محمد سرابی

www.msarabi.com

 
جنگ در کوهستان مرزی - دره سوات و طالبان
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

جنگ در کوهستان مرزی

جهان > آسیا- محمد سرابی:
شهر «مانگورا» در منطقه «سوات» پاکستان، دیگر برای هیچ کس امن نیست. طالبان و دولت پاکستان بالاخره رودرروی هم قرار گرفتند

اهالی غیر نظامی سوات با ترک خانه‌هایشان، از این منطقه فرار کرده‌اند. امسال طالبان آن قدر قدرت گرفته بود که در قسمتی از شمال پاکستان برای خود حکومتی تشکیل داد و حتی دولت مرکزی را تهدید کرد. ارتش پاکستان هم تصمیم گرفت این قسمت را پس بگیرد.

سال‌ها قبل،  زمانی که دولت مرکزی افغانستان خیلی ضعیف بود، جنگ‌های داخلی در گوشه و کنار آن جریان داشت و گروهی به نام طالبان با تفکری خشن شروع به جنگ با گروه‌های دیگر کردند.در آن زمان، پاکستان و عربستان مستقیما از طالبان حمایت می‌کردند و به این حمایت پشت پرده ادامه دادند. بعضی از شبه نظامیان طالبان کسانی بودند که در زمان حمله شوروی سابق به افغانستان، علیه ارتش این کشور جنگیدند.

طالبان کم‌کم قدرتمند‌تر شده و پس از شکست‌دادن دیگر گروه‌ها، کابل را تصرف کردند. بعد از یازده سپتامبر سال 2001  و با حمله ارتش آمریکا، حکومت طالبان سقوط کرد، ولی دسته‌های مختلف آنها هنوز هم در نقاط مختلف افغانستان و پاکستان حضور دارند؛ مخصوصاً در مرز کوهستانی این دو کشور؛ زیرا در این منطه قبیله‌هایی زندگی می‌کنند که رابطه نزدیکی با هم دارند و  از دستور دولت‌های مرکزی چندان اطاعت نمی‌کنند.  نظام قبیله‌ای و منطقه صعب‌العبور کوهستانی، باعث می شود نیروهای دولتی هم به راحتی نتوانند آنها را سرکوب کنند.

از حدود یک سال قبل که دولت پاکستان دچار اختلاف های داخلی شد، طالبان شروع به فعالیت کردند و بر استان های شمالی پاکستان مثل دره سوات مسلط شدند. اگر به نقشه پاکستان نگاه کنید، می‌بینید که پایگاه های طالبان به پایتخت پاکستان بسیار نزدیک است. بنابر این حمله آنها به اسلام آباد می‌تواند باعث شود تا همان اتفاقی که درکابل افتاد، باز هم تکرار شود ولی این دفعه خطر دیگری هم وجود دارد. طالبان، افغانستان، کشوری ضعیف، فقیر و جنگ‌زده را به دست آوردند، ولی پاکستان صاحب سلاح‌های قوی مخصوصاً موشک‌هایی با کلاهک هسته‌ای است. پاکستان این موشک‌ها را در رقابت هسته‌ای با هند تولید کرده است، اما اگر سلاح هسته‌ای به دست طالبان بیفتد، وضعیت امنیتی و نظامی خاورمیانه و شبه قاره هند کاملاً عوض خواهد شد. برخی از کشور‌ها به دولت پاکستان فشار آوردند تا طالبان را سرکوب کند. دولت به مردم دره سوات اخطار داد تا از این منطقه خارج شوند.

طالبان به خاطر فشار نیروهای دولت پاکستان در شهرهای دیگر این کشور به خصوص کراچی پراکنده شده اند تا کشته نشوند.پاکستان هم می خواهد آنها
تجمع شان را در یک منطقه از دست بدهند.اما مردم از این مسئله احساس ناامنی می کنند.

شبکه‌های خبری، هنوز هم مردمی را نشان می‌دهند که در جاده‌ها به راه افتاده‌اند و از سوات خارج می‌شوند. آوارگی مردمی که در منطقه سوات زندگی می‌کنند، اولین نتیجه این جنگ است.

روزنامه همشهری - ضمیمه دوچرخه 31 اردیبهشت 1388

http://hamshahrionline.ir/details/81650


 
 
گلد کوئست بازی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

 کلاهبرداران زنجیره یی

 

محمد سرابی

 

هفته قبل در یکی از شهرهای اطراف تهران دو «بیزینس من» گلدکوئیستی که دچار اختلافاتی با یکی دیگر از بیزینس من ها شده بودند این اختلافات را با بهترین روشی که می شناختند، حل کردند. دوتا چوب برداشتند و رفتند سراغ کسی که با او دچار سوءتفاهم شده بودند. بعد با چوب آنقدر او را زدند که مرد.

چند سال قبل شرکت های هرمی، بازار یابی زنجیره یی، نت ورک مارکتینگ یا هر اسم دیگری که برای این کلاهبرداری های مدرن گذاشته می شود خیلی سر و صدا به پا کرد. مسوولان فرهنگی، مقامات قضایی و رسانه ها دائماً موضوع را دنبال می کردند. چند شرکت هم تعطیل و عده یی بازداشت شدند. حالا انگار سر و صدا ها خوابیده است ولی اخبار حوادث و بعضی شنیده ها نشان می دهد گلد کوئیست بازی پایان نگرفته فقط از قشر تحصیلکرده با درآمد متوسط به قشر محروم و نیازمند منتقل شده است یعنی به جای دانشجویان سال دوم مهندسی، کارگران روزمزد تراشکاری همدیگر را «پرزنت» می کنند. برای همین در رسانه ها خبری از آنها نیست مگر زمانی که همدیگر را می کشند.

شرکت های هرمی راه و رسم خاصی برای فریب مشتریان به کار می بردند. اعضای آنها لباس های مرتب می پوشیدند. کیف های چرمی و کفش های واکس خورده داشتند. هر چیز کوچکی را با صفحه لپ تاپ نمایش می دادند. آلبوم های رنگی را ورق می زدند و مخصوصاً اینکه حین حرف زدن از کلمات انگلیسی خوش آهنگ و پیچ و تاب دار به جای کلمات معمولی استفاده می کردند.

حتماً حداقل یک بار با آنها برخورد داشته اید. محال بود بتوانید قانع شان کنید این کار یک نوع دزدی باکلاس است. چون اعتمادبه نفس زیادی دارند. چون می خواستند در یک رابطه برد - برد به شما سود برسانند. چون قواعد روانشناسی و مدیریت را می دانستند. همه اینها را با نهایت صداقت برایتان توضیح می دادند.

عطش پول درآوردن بدون کار کردن، آرزوی یک شبه میلیونر شدن و هزاران مشکلی که جوانان را احاطه کرده است دلایل خوبی برای رشد سرطانی گلدکوئیستی ها در ایران بود. بهترین نمونه دانشجویانی بودند که درس را ول کردند تا راحت تر دوستان شان را به زیرشاخه خودشان اضافه کنند. حالا بازاریابی زنجیره یی به جای دیگری نقل مکان کرده است. شاید هم واقعاً این روش کلاهبرداری مدتی تعطیل شده یا مثلاً به تبلیغات برای سرمایه گذاری مجازی در بازار فارکس تبدیل شود ولی در آینده با نامی دیگر دوباره زنده خواهد شد.

 

ضمیمه روزنامه اعتماد 26 اردیبهشت 88 صفحه 16

 


 
 
ثبت نام انتخابات 88
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

عجله کار شیطان است

 

محمد سرابی

 

ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری شروع شد و در روزهای اول هیچ یک از نامزد های مطرح سراغ سالن وزارت کشور نرفتند. همیشه ترافیک ثبت نام در روز های آخر است. بعضی ها تصور می کنند این تاخیر به خاطر ایجاد حس تعلیق است، مشابه همان تعلیقی که در مراسم اهدای جوایز و تقدیرنامه ها اتفاق می افتد. یعنی حضرت استادی که مجری برنامه اسمش را صدا می زند همان طور سر جایش در صندلی وسط ردیف اول می نشیند و چند لحظه صبر می کند تا اطرافیان بفرما یید بفرمایید کنند و آ ن وقت استاد با آرامش و انگار که اصلاً جایزه برایش مهم نیست از پله های سکو بالا برود. جوان تر ها هم راهی پیدا کرده اند تا از استادان کم نیاورند. عقب سالن می نشینند تا رسیدن شان به جایزه کمی طول بکشد و حس تعلیق بیشتر شود. ولی این تاخیر ثبت نام از آن نوع تعلیق ها نیست. در انتخابات مجلس این دوره خیلی ها تا روز و ساعت آخر صبر کردند. در ریاست جمهوری رسم است که فیلم انتخاباتی می سازند و صحنه ثبت نام را با موسیقی حماسی و حرکت آرام در آن جای می دهند. قبل از آن هم از خبرنگاران و عکاسان دعوت می شود تا حضور آنها در اطراف نامزد مورد نظر شکوه صحنه را تقویت کند. ولی ثبت نام مجلس که این حرف ها را نداشت. پس چرا آن همه نامزد تا لحظه آخر صبر کردند و بعد مجبور شدند جلوی در وزارت کشور به صف بایستند؟ اصلاً سراغ یک ثبت نام غیرسیاسی می رویم. (اگرچه این حوزه هم فعلاً سیاسی است) چند سال قبل در جریان ثبت نام یکی از تیم های مطرح فوتبال برای یکی از مسابقات بین المللی مسوولان باشگاه آنقدر کار را کش دادند و خودشان را به بی خیالی زدند که فرصت رسمی تمام شد. بقیه ثبت نام ها هم همین ماجرا را دارد. ثبت نام الکترونیکی کنکور در ساعات آخر کاری عملاً باعث از کار افتادن سایت می شود. ثبت نام مدارس غیردولتی تا بعد از شروع سال تحصیلی ادامه دارد و مسوولان هر ثبت نامی هم همیشه آن را تمدید می کنند، زیرا از رفتار مردم خبر دارند.

ماجرای تاخیر در کاری که اتفاقاً برایمان کم اهمیت هم نیست و حتی تمام زندگی مان را در گرو آن می دانیم ریشه در عادتی همگانی دارد؛ جدی نگرفتن نظم و برنامه ریزی عمومی.

ضمیمه روزنامه اعتماد22 اردیبهشت 88 صفحه 16

 


 
 
شیطان پرستی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

شیطانک ها

(فرقه‌های گمراه‌کننده در لباس آیین‌های نوظهور) (1)

 

 محمد سرابی

 

هر از گاهی خبری در رسانه‌ها منتشر می‌شود که پلیس به گروهی شیطان‌پرست حمله کرده یا اینکه جلسات مخفی آنها کشف شده است.

مردمی که این اخبار را می‌شنوند در اطراف‌شان به دنبال شیطان‌پرستان می‌گردند و پسران جوانی را می‌بینند که زینت‌آلات عجیبی را به گردن و دست‌هایشان می‌آویزند، موهایشان را به شکلی متفاوت درمی‌آورند و لباس‌های سیاه‌رنگی با تصاویر ناشناخته‌ به تن می‌کنند. از آنها می‌ترسند و می‌گویند«پس اینها همان شیطان‌پرست‌ها هستند.»شیطان‌پرستی چیست؟ آیا در ایران شیطان‌پرست وجود دارد؟ و آیا شیطان‌پرستان خطرناک هستند؟


 
 
فرقه‌های گمراه‌کننده در لباس آیین‌های نوظهور - شیطان پرستی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

فرقه‌های گمراه‌کننده در لباس آیین‌های نوظهور

اندیشه > دین- محمد سرابی:
هر از گاهی خبری در رسانه‌ها منتشر می‌شود که پلیس به گروهی شیطان‌پرست حمله کرده یا اینکه جلسات مخفی آنها کشف شده است.

مردمی که این اخبار را می‌شنوند در اطراف‌شان به دنبال شیطان‌پرستان می‌گردند و پسران جوانی را می‌بینند که زینت‌آلات عجیبی را به گردن و دست‌هایشان می‌آویزند، موهایشان را به شکلی متفاوت درمی‌آورند و لباس‌های سیاه‌رنگی با تصاویر ناشناخته‌ به تن می‌کنند. از آنها می‌ترسند و می‌گویند«پس اینها همان شیطان‌پرست‌ها هستند.»شیطان‌پرستی چیست؟ آیا در ایران شیطان‌پرست وجود دارد؟ و آیا شیطان‌پرستان خطرناک هستند؟

ریشه‌های شیطان‌پرستی به قرن‌های پیش بازمی‌گردد. در میان قبایل آفریقایی نشانه‌هایی از پرستش شیطان یافت شده است. در کاوش‌های بین‌النهرین بت‌هایی به دست آمده که برای شیاطین ساخته شده‌اند. در شمال اروپا تا قبل از گسترش مسیحیت پرستش الهه تاریکی رواج داشت و به عنوان مثال در اسکاندیناوی مراسمی خاص برای «اودین» خدای مرگ برپا می‌شد. اساسا الهه‌های شیطان‌مانند، در اسطوره‌های اروپایی و همین‌طور در دیگر نقاط جهان شناخته شده‌اند. در اروپا پس از مسیحی‌شدن امپراتوری روم و راه یافتن مسیحیت به تمام نقاط اروپا، این آیین‌ها محو شد اما در قرن‌های بعد دستگاه کلیسا کاری کرد که نام شیطان‌پرستی دوباره بر سر زبان‌ها افتاد.

در قرون وسطی کلیسای کاتولیک که خود را مالک دنیای معنوی می‌دانست دست به اعمال خشونت زد. عده زیادی به جرم کفر، جادو و یا ارتباط با شیطان شکنجه و سوزانده شدند. ثابت نشده است که این افراد توانایی جادوگرانه یا شیطانی خاص داشته باشند ولی بسیاری از توصیفات اعمال شیطان‌پرستانه در اسناد دادگاه‌های کلیسا باقی مانده است. از قرون وسطی بود که شیطان‌پرستی به عنوان آیینی کفرآمیز جدی گرفته شد و اصطلاحاتی چون جن‌گیری و فروختن روح به شیطان پدید آمد.

در دوران استعمار کاشفان اروپایی که به سرزمین‌های شرق و غرب می‌رفتند از رسوم جادوگران قبایل وحشی سخن می‌گفتند. رقص بومیان آمریکا در دور آتش، صدای طبل‌ها در آفریقا و مجسمه‌هایی که در معابد آسیایی دیده می‌شد برای اروپاییان مظهری از شیطان بود، بنابراین مبلغان مذهبی کلیسا که همراه استعمارگران آمده بودند، به نابود کردن آنچه می‌توانستند پرداختند تا شیطان را از سرزمین‌های جدید بیرون کنند.

با انقلاب صنعتی و رشد علمی، گرایش به خرافات کمتر شد. چراغ دانش قسمت‌های بیشتری از دنیا را روشن کرد و سهم عوامل ناشناخته و غیرطبیعی در زندگی روزمره را کاهش داد. برای سال‌های طولانی که 2 جنگ جهانی نیز در آنها اتفاق افتاد، تفکرات ماده‌گرایانه و خصوصا اندیشه‌های مارکسیستی و بحث‌های حاشیه‌ای آنها موضوع اصلی ایدئولوژی‌های مختلف بود ولی در پایان قرن بیستم بزرگ‌ترین پایگاه سوسیالیسم در اتحاد جماهیر شوروی سقوط کرد و نزول اندیشه‌های مارکسیستی فضای خالی برای شیطان‌پرستی به وجود آورد تا رشد خود را آزمایش کند.

حجت‌الاسلام محمدجواد ادبی، پژوهشگر ادیان و عرفان می‌گوید: «شیطان‌پرستی در حقیقت جریانی ضدمذهبی است که علیه نظم دینی شکل می‌گیرد. هویت این جریان به‌طور مشخص در مقابله با مسیحیت کلاسیک به وجود آمده است.» در قرون وسطی براثر سختگیری مذهبی، کسانی به جای راه کلیسا، راه شیطان را در پیش گرفتند تا با این سلطه مقابله کنند. تعاریف و توصیفاتی که در شیطان‌پرستی از شیطان می‌شود بیشتر از منابع مذهبی این دوران گرفته شده است. حتی تصاویری که از شیطان کشیده می‌شود هم بیشتر انگاره‌هایی هستند که قبلا در کتب مذهبی توصیف شده‌اند.

اگر بخواهیم شیطان‌پرستی در دنیای مدرن را تعریف کنیم تقریبا همیشه به «آنتوان لاوی» می‌رسیم. آنتوان لاوی در سال 1930 در شیکاگو به دنیا آمد. شغل و تحصیلات مشخصی نداشت. مدتی در سیرک پیانو می‌نواخت و مدتی در اداره پلیس عکاس بود. شهرت او از زمانی آغاز شد که کلیسای شیطان را در آوریل سال 1966 و در شهر سانفرانسیسکو بنیانگذاری کرد. او با تراشیدن سر و مدل خاص ریش، شکل ظاهری خود را شبیه به تصویری درآورد که معمولا از شیطان کشیده می‌شود. به تقلید از کلیسا فرمان‌هایی را تعیین کرد، تشکیلاتی از کاهنان و مراسم مذهبی فراهم کرد و کتابی را به نام انجیل شیطان نوشت. کلیسای لاوی مورد استقبال برخی واقع شد. این فرقه به وجود خدا و شیطان اعتقاد ندارند. در نظر آنها پس از مرگ دنیایی نیست و دنیای اطراف هم سراسر با تباهی پر شده است.

پس انسان باید تنها به خود بیندیشد و مفهومی به نام پرستش وجود ندارد. لاوی که از چشم هوادارانش متفکر، فیلسوف و هنرمند بود در 1979 بر اثر بیماری درگذشت. اکنون کلیسای او توسط فرزند و جانشین‌اش  اداره می‌شود. اگرچه در این کلیسا دائما از افکار شیطانی صحبت می‌شد و مراسم عجیب و خوفناکی برگزار می‌شد ولی شرارت با اعمال جنایتکارانه مشخصی از سوی اعضای آن گزارش نشده است. از کلیسای لاوی گروهی منشعب شدند که به سرپرستی «مایکل آکینو»، معبد«ست» را بنیانگذاری کردند.

تفاوت آنها با لاوی این بود که این گروه وجود شیطان را به عنوان مظهر تاریکی باور داشته و او را می‌پرستیدند. آنها شیطان را تنها قدرت برتر جهان به شمار می‌آوردند. به تدریج گروه‌های دیگری نیز به طور جداگانه یا در ارتباط با این مراکز اندیشه‌های شیطان‌پرستان را دنبال کردند. اگرچه منابع مکتوب زیادی در کلیسای شیطان و معبد «ست» نوشته و نگهداری شده است ولی تا به حال شیطان‌پرستی به عنوان یک مکتب فکری مورد توجه اندیشمندان جهان قرار نگرفته است و نوشته‌ها، قوانین و کتاب‌های آنها بیشتر مجموعه‌ای آشفته و بی‌معنا تصور می‌شود که از سر دلزدگی و انزوا پدید آمده باشد؛ اگرچه وردها، تصاویر و مراسم نمادین برای نوجوانان بسیار مرموز و جذاب جلوه می‌کند.

گرایش‌های شیطان‌پرستی در تاریخ ایران هم دیده شده ولی مدارک معتبری در این مورد به‌دست نیامده است. تنها اشاراتی وجود دارد که برخی افراد نشانه‌هایی از شیطان‌پرستی را بروز داده‌اند. مثلاً شایعاتی در مورد کلمات رمزگونه‌ای وجود دارد که در برخی اشعار دیده می‌شود. نظیر «ملک‌ طاووس» که در فرقه یزیدیه نام شیطان است و مشهورترین فرد در این میان «سرمد کاشانی» است. او که در دوران صفویه زندگی می‌کرد چندین‌بار از فرقه‌ای به فرقه دیگر، تغییر عقیده داد و حتی مدتی را به شاگردی ملاصدرا گذراند. وی از ایران به هندوستان رفت و از آنجا که شاعر بود مدتی در دربار پادشاهی محلی به سر برد ولی  چون رفتار غیرمعمولی نشان می‌داد، مانند اینکه هیچ لباسی به تن نمی‌کرد و همینطور اشعار و گفته‌هایش باعث شک‌وتردید پیشوایان مذهبی شد شاه دستور داد تا او را گردن بزنند.

شهریور سال پیش بود که سردار حسین ذوالفقاری، جانشین وقت فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرد که 50فرقه شیطان‌پرستی در کشور وجود دارد و نزدیک به  200 کتاب در این زمینه در ایران چاپ شده است. 4 ماه بعد در رسانه‌ها اعلام شد که  17فروشگاه نشانه‌ها و تزئینات شیطان‌پرستی تعطیل شده‌اند. پیش از اینها هم مراسمی در یکی از باغ‌های شهر کرج برگزار شده بود که گفته می‌شد گروه‌های شیطان‌پرست آن را ترتیب داده‌اند.

در این‌سال‌ها کتابچه‌ها و بروشورهای بسیاری به‌منظور آگاه‌سازی خانواده‌ها به‌چاپ رسیده است و اگر چه این فعالیت‌ها زمینه آشنایی جامعه با چنین جریانی را پدید آورد اما در بسیاری موارد اطلاعات غیردقیق آنها باعث ایجاد هراسی شد که در نتیجه‌آن برخی از موسیقی‌ها، نقاشی‌های دیواری و گردن‌آویزها هم در زمره نشانه‌های شیطان تصور می‌شود. درست مانند بسیاری از دیگر تقلیدهای فرهنگی، این جریان نیز نمونه‌ای سطحی و کمرنگ از نسخه غربی است.

حجت‌الاسلام ادبی می‌گوید: «بیشتر کسانی که در ایران برچسب شیطان‌پرستی خورده‌اند به‌واقع شیطان‌پرست نیستند. خیلی از این جوانان تنها با انگیزه متفاوت‌بودن به چنین مسیری کشیده شده‌اند.» البته این ظاهری‌بودن باعث نمی‌شود تا موضوع را دست‌کم بگیریم. ادبی می‌افزاید: «متأسفانه احتمال گرایش‌ به گروه‌های بزرگ شیطان‌پرستی وجود دارد. مخصوصاً که برخی از افراد در ایران به‌دنبال ارتباط با گروه‌های خارجی و آشنایی با توجیهات فلسفی شیطان‌پرستی نیز هستند.»

مسلماً کسانی که خود را شیطان‌پرست بخوانند در ایران هم وجود دارند ولی اگر با دیدن یک گردن‌آویز به شکل ستاره بخواهیم نوجوانی که آن‌را به گردن آویخته به نام شیطان‌پرست بخوانیم شاید این اتهام باعث شود تا نوجوان ما در مورد چیزی که به آن متهم شده است کنجکاوتر شود. غفلت از جریان‌های فکری تاریک که به مدد ارتباطات نوین به کشور ما
 راه پیدا می‌کنند شایسته نیست. اما آیا وارد‌کردن اتهام شیطان‌پرستی کار آسانی است؟
یک مقام انتظامی می‌گوید: از شرایط عضویت و پذیرش از سوی گروه‌های نوظهور شیطان پرستی، مصرف مواد تخدیری بسیار قوی از جمله کوکائین، حشیش و قرص‌های اکس است.
وی تصریح کرد: دلیل استفاده این گروه‌ها از این مواد ورود به حالت خلسه برای انجام مراسم‌های ویژه آنان است.

این مقام انتظامی خاطر نشان کرد: شیطان پرستی پدیده جدیدی در ایران نیست، چنان‌که پیش از این نیز در برخی شهرستان‌های کشور از جمله در یکی از شهرستان‌های استان کرمانشاه، فرقه‌های شیطان پرستی رسما اعلام موجودیت و فعالیت کرده بودند.

وی اعتقاد دارد: فرقه‌های نوظهور شیطان‌پرستی را نمی‌توان یک فرقه دینی و عقیدتی برشمرد، اما فرقه‌های قدیمی این جریان خود را یک فرقه دینی با آیین‌های اعتقادی ویژه می‌دانند.

مریم سعادتی، در یک پژوهش جامعه شناختی در مورد شیطان‌پرستی معتقد است: توصیه‌ای که شیطان‌پرستان به اطرافیانشان می‌کنند شنیدن آهنگ‌های تند همراه با خشونت است که وحشت و نفرت را با خود دارد. آنها موظفند همیشه خشم و نفرت خود را نسبت به مقدسات اعلام کنند. آنها خود را بی‌خانمانی بیابان‌گرد می‌پندارند که از عشق و محبت متنفرند. در اصل آنها به جنگ با واقعیت خود پرداخته و به خیال خود به‌دنبال حقیقت گمشده و حقیقت واقعی هستند. شیطان‌پرستان می‌خواهند کمبود و نیاز خود را با خشونت زیاد رفع کنند. اهانت به ادیان به‌عنوان آزادی بیان در تصنیف‌های خوانندگانشان ترویج و تبلیغ می‌شود.

این پژوهشگر در نقد این تفکر معتقد است: این ادعا که شیطان پرستی به‌طور صرف یک دین و فلسفه است، در کنار معنای ضد‌آن تعریف می‌شود که چه چیزی به‌عنوان ریاکاری، حماقت و خطاهای مسیر اصلی فلسفه‌ها و ادیان ضعیف عمل می‌کند. همچنین این مباحث از ادراک معنی و طبیعت شیطان یا عبادت او از ادبیاتی که معمولاً ضد‌شیطان است شکل گرفته است.

حال گفته می‌شود با توجه به اینکه شیطان به‌عنوان موجودی شناخته می‌شود که با خداوند مخالفت می‌کند، درصورت قبول کردن او به‌عنوان راهنما، باید با خودش نیز مخالفت کرد. (تناقض) شیطان پرستی یک سراب فلسفی و علم بیان سنگین است. شیطان‌پرستی یک طلسم کم ژرفای عقلانی از خدای ساخته شده توسط بشر است.

 یکی از نقدهای کاربردی‌تر شیطان پرستی این است که ضمن اینکه شیطان پرستی معمولاً خود را به‌عنوان راه نجاتی برای توده‌های تسلیم شده مردم در مقابل دین‌های اصلی معرفی می‌کند، بر شایستگی‌های آنها در بی‌نیازی از دیگران و انزوا گرایی تاکید می‌کند و انزوا گرایی می‌تواند به سوءاستفاده‌های مختلفی ناشی شود که معمولاً نیز چنین است. چرا که طبیعت انزواگرایانه شیطان معمولاً در بازخورد جوامع ناکار آمد است و برای جبران این خلاء از قوانین ادیان سنتی استفاده کرده است.

 

تیتر از طرف روزنامه انتخاب شده بود

 

روزنامه همشهری 19 اردیبهشت 1388

http://www.hamshahrionline.ir/details/80867

http://erfaniran90.blogfa.com/tag/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C


 
 
 
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

تا چند وقت دیگر به این دامین اسباب کشی می کنم

www.negarande.ir


 
 
راحت الحلقوم(یوسف و اخراجیها)
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

راحت الحلقوم

 

محمد سرابی

 

در بررسی رسانه های جمعی همیشه این بحث مطرح می شود که تلویزیون وسیله یی تفریحی است یا آموزشی و بیشتر مردم برای سرگرم شدن به تماشای تلویزیون می نشینند یا اینکه می خواهند خبر های جدید و اطلاعات بیشتری را دریافت کنند. برنامه های تلویزیونی شامل بخش های خبری، مستند، میزگرد ها، مسابقات و... می شود اما آنچه واقعاً می تواند بخش اعظم شهروندان را جذب کند، سریال است. جذاب ترین سریال باید ویژگی های خاصی را دارا باشد. شخصیت ها سیاه و سفید باشند تا تکلیف موضع گیری بیننده همان اول روشن شود. ضرباهنگ کند باشد و هر موضوع چند بار از زبان شخصیت های مختلف تکرار شود. داستان خطی و مستقیم باشد تا کسی به حفظ کردن اتفاقات نیاز پیدا نکند. تعدادی جوان برومند دلداده همه جا باشند و بالاخره اینکه شخصیت اصلی تنها و معصوم داستان که در میان حسادت ها، کینه ها و خاله زنک بازی های بقیه گیر افتاده، هربار پیروز شود و بقیه به سزای اعمال ننگین شان برسند. این سریال موفقی است که می تواند همه پیرزن ها را به امید جوان شدن پای تلویزیون بکشاند. حتماً هر آینه تا به حال متوجه شده اید مقصود سریال یوسف است. قصد نقد نداریم زیرا رسانه یی به نام تلویزیون در همین سریال ها معنا می شود؛ سریال هایی که یک سال مشهور می شوند و سال بعد از یاد می روند. برای نرگس، وفا، مسافری از هند و در پناه تو همین اتفاق افتاد.

 

رضایت بینندگان در تماشا کردن برنامه های تفریحی و ساده یی است که ذهن را خسته نکند و موفقیت شبکه های تلویزیون هم در جذب تعداد بیننده بیشتر. پس تا اینجا همگی خوب پیش آمده اند، ولی همزمان اتفاق دیگری در حال وقوع است. فیلمی سینمایی همه رکورد ها را شکسته است. اخراجی ها با تمسخر ارزشی ترین اتفاق 30 سال گذشته روی پرده سینماها است. طبیعتاً بیشتر کسانی که تصویر ستاره ها را بر سردر سینما می بینند و به امید ساعتی خندیدن وارد سالن می شوند، چیزی از گذشته کارگردان نمی دانند. اینکه 10 سال قبل چه نظراتی را ابراز می کرد و در چه طیفی جای می گرفت. از بازی روزگار، او اکنون به دست خود در حال تخریب همان ارزش هایی است که زمانی برایشان مبارزه می کرد. در نهایت تعجب، الگوهای ارزشی و لهجه قومیت ها در این فیلم مورد تمسخر واقع شد و کسی اعتراضی نکرد. اگر این داستان در فیلم دیگری می آمد سرنوشت آن و عوامل سازنده اش مشخص بود. فعلاً همه چیز فراهم است تا اخراجی ها ادامه پیدا کند. فروش دو فیلم قبلی سودآور و غرورآفرین بود. کارگردان هم که گویی مجوز عبور از خط قرمزها را دارد. پس در سال های بعد شاهد فیلم های بعدی خواهیم بود که ارزش های دیگری را هدف می گیرند.

 

سرگرم شدن مردم با سریال های سطحی با توجه به کارکرد سرگرم کنندگی تلویزیون عجیب نیست، ولی از سینما انتظار دیگری می رود. اینکه پرفروش ترین فیلم ما اخراجی ها است را باید بیش از این جدی بگیریم.

 

روزنامه اعتماد 12 اردیبهشت 88 صفحه16 ضمیمه

 

با تمسخر در چاپ روزنامه جا افتاده بود


 
 
دار و دسته‌های مکزیکی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

دار و دسته‌های مکزیکی

محمد سرابی

فیلم‌های سینمایی که در باره گروه های تبهکار ساخته می‌شوند، زندگی آنها را  هیجان‌انگیز نشان می‌دهند ولی دنیای واقعی این گروه‌ها خیلی خطرناک تر از چیزی  است که در فیلم می بینیم.

یکی از منطقه های دنیا که گروه‌های مسلح در آن به تجارت مواد مخدر، آدم ربایی و دیگر کارهای غیر قانونی می‌پردازند، مرز مکزیک و آمریکا ست.

این روزها درگیری‌ها و تلاش پلیس برای دستگیری این افراد، افزایش یافته است.مواد مخدر در کشور‌های آمریکای مرکزی و جنوبی کاشته می‌شود. بیشتر این مواد شامل کوکایین است که در آمریکای شمالی مشتریان زیادی دارد و به همین دلیل تجارت آن بسیار سودآور است! حدود چهار سال پیش در حمله پلیس به یکی از باند‌های مواد مخدر 500 کیلو کوکایین به دست آمد.

گروه‌های تبهکار در هر دو طرف مرز فعالیت می‌کنند و همیشه این احتمال وجود داشته است که با بعضی از مقام‌های کشور های مکزیک و آمریکا هم ارتباط داشته باشند. معمولاً مواد مخدر از مکزیک به آمریکا می رود و پول واسلحه از آمریکا به مکزیک برمی‌گردد. این گروه‌ها  با یکدیگر رقابت زیادی دارند که دائماً باعث درگیری‌های مسلحانه می‌شود. هر وقت جسد یکی از عضوهای اصلی گروهی در خیابان پیدا می‌شود، این اخطاری برای  گروه دیگر و شروع جنگ جدیدی است.

در بعضی از شهر ها و محله‌ها باندهای مسلح قدرت اصلی را در دست دارند وحمله پلیس به آنها مثل صحنه جنگ چریکی بین ارتش دو کشور است. در سال 2006 دولت مکزیک 6 هزار و 500 نفر از نیروهای ارتش را به ایالت« میچواکن» مکزیک فرستاد تا درگیری بین گروه‌های رقیب قاچاق مواد مخدر را کنترل کنند، زیرا هر روز چند نفر در خیابان‌ها براثر
تیر اندازی کشته می‌شدند. حتی در زندان‌ها هم درگیری ادامه دارد ؛گروه‌های مختلف عضوهای گروه رقیب را به قتل می‌رسانند.

به گفته وزیر دفاع مکزیک، در دو سال گذشته علاوه بر قاچاقچیان و سربازان دولتی، حدود 600 کودک در درگیری‌های مسلحانه این گروه‌ها کشته شده و بیشتر از سه هزار کودک هم پدران خود را از دست داده‌اند.

زندگی در میان این گروه‌های خطرناک تاثیرات بسیار نادرستی روی کودکان و نوجوانان می‌گذارد و می‌تواند در آینده آنها را هم به سوی تبهکاری بکشاند.

روزنامه همشهری ضمیمه دوچرخه 10 اردیبهشت 1388

http://hamshahrionline.ir/details/80010


 
 
ماراتن رای‌گیری - هند
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

ماراتن رای‌گیری

محمد سرابی:
امسال انگار سال انتخابات است و این روزها سه انتخابات مختلف در سه کشور جهان برگزار شده است.

قبرس، آفریقای جنوبی و هند. اما انتخابات هند از یک نظر با بقیه فرق دارد. انتخابات هند بزرگ ترین رای گیری در جهان است. در هندوستان 714 میلیون نفر حق رای دادن دارند.
هندوستان در دوران استعمار مهم ترین مستعمره انگلیس بود و نایب السلطنه پادشاهی انگلیس درآن حکومت می کرد.

هندی‌ها چند بار برای کسب استقلال قیام کردند، ولی از ارتش انگلیس شکست خوردند تا این که در سال 1947 مبارزه‌های «مهاتما گاندی» نتیجه داد و هندوستان مستقل شد.
گاندی، وکیل بود و به جای مبارزه مسلحانه، روش‌های دیگری مثل راهپیمایی‌های بزرگ را برای کسب استقلال دنبال می‌کرد. بعد از استقلال، او پایه اصلی نظام سیاسی هند را
بنیان گذاری کرد ؛ یعنی مجلسی که همه مردم هند در آن نماینده داشته باشند.

این مجلس الان 543 صندلی دارد .800 هزار صندوق رای در نقطه های مختلف این کشور قرار گرفته‌اند. انتخابات پنج مرحله دارد و یک ماه طول می‌کشد. البته هندوستان‌ پرجمعیت‌ترین کشور جهان نیست، پر جمعیت‌ترین کشور جهان چین است، ولی چون در چین انتخابات عمومی برگزار نمی شود، بنابراین هندوستان عنوان بزرگ ترین دمکراسی جهان را برای خود حفظ می‌کند. جالب است بدانید که در آمریکا فقط در حدود 200 میلیون نفر رای دهنده وجود دارد.

ناظر انتخابات دستگاه الکترونیکی رای‌گیری را چک می‌کند

نوعی تبلیغ انتخاباتی

هند در سال‌های اخیر  در زمینه‌های علمی، اقتصادی، و نظامی پیشرفت های زیادی کرده است، ولی هنوز هم  جمعیت زیادی از این کشور در فقر و شرایط سخت زندگی می‌کنند. تا به حال بیشتر مردم هند به برگزاری انتخابات، علاقه نشان داده‌اند ولی گروه‌هایی هم با انتخابات مخالف هستند. مهم‌ترین آنها شبه نظامیان «مائوئیست» هستند که شرکت کنندگان در انتخابات را تهدید کرده‌اند. برای همین نزدیک به دو میلیون نیروی نظامی از  این انتخابات حفاظت می‌کنند. در روز اول رای‌گیری  درگیری‌هایی اتفاق افتاد که باعث کشته شدن چند نفر شد.

هندوستان دوحزب بزرگ به نام «کنگره» و «بهاراتیا جاناتا» دارد که در این انتخابات با هم رقابت می‌کنند. نخست وزیر هم توسط اکثریت مجلس تعیین می شود.

الان «ماهونمان سینگ» از حزب کنگره نخست وزیر است. در صورتی که حزب کنگره در این انتخابات بیشتر از دیگر حزب ها رأی بیاورد ، احتمال نخست وزیر شدن« رائول گاندی»، پسر «راجیو گاندی»، نوه «ایندیرا گاندی» و نتیجه «جواهر لعل نهرو» بسیار زیاد است. پدر، مادر بزرگ و جد بزرگ او همه نخست‌وزیر بودند و این نسبت‌های خانوادگی در کشورهای شبه قاره هند (پاکستان، هند، بنگلادش و سریلانکا) اهمیت زیادی دارد.

روزنامه همشهری ضمیمه دوچرخه 10 اردبهشت 1388

http://hamshahrionline.ir/details/80006


 
 
21 کشته معدن باب نیزو
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

21 کشته در 4 سال

 

 محمد سرابی

 

بالاخره اتفاقی که نباید بیفتد، باز هم افتاد. معدن زغال‌سنگ «باب نیزو» برای بار دوم منفجر شد و این بار 12 کارگر کشته شدند.

حدود 3 سال پیش وقتی خبر انفجار اول باب‌نیزو را شنیدیم، تلاش کردیم از هر راه ممکن به جزئیات حادثه و دلایل وقوع آن دست پیدا کنیم. 9 کارگر در این حادثه کشته شده بودند.

تنظیم و انتشار گزارش یک سال طول کشید و سرانجام در صفحه 12 روزنامه همشهری مورخه 21/6/85 و با عنوان «راه گریزی نبود» تمامی اطلاعات به دست آمده شامل اسامی کارگردان، وضعیت معدن، دلایل فنی انفجار و پیگیری حقوقی آن به چاپ رسید. فهیمی، وکیل خانواده‌های قربانیان همان زمان گفت که این اتفاق نه یک حادثه که قتل شبه‌عمد محسوب می‌شود.

گزارشی که بازرسان اداره کار و امور اجتماعی کرمان تهیه کردند 9 دلیل قطعی برای وقوع انفجار ذکر شده بود که همگی قابل شناسایی و پیشگیری بودند.

کارگران، تحت فشار صاحبان معدن و با وجود اینکه خطر را احساس کرده بودند، مجبور به ادامه کار در اعماق تونل‌های معدن زغال‌سنگ  شدند و سرانجام زندگی آنها با انفجاری به پایان رسید.

زمانی که گزارش در روزنامه همشهری به چاپ رسید، نمی‌دانستیم که این معدن خطرناک چه سرنوشتی پیدا می‌کند و آیا پیگیری حقوقی و اعتراض کارگران می‌تواند مانع حادثه بعدی شود؟

حالا حادثه تکرار شده است. با همان شیوه قبلی کارگران به درون معدنی فرستاده می‌شوند که به دلیل تراکم گاز متان و گرد زغال، قابل انفجار است.

هواکش‌ها یا کار نمی‌کنند یا خراب شده‌اند و کارایی ندارند. لوازم ایمنی کافی نیستند. به ترس و اعتراض کارگران توجهی نمی‌شود و آنها که چاره‌ای جز کار کردن برای معدن ندارند، به درون تونل می‌روند. جرقه‌ای و... این بار تعداد کشته‌ها بیشتر است.

 

  روزنامه همشهری 2 اردیبهشت 88 صفحه 5