابان دنبالشان کردیم بعد برگشتیم آشپزخانه و با تخم‌مرغ و نان و سوسیس برای خودمان غذا درست کردیم.

  • آرژانتین برایتان خیلی دور نبود؟

دور بود، ولی فضای خوبی داشت. پرواز ما اختصاصی بود. بعضی از صندلی‌ها را برداشته بودند تا فضا بیش‌تر باشد. با کت و شلوار رفتیم، ولی توی هواپیما لباس ورزشی پوشیدیم چون قرار بود ساعت‌های زیادی را توی راه باشیم. محل اردوی ما شهر کوچک کوردوبا بود. قبل از ما «ابوالفضل جلالی» رسیده بود تا هتل و امکانات را آماده کند. بچه‌های دو تا مدرسه ابتدایی را به فرودگاه آورده بود. آن‌ها دست‌های هم را گرفته بودن و دوطرف مسیر ما تا سالن فرودگاه ایستاده بودند. صدای موسیقی محلی هم می‌آمد که شبیه آهنگ‌های جنوبی ایران بود. وقتی از هواپیما پیاده شدیم تأثیر خیلی خوبی داشت. بازیکن‌های ما با همه شوخی می‌کردند و خیلی شاد بودند. آرژانتینی‌ها هم از تیم ایران خوششان آمده بود. می‌گفتند قبل از شما تیم‌های اروپایی آمده بودند و خیلی سرد و خشک برخورد می‌کردند.

  • با خانه تماس می‌گرفتید؟

نه، به این سادگی نبود. خودم به خانه‌مان تلفن نزدم چون تلفن نداشتیم، ولی برادرانم از آمریکا تلفن زدند. توی ایران هم از طریق روزنامه‌ها و رادیو و تلویزیون از مسابقه‌های ما خبر داشتند. البته پخش مستقیم با امکانات تلویزیونی آن موقع خیلی مشکل بود.

قبل از جام‌جهانی برای یک بازی به فرانسه رفته بودیم و بعد از آن هم در تورنمنت سن‌ژرمن شرکت کردیم. یادم هست که این بازی را مستقیم پخش کرده بود و بعداً که برگشتیم ایران مردم از نتیجه خبر داشتند به آن نشان که برنامه‌ی «هاف‌تایم» را هم دیده بودند.

  • می‌گویند در مسابقات فقط دوبار کارت زرد گرفتید. چه‌طور این‌قدر مراقب خطا کردن بودید؟

همان موقع که فوتبال را شروع کردم  فهمیدم که ۹۰درصد خطا‌ها در زمین تکنیکی نیست، اعتراضی است. نوع بازی ما و آموزش‌هایی که مربیان ما می‌دادند این‌طور بود که باید اخلاق ورزشی را رعایت می‌کردیم. من در پستی بازی می‌کردم که باید در میانه‌ی زمین پاس می‌دادم و خیلی در معرض خطا بودم.

آقای لارودی روی اخلاق ورزشی خیلی حساس بودند. در یک بازی دو هیچ عقب بودیم. یکی از بازیکنان ما به داور حرف بدی زد که مربی شنید و بلافاصله او را از زمین بیرون کشید. تعویض نکرد بلکه بیرون آورد یعنی تیم خودمان را ۱۰ نفره کرد. البته ما توانستیم دو گل بزنیم و مساوی شویم ولی آن واکنش مربی به عنوان این که اخلاق ورزشی را رعایت کنیم یادمان ماند. الآن توی همین بازی ایران با آرژانتین خیلی خوشحال شدم که خوب بازی کردیم. توانستیم فرهنگ ورزشی خودمان را نشان بدهیم. قدیم که موضوع پول در فوتبال این‌قدر اهمیت نداشت همه می‌گفتند بازیکن تیم ملی برای نشان دادن کشورش به مسابقات جهانی‌ می‌رود. الآن هم من خوشحالم که بچه‌های تیم ملی خودشان را با تکنیک خوب نشان دادند.

  • برای هر دوره‌ی جام‌جهانی، توپ جدیدی هم ساخته می‌شود. امسال هم سال توپ برازوکا بود. حالا واقعاً توپ چه‌قدر تأثیر دارد؟

توپ و کفش خیلی مهم است. الآن توپ‌ها نسبت به زمان ما کوچک‌تر و سبک‌تر شده‌اند. ما با توپ‌های بزرگی بازی می‌کردیم که در اثر ضربه‌‌خوردن زیاد بزرگ‌تر هم می‌شدند. مربی ما از روس‌ها یاد گرفته بود و توپ‌های تمرین را رنگ می‌کرد تا سنگین‌تر شود. این کار برای بیش‌تر شدن قدرت ضربه‌ی بازیکن‌ها بود. اگر آن موقع این توپ‌ها‌ی الآن را داشتیم، می‌توانستیم پرتاب‌های بلندتری انجام دهیم.

  • فکر نمی‌کنید بدن بازیکنان فوتبال از ۳۰ سال قبل تا حالا عوض شده است. بازیکن‌های قدیمی هیکل‌های درشت و کوبیده‌ای داشتند چرا الآن خیلی خوش‌تراش و کشیده به نظر می‌آیند؟

دلیلی فنی دارد. فوتبال هرچقدر که جلوتر آمد سرعتی‌تر شد. دو تکنیک برای جدا کردن توپ و حرکت با آن وجود دارد. بعضی‌ها مانند گولیت «گام» داشتند و آن‌قدر با قدم‌های بلند توپ را با خودشان می‌بردند که کسی نمی‌توانست متوقفشان کند. بعضی‌ها هم مانند مارادونا «استارتی» بودند و با یک تقه چندمتر توپ را جلو می‌انداختند و بعد بقیه نمی‌توانستند به او برسند. الآن این شیوه عوض شده. هرچه‌ فوتبال جلوتر آمد سرعت اهمیت بیش‌تری پیدا کرد و الآن از همه‌ی بازیکن‌ها انتظار دارند که سرعت زیادی داشته باشند و برای همین نباید بدنشان خیلی حجیم باشد. استیل بدن بازیکنان عوض شده و دیگر اندام‌های خیلی حجیم ندارند ولی ماهیچه‌های کوچک شکمشان دیده می‌شود.

الآن مدرسه‌های زیادی برای آموزش فوتبال تبلیغات می‌کنند. ابتدای تابستان تبلیغات آن‌ها خیلی زیاد می‌شود و تا اول مهر که مدرسه‌ها باز شوند ادامه دارد.

ما از خانه بیرون زدیم و فوتبالیست شدیم. الآن بچه‌شان را ‌می‌برند تا فوتبالیست شود. خیلی‌ها هم نمی‌خواهند فوتبالیست شود، او را می‌فرستند که پولدار شود. الآن با بچه‌ها صحبت بکنی می‌گویند می‌خواهم مثل علی دایی بشوم، چون آقای گل جهان است و خیلی پول دارد. این را به بچه‌ها القا کرده‌اند. پدر و مادر باید اول ببینند فرزندشان استعداد این رشته را دارد یا نه. کشور‌هایی که ورزش موفق دارند بچه‌ها را براساس توانایی جسمی و تشخیص مربیان به رشته‌های مختلف می‌فرستند تا هرکس ورزشی را انجام دهد که استعداد آن را دارد.

  • فکر می‌کنید فوتبال را باید از چه سنی شروع کرد؟

فوتبال را باید از ۱۲ سالگی شروع کرد و ۱۵-۱۶ سالگی برای آن دیر است. هزینه‌ی آموزش فوتبال هم برای سه ماه از ۳۰۰ یا ۴۰۰هزار تومان بیش‌تر نیست. اما ممکن است با جایی برخورد کنید که ۱۰ میلیون تومان از جوانی می‌گیرند که می‌خواهد وارد باشگاهی شود. این مبلغ را می‌گیرند تا او را عضو رسمی تیم جوانان کنند. بعد می‌بینید چندین بازی برگزار می‌شود، ولی در هیچ‌کدام توی زمین نمی‌رود و اسمش جزء ۱۸ نفر اصلی نیست. از آن پول هم برای تیم استفاده نشده، بلکه توی جیب کسی رفته که آن را گرفته است. من فکر می‌کنم نوجوانی که می‌خواهد وارد فوتبال شود باید مدرسه‌ی سالمی پیدا کند و خودش هم مراقب باشد. روش درستِ تربیتِ بازیکن این است که روی نوجوان‌ها سرمایه‌گذاری بلندمدت می‌کنند. مثلاً با بازیکن مستعد قرارداد پنج ساله می‌بندند. استعدادیاب‌هایی هستند که مثلاً یکی از آن‌ها سابقه‌ی ۷۰ بازی ملی دارد و از اسپانیا می‌رود یک بازیکن کوچک جوان را پیدا می‌کند که بیمار هم بوده، ولی توانایی خوبی داشته. این بازیکن لیونل مسی می‌شود. آقای امیر ابوطالب که زمان ما بود، قبل از این‌که بازیکن مسابقه را شروع کند می‌فهمید چه‌قدر استعداد دارد.

* * *

  • استپ سینه، استپ پا

اولین باری را که قرار بود واقعاً برای مسابقات جدی فوتبال تست بدهم، یادم هست. بعد از بازی‌های جام توپ پلاستیکی بود. خبر دادند که یک روز می‌خواهند تست فوتبال بگیرند وکسانی که انتخاب شوند در تیم‌های جوانان تمرین می‌کنند. من هم رفتم. به اندازه‌ی ۲۰۰۰  نوجوان توی زمین راه‌آهن جمع شده بودند. برای بار اول بود که توی زمین چمن می‌رفتم. فکر می‌کردم چه‌طور می‌خواهند از این همه نوجوان تست بگیرند. اگر می‌خواستند هر کسی را صدا کنند و روپایی و هد زدن و... را امتحان بگیرند، باز هم باید چند روز توی زمین می‌ماندیم تا نوبتمان بشود. منتظر شروع تست گرفتن بودیم که دیدم آقای  اردشیر لارودی با یک توپ فوتبال آمد و همه را به صف کرد. بعد یکی یکی توپ را پرت می‌کرد بین شکم و زانو یعنی سخت‌ترین جا برای استپ کردن. آن‌هایی که خودشان را جمع می‌کردند یا دستشان به توپ می‌خورد یا نمی‌توانستند توپ را کنترل کنند، رد می‌کرد. آن‌هایی که عقب می‌رفتند و استپ پا می‌کردند یا جلو می‌آمدند و استپ سینه می‌کردند یا می‌توانستند با ران توپ را کنترل کنند، قبول بودند. تست خیلی تعیین کننده‌ای بود و نشان می‌داد از همان بچگی فوتبالیست واقعی چه کسی است. بیش‌تر بچه‌ها رد شدند. از آن همه نوجوان حدود ۷۰ نفر ماندیم و از بین کسانی که مانده بودند بعداً حدود ۲۰ بازیکن ملی بیرون آمد. ۴۶ سال قبل بود و من ۱۲ سال داشتم.

همشهری، هفته‌نامه‌ی دوچرخه‌ی شماره‌ی ۷۵۱

 

  • قرارداد ۱۰۰هزار تومانی

من زمانی که در پاس بازی می‌کردم ۲۵۰۰ تومان حقوق ماهانه می‌گرفتم. اولین قرار داد سالیانه‌ام را با تیمسار صادقی در سال ۵۶ امضا کردم که ۱۰۰هزار تومن بود. چک را برداشتم و به خانه آمدم و به پدرم گفتم که قرارداد ۱۰۰هزار تومانی بستم. گفت چک را ببینم. نشانش دادم. گذاشت توی جیبش و گفت دست تو نباشد بهتر است چون ممکن است آن را گم کنی. من چیزی نگفتم ولی دلم توی اولین پولی بود که از قراردادم گرفته بودم. هی فکر می‌کردم می‌خواهد چک را چه‌کار کند. بعد فهمیدم که پدرم رفته و آپارتمانی که ۳۰۰هزار تومان قیمت داشت را با تخفیف، ۲۵۰هزار تومان برای من معامله کرده است. غیر از ۱۰۰هزار تومان قرارداد من، ۱۵۰هزار تومان برای آن وام گرفته بود که قسط ماهیانه‌اش ۱۸۰۰ تومان بود . آپارتمان را دوهزار تومان اجاره داد تا قسطش پرداخت شود. چند سال بعد قیمت خانه تغییر زیادی کرد، ولی من قبل از ۲۰ سالگی با درآمد خودم صاحب خانه شده بودم که خیلی مهم بود. البته پدرم آن ۲۰۰ تومان اختلاف بین اجاره و قسط را هم باز به من نمی‌داد!

همشهری، هفته‌نامه‌ی دوچرخه‌ی شماره‌ی ۷۵۱

 

  • الآن باهم رفیق هستیم

دفتر کار فریبا در یک فروشگاه پوشاک ورزشی قرار دارد و روی دیوار آن تصویر سه ورزشکار دیده می‌شود. غلامرضا تختی، دیه‌گو مارادونا و محمدعلی کلی. فریبا می‌گوید که مسابقه‌ی معروف کلی ساعت چهار صبح پخش می‌شد. آن‌موقع کلی در ایران خیلی طرفدار داشت  و من هم مثل همه‌ی جوان‌ها به او علاقه داشتم. در طرف دیگر دفتر عکس‌های سیاه‌و‌سفید کشتی‌گیر‌های قدیمی ایران را گذاشته‌اند، اما چیزی که جلب توجه می‌کند. تصویر بزرگ رنگی از تیم ملی فوتبال ایران در سال‌های دور است. این عکس در حاشیه‌ی یک دیدار رسمی و با کت و شلوار در فضای باز گرفته شده است. مدل موهای بلند و ریش انبوه که در آن زمان رایج بود، در همه‌ی بازیکن‌ها دیده می‌شود. فریبا از همه‌ی بازیکن‌ها نام می‌برد و می‌گوید که با بیش‌تر آن‌ها ارتباط دارد، آن‌هایی که یک‌وقتی حریف بودند و الآن رفقای قدیمی‌ هستند. فریبا خودش را نشان می‌دهد و وقتی سؤال می‌کنم که چرا آن‌قدر در بین بقیه‌ی بازیکن‌ها جوان به‌نظر می‌رسد می‌گوید فکر می‌کند ژنتیکی باشد!

 

همشهری، هفته‌نامه‌ی دوچرخه‌ی شماره‌ی ۷۵۱

عکس‌: مهبد فروزان

روزنامه همشهری 26 تیر 93


 
 
وقتی ماه رمضان، مهمان تابستان است
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۳
 
راهکارهایی برای روزه گرفتن در فصل گرما

وقتی ماه رمضان، مهمان تابستان است

کودک و نوجوان > اجتماع - محمد سرابی:
بار اولی نیست که ماه مبارک رمضان به فصل تابستان می‌افتد. در هر دوره‌ی ۳۰ ساله حدود ۱۰ سال، فصل گرما، میزبان ماه رمضان است که از طرف پاییز وارد می‌شود و از طرف بهار بیرون می‌رود.

در چنین روزهای گرمی روزه گرفتن قدری سخت است، اما قدیم‌ترها اصطلاحی بود که می‌گفت برای روزه گرفتن باید «توفیقِ روزه» داشت. بااین همه، اگر کسی این سال‌ها جوان و سالم و سرِحال باشد و بتواند به‌طور کامل و راحت همه‌ی ماه مبارک را روزه بگیرد، معلوم نیست، حدود 20، 30 سال بعد هم توان بدنی‌اش به همین اندازه باشد.

حدود 17 ساعت روزه‌داری در فصل گرما، همان چیزی است که توفیق می‌خواهد. در 14 قرنی که از روزه‌داری مسلمانان می‌گذرد، بارها ماه رمضان از فصل تابستان گذشته و روزه‌داران توانسته‌اند آیین دینی خودشان را به‌جا بیاورند، در عین حال قرار نیست طوری روزه بگیریم که به سلامتی ما لطمه بخورد. پس حتماً روش‌هایی برای این کار هست. در این صفحه، با چند راهکار برای غلبه بر سختی‌های روزه‌داری در روزهای گرم تابستان آشنا می‌شوید.

ماست و خیار

30 سال قبل و 30 سال قبل از آن هم ماه رمضان با تیر ماه هم‌زمان بوده است. البته قدیم‌ها شرایط زندگی در این ماه، تفاوت‌های زیادی با الآن داشت. مثل این‌که آلودگی هوای شهرها این‌قدر زیاد نبود یا این‌که هوا خنک‌تر بود. حالا بشر خودش دمای کره زمین را بالا برده و توانسته است تابستان‌ها را گرم‌تر کند.

برنامه‌ی فعالیت‌های روزانه هم در گذشته با امروز تفاوت داشت. مثلاً به‌خاطر کم‌تر بودن جمعیت و کوچک بودن شهر‌ها محل زندگی و کار و مدرسه و مزرعه، معمولاً فاصله‌ی خیلی زیادی با هم نداشتند و زمان زیادی در رفت‌و‌آمد با ماشین‌ها صرف نمی‌شد. منتها در مقابل چیز‌های دیگری هم عوض شده است. الآن ساختمان‌ها با انواع کولر‌‌های کم‌مصرف و پرمصرف آبی و گازی خنک می‌شوند و تحمل گرمای تابستان را راحت می‌کنند.

قدیم‌‌ها روش‌های دیگری مانند کشیدن دستمال پنبه‌‌ای خیس روی صورت و گذاشتن پاها توی تشت آب هم کمک می‌کرد که بتوان عصر‌های گرم را تحمل‌ کرد، اما چیزی که باعث می‌شد قدیمی‌ها بتوانند راحت‌تر روزه بگیرند رژیم غذایی آن‌ها بود که مقدار زیادی سبزی و میوه‌ داشت و در آن کم‌تر گوشت، چربی و سرخ‌کردنی پیدا می‌شد.

ادویه‌ها و مواد افزودنی که الآن استفاده از آن‌ها خیلی رایج است، قبلاً کم‌تر به این شکل توی غذا‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفتند و درست کردن شربت خاکشیر و دیگر انواع شربت‌ها و دم‌نوش‌ها حسابی رایج بود. درست است که قدیمی‌ها می‌توانستند با زبان روزه سر مزرعه کار کنند، اما از لحاظ ژنتیکی که قوی‌تر از ما نبودند، فقط بیش‌تر از امروز ما لبنیات و سبزیجات خنکِ سالم و مفید، مثل ماست و خیار می‌خوردند.

دکتر سلام

یکی از چیز‌هایی که باید به آن گوش کنید حرف‌هایی است که دکتر‌های تغذیه می‌زنند. چند روز مانده به ماه رمضان تمام شبکه‌های تلویزیون و روزنامه‌ها این دکتر‌ها را دعوت می‌کنند. توصیه‌های آن‌ها معمولاً خیلی شبیه هم است و ممکن است خسته‌کننده به نظر برسد، ولی رعایت کردن این توصیه‌ها باعث می‌شود که بتوانیم با حفظ سلامتی روزه بگیریم.

مثلاً می‌گویند افطار را با آب گرم یا چای کم‌رنگ شروع کنید و زیاد مواد قندی نخورید یا این‌که بلافاصله بعد از افطار و سحری دراز نکشید. خوردن میوه و سبزیجات کافی هم از توصیه‌های دکتر‌ها است. مهم‌ترین چیزی که دکتر‌ها می‌گویند این است که وعده‌ی سحری را حذف نکنید وگرنه بعد از چند روز به‌خاطر به هم ریختن برنامه‌ی غذایی، روزه گرفتن برایتان سخت می‌شود.

دویدن در دود

وقتی روزه هستید و تابستان است و باید از خانه بیرون بروید، مراقب چند چیز باشید: اول این‌که زیر آفتاب راه نروید، چون بدجوری آب بدن را می‌کشد. پس، سایه‌ها را دنبال کنید. دوم این‌که اصلاً ندوید، حتی اگر فکر می‌کنید با چند قدم دویدن می‌توانید به اتوبوس برسید، باز هم ندوید که بلافاصله تشنه خواهید شد. سوم این‌که زیاد حرف نزنید. این کار هم باعث تشنگی می‌شود. علاوه بر این‌ها، از هر گونه غبار و دود و ریزگرد دوری کنید. دود به‌خاطر خشک کردن و تحریک کردن گلو باعث تشنگی می‌شود.

سحرخیزان

روزه برای کسی که جوان است و بدن سالمی دارد و رژیم غذایی درستی را دنبال می‌کند، بیش‌تر از این که باعث گرسنگی و ضعف شود، باعث جابه‌جا شدن برنامه‌ی خواب می‌شود. بدن ما به الگویی از غذا خوردن و خوابیدن عادت دارد که در این یک ماه تغییر می‌کند. برنامه‌ی روزانه‌ی خودتان را با این تغییر هماهنگ کنید. خوابیدن عصر برای تحمل یک روز طولانی مفید است، ولی در ساعت درستی بخوابید که نزدیک افطار بیدار شوید وگرنه تحمل زمان باقی‌مانده تا افطار سخت‌تر است. ورزش‌ها را هم مثل مسابقات جام رمضان به شب‌ها موکول کنید. هرکاری را که می‌خواهید انجام بدهید، از صبح زود شروع کنید. نمودار انرژی در این روزهای تابستانی رو به پایین است و هرچه که به اذان مغرب نزدیک‌تر می‌شوید توان کم‌تری خواهید داشت.

همکاری با آویشن

اگر توی خیابان بودید و زمان افطار رسید، روزه‌ی خود‌ را با آب سرد باز نکنید. به‌هیچ‌وجه هم سراغ نوشابه و آب‌میوه‌ی خنک نروید که معده‌تان داد و بیداد راه خواهد انداخت. می‌توانید کم‌کم آب ولرم بخورید، ولی باز هم سعی کنید چای، شیر یا آب گرم پیدا کنید. در تهران که ایستگاه‌های افطاری ساده‌ی شهرداری این امکان را فراهم می‌کنند که بتوانید با چای و افطاری ساده‌ای روزه‌تان را باز کنید.

برای وعده‌ی سحری هم حتماً خودتان را در برابر وسوسه‌ی خوردن سرخ‌کردنی‌ها و غذا‌های چرب و شور و ادویه‌دار نگه دارید که این خوردنی‌ها، اصلاً برای وعده‌ی سحر مناسب نیستند و یکی دو ساعت بعد تشنگی شدیدی پدید می‌آورند، حتی اگر همراه آن‌ها آب زیادی نوشیده باشید.

ممکن است بعد از یک هفته یا 10 روز اول ماه رمضان، احساس کنید که خیلی دوست دارید غذا‌های شور بخورید، این به‌خاطر کاهش نمک بدن است. البته می‌توانید خوراکی‌های نمکی را هم امتحان کنید، ولی این کار را برای بعد از افطار بگذارید. برای تأمین آب بدن نمی‌شود فقط روی نوشیدن آب خنک حساب کرد. میوه‌هایی که در فاصله‌ی افطار و خواب می‌خورید منابع آبی اصلی تأمین آب بدن هستند.

یک دسته از موادی که می‌توانند التهاب دستگاه گوارش را کم کنند و باعث خنک شدن آن شوند، عرقیات و ادویه‌های سنتی «خنک» مانند آویشن هستند که بدن را جلا می‌دهند. یکی دو روز مانده به شروع ماه مبارک رمضان آویشن را امتحان کنید تا تازه نفس شوید.

زنگ اول زنگ دوم

نیاز به غذا خوردن اولین نیاز انسان است و برای همین تقریباً بین تمام اقوام «خودداری از خوردن» نوعی آیین مذهبی است. روزه بر مردم قبل از ما هم واجب شده بود و در ادیان دیگر هم می‌شود انواعی از روزه گرفتن را دید. اما روزه گرفتن قواعدی دارد که سحر بیدار شدن و سحری خوردن یکی از آن‌هاست. اگر نمی‌خواهید سحر خواب بمانید، بهترین راه استفاده از دو ساعت است که با فاصله چند دقیقه تنظیم شده باشد. با صدای اولی بیدار شوید و منتظر دومی نمانید، اما اگر خواب ماندید دومی شما را بیدار می‌کند. سحری خوردن نزدیک نیم ساعت طول می‌کشد، پس زمان کافی برای خودتان بگذارید تا بتوانید با آرامش غذا بخورید.

روزنامه همشهری ضمیمه نوجوانان

http://www.hamshahrionline.ir/details/264365/Children/youngadultcommunities


 
 
یهودیان سفاردی اسپانیا
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩۳
 

آوارگان 500 ساله

محمد سرابی

 

آوارگان تا یک نسل امیدوار هستند که به سرزمین خود برگردند. شاید فرزندان آن‌ها هم چنین امیدی را در دل زنده نگه دارند ولی با گذشت چند نسل سرزمین مادری فراموش می‌شود و شاید تنها در کتاب‌ها و شعر‌های حسرت بار باقی بماند. با قانونی که اخیرا در اسپانیا تصویب شده آوارگان جهان می‌توانند 500 سال به بازگشت دلخوش باشند البته اگر در آن زمان چیزی از سرزمین مادری باقیمانده باشد.

به نوشته گاردین «آلبرتو روزی گالاردون» وزیر دادگستری اسپانیا چندی پیش قانونی از مجلس گذرانده است تا یهودیانی که 500 سال قبل از اسپانیا رانده شده‌اند بتوانند دوباره تابعیت این کشور را به دست بیاورند. انگیزه این تصمیم «بازیابی بخشی از میراث تاریخی» عنوان شده است. اما جهان از 500 سال قبل تا امروز خیلی تغییر کرده است. در قرن پانزدهم محدوده اسپانیای امروزی از امیرنشین‌های مختلفی تشکیل شده بود که هریک برای خود پادشاهی داشت. فرناندو دوم که سلطنت آراگون را از پدرش خوان دوم به ارث برده بود با ایزابلا، ملکه کاستیا ازدواج کرد و به مناسبت این وصلت فرخنده دو امیر نشین با هم متحد شدند. زن و شوهر با یکدیگر تفاهم کامل داشتند که پایه‌های زندگی زناشویی آنان را محکم و از مشاور خانواده بی‌نیاز می‌کرد. یکی از رویاهای مشترک آن‌ها تبدیل کردن اسپانیا به سرزمینی کاملا کاتولیک بود. قسمتی از این تصمیم به خدماتی ارتباط پیدا می‌کرد که کلیسای کاتولیک به آنان ارائه داده بود. دوران استعمار بود و کشتی‌های اکتشافی باید برای حمله به سرزمین‌های جدید و تصرف آن‌ها تایید مذهبی را به دست می‌آوردند. کلیسای کاتولیک این تایید را فراهم کرده بود و هر خاکی که کشف می‌شد به نام پادشاه ثبت شده و در قلمرو مذهب کاتولیک قرار می‌گرفت پس طبیعی بود که فردیناند در کشورش خدمات متقابل را به این دستگاه ارائه کند. فردیناند در سال 1492 دستوری صادر کرد که بر اساس آن یهودیان اسپانیا باید تغییر مذهب می‌دادند. یهودیان از گذشته دور در این کشور سکونت داشتند. از وقتی طارق بن زیاد از تنگه گذشت و آن را به نام خودش درآورد این اقلیت قومی درگیر جنگ و صلح و مهاجرت‌های کوتاه از سویی به سوی دیگر بودند اما بیشتر اوقات توانستند با دولت مستقر مسلمان یا مسیحی به توافق برسند و دین خود را حفظ کنند. مثل دیگر نقاط اروپا در این منطقه هم یهودیان بازرگانانی بودند که به کار تجارت جواهرات و پارچه‌های گرانبها و البته وام دادن و گرفتن سود فراوان می‌پرداختند. وقتی فرمان بی‌چون و چرای شاه و ملکه صادر شد چاره‌ای جز مهاجرت نماند. ‌یکی از بهترین کشور‌های مقصد، امپراطوری پهناور عثمانی بود که این مهاجران ثروتمند اروپایی را با آغوش باز پذیرفت. برخی به پرتقال رفتند اما آن کشور هم پس از یک ازدواج همراه با تفاهم دیگر به اسپانیا پیوست. گروهی به ایتالیا و انگلیس رفتند و در دیگر نقاط جهان پراکنده شدند ولی همه آن‌ها یک نام را با خود بردند. «سفاردی». فردیناند 10 سال بعد به سراغ اعراب رفت و آن‌ها را مجبور به تغییر دین یا مهاجرت به آفریقا کرد.

الان مشخص نیست که چه تعداد از کل یهودیان جهان سفاردی هستند و گمانه‌زنی‌ها تعداد آن‌ها را تا 3 و نیم میلیون نفر نشان می‌دهد. کسانی که می‌خواهند تابعیت اسپانیا را دریافت کنند باید نسب 500 ساله خود را ثابت کنند. تعداد یهودیان بومی اسپانیا بسیار کم است و ظاهرا تقاضا‌ها باید از طرف انجمن‌های مذهبی تایید شود که کار بسیار دشواری است. بحثی درباره از دست دادن تابعیت دیگر کسانی که اسپانیایی شوند هم وجود دارد. بنا به برخی احتمالات امکان مهاجرت سفاردی‌های فلسطین‌اشغالی - که خود باعث آوارگی اعراب این منطقه هستند - هم وجود دارد. احتمال می‌رود ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر بتوانند نسب‌نامه تایید شده ارائه کنند یا نام خانوادگی واضحی داشته باشند یا حتی بتوانند به زبان و گویش ویژه یهودیان اسپانیا صحبت کنند.

«ایلان استاوانس» محقق «کالج امرهست» ماساچوست در یادداشتی در نیویورک تایمز از یک یهودی سفاردی نقل می‌کند که پس از شنیدن خبر امکان بازگشت به اسپانیا به او گفته یک «کلید اساطیری» در خانواده آن‌ها نسل به نسل منتقل شده است.

جمعیت کنونی یهودیان اسپانیا نزدیک 50 هزار نفر است و دلیل این کشور برای جذب مهاجر گسترده مشخص نیست. برخی از گردشگران در شهر‌هایی مانند «گرونا» به دنبال یهودیان می‌گردند ولی خانواده‌های یهودی بومی بسیار نادر هستند. در والنسیا یهودیان بیشتری ساکن هستند اما باز هم نمی‌توان جامعه‌های بزرگی که مراسم مذهبی دائمی دارند را دید و کلید‌ها به سختی می‌توانند قفل‌های خود را پیدا کنند.

روزنامه روزان  14 تیر 1393


 
 
زیر آسمان‌های گرم جهان - محیط زیست در آینده صنعتی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ تیر ۱۳٩۳
 

زیر آسمان‌های گرم جهان

محمد سرابی

 

گرم شدن زمین اکنون یک درگیری میان کارخانه‌های مدرن و محیط زیست است ولی با روندی که در پیش گرفته شده است در سال‌های آینده دگرگون خواهد شد. بیش‌بینی‌های اخیر «مجمع بین‌المللی تغییرات اقلیمی» سازمان ملل زمان آسیب نهایی را کمتر از بیست سال بیان می‌کند. بنا به گزارش منتشر شده اگر اقدامات جدی به اجرا در نیاید دمای کره زمین تا سال ۲۰۳۰ دو درجه افزایش خواهد یافت که بسیار خطرناک است. تاریخی که احتمالا بیشتر ما آن را به چشم خواهیم دید.

زمانی که انگلستان انقلاب صنعتی را آغاز کرد کارخانه‌ها انبوهی از کارگران را جذب محله‌های فقیر نشین شهر کردند. شهر‌هایی که پیش از این داد و ستد کالا و انسان با روستا‌ها را طی قرن‌ها به شکل متعادلی در آورده بودند با هجوم جمعیتی و صدای سوت ماشین بخار بیدار شدند. آلودگی شهری که پیش از آن معنای خاصی نداشت ناگهان افزایش پیدا کرد. در شهری مانند لندن که رودی در آن جریان دارد مهمترین عامل گسترش بیماری‌ها فاضلابی بود که در زمین مرطوب جذب نمی‌شد و سر از رود تایمز در می‌آورد. در این فضا پزشکان هشدار می‌دادند که این صنعت بی‌مهابا می‌تواند زندگی انسان را به خطر بیندازد و سمی بودن دود ذغالسنگ را به عنوان مدرک نشان می‌دادند اما کارخانه‌داران به جای اینکه موتور‌های بخار را خاموش کنند راهی پیدا کردند تا زندگی در شهر‌های صنعتی را آسانتر کنند و بیماری و آلودگی را از میان بردارند. دو قرن بعد زمانی که در کشور‌های توسعه یافته شمالی این مشکل حل شده بود کشور‌های رو به توسعه جنوب در آفریقا و آسیا برای اولین بار با آلودگی صنعتی کارخانه‌های خود روبرو می‌شدند.

امروزه کشور‌های صنعتی با سوخت‌های فسیلی بیشترین تاثیر را بر روی گرم شدن زمین دارند. در جلسات 8 کشور صنعتی جهان (که بعد از تحولات اکراین احتمال دارد نام 7 کشور را بگیرد) بارها درباره گرم شدن زمین صحبت شده است. هرکشوری که بخواهد مانع انتشار گاز‌های آلوده کننده جو زمین از کارخانه‌هایش شود در مسابقه از دیگران عقب می‌ماند و کشور‌هایی مانند چین و هند و برزیل که در حال پرش به سوی توسعه هستند این کار را نخواهند کرد آن هم در حالیکه محققان کشور‌های شمال در حال پیدا کردن روش‌هایی برای رفع این مشکل هستند.

با توجه به زمان کمی که تا تاثیر قطعی افزایش دمای زمین باقی مانده است می‌توان دورنمایی از اتفاقات پیش رو را حدس زد. روش‌های جدید صنعتی جای روش‌های قدیمی‌ را می‌گیرد و هرچه که از رده اول خارج شده باشد مانند همیشه از سوی کشور‌های عقب مانده با افتخار تمام «کپی» می‌شود. می‌توان پیش‌بینی کرد دردهه‌های آینده، زمانی که صنایع شمالی با محیط زیست دوست شوند صنایع جنوب که نسخه عقب مانده آن‌ها خواهند بود در خط اول آلوده‌کنندگی قرار خواهند داشت. کشور‌های جنوبی که نخواهند صنایع خود را اصلاح یا تعطیل کنند تصور می‌کنند کشور‌های شمالی می‌خواهند آن‌ها را از پیشرفت باز دارند و به یاد دوران استعمار می‌افتند. آن‌ها گروه‌‌های هوادار محیط زیست را که از سوی کشور‌های شمالی حمایت می‌شود ابزار دست بیگانگان خواهند نامید. از آنجا که «هوا» مرز‌های سیاسی را به رسمیت نمی‌شناسد عوارض گرم شدن زمین به کشور‌های شمالی هم خواهد رسید و آن‌ها برای بقای خود باید فکری برای صنایع جنوب کنند. کمک به ترمیم و توسعه صنایع جنوبی بهترین و پر هزینه‌ترین آن‌ها است اما گزینه‌های دیگری هم روی میز است. کشور‌های دوست محیط زیست می‌توانند صنایع آلوده کننده جنوب را تحت فشار بگذارند و مانع کار آن‌ها شوند و این در دیدگاهی افراطی منجر به کشمکش‌های شدید و حتی جنگ‌ هم خواهد شد. جنگی که در آن کارخانه‌ها به جای پادگان‌ها هدف قرار می‌گیرند.

روزنامه روزان 8 تیر 93


 
 
روزه گرفتن در فصل گرما - رمضام در تابستان
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ تیر ۱۳٩۳
 
راهکارهایی برای روزه گرفتن در فصل گرما

وقتی ماه رمضان، مهمان تابستان است

کودک و نوجوان > اجتماع - محمد سرابی:
بار اولی نیست که ماه مبارک رمضان به فصل تابستان می‌افتد. در هر دوره‌ی ۳۰ ساله حدود ۱۰ سال، فصل گرما، میزبان ماه رمضان است که از طرف پاییز وارد می‌شود و از طرف بهار بیرون می‌رود.

در چنین روزهای گرمی روزه گرفتن قدری سخت است، اما قدیم‌ترها اصطلاحی بود که می‌گفت برای روزه گرفتن باید «توفیقِ روزه» داشت. بااین همه، اگر کسی این سال‌ها جوان و سالم و سرِحال باشد و بتواند به‌طور کامل و راحت همه‌ی ماه مبارک را روزه بگیرد، معلوم نیست، حدود 20، 30 سال بعد هم توان بدنی‌اش به همین اندازه باشد.

حدود 17 ساعت روزه‌داری در فصل گرما، همان چیزی است که توفیق می‌خواهد. در 14 قرنی که از روزه‌داری مسلمانان می‌گذرد، بارها ماه رمضان از فصل تابستان گذشته و روزه‌داران توانسته‌اند آیین دینی خودشان را به‌جا بیاورند، در عین حال قرار نیست طوری روزه بگیریم که به سلامتی ما لطمه بخورد. پس حتماً روش‌هایی برای این کار هست. در این صفحه، با چند راهکار برای غلبه بر سختی‌های روزه‌داری در روزهای گرم تابستان آشنا می‌شوید.

ماست و خیار

30 سال قبل و 30 سال قبل از آن هم ماه رمضان با تیر ماه هم‌زمان بوده است. البته قدیم‌ها شرایط زندگی در این ماه، تفاوت‌های زیادی با الآن داشت. مثل این‌که آلودگی هوای شهرها این‌قدر زیاد نبود یا این‌که هوا خنک‌تر بود. حالا بشر خودش دمای کره زمین را بالا برده و توانسته است تابستان‌ها را گرم‌تر کند.

برنامه‌ی فعالیت‌های روزانه هم در گذشته با امروز تفاوت داشت. مثلاً به‌خاطر کم‌تر بودن جمعیت و کوچک بودن شهر‌ها محل زندگی و کار و مدرسه و مزرعه، معمولاً فاصله‌ی خیلی زیادی با هم نداشتند و زمان زیادی در رفت‌و‌آمد با ماشین‌ها صرف نمی‌شد. منتها در مقابل چیز‌های دیگری هم عوض شده است. الآن ساختمان‌ها با انواع کولر‌‌های کم‌مصرف و پرمصرف آبی و گازی خنک می‌شوند و تحمل گرمای تابستان را راحت می‌کنند.

قدیم‌‌ها روش‌های دیگری مانند کشیدن دستمال پنبه‌‌ای خیس روی صورت و گذاشتن پاها توی تشت آب هم کمک می‌کرد که بتوان عصر‌های گرم را تحمل‌ کرد، اما چیزی که باعث می‌شد قدیمی‌ها بتوانند راحت‌تر روزه بگیرند رژیم غذایی آن‌ها بود که مقدار زیادی سبزی و میوه‌ داشت و در آن کم‌تر گوشت، چربی و سرخ‌کردنی پیدا می‌شد.

ادویه‌ها و مواد افزودنی که الآن استفاده از آن‌ها خیلی رایج است، قبلاً کم‌تر به این شکل توی غذا‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفتند و درست کردن شربت خاکشیر و دیگر انواع شربت‌ها و دم‌نوش‌ها حسابی رایج بود. درست است که قدیمی‌ها می‌توانستند با زبان روزه سر مزرعه کار کنند، اما از لحاظ ژنتیکی که قوی‌تر از ما نبودند، فقط بیش‌تر از امروز ما لبنیات و سبزیجات خنکِ سالم و مفید، مثل ماست و خیار می‌خوردند.

دکتر سلام

یکی از چیز‌هایی که باید به آن گوش کنید حرف‌هایی است که دکتر‌های تغذیه می‌زنند. چند روز مانده به ماه رمضان تمام شبکه‌های تلویزیون و روزنامه‌ها این دکتر‌ها را دعوت می‌کنند. توصیه‌های آن‌ها معمولاً خیلی شبیه هم است و ممکن است خسته‌کننده به نظر برسد، ولی رعایت کردن این توصیه‌ها باعث می‌شود که بتوانیم با حفظ سلامتی روزه بگیریم.

مثلاً می‌گویند افطار را با آب گرم یا چای کم‌رنگ شروع کنید و زیاد مواد قندی نخورید یا این‌که بلافاصله بعد از افطار و سحری دراز نکشید. خوردن میوه و سبزیجات کافی هم از توصیه‌های دکتر‌ها است. مهم‌ترین چیزی که دکتر‌ها می‌گویند این است که وعده‌ی سحری را حذف نکنید وگرنه بعد از چند روز به‌خاطر به هم ریختن برنامه‌ی غذایی، روزه گرفتن برایتان سخت می‌شود.

دویدن در دود

وقتی روزه هستید و تابستان است و باید از خانه بیرون بروید، مراقب چند چیز باشید: اول این‌که زیر آفتاب راه نروید، چون بدجوری آب بدن را می‌کشد. پس، سایه‌ها را دنبال کنید. دوم این‌که اصلاً ندوید، حتی اگر فکر می‌کنید با چند قدم دویدن می‌توانید به اتوبوس برسید، باز هم ندوید که بلافاصله تشنه خواهید شد. سوم این‌که زیاد حرف نزنید. این کار هم باعث تشنگی می‌شود. علاوه بر این‌ها، از هر گونه غبار و دود و ریزگرد دوری کنید. دود به‌خاطر خشک کردن و تحریک کردن گلو باعث تشنگی می‌شود.

سحرخیزان

روزه برای کسی که جوان است و بدن سالمی دارد و رژیم غذایی درستی را دنبال می‌کند، بیش‌تر از این که باعث گرسنگی و ضعف شود، باعث جابه‌جا شدن برنامه‌ی خواب می‌شود. بدن ما به الگویی از غذا خوردن و خوابیدن عادت دارد که در این یک ماه تغییر می‌کند. برنامه‌ی روزانه‌ی خودتان را با این تغییر هماهنگ کنید. خوابیدن عصر برای تحمل یک روز طولانی مفید است، ولی در ساعت درستی بخوابید که نزدیک افطار بیدار شوید وگرنه تحمل زمان باقی‌مانده تا افطار سخت‌تر است. ورزش‌ها را هم مثل مسابقات جام رمضان به شب‌ها موکول کنید. هرکاری را که می‌خواهید انجام بدهید، از صبح زود شروع کنید. نمودار انرژی در این روزهای تابستانی رو به پایین است و هرچه که به اذان مغرب نزدیک‌تر می‌شوید توان کم‌تری خواهید داشت.

همکاری با آویشن

اگر توی خیابان بودید و زمان افطار رسید، روزه‌ی خود‌ را با آب سرد باز نکنید. به‌هیچ‌وجه هم سراغ نوشابه و آب‌میوه‌ی خنک نروید که معده‌تان داد و بیداد راه خواهد انداخت. می‌توانید کم‌کم آب ولرم بخورید، ولی باز هم سعی کنید چای، شیر یا آب گرم پیدا کنید. در تهران که ایستگاه‌های افطاری ساده‌ی شهرداری این امکان را فراهم می‌کنند که بتوانید با چای و افطاری ساده‌ای روزه‌تان را باز کنید.

برای وعده‌ی سحری هم حتماً خودتان را در برابر وسوسه‌ی خوردن سرخ‌کردنی‌ها و غذا‌های چرب و شور و ادویه‌دار نگه دارید که این خوردنی‌ها، اصلاً برای وعده‌ی سحر مناسب نیستند و یکی دو ساعت بعد تشنگی شدیدی پدید می‌آورند، حتی اگر همراه آن‌ها آب زیادی نوشیده باشید.

ممکن است بعد از یک هفته یا 10 روز اول ماه رمضان، احساس کنید که خیلی دوست دارید غذا‌های شور بخورید، این به‌خاطر کاهش نمک بدن است. البته می‌توانید خوراکی‌های نمکی را هم امتحان کنید، ولی این کار را برای بعد از افطار بگذارید. برای تأمین آب بدن نمی‌شود فقط روی نوشیدن آب خنک حساب کرد. میوه‌هایی که در فاصله‌ی افطار و خواب می‌خورید منابع آبی اصلی تأمین آب بدن هستند.

یک دسته از موادی که می‌توانند التهاب دستگاه گوارش را کم کنند و باعث خنک شدن آن شوند، عرقیات و ادویه‌های سنتی «خنک» مانند آویشن هستند که بدن را جلا می‌دهند. یکی دو روز مانده به شروع ماه مبارک رمضان آویشن را امتحان کنید تا تازه نفس شوید.

زنگ اول زنگ دوم

نیاز به غذا خوردن اولین نیاز انسان است و برای همین تقریباً بین تمام اقوام «خودداری از خوردن» نوعی آیین مذهبی است. روزه بر مردم قبل از ما هم واجب شده بود و در ادیان دیگر هم می‌شود انواعی از روزه گرفتن را دید. اما روزه گرفتن قواعدی دارد که سحر بیدار شدن و سحری خوردن یکی از آن‌هاست. اگر نمی‌خواهید سحر خواب بمانید، بهترین راه استفاده از دو ساعت است که با فاصله چند دقیقه تنظیم شده باشد. با صدای اولی بیدار شوید و منتظر دومی نمانید، اما اگر خواب ماندید دومی شما را بیدار می‌کند. سحری خوردن نزدیک نیم ساعت طول می‌کشد، پس زمان کافی برای خودتان بگذارید تا بتوانید با آرامش غذا بخورید.

http://www.hamshahrionline.ir/details/264365

روزنامه همشهری  شمره 748- ضمیمه دوچرخه 5 تیر 93


 
 
دختران سوریه‌ای در اردوگاه آوارگان
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ تیر ۱۳٩۳
 

دختران سوریه‌ای در اردوگاه آوارگان

 

محمد سرابی

ممکن است اتفاقاتی که برای اردوگاه‌های آوارگان فلسطینی رخ داده بود به تدریج درباره آوارگان سوریه‌ای هم تکرار شود. سوریه‌ای‌هایی که به کشور‌های اطراف پناه برده‌اند جمعیت زیادی را تشکیل می‌دهد که هرچه از مدت اقامت ‌آن‌ها بگذرد بیشتر حساسیت و همینطور «اشتهای» ساکنان بومی را تحریک می‌کنند. برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سوریه هم تاثیری در این شرایط نگذاشت. در برخی از این اردوگاه‌ها مانند «زعتری» در اردن تحرکات خشونت‌آمیزی دیده شده است که مدتی پیش به برخورد پلیس منجر شد. چند دهه قبل همین اتفاق در لبنان تکرار شده بود. نسل جوان آوارگان فلسطینی بیکار، خشمگین و خسته بودند. در شرایط آن روز لبنان و منطقه این مردان جوان به سرعت جذب جنبش‌ها مسلحانه شدند. گرایش‌های متناقضی از ملی‌گرا تا کمونیست در بین این مبارزان پیدا می‌شد و صهیونیست‌ها هم با روش‌ها مختلفی مانند تروریسم دولتی و حمله مستقیم نظامی با آن‌ها مقابله می‌کردند. اقامت طولانی ‌مدت آوارگان در لبنان منجر سیاست داخلی آن کشور را  تحت تاثیر قرار داد و در نهایت به ریاست جمهوری بشیر جمایل و قتل عام  صبرا و شتیلا منتهی شد. البته مشکلات فرهنگی فراوانی هم رخ داده بود که تحت تاثیر بخش سیاسی ماجرا قرار گرفت.

اردوگاه «زعتری» که به دلیل اغتشاش‌‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته است پیش از این هم دارای دردسرهای فراوانی بود که همیشه هم جنبه مسلحانه نداشت. ساکنان این اردوگاه از نوعی ناامنی شکایت دارند. ظاهرا اردوگاه‌ها فرصت خوبی برای برخی سودجویان است تا از زنان و دختران آواره سوءاستفاده کنند. بیشتر این اقدامات در پوشش کمک‌های خیریه انجام می‌شود. داستان‌ به این شکل است که مرد مسن ثروتمندی از یکی از کشور‌ها شبه جزیره عربستان برای کمک مالی یا اهدا کالا به این اردوگاه می‌رود اما در همین حال پیشنهاد ازدواج با دخترانی که می‌بیند را می‌دهد. این پیشنهاد از طریق واسطه‌ها به همراه هدیه مالی مطرح می‌شود که تقریبا معادل همان خرید و فروش است. به نوشته «گاردین» مهریه‌ای که در سوریه هزار دلار است در اردوگاه آوارگان اردن تا صد دلار کاهش میابد و ازدواج‌های زیر 18 سال در هیچ جا ثبت نمی‌شود. البته مسلم است که مرد در نهایت احترام مقصود خود را اعلام می‌کند و به دختر هم وعده‌هایی از قبیل زندگی در یک محل امن با مردی ثروتمند داده می‌شود که دست کمی از رویاهای نوجوانان ندارد اما چه کسی می‌داند که این مردان خیر و نیک اندیش واقعا از کجا آمده اند و دختری که از اردوگاه شکار کرده اند را به کجا خواهند برد. دختران نوجوان جنگ‌زده طعمه‌های خوبی برای مردان هوسباز هستند.

دختران سوریه‌‌ای و لبنانی پیش از همه جنگ‌ها و درگیری‌ها هم برای مردان شبه‌جزیره و همینطور اردن گزینه‌های مطلوبی بودند که اکنون این جنگ شوم آن‌ها را در دسترس قرار داده است. آوارگان نیاز زیادی به پول دارند و همه آن‌ها نمی‌توانند مدت زیادی شرایط اردوگاه را تحمل کنند مخصوصا  اگر جوان و امیدوار به آینده باشند. در مقابل اگر چه اهالی سوریه و لبنان به نسبت دیگر اعراب دیدگاه متفاوتی دارند که برخی تعصب‌های اخلاقی را در میان آن‌ها کاهش داده است ولی این به معنی رها کردن سنت‌های قومی نیست. مردانی که در اردوگاه سکونت دارند نمی‌توانند در مقابل این سوءاستفاده بی‌تفاوت بنشینند و باید به شکلی از حرمت ‌خانوادگیشان دفاع کنند. در زعتری تا به حال چندین درگیری بزرگ و کوچک رخ داده است ولی در هیچ‌یک از آنها آوارگان اسلحه نداشتند اما دور نیست که پناهندگان سوری به سلاح دست پیدا کنند.

در اردوگاه صد هزار نفری زعتری لباس‌های عروس هم به فروش می‌رسد که همه آن‌ها برای ازدواج‌های شاد و منصفانه استفاده نمی‌شود. این اردوگاه از بزرگترین مراکز تجمع آوارگان جنگی جهان است که 12 کیلومتر با مرز سوریه فاصله دارد و از نظر جمعیت چهارمین شهر بزرگ اردن به شمار می‌رود. تجربه‌های قبلی آوارگان عرب در کشور‌های عربی چندان امیدوارکننده نبود.

روزنامه روزان 3 تیر 93