محمد سرابی

www.msarabi.com

 
خانم دکتر خانم مهندس - جمعیت
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱:٥٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸۸
 

خانم دکتر خانم مهندس

محمد سرابی

نتایج کنکور امسال اعلام شد و دختر ها باقاطعیت از پسر ها جلو زدند.63 در صد به 37 درصد.در دانشگاهها هم نسبت به همین شکل است و در بعصی رشته ها در صد دختر ها به 90و 100 می رسد.اگرچه چند سالی است که مسئولان به فکر کنترل این پیروزی افتاده اند ولی عملا نمیتوان مانع ورود دختران به دانشگاه شد .معیار قبولی در دانشگاه برتری علمی است.برتری علمی هم بازدن 120تست در 1ساعت مشخص می شود.وقتی هیچ راه پیشرفت دیگری برای دختر ها وجود نداشته باشد مسلم است که درس می خوانند واز فرصت حضور در دانشگاه و کسب یک مدرک لیسانس استفاده می کنند و حق استفاده از آن را هم دارند.

حالا بیایید داستان نسلهای یک جامعه خیالی را مرور کنیم.یک قرن قبل دراین جامعه کار زنان خانه داری و بچه داری و کار مردان کشاورزی است.بعد جامعه کمی پیشرفت می کند و کار مردان کارگری در کارخانه ها یا کارمندی می شود ولی زنان همچنان خانه دار هستند و هرسال هم باردار می شوند.در شغلهای جدید ودنیای جدید که همه چیز روی کاغذ نوشته می شود مردان باید سواد داشته باشند زنان هم بعد از چند سال و باز شدن مدارس دخترانه با سواد می شوند ولی در سطحی پایین تر از مردان.در نسل بعد مردان به دانشگاه می روند و درس خواندن تا دیپلم برای زنان عادی می شود.به ندرت زنی به به دانشگاه می رود و القابی مانند خانم دکتر و خانم مهندس خیلی استثنایی است چون هنوز هم کار اصلی بیشتر زنان بالای 18سال همان خانه داری و بچه داری و بشور بساب است.در یک دوره 20یا 30 ساله زنان خانه دار دیپلمه دخترانشان را تشویق به درس خواندن می کنند تا زندگی بهتری داشته باشند واز چنگال طبقه فقیر وسنتی خود آزاد شوند.این نسل دانشگاه را کشف می کند.اوایل در هرکلاس چند دختر با ترس و احتیاط حضور پیدا می کنند تا وقتی که تصویر دختران  دانشجو باکیف و کلاسور عادی شود.آنها فرصتهای بهتری برای کسب شغل و انتخاب همسر دارند.می توانند کارهای آبرومندانه و پر درآمدی داشته باشند و به راحتی خواستگاران سطح پایین را رد کنند.بنابر این دختران دیگر تقلید از آنها را شروع می کنند.با گذشت یک نسل دختران همسطح پسران تحصیل می کنند و از آنها جلو می زنند.دانشگاهها توسعه پیدا می کنند و خیل عظیمی از جوانان کشور دانشجو می شوند.درس خواندن چند سالی وقت می گیرد و سن ازدواج و سطح سلیقه را بالا می برد.ضمن اینکه به شکلی غیر مستقیم می تواند انتخابها را کم کند.مردان به سادگی نمی پذیرند که همسرشان بیشتر از آنها درس بخواند یا در آمد داشته باشد.درس و کار وقت زنان متاهل را می گیرد.زنانی که در حال تحصیل وشروع یک کا تازه هستند نمی خواهند با بچه دارشدن و در نتیجه گرفتار شدن سرعت موفقیت خود را کاهش دهند.پس تعداد بچه هابه سمت دو، یک، وصفرمی رود.بعضی ها اساسا قید ازدواج را می زنند.وقتی زندگی از تحصیل وکار و پول و استقلال فردی تشکیل شده است چرا باید آنرا با کس دیگری شریک شد؟در نتیجه تعداد خانم دکتر ها و خانم مهندس های مجرد بالا می رود اما واحد جامعه خانواده است نه فرد.بنابراین در این تنهایی ها ناهنجاری هایی بروز می کند که فعلا به آن نمی پردازیم.

با کاهش تعداد خانواده ها و کاهش تعداد بارداری ها.نمودار جمعیت افت می کند.در دوره 30 ساله بعدی حمعیت پیر می شود در حالی که تعداد کودکان برای جانشینی آنها کافی نیست.دولتها برخلاف گذشته تشویق به بچه دارشدن می کنند و نیروی کاری که از کشور های فقیر و عقب مانده آمده اند را می پذیرند.البته این مهاجران به سادگی در فرهنگ و تمدن جدید جذب نمی شوند و ارزشهایی را تغییر می دهدند کم کم ترکیب جمعیتی عوض می شود و جامعه خیالی ما با 50یا 30سال قبل کاملا متفاوت خواهد شد.

ضمیمه روزنامه اعتماد 30 شهریور 1388


 
 
دوباره یکی شویم - کره شمالی و جنوبی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸۸
 

دوباره یکی شویم

محمد سرابی

بعضی اوقات مراسم تشییع جنازه‌ می‌تواند جایی برای آشتی دو نفر یا حتی دو کشور باشد؛ مثل اتفاقی که در تشییع جنازه کیم‌دائه جونگ رئیس جمهور سابق کره جنوبی و برنده جایزه صلح نوبل افتاد. کیم در سال 1925 در دهکده‌ای به نام جئولای متولد شد. دوران جوانی او همان زمانی بود که جنگ جهانی دوم به شرق دور رسیده و ژاپن به چند کشور اطرافش حمله کرده بود. کشور کوچک کره که ارتش مجهزی نداشت در جریان این جنگ‌ها به تصرف ارتش‌های بیگانه در آمد. در پایان جنگ و بعد از شکست ژاپن، کره به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم شده بود. نظام اقتصادی کره شمالی سوسیالیستی و تحت حمایت شوروی و کره جنوبی سرمایه‌داری و تحت حمایت آمریکا بود. اولین رئیس جمهور کشور جنگ‌زده کره جنوبی «سینگمان ری» نام داشت و جونگ در زمان او وارد سیاست شد. او در ابتدا نماینده مجلس ملی کره شد و بعد از مدتی با رشد در حزب دمکراتیک کره جنوبی به رده‌های بالای این حزب رسید. در سال 1971 جونگ در انتخابات ریاست جمهوری با «پارک هونگ‌‌هی» رقابت کرد ولی شکست خورد. دو سال بعد زمانی که جونگ در ژاپن به سر می‌برد چند مأمور امنیتی او را دزدیدند و به یک قایق منتقل کردند. ظاهراً این مأموران قصد کشتن جونگ را داشتند ولی وقتی که ژاپن و آمریکا از این ماجرا با خبر شدند و  به آن واکنش نشان دادند دیگر امکان قتل او وجود نداشت و جونگ را به کره جنوبی بردند.

کیم یونگ ایل رئیس دولت کره شمالی (راست) و کیم دائه جونگ رئیس جمهور کره جنوبی(چپ)

کیم دائه‌جونگ که از مخالفان دولت نظامی پارک هونگ‌هی محسوب می‌شد چندین سال را در زندان و تبعید به سر ‌برد و چندبار ترور شد ولی بالاخره در سال 1997 به ریاست جمهوری کره جنوبی رسید. او که به دنبال اتحاد دوباره کره شمالی و جنوبی بود برای این هدف تلاش زیادی کرد و در سال 2000 توانست کنفرانس مشترکی میان مقامات کره جنوبی و شمالی برگزار کند که در آن با «کیم یونگ‌ایل» دیدار کرد. جونگ به دلیل تلاش‌های خود برای وحدت دو کره جایزه صلح نوبل را دریافت کرد. از دوران او مذاکرات صلح آغاز شد ولی به دلیل تنش‌های سیاسی هیچ‌وقت به نتیجه قطعی نرسید. در چند ماه اخیر آزمایش‌های موشکی کره شمالی باعث قطع شدن مسیر مذاکرات شده بود تا اینکه «جونگ» در سن 85 سالگی بر اثر نارسایی قلبی درگذشت. نمایندگان کره شمالی به مراسم خاکسپاری او آمدند و جلسات گفت‌وگو میان مقامات دو کره در حاشیه مراسم شکل گرفت. «کیم دائه جونگ» آرزو داشت که دو کره مانند گذشته تبدیل به یک کشور شوند.

http://hamshahrionline.ir/details/89181

پنجشنبه 12 شهریور 1388

روزنامه همشهری – ضمیمه نوجوانان دوچرخه


 
 
صد هزار آواره - گروه الحوثی یمن
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸۸
 
 محمد سرابی

صدهزار آواره

به گفته نماینده صندوق کودکان و مادران سازمان ملل متحد نزدیک به 100 هزار نفر از مردم شمال شرقی یمن آواره شده‌اند که بسیاری از آنها کودک و نوجوان هستند. دلیل این آوارگی شدت گرفتن جنگ بین ارتش و شبه نظامیان «الحوثی» است. شبه نظامیان الحوثی به فرقه «زیدیه» تعلق دارند. حاکمان گذشته یمن که از این گروه بودند در سال 1962 با کودتای نظامی برکنار شدند و از همان سال در استان‌های شمالی یمن مانند «صعده» درگیری‌های پراکنده‌ای میان ارتش و شبه نظامیان اتفاق می‌افتد. این مناطق اغلب کوهستانی و فقیرنشین هستند و مردم آنها در دهکده‌های کوچک زندگی می‌کنند. از سال 2004 و با بیشتر شدن جنگ، درگیری‌ها به مناطق شهری و به جمعیت هم کشیده شده است که باعث کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از غیرنظامیان می‌شود. با اوج گرفتن هر درگیری ساکنان تلاش می‌کنند از منطقه‌های خطرناک دور شوند ولی معمولاً راهی پیدا نمی‌کنند و رساندن کمک‌های غذایی و دارویی به آنها هم دشوار است زیرا بیشتر راه‌های کوهستانی بسته می‌شوند.

دولت یمن اعلام کرد در حمله به شهر «حفر صوفیان» که در اختیار شبه‌نظامیان بود دو نفر از فرماندهان و 100 نفر از نیروهای آنها را کشته است. گروه «الحوثی» هم ادعا می‌کنند که ارتشیان را فراری داده و چند پادگان آنها را تصرف کرده‌اند. در سال 8002 توافق صلحی در شهر دوحه به امضای دوطرف رسید ولی هیچ یک آن را جدی نگرفتند؛ الان هم «عبدالملک الحوثی»، فرمانده این گروه در بیانه‌ای خواسته است که به مناسبت ماه رمضان جنگ متوقف شود ولی درگیری‌ها هنوز ادامه دارد.

http://hamshahrionline.ir/details/89181

پنجشنبه 12 شهریور 1388

روزنامه همشهری – ضمیمه نوجوانان دوچرخه


 
 
شهربانو
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۸
 

شهربانو

 محمد سرابی

معرفی سه زن به عنوان وزیر این بحث را مطرح می کند که آیا تصدی سمت های بالای سیاسی و مدیریتی در یک جامعه نشانه پیشرفته بودن آن است؟ چه کشور هایی در جهان هستند که در آنها زنان از جمله سیاستمداران بزرگ باشند؟ در حال حاضر اولین نمونه آلمان است که آنگلا مرکل صدراعظم و بالاترین قدرت آن محسوب می شود. اشتاین مایر مهم ترین رقیب سیاسی او درست یک پله عقب تر ایستاده است و در سیستم اداری زیر دست مرکل قرار دارد.بعد از آلمان به امریکا می رسیم. رئیس مجلس نانسی پلوسی است. از یک دهه قبل تاکنون (به جز دوران کوتاه پاول)سه وزیر امور خارجه امریکا به ترتیب آلبرایت، رایس و کلینتون هستند.رئیس دیوان عالی امریکا بالاترین جایگاه قضایی این کشور هم سونیا سوتومایور است؛ زنی با تبار لاتین. کابینه کشور هایی چون سوئد و فرانسه هم از زنان خالی نیست و در بعضی از این کابینه ها زنان اکثریت داشته و سمت های حساسی را در دست دارند. این کشورها همه پیشرفته هستند ولی در سمت دیگر دنیا و در میان کشور های جنوبی هم می شود مثال هایی را پیدا کرد که این قاعده را نقض کند.در بنگلادش دو جبهه سیاسی بزرگ در حال جنگ با یکدیگر هستند که یکی را خالده ضیاء و دیگری را حسینه واجد رهبری می کند.در لیبریا نا امن ترین و جنگزده ترین کشور آفریقای غربی الن جانسون قدرت را در دست دارد. بی نظیر بوتو هم مدتی قبل کشته شد تا امروز رئیس جمهور پاکستان متشنج و جزء این فهرست نباشد. بنابراین در کشور های توسعه نیافته دنیا هم سیاستمدار زن داریم.

 

این طور که در تلویزیون نشان می دهند از قرن ها قبل زنان با شکوه و جلال فراوان در دربار پادشاهان کره دارای مقام های عالی بودند و علاوه بر مشاوره به اعمال نفوذ و تغییر تصمیمات اساسی در حد جابه جا کردن امپراتور و تاسیس گوگوریو هم می پرداختند.اما در دنیای واقعی امروز اگر زنی بخواهد به سمت های بالا دست پیدا کند باید بیشتر از مردانی که در همان شغل هستند، تلاش کند و بیشتر از آنها مراقب باشد.خوزه لوییس ساپاته رو رئیس جمهور اسپانیا به دلیل جوانی و روشن بودن و درشتی رنگ چشم هایش و همین طور بازیگوشی هایش در کشور خود دامبی نامیده می شود. او در اولین کابینه خود وزرای زن زیادی به کار گرفت ولی تا قبل از آن عکس معروف کسی به این نکته اهمیتی نمی داد.در عکسی که با دقت فراوان از زنان عضو کابینه گرفته شده بود این خانم ها به دلیل لباس ها، آرایش و حرکاتی مثل نشستن روی دسته مبل بیشتر شبیه ستاره های تلویزیونی به نظر می آمدند. ساپاته رو در کابینه دوم خود هم این رویه را دنبال کرد و کارمه چاشن را به عنوان وزیر جنگ انتخاب کرد.او باردار بود و در مراسم رسمی ارتش چندان شبیه یک فرمانده جنگی به نظر نمی آمد.مخصوصاً با توجه به این نکته که ژنرال های ارتش اسپانیا اگر نبرد های وحشیانه جنگ جهانی دوم را به خاطر نداشته باشند جنگ های خونین داخلی را به یاد دارند. ارتش اسپانیا با فضای جنگی بیگانه نیست و تا چند سال قبل در عراق حضور داشت. پس عجیب نبود که تصویر چاشن با لباس راحتی بارداری، صورت بسیار جدی و در حال رژه رفتن از مقابل صف نظامیان غول پیکر مایه سرگرمی نشریات اروپایی شد.اگر بخواهیم وضعیت فعلی حضور زنان در جامعه شرقی خودمان را بسنجیم معیار های دیگری غیر از وزارت را خواهیم دید.در تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری و اعتراضات پس از آن حضور زنان بسیار پررنگ بود، آنقدر که گاهی اوقات مردان را متعجب می ساخت.اینها نشانه هایی هستند که خبر از تغییراتی در درون جامعه ما می دهند.

ضمیمه روز نامه اعتماد صفحه 3 چهارشنبه ١١ شهریور ١٣٨٨


 
 
راه بدون بازگشت
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۸
 

راه بدون بازگشت 

محمد سرابی

 valiasr

یکی از ویژگی های تهران این است که هیچ وقت نمی توانید در آن از همان راهی که رفته اید برگردید. در جهت تحکیم این ویژگی پس از بررسی های فراوان و ساعت ها کار کارشناسی، متخصصان به این نتیجه علمی رسیدند که خیابان ولیعصر را یک طرفه کنند و تاکنون این طرح با قاطعیت در حال اجراست. اواخر مرداد تابلوهایی به درختان و تیرهای چراغ برق نصب شده بود که خبر از یک طرفه شدن خیابان می داد. کسی باور نکرد. مگر می شود اصلی ترین خیابان تجاری شمال شهر را یک طرفه کرد؟ مغازه داران و صاحبان مراکز تجاری مطمئن بودند این کار امکان پذیر نیست و می دانستند چه اتفاقی برای حجم مشتریان شان و همین طور قیمت املاک شان خواهد افتاد. صحبت از مقاومت و اعتراض بود. می گفتند حتی اگر ما هم اعتراضی نکنیم سازمان های بزرگی که در مسیر هستند یا حداقل بیمارستان ها واکنش نشان می دهند. ولی مثل همیشه شهرداری با چند روز تاخیر و جلب موافقت بقیه این کار را کرد و اعتراضی نشد. حالا مردم مانده اند با این «تغییر» بزرگ چه کنند. روز اول رانندگان با تعجب به شکل جدید خیابان نگاه می کردند. انگار تا به حال در آن رانندگی نکرده اند. از منطقه عباس آباد به بالا یک طرفه شده و فقط می شود رفت. بعد مسیر های جایگزین اعلام شد. خیابان جردن که خود از ترافیک کافی برخوردار است یکی از این مسیرهاست. عصر ها و زمانی که شرکت ها و سازمان ها تعطیل می شوند جردن یکسره راهبندان و کرایه تاکسی ها در آن دو برابر است. حالا ترافیک برگشتی ولیعصر هم از طریق کوچه های شیبدار و اعیان نشین امانیه به آن سرازیر می شود. فقط موتوری هایی که در پیاده رو حرکت می کنند اگر توقیف نشوند به موقع به مقصد می رسند. از آن طرف بزرگراه های چمران، صدر و کردستان هم از نتایج تصمیم کارشناسان بی نصیب نمانده اند و صبح و شب لبالب از خودرو می شوند. دبیر شورای عالی ترافیک می گوید حتماً شهرداری برای اجرای این طرح مطالعه کافی داشته که آن را در شورای ترافیک تهران به تصویب رسانده است. در تایید این مطالعات رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ اعلام کرده سوابق مطالعاتی طرح در دو جلد کتاب جمع آوری شده است. شهرداری اصرار دارد که هدف اصلی از یک طرفه کردن خیابان ساخت خط اتوبوسرانی بی آرتی در بزرگ ترین خیابان خاورمیانه است که تجریش را به راه آهن وصل می کند. اولین خط بی آرتی که شرق را به غرب وصل می کرد بازدهی خوبی داشت. حالا بی آرتی باید از طرف شهرداری ثابت کند که تنها راه حل رفت و آمد در تهران است و هواداران منوریل را ناامید سازد. نزدیک بودن زمان اجرای طرح به آغاز ماه مبارک رمضان و کم شدن ساعات کار ادارات ارزیابی قضیه را کمی سخت کرد ولی یک ماه دیگر که رمضان تمام شود و مدرسه ها باز شوندمی توانید در کنار راهبندان اول مهر به تماشای ترافیک بزرگ ترین خیابان خاورمیانه بنشینید

ضمیمه روزنامه اعتماد یکشنبه٨ شهریور٨٨ صفحه ١۶