محمد سرابی

www.msarabi.com

 
تیمی به نام دولت
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸۸
 

تیمی به نام دولت

محمد سرابی:
کابینه دولت انگلیس، دچار بحران شده است.

سوءاستفاده مالی چند وزیر افشا شده، چند نفر دیگر هم استعفا داده و از کابینه خارج شده‌اند. قبل از همه اینها هم اصلی‌ترین عضو دولت، یعنی نخست‌وزیر عوض شده بود و حالا «گوردون براون»،  نخست‌وزیر جدید می‌خواهد کابینه را ترمیم کند.

حتماً اصطلاحات هیأت وزیران، کابینه و دولت را شنیده‌اید. دولت در واقع به معنی حکومت نیست، بلکه قوه مجریه، یعنی بخشی از حکومت که قانون  را اجرا می‌کند، دولت می‌نامند. در بعضی از کشورها مثل انگلیس، نخست‌وزیر دولت را اداره می‌کند، یعنی وزیرهایی را برای بخش‌های مختلف تعیین می‌کند. در بعضی کشورها، مثل فرانسه، رئیس‌جمهور این کار را انجام می‌دهد. اما در کشوری مثل ترکیه که هم رئیس‌جمهور و هم نخست‌وزیر دارد، آن وقت بازهم نخست‌وزیر، وزیرها را انتخاب می‌کند.

گوردون براون

کابینه، یعنی وزیرها به همراه رئیس جمهور (یا نخست‌وزیر) و معاون او. معاون رئیس جمهور در بعضی کشورها قدرت زیادی دارد. مثلاً در آمریکا، اگر رئیس جمهور به دلیلی مثل استعفا یا فوت از دولت حذف شود، دیگر انتخابات جدید برگزار نمی‌شود و معاونش تا پایان دوره جای او را می‌گیرد.

وزیرهای کابینه یا همان هیأت وزیران هم از این جهت اهمیت دارند که بیشتر کارهای کشور به دست آنها سپرده می‌شود. تعداد و نام وزیرها در کشورهای مختلف تفاوت دارد، ولی معمولاً هر دولتی دارای این وزیرهاست:

1- وزیر خارجه، برای ایجاد رابطه با دیگر کشورها
2- وزیر کشور، برای کنترل مسائل سیاسی داخلی
3- وزیر دارایی، برای تنظیم درآمد و هزینه‌های کشور
4- وزیر انرژی، برای تأمین برق، سوخت و...
5 - وزیر اموراجتماعی، برای ارائه خدمات رفاهی، آموزشی، حمایتی و... به شهروندان
6- وزیر بازرگانی، برای رسیدگی به تجارت داخلی و خارجی
7- وزیر جنگ، برای اداره ارتش
8- وزیر کشاورزی و محیط‌زیست، برای اجرای امور مربوط به حفظ منابع طبیعی و استفاده از آنها و ....

نام این وزارتخانه‌ها در کشورهای مختلف می‌تواند متفاوت باشد و گاه بعضی از اینها در برخی جاها زیر مجموعه وزارتخانه‌ای دیگرند.

براون در میان اعضای کابینه و حزبش

کشورهایی که با مسائل بزرگی روبه‌رو باشند، غیر از اینها، وزارت مخصوص به آن را دارند مثلاً در کابینه دولت فرانسه، وزارت مهاجرت و در کابینه دولت کویت، وزارت نفت وجود دارد. در بعضی از کشورها هم وزارتخانه‌ها با هم ترکیب شده‌اند، مثلاً در استرالیا، وزارت خارجه کار تجارت بین‌المللی را هم انجام می‌دهد. زیاد بودن تعداد وزارتخانه‌ها به معنی بزرگ بودن دولت است، ولی همیشه نشان دهنده پیشرفته بودن کشور نیست، زیرا تعدادی از کشورهای توسعه یافته جهان با حدود 10 وزارتخانه اداره می‌شوند.

معمولاً مجلس هر کشور می‌تواند از رئیس جمهور، نخست‌وزیر یا هر کدام از وزیرها در باره کارهایش بازخواست کند و وزیر باید برای باقی ماندن در سمت خود از نمایندگان مجلس رأی اعتماد بگیرد، در غیر این صورت برکنار شده و باید شخص دیگری به جای او معرفی شود، تغییر چند وزیر در یک کابینه را ترمیم کابینه و اگر بیشتر وزیران برکنار شوند، سقوط کابینه می‌گویند.

رئیس جمهور یا نخست‌وزیر حق دارد هر کسی را به عنوان وزیر تعیین کند. معمولاً وزیرها از حزب یا جریان سیاسی خود او هستند، ولی در بعضی از کشورها که احزاب و گروه‌های سیاسی مختلفی وجود دارد، این وضعیت پیش می‌آید که وزیران کابینه از بین دو یا سه حزب و جریان سیاسی انتخاب می‌شوند. به این کابینه، کابینه ائتلافی گفته می‌شود.

اعضای کابینه مثل بازیکنان یک تیم ورزشی هستند. زمانی دولت یک کشور موفق خواهد بود که هر کدام از وزیران، غیر از اداره درست وزارتخانه خود، با دیگر وزیران هم رابطه خوبی داشته باشند و به صورت  تیم یکپارچه عمل کنند. ضعف هر کدام از آنها بر دیگری تأثیر می‌گذارد. بعد از جنگ عراق و همکاری انگلیس با آمریکا برای جنگ در این کشور، حزب کارگر انگلیس که کابینه فعلی از بین اعضای آن تشکیل شده است ، دچار مشکل شد. الان دیگر کابینه انگلیس اعتبار قبلی را ندارد و نخست‌وزیر می‌خواهد با تغییر تعدادی از وزیران کابینه را ترمیم کند.

روزنامه همشهری ضمیمه دوچرخه 28 خرداد 1388

http://hamshahrionline.ir/details/83517


 
 
تا 10 سال بعد - انتخابات 88
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:۱٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸۸
 

تا 10 سال بعد 

 

محمد سرابی

 

هر 120 سال یک بار زلزله در گسل های جنوب البرز رخ می دهد.هر70 سال یک بار شهاب سنگ هایی از کنار زمین عبور می کند و هر 10 سال یک بار پیش می آید که تمام مردم سیاسی شوند.

یکی دو هفته مانده به انتخابات ریاست جمهوری موضوع تمام صحبت ها در صف نانوایی و لابه لای میله های اتوبوس سیاست بود.بعد از مناظره ها دیگر درون خانه ها هم زن و شوهر و فرزندان تمام فکر خود را به جای سریال های شبانه روی گفته های کاندیداها متمرکز کرده بودند. دانش آموزان سال آخر دبیرستان که تازه بالغ سیاسی بودند در تب و تاب رای دادن بی طاقت بودند. جلسات تفسیر اخبار به صورت مستمر در خودروهای مسافرکش برگزار می شد. کارمندان ادارات موضوع مهمی برای حرف زدن داشتند و رادیو تلویزیون و مطبوعات با تمام ظرفیت در خدمت انتخابات بودند.

اگرچه اغلب ما همیشه خود را کارشناس سیاسی تصور می کنیم و هیچ فرصتی را برای اظهارنظر سیاسی و حتی نام نویسی برای انتخابات مختلف از دست نمی دهیم ولی واقعیت این است که سیاست به معنای اصلی آن دغدغه بیشتر شهروندان نیست و نباید هم چنین انتظاری از آنان داشت؛ مردم به معیشت می پردازند نه سیاست.

 

همان طور که پزشکان می خواهند تمام مردم در حال رسیدگی به بیماری های خود باشند و ناشران می خواهند همه باسوادان کتاب در دست بگیرند، سیاست ورزان نیز همه شهروندان را مشغول به کار سیاسی می خواهند اما بزرگ ترین تحولات هم همچنان که در گذشته دیده ایم در نهایت یک یا دو سال شهروندان را سیاسی نگه می دارد و پس از آن مردم دوباره سرگرم زندگی و تفریح روزمره خواهند شد و سیاست از عرصه عمومی بیرون می رود.در انتخابات امسال سیاستمداران از گرم کردن تنور انتخابات سخن می گفتند. هرچه به روز انتخابات نزدیک تر شدیم این تنور گرم تر و گرم تر شد. مناظره ها فضا را کاملاً داغ کرد. جوانان از شدت گرما از خانه بیرون زدند و خیابان ها را بند آوردند. زمانی طول خواهد کشید تا نوبت پخت بعدی تنور برسد.

 

 

این مطلب درست روز بعد از انتخابات سال 88 از چاپ بیرون آمد

 

ضمیمه روزنامه اعتماد صفحه 16یکشنبه،23 خرداد 1388


 
 
انقلاب رنگی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٠٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ خرداد ۱۳۸۸
 

جنبش رنگ ها

 

محمد سرابی

 

رنگ ها شهر را پر کرده اند. در کوچه و خیابان دخترها و پسرها هر کدام نواری رنگی به مچ دست خود بسته اند. جوان هایی که با این نوار های رنگی نه طرفداری خود از یک نامزد انتخابات بلکه تعلق به یک گروه فکری و از آن مهم تر تصمیم برای کنشگری سیاسی را نشان می دهند.

همه آنها اعضای ستاد انتخاباتی نیستند و برای تبلیغات کسی ماموریت نگرفته اند ولی همه رویایی برای بهتر زیستن دارند.

پدر و مادر ها فرزندان شان را از سیاست می ترسانند. می گویند این کار عاقبت ندارد. می گویند انگلیسی ها همه چیز را کنترل می کنند. می گویند دست های پنهانی همه را به بازی گرفته اند. آنهایی که پیر تر هستند با نقل خاطره بقیه را نصیحت می کنند و تجربه های شکست خورده خود را برای چندمین بار شرح می دهند. بعد نتیجه می گیرند دنیا از تقلب و دروغ ساخته شده است و نباید فریب خورد اما جوان هایی که نوار های رنگی را به مچ دست و کیف و کوله پشتی هایشان بسته اند می خواهند در دنیایی زندگی کنند که فریب و دروغ کمتری داشته باشد. عده یی از این هم جلوتر می روند و می گویند شناسنامه هایتان را کثیف نکنید.

رای و صندوق و انتخابات را رها کنید تا همه چیز آنقدر خراب شود که خود به خود دوباره درست شود ولی جوان هایی که پوستر ها را روی دیوار می چسبانند در اشتیاق مهری هستند که روی صفحه شناسنامه می خورد و بالاخره گروهی که به نفهمیدن افتخار می کنند. به اینکه درکی از جهان اطراف خود ندارند و تنها سر به پر کردن روزانه شکم خود بسته اند. آنها هم جوان ها را به خاطر فکر کردن مسخره می کنند اما جوان های جنبش رنگ ها ذهن را به کار انداخته اند تا سهمی در آینده داشته باشند. پس رای می دهند و دیگران را تشویق به رای دادن می کنند. بیش از یک دهه پیش نسلی به نام دوم خردادی ها شکل گرفت که در میان تندباد ها گرفتار آمد اما ریشه های خود را حفظ کرد.

گروه جوانانی که امروز جنبش رنگ ها را پدید آورده اند نوید حضور نسلی را می دهند که رای خود را به صندوق می ریزد و به انتظار می ماند تا نتیجه آن را به چشم ببیند؛ نسلی که عصیانگر و آرمانخواه نیست؛ جنبشی که سلاح و ابزارش رنگ مچ بند ها، لباس ها و پرچم ها است؛ نسلی که قصد زیر و رو کردن جهان را ندارد تنها می خواهد قوی، شاد و آزاد زندگی کند.

 

 یک هفته مانده به انتخابات ریاست جمهوری 88 چاپ شد

ضمیمه روزنامه اعتماد صفحه 16یکشنبه، 17خرداد 1388


 
 
منطق های هیجان زده
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱:۱٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸۸
 

منطق های هیجان زده

 

محمد سرابی

 

جلسات دانشجویی مناظره میان طرفداران دو نامزد این روزها رونق زیادی دارد. فضای این جلسات برای کسانی که از دهه های پیش تا به حال در جریان مبارزات انتخاباتی بوده اند، آشنا است. دانشجویانی که زودتر آمده اند تمام صندلی های سالن را پر کرده اند. بقیه دورتادور و تا آستانه در ورودی ایستاده اند. صدای بلندگوها تا راهرو شنیده می شود و بیرون در دانشجویان دیگری گردن می کشند تا مناظره کنندگان را ببینند. مناظره کنندگان پشت میز نشسته اند و بدون اینکه به هم نگاه کنند دائماً حرف یکدیگر را قطع می کنند. مجری هر چند دقیقه تذکر می دهد که وقت تمام است و باید به دیگری فرصت حرف زدن بدهند. با هر جمله یی که یکی از آنها می گوید سروصدای تشویق و تمسخر جمعیت بلند می شود و فروکش می کند. بعضی وقت ها مشخص نیست ابراز احساسات جمعیت در تایید سخنان گفته شده است یا در رد آن. چند نفری در ردیف های عقبی بعد از هر جمله دست می زنند، هو می کنند و شعار می دهند. هر یک از طرفداران نامزدها خودش را مظهر عقلانیت و استدلال های خدشه ناپذیر می داند به همین دلیل بیشتر صحبت هایش را به کوبیدن و تخریب نامزد دیگر و نه اثبات خود اختصاص می دهد. بیرون سالن اعلامیه های دانشجویی پخش می شود. جلسه دو ساعت ادامه پیدا می کند و زمانی که همه از این همه منطق خسته شدند و کلاس های عصر را غیبت کردند به پایان می رسد.می دانیم بیشتر گروه ها و چهره های سیاسی ایران بر سیاسی بودن دانشگاه ها تاکید کرده اند. تجمع های دانشجویی بهترین فضا برای ارزیابی نامزدهای انتخاباتی و هواداران شان از هر جریان و جناحی است. در مناظره ها هر طرف از منطق و مدرک خود سخن می گوید و شنوندگان به آنچه درست یا غلط می دانند، واکنش نشان می دهند اما آنچه تمام فضای سالن را پرکرده، به بیرون از درها تراوش کرده و آثارش در همه جا موج می زند حجم سنگینی از «هیجان» است.

 

ضمیمه روزنامه اعتماد صفحه 16یکشنبه، 10 خرداد 1388