محمد سرابی

www.msarabi.com

 
تحصیل زیر چشم دوربین ها
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٩
 

 

تحصیل زیر چشم دوربین‌ها
محمد سرابی

در مکتبخانه‌ها معمولا مدرس جایی می‌نشست که همه بچه‌ها را می‌دید و چون تعداد محصلان کم بود چیزی از چشمش پنهان نمی‌ماند.

 مدرسه که بزرگ‌تر شد میز معلم را در جای بلندی قرار دادند و بین نیمکت‌ها فاصله‌ای انداختند و دفتر مدرسه را مشرف به حیاط ساختند. حالا انگار این هم کافی نیست و باید با دوربین هر نقطه‌ای را زیر نظر داشت. نصب دوربین‌های مداربسته در مدارس پس از بحث‌های سال قبل حالا دارد به یک رسم رایج تبدیل می‌شود و اکنون که مدارس در حال باز شدن هستند مدیران تلاش می‌کنند در فهرست نیازهای ضروری مدرسه، گزینه دوربین‌های مداربسته را هم بگنجانند. دانش‌آموزان نیز از دوران مدرسه می‌آموزند که چگونه می‌توان تمام مدت زیر سایه لنز دوربین زندگی کرد.

در داستان‌های تخیلی مانند «1984» و «این روز کامل» یا فیلم‌هایی مانند «گزارش اقلیت» دوربین‌های حفاظتی از سوی یک ناظر بزرگ همه جا را پر کرده‌اند و به‌دنبال یافتن کوچک‌ترین نافرمانی از انسان‌ها هستند تا هرکسی را به دام بیندازند. به هرکجا بروید، هرچه بگویید و به هرچه دست بزنید دوربین‌ها می‌بینند. هرجا که باشید این‌سو و آن‌سو در ساختمان‌ها، خیابان‌ها و زیر‌وروی زمین دوربین‌ها روی پایه خود می‌گردند و بی‌صدا همه را زیر نظر دارند و شخصیت‌های اصلی این داستان‌ها دائما در حال فرار از حوزه کنترل آنها هستند.

 


 
 
تحصیل زیر چشم دوربین‌ها - دوربین مدار بسته در مدارس
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٩
 

تحصیل زیر چشم دوربین‌ها

محمد سرابی:
در مکتبخانه‌ها معمولا مدرس جایی می‌نشست که همه بچه‌ها را می‌دید و چون تعداد محصلان کم بود چیزی از چشمش پنهان نمی‌ماند.

 مدرسه که بزرگ‌تر شد میز معلم را در جای بلندی قرار دادند و بین نیمکت‌ها فاصله‌ای انداختند و دفتر مدرسه را مشرف به حیاط ساختند. حالا انگار این هم کافی نیست و باید با دوربین هر نقطه‌ای را زیر نظر داشت. نصب دوربین‌های مداربسته در مدارس پس از بحث‌های سال قبل حالا دارد به یک رسم رایج تبدیل می‌شود و اکنون که مدارس در حال باز شدن هستند مدیران تلاش می‌کنند در فهرست نیازهای ضروری مدرسه، گزینه دوربین‌های مداربسته را هم بگنجانند. دانش‌آموزان نیز از دوران مدرسه می‌آموزند که چگونه می‌توان تمام مدت زیر سایه لنز دوربین زندگی کرد.

در داستان‌های تخیلی مانند «1984» و «این روز کامل» یا فیلم‌هایی مانند «گزارش اقلیت» دوربین‌های حفاظتی از سوی یک ناظر بزرگ همه جا را پر کرده‌اند و به‌دنبال یافتن کوچک‌ترین نافرمانی از انسان‌ها هستند تا هرکسی را به دام بیندازند. به هرکجا بروید، هرچه بگویید و به هرچه دست بزنید دوربین‌ها می‌بینند. هرجا که باشید این‌سو و آن‌سو در ساختمان‌ها، خیابان‌ها و زیر‌وروی زمین دوربین‌ها روی پایه خود می‌گردند و بی‌صدا همه را زیر نظر دارند و شخصیت‌های اصلی این داستان‌ها دائما در حال فرار از حوزه کنترل آنها هستند.

نصب دوربین مداربسته فناوری جدیدی نیست ولی با پیشرفت فناوری قیمت آن کاهش پیدا کرده است. قبلا دوربین‌ها در کاخ سلطنتی یا موزه ایران باستان بود ولی الان هرکسی می‌تواند در مغازه یا حتی خانه خود یک سری دوربین داشته باشد. دوربین‌های ترافیکی هم در سطح شهر روی پایه‌های بلند نصب شده‌اند تا نشان دهند که کدام محور مثل همیشه در حال ترکیدن از حجم خودروهای شخصی تک‌نفره است. سازمان‌ها و شرکت‌ها هم دوربین را به تجهیزاتی مانند درهای اتوماتیک و آبسردکن افزودند تا علاوه بر افزایش پرستیژ خود، کارکنان تنبل و از زیرکار دررو را تحت کنترل داشته باشند. اما بحث‌ها از آنجا شروع شد که دوربین‌ها به مکان‌های خاص مثل مغاز‌ه‌های فروش لباس، باشگاه‌ها، بیمارستان‌ها و حالا مدارس رسید.

اولین اخطار‌ها به بوتیک‌ها و فروشگاه‌های لباس رسید که به گفته پلیس در مواردی، یکی دو دوربین را تا اتاق پرو هم پیش بردند. نصب دوربین در بیمارستان‌ها اما جنبه رسمی پیدا کرد. دوربین در راهرو و حیاط و فضای عمومی بیمارستان اشکالی نداشت اما در اتاق معاینه یا عمل یا هرجایی که بیمار از هشیاری، اختیار و تسلط لازم در پوشاندن بدن خود ناتوان است نگاه دوربین می‌تواند جنبه سوء استفاده پیدا کند. اسفند سال قبل این کار در یک بیمارستان موجب اعتراض پرستاران شد. محمد شریفی مقدم، دبیرکل خانه پرستار ایران در گفت‌وگو با ایلنا اظهار داشت که 3-C2 سالی است بحث نصب دوربین مداربسته در بیمارستان مطرح بوده و اکنون اقدام به نصب آن کرده‌اند، این در حالی است که فقط در حیاط و راهروی بیمارستان برای جلوگیری از سرقت و رفت‌وآمد عمومی دوربین نصب می‌شود. ماجرا کم‌کم به سوی حقوق و مطالبات صنفی پرستاران هم کشیده شده بود که رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران بدون هیچ توضیحی اضافه، خبر از جمع‌آوری تمامی دوربین‌های مداربسته در بیمارستان داد. هنوز هم بسیاری از بیمارستان‌ها مخصوصا بیمارستان‌های هیأت امنایی از دوربین‌های مداربسته استفاده می‌کنند؛ ولی در جایی که حساسیت بیماران و کادر درمانی را بر نینگیزد.

اما ماجرای نصب دوربین در مدارس طولانی‌تر بود. سال پیش این کار ممنوع بود و در اواخر شهریور یک مقام سازمان آموزش و پرورش شهر تهران تأکید کرد که نصب دوربین‌های مدار بسته در مدارس ممنوع است و والدین درصورت مشاهده دوربین‌های مدار بسته در مدارس می‌توانند به واحد ارزشیابی و حراست مناطق آموزش و پرورش گزارش دهند تا مورد رسیدگی قرار گیرد. همان زمان هم تعداد دوربین‌ها کم نبود ولی امسال ممنوعیت پارسال قانونی شد و مهدی نوید ادهم، دبیر شورای‌عالی آموزش و پرورش از صدور مجوز و بخشنامه نصب دوربین مداربسته در مدارس و قانونی‌شدن آن خبر داد. او گفت که طبق این بخشنامه مدیران مدارس می‌توانند دوربین‌های مداربسته را تنها از نظر حفاظت از اموال و مکان‌های حساس و خطرناک مدارس نصب کنند و به هیچ وجه اجازه نصب آن را در کلاس درس ندارند. جواد مرتضی‌زاده، مدیرکل ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات مردمی آموزش و پرورش شهر تهران هم اضافه کرد که نصب دوربین‌های مداربسته در مدارس با هماهنگی حراست منطقه و سازمان آموزش و پرورش انجام می‌شود.

نقطه کور

یک مدرسه راهنمایی پسرانه در شمال تهران با 2000 متر مساحت مجهز به 21 دوربین است که تمام قسمت‌ها و حتی کوچه مقابل را هم نشان می‌دهد. مدیر این مدرسه در مقابل تلویزیون بزرگی نشسته است که تصاویر این دوربین‌ها را در کنار هم نشان می‌دهد. او می‌گوید که اولیای دانش‌آموزان با این کار موافق هستند و تعداد هل دادن‌ها و زمین خوردن‌ها در راه پله هم کاهش داشته است و البته استدلال آموزشی عجیبی را هم بیان می‌کند که می‌توان آن را از دیگر مسئولان نیز شنید. براساس این روش تربیتی، نصب دوربین در تمام قسمت‌های مدرسه و درس‌خواندن زیر نگاه دوربین‌ها به دانش‌آموزان یادآوری می‌کند که همیشه زیر نظر هستند! این توضیح با نخستین سؤال از یکی از دانش‌آموزان همان مدرسه خدشه برمی‌دارد زیرا این دانش‌آموز 13ساله می‌گوید که نقاط کور دوربین‌ها و روش عبور با سر پایین انداختن به‌صورتی که قابل شناسایی نباشد را یافته است؛ مثل زندانیانی که جهت نگاه زندانبان را پیدا می‌کنند. مشخص نیست آیا مدیر مدرسه هم می‌پذیرد که با یک دوربین در دفترش از سوی رئیس آموزش و پرورش کنترل شود؟

متخصصان در این میان نظر‌های متفاوتی دارند. بهمن کشاورز، عضو کانون وکلای دادگستری می‌گوید: «در حقیقت نصب دوربین کار چندان مناسبی نیست ولی گاهی اوقات خبرهایی از جرائم رخ داده در مدارس می‌رسد که ضرورت مراقبت بیشتر را یادآوری می‌کند. همچنان که ناظم می‌تواند در هرجا بایستد و دانش‌آموزان را نظاره کند دوربین جانشین او شده است.»
وی می‌افزاید: «به یاد دارم سال‌ها پیش در دبیرستان البرز میکروفن‌هایی به‌صورت کاملا آشکار نصب شده بود که به رؤسای دبیرستان امکان می‌داد صدای قسمت‌های مختلف را کنترل کنند».یک توجیه رایج، استناد به شهرهایی مانند لندن است که در سراسر آن دوربین‌های مختلف قرار دارد.

فردین علیخواه، جامعه شناس و مدرس دانشگاه در این رابطه به ما می‌گوید: «تفاوت فرهنگی را نباید فراموش کرد. در ایران انتشار یک بلوتوث از مهمانی خانگی می‌تواند به مشکل بزرگی منجر شود، در حالی که در بعضی کشور‌ها پایگاه‌های اینترنتی برای نمایش فیلم‌های عروسی وجود دارد و زوج‌های جوان در نوبت پخش فیلم خود انتظار می‌کشند». وی به ویژگی بسیار مهم دیگری هم اشاره کرده و می‌گوید: «نصب دوربین در مکانی به نتیجه اصلی خواهد رسید که در آن تعریف جرم و تخلف دقیقا مشخص باشد. شهروند در مقابل این دوربین راحت زندگی می‌کند زیرا مطمئن است که چه کاری تخلف بوده و قطعا مجازات خواهد داشت و در مقابل دیگر اعمال و رفتار‌ها نیازی به نگرانی ندارد».

امنیت آموزشی

متهمان بمبگذاری‌های لندن با استفاده از دوربین‌های مداربسته شناسایی شدند؛ همین‌طور حمله‌کنندگان به هتل شهر بمبئی و ماموران صهیونیست که در امارات فرماندهان حماس را ترور کردند. در مباحث حفاظتی دوربین یک ابزار اصلی محسوب می‌شود. در کارخانه‌ها و جایی که نظارت بر تولید و عملکرد نیروها و دستگاه‌ها اهمیت دارد نصب دوربین توجیه می‌شود ولی محیط‌های آموزشی کشور ما در این میان چه جایگاهی دارند؟ مسلما دوربین‌های مداربسته با توجه به قیمت و کارایی‌شان باز هم در مدارس گسترش پیدا می‌کنند اما آنچه می‌تواند بر نحوه استفاده از این دوربین‌ها تأثیر‌گذار باشد واکنش شهروندان یا تشکل‌های صنفی و اجتماعی به آنهاست؛ همچنان که تاکنون معلمان راضی به نصب دوربین در کلاس‌های درس خود نشدند. دوران تحصیل زمانی است که شخصیت افراد شکل می‌گیرد و می‌آموزند چگونه در جامعه فردا زندگی کنند. مدرسه نمونه جامعه فردای آنهاست. بهتر است هنگام به‌کارگیری دوربین در هر مکانی این سؤال را از خود بپرسیم که اگر زمانی به‌دلیلی این دوربین‌ها جمع‌آوری شوند یا از کار بیفتند کسانی که به نظم زیر نظر آنها عادت کرده بودند چکار خواهند کرد؟

روزنامه همشهری - اجتماعی  27 شهریور 1389


 
 
طغیان رودخانه‌ها و آواره‌ها - سیل پاکستان
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٩
 

طغیان رودخانه‌ها و آواره‌ها

محمد سرابی:
سیل پاکستان ناگهان به راه نیفتاد، بلکه آب به تدریج ودر طول چند روز بالا آمد.

بعضی از مردم فرصت پیدا کردند هرچیزی را که می توانند بردارند و فرار کنند این اتفاق باعث شد که تلفات سیل در روزهای اول زیاد نباشد، ولی تعداد آواره‌ها به شدت زیاد شد.حالا این آواره‌ها که چندین میلیون مرد و زن و بچه هستند درنقاط مختلف پراکنده شده‌­اند. سیل پاکستان هم مثل زلزله هاییتی نشان داد که دولت وسازمان‌های مسئول یک کشور چه‌قدر آمادگی برخورد با حوادث گسترده را دارند.

پاکستان در منطقه ای حاصلخیز قرار دارد.رودخانه‌هایی که ازکوه‌های هیمالیا وهندوکش جاری می‌شوند در جنوب پاکستان به دشتی بزرگ می رسند و زمین‌های کشاورزی منطقه «سند» را آبیاری می‌کنند.به همین دلیل، جمعیت ساکن دراین منطقه تعدادشان زیاد است ولی توسعه نیافتگی(شرایط زندگی عقب مانده) و کمبود زیرساخت‌های لازم (حمل و نقل،بهداشت،امنیت،...) به همراه تفکرات قبیله ای وسنتی و فقر باعث مشکلات زیادی در این قسمت از کشور شده است .در شمال پاکستان که کوهستانی است طالبان حضور دارند و با دولت مرکزی مبارزه می‌کنند.زمانی که سیل قسمت‌های زیادی را زیر آب برد، نیروهای طالبان هم شروع به کمک رسانی در مناطق زیر نفوذ خود کردند و وعده دادند بعد از پایان سیل حمله‌های بیشتری به نیروهای دولتی خواهند کرد.

ارتش امداد رسانی به مناطق آب‌گرفته را با بالگرد انجام می دهد و چون جایی برای فرود آمدن نیست بسته های آب و غذا را پرتاب می‌کنند.کامیون‌های کمک رسان هم با هجوم مردم نیازمند وخشمگین رو به‌رو هستند.باپایین آمدن تدیجی سطح آب زمین‌ها خشک می شوند اما یک میلیون خانه خراب ومزرعه های وسیع سیل زده باقی می‌ماند.خطر گسترش بیماری‌های واگیر دار و بروز نا امنی هم وجود دارد.در مرز ایران وپاکستان برای مقابله با بحران آوارگان اعلام وضعیت فوق العاده شده است.

پاکستان ارتش بزرگی دارد و مسلح به سلاح هسته ای است. این کشور روابط خوبی هم با آمریکا دارد.ولی هیچ‌یک از این‌ها نتوانست در مقابله با سیل موثر باشد.از آصف علی زرداری رییس جمهور پاکستان به خاطر ناتوانی دولت در کنترل شرایط انتقادهای زیادی شده است.

روزنامه همشهری ضمیمه دوچرخه 25 شهریور 1389


 
 
ویکی و تالار اسرار - ویکی لیکس
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٩
 

ویکی و تالار اسرار

محمد سرابی:
خیلی از نوجوان‌های علاقه‌مند به اینترنت دوست دارند سایتی داشته باشند که در آن اسرار بزرگ تاریخی یا جهانی را فاش کنند و از این راه هم مخاطبان زیادی پیدا کنند و هم نشان دهند که به منابع اطلاعاتی خاصی دسترسی دارند.

همین الآن هم اگر کمی در اینترنت جست‌وجو کنید، تعداد زیادی از این نوع سایت‌ها را پیدا می‌کنید که اغلب هم وبلاگ‌هایی با پست‌های طولانی و بدون نام هستند. این سایت‌ها معمولاً دو مشکل بزرگ دارند: اول این‌که نوشته‌های آنها با اصول اطلاع‌رسانی و رعایت شرایط انتشار اخبار نوشته نشده؛ یعنی معمولاً خیلی احساسی و با جانب‌داری یا با دشمنی و مخالفت شدید نوشته شده‌اند. دوم این‌که منابع اطلاعات معتبر نیستند و نمی‌شود از صحت آنها مطمئن بود. بعضی اوقات هم اطلاعات آنها کپی‌شده یا بی‌ارزش است که در شرایط فعلی اهمیتی ندارد.

اداره یک سایت افشاگرانه بین‌المللی کار مشکلی است. سایت ویکی لیکس یکی از معدود سایت‌های افشاگرانه معتبر است. مقر اصلی ویکی لیکس در سوئد است و جولیان آسانج، روزنامه‌نگار استرالیایی که در جوانی هکر بود، آن را اداره می‌کند. ویکی لیکس از ابتدای سال 2007 شروع به کار کرد و اعتبار گزارش‌های آن به تدریج آن‌قدر زیاد شد که نشریات و سازمان‌های معتبر به آن استناد می‌کنند؛ مثل گزارش‌هایی که درباره زندان گوانتانامو یا فساد مالی و اخلاقی در دولت کنیا منتشر کرد. در جریان رقابت‌های انتخاباتی امریکا هم این سایت محتویات پست الکترونیکی «سارا پیلین»، معاون مک‌کین، رقیب جمهوری‌خواه اوباما را منتشر کرد که نشان می‌داد او از سمت دولتی خود استفاده‌های غیر‌قانونی کرده است. اما چیزی که این سایت را مشهور کرد انتشار فیلمی از حمله بالگردهای امریکایی به غیرنظامیان عراقی بود که توسط دوربین خود بالگرد گرفته شده بود. ارتش امریکا درستی فیلم را رد نکرد و سازمان‌های اطلاعاتی توانستند «برادلی مانینگ»، سربازی که این فیلم را لو داده بود شناسایی کنند. او اکنون در زندان و منتظر محاکمه به جرم افشای اطلاعات نظامی است.

ویکی لیکس چندهزار عضو دارد که منابع اطلاعاتی آن محسوب می‌شوند. بیشتر از یک میلیون سند مختلف به این سایت رسیده و تا حالا چندهزار از آنها منتشر شده است. آسانج اعلام کرده که می‌خواهد 15هزار سند درباره جنگ افغانستان را هم روی سایت قرار دهد. مقامات امریکایی به شدت مخالف هستند؛ تعدادی از طرفدارن قبلی ویکی لیکس هم از این کار ناراضی‌اند، زیرا افشای نام کسانی که با نیروهای خارجی همکاری می‌کنند - مثلاً خبرچین‌های نیروهای خارجی در میان طالبان - جان آنها را به خطر می‌اندازد. آنها از ویکی لیکس می‌خواهند برای حفظ جان اشخاص بعضی نام‌ها را حذف کند، ولی به نظر نمی‌آید ویکی لیکس این کار را قبول کند. با وجود این‌که دائماً اسرار نظامی و سیاسی مهمی از سراسر جهان در رسانه‌های مختلف منتشر می‌شود، معمولاً هیچ افشاگری‌ای نمی‌تواند به تنهایی مسیر تصمیم‌گیری‌های سیاسی را به سرعت تغییر دهد.