محمد سرابی

www.msarabi.com

 
تاتو با رنگ دیسکویی شب‌نما
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٠
 
  • تاتو با رنگ دیسکویی شب‌نما
  • فرهنگ ایرانی‬ (9) / محمد سرابی


  • خالکوبی چنان در جهان رایج شده که در برخی از شبکه‌های اجتماعی گزینه‌هایی برای مشخص کردن نوع و محل خالکوبی وجود دارد. جایی که می‌توان مشخص کرد کجای تنت را نقاشی کرده‌ای، شاید این هم راهی برای پیدا کردن دوستان جدید باشد.
    خالکوبی یا تاتو در بین قبایل اولیه رایج بود و به اندازه زینت‌آلات و لباس‌های مارک‌دار امروزی اعتبار داشت. صد سال قبل، خالکوبی در اروپا اشاره به افرادی مانند کارکنان کشتی داشت و در ایران سمبل افرادی چون «داش»ها به شمار می‌آمد که چهره دوگانه‌ای از قدرت و مزاحمت داشتند ولی این کار در سطح عمومی جامعه به هیچ‌وجه مقبول نبود. این عادت که زمانی ناپسند شمرده می‌شد و نشانه‌ای از خلافکاری به حساب می‌آمد، حالا دوباره برگشته است.
    در جامعه سنتی ایران، خالکوبی با روش ساده‌ای انجام می‌شد. جوهر را روی پوست می‌ریختند و با سوزن زدن آن را ذره‌ذره وارد لایه‌های عمیق‌تر می‌کردند. غیر از سوزن فلزی از الیاف محکم گیاهی مانند ساقه نی هم استفاده می‌شد و درد زیادی داشت که همین می‌توانست سمبلی از مقاومت مردانه محسوب شود و هرچه خالکوبی بزرگ‌تر بود افتخار بیشتری به همراه می‌آورد. نقش‌ها اکثرا ضخیم و مات بودند و تصاویری از حیوانات قوی مانند شیر و عقاب را نشان می‌داند. نوشته‌ها اشعار و عباراتی در توصیف جوانمردی و معرفت و رنج روزگار بود. قبلا قهوه‌خانه و حمام می‌‌توانست جای خالکوبی باشد که با ورود مظاهر جدید زندگی به سربازخانه، خوابگاه کارگری و زندان تغییر کرد و این محیط‌های مردانه جایی برای خالکوبی بر تن تازه‌واردان شد تا با آن به گروه مردان راه پیدا کنند. این مفهوم در دیگر نقاط جهان نیز رایج بود و در «داستان غم‌انگیز ارندیرا» نوشته گابریل گارسیا مارکز صحنه‌ای از حمام کردم یک پیرزن سنگدل و شیطان‌صفت توصیف می‌شود با این نکته که او خالکوبی‌هایی داشت که دریانوردان هم از داشتن آنها شرم می‌کردند.
    حالا خالکوبی با اسم «تاتو» یا «تتو» چهره‌ای بسیار مدرن و جذاب دارد. قسمتی از آنکه مربوط به آرایشگاه‌های زنانه می‌شود و نوعی آرایش ثابت را در اطراف چشم و لب ایجاد می‌کند، بیشتر رایج است و مشکل خاصی ندارد به جز اینکه اگر درست اجرا نشود صورت مشتری را از شکل خارج می‌کند و قابل پاک شدن هم نیست یا اینکه برای پاک کردنش باید شرایط بسیار سختی را قبول کرد اما آنچه که می‌تواند به‌عنوان یک پدیده فرهنگی مورد بررسی قرار گیرد نقش کردن تصاویر و نشانه‌ها روی پوست بدن است. نقش‌هایی که درجات ماندگاری متفاوتی دارند و امروزه خواهان فراوان پیدا کرده‌اند.
    در فیلم و ویدیوکلیپ‌ها می‌توان الگو‌های خالکوبی را دید و از آنها تقلید کرد و کسانی که به خارج از کشور سفر کرده باشند، این شانس را دارند که خالکوبی‌های «اصل» را ببینند. این خالکوبی‌ها با یک ویژگی شناخته می‌شود: ظرافت طرح. خانم «غ» که خودش را بهترین آموزشگر خالکوبی در ایران معرفی می‌کند، می‌گوید: «متاسفانه خالکوبی‌های نادرست و غیرحرفه‌ای باعث می‌شود که کار درست از آب درنیاید و اگر کسی که این خالکوبی را دارد به خارج از کشور برود با تمسخر مواجه خواهد شد. مثلا نقطه شروع و پایان هر طرح به نسبت اینکه روی چه اندامی کار شود، فرق دارد وگرنه جلوه نخواهد کرد. ترکیب رنگ‌ها و انواع سوزن‌ها هم خیلی مهم هستند.»
    ابزار‌های خالکوبی، دیگر مثل قدیم نیستند و تفنگ و قلم برقی به ایران هم راه پیدا کرده است. قلم‌ها برای صورت و نقاطی که حساس‌تر هستند، استفاده می‌شود و سوزن قابل تعویض آنها ۸۰ تا ۱۵۰ بار در دقیقه به درون پوست فرو می‌رود. با جعبه رنگ‌ها مانند رنگ‌های آبرنگ به ترتیب در کنار هم قرار دارند، می‌توان نقاشی کاملی را با تمام جزییات رسم کرد. در این جعبه رنگ‌ها، حتی رنگ‌هایی هم وجود دارند که در شب می‌درخشند؛ رنگ‌هایی به غیر از آبی و سیاه که بیشتر کربنی هستند که ممکن است در این صورت در بدن جذب یا تجزیه شوند می‌توانند حساسیت‌زا باشند.
    تاتو در آرایشگاه‌های زنانه انجام می‌گیرد و مشتری می‌تواند از روی آلبوم یا شابلون‌ها طرح مورد نظرش را انتخاب کند. بسیاری از کسانی که تاتو انجام می‌دهند، زن هستند و تجربه و مهارت خود را در تاتوی آرایشی یاد گرفته‌اند. آنها به مشتریان خود می‌گویند که می‌توانند تاتو را پاک کنند ولی این کار با تاتوی مجدد و این بار همرنگ پوست انجام می‌شود تا رنگ قبلی را بپوشاند و معمولا هم موفقیت‌آمیز نیست. خانم «غ» می‌گوید: «اگر تاتو درست انجام شده باشد می‌توان آن را با تزریق محلول ریموور پاک کرد. این محلول زیر پوست تزریق می‌شود و مواد رنگی را بیرون می‌کشد. کسانی هم هستند که با اسید‌های گیاهی می‌خواهند تاتو را پاک کنند ولی اثر اسید روی پوست باقی می‌ماند.»
    آخرین راه برای بد‌ترین و ماندگار‌ترین تاتو‌ها جراحی یا سایش پوست در شرایط بی‌حسی است. اگر به نظرتان این کار خیلی دردناک می‌آید، این نکته را هم به یاد داشته باشید که نوعی از تاتو در برخی کشور‌ها رایج است که خوشبختانه هنوز به ایران راه پیدا نکرده و با حکاکی روی پوست انجام می‌شود. پوست قسمت‌های کنده شده به شکل متفاوتی جوش می‌خورد و زخمی به شکل یک طرح مورد نظر ایجاد می‌شود. نقش‌ها متفاوت هستند و نشانه‌های بصری آنها دامنه وسیعی از الگوهای تیز و پیچیده تا طرح‌های آرام یا حتی ابتکاری را شامل می‌شود مانند نشانه‌های الکترونیکی و رایانه‌ای. درباره نقش تاتوها هم باید گفت نشانه‌های باستانی ایران در این بین طرفداران زیادی دارد و از عبارات انگلیسی هم استفاده می‌شود ولی هنوز نوشتن به خط فارسی رایج نشده است.
    تاتو مخصوص اروپا یا آمریکا نیست و در برخی از کشور‌های جنوب هم مشتری فراوان دارد. «ف» دختر جوانی که به هندوستان سفر کرده است است، می‌گوید: «قبلا در جنوب ایران دیده بودم که زنان محلی می‌توانند روی پوست دست نقش‌های زیبایی بکشند و خودم هم چند بار امتحان کرده بودم. آنها مهارت زیادی داشتند و طرح‌هایی سنتی را می‌کشیدند که به مرور زمان پاک می‌شد. اما وقتی به شهر گوا در هندوستان رفتم، دیدم که تاتو بسیار رایج است و توریست‌هایی که به این شهر می‌آمدند مشتری اصلی بودند. توریست‌های بعضی از کشور‌ها مانند روسیه خودشان هم خالکوبی داشتند و مغازه‌های کوچک و بزرگ تاتو فراوان بود. واقعا وسوسه شده بودم که خودم هم یکی از این خالکوبی‌ها را انجام دهم.» او خوشحال است که قبل از عملی کردن این هوس، سفرش به پایان رسید و برگشت. وقتی در فضایی قرار بگیری که همه خالکوبی دارند، مقاومت کردن دشوار است مخصوصا زمانی که طرح‌ها زیبا و ظریف باشند.
    قیمت تاتو به نسبت ساخت و جایی که ترسیم می‌شود، متفاوت است. پسر‌ها کتف و پشت و دختر‌ها شکم و پا را ترجیح می‌دهند و بازو بین همه مشترک است. ظاهرا برای تاتوکاران هم نقاط مختلف تفاوت دارد. قیمت یک تاتوی خیلی کوچک سیاه یا آبی رنگ، حدود ۵۰ هزار تومان است. رنگ خارجی قیمت را بالا می‌برد و آن را به صد هزار تومان هم می‌رساند. رنگ‌های دیگر و سایه یا هاشور زدن به اضافه طرح بزرگ، قیمت کار را تا ۳۰۰ هزار تومان هم بالا می‌برد. کمتر کسی تمام بدنش را تاتو می‌کند ولی در این صورت قیمت به شدت بالا می‌رود و به چند میلیون هم خواهد رسید. اکثر تاتوهایی که در ایران انجام می‌شود، بعد از گذشت زمان اندکی مایل به سبز آبی یا قرمز می‌شوند بنابراین تاتوکاران برای رنگ‌های خارجی خود تبلیغ می‌کنند یا اگر با شک مشتری برای حساسیت‌زا نبودن مواد روبه‌رو شوند، می‌گویند که این مواد گیاهی هستند.
    در فرهنگ سنتی ایران برای ترساندن کسانی که قصد خالکوبی داشتند، می‌گفتند که در غسال‌خانه محل خالکوبی را آنقدر می‌سایند تا پوست و خالکوبی آن کنده شود. ولی باز هم خالکوبی از رواج نمی‌افتاد و مردان جوان مشتری‌های خوبی برای خالکوب‌ها بودند. گفته می‌شود در دوره پهلوی، قسمتی از یونیفورم‌های نیروهای نظامی تغییرکرد و درجه‌داران موظف به پوشیدن پیراهن‌های آستین کوتاه شدند. بعد از این دیده می‌شد که بسیاری از آنها روی ساعد دست اثر سوختگی دارند و کسانی که از دنیای مردانه این نظامیان و سوابق آنها خبر داشتند، می‌دانستند که این سوختگی‌ها جای پاک کردن خالکوبی‌ها با اسید است.
  • روزنامه شرق 26 آبان 1390
  • http://old.sharghdaily.ir/news/90/04/19/17044.html

 
 
یعنی وجود داشتن
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٠
 

بچه هایی که شناسنامه ندارند به کلاس درس نخواهند رفت

 

محمد سرابی

 mohammad sarabi

شناسنامه داشتن یعنی وجود داشتن و کسی که شناسنامه نداشته باش و نامش در هیچ جایی ثبت نشده باشد انگار که اصلا وجود ندارد هرچند که زندگی کند و مشغول کار باشد و همه هم او را به نامی بشناسند. شاید شناسنامه­ای در کار نیست و شاید در گرو یک وعده غذا مانده باشد.


 
 
درهای ضد سرقت
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ آذر ۱۳٩٠
 
  • دزدها همه ما را بی‌اعتماد کرده‌اند؛ دیروز کلون در، امروز دوربین مداربسته و کلید غیرقابل کپی
  • زندگی با درهای ضد‌سرقت 12 زبانه رمز‌دار متصل به آیفون تصویری و آژیر
  • ف محمد سرابی


  • در بخشی از فیلم بولینگ برای کلمباین ساخته مایکل مور، او به سراغ شهری در کانادا می‌رود و در خانه‌ها را یکی‌یکی باز می‌کند و از ساکنان خانه‌ها می‌پرسد که چرا وقتی خانه هستند در را قفل نمی‌کنند. در این صحنه‌ که مانند دیگر صحنه‌ها و دیگر فیلم‌های مایکل مور تبلیغاتی است و نه مستند، هدف اثبات امنیت بسیار زیاد در کانادا بود در حالی‌که هرکسی می‌داند در شهرهای امروزی چه در مکزیک، چه در هند و چه در ایتالیا، شهروندان در خانه‌هایشان را قفل می‌کنند.
    صنعت قفل و کلید یکی از بزرگ‌ترین و قدیمی‌ترین صنایعی است که به همت دزدان و قاتلان از دوران باستان تاکنون رواج داشته است. در روستا‌ها و شهر‌های کوچک مشکل حفاظت از دزدی وجود نداشت غیر از اینکه اساسا به جز احشام و محصولات کشاورزی، چیز زیادی برای دزدیدن پیدا نمی‌شد. همه یکدیگر را می‌شناختند و هر غریبه‌ای فورا دیده می‌شد. پیشگیری از دیگر جرایم نیز به همین شیوه انجام می‌شد. مخصوصا که زندگی خانواده‌ها پیوستگی بسیار زیادی با یکدیگر داشت و هرکس باید چارچوب‌ها و قواعد رفتاری قومی را رعایت می‌کرد. این وضعیت در شهر‌های بزرگ از بین رفته و شکل وارونه به خود گرفته است و حالا دیدن شخص آشنا به ندرت پیش می‌آید.
    درهای چوبی خانه‌های قدیمی ایران با «کلون» بسته می‌شد که چوبی افقی در پشت در بود و تنها از داخل بسته می‌شد. در نوع پیشرفته‌تر، این کلون با یک کلید بزرگ اهرم مانند از بیرون در باز می‌شد که شکلی ابتدایی از قفل بود. قفل‌های واقعی که به دست صنعتگران هنرمند ساخته می‌شد، به صندوقچه سرمایه‌داران و قصر حاکمان اختصاص داشت. امروزه این شیوه زندگی در روستا‌ها هم از بین رفته است و در هر خانه دسته کلیدهای متعددی پیدا می‌شود و هرکس مجموعه‌ای از آنها را با خود حمل می‌کند. غیر از این، انواع روش‌های حفاظتی و امنیتی برای مراقبت از اموال و خودرو به‌کار گرفته می‌شود و هنوز احساس ناامنی به پایان نرسیده است. آگهی‌های تجاری زیادی برای فروش لوازم حفاظتی منتشر می‌شوند و بازار یکی از این لوازم اکنون بسیار داغ است؛ دوربین‌های مدار بسته. ایجاد یک شبکه مدار بسته با
    دو یا سه دوربین ساده و یک دستگاه کنترل مرکزی که بتواند فیلم را ضبط کند، کمتر از ۵۰۰ هزار تومان خرج دارد. خیلی از مراکز عمومی از بقالی‌ و لوازم تحریر‌فروشی تا مدرسه و بیمارستان این شبکه‌ها را برپا کرده‌اند و هرچه تعداد دوربین‌ها و کیفیت تصویر آن بالا‌تر برود، قیمت هم بیشتر می‌شود. برعکسِ دو دهه قبل، دیدن دوربین مدار‌بسته عجیب نیست و لزوما هم ثابت نمی‌کند که با فعالیتی مرموز و ارزشمند روبه‌رو هستیم. بعضی از این شبکه‌ها می‌توانند تصاویر را به‌وسیله ارتباط تلفنی از یک نقطه به نقطه دیگری برسانند.
    سامانه‌های اصطلاحا هوشمندی که در بازار لوازم حفاظتی ایران به فروش می‌رسند، تنها کار فیلمبرداری و مراقبت از ورود افراد نا‌شناس را انجام نمی‌دهند، این وسایل شناساگرهایی دارند که می‌‌توانند نشت گاز آتش‌سوزی یا موارد مشابه دیگر را هم شناسایی کنند. فعالیت این دستگاه‌ها را می‌توان گسترش داد و با اضافه کردن دوربین و صفحه‌های جداگانه به آن، ماموریت مراقبت از شرایط سالمند و کودک را هم سپرد یا اینکه دستگاه را روی گاوصندوق و اشیای گرانقیمت تمرکز داد تا مانند یک نگهبان وظیفه‌شناس هر حرکتی را گزارش دهد. چنین دستگاه‌هایی توسط شرکت‌های نمایندگی به فروش می‌رسند و نصب و استفاده از آنها نیازمند مهارت کافی است. در برخی شرکت‌ها هم دیده شده است که وقتی یک ارباب رجوع می‌خواهد به شرکت وارد شود، بلافاصله با دوربین عکس او گرفته می‌شود و برای واحد مربوطه فرستاده می‌شود. سپس اگر رییس آن واحد، فرد را تایید کرد، اجازه ورود داده می‌شود.
    وسیله‌ای که از چند سال قبل در ایران رواج زیادی پیدا کرده، درهای ضد سرقت هستند. ماجرا از سرقت‌های آپارتمانی شروع شد که در آن سارقان به راحتی از درهای چوبی عبور می‌کردند و به همین دلیل، حفاظ‌های فلزی تاشو و کشویی که روی چار چوب فلزی در نصب می‌شد، بازار خوبی پیدا کرد. ابتدا آهنگر‌های محلی این کار را انجام می‌دادند ولی با افزایش تقاضا، شرکت‌هایی ایجاد شدند که درهای کشویی را در ابعاد مختلف می‌ساختند. با رشد آپارتمان‌سازی این بازار همچنان برپا است و ساخت حفاظ پنجره هم همراه با آن ادامه دارد. این حفاظ‌ها قیمت زیادی ندارد و براساس مساحت در محاسبه می‌شود؛ این درها اگر به شرکت پرکاری سفارش داده شود، در مدتی کمتر از یکی، دو هفته آماده خواهد شد. نصب نرده روی دیوار حیاط هم به همین ترتیب انجام می‌گیرد و بنا به ارتفاع آن – ۳۰ سانتی‌متر یا ۱۵۰ سانتی‌متر – قیمت متفاوتی دارد. هریک از این حفاظ‌ها بنا به توصیه اهل فن جزییاتی دارند مثلا گروهی می‌گویند نباید فاصله دو میله از ۱۵ سانتی‌متر بیشتر باشد و گروه دیگری عقیده دارند معیار امنیت حفاظ این است که دزد نتواند سرش را از میان نرده‌ها رد کند.
    اشکال کار اینجا است که حفاظ‌های فلزی شکل ظاهری خوبی ندارد و فقط با قفل‌های آویز بسته می‌شوند که با قیچی آهن‌بر قابل بریده شدن است. این بود که درهای ضد دزد یا ضد سرقت به میان آمدند. این در‌ها را می‌توان در راسته‌هایی که قبلا در چوبی می‌فروختند، پیدا کرد. یکی از فروشندگان که مغازه بزرگی دارد و انواع در‌ها را در آن به نمایش گذاشته، می‌گوید: «این در‌ها از هر نظر مناسب آپارتمان هستند و تضمین می‌کنند که کسی نتواند وارد ساختمان شود. شرکت‌های تجاری بیشتر از خانه‌های مسکونی مشتری ما هستند و با این روش ایمنی خود را حفظ می‌کنند.» مغازه پر از انواع مختلف در فلزی است که از دور به نظر چوبی می‌آیند و از نزدیک به راحتی فلزی بودن آنها مشخص است. شاگرد مغازه جزییات این در‌ها را شرح می‌دهد. با چرخاندن کلید، ۱۲ زبانه از چهار طرف وارد چار‌چوب می‌شود. قفل در با باتری کار می‌کند و مجموعه‌ای از کلید‌ها آن را باز می‌کند. می‌توان هر کلید را به کسی داد و با کلید اصلی آن را فعال کرد یا از کار انداخت. چشمی در هم قابل تعویض با آیفون تصویری است. بعضی از این در‌ها با یک لایه ‌ام‌دی‌اف روکش شده‌اند تا ظاهر «چوبی»‌تری داشته باشند. درون در، لایه فولادی مقاوم به سوراخ‌کاری قرار گرفته و فاصله بین در و چارچوب با نوار پلاستیکی درز‌گیری شده است. هریک از در‌ها که هرکدام حداقل یک میلیون تومان قیمت دارند، ضد دزد و ضد آتش و ضد همه چیز هستند. در مغازه مجاور، قفل‌های متعدد در ارایه می‌شود. اینها درست مانند قفل‌های معمولی آپارتمان به اضافه یک صفحه کلید برای واردکردن رمز و
    کارت خوان هستند و چندین روش مختلف برای رمزگذاری دارند. حتی در صورت تلاش مداوم برای باز کردن آژیر می‌کشند تا صاحب خانه را از نفوذ غریبه‌ها آگاه کنند. برخی با ریموت کنترل باز می‌شوند و خوشامد می‌گویند یا اگر در زیاد باز ماند، مثل در یخچال ملودی می‌نوازند. قیمت هریک از این قفل‌ها به نسبت توانایی و کیفیت حدود ۴۰۰ هزار تومان است. با در فولادی و قفل هوشمند می‌توان خانه را تبدیل به گاوصندوق بزرگی کرد و شب‌ها با خیال راحت درون آن خوابید.
    مشابه همین وسایل برای خودرو‌ها هم ساخته شده‌اند که طیف بسیار گسترده‌ای از دزدگیر‌ها را شامل می‌شوند. دزدگیر‌های چینی که به اسم کره‌ای فروخته می‌شوند یا مونتاژ داخل با استفاده از قطعات چینی هستند، بازار را پر کرده‌اند. این دزدگیر‌ها حدود ۱۵۰ هزار تومان قیمت دارند و با برد‌های متفاوت، از خودرو خبر می‌دهند. تعدادی از آنها که «تصویری» نامیده می‌شوند، انواع مختلف خرابکاری را روی ریموت به نمایش می‌گذارند و تا ۲۰۰ هزار تومان قیمت دارند. اگر ضربه‌ای به بدنه وارد شود، تصویر چکش و اگر قفل دستکاری شود، تصویر درهای باز را نشان می‌دهند. میزان خطای دزدگیر‌ها که هم ناشی از کیفیت کالا و هم ناشی از نصب و استفاده نادرست است، باعث ‌شده که دایما صدای آژیر گوش‌نواز آنها را در کوچه و خیابان بشنویم و در نتیجه کسی به این صدا واکنش نشان ندهد. دزدگیر‌های بهتر، قیمت‌های بالاتری دارند و می‌توان بیشتر به آنها اعتماد کرد. با این حال، توصیه شده که حتما از قفل‌های فیزیکی برای مهار کردن خودرو استفاده شود. پدال، دنده و فرمان سه قسمتی هستند که معمولا قفل می‌شوند و در این بین قفل فرمان به دلیل شکل زیبا و سهولت استفاده طرفداران بیشتری دارد. مخصوصا که در مواقع لزوم می‌توان از آن به عنوان اسلحه استفاده کرد. زنجیر فرمان هم هنوز استفاده می‌شود ولی بیشتر قفل‌های آن از نوع کتابی هستند و با رنگ نقره‌ای مات اعلام می‌کنند که در مقابل اسید هم مقاومت خواهند کرد.
    قفل‌های آویز، اول از همه در بستن کرکره مغازه‌ها اعتبار خود را از دست دادند زیرا با دیلم کردن و پیچاندن می‌شکستند و از جا در می‌آمدند. به همین دلیل قفل‌های کتابی بیشتر شدند و الان انواعی که گفته می‌شود کلید غیرقابل کپی دارند بریده نمی‌شوند، مورد استفاده قرار می‌گیرند. کرکره‌ها هم برقی و سفیدرنگ شده‌اند و با ریموت کنترل بالا و پایین می‌روند.
    بازار وسایل حفاظتی که کم‌کم به سوی فروش لوازمی چون شوکر یا استخدام بادیگارد کشیده شده است، از رونق نمی‌افتد بلکه تنها محصولات آن تغییر می‌کند. شاید کاهش روابط شخصی به این امر کمک کرده‌اند و شاید اخبار گوناگون سرقت و قتل و تجاوز، باعث نگرانی شده است. اما تنها دلیل قطعی که می‌توان برای شکل گرفتن این بخش ارایه کرد، شیوه زندگی نوین شهری است؛ زندگی که در آن هرکس مسوول قفل کردن در خانه خود است.
  • http://old.sharghdaily.ir/news/90/05/10/22913.html
  • روزنامه شرق 6 بهمن 1390
  • محمد سرابی

    Mohammad sarabi  (right)  with  Aydin Aghdashloo in his gallery - 2012

    Mohammad sarabi  (right)  with  Houshang Moradi Kermani the writer - 2013

    still loving you - mohammad sarabi - هنوز دوستت دارم - محمد سرابی


 
 
درهای ضد سرقت
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ آذر ۱۳٩٠
 
  • دزدها همه ما را بی‌اعتماد کرده‌اند؛ دیروز کلون در، امروز دوربین مداربسته و کلید غیرقابل کپی
  • زندگی با درهای ضد‌سرقت 12 زبانه رمز‌دار متصل به آیفون تصویری و آژیر
  • ف محمد سرابی


  • در بخشی از فیلم بولینگ برای کلمباین ساخته مایکل مور، او به سراغ شهری در کانادا می‌رود و در خانه‌ها را یکی‌یکی باز می‌کند و از ساکنان خانه‌ها می‌پرسد که چرا وقتی خانه هستند در را قفل نمی‌کنند. در این صحنه‌ که مانند دیگر صحنه‌ها و دیگر فیلم‌های مایکل مور تبلیغاتی است و نه مستند، هدف اثبات امنیت بسیار زیاد در کانادا بود در حالی‌که هرکسی می‌داند در شهرهای امروزی چه در مکزیک، چه در هند و چه در ایتالیا، شهروندان در خانه‌هایشان را قفل می‌کنند.
    صنعت قفل و کلید یکی از بزرگ‌ترین و قدیمی‌ترین صنایعی است که به همت دزدان و قاتلان از دوران باستان تاکنون رواج داشته است. در روستا‌ها و شهر‌های کوچک مشکل حفاظت از دزدی وجود نداشت غیر از اینکه اساسا به جز احشام و محصولات کشاورزی، چیز زیادی برای دزدیدن پیدا نمی‌شد. همه یکدیگر را می‌شناختند و هر غریبه‌ای فورا دیده می‌شد. پیشگیری از دیگر جرایم نیز به همین شیوه انجام می‌شد. مخصوصا که زندگی خانواده‌ها پیوستگی بسیار زیادی با یکدیگر داشت و هرکس باید چارچوب‌ها و قواعد رفتاری قومی را رعایت می‌کرد. این وضعیت در شهر‌های بزرگ از بین رفته و شکل وارونه به خود گرفته است و حالا دیدن شخص آشنا به ندرت پیش می‌آید.
    درهای چوبی خانه‌های قدیمی ایران با «کلون» بسته می‌شد که چوبی افقی در پشت در بود و تنها از داخل بسته می‌شد. در نوع پیشرفته‌تر، این کلون با یک کلید بزرگ اهرم مانند از بیرون در باز می‌شد که شکلی ابتدایی از قفل بود. قفل‌های واقعی که به دست صنعتگران هنرمند ساخته می‌شد، به صندوقچه سرمایه‌داران و قصر حاکمان اختصاص داشت. امروزه این شیوه زندگی در روستا‌ها هم از بین رفته است و در هر خانه دسته کلیدهای متعددی پیدا می‌شود و هرکس مجموعه‌ای از آنها را با خود حمل می‌کند. غیر از این، انواع روش‌های حفاظتی و امنیتی برای مراقبت از اموال و خودرو به‌کار گرفته می‌شود و هنوز احساس ناامنی به پایان نرسیده است. آگهی‌های تجاری زیادی برای فروش لوازم حفاظتی منتشر می‌شوند و بازار یکی از این لوازم اکنون بسیار داغ است؛ دوربین‌های مدار بسته. ایجاد یک شبکه مدار بسته با
    دو یا سه دوربین ساده و یک دستگاه کنترل مرکزی که بتواند فیلم را ضبط کند، کمتر از ۵۰۰ هزار تومان خرج دارد. خیلی از مراکز عمومی از بقالی‌ و لوازم تحریر‌فروشی تا مدرسه و بیمارستان این شبکه‌ها را برپا کرده‌اند و هرچه تعداد دوربین‌ها و کیفیت تصویر آن بالا‌تر برود، قیمت هم بیشتر می‌شود. برعکسِ دو دهه قبل، دیدن دوربین مدار‌بسته عجیب نیست و لزوما هم ثابت نمی‌کند که با فعالیتی مرموز و ارزشمند روبه‌رو هستیم. بعضی از این شبکه‌ها می‌توانند تصاویر را به‌وسیله ارتباط تلفنی از یک نقطه به نقطه دیگری برسانند.
    سامانه‌های اصطلاحا هوشمندی که در بازار لوازم حفاظتی ایران به فروش می‌رسند، تنها کار فیلمبرداری و مراقبت از ورود افراد نا‌شناس را انجام نمی‌دهند، این وسایل شناساگرهایی دارند که می‌‌توانند نشت گاز آتش‌سوزی یا موارد مشابه دیگر را هم شناسایی کنند. فعالیت این دستگاه‌ها را می‌توان گسترش داد و با اضافه کردن دوربین و صفحه‌های جداگانه به آن، ماموریت مراقبت از شرایط سالمند و کودک را هم سپرد یا اینکه دستگاه را روی گاوصندوق و اشیای گرانقیمت تمرکز داد تا مانند یک نگهبان وظیفه‌شناس هر حرکتی را گزارش دهد. چنین دستگاه‌هایی توسط شرکت‌های نمایندگی به فروش می‌رسند و نصب و استفاده از آنها نیازمند مهارت کافی است. در برخی شرکت‌ها هم دیده شده است که وقتی یک ارباب رجوع می‌خواهد به شرکت وارد شود، بلافاصله با دوربین عکس او گرفته می‌شود و برای واحد مربوطه فرستاده می‌شود. سپس اگر رییس آن واحد، فرد را تایید کرد، اجازه ورود داده می‌شود.
    وسیله‌ای که از چند سال قبل در ایران رواج زیادی پیدا کرده، درهای ضد سرقت هستند. ماجرا از سرقت‌های آپارتمانی شروع شد که در آن سارقان به راحتی از درهای چوبی عبور می‌کردند و به همین دلیل، حفاظ‌های فلزی تاشو و کشویی که روی چار چوب فلزی در نصب می‌شد، بازار خوبی پیدا کرد. ابتدا آهنگر‌های محلی این کار را انجام می‌دادند ولی با افزایش تقاضا، شرکت‌هایی ایجاد شدند که درهای کشویی را در ابعاد مختلف می‌ساختند. با رشد آپارتمان‌سازی این بازار همچنان برپا است و ساخت حفاظ پنجره هم همراه با آن ادامه دارد. این حفاظ‌ها قیمت زیادی ندارد و براساس مساحت در محاسبه می‌شود؛ این درها اگر به شرکت پرکاری سفارش داده شود، در مدتی کمتر از یکی، دو هفته آماده خواهد شد. نصب نرده روی دیوار حیاط هم به همین ترتیب انجام می‌گیرد و بنا به ارتفاع آن – ۳۰ سانتی‌متر یا ۱۵۰ سانتی‌متر – قیمت متفاوتی دارد. هریک از این حفاظ‌ها بنا به توصیه اهل فن جزییاتی دارند مثلا گروهی می‌گویند نباید فاصله دو میله از ۱۵ سانتی‌متر بیشتر باشد و گروه دیگری عقیده دارند معیار امنیت حفاظ این است که دزد نتواند سرش را از میان نرده‌ها رد کند.
    اشکال کار اینجا است که حفاظ‌های فلزی شکل ظاهری خوبی ندارد و فقط با قفل‌های آویز بسته می‌شوند که با قیچی آهن‌بر قابل بریده شدن است. این بود که درهای ضد دزد یا ضد سرقت به میان آمدند. این در‌ها را می‌توان در راسته‌هایی که قبلا در چوبی می‌فروختند، پیدا کرد. یکی از فروشندگان که مغازه بزرگی دارد و انواع در‌ها را در آن به نمایش گذاشته، می‌گوید: «این در‌ها از هر نظر مناسب آپارتمان هستند و تضمین می‌کنند که کسی نتواند وارد ساختمان شود. شرکت‌های تجاری بیشتر از خانه‌های مسکونی مشتری ما هستند و با این روش ایمنی خود را حفظ می‌کنند.» مغازه پر از انواع مختلف در فلزی است که از دور به نظر چوبی می‌آیند و از نزدیک به راحتی فلزی بودن آنها مشخص است. شاگرد مغازه جزییات این در‌ها را شرح می‌دهد. با چرخاندن کلید، ۱۲ زبانه از چهار طرف وارد چار‌چوب می‌شود. قفل در با باتری کار می‌کند و مجموعه‌ای از کلید‌ها آن را باز می‌کند. می‌توان هر کلید را به کسی داد و با کلید اصلی آن را فعال کرد یا از کار انداخت. چشمی در هم قابل تعویض با آیفون تصویری است. بعضی از این در‌ها با یک لایه ‌ام‌دی‌اف روکش شده‌اند تا ظاهر «چوبی»‌تری داشته باشند. درون در، لایه فولادی مقاوم به سوراخ‌کاری قرار گرفته و فاصله بین در و چارچوب با نوار پلاستیکی درز‌گیری شده است. هریک از در‌ها که هرکدام حداقل یک میلیون تومان قیمت دارند، ضد دزد و ضد آتش و ضد همه چیز هستند. در مغازه مجاور، قفل‌های متعدد در ارایه می‌شود. اینها درست مانند قفل‌های معمولی آپارتمان به اضافه یک صفحه کلید برای واردکردن رمز و
    کارت خوان هستند و چندین روش مختلف برای رمزگذاری دارند. حتی در صورت تلاش مداوم برای باز کردن آژیر می‌کشند تا صاحب خانه را از نفوذ غریبه‌ها آگاه کنند. برخی با ریموت کنترل باز می‌شوند و خوشامد می‌گویند یا اگر در زیاد باز ماند، مثل در یخچال ملودی می‌نوازند. قیمت هریک از این قفل‌ها به نسبت توانایی و کیفیت حدود ۴۰۰ هزار تومان است. با در فولادی و قفل هوشمند می‌توان خانه را تبدیل به گاوصندوق بزرگی کرد و شب‌ها با خیال راحت درون آن خوابید.
    مشابه همین وسایل برای خودرو‌ها هم ساخته شده‌اند که طیف بسیار گسترده‌ای از دزدگیر‌ها را شامل می‌شوند. دزدگیر‌های چینی که به اسم کره‌ای فروخته می‌شوند یا مونتاژ داخل با استفاده از قطعات چینی هستند، بازار را پر کرده‌اند. این دزدگیر‌ها حدود ۱۵۰ هزار تومان قیمت دارند و با برد‌های متفاوت، از خودرو خبر می‌دهند. تعدادی از آنها که «تصویری» نامیده می‌شوند، انواع مختلف خرابکاری را روی ریموت به نمایش می‌گذارند و تا ۲۰۰ هزار تومان قیمت دارند. اگر ضربه‌ای به بدنه وارد شود، تصویر چکش و اگر قفل دستکاری شود، تصویر درهای باز را نشان می‌دهند. میزان خطای دزدگیر‌ها که هم ناشی از کیفیت کالا و هم ناشی از نصب و استفاده نادرست است، باعث ‌شده که دایما صدای آژیر گوش‌نواز آنها را در کوچه و خیابان بشنویم و در نتیجه کسی به این صدا واکنش نشان ندهد. دزدگیر‌های بهتر، قیمت‌های بالاتری دارند و می‌توان بیشتر به آنها اعتماد کرد. با این حال، توصیه شده که حتما از قفل‌های فیزیکی برای مهار کردن خودرو استفاده شود. پدال، دنده و فرمان سه قسمتی هستند که معمولا قفل می‌شوند و در این بین قفل فرمان به دلیل شکل زیبا و سهولت استفاده طرفداران بیشتری دارد. مخصوصا که در مواقع لزوم می‌توان از آن به عنوان اسلحه استفاده کرد. زنجیر فرمان هم هنوز استفاده می‌شود ولی بیشتر قفل‌های آن از نوع کتابی هستند و با رنگ نقره‌ای مات اعلام می‌کنند که در مقابل اسید هم مقاومت خواهند کرد.
    قفل‌های آویز، اول از همه در بستن کرکره مغازه‌ها اعتبار خود را از دست دادند زیرا با دیلم کردن و پیچاندن می‌شکستند و از جا در می‌آمدند. به همین دلیل قفل‌های کتابی بیشتر شدند و الان انواعی که گفته می‌شود کلید غیرقابل کپی دارند بریده نمی‌شوند، مورد استفاده قرار می‌گیرند. کرکره‌ها هم برقی و سفیدرنگ شده‌اند و با ریموت کنترل بالا و پایین می‌روند.
    بازار وسایل حفاظتی که کم‌کم به سوی فروش لوازمی چون شوکر یا استخدام بادیگارد کشیده شده است، از رونق نمی‌افتد بلکه تنها محصولات آن تغییر می‌کند. شاید کاهش روابط شخصی به این امر کمک کرده‌اند و شاید اخبار گوناگون سرقت و قتل و تجاوز، باعث نگرانی شده است. اما تنها دلیل قطعی که می‌توان برای شکل گرفتن این بخش ارایه کرد، شیوه زندگی نوین شهری است؛ زندگی که در آن هرکس مسوول قفل کردن در خانه خود است.
  • http://old.sharghdaily.ir/news/90/05/10/22913.html
  • روزنامه شرق 6 بهمن 1390
  • محمد سرابی

    Mohammad sarabi  (right)  with  Aydin Aghdashloo in his gallery - 2012

    Mohammad sarabi  (right)  with  Houshang Moradi Kermani the writer - 2013

    still loving you - mohammad sarabi - هنوز دوستت دارم - محمد سرابی


 
 
درهای ضد سرقت
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ آذر ۱۳٩٠
 
  • دزدها همه ما را بی‌اعتماد کرده‌اند؛ دیروز کلون در، امروز دوربین مداربسته و کلید غیرقابل کپی
  • زندگی با درهای ضد‌سرقت 12 زبانه رمز‌دار متصل به آیفون تصویری و آژیر
  • ف محمد سرابی


  • در بخشی از فیلم بولینگ برای کلمباین ساخته مایکل مور، او به سراغ شهری در کانادا می‌رود و در خانه‌ها را یکی‌یکی باز می‌کند و از ساکنان خانه‌ها می‌پرسد که چرا وقتی خانه هستند در را قفل نمی‌کنند. در این صحنه‌ که مانند دیگر صحنه‌ها و دیگر فیلم‌های مایکل مور تبلیغاتی است و نه مستند، هدف اثبات امنیت بسیار زیاد در کانادا بود در حالی‌که هرکسی می‌داند در شهرهای امروزی چه در مکزیک، چه در هند و چه در ایتالیا، شهروندان در خانه‌هایشان را قفل می‌کنند.
    صنعت قفل و کلید یکی از بزرگ‌ترین و قدیمی‌ترین صنایعی است که به همت دزدان و قاتلان از دوران باستان تاکنون رواج داشته است. در روستا‌ها و شهر‌های کوچک مشکل حفاظت از دزدی وجود نداشت غیر از اینکه اساسا به جز احشام و محصولات کشاورزی، چیز زیادی برای دزدیدن پیدا نمی‌شد. همه یکدیگر را می‌شناختند و هر غریبه‌ای فورا دیده می‌شد. پیشگیری از دیگر جرایم نیز به همین شیوه انجام می‌شد. مخصوصا که زندگی خانواده‌ها پیوستگی بسیار زیادی با یکدیگر داشت و هرکس باید چارچوب‌ها و قواعد رفتاری قومی را رعایت می‌کرد. این وضعیت در شهر‌های بزرگ از بین رفته و شکل وارونه به خود گرفته است و حالا دیدن شخص آشنا به ندرت پیش می‌آید.
    درهای چوبی خانه‌های قدیمی ایران با «کلون» بسته می‌شد که چوبی افقی در پشت در بود و تنها از داخل بسته می‌شد. در نوع پیشرفته‌تر، این کلون با یک کلید بزرگ اهرم مانند از بیرون در باز می‌شد که شکلی ابتدایی از قفل بود. قفل‌های واقعی که به دست صنعتگران هنرمند ساخته می‌شد، به صندوقچه سرمایه‌داران و قصر حاکمان اختصاص داشت. امروزه این شیوه زندگی در روستا‌ها هم از بین رفته است و در هر خانه دسته کلیدهای متعددی پیدا می‌شود و هرکس مجموعه‌ای از آنها را با خود حمل می‌کند. غیر از این، انواع روش‌های حفاظتی و امنیتی برای مراقبت از اموال و خودرو به‌کار گرفته می‌شود و هنوز احساس ناامنی به پایان نرسیده است. آگهی‌های تجاری زیادی برای فروش لوازم حفاظتی منتشر می‌شوند و بازار یکی از این لوازم اکنون بسیار داغ است؛ دوربین‌های مدار بسته. ایجاد یک شبکه مدار بسته با
    دو یا سه دوربین ساده و یک دستگاه کنترل مرکزی که بتواند فیلم را ضبط کند، کمتر از ۵۰۰ هزار تومان خرج دارد. خیلی از مراکز عمومی از بقالی‌ و لوازم تحریر‌فروشی تا مدرسه و بیمارستان این شبکه‌ها را برپا کرده‌اند و هرچه تعداد دوربین‌ها و کیفیت تصویر آن بالا‌تر برود، قیمت هم بیشتر می‌شود. برعکسِ دو دهه قبل، دیدن دوربین مدار‌بسته عجیب نیست و لزوما هم ثابت نمی‌کند که با فعالیتی مرموز و ارزشمند روبه‌رو هستیم. بعضی از این شبکه‌ها می‌توانند تصاویر را به‌وسیله ارتباط تلفنی از یک نقطه به نقطه دیگری برسانند.
    سامانه‌های اصطلاحا هوشمندی که در بازار لوازم حفاظتی ایران به فروش می‌رسند، تنها کار فیلمبرداری و مراقبت از ورود افراد نا‌شناس را انجام نمی‌دهند، این وسایل شناساگرهایی دارند که می‌‌توانند نشت گاز آتش‌سوزی یا موارد مشابه دیگر را هم شناسایی کنند. فعالیت این دستگاه‌ها را می‌توان گسترش داد و با اضافه کردن دوربین و صفحه‌های جداگانه به آن، ماموریت مراقبت از شرایط سالمند و کودک را هم سپرد یا اینکه دستگاه را روی گاوصندوق و اشیای گرانقیمت تمرکز داد تا مانند یک نگهبان وظیفه‌شناس هر حرکتی را گزارش دهد. چنین دستگاه‌هایی توسط شرکت‌های نمایندگی به فروش می‌رسند و نصب و استفاده از آنها نیازمند مهارت کافی است. در برخی شرکت‌ها هم دیده شده است که وقتی یک ارباب رجوع می‌خواهد به شرکت وارد شود، بلافاصله با دوربین عکس او گرفته می‌شود و برای واحد مربوطه فرستاده می‌شود. سپس اگر رییس آن واحد، فرد را تایید کرد، اجازه ورود داده می‌شود.
    وسیله‌ای که از چند سال قبل در ایران رواج زیادی پیدا کرده، درهای ضد سرقت هستند. ماجرا از سرقت‌های آپارتمانی شروع شد که در آن سارقان به راحتی از درهای چوبی عبور می‌کردند و به همین دلیل، حفاظ‌های فلزی تاشو و کشویی که روی چار چوب فلزی در نصب می‌شد، بازار خوبی پیدا کرد. ابتدا آهنگر‌های محلی این کار را انجام می‌دادند ولی با افزایش تقاضا، شرکت‌هایی ایجاد شدند که درهای کشویی را در ابعاد مختلف می‌ساختند. با رشد آپارتمان‌سازی این بازار همچنان برپا است و ساخت حفاظ پنجره هم همراه با آن ادامه دارد. این حفاظ‌ها قیمت زیادی ندارد و براساس مساحت در محاسبه می‌شود؛ این درها اگر به شرکت پرکاری سفارش داده شود، در مدتی کمتر از یکی، دو هفته آماده خواهد شد. نصب نرده روی دیوار حیاط هم به همین ترتیب انجام می‌گیرد و بنا به ارتفاع آن – ۳۰ سانتی‌متر یا ۱۵۰ سانتی‌متر – قیمت متفاوتی دارد. هریک از این حفاظ‌ها بنا به توصیه اهل فن جزییاتی دارند مثلا گروهی می‌گویند نباید فاصله دو میله از ۱۵ سانتی‌متر بیشتر باشد و گروه دیگری عقیده دارند معیار امنیت حفاظ این است که دزد نتواند سرش را از میان نرده‌ها رد کند.
    اشکال کار اینجا است که حفاظ‌های فلزی شکل ظاهری خوبی ندارد و فقط با قفل‌های آویز بسته می‌شوند که با قیچی آهن‌بر قابل بریده شدن است. این بود که درهای ضد دزد یا ضد سرقت به میان آمدند. این در‌ها را می‌توان در راسته‌هایی که قبلا در چوبی می‌فروختند، پیدا کرد. یکی از فروشندگان که مغازه بزرگی دارد و انواع در‌ها را در آن به نمایش گذاشته، می‌گوید: «این در‌ها از هر نظر مناسب آپارتمان هستند و تضمین می‌کنند که کسی نتواند وارد ساختمان شود. شرکت‌های تجاری بیشتر از خانه‌های مسکونی مشتری ما هستند و با این روش ایمنی خود را حفظ می‌کنند.» مغازه پر از انواع مختلف در فلزی است که از دور به نظر چوبی می‌آیند و از نزدیک به راحتی فلزی بودن آنها مشخص است. شاگرد مغازه جزییات این در‌ها را شرح می‌دهد. با چرخاندن کلید، ۱۲ زبانه از چهار طرف وارد چار‌چوب می‌شود. قفل در با باتری کار می‌کند و مجموعه‌ای از کلید‌ها آن را باز می‌کند. می‌توان هر کلید را به کسی داد و با کلید اصلی آن را فعال کرد یا از کار انداخت. چشمی در هم قابل تعویض با آیفون تصویری است. بعضی از این در‌ها با یک لایه ‌ام‌دی‌اف روکش شده‌اند تا ظاهر «چوبی»‌تری داشته باشند. درون در، لایه فولادی مقاوم به سوراخ‌کاری قرار گرفته و فاصله بین در و چارچوب با نوار پلاستیکی درز‌گیری شده است. هریک از در‌ها که هرکدام حداقل یک میلیون تومان قیمت دارند، ضد دزد و ضد آتش و ضد همه چیز هستند. در مغازه مجاور، قفل‌های متعدد در ارایه می‌شود. اینها درست مانند قفل‌های معمولی آپارتمان به اضافه یک صفحه کلید برای واردکردن رمز و
    کارت خوان هستند و چندین روش مختلف برای رمزگذاری دارند. حتی در صورت تلاش مداوم برای باز کردن آژیر می‌کشند تا صاحب خانه را از نفوذ غریبه‌ها آگاه کنند. برخی با ریموت کنترل باز می‌شوند و خوشامد می‌گویند یا اگر در زیاد باز ماند، مثل در یخچال ملودی می‌نوازند. قیمت هریک از این قفل‌ها به نسبت توانایی و کیفیت حدود ۴۰۰ هزار تومان است. با در فولادی و قفل هوشمند می‌توان خانه را تبدیل به گاوصندوق بزرگی کرد و شب‌ها با خیال راحت درون آن خوابید.
    مشابه همین وسایل برای خودرو‌ها هم ساخته شده‌اند که طیف بسیار گسترده‌ای از دزدگیر‌ها را شامل می‌شوند. دزدگیر‌های چینی که به اسم کره‌ای فروخته می‌شوند یا مونتاژ داخل با استفاده از قطعات چینی هستند، بازار را پر کرده‌اند. این دزدگیر‌ها حدود ۱۵۰ هزار تومان قیمت دارند و با برد‌های متفاوت، از خودرو خبر می‌دهند. تعدادی از آنها که «تصویری» نامیده می‌شوند، انواع مختلف خرابکاری را روی ریموت به نمایش می‌گذارند و تا ۲۰۰ هزار تومان قیمت دارند. اگر ضربه‌ای به بدنه وارد شود، تصویر چکش و اگر قفل دستکاری شود، تصویر درهای باز را نشان می‌دهند. میزان خطای دزدگیر‌ها که هم ناشی از کیفیت کالا و هم ناشی از نصب و استفاده نادرست است، باعث ‌شده که دایما صدای آژیر گوش‌نواز آنها را در کوچه و خیابان بشنویم و در نتیجه کسی به این صدا واکنش نشان ندهد. دزدگیر‌های بهتر، قیمت‌های بالاتری دارند و می‌توان بیشتر به آنها اعتماد کرد. با این حال، توصیه شده که حتما از قفل‌های فیزیکی برای مهار کردن خودرو استفاده شود. پدال، دنده و فرمان سه قسمتی هستند که معمولا قفل می‌شوند و در این بین قفل فرمان به دلیل شکل زیبا و سهولت استفاده طرفداران بیشتری دارد. مخصوصا که در مواقع لزوم می‌توان از آن به عنوان اسلحه استفاده کرد. زنجیر فرمان هم هنوز استفاده می‌شود ولی بیشتر قفل‌های آن از نوع کتابی هستند و با رنگ نقره‌ای مات اعلام می‌کنند که در مقابل اسید هم مقاومت خواهند کرد.
    قفل‌های آویز، اول از همه در بستن کرکره مغازه‌ها اعتبار خود را از دست دادند زیرا با دیلم کردن و پیچاندن می‌شکستند و از جا در می‌آمدند. به همین دلیل قفل‌های کتابی بیشتر شدند و الان انواعی که گفته می‌شود کلید غیرقابل کپی دارند بریده نمی‌شوند، مورد استفاده قرار می‌گیرند. کرکره‌ها هم برقی و سفیدرنگ شده‌اند و با ریموت کنترل بالا و پایین می‌روند.
    بازار وسایل حفاظتی که کم‌کم به سوی فروش لوازمی چون شوکر یا استخدام بادیگارد کشیده شده است، از رونق نمی‌افتد بلکه تنها محصولات آن تغییر می‌کند. شاید کاهش روابط شخصی به این امر کمک کرده‌اند و شاید اخبار گوناگون سرقت و قتل و تجاوز، باعث نگرانی شده است. اما تنها دلیل قطعی که می‌توان برای شکل گرفتن این بخش ارایه کرد، شیوه زندگی نوین شهری است؛ زندگی که در آن هرکس مسوول قفل کردن در خانه خود است.
  • http://old.sharghdaily.ir/news/90/05/10/22913.html
  • روزنامه شرق 6 بهمن 1390

 
 
عشق‌بازی آهنی - بازار گمرک تهران
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ آذر ۱۳٩٠
 
  • عشق‌بازی آهنی
  • فرهنگ ایرانی‬ (8) / محمد سرابی

  • می‌گویند چند سال قبل یک شرکت تولید‌کننده موتوسیکلت‌های ارزان‌قیمت که محصولاتش را قسطی به جوانان می‌فروخت، ورشکست شد زیرا مشتریانش آنقدر زنده نمی‌ماندند که قسط‌هایشان را پرداخت کنند. ماجرای موتوسیکلت در کشور ما طولانی است و از سال‌های دوری شروع می‌شود که این وسیله در کنار خودرو‌ها به خیابان راه پیدا کرد و برای بیشتر کسانی که آن را خریدند، وسیله رفت‌وآمد بود، همچنان که هنوز هم برای این کار استفاده می‌شود. برخی هم برای کار از آن استفاده کردند و بالاخره در حوالی سال‌های 50 تعداد جوان‌های شهرنشینی که از موتوسیکلت به عنوان یک وسیله تفریحی – ورزشی استفاده می‌کردند آنقدر افزایش پیدا کرد که بازار خاص آن شکل گرفت. همزمان تصادفات موتوسیکلت هم زیاد شد و در اثر مانورهای جوانان بی‌احتیاط تلفات و خسارت‌های فراوانی آغاز شد که هنوز ادامه دارد.
    در خیابان مولوی از حوالی وحدت اسلامی مغازه‌های موتور شروع می‌شود و با رسیدن به میدان گمرک تقریبا تمام مغازه‌های کوچک و بزرگ یا موتور یا قطعات آن را می‌فروشند. تمام شرق میدان که نام رسمی میدان رازی را دارد پر از مغازه‌های فروش انواع قطعات است و کوچه‌های منشعب از آن مانند برادران جوادیان که در ادامه به سرای محله قلمستان می‌رسد، همین شغل را دارند ولی انگار توافق ناگفته‌ای در میان باشد، درست از ابتدای خیابان کارگر حرفه عوض می‌شود و کاپشن و رخت و لباس سربازی جای آن را می‌گیرد.
    خرید موتوسیکلت بستگی به نوع مصرف دارد و ساده‌ترین نوع آن برای جابه‌جایی بین خانه و محل کار استفاده می‌شود و بیشتر از همه رواج پیدا کرده است. هر وقت نام موتور را می‌شنویم شکل «هوندا 125» را در ذهن می‌آوریم. دست اول این موتور الان 700 هزار تومان قیمت دارد «پاژنگ» را که ارزان‌تر است و فقط 70 سی‌سی ظرفیت انجین دارد می‌توان با قیمت 430 هزار تومان هم خرید. هیچ‌کدام از موتور‌های این رده قسطی نیستند و کاملا نقد معامله می‌شوند. قیمت موتور نسبت مستقیمی با ظرفیت انجین آن دارد که میزان قدرت و سرعت را هم تعیین می‌کند. صدای موتور که از جمله شرایط جذاب آن است، در موتور‌های با ظرفیت بالای انجین زیباتر و قدرتمند‌تر به گوش می‌رسد و لذت سوار شدن را افزایش می‌دهد.
    از نزدیک یک دهه قبل موتور‌هایی با طراحی بدنه جدید به بازار ایران آمدند و قطعات اضافه‌شده به بدنه که اضلاع تیز و کشیده‌ای داشتند و حسی از سرعت و تناسب را القا می‌کردند با هوندا‌های قدیمی به رقابت برخاست و با وجود قیمت زیاد فروش خوبی داشتند. «آپاچی» که اسمی آمریکایی دارد، توسط یک کارخانه هندی تولید می‌شود و از طریق شرکت‌های نمایندگی به بازار ایران رسیده است. این موتور با قیمت دو میلیون و 400 هزار تومان در کنار «پالس» با همین قیمت فروش بدی ندارد و انواع دست دوم آن به شرطی که کم کار کرده باشند و ظاهر براق‌شان حفظ شده باشد تا دو میلیون پایین آمده است. این موتور‌ها را می‌توان «کمی» قسطی خرید یعنی نزدیک به دو میلیون نقد و بقیه چک. اگر طالب موتورهای واقعا گران‌قیمت هستید، می‌توانید به یک دستگاه «کاوازاکی» که روی قفسه آهنی بالای بقیه موتور‌ها نگهداری می‌شود، نگاهی بیندازید. این موتور 11 میلیون تومان قیمت دارد.
    با یک دست لباس مناسب و کلاه ایمنی زیبا که با رنگ بدنه هماهنگ شده باشد، موتورسوار می‌توانست این حس را به دست بیاورد که نه در پیچ و خم‌های معابر پرچاله تهران بلکه در بزرگراه‌های یک شهر پیشرفته و مدرن موتورسواری می‌کند؛ این لوازم هم در میدان گمرک به فروش می‌رسد. لباس کامل موتورسواری حرفه‌ای با ضربه‌گیر‌های متعدد، دستکش حباب‌دار و کلاه ایمنی که بنا به جنس و اینکه فک متحرک و نقاب داشته یا نداشته باشد از 15 تا 60 هزار تومان و بیشتر قیمت دارد. کلاه‌ها قیمت بیشتری دارد. در بین لوازم حرفه‌ای، محافظ پارچه‌ای که برای پوشاندن لب و بینی در مسابقات استفاده می‌شود و شکل دندان‌های اسکلت یا بال اژدها دارد هم دیده می‌شود. ابزار پلاستیکی ساده‌ای که به رنگ سیاه هستند و یک آفتابگیر کوچک دارند، آنقدر غیرایمن هستند که تقریبا می‌توان از قیمت آنها صرف‌نظر کرد. کلاه‌های ایمنی شکل و رنگ‌های گوناگونی دارند و در تمام مغازه‌های لوازم به فروش می‌رسند. انگار فرهنگ استفاده از کلاه ایمنی به زور جریمه نهادینه شده است.
    در سمت غربی میدان، خیابان هلال احمر قرار دارد که در سمت جنوبی آن بازار پتو سربازی و دیگر لوازم مربوطه گرم است و تا حاشیه میدان ادامه دارد اما در سمت شمالی دوچرخه‌فروشی‌ها هم جا باز کرده‌اند. موتوسیکلت در مقایسه با خودرو تفاوت‌های عمده‌ای دارد که باعث می‌شود نتوان آن را مثل خودرو به دست تغییرات سپرد و «اسپرت» و «آپشن» کرد. خودرو سطح و بدنه گسترده‌ای دارد و به هر جای آن می‌توان چیزی اضافه کرد ولی موتور جای کافی ندارد. تنها راه تعویض قطعات با نمونه‌های بهتر است که همین‌جا انجام می‌گیرد. هر مغازه تعمیرکاری دارد که در کنار پیاده‌رو و با چند آچاری که در جیب کنار شلوار نگه می‌دارد قطعات را به سرعت عوض می‌کند. اینجا هم هوندای معروف بیشتر حضور دارد. اگر کسی بخواهد با موتور مسافربری کند یا به عنوان پیک موتوری بسته‌ها را از جایی به جای دیگر ببرد و چک نقد کند، باید سراغ همین هوندا برود. قبلا موتور‌های ارزان‌قیمتی در استان‌های مرکزی ایران تولید می‌شد که ابدا کیفیت نداشت و هر سال عده‌ای از جوانان را زخمی می‌کرد یا به کشتن می‌داد به همین دلیل پس از فروش فراوان و پر کردن تمام روستاها بازار خود را از دست داد. الان شاید بتوان یک موتور دست دوم سالم که 500 یا 600 هزارتومان قیمت دارد، پیدا کرد. بعضی از نسیه‌فروشان هم هستند که 300 هزار تومان نقد و کلی سند و مدرک و ضمانت به عنوان پشتیبان چک‌ها می‌گیرند. وقتی موتور تحویل شد باید چند وسیله جانبی را به آن اضافه کرد تا وارد صنف شود. برای ترک‌بند عقب که محکم باشد و خوب آبکاری شده باشد، هفت هزار تومان و برای خورجین پنج، شش هزار تومان لازم است. اگر خورجین لاستیکی و در‌دار باشد که در مقابل باد و باران از بسته کند تا 11 هزار تومان قیمت دارد. موتور را باید حتما در مقابل ساختمان‌هایی که پیک احضار کرده‌اند، قفل کرد و یک زنجیر از جنس سیم بکسل پنج هزار تومان و اگر آهنی و مفصلی باشد که راحت قابل بریدن نیست 12 هزار تومان قیمت دارد. کسی که ساعت‌های طولانی پشت موتور می‌نشیند و دایم باد سرد زمستان به صورتش می‌خورد، به سپر طلقی بادشکن نیاز دارد که 14 هزار تومان قیمت دارد و می‌توان با هفت هزار تومان سقفی را هم روی آن نصب کرد. موتور‌های دست دوم معمولا فرسودگی‌هایی دارند که باید آنها را تعویض کرد و گلگیر سه تا هفت هزارتومانی، تایر 15 تا 18 هزار تومانی و باک 15 هزار تومانی در رنگ‌های مختلف از آن جمله است.
    موتور تریل هم در این خیابان پیدا می‌شود و نوع 200 سی‌سی آن یک میلیون و 500 هزار تومان قیمت دارد. دایچی متنوع‌تر است و از نوع صد سی‌سی 800 هزار تومانی تا 250 سی‌سی دو میلیون و 300 هزار تومانی عرضه می‌شود. بنا به سلیقه می‌توان «اسکوتر» صد سی‌سی که را بسیار آرام و غیراسپورت است، با 900 هزار تومان خرید یا به سراغ «ناتالی» 150 سی‌سی با یک میلیون و صد هزار تومان رفت. ناتالی مشابه «هارلی دیویدسون» موتور سنگین‌وزن آمریکایی که خود نماد نوعی فرهنگ خیابانی است، ساخته شده است.
    تا به حال که سهم زنان ایران از موتورسواری نشستن روی ترک بود و در خیابان‌های شهر زنی دیده نشده است که دو دستش را به دسته‌ها گرفته باشد در حالی که موتورسواری زنان در کشورهای اروپایی و حتی آسیایی بسیار عادی است. تولید موتورهای سبک با ویژگی‌های جسمی زنانه نیز به همین دلیل انجام می‌شود. نمونه این موتورها در کشور ما چند مدل معدود است که اغلب توسط افراد کوچک‌جثه مورد استفاده قرار می‌گیرد. البته با توجه به ماجراهایی که درباره دوچرخه‌سواری دختران پیش آمد به سادگی می‌توان دریافت که استعداد موتورسواری در بین دختران ایرانی کم نیست.
    در نزدیکی بازار یا نقاط دیگر که موتوری‌های مسافربر انحصار سرعت در حمل و نقل را در اختیار دارند، می‌توان زنانی را دید که سوار ترک پیک موتوری شده‌اند و اجناس خریداری‌شده یا کیف‌شان را بین خود و راکب گذاشته‌اند اما در راسته موتوری‌های میدان گمرک هیچ زنی به جز عابران نیست و در بین آنها نیز زنان جوان یافت نمی‌شوند. تمام فروشندگان و خریداران مردان جوان هستند و اشخاص مسن نیز کمتر دیده می‌شوند. این راسته ویژگی‌های بافت تجاری را دارد و در معبر اصلی آن به جز مغازه‌هایی کاملا مرتبط با موتوسیکلت و اغذیه‌فروشی‌هایی که بیشتر فست‌فود هستند، مغازه دیگری پیدا نمی‌شود. دنیای موتوسیکلت‌های کلکسیونی و گران‌قیمت یا موتور‌های فرسوده و اسقاطی هم در همین اطراف است.
  • روزنامه شرق 3 آذر 1390