محمد سرابی

www.msarabi.com

 
ثبات در منطقه بی ثبات - خاورمیانه
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

ثبات در منطقه بی ثبات

 

محمد سرابی

 

تا چند سال پیش اگر کسی می‌خواست چند کشور با ثبات در خاورمیانه را نام ببرد حتما دو نام سوریه و ترکیه را در میان آن‌‌ها ذکر می‌کرد. مشاهدات عمومی نشان می‌داد که در ترکیه نظام قانونی طوری مشغول کار است که قدرت گرفتن احزاب اسلامگرا و همینطور تحرکات نظامیان نتوانسته خدشه‌ای به کلیت ساختار سیاسی وارد کند. گروه‌های مذهبی بر روی بنیان جمهوری ترکیه مشغول کار بودند و تجربه‌ای جدید از زمامداری را به نمایش می‌گذاشتند. اما تحولات به سمتی پیش رفت که این کشور دچار تشنج‌های داخلی شد. مدت زیادی از ماجرای پارک میدان تقسیم نمی‌گذرد. در جریان این درگیری‌های خیابانی چند نفر کشته شدند و دولت بخشی از محبوبیت خود را از دست داد زیرا واضح بود که سکوب خشونت آمیز معترضان به دستور مستقیم دولتی انجام می‌شود. حادثه انفجار معدن هم در همان فضا تفسیر شد و از دیدگاه حادثه دیدگان دولت مسئول مستقیم سهل انگاری در تامین ایمنی معدنکاران شمرده می‌شود. دیدار رجب طیب اردوغان از شهر سوما که برای تسکین آسیب دیدگان صورت گرفته بود به اعتراضات شدید علیه نخست وزیر منجر شد و تصاویر یکی از مشاوران اردوغان که معترضی را کتک می‌زند شرایط را دشوار تر کرده است.

در دیگر کشور خاورمیانه هم شرایط خاصی شکل گرفته است. بهار عربی وقتی به سوریه رسید مستقیما تبدیل به جنگ داخلی بسیار خشونت باری شد که در کشور دیگری رخ نداده بود. اعتراضات به سرعت تبدیل به مقابله مسلحانه شد. روندی که در ابتدا می‌توانست یک جنبش مردمی تفسیر شود با پیوستن نیرو‌های ارتشی و قطع تسلط دمشق بر برخی از نقاط کشور تبدیل به جنگ داخلی شد. گروه‌های تندرویی که به القاعده گرایش داشتند به سرعت تمام نقاط اشغال شده را در کنترل خود گرفتند و اعلام حکومت مستقل کردند. آتش درگیری میان این گروه‌ها نیز فورا شعله‌ور شد و دو گروه بزرگ «النصره» و «داعش» به نبرد با یکدیگر پرداختند آن هم در حالی که دولت اسد با به کارگیری روش‌های جدید در حال بازپس‌گیری مناطق جنگزده است. تصرف شهر «حمص» بزرگتری موفقیت ارتش سوریه بود که چندی قبل بر مواضع کشور‌های غربی در قبال این آشوب هم تاثیر گذاشت.

خاورمیانه منطقه‌ای نیست که بتوان بر اساس معیار‌های ظاهری میزان آرامش کشور‌های آن را ارزیابی کرد. حتی با ثبات ترین کشور‌های این منطقه هم ممکن است با جرقه‌ای دچار ناآرامی‌ شوند که از تظاهرات‌های شهری کوچک تا جنگ داخلی توسعه پیدا می‌کند.

روزنامه روزان - 30 اردیبهشت 93


 
 
کیهان گمشده - پرونده مجله کیهان علمی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

 

کیهان گمشده- روزنامه همشهری ضمیمه دوچرخه 25 اردیبهشت 93 شماره 743

کودک و نوجوان > دانش - پرونده> محمد سرابی:
روزنامه‌نگاری یک حرفه‌ی نسل به نسل است. کسانی خواننده‌ی مشتاق روزنامه‌های دیروز بودند و خودشان نویسنده‌های امروز هستند. کسانی که نوشته‌های آن‌ها را با دقت دنبال می‌کنند، نویسنده و خبرنگار فردا می‌شوند.

سال‌ها قبل در ایران مجله‌ای به نام «کیهان علمی» منتشر می‌شد. این مجله از سال ۱۳۶۷ تا سال ۱۳۷۱ هرماه روی دکه‌ها بود و کنار نام آن عبارت «برای نوجوانان» دیده می‌شد.

عنوانی که بعد از آن برای هیچ مجله‌ی علمی دیگری تکرار نشد. با این فرض باید امروز کسانی در بین علاقه‌مندان به دانش وجود داشته باشند که این مجله و دیگر مجله‌های مشابه علمی را به یاد بیاورند.

مطلب‌های این پرونده، جست‌وجویی برای یافتن نشانی از این مجله و دیگر مجله‌های علمی است:

259842 چاپ

سفر به مرزهای بی‌کران

کودک و نوجوان > دانش - گفت‌و‌گو> محمدسرابی:
سیروس برزو را به‌خاطر این‌که در سفر بین ایران و روسیه است، نمی‌شود به سادگی پیدا کرد، اما بالأخره در فرهنگ‌سرای اشراق ملاقاتش می‌کنیم. این فرهنگ‌سرا میزبان سه برنامه‌ی مختلف بود:

اول، مراسم «شب یوری» که در بزرگداشت سفر «یوری گاگارین»، نخستین سفر انسان به فضا برگزار شد.

دوم، شروع انتشار اینترنتی مجله‌ی «مرز‌های بی‌کران فضا»

سوم، برپایی نمایشگاه «انسان و فضا» که همان یادگاری‌های مشهور سیروس برزو از فضانوردان روسی است. در این بین فرصتی می‌گذاریم تا درباره‌ی مجله‌ای که او ۲۶ سال قبل منتشر می‌کرد صحبت کنیم؛ درباره‌ی «کیهان علمی برای نوجوانان».

 

  • خودتان هم در دوران نوجوانی به مسائل علمی علاقه داشتید؟

من متولد ۱۳۳۲ هستم و کار علمی را از ۱۳سالگی شروع کردم. ما در شهر سرخس زندگی می‌کردیم. شهر کوچکی که همه یکدیگر را می‌شناسند. آن‌موقع کیسه‌ی پلاستیکی نبود و وقتی از مغازه چیزی می‌خریدیم، آن را توی کاغذ می‌پیچیدند. مغازه‌‌دار‌ها هم می‌دانستند من به فضانوردی علاقه دارم، برای همین اگر توی کاغذ‌ها تصویر مربوط به فضا داشت، برایم کنار می‌گذاشتند.

  • قبل از این که روزنامه‌نگارِ علم باشید چه شغلی داشتید؟

در مشهد دبیر حرفه‌و‌فن بودم. از سال ۵۹ مقاله می‌نوشتم و از سال ۶۳ با «کیهان بچه‌ها» همکاری می‌کردم. سال ۶۶ از طرف مؤسسه‌ی کیهان دعوت شدم تا مجله‌ای علمی برای نوجوان‌ها چاپ کنیم، ولی درست زمانی که می‌خواستیم این کار را انجام بدهیم بمباران تهران شروع شد. شرایط خیلی سخت بود و کار انتشار یک سال عقب افتاد.

  • اواخر جنگ؟

بله، دولت برای خرید کالاهای اساسی به مردم کوپن داده بود، ولی در سال ۶۶ که خیلی‌ها از تهران رفته بودند، اعلام کردند کوپن هرشهری را می‌شود در شهر‌های دیگر هم گرفت. توی تهران هروقت می‌رفتیم چیزی بخریم، مغازه‌دار کوپن مشهد را می‌دید و می‌گفت همه از این‌جا رفته‌اند مشهد، بعد شما از مشهد آمده‌اید تهران.

  • این یک سال فاصله را چه‌کار می‌کردید؟

توی مؤسسه‌ی کیهان کار می‌کردم. زیر نظر آقای فریدون صدیقی و خانم ثریا صدردانش که مسئول صفحه‌ی علمی بودند کار چاپ نشریه را برنامه‌ریزی می‌کردیم. جلسات هم توی دفتر کیهان‌بچه‌ها برگزار می‌شد. از زمستان سال ۶۷ با حدود پنج نفر نیروی ثابت کار را شروع کردیم. چند نفر حق‌التحریری هم بعداً اضافه شدند.

  • اسامی آن همکاران را به یاد دارید؟

بله، آقای شهرام یزدان‌پناه، آقای توفیق حیدرزاده، که آن موقع معاون سردبیر مجله‌ی دانشمند بودند، مرحوم آقای منصور حسین‌زاده و خانم طیبه صالحی، که هردو با کیهان بچه‌ها کار می‌کردند، خانم مریم زنگنه هم بود که خیلی انرژی داشت و از پس همه‌کاری بر می‌آمد. آقای حیدرزاده الآن دکترای اخترشناسی دارد. ایشان خیلی روی روش علمی تأکید می‌کرد و الآن هم یکی از افراد صاحب‌نظر در روزنامه‌نگاری علمی به‌شمار می‌آید.

  • منابع لازم خبری را چه‌طور به دست می‌آوردید؟

مشکل بود. البته کیهان بعضی از نشریات خارجی را مشترک بود، ولی خیلی علمی نبودند. مشکل این‌جا بود که روزنامه‌نگار علم داشتیم، ولی همه نمی‌توانستند برای نوجوان‌ها و به زبان آن‌ها بنویسند.

  • چرا در کیهان علمی آن‌قدر بر کاربرد علم تأکید می‌کردید؟

چون اگر الآن از یک بزرگسال بخواهید درس‌های دوران مدرسه‌اش را امتحان بدهد، حتماً مردود می‌شود. ولی اگر کسی یک‌بار هم واشر شیر آب را عوض کرده باشد، این کار را به‌خاطر دارد. من داستان‌های علمی‌تخیلی هم در مجله می‌گذاشتم. زیرا وقتی نوجوان‌ها داستان را می‌خواندند به دانش علاقه‌مند می‌شدند. خودم  داستان «یک، دو، سه، پرتاب» را نوشتم تا مجموعه‌ای از اطلاعات را درباره‌ی نوجوان‌هایی که به فضا می‌روند، به شکل داستانی مطرح کنم.

  • مجله‌ی دیگری که چاپ می‌کردید هم با همین گروه منتشر می‌شد؟

بعضی از افرادی که در دو نشریه کار می‌کردند، مشترک بودند. در مرز‌های بیکران فضا  آقای بهرام عفراوی، آقای بهزاد بوستانچی و همین‌طور آقای حیدرزاده که هنوز هم با مجله‌ی نجوم مرتبط است،  بودند. بیش‌تر کار این مجله را خودم یک‌تنه انجام می‌دادم. مرزهای بیکران فضا از سال ۶۹ تا ۷۲ چاپ می‌شد و تقریباً تمام سرمایه‌ی خانوادگی‌ام را به‌خاطر آن از دست دادم.

  • پشیمان نیستید؟

نه تنها پشیمان نیستم، بلکه خداوند را شکر می‌کنم. کار علمی مسیر سختی است. الآن ۶۰ سال دارم و احساس رضایت می‌کنم. مثل کشاورزی که به جای کاشتن هندوانه، درخت گردو کاشته و می‌داند نتیجه‌ی کارش باقی می‌ماند. الآن هم با نوشتن مقاله و دنبال کردن مسائل عملی برای نشریات ایرانی کار ترویج علم را ادامه می‌دهم.

  • فکر می‌کنید با وجود اینترنت و فناوری دیجیتال، باز هم مجله‌های علمی نوجوانان مخاطب خواهد داشت؟

بله، در کشورهای دیگر جهان این نشریات چاپ می‌شوند. خیلی از نشریات علمی نوجوانان هم هدیه‌هایی به همراه دارند، مثلاً یک افلاک‌نمای کاغذی یا پازلی که در هرشماره یک تکه‌اش همراه مجله پخش می‌شود. انتشار مجله‌ی کاغذی در دورانی که اینترنت هست، هوشمندی خاصی می‌خواهد.

259843 چاپ

یکان ریاضی

کودک و نوجوان > دانش - گفت‌و‌گو> محمد سرابی:
دکتر رضا منصوری، استاد فیزیک دانشگاه صنعتی شریف است. او نوجوانی خود را در دهه‌ی ۴۰ گذراند، ولی در همان‌زمان هم یک مجله‌ی علمی را می‌خواند که به رشته‌ی علمی مورد علاقه‌اش می‌پرداخت.

او در این‌باره به خبرنگار هفته‌نامه‌ی دوچرخه می‌گوید: «آن‌موقع مجله‌ی خوبی به نام «یکان مجله‌ی ریاضی» چاپ می‌شد که ما به‌ نام «یکان ریاضی» می‌شناختیمش. نکته‌های ریاضیات در حد دبیرستان را داشت و مسئله‌هایی که بچه‌ها حل کنند. آقای عبدالحسین مصحفی، دبیر ریاضی این مجله را اداره می‌کرد.»

همین مجله هم در زمان خودش مورد توجه دانش‌آموزان بود و باعث می‌شد کسانی که به ریاضی علاقه دارند مسئله‌های آن را دنبال کنند. دکتر منصوری، مجری طرح رصدخانه‌ی ملی ایران اضافه می‌کند: «به دفتر مجله نامه نوشته بودند که چرا این مجله به شهر یزد نمی‌آید. بعداً معلوم شده بود یک دبیر ریاضی همه را می‌خرد تا دانش‌آموزانش خیلی درباره‌ی مسئله‌های مشکل ریاضی از او سؤال نکنند!»

منصوری درباره‌ی شیوه‌ی کار آن مجله می‌گوید: «جواب بعضی از سؤال‌ها را در شماره‌ی بعد چاپ می‌کردند. جواب بعضی را هم باید می‌فرستادیم تا در مسابقه‌ شرکت کنیم. یک مسئله بود که می‌گفتند دکتر هشترودی طرح کرده است. راه حلی را که پیدا کرده بودم نوشتم و فرستادم. یک پاکت جواب هم همراهش فرستادم تا اگر راه حلم درست بود به من خبر بدهند، ولی بلافاصله بعد از آن برای ادامه‌ی تحصیل به اروپا رفتم و اصلاً نفهمیدم چه اتفاقی افتاد.»


 

259844 چاپ

اطلاع‌رسانی، دانش‌افزایی و سرگرمی

کودک و نوجوان > دانش - محمد سرابی:
استاد فریدون صدیقی، پیشکسوت روزنامه‌نگاری که در جریان انتشار مجله‌ی «کیهان علمی، برای نوجوانان» قرار داشت، می‌گوید که امروز برای خیلی‌ها اینترنت جای نشریات کاغذی را گرفته است، چون سه کارکرد اصلی روزنامه را تأمین می‌کند.

اطلاع‌رسانی، دانش‌افزایی و سرگرمی، سه دلیلی هستند که مردم را وادار به خواندن نشریات می‌کنند. وقتی رسانه‌ی دیگری مانند رسانه‌های دیجیتال بتواند این نیاز‌ها را تأمین کند، دیگر دلیلی برای خرید نشریات کاغذی وجود ندارد.

او هم‌چنین به خبرنگار هفته‌نامه‌ی دوچرخه می‌گوید: «نشریات نوجوانان هم تابعی از بازار کلی نشریات هستند. وقتی چندمیلیون دانشجو داریم و تیراژ همه‌ی روزنامه‌ها با هم به یک میلیون نمی‌رسد و تیراژ کتاب ۵۰۰ نسخه است، چه‌قدر می‌شود به دوام انتشار نشریه‌های کاغذی علمی امیدوار بود؟»

 

259845 چاپ

نوجوان‌ها مخاطبان فعال ما هستند!

کودک و نوجوان > دانش - گفت‌و‌گو> محمد سرابی:
یکی از معدود نشریاتی که از سال‌‌های دور به‌عنوان مجله‌ای علمی طرفدار داشته، «دانستنیها» است. دکتر بهزادی این مجله را سال ۱۳۵۸ بنیان‌گذاری کرد و پس از مدتی اداره‌ی آن را به دخترش «فرزانه بهزادی» سپرد. شعار مجله در آن‌زمان «اولین مجله‌ی دایرةالمعارفی و تمام‌رنگی ایران» بود و دوبار در ماه منتشر می‌شد.

امروز هم مجله‌ی «دانستنیها» را می‌توان روی دکه‌ی روزنامه‌‌فروشی‌ها دید که بخشی از مجموعه‌ی بزرگ گروه مجلات همشهری است. «محمد جباری»، سردبیر مجله‌ی دانستنیها به ما می‌گوید که دانستنیهای همشهری با حفظ خاطره‌ی مجله‌ی دهه‌ی ۶۰ چگونه توانسته است مخاطبان خود را در جریان دانش روز دنیا قرار دهد.

  • چه ‌تعداد از مخاطبان مجله‌ی شما نوجوانان هستند؟

تیراژ دانستنیها زیاد است و طیف گسترده‌ای از مخاطبان از همه‌ی سنین دانستنیها را می‌خوانند، ولی نکته‌ی مهم این است که نوجوان‌ها بخش اصلی خوانندگان فعال ما را تشکیل می‌دهند. فعال به این معنی ‌که به مطالب چاپ شده واکنش نشان می‌دهند، تلفن می‌زنند، ای‌میل و پیامک می‌‌فرستند و به ما در بهبود مجله کمک می‌کنند.

  • این نوجوانان بیش‌تر به چه مطالبی علاقه دارند؟

علایق نوجوان‌ها بسیار مختلف است؛ از فناوری تا تاریخ. هرموضوع جدید و به‌روزی برای آن‌‌ها جالب است، ولی چیزی که توجه نوجوان‌ها را بیش‌تر جلب می‌کند راز‌ها و شگفتی‌ها در حوزه‌های گوناگون است.

  • ظاهراً تعداد پسرهای علاقه‌مند به مطالب علمی بیش‌تر از دختر‌ها است.

بله، نظرسنجی‌ها و آماری که از مخاطبان گرفته‌ایم نشان می‌دهد که تعداد پسرها تقریباً دو برابر دختر‌ها است، ولی فکر می‌کنم این تفاوت بیش‌تر به‌خاطر فضای کلی نشریات علمی باشد. این نشریات بیش‌تر به نیاز‌های پسر‌ها پاسخ می‌دهند. در تحریریه‌های علمی ما هم بیش‌تر پسرها حضور دارند. پسرها بیش‌تر به موضوعاتی مانند ماشین‌ها، جنگ‌افزار‌ها و گجت‌ها علاقه دارند و دختر‌ها موضوع‌های مربوط به محیط‌ زیست و طبیعت و روان‌شناسی و سلامت را بیش‌تر می‌پسندند. مثلاً گاهی وقت‌ها که عکس ماشین را به‌عنوان پوستر وسط دانستنیها چاپ می‌کنیم بعضی دختر‌های نوجوان اعتراض می‌کنند و می‌گویند چرا عکس حیات‌وحش نمی‌گذارید.

  • نویسنده‌ها و خبرنگار‌های دانستنیها هم در دوران نوجوانی سابقه‌ی مطالعه علمی دارند؟

بله، بیش‌تر کسانی که الآن در دانستنیها کار می‌کنند در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ نشریاتی مثل همین «دانستنیها»، «کیهان علمی»، «دانشمند»، «مرز‌های بی‌کران فضا» و همین‌طور کتاب‌های علمی را می‌خوانده‌اند. خواندن مطالب علمی، آن‌ها را به نوشتن مطالب علمی سوق داده و این علاقه را پیگیری کرده‌‌ و حالا روزنامه‌نگار علم حوزه‌ی خاص خودشان شده‌اند.

  • دانستنیهای همشهری چه‌قدر شبیه دانستنیهای قدیمی است؟

ما شعار دانستنیها یعنی «اولین مجله‌ی دایرةالمعارفی و تمام‌رنگی ایران» را حفظ و به‌روز کرده‌ایم. مثلاً بعضی‌ها تاریخ را جزء دانش نمی‌دانند و می‌گویند نباید در یک مجله‌ی علمی به آن پرداخته ‌شود. ولی دانستنیهای همشهری یک مجله‌ی دایرةالمعارفی است و بخش تاریخ و سینما و... هم دارد؛ البته با نگاه دانستنیهایی و دایرةالمعارفی. در شعار قدیمی دانستنیها روی تمام‌رنگی بودن تأکید شده بود و الآن ما در مجله با استفاده از اینفوگرافیک‌های گوناگون و تصاویر گرافیکی و عکس‌های بسیار با کیفیت، حوزه‌های گوناگون علمی را پوشش می‌دهیم، طوری که هرکس با خواندن دانستنیها در جریان دانش روز جهان قرار بگیرد.

 

همشهری، هفته‌نامه‌ی دوچرخه‌ی شماره‌ی ۷۴۳

259846 چاپ

آن‌موقع، «فلاپی» خیلی بود

کودک و نوجوان > دانش - یادداشت> محمد سرابی:
خواندن مجله‌ای که ۲۰ سال از چاپ‌شدنش می‌گذرد بیش‌تر به این درد می‌خورد که بدانیم چه‌چیز‌هایی کاملاً عوض شده‌اند و چه چیز‌هایی برخلاف تصور آن موقع و به شکلی که کسی انتظارش را نداشت تغییر کرده‌اند.

ضمن این‌که می‌فهمیم آن‌موقع چه‌چیزهایی جزء علم و دانش برای نوجوانان مطرح می‌شده است. اما مهم‌ترین فایده‌ای که خواندن مجله‌های علمی (و غیرعلمی) قدیمی دارد این است که یاد می‌گیریم مجله‌های امروزی را چه‌طور بخوانیم و چه‌قدر به پیش‌بینی‌های آن‌ها اعتماد کنیم.

شماره‌ی اول مجله‌ی «کیهان علمی، برای نوجوانان»، اول بهمن ۱۳۶۷ با قیمت ۱۲۰ ریال منتشر شد. روی جلد مجله عکس یک گل شقایق وحشی در میان ابزار‌های هندسی تاریخی و یک نقاشی از دانشمندان قدیم خاورمیانه دیده می‌شود. اولین مطلب این عنوان را دارد: «چرا هرکس که در کتابخانه یا آزمایشگاه کار و فعالیت می‌کند، دانشمند نمی‌شود؟» موضوع آن روش تحقیقات علمی و شیوه‌ی تفکر دانشمندان است. مطالب بعدی درباره‌ی ابعاد جهان از کهکشان تا اتم و ساختار زیستی مغز انسان است.  در صفحه‌های دیگر به راه‌های جلوگیری از آلودگی محیط‌ زیست می‌رسیم. چند صفحه هم به ماجرای اختراع جریان برق مستقیم و تلگراف اختصاص دارد. در کنار زندگی‌نامه‌ی «مایکل فاراده» و «ساموئل مورس»، روش ساختن یک دستگاه تلگراف با تکه‌های چوب و حلبی هم آموزش داده شده است.  مجله با  داستان آموزشی «کاربراتور» و جدول به پایان می‌رسد.

جلد شماره‌ی دوم نقاشی یک دستگاه «تئودولیت» برای ثبت زاویه‌ی ستاره‌ها است که با استفاده از دو نقاله ساخته شده. مطلب اصلی این شماره مدار‌های مجتمع و تراشه‌های سیلیکونی «آی‌سی» است که در دستگاه‌های الکترونیک از آن‌ها استفاده می‌شد و قطعه‌ی پیشرفته‌ای به‌حساب می‌آمد. روی جلد این شماره تصویر یک سفینه‌ی فضایی غول‌پیکر درمیان ستاره‌ها کشیده شده است.

در شماره‌ی شهریور ۱۳۶۹ خبر ساخت «کارت‌های حافظه‌ی دو مگابایتی که ۸۰۰ صفحه کتاب را در خود جا می‌دهد» و پایان دوره‌ی لوح‌های فشرده منتشر شده است.

در اردیبهشت ۱۳۷۰ قیمت مجله به ۲۰۰ ریال رسیده و مصاحبه و آثار استاد «احمد بیرشک» در آن چاپ شده بود. بیرشک بعداً مجموعه مقالاتی درباره‌ی نجوم و گاه‌شماری در کیهان علمی منتشر کرد. در شماره‌ی بهمن ۱۳۷۰ هم در چندین صفحه ساخت پرس هیدرولیکی با استفاده از سرنگ‌های پلاستیکی و شلنگ آکواریوم آموزش داده می‌شود.

در این شماره چهار صفحه هم به رایانه‌ها اختصاص یافته است. همه‌ی عکس‌ها، رایانه‌های قدیمی آی‌بی‌ام را نشان می‌دهد که موس ندارند و صفحه‌هایشان سیاه با نوشته‌های سبز رنگ است. در این مطلب نوشته شده فلاپی‌های ۳/۵ اینچی، با گنجایش ۱/۲ مگابایت، کوچک‌اند و برای همین طرفداران زیادی پیدا کرده‌اند. چندماه بعد کیهان علمی تعطیل شد و الآن چندسالی است که دیگر فلاپی‌های ۳/۵ اینچی به‌خاطر گنجایش کم و جاگیر بودن از رده خارج شده‌اند.

 

همشهری، هفته‌نامه‌ی دوچرخه‌ی شماره‌ی ۷۴۳

 

259847 چاپ

آن‌روزها و این‌روزها

کودک و نوجوان > دانش - یادداشت> عرفان خسروی*:
برخی از واضح‌ترین خاطراتم از دوران کودکی، مربوط به مطالعه‌ی مجله‌های علمی و دایرةالمعارفی فارسی می‌شود. حتی وقتی هنوز خواندن و نوشتن نمی‌دانستم، یادم می‌آید که مجله‌ی «دانستنیها» را ورق می‌زدم و عکس‌هایش را تماشا می‌کردم، یا از مادرم می‌خواستم برایم داستان‌های تخیلی مجله‌ی «دانشمند» را بخواند.

آن‌‌زمان تنها سرگرمی خیلی از بچه‌ها همین مجله‌ها بودند. وقتی کلاس دوم دبستان بودم خرید مجله‌های دانشمند و دانستنیها را به‌صورت مرتب شروع کردم و عجبا که تشنگی‌ام با چشیدن آب این دریاها بیش‌تر هم شد. مدتی بعد مجله‌ی «اطلاعات علمی» هم به جمع خانواده‌ی ما معرفی شد و یکی از همراهان ثابت بعدازظهرهای خالی آن دوران شد.

این مجله‌ها تنها کشکول‌هایی انباشته از اطلاعات نبودند، بلکه نخستین آموزش‌ها درباره‌ی کشف و تجربه‌ی روش علمی را بیان می‌کردند. سیر تحول نظریه‌ها و جریان اکتشافات علمی و جدل‌های دانشگاهی از این طریق دستگیر ما می‌شد.

این‌روزها همه‌چیز فرق می‌کند. اینترنت هست و نشریات علمی کاغذی هم باید با رقیبی این‌قدر قوی رقابت کنند وگرنه ذره‌ذره تحلیل می‌روند و آخر سر چیزی از آن‌ها نمی‌ماند، جز نام نیکی در خاطره‌ی پیرترها. اما یک‌چیز می‌تواند نشریات کاغذی را زنده و سرحال نگه دارد، شوق اکتشاف علمی و هیجان پیمودن این راه اسرارآمیز.

دنیای اینترنت، به‌ویژه اینترنت فارسی، هنوز تحت تأثیر مطالب دم‌دستی و نکات شماره‌‌خورده و ترجمه‌های شبه‌علمی از سایت‌های عامه‌پسند خارجی است. امیدوارم نشریات کاغذی راه خود را درست انتخاب کنند و مثل همان قدیم، آموزگاری باشند برای آموختن راه و روش علم و پرهیز از شبه‌علم.

--------------------------------------------------

* دانشجوی دکترای جانورشناسی و مؤلف کتاب‌های علمی

 

همشهری، هفته‌نامه‌ی دوچرخه‌ی شماره‌ی ۷۴۳

 

259848 چاپ

هنوز هم می‌تواند جذاب باشد

کودک و نوجوان > دانش - یادداشت> علی رنجبران*:
مجله‌ی «کیهان علمی» را یادم هست. وقتی‌که خواندن و نوشتن را یاد گرفتم، بلافاصله جذب خواندن مجله‌ها شدم.

عضو کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هم بودم. یک سری کتاب‌های کوچک علمی برای نوجوان‌ها چاپ می‌کرد که هنوز هم همه‌شان را دارم. از آن‌موقع چیز‌هایی یادم مانده است، مثلاً اسم قمرهای مشتری که «گانیمد» و «گالیستو» بود. فکر می‌کنم خبر چاپ شدن کیهان علمی را برای اولین‌‌بار در مجله‌ی «کیهان بچه‌ها» دیدم؛ مجله‌ای که  اولین مجله‌ی واقعاً علمی برای نوجوان‌‌ها بود. یکی از مشکل‌هایی که آن‌موقع داشتیم این بود که نمی‌شد جواب یک سؤال را به‌سرعت و راحتی پیدا کرد. از خانواده و فامیل کمک می‌گرفتم یا از پدرم می‌پرسیدم که لیسانس ریاضی داشت. گاهی هم پیش می‌آمد که جوابی را اشتباه دریافت کنیم. مثلاً در درس شیمی مدرسه می‌گفتند که مدل تامسون و بور اتم‌ها مثل منظومه‌ی شمسی است اما مسیر حرکت الکترون‌ها به‌شکل اوربیتال است و مدار حرکت سیاره‌ها ثابت. این را در کتاب درسی نوشته بود.

هم‌کلاسی‌هایم توی این فضا نبودند. تقریباً هیچ‌کسی را نمی‌شناختم که به این چیز‌ها علاقه داشته باشد یا کتاب غیردرسی علمی بخواند. وقتی‌که می‌خواستم دنبال انتخاب رشته‌ی درسی بروم، مهندسی معدن را انتخاب کردم. فوق لیسانس هم قبول شدم، ولی بعد انصراف دادم و دنبال عکاسی رفتم. به‌همین ترتیب وارد فضای مطبوعات شدم.

اول در مجله‌ی «سرنخ همشهری» بودم و دنبال سوژه‌هایی مثل ابزارهای امداد و نجات یا وسایل کشف جرم پلیس می‌رفتم. بعد مجله‌ی «علم و فناوری همشهری» راه‌اندازی شد و بعد از آن به «دانستنیها» رفتم و الآن حوزه‌ی مورد علاقه‌ام، اخبار علم و فناوری است. الآن هم مجله‌های علمی نوجوان‌ها می‌توانند جذابیت داشته باشند. اگر خبر‌‌ها جذابیت داشته باشند و بدانیم نوجوان‌ها چه می‌خواهند و بتوانیم سلیقه‌ی آن‌ها را ارتقا بدهیم و علاقه‌هایشان را تخصصی کنیم، این مجله‌ها هم پرطرفدار خواهند شد. چون نوجوان‌ها همین الآن هم به‌دنبال سایت‌های علمی هستند. اینترنت نیاز به مدرک ندارد و لزومی هم ندارد همه‌ی مطلب‌های علمی آن اعتبار کامل و قطعی داشته باشند. البته کسی نمی‌تواند این اعتبار را مشخص کند، ولی اگر نوجوان‌ها «تفکر انتقادی» داشته باشند، همیشه می‌توانند مطالب درست را پیدا کنند. تنها راه پیدا‌کردن راه درست، تقویت مبانی تفکر انتقادی است.

---------------------------------------

* روزنامه‌نگار علم

 

259850 چاپ

لطفاً کنار خاطره‌ی مرا امضا کنید

کودک و نوجوان > دانش - یادداشت> محمد سرابی:
سال ۱۳۶۷ تعداد مجله‌هایی که مناسب نوجوان‌ها باشند خیلی کم بود. یک روز مجله‌ای را روی دکه‌ی روزنامه‌فروشی دیدم که رویش نوشته بود «کیهان علمی، برای نوجوانان» هشت‌ساله بودم و در همان‌لحظه آن مجله از بهترین دوستانم شد.

همه‌چیز داشت. شگفتی‌های علمی، اختراعات جدید، زندگی دانشمندان، کاردستی‌های علمی، نجوم، آزمایش‌های شیمی، نظریه‌های فیزیک، نکته‌های زیست‌شناسی و حتی داستان‌های علمی، تخیلی درباره‌ی فضا. همان‌موقع بود که به نوشتن داستان هم علاقه‌مند شدم و داستان‌هایی که خودم می‌نوشتم فضایی بود. بعضی از موضوع‌های علمی را برای اولین‌بار در این مجله دیدم و زمانی که اینترنت نبود و تلویزیون فقط دو شبکه داشت، این مجله گنج بزرگی بود که ماهی یک‌‌بار منتشر می‌شد. یادم هست با زندگی دکتر محمود حسابی از مصاحبه‌اش در این مجله آشنا شدم.

سه سال گذشت و تمام شماره‌های کیهان علمی را جمع کردم. بعد چاپ چند شماره به تأخیر افتاد و سردبیر که اسمش «سیروس برزو» بود در ابتدای مجله نوشت که دچار مشکلات مالی شده‌اند. بعد دیگر مجله را ندیدم. اسم‌هایی که از آن یاد گرفته بودم مانند «آیزاک آسیموف» را دنبال کردم و کتاب‌های علمی و داستان‌های علمی را پیدا کردم.

بعدها که به آن مجلات نگاه می‌کردم، مطالب به نظرم خیلی ساده و ابتدایی می‌آمدند، ولی خاطره‌ی خوشی که از خواندن آن‌ها داشتم باعث می‌شد نتوانم از این آرشیو کوچک دل بکنم. در دوران دانشگاه با دنیاهای دیگری از دانش و هنر آشنا شدم. عجیب‌تر از همه اینترنت بود که دروازه‌هایی به جهان باز کرد و شگفتی‌هایی با خودش آورد و انگار نمی‌خواست به این زودی‌ها تمام شود.

وقتی پسر‌هایم به دنیا آمدند، برای همه‌ی کتاب‌ها و مجله‌های من در خانه جای کافی نداشتیم. کم‌کم بیش‌تر کتاب‌ها و مجله‌هایی را که سال‌ها جمع کرده بودم، دور ریختم یا به کتاب‌خانه‌ها دادم، ولی از هر مجله چند شماره را فقط برای یادگاری نگه داشتم.

چندوقت قبل فهمیدم سیروس برزو یک برنامه‌ی سخنرانی درباره‌ی فضانوردی دارد. خودم را به سالن رساندم. برنامه تقریباً تمام شده بود و چند نفر برای پرسش و پاسخ باقی مانده بودند. صبر کردم تا سؤال‌ها تمام شود. بعد رفتم جلو و خواستم که شماره‌ی اول کیهان علمی را برایم امضا کند. آقای برزو مجله را گرفت و شروع به ورق‌زدن آن کرد. بعد نشست و دیدم که اشک‌هایش را پاک می‌کند. گفت: «زمان جنگ، زیر بمباران تهران دنبال چاپ مجله برای نوجوان‌ها بودم، اما هیچ‌کس نبود که بتواند به زبان نوجوانان مطلب علمی بنویسد. به‌تدریج خیلی‌ها را پیدا کردم که نویسنده‌ها و مترجم‌های بسیار خوبی بودند و حاضر شدند برای این مجله کار کنند. می‌خواستیم همه‌چیز خوب باشد و از همه‌ی جنبه‌های علمی مطلب داشته باشیم. جدول طراحی می‌کردیم و طرح و نقاشی‌های علمی می‌کشیدیم.»

دو شماره‌ی دیگر از کیهان علمی را هم با خودم برده بودم. همه را ورق زد. کنار اسم خودش را امضا کرد و گفت: «خیلی تلاش کردم مجله باقی‌ بماند ولی نشد، چون مجله‌ی نوجوانان آگهی جذب نمی‌کند. بالأخره تصمیم گرفتند که تعطیل شود.»

مجله‌های امضا‌‌شده را برداشتم. خداحافظی کردم و بیرون آمدم. از آن موقع خیلی گذشته بود.

 

همشهری، هفته‌نامه‌ی دوچرخه‌ی شماره‌ی ۷۴۳


 
 
پیامی به ساحل دریای سیاه - تروریست‌های و اکراین
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

پیامی به ساحل دریای سیاه

محمد سرابی

دولتمردان به خوبی می‌دانند که یک التهاب محلی اگر مدت زیادی ادامه پیدا کند درست مانند زخمی بر روی پوست که انگل‌ها و عوامل بیماری‌زا را به خود جذب می‌کند می‌تواند باعث گرد‌ آمدن گروه‌‌های تندرو و افراد مسلح شود. منطقه ملتهب اکراین هم این ویژگی را پیدا کرده است وادامه بحران در آن باعث جلب تروریست‌ها از نقاط مختلف خواهد شد مانند شرایطی که از دوسال قبل برای سوریه شکل گرفت. در آخرین اتفاقات جدایی طلبان «جمهوری خلق لوهانسک و دونتسک» به توصیه پوتین برای به تعویق انداختن همه پرسی اعتنایی نکردند و همین می‌تواند اولین سرکشی گروه‌هایی باشد که ابتدا با حمایت روسیه از زمین شرق اروپا سبز شده بودند.

چندی پیش فیلمی منتشر شد که در آن با مرد جوان سیاهپوستی در میان مخالفان مسلح سوری گفتگو می‌شد. این مرد که صورتش را پوشانده بود برای تمام برادران و خواهرانش پیام می‌فرستاد و از آن‌ها می‌خواست که کشور‌های ناپاکی که در آن زندگی می‌کنند را رها کنند و برای مبارزه با او همراه شوند. این قبیل فیلم‌ها در اینترنت کم نیستند اما این مصاحبه ویژگی‌هایی داشت که آن را از نمونه‌های مشابه متمایز می‌کرد. مرد جوان همبازی سابق کریستین رونالدو، بازیکن قبلی تیم فوتبال آرسنال و همینطور دارای سابقه بازی در اروپا معرفی می‌شود. این‌ها تبلیغات خوبی برای گروه‌‌های تروریستی است که اعضای خود را از افراد سرشناس معرفی کنند اما با جستجوی بیشتر اطلاعات دیگری از این فیلم 8 دقیقه‌ای به دست میاید. نسخه اولیه فیلم در یک سایت تندرو به آدرس  fisyria.com قرار داشت اما این سایت که درباره جنگ داخلی سوریه فعالیت می‌کند به زبان روسی ساخته شده است. گفتگو به زبان انگلیسی انجام می‌شود اما با زبان روسی زیر نویس شده است و مهمتر از همه این که در آخرین سوال از این جوان که خود را « ابو عیسی الاندلسی» می‌نامد پرسیده می‌شود که چه پیامی برای برادران خود در اکراین دارید؟

احتمال تماس آشوب‌‌گران اکراین با سازمان‌های مسلح تندرو اسلامی منتفی نیست. در بحبوحه تحولات اکراین حزب «پراوی سکتور» شکل گرفت. یکی از گروه‌های حاضر در میدان استقلال اعضای همین حزب بودند که بعدا پرچمی به رنگ‌های قرمز و سیاه برای خود فراهم کردند. مدتی قبل گفته شد که رییس آن « دمیتری یاروش» از «دوکو عمروف» خواسته تا برای نبرد علیه روسیه به آن‌ها کمک کند. با وجود اینکه پراوی سکتور از احزاب دست راستی و بسیار تندور اکراین است که عمر چندانی ندارد ولی به دلیل متشنج بودن اوضاع توانسته طرفدران زیادی را جذب کند که در صورت دستیابی به سلاح می‌توانند تبدیل به یک گروه شبه نظامی شوند و هم برای مسکو و هم کیف دردسر درست کنند. دوکو عمروف هم ناشناخته نیست. این فرمانده چچنی مسئول دو حمله تروریستی به مسکو در سال‌های 2010 و 2011 در مسکو است که هرکدام به مرگ چندین نفر منجر شد. او به همین دلیل در صدر فهرست افراد تحت تعقیب روسیه قرار دارد.  نزدیک یک ماه قبل خبری از مرگ وی منتشر شد که تایید نشده است. عمروف فرمانده ارشد بخشی از گروه‌‌های مسلح چچنی بود که سابقه طولانی مبارزه مسلحانه با مسکو دارند. میان آن‌ها و احزاب تندرو اکراینی صد‌ها کیلومتر فاصله و یک دشمن مشترک وجود دارد که می‌تواند عاملی برای اتحاد استراتژیک باشد.

پیوستگی میان گروه‌های مسلحی که علیه یک حکومت مرکزی قدرتمند و سلطه‌گر مبارزه می‌کنند بار‌ها رخ داده است. تاریخچه مبارزات چریک‌های مارکسیست در دوران جنگ سرد شاهد تعداد زیادی از این اتحاد‌های موقتی بود. صورت فوتبالیستی که در فیلم از دیگران دعوت می‌کند تا به جنگ بپیوندند و بارها هم از اکراین نام می‌برد و برای آن پیام می‌فرستد، با یک نقاب سیاه پوشانده شده است. به همین دلیل شایع شده بود که او «لاسانا دیارا» بازیکن قبلی رئال مادرید و اهل کشور مالی است. دیارا این شایعه را رد کرده و ضمنا تاکید کرده که از علاقمندان تیم «لوکوموتیو‌مسکو» است. پیام‌هایی درحال انتقال از ساحل مدیترانه به ساحل دریای سیاه است.

روزنامه روزان - 22 اردیبهشت 1393


 
 
شهر‌های ما و گرفتاری بحران آب
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

شهر‌های ما و گرفتاری بحران آب

*محمد سرابی

 همزمان با گرم‌تر ‌شدن هوا در بیشتر نقاط کشور مانند استان قزوین زنگ خطر بحران کمبود آب بارها نواخته شده است و مسئولان استانی در رسانه‌های گوناگون هشدارهای جدی به شهروندان داده‌اند تا با صرفه‌جویی و کاهش آب مصرفی خود بتوانند ایام پر‌مصرفی مانند روز‌های اواخر بهار و تابستان را پشت سر بگذارند. ماه پیش یکی از مسئولان کشوری از قرار‌گرفتن تهران در معرض تنش آبی خبر داده و شهرهایی مانند اراک، اصفهان، یزد، شیراز، قم، کرج، کرمان، مشهد، همدان و البته قزوین را هم به آن اضافه کرده است. به گفته وی 37 میلیون‌ایرانی که معادل 50درصد جمعیت کشور هستند در معرض کم‌آبی قرار دارند. با این حال به نظر می‌رسد که با وجود هشدارهای زیاد و پی‌درپی مسئولان و اظهاراتی مبنی بر این‌که مردم ما 17 برابر میانگین جهانی آب مصرف می‌کنند، توجه کافی به این هشدارها نمی‌شود.

 ظاهراً زمان نسبتاً زیادی لازم است تا بتوان با ایجاد باور به عادت صحیح مصرف آب به شهروندان آنان را متقاعد کرد تا با رعایت اصول اولیه در مصرف آب صرفه‌جویی کنند. طبق اظهارنظر «رحیم میدانی» معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا اگر 10‌‌درصد در مصارف مشترکان صرفه‌جویی شود، می‌توانیم تابستان سال 93 را با محدودیت و مشکل کمتری سپری کنیم. در حوزه صرفه‌جویی، مسئولان بیشتر از مردم شهرنشین انتظار همکاری دارند. حال آنکه مصرف‌کننده عمده منابع آب کشور بخش کشاورزی است. در حال حاضر بخش کشاورزی در نزدیک به 95‌‌درصد منابع آب کشور را مصرف می‌کند که این میزان افزایش قابل توجهی نسبت به گذشته را نشان می‌دهد. متوسط مصرف آب در بخش کشاورزی در دنیا حدود 70درصد است که به دلیل استفاده از فناوری در بعضی از کشورها تا 50‌‌درصد نیز کاهش یافته است.

 در سال 1382 هیأت وزیران برنامه‌ای را تصویب کردند که بر اساس آن باید سهم مصارف آب کشاورزی از ٩٢‌‌درصد در آن سال به حداکثر ٨٧‌‌درصد در 20 سال‌ آینده کاهش می‌یافت. علاوه بر این براساس برنامه تصویب شده باید بازدهی آب کشاورزی از یک‌‌کیلوگرم تولید محصولات کشاورزی به ‌ازای یک مترمکعب آب به دو برابر می‌رسید. هیچ‌کدام از این اهداف محقق نشد و شواهد نشان می‌دهد مزرعه‌ها و باغ‌ها به سرعت در حال مصرف منابع آبی کشور هستند. دریاچه ارومیه و محصولات باغی حاشیه آن نمونه واضحی از این اتفاق است. استان قزوین نیز بنا به اخباری که در سال جدید از جلسات متعدد مدیران استانی منتشر می‌شود، در معرض خطر بی‌آبی قرار دارد. این استان با توجه به جمعیت و همین‌طور گستردگی حرفه کشاورزی در نقاطی مانند دشت قزوین نیاز به منابع ثابت آب دارد.

 با در نظر گرفتن جمعیت ایران حدود 7‌ میلیارد مترمکعب آب در سال برای مصرف شهری مورد نیاز است. در حالی‌که سهم آب کشاورزی 87‌ میلیارد‌مترمکعب در سال است و این نشان می‌دهد بخش کشاورزی بیش از 10 برابر بخش شهری آب مصرف می‌کند. یکی از عوامل اصلی بالابودن سهم آب کشاورزی در ایران بازدهی پایین آبیاری است که در آن حدود 68‌‌درصد آب تلف می‌شود. در حالی که بازدهی آبیاری در ایران مطابق گزارش فائو ۳۲‌‌درصد اعلام می‌شود، متوسط جهانی آن 65 تا 70‌‌درصد است که بسیار بالاتر از مصرف آب در ایران قرار می‌گیرد. با این حال آخرین ارزیابی‌ها از بازدهی آبیاری در کشور۴۰‌‌درصد است که باز هم وضع قابل قبولی ندارد؛ آن هم در حالی که برخی از کشور‌های همسایه از بازدهی بیشتری در این بخش برخوردار هستند.

 روش‌های جدید آبیاری، بازسازی کانال‌های انتقال آب، تولید محصولات اقتصادی با وابستگی کمتر به آب و بسیاری از روش‌های دیگر می‌تواند این روند مصرف را در کشورمان کاهش دهد.

            *دبیر همشهری قزوین

روزنامه همشهری قزوین 16 اردیبهشت 93