محمد سرابی

www.msarabi.com

 
بعدها چه خبر؟ - نگاهی به سال 1388
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٧
 

دوچرخه:

اینجا به رخدادها و ماجراهایی می‌پردازیم که در سال 88 پیش‌رو داریم؛ خبرها و اتفاق‌هایی که در حوزه جهان، فناوری اطلاعات و محیط‌زیست پیش‌رو خواهیم داشت. با هم سرک می‌کشیم به خبر بعد از این...

بهار و انتخابات دهم

دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، خرداد ماه 88 برگزار می شود. اما پیش از انقلاب ماجرا شکل دیگری داشت . ما بعد از انقلاب تا به حال ، شش رئیس جمهوری داشته ایم .قبل از انقلاب اسلامی، ایران رئیس‌جمهوری نداشت. نخست‌وزیر بدون انتخابات و توسط شاه به مجلس شورای ملی معرفی می‌شد و مجلس هم او را تایید می‌کرد. این نخست وزیر، هیأت وزیران را تشکیل می‌داد و امور کشور را اداره می‌کرد. بعد از انقلاب این شیوه عوض شد و ساختار دولت به این شکل تعیین شد که رئیس‌جمهوری با رأی مردم انتخاب شود و مسئول دولت باشد. حکم رئیس‌جمهوری باید توسط مقام رهبری، تنفیذ (تایید) شود. تا قبل از سال 86 ، رئیس‌جمهوری، نخست‌وزیر را تعیین می‌کرد تا هیأت وزیران را اداره کند.
 برای اولین بار انتخابات ریاست‌جمهوری در سال 85 برگزار شد. در این انتخابات بنی صدر به ریاست جمهوری رسید که پس از یک سال از مجلس رأی عدم کفایت گرفت.

امام خمینی ره هم در تیر ماه 60 او را عزل کردند.

دومین رئیس‌جمهوری ایران، شهید «محمد علی رجایی» بود. او در مرداد سال 60 ، در انتخابات به ریاست جمهوری رسید، اما یک ماه بعد در انفجار دفتر ریاست جمهوری، او و شهید باهنر، نخست وزیر وقت، به همراه گروهی دیگر از اعضای دولت به شهادت رسیدند. سالگرد شهادت آنها اکنون به نام هفته دولت نامیده می‌شود.

مهرماه همان سال، انتخابات مجدد برگزار شد و آیت الله خامنه‌ای، رئیس جمهوری ایران شدند. چهار سال بعد آیت‌الله خامنه ای در دور دوم انتخاب شدند. نخست وزیر ایشان در هر دو دوره «میر حسین موسوی» بود. در خرداد سال 68 ، امام خمینی ره ، بنیانگذار جمهوری اسلامی درگذشتند و مجلس خبرگان رهبری، آیت‌الله خامنه‌ای را به رهبری منصوب کرد.
در پنجمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در مرداد 68 ، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به ریاست‌جمهوری انتخاب شد. از این دوره به بعد، با اصلاح قانون اساسی، سمت نخست‌وزیری حذف شد و رئیس جمهوری، خودش هیأت وزیران را اداره می‌کند. در خرداد سال 72 آیت الله هاشمی رفسنجانی برای دور دوم به عنوان رئیس‌جمهوری انتخاب شد.

انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری در خرداد 76 برگزار شد و حجت‌الاسلام سید محمد خاتمی  به ریاست‌جمهوری رسید. او در سال80 باز هم به ریاست جمهوری انتخاب شد.
در انتخابات سال 84 ، دکتر محمود احمدی نژاد به ریاست‌جمهوری رسید. او ششمین رئیس‌جمهوری ایران است. 

خرداد ماه سال آینده ،انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری برگزار می‌شود. مدتی قبل از انتخابات، احزاب و گروه‌های سیاسی فعالیت خود را بیشتر می‌کنند.  پس از ثبت نام داوطلبان، شورای نگهبان صلاحیت آنها را بررسی می‌کند و فهرست نهایی توسط وزارت کشور اعلام می‌شود. هیچ کس نمی‌تواند برای بیشتر از دو دوره ، پشت سر هم رئیس‌جمهوری شود.

در تمام کشور‌هایی که نظام جمهوری دارند، سمت ریاست جمهوری وجود دارد، ولی در برخی از آنها مسئولیت اصلی در دست نخست‌وزیر است.در بعضی از کشورها هم رئیس‌جمهوری توسط نمایندگان مجلس انتخاب می‌شود و انتخابات جداگانه‌ای ندارد. برگزاری انتخابات بدون درگیری و با شرکت زیاد مردم ، نشانه قدرت حکومت و اعتبار آن است. به همین دلیل انتخابات‌ ریاست جمهوری در ایران همیشه در جهان بازتاب زیادی دارد.

محمد سرابی

دومین رئیس‌جمهوری افغانستان

سال آینده، دومین دوره انتخابات ریاست جمهوری و مجلس افغانستان  برگزار می‌شود.

افغانستان در گذشته، دارای حکومت پادشاهی بود. بعد از سقوط آخرین پادشاه در سال1973، افراد مختلفی قدرت را به دست گرفتند. با حمله ارتش اتحاد جماهیر شوروی سابق و اشغال این کشور، دولت وابسته به شوروی تشکیل شد، ولی گروه‌های مسلح با ارتش شوروی مبارزه می‌کردند. وقتی شوروی سابق  افغانستان را در سال1986 ترک کرد، درگیری بین این گروه‌ها ادامه پیدا کرد و بعد از مدتی تبدیل به جنگ داخلی  طولانی شد. در این مدت، افغانستان دارای دولت مرکزی بود، ولی این دولت قدرت چندانی نداشت.

حامد کرزی ،رئیس جمهور افعانستان

زنده یاد احمد شاه مسعود،معروف به شیردره پنجشیر

بعد از مدتی ،گروه طالبان در افغانستان شروع به جنگیدن کردند و کم‌کم بیشتر قسمت‌های کشور را به تصرف در آوردند. تنها در قسمت کوچکی در شمال افغانستان «احمد شاه مسعود»* مقاومت می‌کرد. طالبان به روش قبیله‌ای حکومت را اداره می‌کردند. یعنی یک فرمانده ارشد به نام «ملا محمد عمر» داشتند که همه باید از دستورهای او اطاعت می‌کردند. قوانین سخت و خشک در دوران طالبان با شدت اجرا می‌شد که باعث نارضایتی مردم افغانستان  شده بود.

در سال 2831(1002) حادثه یازده سپتامبر اتفاق افتاد.  دولت آمریکا اعلام کرد که این حمله‌ها به دست نیروهای «القاعده» صورت گرفته است. گروه تروریستی القاعده روابط بسیار نزدیکی با طالبان داشت و افغانستان مرکز اصلی آنها بود، بنا براین آمریکا فوراً به افغانستان حمله کرد و حکومت طالبان را شکست داد. البته نه ملا عمر ونه «بن لادن»، فرمانده القاعده، دستگیر نشدند. بعد از تصرف افغانستان،آمریکایی‌ها «حامد کرزی» را به حکومت موقت افغانستان منصوب کردند. دولت کرزی «لویه جرگه» را تشکیل داد،  یعنی مجلسی که تمام رؤسای قبایل و فرماندهان گروه های نظامی در آن شرکت داشتند. بعد از مدتی هم انتخابات ریاست جمهوری در سال 5002 برگزار شد. در این انتخابات، حامد کرزی برنده شد. ولی بعضی از دیگر نامزد‌ها به شیوه برگزاری انتخابات انتقاد داشتند. در سال آینده دومین دوره انتخابات مجلس ملی افغانستان و دومین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری برگزار می‌شود . انتخابات معدودی تا به حال در کشور افغانستان برگزار شده است و مردم و سیاستمداران، تجربه زیادی از  انتخابات ندارند.

----------------

* احمد شاه مسعود چند روز قبل از حملات یازده سپتامبر ترور شد. مردم افغانستان او را یکی از لایق‌ترین فرماندهان می‌دانستند  و خیلی از آنها عقیده دارند که اگر مسعود الان زنده بود مسلماً رییس جمهور افغانستان می شد.

محمد سرابی

محاکمه یک جنایتکار جنگی

در سال 88 «راداوان کارادزیج»‌محاکمه می شود.  سال ها قبل، او که یک جنایتکار جنگی شکست خورده بود، به دنبال جایی برای پنهان شدن می‌گشت. اگر او را پیدا می‌کردند، به جرم قتل عام مردم غیر نظامی محاکمه می‌شد. او اسمش را عوض کرد. تغییر قیافه داد و در درمانگاهی مشغول به کار شد. سال‌ها گذشت و مردم او را با قیافه و اسم جدید می‌شناختند، ولی درست زمانی که فکر می‌کرد دیگر کسی به دنبال او نیست، دستگیر شد.

کارادزیج(سمت راست ) و راتکو (سمت چپ)

حدود 15 سال قبل، کشور «یوگسلاوی» در منطقه «بالکان»به کشور‌های کوچک تر و مناطقی که مدعی استقلال بودند، تجزیه شد و در نتیجه کشور‌های کوچک زیادی در کنار باقیمانده یوگسلاوی به وجود آمدند. همان موقع جنگ داخلی هم آغاز شد. ساکنان این کشورها دین و قومیت‌های متفاوتی دارند و  اختلاف ها درگیری‌ها را بیشتر می‌کرد. بوسنیایی‌ها و آلبانی‌‌تبارها مسلمان و صرب ها و کروات‌ها مسیحی هستند.  در منطقه «بوسنی وهرزگوین» بیشترین جنگ بین صرب ها و بوسنیایی‌ها بود. بوسنیایی‌ها پشتیبانی نداشتند، ولی صرب ها از طرف «میلوسوویچ»، رئیس جمهور یوگسلاوی حمایت می‌شدند. دولت آن زمان یوگسلاوی اسلحه صرب ها را تامین می‌کرد. صرب ها که به دنبال ساختن کشور بزرگی برای خودشان بودند، شروع به کشتن بوسنیایی‌ها کردند. در این قتل‌عام که سال ها طول کشید، شبه نظامیان صرب به خانه‌های بوسنیایی‌ها در شهرها و روستاها حمله می‌کردند. بعد از چند سال و با دخالت دیگر کشور‌ها، قرار داد صلح «دیتون» در سال 1996بسته وجنگ داخلی تمام شد. کارادزیج یکی از فرمانده‌های ارشد صرب ها بود. افرادش به دستور او غیرنظامیان زیادی را به قتل رسانده بودند و کارادزیج به عنوان «جنایتکار جنگی» تحت تعقیب بود.

در هر عملیات جنگ، افراد زیادی از نظامیان دو طرف کشته می‌شوند، ولی اگر کسی در کشتن غیرنظامیان یا شکنجه و اعدام اسیران نقش داشته باشد، جنایتکار جنگی محسوب می‌شود. کارادزیج که درس پزشکی خوانده بود، 13 سال با نام دکتر «دراگان دابیج» در درمانگاه خصوصی ای در بلگراد کار می‌کرد تا زمانی که دستگیر شد. یک جنایتکار جنگی دیگر به نام «راتکو ملادیج» هنوز فراری است. در زمان جنگ بوسنی، کارادزیج لقب «قصاب بالکان» را گرفته بود. میلوسویچ که از این قتل عام ها حمایت کرده بود، هم به عنوان جنایتکار جنگی زندانی شده و قرار بود محاکمه شود ولی قبل از پایان محاکمه در زندان مرد. حالا همه منتظر هستند تا نتیجه محاکمه کارادزیج را ببینند. 

22 اسفند 1387

همشهری ضمیمه دوچرخه

محمد سرابی

http://hamshahrionline.ir/details/76886


 
 
صدایی‌از دنیای ‌زیرزمینی - رپ فارسی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٧
 

صدایی‌از دنیای ‌زیرزمینی

موسیقی > ایرانی- محمد سرابی:
موسیقی زیرزمینی در ایران تبدیل به ابزاری برای فریب پسران و دختران جوان شده است.

کم نیستند افرادی که با وعده ستاره شدن در دنیای موسیقی زیرزمینی، ‌علاقه‌مندان را به این راه می‌کشانند. از وقتی چند خواننده زیرزمینی موفق به دریافت مجوز رسمی انتشار آثار خود شدند و چند نفر دیگر هم از شبکه‌های ماهواره‌ای سردرآوردند استقبال از دنیای موسیقی مخفی بیشتر و به همان نسبت میزان سوء استفاده هم بیشتر شده است. آیا تا به حال یک قطعه موسیقی زیرزمینی ایرانی را شنیده‌اید؟

تغییرات از حدود یک دهه قبل آغاز شد. آن روزها نسل جوان ایران تازه با انواع موسیقی جدید دنیای غرب آشنا می‌شد و گوش کردن به آهنگ‌های «آیزون مدن» و «متالیکا» بین برخی وجهه داشت. همزمان «پاپ» هم رسمیت پیدا کرد و در مقطعی کوتاه انبوهی موسیقی پاپ در داخل کشور تولید شد و ساز رایج از ارگ به گیتار تغییر کرد. موسیقی پاپ گسترش یافت و آثار پیش از خود را پشت سر گذاشت.

همان‌طور که از نام این موسیقی مشخص است پاپ، توده مردم را مخاطب قرار می‌دهد ولی در مدتی که اهالی هنر و سیاستگذاران فرهنگی به بحث میان سنتی و پاپ سرگرم بودند نوجوان‌ها نوع دیگری از موسیقی را کشف کردند که به دنیای روزمره آنها نزدیک‌تر بود.

رپ فارسی

گوش کردن به رپ انگلیسی به دلیل تفاوت زبان محدود بود و در میان خوانندگان لس‌آنجلسی هم خواننده رپ پیدا نمی‌شد اما در درون ایران نوجوان‌هایی بودند که توانستند محصول مورد نیاز را تولید کنند.

کمی آن طرف‌تر از برج ... خیابان ... درون یکی از کوچه‌ها استودیوی مخفی ضبط موسیقی قرار دارد. اینجا معمولا شلوغ است و رفت‌وآمدها از رونق کار خبر می‌ دهند. ارگ، گیتار الکتریک و مهمتر از همه رایانه‌های مجهز، ابزار کار هستند. روی مبل‌های فرسوده چند نفر نشسته‌اند و سیگار می‌کشند. پشت شیشه متخصص «میکس» گوشی را به گوش گذاشته و مشغول ساخت یک قطعه است. تولید موسیقی رپ زیاد مشکل نیست و خوانندگان نیاز به چند سال تمرین و هنرآموزی ندارند. پایه‌های قطعات موزیک ثابت هستند و به هم شباهت دارند؛ اشعار نیز به گفت‌و گوهای روزمره شبیه است که اندکی موزون شده یا باید موزون ادا شود.

تنها استعدادی لازم است که این مواد را با هم ترکیب کند و معجونی جدید بسازد. اگر نوجوانی بخواهد خواننده رپ شود شاید بتواند با پول توجیبی خودش هم به این آرزو دست پیدا کند. «آدونیس» صدابردار استودیو زیرزمینی و یکی از همین افرادی است که در کار تولید قطعات رپ هستند. او می‌گوید: «ما بسته به پولی که می‌گیریم آهنگ می‌سازیم؛ هرچقدر بیشتر پول بدهند موزیک بهتری آماده می‌کنیم». او که در حال پاسخ دادن به تلفن‌های همراه متعددش است با اطلاع یافتن از اینکه با خبرنگار یک روزنامه صحبت می‌کند وحشت‌زده شده و از ادامه گفت‌و گو می‌گریزد.

ضبط صدا در مقابل میکروفون بزرگ استودیوهای خانگی انجام می‌شود. این استودیوها ممکن است در گاراژ، انباری یا اتاق یک مجتمع آپارتمانی هم واقع شده باشند. دیوارها با موکت و گونی، ضد صدا می‌شوند و به وسیله تجهیزات ساده‌ای صدای خواننده در رایانه ضبط می‌شود. در مدتی کوتاه از میان موزیک‌های موجود در حافظه دستگاه هر کدام که تطابق بیشتری داشته باشد انتخاب شده و پس از چند روز یک قطعه موسیقی رپ آماده است.

این قطعه در گوشی‌های تلفن همراه ذخیره شده و در میان دوستان جا به جا می‌شود یا اینکه  روی سایت‌های اینترنتی قرار می‌گیرد. در این سایت‌ها همه چیز از قطعات جدید، آلبوم‌ها،‌ عکس و پوسترهای خوانندگان، مصاحبه، زندگینامه و اخبار مربوط به رپ زیرزمینی ارائه می‌شود. در سایت‌های معتبر اثری از تصاویر غیر اخلاقی یا سرگرمی‌های متفرقه وجود ندارد و اداره کنندگان آنها شدیدا مدعی‌اند که مطابق قوانین کشور فعالیت می‌کنند. یک سایت موسیقی رپ می‌تواند آگهی‌های زیادی جذب کند.

اصلی‌ترین بازار مصرف رپ جمع‌های نوجوانان و طبیعتا مدارس هستند. محمد عبدالرئوف، محققی که در مورد رپ زیرزمینی پژوهش‌هایی را انجام داده است می‌گوید:« ما به نوجوان‌های کم سن و سال  یا حتی کودکانی برخورد کردیم که کاملا با دنیای رپ زیرزمینی مانوس بودند؛ حتی با پسر بچه 7ساله‌ای آشنا شدیم که می‌توانست آوازهای طولانی را از اول تا آخر با دقت تقلید کند. هیچ مدرسه‌ای نبود که از این موج دور مانده باشد.»

در خیابان ولیعصر از پل پارک‌وی تا ابتدای بلوار نیایش نشانه‌های گروه‌های مختلف رپ روی دیوارها و جعبه‌های فلزی برق و تلفن دیده می‌شود. نشانه‌ها با ماژیک سیاه کشیده شده‌اند و اشکال تغییر یافته‌ای از نام گروه‌ها هستند. خوانندگان حرفه‌ای با استودیوهای مجهز و گروه‌های حرفه‌ای کار می‌کنند. آنها آثار خود را با دقت بیشتری تنظیم می‌کنند و درنتیجه آهنگ‌های ماندگارتری دارند. مانند دیگر محصولات فرهنگی، مرکز اصلی تولید این موسیقی، پایتخت است ولی شاید رپ از معدود پدیده‌های فرهنگی باشد که تا شهرستان‌ها و حتی شهرهای بسیار کوچک و محروم هم گسترش یافته و شبکه‌ای بزرگ را فراهم آورده است.

یکی دیگر از ویژگی‌های رپ فارسی را می‌توان استفاده از عناصر ایرانی در این موسیقی ذکر کرد؛ اشیایی مانند قمه و قلیان که در ویدئو کلیپ‌ها دیده می‌شود و عبارات کوچه بازاری از این دست هستند. در متن اشعار کلماتی رمزگونه به کار می‌رود که تنها در زبان مخفی نوجوانان معنا پیدا می‌کند.

میانگین سنی خوانندگان رپ فارسی بین 14 تا20 سال است و اندک افرادی با سن بیش از 30 سال در میان آنها پیدا می‌شود. بسیاری از خوانندگان پس از رسیدن به28 -27سالگی به دلیل مشغول شدن به حرفه‌ای تمام وقت یا تشکیل خانواده از این فضا دور می‌شوند مگر اینکه بخواهند به صورت یک خواننده حرفه‌ای کار خود ادامه دهند. خوانندگان تجمعاتی را برگزار می‌کنند که شامل اجراهای سریع و پیاپی است. آخرین کسی که بتواند در این رقابت‌ آزاد پاسخ اشعار دیگران را بدهد برنده محسوب خواهد شد.

محتوای اشعار در موسیقی رپ و مخصوصا رپ زیرزمینی همیشه محل بحث و اختلاف بوده است. خوانندگان و طرفداران رپ زیرزمینی عقیده دارند که رپ، اعتراضی به وضعیت جامعه است و از فقر، مقابله فرهنگ‌ها، دوستی‌های خیابانی،‌ مشکلات اجتماعی، درگیری‌های سیاسی و روابط و سرنوشت‌های انسانی سخن می‌گوید.

مخالفان رپ اما نظر دیگری دارند؛ آنها معتقدند که اشعار رپ از روی خستگی و دلزدگی گفته می‌شود و به موضوعاتی پیش پا افتاده، تکراری و مبتذل می‌پردازد. فردین علی‌خواه - جامعه‌شناس- می‌گوید:« متن ترانه‌های پاپ برای این گروه از مخاطبان فاقد تنوع و گیرایی لازم بود. آنها به اشعاری نیاز داشتند تا با زبان ساده‌تر و نزدیکتر با آن ارتباط برقرار کنند. وقتی رپ زیرزمینی شروع شد به نظر می‌آمد که تغییراتی در مفاهیم موسیقی ایرانی ایجاد شود ولی رپ اگرچه به حوزه‌های جدیدی پرداخت اما هنوز نتوانسته است جریانی را که انتظار می‌رفت به وجود بیاورد.» وی می‌افزاید:«باید ببینیم این نوع موسیقی تا کی قدرت خود را حفظ می‌کند و آیا گرایش به رپ به صورت یک موج گذرا پایان خواهد یافت یا بیشتر ادامه پیدا می‌کند.»

2 سال پیش زمانی که فیلم خصوصی یکی از بازیگران زن تلویزیون پخش شد یکی از خوانندگان  آهنگی در انتقاد به این حرکت منتشر کرد که در آن از شنوندگان خواسته می‌شد لوح فشرده حاوی فیلم را نابود کرده و چرخه تکثیر آن را متوقف کنند. تقریبا همان زمان بود که خواننده دیگری به نام «هیچکس» آهنگی با نام «وطن پرست» را در دفاع از ایران و فناوری انرژی هسته‌ای خواند. در سریال‌های طنز تلویزیونی یکی دو سال اخیر، موسیقی رپ در تیتراژ ابتدا و انتها به گوش می‌رسد.

رپ زیرزمینی فارسی اندک اندک تغییر شکل داده و روی زمین هم خود را نشان می‌دهد. اما نکته آن است که هر چیز زیرزمینی و خارج از قانون به دنبال خود ناهنجاری‌هایی را نیز تولید می‌کند. سیاستگذاران فرهنگی می‌توانند با نظام بخشی به این نوع از موسیقی و خارج کردن این جریان از حالت زیرزمینی بر  مضامین آن نظارت کرده و جلوی خیلی از سو‌ء استفاده‌ها را بگیرند. به هر حال یک پدیده اجتماعی باید از جهات مختلف مورد بررسی قرار گیرد و این گزارش تلنگری است برای این بررسی.

روزنامه همشهری - 10 اسفند 1387

چاپ این مطلب یک سال طول کشید و چند بار بازنویسی شد. جملات اول و آخر این تن از من نیست.

http://hamshahrionline.ir/details/76100

http://www.javanemrooz.com/articles/print.aspx?id=35769

http://vazeh.com/n-3482174_%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%E2%80%8C%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C

mohammad.sarabi-tehran2011 - محمد سرابیmohammad.sarabi-tehran2011 - محمد سرابیstill loving you - mohammad sarabi - هنوز دوستت دارم - محمد سرابیMohammad sarabi  (right)  with  Aydin Aghdashloo in his gallery - 2012Mohammad sarabi  (right)  with  Houshang Moradi Kermani the writer - 2013


 
 
آب سیاه - حادثه میدان صادقیه
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٧
 
آب سیاه

 

آب سیاهدختر جوان کنار خیابان ایستاده بود. باران می بارید. همه آدم ها در حال دویدن به این طرف و آن طرف بودند. ماشین ها پشت سر هم بوق می زدند. آب از زیر تایرهایشان به اطراف می پاشید. هر کسی چیزی را روی سرش گرفته بود تا از قطره های درشت باران در امان باشد. دختر کنار خیابان و پشت به جوی آب منتظر تاکسی بود. ناگهان دست سیاهی از زمین بیرون آمد او را گرفت و به پایین کشید. دختر جیغ زد و به دوروبرش چنگ انداخت. در شلوغ ترین نقطه شهر هیچ کس از آدم هایی که دوروبرش بودند، صدایش را نشنید.
این اتفاق در فیلم های هالیوودی یا داستان های تخیلی مدرن نیفتاده است. این حادثه دقیقاً چهار سال قبل و در میدان صادقیه روی داد. تقریباً ابتدای فصلی که باران های سرد آغاز می شوند، در ضلع شمال غربی میدان صادقیه، جلوی پیاده رو بزرگ مقابل داروخانه و عینک سازی، دختر جوانی کنار جوی آب ایستاده بود که درست همان جا از وضعیت روباز به شکل سرپوشیده درمی آمد و مسیری را به سوی جنوب طی می کرد. آب سیاهرنگ و پر از زباله به شدت جریان داشت. دختر به دلیل نامشخصی مثلاً عقب رفتن یا سرخوردن به درون جوی آب می افتد و جریان آب او را به زیر بلوک های سیمانی می کشد. فریاد های او در میان سر و صدای ماشین ها و عبور رهگذر ها توجه هیچ کس را جلب نمی کند و پس از چند لحظه با سرخوردن انگشتانش از لبه بلوک های سیمانی درون تونل تنگ و خیس ناپدید می شود. تا مدت ها بعد از حادثه پلاکارد زردرنگ بزرگی در آنجا آویخته بود؛ «در تاریخ.... دختر جوانی در این مکان.... ناپدید شده.... خواهشمند است در صورت داشتن هرگونه اطلاعی با شماره های....» از متن نوشته مشخص بود کسی از نحوه روی دادن حادثه خبر ندارد. پیاده رو و اطرافش طوری حفاری شده بود که به نظر می آمد یک پروژه عمرانی در حال اجراست. «ادریس» پسر جوانی که در همان عینک فروشی کار می کرد به من گفت آتش نشان ها تا ۱۰ روز تمام سنگ های جوی را از جا درآوردند که شاید جسد او را پیدا کنند و در این مدت پدربزرگ دختر هر روز به اینجا می آمد و در کنار پلاکاردی که نوشته بود، می ایستاد تا از رهگذران سرنوشت نوه اش را بپرسد. مدتی بعد جسد کیلومتر ها دورتر، در نهر پارک ارم پیدا می شود. در آن روز بارانی، آب جسم کوچک او را تا بیرون شهر برده بود.
پاییز و زمستان امسال حادثه شهری خاصی در مورد بارندگی رخ نداد. کسی غرق نشد و دیوار خانه یی هم نم نکشید و پایین نیامد. از سیل سال نیمه دوم دهه ۶۰ که شمیران را زیر آب برده بود و بساط دیزی فروشی های دربند را تا سیدخندان با خودش آورد خیلی گذشته است. سرمای سال قبل هم استثنا بود. با این باران های کم جان و برفی که به زمین نرسیده، آب می شود، احتمال خشکسالی خیلی بیشتر از سیل است ولی بعضی ها عقیده دارند شهر های ایران باید همیشه برای وقوع سیل آماده باشند. شهرداری در چند نقطه شهر بخش هایی از روی مسیل ها را پوشانده است تا هم مانع ریختن زباله شود و هم فضایی را به شهر اضافه کند. سازمان مدیریت بحران به این کار اعتراض کرده است زیرا کارشناسان آن از احتمال وقوع بارندگی های ناگهانی در فصل های سرد و به راه افتادن سیل خبر می دهند. آن وقت است که تمام ظرفیت مسیل ها و جوی ها مورد نیاز خواهد بود. شهر که به نظر ما از این نظر خیلی امن است، می تواند خطرناک هم باشد.

محمد سرابی
 
منبع : روزنامه اعتماد

mohammad.sarabi-tehran2011 - محمد سرابیmohammad.sarabi-tehran2011 - محمد سرابیstill loving you - mohammad sarabi - هنوز دوستت دارم - محمد سرابیMohammad sarabi  (right)  with  Aydin Aghdashloo in his gallery - 2012Mohammad sarabi  (right)  with  Houshang Moradi Kermani the writer - 2013


 
 
ایران برنده مذاکرات شد - قوام و استالین
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٧
 
ایران برنده مذاکرات شد

 

ایران برنده مذاکرات شداگر «سیاستمدار» را کسی بدانیم که با کمترین هزینه ها بیشترین منافع را برای مجموعه یی به دست می آورد یا سیاستمداری را فن کسب قدرت و نگهداری آن بدون نابود کردن دیگران بدانیم پس یکی از نمونه های مشهور سیاستمداران معاصر ایران احمد قوام السلطنه خواهد بود.
بیشتر گروه های سیاسی دوران پهلوی قوام را دشمن خود می دانستند؛ توده یی ها، نظامیان سلطنتی، طرفداران انگلیس، جبهه ملی و هر جریان سیاسی دیگر که از سال های ابتدایی قرن تا کودتای ۲۸ مرداد در ایران فعالیت می کردند حداقل یک بار با قوام روبه رو شده و در مقابل حرکات پیچیده و غیرقابل پیش بینی او بازی را واگذار کرده بودند اما اگر تمام اقدامات سیاسی قوام را زیانبار بدانیم باز هم حداقل یکی از آنها به سود ایران تمام شد و آن معامله قوام با شوروی بود.
در جریان جنگ جهانی دوم ارتش شوروی وارد خاک ایران شد و قسمت شمالی کشور را اشغال کرد. حضور این ارتش علاوه بر ناامنی و آزارهایی که معمولاً در اثر اقامت نظامیان خارجی ایجاد می شد باعث نیرو گرفتن و تشکیل دسته ها و گروه های چپ بود. حزب توده از فرصت استفاده کرده و حوزه قدرت خود را گسترش داد. تبلیغات اندیشه های مارکسیستی بیشتر شد و بدتر از همه اینکه قسمتی از کشور در حال جداشدن بود. سیدجعفر پیشه وری به همراهی نیروهای دیگر عملاً آذربایجان را از سایر مناطق جدا کرده و فرقه دموکرات را حاکم آن ساخته بود. در کنار اینها وجود نفت در شمال کشور ایران شوروی را به طمع انداخته بود تا با فشار نظامیان خود امتیازی مانند انگلیسی ها در جنوب به دست آورد. در این زمان ارتش ایران بسیار ضعیف شده و توانی برای راندن مهاجمان نداشت. دیکتاتوری و خفقان رضاشاه بسیاری از سیاستمداران توانای قدیمی را به کشتن داده یا خانه نشین کرده بود. شاه جوان و بی تجربه چیزی از کشورداری نمی دانست و قحطی و بحران ناشی از شرایط جنگی اقتصاد ملی و معیشت مردمی را از نفس انداخته بود. بعد از دولت ضعیف حکیم الملک قوام وارد صحنه شد و همه در انتظار ماندند تا ببینند با شوروی چه معامله یی می کند. طمع شوروی به شمال ایران قابل انکار نبود. کافتارادزه معاون کمیساریای امور خارجه شوروی به مولوتوف وزیر خارجه این کشور می نویسد؛ «ضروری است که تاریخ خروج نیروهایمان از ایران را به تعویق انداخته و از این راه تحقق هدف هایمان را تضمین کنیم. زیرا فراخواندن نیروهای شوروی از ایران به نحو اجتناب ناپذیری به تقویت نیروهای ارتجاعی در کشور خواهد انجامید.» لاورنتی بریا مرد قدرتمند دستگاه های جاسوسی شوروی نیز در شهریور ۱۳۲۳ با ارائه گزارشی از سیاست های نفتی در جهان و مخصوصاً وضعیت منابع نفتی و استخراج کنندگان آنها در ایران بر کسب منافع شوروی در مقابل دیگر قدرت ها تاکید می کند.۱ در روز ۲۹ بهمن ۱۳۲۴ قوام کابینه خود را معرفی می کند و بلافاصله روانه شوروی می شود. قبل از سفر وی، از دو روزنامه «رهبر» ارگان حزب توده و «ظفر» ارگان مرکزی اتحادیه های کارگری حزب پیام حسن نیتی برای رهبران شوروی می رسد که در تکمیل پیام قبلی مبنی بر حضور چند چهره طرفدار شوروی در کابینه ارسال شده بود. سفر او از طریق بادکوبه و استالینگراد به مسکو مورد استقبال روسای این کشور قرار می گیرد و مذاکرات بین نخست وزیران ایران و شخص استالین آغاز می شود. قوام در ابتدا تخلیه ایران از ارتش شوروی و مساعدت در حل مساله جدایی طلبی آذربایجان را مطرح می کند. استالین به استناد قرارداد اسفند ۱۲۹۹ (۱۹۲۱) می گوید؛ شوروی نیروهایش را در ایران حفظ خواهد کرد و آذربایجان هم یک مشکل داخلی است. علاوه بر این استالین مساله امتیاز نفت شمال برای شوروی را مطرح می کند تا در شرایطی برابر با انگلیس قرار گیرد. قوام ضرورت موافقت مجلس برای عقد هر قرارداد خارجی در ایران را متذکر می شود و در مورد قرارداد اسفند ۱۲۹۹ می گوید؛ شرایط جنگی در ایران از بین رفته است و قرارداد دیگر قابل استناد نیست. اولین جلسه مذاکره بدون نتیجه به پایان می رسد. قوام که از اراده قوی شوروی برای تصرف خاک و نفت ایران اطمینان پیدا کرده بود دست به حیله یی می زند و در جلسه بعدی مذاکره با وزیر خارجه شوروی اظهار می دارد هرگونه واگذاری امتیاز نفت باید در مجلس تایید شود و از آنجا که عمر مجلس چهاردهم به پایان رسیده است باید حتماً انتخابات جدید برگزار شود ولی تا وقتی که ارتش بیگانه یی در ایران حضور داشته باشد امکان برگزاری انتخابات وجود ندارد. البته مولوتوف همان روش استالین را به کار برده و می گوید؛ «شوروی نیازی به سرزمین های بیگانه ندارد. ما تنها خواهان صلح در مرزهایمان هستیم و برای تضمین چنین صلحی ضروری است تا دو مساله روشن شود؛ «نفت و آذربایجان».» ایران در سال ۱۲۹۸ (۱۹۱۹) در مورد منطقه باکو که در جریان جنگ های تزاری اشغال شده بود ادعای ارضی کرد و همین مساله دستاویزی شده بود که مقامات شوروی هر از گاهی احتمال تهدید از سوی ایران را مطرح کنند. قوام در مذاکرات مسکو تنها دو نتیجه به دست آورد؛ اول اینکه ادعا شد آذربایجان مشکل داخلی ایران است و دوم اینکه مذاکرات مربوط به نفت در تهران ادامه خواهد یافت. اولین حرکت قوام با سرسختی شوروی شکست خورده بود. او در تهران جبهه دیگری را باز کرد. در دوران حکیم الملک نماینده ایران در سازمان ملل متحد که به تازگی تشکیل شده بود شکایتی از حضور نیروهای شوروی را آماده کرده بود که زمینه بروز حساسیت هایی شده و رها شده بود. در اسفند ۱۳۲۴ قوام به حسین علا دستور داد شکایت را به محض تشکیل شورای امنیت مطرح کند. چرچیل به تازگی اصطلاح معروف پرده آهنین را برای توصیف سیاست شوروی رایج کرده بود و طرح این شکایت در جلسات اولیه شورای امنیت سازمان ملل انعکاس نامطلوبی برای شوروی داشت.
● شرایط پیچیده
«سادچیکوف» سفیر جدید شوروی وارد تهران می شد تا مذاکرات را آغاز کند و شکایت ایران از شوروی به شورای امنیت می رفت. همزمان تعدادی از طرفداران انگلیس مانند سیدضیاء، علی دشتی و جمال امامی بازداشت شدند. با آشکار شدن موضوع طرح شکایت ایران، شوروی روش نرم تری در پیش گرفت و سادچیکوف در ۱۵ فروردین ۱۳۲۵ پیشنهادی سه ماده یی را ارائه کرد. بر اساس این پیشنهاد نیروهای شوروی در پنج تا شش هفته خاک ایران را ترک می کردند. شرکتی مشترک با ۵۱ سهم از شوروی و ۴۹ سهم از ایران تشکیل می شد و مساله آذربایجان نیز در داخل ایران حل و فصل می شد.۲
در توضیح این نرمش شوروی چند نظریه وجود دارد. قوام در اولین ملاقات با سادچیکوف احتمال استعفای خود و روی کار آمدن شخصی ضدشوروی را به او گوشزد کرده بود. کابینه قوام و اقدامات ظاهری او تعارض چندانی با سیاست های شوروی و فعالیت های حزب توده نداشت و سادچیکوف می خواست این موقعیت را حفظ کند. آغاز جنگ سرد و رقابت ابرقدرت ها هم شوروی را وادار می کرد از درگیری مستقیم در ایران پرهیز کند تا زمانی که با کمک گروه های وابسته به خود و حضور ارتش سرخ بتواند مجلسی وابسته را بر سر کار آورد. در این میان قوام با آیت الله بروجردی تماس گرفت و با توجه به حضور دشمن در ایران و نزدیک شدن زمان انتخابات تقاضای تحریم انتخابات را کرد. آیت الله بروجردی اگرچه معمولاً وارد کشمکش های سیاسی نمی شد ولی در این زمینه بسیار هوشیار بود. وی اعلام کرد با این وضعیت و تا زمانی که آذربایجان آزاد نشده است، دولت انتخابات را برگزار نکند.
فرقه دموکرات آذربایجان که منتظر برگزاری انتخابات مجلس و مقطعی شدن جدایی طلبی خود بود با این کار در وضعیتی معلق باقی ماند. حال زمامداران شوروی یا باید ارتش سرخ را از آذربایجان خارج کرده و امتیاز نفت را طلب می کردند یا آذربایجان را نگه داشته و نفت را از دست می دادند. قوام در گفت وگویی با سفیر امریکا چنین گفت؛ «اگر شوروی مجبور شود بین این دو یکی را انتخاب کند اطمینان دارم که آذربایجان را قربانی خواهد کرد.»۳ این پیش بینی درست بود.
ارتش شوروی کم کم عقب نشینی را آغاز کرد و نظامیان آن که تا قزوین را در اختیار خود داشتند از ایران خارج شدند. جدایی طلبان آذربایجان که در پناه ارتش دوام آورده بودند به وحشت افتادند. در اردیبهشت ۱۳۲۵ چند ماه بعد از روی کار آمدن قوام ارتش سرخ بدون درگیری نظامی و صرفاً براساس معاملات سیاسی ایران را ترک کرد. آذر ۱۳۲۵ ارتش ایران با دستور «نظارت بر انجام انتخابات» به سمت آذربایجان حرکت کرد و فرقه دموکرات ساده تر از آنچه تصور می شد، متلاشی شد. دیگر بهانه یی برای به تعویق انداختن انتخابات نبود. در تیرماه ۱۳۲۶ مجلس با ۱۳۶ نماینده تشکیل شد که ۸۰ نفر آنها از طرفداران قوام بودند و با نفوذ او راه خود را به مجلس باز کرده بودند.
قوام در این مدت شوروی را با تحقیق و پژوهش در مورد حوزه های نفتی شمال و امکان استخراج از آنها سرگرم نگه داشته بود. شکایت ایران از شوروی در سازمان ملل هم از جریان افتاد و قوام اگرچه به نمایندگان شوروی گفت که شکایت را دنبال نمی کند ولی از سوی دیگر به حسین علا دستور داده بود همچنان موضوع را زنده نگه دارد.۴ شوروی که ارتش خود را از ایران خارج کرده و آذربایجان را از دست داده بود، حالا در انتظار دریافت امتیاز نفت شمال بود. «سادچیکوف» به تاخیر ایران در واگذاری امتیاز اعتراض کرد که بوی تهدید از آن به مشام می رسید و آلن سفیر امریکا در سخنرانی که براساس سیاست های جدید جنگ سرد و مهم تر از همه «دکترین ترومن» تنظیم شده بود رسماً اعلام کرد از حاکمیت ایران بر منابع نفت حمایت می کند و ایران مختار است پیشنهاد شوروی را بپذیرد یا رد کند. ولی این پایان کار نبود. در ۳۰ مهرماه سال ۱۳۲۶ مجلس ایران پس از شنیدن گزارش نخست وزیر موافقتنامه ۱۵ فروردین ۱۳۲۵ را که بین قوام و سادچیکوف به امضا رسیده بود، باطل کرد. طرفداران قوام در مجلس کاری کردند که تعهد او به شوروی برداشته شد. در این میان شوروی که آذربایجان را رها کرده بود نفت شمال را نیز از دست داد. زمامداران شوروی درست از همان نقطه یی ضربه خوردند که قوام در مسکو به استالین یادآوری کرده بود هرگونه قرارداد خارجی بدون تصویب مجلس ایران اعتباری نخواهد داشت. شوروی نفت شمال، حضور نیروهای نظامی و فرقه دموکرات آذربایجان را یکجا از دست داد. قوام السلطنه سیاستمدار کهنه کار و زیرک که از جوانی در دربار قاجاریه تجربه سیاست را آغاز کرده بود تا آخرین روزهای زندگی خود به این معامله افتخار می کرد.
 
محمود سرابی
پی نوشت ها
۱- در تیررس حادثه، نوشته حمید شوکت، ص ۱۹۹
۲- غائله آذربایجان، خان بابا بیانی، ص ۴۷۶
۳- در تیررس حادثه، ص ۲۲۵
۴- آیینه عبرت، سیف پورفاطمی، ص ۲۱۱
 
اول اسفند 1387 روزنامه اعتماد صفحه 15

در چاپ اسم اشتباها محمود سرابی نوشته شده است