محمد سرابی

www.msarabi.com

 
زن در سریر قدرت - مارگارت تاچر
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٢
 

زن در سریر قدرت

مارگارت تاچر

محمد سرابی

در تاریخ انگلستان همه نخست وزیران مرد بودند و زمانی که یک زن توانست به خانه شماره 10 خیابان داونینگ راه پیدا کند فرصتی پیش آمد که منتقدان حضور زنان در قدرت عملکرد زنی در طوفان ده‌های پایانی جنگ سرد را ارزیابی کنند. کسانی که از خارج هم به این کشور نگاه می‌کردند منتظر نتایج تصمیم‌ها و اقدامات خانم نخست وزیر بودند. چرا که در آن سال‌ها زنان اندکی در جهان و حتی در اروپا چنین جایگاهی داشتند. عملکرد تاچر چنان بود که در سیاست روز سبکی به نام تاچریسم ثبت شد.

مارگارت هیلدا تاچر - فرزند یک خوارو بار فروش - در نظامی حزبی و دانشگاهی رشد کرد. پس از تحصیل در رشته هنر در کنار شیمی، حقوق خواند و همزمان در حزب محافظه کار به آموختن راه و روش سیاست ورزی پرداخت. حزب قدیمی و پیچ و خم‌های فراوان آن مسیر رشد را کند کرده بود و کسی نمی‌توانست مانند جهان سوم متلاطم آن روز با چند حرکت نظر مثبت حکومت و رای های مردم را شکار کند. تاچر وقتی در سال 1975 به ریاست  حزب رسید 50 سال داشت و 4 سال بعد نخست وزیر شد. او در دوران نخست وزیری اش  فاصله قابل توجهی میان انگلستان و کشور‌های قاره اروپا ایجاد کرد و زمانی که کمونیسم رو به سقوط می‌رفت هم با این روند با تردید برخورد کرد،  آن هم زمانی که کشور‌های اروپا شادمانی خود را از فروپاشی پرده آهنین همه‌جا اعلام می‌کردند. تاچر جبهه‌های رقابت غیر مستقیم دیگری هم برای خود ایجاد کرده بود مانند مقایسه دائم شرایط  رفاهی عمومی کشور در مقایسه با میتران سوسیالیست در فرانسه. میتران نمونه‌های چپ اروپایی را با ملی کردن صنایع و افزایش مزایای کارگری آزمایش کرد ولی نتایج منفی آن باعث شد که در انتهای دوران قدرتش روند معکوس را در پیش بگیرد اما تاچر از همان ابتدای کار راست‌گرایی مصمم بود. او زمانی که «وزیر آموزش و دانش» بود به سادگی سهمیه شیر مدارس را قطع کرد و لقب شیر دزد را دریافت کرد. درست در ابتدای نخست وزیری تاچر ارتش جمهوری‌خواه ایرلند حملات تروریستی خود را تشدید کرد و توافق صلحی زمانی به دست آمد که بانوی آهنین از قدرت کنار رفته بود. در سال سوم نخست وزیریش، زمانی که خبر اشغال جزایر فالکلند از سوی دولت نظامی آرژانتین  منتشر شد ناظران حدس می‌زند واکنش خانم نخست وزیر صریح و قاطع خواهد بود. این واکنش با هزینه بیشتر از 250 کشته، 700 زخمی و 100 اسیر در مقابل نزدیک به دوبرابر این تعداد از آرژانتین به پایان رسید. پس از دوماه  همه می‌دانستند که نباید دولت فعلی انگلیس را در استفاده از خشونت آزمایش کنند. سیاست‌ها راستگرایانه تاچر مانند حمایت از بازار آزاد و کاهش خدمات دولتی انگلستان را از نظر اقتصادی پیش برد. پیمان‌های متعدد با آمریکا و موضع‌ گرفتن در مقابل شوروی انگلیس را به شکل قلعه بزرگی در اردوگاه راست در آورد ولی بالاخره زمان تاچر هم به پایان رسید. اوپس از 11 سال نخست‌وزیری و ۱۵ سال رهبری حزب محافظه‌کار سر انجام به نمایندگی حزب در پارلمان رضایت داد اما جان میجر وزیر کابینه  او  تاچریسم را در مقام نخست وزیری ادامه داد. همچنان که پس از او تعداد زنانی که در اروپا صاحب عناوین ارشد سیاسی شدن بیشتر شد. تاچر که صاحب دو فرزند بود  10 سال پس از مرگ شوهرش را نزد دخترش زندگی می‌کرد و ظاهرا در اواخر عمر دچار فراموشی شده بود. در سال 2013 (بهار 1392) بانوی آهنین بر سکته مغزی در لندن درگذشت و همه را به یاد زمانی انداخت که یک زن در بالاترین جایگاه قدرت در اروپا قرار داشت.

سالنامه 1393 روزنامه اعتماد – اسفند 92 – صفحه 188

 


 
 
زن در سریر قدرت - مارگارت تاچر
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٢
 

زن در سریر قدرت

مارگارت تاچر

محمد سرابی

در تاریخ انگلستان همه نخست وزیران مرد بودند و زمانی که یک زن توانست به خانه شماره 10 خیابان داونینگ راه پیدا کند فرصتی پیش آمد که منتقدان حضور زنان در قدرت عملکرد زنی در طوفان ده‌های پایانی جنگ سرد را ارزیابی کنند. کسانی که از خارج هم به این کشور نگاه می‌کردند منتظر نتایج تصمیم‌ها و اقدامات خانم نخست وزیر بودند. چرا که در آن سال‌ها زنان اندکی در جهان و حتی در اروپا چنین جایگاهی داشتند. عملکرد تاچر چنان بود که در سیاست روز سبکی به نام تاچریسم ثبت شد.

مارگارت هیلدا تاچر - فرزند یک خوارو بار فروش - در نظامی حزبی و دانشگاهی رشد کرد. پس از تحصیل در رشته هنر در کنار شیمی، حقوق خواند و همزمان در حزب محافظه کار به آموختن راه و روش سیاست ورزی پرداخت. حزب قدیمی و پیچ و خم‌های فراوان آن مسیر رشد را کند کرده بود و کسی نمی‌توانست مانند جهان سوم متلاطم آن روز با چند حرکت نظر مثبت حکومت و رای های مردم را شکار کند. تاچر وقتی در سال 1975 به ریاست  حزب رسید 50 سال داشت و 4 سال بعد نخست وزیر شد. او در دوران نخست وزیری اش  فاصله قابل توجهی میان انگلستان و کشور‌های قاره اروپا ایجاد کرد و زمانی که کمونیسم رو به سقوط می‌رفت هم با این روند با تردید برخورد کرد،  آن هم زمانی که کشور‌های اروپا شادمانی خود را از فروپاشی پرده آهنین همه‌جا اعلام می‌کردند. تاچر جبهه‌های رقابت غیر مستقیم دیگری هم برای خود ایجاد کرده بود مانند مقایسه دائم شرایط  رفاهی عمومی کشور در مقایسه با میتران سوسیالیست در فرانسه. میتران نمونه‌های چپ اروپایی را با ملی کردن صنایع و افزایش مزایای کارگری آزمایش کرد ولی نتایج منفی آن باعث شد که در انتهای دوران قدرتش روند معکوس را در پیش بگیرد اما تاچر از همان ابتدای کار راست‌گرایی مصمم بود. او زمانی که «وزیر آموزش و دانش» بود به سادگی سهمیه شیر مدارس را قطع کرد و لقب شیر دزد را دریافت کرد. درست در ابتدای نخست وزیری تاچر ارتش جمهوری‌خواه ایرلند حملات تروریستی خود را تشدید کرد و توافق صلحی زمانی به دست آمد که بانوی آهنین از قدرت کنار رفته بود. در سال سوم نخست وزیریش، زمانی که خبر اشغال جزایر فالکلند از سوی دولت نظامی آرژانتین  منتشر شد ناظران حدس می‌زند واکنش خانم نخست وزیر صریح و قاطع خواهد بود. این واکنش با هزینه بیشتر از 250 کشته، 700 زخمی و 100 اسیر در مقابل نزدیک به دوبرابر این تعداد از آرژانتین به پایان رسید. پس از دوماه  همه می‌دانستند که نباید دولت فعلی انگلیس را در استفاده از خشونت آزمایش کنند. سیاست‌ها راستگرایانه تاچر مانند حمایت از بازار آزاد و کاهش خدمات دولتی انگلستان را از نظر اقتصادی پیش برد. پیمان‌های متعدد با آمریکا و موضع‌ گرفتن در مقابل شوروی انگلیس را به شکل قلعه بزرگی در اردوگاه راست در آورد ولی بالاخره زمان تاچر هم به پایان رسید. اوپس از 11 سال نخست‌وزیری و ۱۵ سال رهبری حزب محافظه‌کار سر انجام به نمایندگی حزب در پارلمان رضایت داد اما جان میجر وزیر کابینه  او  تاچریسم را در مقام نخست وزیری ادامه داد. همچنان که پس از او تعداد زنانی که در اروپا صاحب عناوین ارشد سیاسی شدن بیشتر شد. تاچر که صاحب دو فرزند بود  10 سال پس از مرگ شوهرش را نزد دخترش زندگی می‌کرد و ظاهرا در اواخر عمر دچار فراموشی شده بود. در سال 2013 (بهار 1392) بانوی آهنین بر سکته مغزی در لندن درگذشت و همه را به یاد زمانی انداخت که یک زن در بالاترین جایگاه قدرت در اروپا قرار داشت.

سالنامه 1393 روزنامه اعتماد – اسفند 92 – صفحه 188

 


 
 
که با این درد اگر در بند در مانند، درمانند - اختراع‌های خنده دار
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٢
 
به دست تحریریه‌ی هفته‌نامه‌ی دوچرخه

لابراتوار اختراع‌های خنده‌دار

کودک و نوجوان > دانش - پگاه شفتی:
دوست داشتم می‌توانستم دستگاهی اختراع کنم که بتواند هرچه را که به ذهنم می‌رسد بسازد و اختراع کند. بعد اگر می‌دیدم آن اختراع به‌دردبخور است که چه بهتر از این و اگر به‌دردبخور نبود از خیرش می‌گذشتم.

این‌ آرزوی کمی تا قسمتی خنده‌دار و رؤیایی را با همکاران تحریریه‌ی هفته‌نامه‌ی دوچرخه درمیان گذاشتم تا کسانی که دوست دارند به چنین آرزویی فکر کنند، فکرهایشان را به‌ زبان بیاورند و به این سه پرسش پاسخ دهند. پرسش‌هایی که بی‌ربط به دنیای فناوری نیستند:

۱. به‌تازگی به اختراع جدیدی برخورده‌ای که به نظرت خنده‌دار باشد؟

۲. اگر قرار باشد چیزی اختراع کنی که از نظر خودت لازم است و از نظر بقیه مسخره، آن چیست؟

۳. اگر قرار باشد یک‌ چیز خنده‌دار اختراع کنی که خودت هم می‌دانی خنده‌دار است، چه چیزی اختراع می‌کنی؟

که با این درد...

محمد سرابی

که با این درد اگر در بند در مانند، درمانند

۱. به نظر من وسایل بی‌فایده در اطراف ما زیادند. مثلاً «در» فلش‌مموری یو‌اس‌بی که به درد گم‌شدن می‌خورد و اصلاً هم از اطلاعات حفاظت نمی‌کند یا «آویز کریستالی» موبایل که تنها کارش گیرکردن به بند لباس و دسته‌ی کیف است یا حتی «کارد کره‌خوری» در جعبه‌ی سرویس کامل کارد و چنگال عروس. البته این وسیله‌ی آخر برای قرارگرفتن در فهرست جهیزیه خوب است و چشم فامیل داماد را در می‌آورد، ولی خودش به هیچ‌دردی نمی‌خورد. خیلی هم کوچک و صاف و کند است.

۲. من اگر بخواهم وسیله‌ای مفید اختراع کنم «قاشق چنگال» می‌سازم. نه از این قاشق‌های دندانه‌دار پلاستیکی که توی هواپیما به مسافر‌ها می‌دهند؛ آن وسیله تکلیفش معلوم نیست. من یک دسته می‌سازم که یک طرفش قاشق چسبیده باشد و یک طرفش هم چنگال. خیلی هم کاربردی است. یک ایده جدید مثل «گربه سگ». البته ممکن است اوایل، استفاده از آن سخت باشد، ولی به‌تدریج همه یاد می‌گیرند که چه‌طور با آن غذا بخورند.

۳. اگر بخواهم وسیله‌ای برای سرگرمی بیش‌تر جامعه اختراع کنم. برای یخچال‌ها درِ الکترونیک می‌سازم. درست مثل بانک‌ها که وقتی از جلویشان رد می‌شوی در خودش باز می‌شود و تعارف می‌زند که مشتری عزیز بفرمایید داخل. یخچال هم باید دری داشته باشد که وقتی از جلویش رد می‌شوی باز شود و خودش خوردنی‌هایش را نشان دهد تا کسی مجبور نباشد دقیقه به دقیقه درش را باز کند و همان‌چیز‌هایی را که قبلاً دیده، دوباره مرور کند.

روزنامه همشهری 22 اسفند 92 ضمیمه دوچرخه

http://www.hamshahrionline.ir/details/253943


 
 
ردپای بلک واتر در اوکراین
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٢
 


ردپای بلک واتر در اوکراین؟!


نویسنده: محمد سرابی

در برخی سایت های خبری فیلمی منتشر شده است که نشان می دهد نیروهای مسلح خارجی در شرق اوکراین دیده شده اند. فیلم غیرحرفه یی است و با ابزاری مانند تلفن همراه ضبط شده است. تصاویر نیز کاملامشخص نیستند. ظاهرا افراد مسلحی در یک فضای باز در شهر دونتسک به مقابله با تظاهرات طرفداران روسیه می روند ولی قبل از هر برخوردی صدای جمعیت که نام آنها را فریاد می زند باعث فرارشان می شود. تظاهر ات کننده ها فریاد می زدند «بلک واتر».صرف نظر از منابع ضعیف این خبر که نمی تواند هیچ مشخصات دقیقی از اتفاق رخ داده را ارائه کند، حضور بلک واتر در شرایط فعلی اوکراین چندان باورپذیر نیست.

بلک واتر نام قدیمی شرکتی است که با عبارت «زی سرویس» هم نامیده می شود. اسم رسمی کنونی این کمپانی بنا به اطلاعات سایت اداری آن «آکادمی» و شعار آن «نخبه پروری و حمایت اعتماد ساز» است اما عملکرد بلک واتر هیچ کدام اینها نیست. ماموران بلک واتر مزدوران جنگی هستند و پرچم آن ردپای سیاه حیوانی وحشی در میان نشانه قرمز هدف گیری تفنگ است. از آنجا که امریکا غیر از مهد سرمایه داری مهد خصوصی سازی هم هست، بخش هایی که در دیگر نقاط جهان لزوما و کاملادولتی هستند در این کشور به صورت خصوصی کار می کنند. «اریک پرینس» تنفگدار سابق ارتش در سال 1997 این کمپانی را به عنوان شرکتی که خدمات امنیتی ارائه می کند تاسیس کرد. بلک واتر می توانست یک شرکت نصب دوربین مداربسته و استخدام نگهبان باشد ولی خدمات خود را در مناطق جنگی ارتش امریکا متمرکز کرد. ارتش امریکا تقریبا همیشه بازار خوبی در زمینه جنگ دارد. بعد از حمله به افغانستان و عراق این بازار کار گستردگی بیشتری پیدا کرد و نیرو های بلاک واتر در کنار ارتش در این کشور ها مستقر شدند. بنا به گفته «مارک مازتی» نویسنده کتاب «در مسیر دشنه» بلاک واتر عملابه بخشی از نیرو های عملیاتی سیا تبدیل شده است زیرا قسمت های سازمانی و کادری این سازمان به شدت درگیر عملیات های محرمانه علیه تروریسم شده اند اما کار بلک واتر عملیات نظامی در محیط جنگی است و نمی تواند در آشوب های سیاسی خیابانی عملکرد خاصی داشته باشد. نیرو های خشن آن نمی توانند بدون سلاح جنگی کاری انجام دهند. علاوه بر این مشخص نیست تظاهر ات کننده ها از کجا می دانستند که این افراد عضو بلک واتر هستند. با توجه به شهرت و بدنامی این گروه و نامشخص بودن هویت کسانی که در فیلم دونتسک دیده می شوند ممکن است حضور آنها تنها یک ادعا باشد تا هشدار دهد که ردپای مردان مسلح امریکایی در منطقه نفوذ روسیه دیده شده است.
    
    
     magiran.com/n2918012

 روزنامه اعتماد، شماره 2919 به تاریخ 20/12/92، صفحه 6 (جهان)