محمد سرابی

www.msarabi.com

 
به حیوانات غذا ندهید
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸۸
 

به حیوانات غذا ندهید 

 

محمد سرابی

 

شل سیلور استاین نویسنده، شاعر و نقاش مشهور کودکان همیشه در کتاب هایش از حیوانات استفاده می کند. حیوانات در آثار او موجودات دوست داشتنی و آرام هستند که گاهی اوقات در کنار انسان ها و گاهی مثل آنها زندگی می کنند. شخصیت های منفی آثار او را اغلب هیولاهای نیمه انسانی عجیب تشکیل می دهند و حیوانات چه شیر و چه کرگدن همیشه مهربان و سربه راه هستند.

 

هفته پیش فیلمی در کانال های خبری پخش شد که باغ وحشی در آلمان را نشان می داد. زنی 32 ساله درون محوطه خرس های قطبی افتاده بود. محوطه چند متر از بازدیدکنندگان پایین تر است و دیوار های سیمانی بلند و صاف مانع خروج خرس ها می شود. بخشی از محوطه با صخره ساخته شده است و پای دیوار را به شکل دریاچه کوچکی درآورده اند تا خرس ها که عادت به شنا دارند بتوانند تنی به آب بزنند. زن دقیقاً در همین نقطه افتاده بود و کارکنان باغ وحش با انداختن تکه های گوشت خرس ها را مشغول می کردند تا عاقبت او را نجات دادند. وحشت در صحنه حادثه احساس می شد. ولی این زن خوش شانس تر از مردی بود که در چین درون محوطه پانداها افتاد و توسط این حیوانات زیبا کشته شد. اصولاً نرده های باغ وحش را برای این می سازند که حیوانات فرار نکنند و به انسان ها آسیب نرسانند. در نگاه ما انسان های شهرنشین حیوانات بالفطره خطرناک هستند.

 

باغ وحش پارک ملت در بخش نسبتاً مرفه بزرگ ترین شهر ایران از این نظر کمی با دیگر باغ وحش ها تفاوت دارد. مدتی است قفس ها بازسازی شده اند و الان که با گرم تر شدن هوا تعداد بازدیدکنندگان هم افزایش پیدا می کند تغییراتی در شکل قفس ها دیده می شود. روی در و دیوار نوشته شده است به حیوانات غذا ندهید. شترمرغ ها، میمون ها، اردک ها و دیگر حیوانات پشت چند لایه نرده و توری از شر انسان ها دور نگه داشته می شوند. قبلاً پیش آمده بود که بازدیدکنندگان گرامی محض خنده ته سیگار روشن را درون قفس میمون ها انداخته بودند. میمون های کنجکاو هم هر چیزی را مزه می کنند و می توان تصور کرد تماس زبان با آتش سیگار چه نتیجه یی دارد. توری ها برای همین نصب شدند. تعدادی از شترمرغ ها و اردک ها هم مورد عنایت انسان ها قرار گرفته و سنگدان شان از سکه های اهدایی و کلید و میخ پر شده بود. یک بار دامپزشک مجبور شد یکی از بوقلمون ها را جراحی کند چون درون سنگدانش برای سکه های بیشتر جا نداشت و باید مثل تلفن های عمومی قدیمی آن را خالی می کردند. همراه سکه ها زنجیر دانه ریزی بود که مناسب سر کوچه ایستادن و دور انگشت گرداندن است. یک سکه از دوران پهلوی هم به دست آمد که با توجه به سن بوقلمون پدیده یی قابل بررسی است.

 

در یکی از نقاشی های شل سیلور استاین باغ وحشی دیده می شود که در آن حیوانات بزرگ و کوچک به تماشای انسانی در درون قفس آمده اند. روی تابلو کنار قفس نوشته شده است خطرناک.

 

 

ضمیمه روزنامه اعتماد 29 فروردین 88

 

 


 
 
تا میانه اقیانوس - موشک فضا پیمای کره‌شمالی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸۸
 

تا میانه اقیانوس

 محمد سرابی
بحث بر سر اقدام اخیر کره شمالی ادامه دارد.

کشورهای غربی، ژاپن، کره جنوبی و برخی دیگر آن را تحریک‌آمیز و هشدار دهنده می‌دانند و پیگیر این هستند که با این کشور از طریق سازمان ملل و تحریم و تهدید برخورد شود و درمقابل، کره‌شمالی هم آنها را تهدید می‌کند.

همه این دعواها بعد ازپرتاب موشک فضا پیمای کره‌شمالی در فروردین‌ماه آغاز شده است. آمریکا، ژاپن و کره جنوبی می‌گویند که پرتاب این موشک در واقع آزمایشی برای موشک‌های دور برد است.کره شمالی سلاح اتمی در اختیار دارد و می‌تواند موشک‌هایش را به کلاهک هسته‌ای مجهز کند. موشک کره شمالی از روی کشور ژاپن عبور کرد و تا جزیره هاوایی در وسط اقیانوس آرام که متعلق به آمریکاست، پیش رفت.

ژاپن سامانه دفاعی خود را آماده کرده بود تا در صورت احساس خطر این موشک را در آسمان نابود کند. کره جنوبی هم جلسه اضطراری امنیتی برگزار کرد.کره جنوبی و ژاپن هم پیمان آمریکا هستند. این کشور‌ها روابط خوبی با کره شمالی ندارند و هر حرکتی در منطقه باعث ایجاد تنش می‌شود.مدتی قبل ژاپن  و همین طور کره جنوبی، رزمایش مشترکی با آمریکا برگزار کردند که مورد اعتراض کره شمالی قرار گرفت. کره شمالی و جنوبی دو نظام سیاسی کاملاً متفاوت دارند و از این نظر رقیب و گاهی دشمن یکدیگر محسوب می‌شوند.

 

روزنامه همشهری ضمیمه دوچرخه 27 فروردین 1388


 
 
عملیاتی برای ایجاد وحشت - تیر اندازی شهر بینگهامپتون
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸۸
 

عملیاتی برای ایجاد وحشت

محمد سرابی
حادثه شهر« بینگهامپتون» آمریکا هنوز از حافظه‌ها پاک نشده و تروریستی یا غیر تروریستی بودنش هم صد در صد قطعی نیست، اگر چه روی غیر تروریستی بودنش مانور بیشتر داده می‌شود.

 در این حادثه که نیمه فروردین رخ داد، مردی مسلح وارد مرکز مهاجرت شد. او 13 نفر را کشت، حدود 40 نفر را گرو گان گرفت و در آخر هم خودکشی کرد.

بعد از هر حادثه تروریستی بزرگ اغلب می‌گویند که چه گروهی مسئولیت آن را برعهده گرفته است.بعد از پایان ماجرا، «بیت ا... محسود»، فرمانده طالبان پاکستان، مسئولیت آن را به عهده گرفت و گفت که افرادش در واکنش به حمله های اخیر آمریکا در این کشور، با دستور او دست به این حمله زده‌اند. 

تیر اندازی شهر بینگهامپتون تا حدی با حمله‌های تروریستی دیگر تفاوت داشت. حمله تروریستی یعنی اقدام خشونت‌آمیز عمدی در خارج از منطقه جنگی  با هدف سیاسی که باعث ایجاد ترس و وحشت شود. این حمله‌ها می‌تواند از طرف یک گروه انجام شود،  مثل حمله یازده سپتامبر 2001 که از طرف القاعده انجام شده؛ یا از طرف یک دولت؛ مثلا عوامل دولت اسرائیل که خودروی« عماد مغنیه»(از بنیان گذاران حزب الله لبنان) را در کشور سوریه بمب گذاری کردند. تصادف های بزرگ رانندگی، آتش سوزی، غرق شدن کشتی یا سقوط هواپیما تا وقتی که با هدف مشخص سیاسی نباشند، حمله تروریستی محسوب نمی‌شوند.

 

 

بعد از حادثه یازده سپتامبر، تعداد حمله‌های تروریستی در کشور‌های غربی زیاد شده است. مثلاً بمب گذاری‌های شهر مادرید اسپانیا در سال 2004 یا انفجارهای متروی لندن در سال 2005. این حادثه ها باعث شد تا دولت‌های غربی سخت‌گیری‌های بیشتری بر روی زندگی مهاجران و حتی شهروندان خودشان بکنند.

حادثه یازده سپتامبر آن‌طوری که دولت آمریکا ادعا می‌کند، توسط افرادی که اهل خاور‌میانه بودند، ایجاد شده بود. بعد از آن رفت و آمد افرادی که هویت خاور میانه‌ای داشته باشند به آمریکا، بیشتر کنترل می‌شود و دولت آمریکا اختیاراتی به دست آورده است تا مکالمه‌های تلفنی یا نامه های الکترونیکی را بررسی کند.

تیراندازی بینگهامپتون شباهت چندانی به  حمله های تروریستی نداشت و ادعای طالبان پاکستان هم پذیرفته نشده است. این حادثه در اداره مربوط به امور مهاجران در شهری کوچک اتفاق افتاد. مرد مسلح که 45 سال داشت، خودش هم مهاجری اهل ویتنام بود.

روزنامه همشهری ضمیمه دوچرخه 27 فروردین 1388


 
 
یک روز ملی - روز ملی انرژی هسته‌ای
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸۸
 

یک روز ملی

 محمد سرابی:
20 فروردین، روز ملی انرژی هسته‌ای است.

سه سال قبل، در این روز بود که ایران به فناورى غنى‌سازى اورانیوم و راه‌اندازى یک زنجیره کامل غنى‌سازى دست پیدا کرد. با این کار، قدم بزرگی در راه فناوری هسته‌ای برداشته شد. به مناسبت این روز به چند نمونه از پیشرفت‌های صنعتی کشورمان در سال‌های اخیر نگاهی می‌اندازیم که لزوماً همه هسته ای نیست.

باشگاه هسته‌ای

برای داشتنن فناوری هسته ای سه چیز لازم است:

1-متخصصان فیزیک ومهندسان صنعتی
2-دستگاه‌ها و ابزار‌های فنی خالص سازی و استفاده از مواد هسته‌ای 3- ماده معدنی اورانیوم. ما الان هرسه اینها را داریم. اورانیوم از درون خاک ایران استخراج می‌شود. سنگ معدنی که اورانیوم دارد، مثل تمام سنگ‌های معدنی دیگر است، ولی به دلیل این که موج رادیو اکتیو از خود منتشر می‌کند، با ابزار های شناسایی می‌توان آن را پیدا کرد. بعضی وقت ها معدن اورانیوم در سطح زمین قرار دارد و با ماشین آلات خاک‌برداری، به کار خانه حمل می‌شود. از اینجا به بعد، مسیر فناوری هسته‌ای آغاز می‌شود و انتهای آن نیروگاه‌های هسته ای است که می‌تواند برق زیادی تولید کند. البته فناوری هسته‌ای کاربرد‌های فراوان دیگری هم دارد.

جشن روز ملی فناوری هسته ای/ عکس : پایگاه اینترنتی ریاست جمهوری

فناوری هسته‌ای در جریان جنگ جهانی دوم مورد توجه گرفت . بعداز تمام شدن جنگ، کشور‌های مختلف دنیا به دنبال فناوری هسته ای بودند. هر کشوری تلاش می‌کرد این دانش را با کمک محققانش تولید کند و بعضی کشور‌ها هم به دنبال جاسوسی و دزدیدن اطلاعات هسته‌ای بودند. ایالات متحده در قاره آمریکا، انگلیس و فرانسه در اروپا و شوروی در آسیا توانستند زودتر از بقیه، دانش هسته‌ای را تکمیل کنند. شوروی و آمریکا بیشتر از همه با یکدیگر رقابت می‌کردند.

ایران پس از انقلاب و آغاز جنگ‌تحمیلی تحت محاصره اقتصادی قرار گرفت و وقتی اعلام شد که فناوری هسته‌ای در حال پیشرفت است، کشورهای دیگر از این که ایران توانسته بود بدون در خواست از آنها به این فناوری دست پیدا کند، تعجب کردند. فناوری هسته‌ای  مرحله های زیادی دارد که یکی از آنها خالص سازی است. کشور‌هایی که به این مرحله برسند، در فهرست کشور‌های دارای فناوری هسته‌ای قرار می‌گیرند که به آن «باشگاه هسته‌ای» می‌گویند. ایران در سال 85 وارد باشگاه هسته‌ای شد.

امید به آسمان

ماهواره امید، کار سازمان فضایی ایران است و به انرژی هسته ای مربوط نمی شود ، اما در هر حال یکی از پیشرفت های چشمگیر ایرانی هاست؛  به خصوص بخش موشک سفینه بر این ماجرا. این ماهواره 40 سانتیمتر عرض و 27 کیلوگرم وزن دارد. ایران از مدت ها پیش ساخت و پرتاب آزمایشی موشک‌های مختلفی را انجام داده بود و در این زمینه آمادگی داشت، ولی پرتاب ماهواره به مدار زمین کار مشکلی است که فقط 8 کشور دیگر توان انجا م آن را دارند. شوروی اولین کشوری بود که در سال  1957، ماهواره «اسپوتنیک» را به فضا فرستاد. آمریکا در 1958 و فرانسه در 1965 ماهواره‌هایشان را به مدار زمین فرستادند. ماهواره‌های ژاپن و چین در1970  و انگلیس در 1971 به فضا رفتند. پس از آنها هندوستان در 1980و رژیم صهیونیستی در 1988 توانستند ماهواره‌هایشان را در مدار زمین قرار دهند.  در سال 1989 عراق و در سال 1998 کره شمالی ادعا کردند که به این فناوری دست پیدا کردند، ولی  ادعای آنها ثابت نشد.

موشک سفینه بر سفیر/ عکس :ایسنا

ایران قبل از این هم ماهواره سینا را باکمک روسیه ساخته بود که از پایگاه پلستیک روسیه همراه با چند ماهواره دیگر پرتاب شد. بعد هم طرح ماهواره مشترک مصباح با ایتالیا پیشنهاد شد که به پایان نرسید، ولی باعث شد که ایران خودش به فکر ساخت ماهواره مستقل بیفتد.

عملیات ساخت ماهواره امید از سال 48  شروع شد. در سال 86 یک پرتاب زیر مداری آزمایشی انجام شد، یعنی موشک بدون قرار گرفتن در مدار به زمین باز گشت. برای رسیدن به مدار نیاز به موشک‌های چند مرحله ای است که بالاخره موشک سفیر2 توانست این کار را انجام ‌دهد. در بهمن 1387 موشک سفیر، ماهواره امید رادر مدار «پایین محور زمین» (LEO) قرار داد. ماهواره امید در این مدار هر 90 دقیقه یک بار به دور زمین می‌چرخد.
این ماهواره مثل تمام ماهواره‌هایی که برای بار اول از طرف کشوری پرتاب می شوند، طول عمر کوتاهی دارد، ولی امید راه پرتاب ماهواره‌های بزرگ تر و مجهزتر را باز کرد. می‌گویند تا ده سال دیگر ایران می‌تواند فضانورد به فضا بفرستد. آیا شما می‌خواهید فضانورد شوید؟

بر لبه خلیج‌فارس

ساخت نیروگاه هسته ای بوشهر از سال53 آغاز شد. از همان موقع قرار بود که این نیروگاه مرکز استفاده  از انرژی هسته‌ای ایران باشد، ولی ساخت آن طبق برنامه پیش نرفت. در نیروگاه های هسته‌ای، برق تولید می‌شود. سوخت هسته‌ای، در مرکز نیروگاه قرار می گیرد و بعد از این که فرآیند فیزیکی خاصی انجام شد، گرمای بسیار زیادی از آن تولید می‌شود.

نیروگاه اتمی بوشهر/ عکس : پایگاه اینترنتی سازمان انرژی اتمی ایران

‌نیروگاه‌های هسته‌ای بر خلاف نیروگاه هایی که از گاز یا سوخت‌های  دیگر استفاده می‌کنند، دود یا آلودگی شیمیایی ندارند. البته به دلیل این که مواد هسته‌ای در مراحل استفاده پرتوهای زیانباری تابش می‌کنند، این نیروگاه‌ها دیواره‌های ضخیم و حفاظ‌های
غیر قابل نفوذی دارند تا این پرتوها یا مواد وارد فضای باز نشوند. به همین دلیل ساخت و استفاده از نیروگاه هسته‌ای بسیار حساس تر و سخت‌تر از نیروگاه‌های عادی است. بازسازی و استفاده از نیروگاه هسته‌ای بوشهر با پیشرفت های هسته‌ای ایران دوباره  شروع شد . در اسفند 87 نیروگاه بوشهر به‌طور آزمایشی راه اندازی شد تا این مرکز کار خود را آغاز کند. هنوز هم کار‌های دیگر باقی مانده است که وقتی به پایان برسد، برای اولین بار در ایران نیروی برق نه از سدهای آبی و توربین‌های گازی بلکه از نیرو گاهی در کنار خلیج فارس به دست می آید.

روزنامه همشهری ضمیمه دوچرخه

20 فروردین 1388

http://hamshahrionline.ir/details/78319


 
 
ما که کاره یی نیستیم
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸۸
 

ما که کاره یی نیستیم 

 

محمد سرابی

 

بازرس سازمان تعزیرات وارد مغازه یی می شود. دوربین صدا و سیما او را تعقیب می کند. روی تمام اجناس برچسب خورده است. قیمت ها دو برابر قیمت قانونی است. بازرس صورتجلسه را تنظیم می کند. خبرنگار از صاحب مغازه درباره قیمت ها می پرسد. جواب صاحب مغازه اغلب یکی از موارد زیر است؛ «اینها قیمت های جنس های دیگر است. تازه قفسه ها را جابه جا کرده ایم و اینها قیمت های قبلی هستند. شاگردم این قیمت ها را زده است. اینها را نوشته ایم ولی به قیمت کمتر می فروشیم. اصلاً خبر ندارم این رقم ها چی هستند.» در برنامه هایی که این روزها از تلویزیون پخش می شود می بینیم بازرس گرانفروشی را ثبت کرده ولی هیچ یک از فروشندگان حاضر نیستند مسوولیت کاری را که انجام می دهند، بپذیرند.

 

گشت نامحسوس به دنبال خودرویی است که در بزرگراه مارپیچ حرکت می کند. دوربین لایی کشیدن ها را نشان می دهد. با اخطار پلیس و روشن کردن چراغ گردان راننده بیشتر گاز می دهد و می خواهد فرار کند. بعد از مدتی تعقیب و گریز و آژیر کشیدن راننده گیر می افتد. خبرنگار در مورد این حرکات خطرناک می پرسد و او جواب می دهد؛ «من اصلاً گاز ندادم. فقط با 60 تا سرعت می آمدم و نمی دانم چرا پلیس آژیر می کشید.»

 

دوربین پشت سر مامور بهداشت وارد زیرزمینی می شود که بستنی، گز یا لواشک غیربهداشتی تولید می کند. لوازم و در و دیوار کارگاه بسیار کثیف و چرک گرفته است. مواد غذایی درون طشت و بشکه ریخته شده است. صاحب کارگاه می گوید تازه از راه رسیده و از هیچ چیز خبر ندارد.

 

پلیس چند مجرم فراری را با آثار و مدارک جرم دستگیر کرده است. خبرنگار میکروفن را جلو می برد؛ «ما مقصر نیستیم. نمی دانیم چرا این طور شد.»

 

نپذیرفتن مسوولیت در این فرهنگ بسیار عادی است. هرکاری اگر درست انجام شود، چندین باعث و بانی پیدا می کند و اگر شکست بخورد یا با رسوایی همراه شود هیچ کس نیست که بار آن را به دوش بکشد. از مدیران دولتی و خصوصی تا کارگران و از سیاستمداران باسابقه تا مردم عادی، این رفتار همه جا دیده می شود.

 

البته استثنا هایی هم پیدا می شود، کسانی که شهامت پذیرفتن نتایج اعمال شان را دارند. ولی جامعه با آنها چه رفتاری دارد؟ وقتی یک مربی شخصاً مسوولیت باخت تیم را به گردن می گیرد واکنش مدیران باشگاه و هواداران چیست؟ آیا احتمال

 

باقی ماندن او در کادر فنی بیشتر از مربی است که وضع آب و هوا یا غذای هتل را دلیل شکست تیم معرفی می کند؟ آیا این مربی دفعه بعدی که با باخت تیم روبه رو شد هم مسوولیت آن را قبول می کند؟ اگر مجرمی که توسط پلیس دستگیر شده، رو به دوربین به جرمش اعتراف کند، بینندگانی که پای تلویزیون نشسته اند در مورد او چه فکری می کنند؟

 

ترافیک نوروزی، عرضه محصولات کشاورزی، قیمت بنزین و انتخابات پیش رو با تمام بحث های سیاسی پیرامونش عرصه یی برای آزمایش «شجاعت پذیرفتن مسوولیت» است. اما در میان مردمی که برای مسوولیت پذیری ارزشی قائل نباشند این شجاعت چه فایده یی دارد.

ضمیمه روزنامه اعتماد 17 فروردین 88 صفحه 16


 
 
چهار شنبه سوری
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ فروردین ۱۳۸۸
 

روزنامه اعتماد17 اسفند 87

 

محمد سرابی

 

تلویزیون به عنوان بزرگ ترین و رسمی ترین رسانه کشور از کلمه چهارشنبه سوری استفاده نمی کند و عباراتی چون «حوادث سه شنبه آخر سال» را برای نام بردن از این شب ساخته است. گویا نه تنها شرکت در چهارشنبه سوری درست نیست بلکه آوردن نامش هم اشکال دارد. امسال هم مانند سال های قبل، از هفته دوم و سوم اسفند گزارش هایی از تلویزیون پخش می شود که نشان می دهد چه حوادث فجیعی در اثر انفجار مواد آتش زا به وقوع پیوسته و چطور ترقه بازی خانه های مسکونی را ویران و جوانان برومند را کور و ناقص می کند. کارشناسان مختلف به برنامه ها دعوت می شوند و از خطرات دست زدن به فشفشه می گویند. دوربین، اورژانس بیمارستان ها و سر و کله باندپیچی شده پسران جوان را نشان می دهد که در اثر یک لحظه غفلت سر تا پا سوخته اند. نیروی انتظامی اعلام می کند هر کسی در حوادث سه شنبه آخر سال دستگیر شود تا سیزده نوروز (همان 13 بدر که اسم رسمی این یکی هم با اسم رایج در میان مردم متفاوت است) در بازداشت خواهد ماند. مصاحبه با مردمی که از صدای نابهنگام ترقه ها در کوچه و خیابان ترسیده اند و خواستار برخورد با ترقه زنان هستند هم قبل از برنامه ها پخش می شود. البته راه حل فرهنگ سازانه هم اجرا شده است. چند سال قبل تلویزیون در شب چهارشنبه سوری فیلم «تغییر چهره»را در شبکه 2 به نمایش گذاشت تا چند نفری هم به خیال تماشای این فیلم از خیابان ها به خانه برگردند. از یک دهه قبل که وسایل آتشبازی سبک و پرصدا شامل سیگارت، دینامیت و آبشار به بازار آمد، کم کم آیین زیبا و سنتی چهارشنبه سوری که از رسومی لطیف چون قاشق زنی ریشه گرفته بود، به جنگ شهری تبدیل شد که در آن خیابان ها را می بندند، درون آتش کپسول گاز منفجر می کنند و دورش می رقصند. وقتی جوانان چهارشنبه سوری را به عنوان زمانی برای شادی و هیجان انتخاب کردند، ارگان های مسوول هم روش برخورد فیزیکی را در پیش گرفتند. بنا بر پژوهشی که نتایج آن در سال گذشته منتشر شد (روزنامه همشهری 28 اسفند 86) بیشتر جوانان حاضر در تجمعات چهارشنبه سوری نوجوانان و جوانانی هستند که تنها به دنبال تفریحی پرهیجان و متفاوت می گردند و قصد شرارت و آشوب ندارند ولی عده یی به دنبال سوءاستفاده از چهارشنبه سوری می گردند. انفجار مواد آتش زا و ایجاد آسیب عمدی که به نام جوانان تمام می شود هم باعث ترس و بدبینی شهروندان و هم باعث برخورد شدید تر مسوولان خواهد شد. کسی این سوال را نمی پرسد که آیا آتشبازی در کشور های دیگر رواج ندارد؟ آیا برزیلی ها در جشن های مذهبی- ملی آتشبازی نمی کنند؟ آیا در ابتدای هر سال میلادی خلیج سیدنی با نور شعله های رنگارنگ و درخشان روشن نمی شود؟ حتی مردم همین کشوری که بازار ترقه و فشفشه ایران را تامین کرده است یعنی چین، در اواسط بهمن ماه آغاز سال باستانی چینی را با مصرف انبوهی وسایل آتشبازی جشن می گیرند. البته آنجا هم حوادثی اتفاق می افتد ولی نمی دانیم نهاد های رسمی این کشور ها هم سعی می کنند جشن های محلی را حذف و انکار کنند یا نه.

 

 


 
 
در میان موهایش
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ فروردین ۱۳۸۸
 

روزنامه اعتماد 12 اسفند 87

 

محمد سرابی

 

سابقه حضور حیوانات خانگی در ایران به چند سال اخیر و زیاد شدن سگ و گربه های پشمالو محدود نمی شود. حیوانات خانگی از گذشته دور همدم انسان ها بودند. بعضی از آنها انسان ها را همیشه همراهی می کردند و هر جا که صاحب شان می رفت از او جدا نمی شدند. آنها آنقدر به صاحب شان علاقه داشتند که لحظه یی جدایی از او برایشان مرگ آور بود. از جمله این حیوانات می توان شپش را نام برد که قرن ها همراه بشر زندگی کرده است. هر جایی که انسان ها دور هم جمع شوند شپش ها هم گسترش پیدا می کنند، مثل سربازخانه و مدرسه. دوران تحصیل در مدارس بهترین فرصت است تا همان طور که علم و دانش در میان نوآموزان انتشار پیدا می کند و مغزها با معادلات ریاضی و فرمول های شیمی پر می شوند، شپش ها هم از سری به سر دیگر انتقال پیدا کنند و در میان موها به زاد و ولد بپردازند. شاید فکر کنید این تصویر از مدارس مربوط به دوران قدیم است و الان با وجود مدارس تمیز و مرتب و بچه هایی که با کوله پشتی مرد عنکبوتی و موبایل بلوتوث دار به مدرسه می روند دیگر خبری از شپش ها نیست ولی یک هفته قبل «مهناز تسلیمی» معاون برنامه ریزی و آموزش سلامت وزارت آموزش و پرورش با تایید گسترش شپش در برخی مدارس تهران گفت؛ «خانواده ها باید در بهداشت فردی فرزندان خود دقت بیشتری داشته باشند تا این بیماری در بین دانش آموزان گسترش نیابد. به علت نبود مربی بهداشت در برخی از مدارس تعداد دفعات معاینه فردی دانش آموزان کم شده است.» در فصل سرد و در مدارس دخترانه میزان بیماری بیشتر است. از طرف دیگر «اردلان»رئیس اداره سلامت نوجوانان و جوانان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با رد موضوع گفت؛ «تاکنون در مورد احتمال شیوع بیماری شپش در مدارس تهران گزارشی به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ارائه نشده است.» زمانی بود که سر آدم ها و بند شلوار (قبل از اختراع کش) مرکز تجمع شپش محسوب می شد. ماده شوینده موثری هم وجود نداشت که بتواند این دو محل را کاملاً ضد عفونی کند، در نتیجه نسل های متعددی از این حشرات می توانستند به زندگی ادامه داده و تخمگذاری کنند تا وقتی که علم پیشرفت کرد و صدها نوع پودر و صابون و شامپو ساخته و حمام ها به خانه های مسکونی اضافه شدند. ولی باز هم شپش ها رابطه خود با انسان ها را حفظ کرده اند.

 

البته در طول این سال ها یعنی قبل از جنگ جهانی دوم که آموزش همگانی در ایران آغاز شد تا همین چند سال قبل و تحول دوباره روش آموزشی ابتدایی، میزان شپش در مدارس بسیار کمتر شده است. دیگر لازم نیست موهای دانش آموزان را در مراسم صبحگاه بازرسی کرد و دستور کوتاه کردن با نمره 4 داد. آذرماه سال 85 بود که طرح غربالگری شپش در مدارس تهران اجراشد و برنامه یی مشترک هم بین آموزش و پرورش و دانشگاه های علوم پزشکی سه گانه پایتخت برای مبارزه با شپش طراحی شد ولی انگار نسل این حشره فعلاً باقی است.

 


 
 
آب سیاه
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ فروردین ۱۳۸۸
 

روزنامه اعتماد5 اسفند 87

 

محمد سرابی

 

دختر جوان کنار خیابان ایستاده بود. باران می بارید. همه آدم ها در حال دویدن به این طرف و آن طرف بودند. ماشین ها پشت سر هم بوق می زدند. آب از زیر تایرهایشان به اطراف می پاشید. هر کسی چیزی را روی سرش گرفته بود تا از قطره های درشت باران در امان باشد. دختر کنار خیابان و پشت به جوی آب منتظر تاکسی بود. ناگهان دست سیاهی از زمین بیرون آمد او را گرفت و به پایین کشید. دختر جیغ زد و به دوروبرش چنگ انداخت. در شلوغ ترین نقطه شهر هیچ کس از آدم هایی که دوروبرش بودند، صدایش را نشنید.

---

این اتفاق در فیلم های هالیوودی یا داستان های تخیلی مدرن نیفتاده است. این حادثه دقیقاً چهار سال قبل و در میدان صادقیه روی داد. تقریباً ابتدای فصلی که باران های سرد آغاز می شوند، در ضلع شمال غربی میدان صادقیه، جلوی پیاده رو بزرگ مقابل داروخانه و عینک سازی، دختر جوانی کنار جوی آب ایستاده بود که درست همان جا از وضعیت روباز به شکل سرپوشیده درمی آمد و مسیری را به سوی جنوب طی می کرد. آب سیاهرنگ و پر از زباله به شدت جریان داشت. دختر به دلیل نامشخصی مثلاً عقب رفتن یا سرخوردن به درون جوی آب می افتد و جریان آب او را به زیر بلوک های سیمانی می کشد. فریاد های او در میان سر و صدای ماشین ها و عبور رهگذر ها توجه هیچ کس را جلب نمی کند و پس از چند لحظه با سرخوردن انگشتانش از لبه بلوک های سیمانی درون تونل تنگ و خیس ناپدید می شود. تا مدت ها بعد از حادثه پلاکارد زردرنگ بزرگی در آنجا آویخته بود؛ «در تاریخ.... دختر جوانی در این مکان.... ناپدید شده.... خواهشمند است در صورت داشتن هرگونه اطلاعی با شماره های....» از متن نوشته مشخص بود کسی از نحوه روی دادن حادثه خبر ندارد. پیاده رو و اطرافش طوری حفاری شده بود که به نظر می آمد یک پروژه عمرانی در حال اجراست. «ادریس» پسر جوانی که در همان عینک فروشی کار می کرد به من گفت آتش نشان ها تا 10 روز تمام سنگ های جوی را از جا درآوردند که شاید جسد او را پیدا کنند و در این مدت پدربزرگ دختر هر روز به اینجا می آمد و در کنار پلاکاردی که نوشته بود، می ایستاد تا از رهگذران سرنوشت نوه اش را بپرسد. مدتی بعد جسد کیلومتر ها دورتر، در نهر پارک ارم پیدا می شود. در آن روز بارانی، آب جسم کوچک او را تا بیرون شهر برده بود.

---

پاییز و زمستان امسال حادثه شهری خاصی در مورد بارندگی رخ نداد. کسی غرق نشد و دیوار خانه یی هم نم نکشید و پایین نیامد. از سیل  نیمه دوم دهه 60 که شمیران را زیر آب برده بود و بساط دیزی فروشی های دربند را تا سیدخندان با خودش آورد خیلی گذشته است. سرمای سال قبل هم استثنا بود. با این باران های کم جان و برفی که به زمین نرسیده، آب می شود، احتمال خشکسالی خیلی بیشتر از سیل است ولی بعضی ها عقیده دارند شهر های ایران باید همیشه برای وقوع سیل آماده باشند. شهرداری در چند نقطه شهر بخش هایی از روی مسیل ها را پوشانده است تا هم مانع ریختن زباله شود و هم فضایی را به شهر اضافه کند. سازمان مدیریت بحران به این کار اعتراض کرده است زیرا کارشناسان آن از احتمال وقوع بارندگی های ناگهانی در فصل های سرد و به راه افتادن سیل خبر می دهند. آن وقت است که تمام ظرفیت مسیل ها و جوی ها مورد نیاز خواهد بود. شهر که به نظر ما از این نظر خیلی امن است، می تواند خطرناک هم باشد


 
 
گر حکم شود که مست گیرند
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ فروردین ۱۳۸۸
 

روزنامه اعتماد 29 بهمن 87

 

محمد سرابی

 

گاز پیک نیکی برای رانندگان حرفه یی سه کاربرد مهم دارد؛ ذوب کردن یخ موتور در سرمای زمستان، گرم کردن کابین در شب و درست کردن چای در همه اوقات. کاربرد جنبی گاز پیک نیکی هم داغ کردن سیخ و سوزن و ابزارآلات مصرف تریاک است. رانندگان خودروهای جاده یی شاید بدون زنجیر چرخ به جاده بزنند ولی هیچ وقت بدون گاز پیک نیکی به سفر نمی روند.

 

هفته قبل پلیس راهنمایی و رانندگی اعلام کرد مصرف الکل و مواد مخدر را در رانندگان آزمایش می کند.

آزمایش الکل در ایران و جهان سابقه زیادی دارد. روش های کلاسیک مثل راه رفتن روی خط مستقیم و شمارش معکوس اعداد 1 تا 20 و روش های مدرن یعنی نفس کشیدن در لوله دستگاهی که درصد الکل خون را نشان می دهد، همه در امریکا اختراع شده است. در این کشور رانندگی در حال مستی خیلی بیشتر از دیگر انواع آدمکشی های مستانه تلفات دارد، حتی درصد خون رانندگان کشته شده و کسانی که خودرویشان را به دیوار و درخت کوبیده اند را هم اندازه می گیرند که شاید خودشان مقصر باشند. محمد رویانیان اعلام کرده است بعد از سرعت زیاد و سبقت غیرمجاز سومین عامل تصادفات جاده یی اعتیاد راننده به مواد مخدر یا شرب مشروبات الکلی است.

رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی این را هم اضافه کرده است که فقط 10 درصد رانندگان وسایل نقلیه سنگین مواد مخدر مصرف کرده اند که این مصرف منجر به تصادفات حادثه خیز جاده یی شده است. رویانیان مدتی قبل سبقت غیرمجاز را به رفتار پرخطر تشبیه کرده و این رفتارها را عامل 75 درصد تصادفات جاده یی دانسته بود. چند هفته پیش هم عزیز فیلی مدیرکل نگهداری راه و ابنیه سازمان راهداری و حمل و نقل اعلام کرده بود عامل خطای انسانی در 70 درصد تصادفات ایران و جهان نقش دارد. همچنین به گفته اکرم جعفری معاون آموزش، تحقیقات و فناوری وزارت راه و ترابری 30 تا 40 درصد تصادفات جاده یی به علت خستگی رخ می دهد زیرا ساعت کاری برخی رانندگان به جای 8 ساعت، 13 ساعت و گاهی 20 ساعت است. پس با وجود جاده های فرسوده و غیرمهندسی در سرتاسر کشور و خودروهایی که براساس قاعده بساز و بفروش تولید می شوند باز هم این آدم ها هستند که با فشردن پدال گاز نقش اصلی را ایفا می کنند.

اعتیاد را در آزمایشگاه و طی مراحلی با گرفتن نمونه آزمایش می کنند. روش های تقلب و عوض کردن نمونه در راهرو و جابه جا کردن لیوان ها هم به همین دلیل ایجاد شده است. حتماً نمونه گرفتن و تست اعتیاد در وسط جاده سخت تر است اگرچه پلیس و وزارت راه و خودروسازان تقصیر تصادفات را به گردن هم می اندازند ولی با اقدامات آنها بالاخره آمار تصادفات مرگبار کاهش پیدا کرده است. در مدتی حدود پنج سال تعداد کشته های سالانه از 28 هزار نفر به 21 هزار نفر کاهش پیدا کرده ولی هنوز هم تعداد مرگ و میر در اثر تصادف در ایران چندین برابر کشورهای توسعه یافته است که از ما هم خودروهای بیشتری دارند. تست اعتیاد و الکل می تواند مرگ و میر را پایین تر هم بیاورد شاید هم برخی دستگیر شوند و اساساً از رانندگی حذف شوند. سفرهای نوروزی یک ماه دیگر شروع می شود با توجه به اینکه 70 درصد تصادفات در 30 کیلومتری حاشیه شهرها رخ می دهد اگر نوروز امسال خیال سفر داریددر مبدا و مقصد آهسته تر برانید.


 
 
مانع قابل انعطاف
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ فروردین ۱۳۸۸
 

روزنامه اعتماد 20 بهمن 87

 

محمد سرابی

 

موانع ترافیکی را گاهی وقت ها از آهن و گاهی وقت ها از سیمان می سازند. بعضی وقت ها هم به دست فرمان راننده ها احترام می گذارند و موانع نرم و نازک پلاستیکی در خیابان نصب می کنند یا مثلاً از بشکه های آبی رنگ به جای بلوک های سیمانی و از رنگ ضخیم به جای سرعت گیر آسفالتی استفاده می کنند تا کسی فکر نکند حتماً باید با زور راه را بست.

 

ساخت میدان رسالت چند سالی طول کشید. تمام مسیرهای منتهی به میدان یکطرفه و پیچ در پیچ شدند. راه ها بسته شد و دستگاه های خاکبرداری شروع به کندن زمین کردند. رانندگان این چند سال برای عوض کردن یک مسیر چند بار دور تا دور خودشان می چرخیدند و با تلاش بسیار انواع راه های فرار را پیدا کرده بودند. الان میدان با علائم و موانع ترافیکی نو و تمیز بر اساس اصول استاندارد افتتاح شده. همین طور که در تصویر می بینید بزرگراه بسیار پهناوری از زیر میدان می گذرد که در آن یک دور برگردان ساخته شده است تا خودروهایی که از سمت شرق می آیند، دور بزنند و برگردند. ولی رانندگانی که از طرف غرب می آمدند مثل اینکه به بریدگی وسط خیابان رسیده باشند برعکس جهت دور برگردان و شاخ به شاخ با سمت مقابل فرمان را می پیچاندند. آنقدر این خلاف تکرار شد که مسوولان مربوطه بی خیال شدند و مرکز دور برگردان را با دیواره پیش ساخته سیمانی مسدود کردند. صبح یکی از همین روز های زمستانی بود که اولین راننده شجاع به صف موانع قرمزرنگ کوبید و یک راست از وسط بزرگراه رد شد. بلافاصله بقیه پشت سرش صف کشیدند تا ابتکار او را دنبال کنند و ترافیک درست شد. این لوله های قرمز شبرنگ برای این قابل انعطاف ساخته شده اند که در صورت تماس به بدنه ماشین ها آسیب نزنند ولی چه می شود کرد راننده ها زرنگ تر از این حرف ها هستند.

 عکس از محمد سرابی


 
 
خاکستر سوزان
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ فروردین ۱۳۸۸
 

  

روزنامه اعتماد7 بهمن 87

 

محمد سرابی

 

بعد از 22 روز بمباران و هجوم نظامی اسرائیلی ها مهمات شان را مصرف کردند و دست از کشتار برداشتند. آخر کار بمب فسفری که مخصوص خاکستر کردن ساخته شده است هم روی فلسطینی ها آزمایش شد. بدشان نمی آمد آنقدر از ساکنان غزه یک و نیم میلیون نفری آتش می زدند تا هیچ کسی باقی نماند. این بار می خواستند با «کشتن» آوارگان مساله فلسطین را حل کنند. در سه روز اول روزی 100 نفر زیر بمباران جان دادند. بعد از گذشت 10 روز از شروع حمله ها الی ایزاکسون یکی از افسران نیروی جنگی اسرائیل به خبرنگار بی بی سی گفته ارتش موفقیت نظامی بزرگی به دست آورده است. حتماً منظورش از موفقیت نظامی شلیک اشتباه و تلف کردن سربازان خودشان است که در حمله زمینی اتفاق افتاد. شاید هم منفجر کردن مدرسه الفخور شهر جبالیا را که به سازمان ملل تعلق داشت و40 پناهنده در آن اقامت داشتند، موفقیت حساب می کند. اطلاعات رسیده از نوار غزه بسیار مغشوش است و غیرنظامیان کشته شده در این حادثه از 11 تا 30 نفر متغیر هستند ولی هیچ یک از نظامیان حماس در مدرسه نبودند.

 

تنها یک چیز مسلم است و آن اینکه دولتمردان اسرائیل می خواستند در 20 روز قبل از ریاست جمهوری اوباما و قبل از انتخابات خودشان تا می توانند فلسطینی بکشند. شاید تلافی جنگ 33 روزه و شکست از سیدحسن نصرالله را اینجا در بیاورند. نسبت نظامیان حماس به مردم عادی که در این حمله ها کشته شده اند بسیار پایین است و این یعنی هدف گیری کور، یعنی هر ساختمانی که شاید پایگاه نظامی بود و چند خانه این طرف و آن طرفش را با هم نابود کردند.

 

زمستان سال گذشته که فقط برق غزه قطع شده بود و درگیری گسترده یی هم در بین نبود، «علا هشام ابودیهیم» خودش را به مرکز آموزشی «یشفیات مرکاز هراف» در بیت المقدس غربی رساند و رگبار گلوله های اسلحه اش را به سمت کسانی گرفت که در آن مرکز مشغول یاد گرفتن آموزش های افراطی «گوش آمونیم» بودند. جنبش گوش آمونیم از تندروترین گروه های اسرائیل است و نیروهایش از مفاهیم بنیادی صهیونیستی تا عملیات جنگی را یاد می گیرند. هشام چند بار خشاب های کلاشینکف را پر کرد و حدود 50 نفر را هدف قرار داد که بیشتر از 10 نفر آنها در جا کشته شدند. اسرائیلی ها می گفتند یشفیات مرکاز یک مدرسه غیرنظامی بوده است ولی از آنجا که هشام بعد از چند ساعت تیراندازی توسط اسلحه کمری یکی از کسانی که در همان مرکز آموزش می دیدند، کشته شد پس او هدفش را به دقت انتخاب کرده بود. هشام اهل بیت المقدس بود و مجوز تردد آزادانه داشت.

 

آدم های بسیاری در غزه نزدیکان و خانواده هایشان را از دست دادند. کسانی که بچه های کوچک شان را با دست خود دفن کرده اند هیچ چیزی برایشان باقی نمانده است جز اینکه انتقام بگیرند. اگر اسرائیلی ها فکر می کردند با قتل عام مردم مشکل غزه تمام می شود به زودی شعله های پنهان خاکستر غزه را در شهرک های خودشان خواهند دید. جنگ تمام شد و حالا سازمان های بین المللی کارشان را برای رسیدگی به هر کسی که زنده مانده شروع می کنند. اما قتل عام غزه بذر کینه را در سرزمین های اشغالی کاشته است که همه جا ریشه می زند و حداقل یکی دو دهه خواب آرام اسرائیلی ها را خواهد گرفت.