محمد سرابی

www.msarabi.com

 
گفت‌وگو با محمدعلی اینانلو - نگذاریم مگس از سر‌انگشت طبیعت بپرد!
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۱
 
گفت‌وگو با محمدعلی اینانلو

نگذاریم مگس از سر‌انگشت طبیعت بپرد!

نگذاریم مگس از سر‌انگشت طبیعت بپرد!

کودکان  > رسانه  - محمد سرابی: همه‌ی مرد­هایی که قدی بلند و سبیلی پهن و صدایی کلفت دارند، خشن نیستند. نمونه‌اش محمد‌علی‌خان اینانلو که همه او را به اخلاق خوش و حوصله‌اش می‌شناسند. او متولد 1326 است و از سال‌های دور در رادیو و تلویزیون فعالیت می‌کرد.

اینانلو گرچه سابقه‌ی گزارشگری مسابقات ورزشی و انتشار مجلات گوناگونی در پرونده‌ی کاری‌اش دارد، ولی بیش‌تر به‌خاطر برنامه‌­هایی که درباره‌ی طبیعت ایران ساخته شناخته می‌­شود. او بیش‌تر در سفر است و تقریباً تمام ایران را زیر پا گذاشته، اما این‌که چرا نامش محمد‌علی «‌خان» است؟ جواب را در میان سخنانش در این گفت‌وگو بخوانید. گفت‌وگویی که محور اصلی‌اش نوجوانان و علاقه‌ی آن‌ها به محیط زیست است.

  • این روحیه و انرژی را از کجا آورده‌‌اید؟

من هشت ساعت در شبانه روز می‌خوابم و بقیه‌ی وقتم را تفریح می‌کنم. کار کردن برایم نوعی تفریح است. سفر می کنم، کتاب می‌‌خوانم. برنامه تهیه می‌کنم و از همه مهم‌تر با دانشجو­ها و دانش‌آموزان صحبت می‌کنم که این قسمت را خیلی دوست دارم. شاید چهار کلمه چیزی بدانم یا تجربه‌­ای داشته باشم که برای آن ها مفید باشد و دیگران هم از آن استفاده کنند.

  • درباره‌ی نوجوان‌ها و جوان‌ها چه فکری می‌­کنید؟

اول از همه باید به دو ویژگی توجه کنید یکی این‌که نوجوان­‌های ما جزو باهوش‌ترین نوجوان­‌های دنیا هستند و این باهوش بودن یک تیغ دو لبه است، چون باید با آن‌ها خیلی با احتیاط رفتار کرد. دوم این‌که متأسفانه ما در همسایگی بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ی مواد مخدر جهان هستیم و از این نظر خطر بزرگی در کنار ما است. پس مسئولیت­ بزرگ‌تر‌های جامعه سخت‌­تر می‌شود. وظیفه‌ی آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها از همه سخت‌تر است.


 
 
 
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

ناگهان دیوار ریخت

ریزش سقف مسجد به دلیل گودبرداری غیر اصولی باعث مرگ 6 نفر شد

 محمد سرابی
 شناسه مقاله: 2234          موضوع: جامعه       

شماه ۲۴، ۹ اردیبهشت ۱۳۹۱

انگار خانه‌های شهر خسته شده‌اند. قدیمی‌ها که به هم تکیه داده بودند با هم خراب می‌شوند و جدیدی‌ها به تنهایی می‌لرزند و فرو می‌ریزند. خبر ریزش ساختمان‌های مسکونی در بین اتفاقات دیگر اهمیت چندانی پیدا نمی‌کند. هرازگاهی در جریان گودبرداری، سقفی و دیواری می‌ریزد و به نسبت شانس، چند نفری بی‌خانمان شده یا کشته می‌شوند. با وجود تمام مشکلات اقتصادی و آسیب‌دیدن صنایع گوناگون، ساخت‌وساز شهری همچنان در جریان است و به همان نسبت که آپارتمان‌ها بالا می‌روند فروریختن ‌هم اتفاق می‌افتد. به گفته «حمزه شکیب» رئیس کمیسیون عمران شورای شهر تهران در هر سال به طور میانگین 250 مورد ریزش ساختمان در اثرگودبرداری غیراصولی رخ می‌دهد که 25 کشته و 100 زخمی به همراه دارد.

در منطقه 17 تهران تراکم بافت فرسوده بسیار زیاد است و کوچه‌های باریک و خانه‌های کوچک نشان می‌دهند که وقوع چنین حوادثی در این منطقه دور از انتظار نیست. به سمت خیابان شاندیز می‌رویم. در محله فلاح همه می‌دانند کدام مسجد اخیرا خراب شده است و به راحتی می‌توان محل حادثه را پیدا کرد. مسجد حضرت رقیه (س) در کوچه‌ای قرار دارد که ابتدای آن مسجد نوساز و بزرگی ساخته شده است. مسجد رقیه مکانی محلی و کوچک بدون گنبد و مناره بود و بیشتر، اهالی بومی و کسانی که به آن عادت داشتند را جذب می‌کرد. درست در کوچه پشت مسجد محوطه‌ای را با پوشش قرمز رنگ پلاستیکی محصور کرده‌اند. تابلوی سبز‌رنگ و کوچک مسجد رقیه هنوز باقی مانده است.

بهار سال گذشته ساختمانی در منطقه بلوار فردوس ریزش کرد و 3 نفر ازجمله 3 کودک و یک سالمند کشته شدند. بعضی از ریزش‌ها چند لحظه طول می‌کشد و تنها افرادی که نتوانند فرار کنند قربانی می‌شوند. زمستان همان سال ساختمانی 10واحدی در شرق تهران فرو ریخت. حجم خسارت به اندازه‌ای بود که 5 ایستگاه آتش‌نشانی همزمان به نقطه حادثه اعزام شدند. در مهرماه، گودبرداری در خیابان شهید بهشتی کرج شعبه بانک مجاور را کاملا نابود کرد. ابتدای دی‌ماه در دوحادثه جداگانه یکی به دلیل بتن‌ریزی نادرست و یکی گودبرداری غیر اصولی، مجموعا 6 نفر در تبریز کشته شدند. این مساله درباره ساختمان‌ها و محله‌های قدیمی بیشتر رخ می‌دهد و جایی که دیوارها مشترک و مصالح کهنه هستند احتمال ریزش در اثر گودبرداری زیاد است. معمولا هرچه خاک محل ضعیف‌تر باشد خطر بیشتری برای تخریب ساختمان‌های مجاور وجود دارد.

خاک‌های دستی بارزترین نمونه خاک‌های ضعیف هستند. مخصوصا اینکه در گذشته بسیاری از نقاطی که اکنون در داخل شهر هستند، خارج از شهر محسوب می‌شده‌اند و خاک و نخاله‌های آن بدون تراکم تسطیح شده‌اند و اکنون خاک دستی را تشکیل می‌دهند. بعضی از نقاط هم قبلا در مسیر عبور آب‌های سطحی و زیرسطحی بود و به اندازه کافی ثبات ندارند. سطحی که شهر‌های ما روی آن ساخته شده‌اند دارای پستی و بلندی است و در حین ساخت حفره‌ها و اختلاف سطح‌ها با چند کامیون خاک پر می‌شوند و ستون‌های یک مجتمع 5طبقه بر روی آن برپا می‌شود. این خاک‌های ضعیف می‌توانند مانند ماسه حرکت کنند و دیوار‌ها را با خود ببرند.

کشته‌شدگان گودبرداری نامناسب، همیشه ساکنان خانه‌ها نیستند و کارگران ساختمانی هم در این گروه قرار می‌گیرند. در بسیاری از کارخانه‌ها و مراکز تولیدی و صنعتی ایران دو رویه نادرست اجرا می‌شود؛ اول اینکه وسایل و امکانات ایمنی وجود ندارد یا درست استفاده نمی‌شود و دوم اینکه سخت‌ترین و طبیعتا خطرناک‌ترین کار به تازه‌کارترین و بی‌پناه‌ترین کارگر سپرده می‌شود. در حال حاضر 2 میلیون کارگر در ساختمان‌سازی کشور فعالیت می‌کنند که فقط 200 هزار نفر از آنها یعنی 10 درصد کارت مهارت ساختمان دریافت کرده‌اند. کارگری که در عمق پی و فونداسیون مشغول کار است ناگهان با هجوم توده خاکی روبه‌رو می‌شود که از همه سو سرازیر می‌شود.

زمانی که خاک تا زانوی هر کسی را بگیرد دیگر امکان فرار نیست و فشاری که به قفسه سینه وارد می‌شود و غباری که دهان و بینی را پر می‌کند به سادگی باعث مرگ خواهد شد. معروف‌ترین آن ریزش ساختمانی 8 طبقه در سعادت‌آباد تهران و کشته شدن 17 کارگر بود که پرونده را به دادسرای جنایی تهران کشاند. این حادثه دلخراش 11 تیرماه سال 1387 در بلوار فرهنگ سعادت‌آباد رخ داد. ساکنان اصلی چند ماه پیش از حادثه اقدام به تخلیه آن کرده بودند تا زمانی که محل زندگی‌شان تخریب و بازسازی شود. ساختمان تبدیل به محل اقامت کارگران شده بود و در ساعت 8:30 صبح روی سر 17 کارگر که بیشتر خواب بودند خراب شد.

خیلی اوقات هم ساختمان‌ها بدون نیاز به گودبرداری ریزش می‌کنند. هرچقدر که پیرمرد‌ها می‌خواهند با نصیحت کردن نسل جوان و آه کشیدن به یاد گذشتگان، ثابت کنند که معماران و بنّاهای قدیمی از امروز بهتر بودند و دیواری می‌ساختند که تکان نمی‌خورد اتفاقات رخ داده نشان می‌دهد که خانه‌های قدیمی خطرناک شده‌اند. مثلا ساختمانی که فروردین امسال در محله عودلاجان بازار ریزش کرد و یا بنایی که اوایل اسفند 90 در چهارراه ولیعصر خراب شد به علت فرسودگی از پا در آمدند. در هر دو حادثه ماموران آتش‌نشانی به دنبال عابران یا حتی کارتن‌خواب‌هایی می‌گشتند که ممکن بود در این اماکن متروکه پناه گرفته باشند.

ریزش به صورت مداوم و دائمی در جریان است اما نه بساز و بفروش مسوولیت قربانیان حوادث و خسارات وارده را بر عهده می‌گیرد و نه شهرداری، سازمان نظام مهندسی یا هر نهاد متخصص دیگر، تا زمانی که کار به حوزه قضایی و پیچ و خم‌های آن کشیده شود. تنها کاری که انجام می‌شود و رایج‌ترین واکنش در مقابل اتفاقات ناگوار به شمار می‌آید عادت همگانی «به گردن دیگری انداختن » است.

«وحیده علی عباسیان» از ساکنان محله فلاح می‌گوید: «حادثه مسجد رقیه بعد از نماز اتفاق افتاد و بیشتر کسانی که نماز خواندند بیرون رفته بودند یا در طرف دیگر مسجد بودند. ولی مثل اینکه در قسمت خانم‌ها چند نفر صحبت می‌کردند که ناگهان دیوار می‌ریزد.» وی اضافه می‌کند: «زمانی که دیوار خراب شد همه اهالی محل سعی می‌کردند کمک کنند ولی بالاخره ماموران هلال احمر توانستند با سگ‌های امدادگر‌ آنها را پیدا کنند و بیرون بکشند اما همه مرده بودند.»

از سوراخ پوشش پلاستیکی می‌شود کارگاه ساختمانی را دید. گودبرداری کامل انجام نشده بود و تنها عمق کمی از پای دیوار خاکبرداری شده بود ولی دیوار ضعیف و قدیمی به این اندازه هم تحمل نداشت. به گفته «بهروز محمدزاده» شهردار منطقه 17 کارشناسان این نهاد درباره فرسودگی و احتمال ریزش بنا به متولیان مسجد و سازندگان بنای مجاور اخطار داده بودند. بازپرس ویژه قتل تهران دستور احضار مالک و مهندس ناظر را به دادسرا ابلاغ کرد و این ماجرا هم در کنار دیگر خبرهایی که از ریزش ساختمان‌ها منتشر می‌شود و در تلویزیون به نمایش در می‌آید به زودی فراموش خواهد شد.

 

شماره ۲۴، ۹ اردیبهشت ۱۳۹۱

مجله هفتگی آسمان

شماره بیست و چهار، شماره پیاپی بیست و چهار، اردیبهشت ۱۳۹۱

http://www.asemanweekly.com/article/2234/