محمد سرابی

www.msarabi.com

 
تا شب عید - همشهری قزوین
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩٠
 


تا شب عید

محمد سرابی

دبیر همشهری استان قزوین

تنها چند روز از مراسم گرامیداشت انقلاب اسلامی­ می­گذرد­ و به زودی زمان انتخابات مجلس شورای اسلامی خواهد رسید. می­توان گفت قشری که حضور خود را در هر دو عرصه یاد شده از 33 سال گذشته تا امروز به اثبات رسانده کارگران هستند و خاطره مقاومت آن ها در دوران پیروزی انقلاب اسلامی، اداره کردن کارخانه ها پس از انقلاب و پیشبرد فعالیت صنایع در سختی­های دوران جنگ و تحریم­های اقتصادی آن زمان تا به حال باقی­مانده است. کارگران از ارزشمند ترین بخش­های جامعه امروز ما و هر جامعه دیگری در سطح جهان هستند و سطح رفاهی آن ها میتواند معیاری برای تشخیص سطح رفاه در کل جامعه باشد.

در شماره قبل همشهری استان خواندید که در جریان بازدید مسئولان دولتی از استان و زمانی که یک پروژه مسکونی در حال افتتاح بود جمعی از کارگران استان شرایط دشوار و تاخیر در پرداخت حقوق خود را مطرح کردند و این وعده را گرفتند که با اختصاص مبلغی معوقه خود را در یافت خواهد کرد. در این شماره هم می­خوانید که چگونه اختلاف نظر بین دو نهاد مرتبط با امورکارگری استان باعث سردرگمی شده است و برای کارگران – و احتمالا هر کس دیگری که از بیرون به ماجرا نگاه می­کند – مشخص نیست که باید بیمه را بر اضافه حقوق ترجیح داد یا برعکس. این بحث ها زیاد ادامه نخواهد یافت زیرا یک ماه دیگر نوروز فرا می­رسد و برای دو هفته همه چیز در «کما» فرو می­رود شاید با پرداخت موقت عیدی بتوان تا حدی مشکل مالی کارگران را برای این ایام تسکین داد اما در سال آینده باید دید شرایط اقتصادی و تدبیر­های حمایتی چه وضعیتی را برای کارگران فراهم کرده اند.  قزوین استانی صنعتی است و کارگران بخش بزرگی از شهروندان آن هستند.

همشهری استان قزوین 26 بهمن 90

 محمد سرابی - mohammad sarabi

محمد سرابی - mohammad sarab

still loving you mohammad sarabi - هنوز دوستت دارم – محمد سرابی


 
 
زندگی در گاو صندوق
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٠
 

زندگی در گاو صندوق

محمد سرابی

 mohammad sarabi

 

در بخشی از فیلم بولینگ برای کلمباین ساخته مایکل مور، وی به سراغ شهری در کانادا می‌رود و در خانه‌ها را یکی یکی باز می‌کند و از ساکنان خانه‌ها می‌پرسد که چرا وقتی خانه هستند در را قفل نمی‌کنند. در این صحنه‌ که مانند دیگر صحنه‌ها و دیگر فیلمهای مایکل مور تبلیغاتی است و نه مستند، هدف اثبات امنیت بسیار زیاد در کانادا بود در حالی که هرکسی می‌داند در شهرهای امروزی چه در مکزیک، چه در هند و چه در ایتالیا شهروندان در خانه‌هایشان را قفل می‌کنند.

 

 

صنعت قفل و کلید یکی از بزرگ‌ترین و قدیمی‌ترین صنایعی است که به همت دزدان و قاتلان از دوران باستان تا کنون رواج داشته است. در روستا‌ها و شهر‌های کوچک مشکل حفاظت از دزدی وجود نداشت غیر از اینکه اساسا به جز احشام و محصولات کشاورزی چیز زیادی برای دزدیدن پیدا نمی‌شد، همه یکدیگر را می‌شناختند و هر غریبه‌ای فورا دیده می‌شد. پیشگیری از دیگر جرائم نیز به همین شیوه انجام می‌شد. مخصوصا که زندگی خانواده‌ها پیوستگی بسیار زیادی با یکدیگر داشت و هرکس باید چهارچوب‌های و قواعد رفتاری قومی را رعایت می‌کرد. حالتی که در شهر‌های بزرگ از بین رفته و شکل وارونه به خود گرفته است و حالا دیدن شخص آشنا به ندرت پیش می‌اید. درهای چوبی خانه‌های قدیمی ایران با «کلون» بسته می‌شد که چوبی افقی در پشت در بود و تنها از داخل بسته می‌شد. در نوع پیشرفته‌تر این کلون با یک کلید بزرگ اهرم مانند از بیرون در باز می‌شد که شکلی ابتدایی از قفل بود. قفل‌های واقعی که به دست صنعتگران هنرمند ساخته می‌شد به صندوقچه سرمایه داران و قصر حاکمان اختصاص داشت.


 
 
زندگی با درهای ضد‌سرقت
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ بهمن ۱۳٩٠
 
  • زندگی با درهای ضد‌سرقت 12 زبانه رمز‌دار متصل به آیفون تصویری و آژیر
  • فرهنگ ایرانی‬ (6) / محمد سرابی


  • در بخشی از فیلم بولینگ برای کلمباین ساخته مایکل مور، او به سراغ شهری در کانادا می‌رود و در خانه‌ها را یکی‌یکی باز می‌کند و از ساکنان خانه‌ها می‌پرسد که چرا وقتی خانه هستند در را قفل نمی‌کنند. در این صحنه‌ که مانند دیگر صحنه‌ها و دیگر فیلم‌های مایکل مور تبلیغاتی است و نه مستند، هدف اثبات امنیت بسیار زیاد در کانادا بود در حالی‌که هرکسی می‌داند در شهرهای امروزی چه در مکزیک، چه در هند و چه در ایتالیا، شهروندان در خانه‌هایشان را قفل می‌کنند.
    صنعت قفل و کلید یکی از بزرگ‌ترین و قدیمی‌ترین صنایعی است که به همت دزدان و قاتلان از دوران باستان تاکنون رواج داشته است. در روستا‌ها و شهر‌های کوچک مشکل حفاظت از دزدی وجود نداشت غیر از اینکه اساسا به جز احشام و محصولات کشاورزی، چیز زیادی برای دزدیدن پیدا نمی‌شد. همه یکدیگر را می‌شناختند و هر غریبه‌ای فورا دیده می‌شد. پیشگیری از دیگر جرایم نیز به همین شیوه انجام می‌شد. مخصوصا که زندگی خانواده‌ها پیوستگی بسیار زیادی با یکدیگر داشت و هرکس باید چارچوب‌ها و قواعد رفتاری قومی را رعایت می‌کرد. این وضعیت در شهر‌های بزرگ از بین رفته و شکل وارونه به خود گرفته است و حالا دیدن شخص آشنا به ندرت پیش می‌آید.
    درهای چوبی خانه‌های قدیمی ایران با «کلون» بسته می‌شد که چوبی افقی در پشت در بود و تنها از داخل بسته می‌شد. در نوع پیشرفته‌تر، این کلون با یک کلید بزرگ اهرم مانند از بیرون در باز می‌شد که شکلی ابتدایی از قفل بود. قفل‌های واقعی که به دست صنعتگران هنرمند ساخته می‌شد، به صندوقچه سرمایه‌داران و قصر حاکمان اختصاص داشت. امروزه این شیوه زندگی در روستا‌ها هم از بین رفته است و در هر خانه دسته کلیدهای متعددی پیدا می‌شود و هرکس مجموعه‌ای از آنها را با خود حمل می‌کند. غیر از این، انواع روش‌های حفاظتی و امنیتی برای مراقبت از اموال و خودرو به‌کار گرفته می‌شود و هنوز احساس ناامنی به پایان نرسیده است. آگهی‌های تجاری زیادی برای فروش لوازم حفاظتی منتشر می‌شوند و بازار یکی از این لوازم اکنون بسیار داغ است؛ دوربین‌های مدار بسته. ایجاد یک شبکه مدار بسته با
    دو یا سه دوربین ساده و یک دستگاه کنترل مرکزی که بتواند فیلم را ضبط کند، کمتر از ۵۰۰ هزار تومان خرج دارد. خیلی از مراکز عمومی از بقالی‌ و لوازم تحریر‌فروشی تا مدرسه و بیمارستان این شبکه‌ها را برپا کرده‌اند و هرچه تعداد دوربین‌ها و کیفیت تصویر آن بالا‌تر برود، قیمت هم بیشتر می‌شود. برعکسِ دو دهه قبل، دیدن دوربین مدار‌بسته عجیب نیست و لزوما هم ثابت نمی‌کند که با فعالیتی مرموز و ارزشمند روبه‌رو هستیم. بعضی از این شبکه‌ها می‌توانند تصاویر را به‌وسیله ارتباط تلفنی از یک نقطه به نقطه دیگری برسانند.
    سامانه‌های اصطلاحا هوشمندی که در بازار لوازم حفاظتی ایران به فروش می‌رسند، تنها کار فیلمبرداری و مراقبت از ورود افراد نا‌شناس را انجام نمی‌دهند، این وسایل شناساگرهایی دارند که می‌‌توانند نشت گاز آتش‌سوزی یا موارد مشابه دیگر را هم شناسایی کنند. فعالیت این دستگاه‌ها را می‌توان گسترش داد و با اضافه کردن دوربین و صفحه‌های جداگانه به آن، ماموریت مراقبت از شرایط سالمند و کودک را هم سپرد یا اینکه دستگاه را روی گاوصندوق و اشیای گرانقیمت تمرکز داد تا مانند یک نگهبان وظیفه‌شناس هر حرکتی را گزارش دهد. چنین دستگاه‌هایی توسط شرکت‌های نمایندگی به فروش می‌رسند و نصب و استفاده از آنها نیازمند مهارت کافی است. در برخی شرکت‌ها هم دیده شده است که وقتی یک ارباب رجوع می‌خواهد به شرکت وارد شود، بلافاصله با دوربین عکس او گرفته می‌شود و برای واحد مربوطه فرستاده می‌شود. سپس اگر رییس آن واحد، فرد را تایید کرد، اجازه ورود داده می‌شود.
    وسیله‌ای که از چند سال قبل در ایران رواج زیادی پیدا کرده، درهای ضد سرقت هستند. ماجرا از سرقت‌های آپارتمانی شروع شد که در آن سارقان به راحتی از درهای چوبی عبور می‌کردند و به همین دلیل، حفاظ‌های فلزی تاشو و کشویی که روی چار چوب فلزی در نصب می‌شد، بازار خوبی پیدا کرد. ابتدا آهنگر‌های محلی این کار را انجام می‌دادند ولی با افزایش تقاضا، شرکت‌هایی ایجاد شدند که درهای کشویی را در ابعاد مختلف می‌ساختند. با رشد آپارتمان‌سازی این بازار همچنان برپا است و ساخت حفاظ پنجره هم همراه با آن ادامه دارد. این حفاظ‌ها قیمت زیادی ندارد و براساس مساحت در محاسبه می‌شود؛ این درها اگر به شرکت پرکاری سفارش داده شود، در مدتی کمتر از یکی، دو هفته آماده خواهد شد. نصب نرده روی دیوار حیاط هم به همین ترتیب انجام می‌گیرد و بنا به ارتفاع آن – ۳۰ سانتی‌متر یا ۱۵۰ سانتی‌متر – قیمت متفاوتی دارد. هریک از این حفاظ‌ها بنا به توصیه اهل فن جزییاتی دارند مثلا گروهی می‌گویند نباید فاصله دو میله از ۱۵ سانتی‌متر بیشتر باشد و گروه دیگری عقیده دارند معیار امنیت حفاظ این است که دزد نتواند سرش را از میان نرده‌ها رد کند.
    اشکال کار اینجا است که حفاظ‌های فلزی شکل ظاهری خوبی ندارد و فقط با قفل‌های آویز بسته می‌شوند که با قیچی آهن‌بر قابل بریده شدن است. این بود که درهای ضد دزد یا ضد سرقت به میان آمدند. این در‌ها را می‌توان در راسته‌هایی که قبلا در چوبی می‌فروختند، پیدا کرد. یکی از فروشندگان که مغازه بزرگی دارد و انواع در‌ها را در آن به نمایش گذاشته، می‌گوید: «این در‌ها از هر نظر مناسب آپارتمان هستند و تضمین می‌کنند که کسی نتواند وارد ساختمان شود. شرکت‌های تجاری بیشتر از خانه‌های مسکونی مشتری ما هستند و با این روش ایمنی خود را حفظ می‌کنند.» مغازه پر از انواع مختلف در فلزی است که از دور به نظر چوبی می‌آیند و از نزدیک به راحتی فلزی بودن آنها مشخص است. شاگرد مغازه جزییات این در‌ها را شرح می‌دهد. با چرخاندن کلید، ۱۲ زبانه از چهار طرف وارد چار‌چوب می‌شود. قفل در با باتری کار می‌کند و مجموعه‌ای از کلید‌ها آن را باز می‌کند. می‌توان هر کلید را به کسی داد و با کلید اصلی آن را فعال کرد یا از کار انداخت. چشمی در هم قابل تعویض با آیفون تصویری است. بعضی از این در‌ها با یک لایه ‌ام‌دی‌اف روکش شده‌اند تا ظاهر «چوبی»‌تری داشته باشند. درون در، لایه فولادی مقاوم به سوراخ‌کاری قرار گرفته و فاصله بین در و چارچوب با نوار پلاستیکی درز‌گیری شده است. هریک از در‌ها که هرکدام حداقل یک میلیون تومان قیمت دارند، ضد دزد و ضد آتش و ضد همه چیز هستند. در مغازه مجاور، قفل‌های متعدد در ارایه می‌شود. اینها درست مانند قفل‌های معمولی آپارتمان به اضافه یک صفحه کلید برای واردکردن رمز و
    کارت خوان هستند و چندین روش مختلف برای رمزگذاری دارند. حتی در صورت تلاش مداوم برای باز کردن آژیر می‌کشند تا صاحب خانه را از نفوذ غریبه‌ها آگاه کنند. برخی با ریموت کنترل باز می‌شوند و خوشامد می‌گویند یا اگر در زیاد باز ماند، مثل در یخچال ملودی می‌نوازند. قیمت هریک از این قفل‌ها به نسبت توانایی و کیفیت حدود ۴۰۰ هزار تومان است. با در فولادی و قفل هوشمند می‌توان خانه را تبدیل به گاوصندوق بزرگی کرد و شب‌ها با خیال راحت درون آن خوابید.
    مشابه همین وسایل برای خودرو‌ها هم ساخته شده‌اند که طیف بسیار گسترده‌ای از دزدگیر‌ها را شامل می‌شوند. دزدگیر‌های چینی که به اسم کره‌ای فروخته می‌شوند یا مونتاژ داخل با استفاده از قطعات چینی هستند، بازار را پر کرده‌اند. این دزدگیر‌ها حدود ۱۵۰ هزار تومان قیمت دارند و با برد‌های متفاوت، از خودرو خبر می‌دهند. تعدادی از آنها که «تصویری» نامیده می‌شوند، انواع مختلف خرابکاری را روی ریموت به نمایش می‌گذارند و تا ۲۰۰ هزار تومان قیمت دارند. اگر ضربه‌ای به بدنه وارد شود، تصویر چکش و اگر قفل دستکاری شود، تصویر درهای باز را نشان می‌دهند. میزان خطای دزدگیر‌ها که هم ناشی از کیفیت کالا و هم ناشی از نصب و استفاده نادرست است، باعث ‌شده که دایما صدای آژیر گوش‌نواز آنها را در کوچه و خیابان بشنویم و در نتیجه کسی به این صدا واکنش نشان ندهد. دزدگیر‌های بهتر، قیمت‌های بالاتری دارند و می‌توان بیشتر به آنها اعتماد کرد. با این حال، توصیه شده که حتما از قفل‌های فیزیکی برای مهار کردن خودرو استفاده شود. پدال، دنده و فرمان سه قسمتی هستند که معمولا قفل می‌شوند و در این بین قفل فرمان به دلیل شکل زیبا و سهولت استفاده طرفداران بیشتری دارد. مخصوصا که در مواقع لزوم می‌توان از آن به عنوان اسلحه استفاده کرد. زنجیر فرمان هم هنوز استفاده می‌شود ولی بیشتر قفل‌های آن از نوع کتابی هستند و با رنگ نقره‌ای مات اعلام می‌کنند که در مقابل اسید هم مقاومت خواهند کرد.
    قفل‌های آویز، اول از همه در بستن کرکره مغازه‌ها اعتبار خود را از دست دادند زیرا با دیلم کردن و پیچاندن می‌شکستند و از جا در می‌آمدند. به همین دلیل قفل‌های کتابی بیشتر شدند و الان انواعی که گفته می‌شود کلید غیرقابل کپی دارند بریده نمی‌شوند، مورد استفاده قرار می‌گیرند. کرکره‌ها هم برقی و سفیدرنگ شده‌اند و با ریموت کنترل بالا و پایین می‌روند.
    بازار وسایل حفاظتی که کم‌کم به سوی فروش لوازمی چون شوکر یا استخدام بادیگارد کشیده شده است، از رونق نمی‌افتد بلکه تنها محصولات آن تغییر می‌کند. شاید کاهش روابط شخصی به این امر کمک کرده‌اند و شاید اخبار گوناگون سرقت و قتل و تجاوز، باعث نگرانی شده است. اما تنها دلیل قطعی که می‌توان برای شکل گرفتن این بخش ارایه کرد، شیوه زندگی نوین شهری است؛ زندگی که در آن هرکس مسوول قفل کردن در خانه خود است.
  • روزنامه شرق 6 بهمن 1390
  • http://old.sharghdaily.ir/news/90/05/10/22913.html