محمد سرابی

www.msarabi.com

 
سریلانکا؛ گوشواره شکسته
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٧
 

سریلانکا؛ گوشواره شکسته

 محمد سرابی:
سریلانکا کشور کوچکی است، ولی اگر روی نقشه جهان جست وجو کنید، خیلی راحت آن را پیدا می‌کنید.

ما در دوچرخه شماره 454 در صفحه 01، درباره این کشور و جنگ‌های داخلی اش صحبت کرده بودیم. آن زمان سال 8002، برای این کشور سال جنگ پیش‌بینی شده بود و الآن هم همان جنگ‌ها مطرح است با این تفاوت که ارتش این کشور منطقه‌هایی را از شورشی‌ها پس گرفته است. سریلانکا که درست در انتهای جنوب هند و در سمت غرب آخرین قسمت از خاک آن قرار دارد، بخشی از «شبه قاره هندوستان» محسوب می‌شود. شبه قاره هندوستان از کشور های بنگلادش، هند، پاکستان و سریلانکا تشکیل شده است. این کشورها، فرهنگ، اعتقادها و جامعه‌ای شبیه به هم دارند . به خاطر شکل جغرافیایی خاص این جزیره گرمسیری به آن «گوشواره هند» هم می‌گویند. نام قدیمی سریلانکا، سیلان بود و هنوز هم مهم ترین محصول کشاورزی آن با نام چای سیلان شناخته می‌شود. این جزیره زیبای گرمسیری، 65 هزار کیلومتر مربع مساحت و21 میلیون نفر جمعیت دارد که
 69 درصد آن بودایی هستند. این کشور در قرن 17،مستعمره پرتقال و هلند بود و در سال 1815 به اشغال انگلیس در آمد. سریلانکا تقریباً هم زمان با هند و در سال 1948به استقلال رسید. پایتخت رسمی سریلانکا «جایاواردنپورا» است، ولی معمولاً شهر تجاری «کلمبو» را به عنوان مرکز آن می شناسند.

 

 

احتمالا فکر می‌کنید یک کشور کوچک وکم جمعیت که بیشتر مردم آن هم کشاورز هستند، نباید مشکلات سیاسی زیادی داشته باشد، ولی مهم ترین گروه شورشی این کشور. یعنی «ببرهای تامیل»، از حدود 25 سال قبل در حال جنگ با حکومت مرکزی هستند و قسمت‌هایی از این کشور را در اختیار خود دارند. پایتخت ببرهای تامیل شهر «کیلینوکی» است. در سال 2002 بین ببرهای تامیل و دولت مرکزی قرارداد آتش‌بس امضا شد و زمان آن در ابتدای سال 2008 به پایان می‌رسید. از سال 2005 درگیری های محلی شروع شد. یک سال است که دوباره جنگ داخلی شدت گرفته و کشور به دو منطقه شورشیان و نیروهای دولتی تقسیم شده است. شهریور امسال، شورشیان با هواپیماهای کوچک به پادگان ارتش حمله کرده و آن را بمباران کردند. ارتش هم به منطقه شورشیان حمله کرد و تا آذر ماه به نزدیکی شهر کیلینوکی رسید. در نیمه دی ماه، ارتش منطقه  ببرهای تامیل را محاصره کرد و وارد آن شد. شورشیان حدود ده سال است که کنترل این منطقه را به عهده داشتند. جنگ داخلی سریلانکا تا به حال باعث کشته شدن بیشتر از 70 هزار نفر شده است.گوشواره هندوستان اگر چه زیاد بزرگ نیست، مدت هاست که مثل دیگر نقاط شبه قاره دچار ناآرامی داخلی است.

http://hamshahrionline.ir/details/72887

http://www.aftabir.com/lifestyle/view/128755/%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7-%DA%AF%D9%88%D8%B4%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%87

26 آذر 1387


 
 
نسل کشی در غزه
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٧
 

نسل کشی در غزه

کودک و نوجوان > جهان- محمد سرابی:
مردم غزه همیشه زیر پرواز هواپیماهای اسرائیلی و بمب هایی که روی خانه‌هایشان می‌ریزد، زندگی کرده‌اند ...

... ولی این بار رژیم صهیونیستی از همیشه وحشی‌تر شده و انگار قصد دارد در این منطقه نسل‌کشی* به را ه بیندازد . قبلاً نظامیان اسرائیلی یا هواپیماهایشان به غزه حمله می‌کردند و بعد از به شهادت رساندن چند فلسطینی از آنجا عقب‌نشینی می‌کردند، ولی این دفعه تعداد کشته‌ها هر روز بیشتر می‌شود.

در شماره‌های قبلی دوچرخه نوشتیم که نوار غزه  در شرق سرزمین‌های اشغالی قرار دارد و شبیه یک استان با چند شهر بزرگ و کوچک است و از شمال به دریای مدیترانه، از غرب به کشور مصر و از شرق و جنوب با سرزمین‌های اشغالی هم مرز است. در شهر‌های خان یونس، غزه و رفح تعدادی از آوارگان فلسطینی زندگی می‌کنند. برق، آب آشامیدنی،گاز و بنزین از سرزمین‌های اشغالی به غزه می‌رسد. چند وقت قبل، صهیونیست‌ها با قطع جریان برق باعث خاموشی سراسری این منطقه شدند. کمبود آب آشامیدنی، بنزین و گاز هم همیشه ساکنان غزه را تهدید می‌کند. جمعیت نوار غزه جوان هستند و میزان بیکاری در میان آنها بسیار بالاست. مزرعه‌های کشاورزی،کارگاه‌ها و کارخانه‌های کوچکی که در این منطقه قرار دارند، به خاطر شرایط جنگی نمی‌توانند محصولات منظمی  تولید کنند.

درست در شرق سرزمین‌های اشغالی، منطقه دیگری به نام کرانه باختری وجود دارد که شبیه غزه است، ولی مساحت بیشتری دارد. مدتی قبل فلسطینی‌های ساکن در این دو منطقه در انتخاباتی شرکت کردند که از میان دو گروه بزرگ «فتح» و «حماس»، گروه حماس برنده انتخابات شد. ولی دولت‌های غربی نتیجه انتخابات را رد کردند، چون حماس موجودیت اسرائیل را قبول ندارد. بعد از بروز اختلافات داخلی، محمود عباس از گروه فتح کنترل کرانه باختری و خالد مشعل از گروه حماس، کنترل غزه را به دست گرفتند. فتح با صهیونیست‌ها صلح کرد، ولی حماس همچنان با آنها می‌جنگد.

گذر‌گاه‌های شرقی و جنوبی غزه در دست صهیونیست‌هاست و کشتی‌های جنگی آنها هم مرز دریایی را محاصره کرده‌اند. مرز غربی که گذرگاه رفع در آن است، با کشور مصر ارتباط دارد. ولی حاکمان مصر با اسرائیل رابطه نزدیکی دارند و به آسانی گذرگاه را باز نمی‌کنند.

از چند ماه قبل، درگیری در غزه مرتب بیشتر شد. صهیونیست‌ها با کشورهای غربی و بعضی از حاکمان کشورهای عربی خاورمیانه مذاکره‌هایی کردند و بعد حمله هوایی به غزه شروع شد. عده زیادی از غیرنظامیان در حمله هوایی کشته شدند. خانه‌ها، بیمارستان‌ها و مدرسه‌ها زیربمب‌ها خراب شدند و امکان کمک رسانی به مردم از بین رفت. مبارزان حماس هم با شلیک موشک به شهرک‌های اسرائیلی‌ها به این حمله‌ها جواب دادند.

وقتی هشت روز از بمباران‌های هواپیماها گذشت، حمله زمینی هم شروع شد و ارتش صهیونیستی از شش محور وارد غزه شد. این بار مبارزان حماس توانستند در عملیات زمینی تعدادی از سربازان اسرائیلی را کشته و مجروح کنند و یا به اسارت بگیرند. میزان کشته شده‌ها در غزه و وضعیت ناگوار غیرنظامیان باعث شده است که کشورهای پشتیبان رژیم صهیونیستی هم از حاکمان این رژیم بخواهند تا نسل کشی در غزه را متوقف کند.سازمان ملل اولین قطعنامه اش را در این باره بعد از 14روز درگیری و کشتار مردم صادر کرد.

---------------

* نسل کشی یعنی گروهی از مردم ساکن یک سرزمین را با هدف نابودی کامل‌شان از بین ببرند. تا به حال در نقاطی مانند «روآندا» در آفریقا و بوسنی در اروپای شرقی، نسل کشی اتفاق افتاده است.


 
 
حاجت از صاحب علم می گیریم
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٧
 

روزنامه اعتماد 23 دی 87

 

محمد سرابی

 

از چند سال قبل که تعداد تمثال های بی اعتبار زیاد شده بود قرار شد از تصاویر نمادین برای عاشورا استفاده شود. در بعضی از تمثال ها دیگر خلاقیت از حد گذشته بود و چهره ائمه معصوم را طوری کشیده بودند که اثری از آن حس قدسی باقی نمانده بود. علما هم ناراضی بودند مخصوصاً که هیچ تصویری از چهره 14 معصوم اعتبار ندارد و اساساً در معارف اسلامی کشیدن تصویر چهره پیشوایان پسندیده نیست. دلیل آن هم خیلی ساده است. اگر ساختن مجسمه و کشیدن نقاشی در صدر اسلام رایج می شد ممکن بود خوی بت پرستی دوباره زنده شود. توصیه ها نتیجه داد و هیات ها چهره امامان معصوم را با رنگ سفید محو کردند. دوباره همان تصور نورانی مرسوم از ائمه بازگشت. گروهی هم تصویر حرم اباعبدالله را جایگزین کردند.

 

مدتی است همه به تغییرات مراسم عزاداری سیدالشهدا حساس شده اند. حسن رفیعی میاندار هیات متوسلین به حضرت ابوالفضل العباس می گوید؛ «همان زمان قدیم هم خیلی ها قمه زدن را قبول نداشتند. بعد هم که انقلاب شد و امام گفتند قمه زنی تصویر بدی از عزاداری شیعیان نشان می دهد دیگر قمه زن ها در خیابان ها راه نمی افتادند. حالا که رهبر انقلاب قمه زنی را ممنوع کرده اند ما دیگر قمه زنی را نمی بینیم.» مشکل قمه زنی حداقل در شهرهای بزرگ حل شده محسوب می شود ولی چیزی که هیات ها را ناراحت می کند ممنوعیت حمل علامتی است که هویت هیات را نشان می داد. عباس رفیعی برادر حسن می گوید؛ «هیات ها با حمل علامت نه راهبندان طولانی درست می کنند نه مزاحم کسی می شوند. علم بلند کردن راه و رسمی داشت و نشانه هیات محسوب می شد. اگر هیات بزرگ تر داشته باشد نمی گذارند در دستگاه امام حسین رقابت و دلخوری درست شود. نمی دانم چرا علم بردن را ممنوع کردند ولی بچه های هیات ها خیلی ناراحت هستند.» چند بار اتفاق افتاده بود که علم ارزش غیر از آنچه که هست پیدا کند. بعضی ها برای علم نذر کردند و بعضی ها خودشان را به علم زنجیر کردند تا شفا بگیرند. از آن طرف عده یی هم به این نتیجه رسیدند که علم اصلاً ریشه مذهبی ندارد و باید حذف شود. البته قمه زنی واقعاً حرکت ناراحت کننده یی بود اما علم، زنجیر، پرچم، طبل و نوحه نشانه هایی هستند که در زمانی طولانی شکل گرفته اند. مشکل اینجاست که اگر موضوع تحریفات در برخی مراسم ها بیش از حد بزرگنمایی شود آن وقت اصل قضیه آسیب خواهد دید. تحریف یعنی کاری است که به عمد انجام می شود و به قول فقها از عناوین قصدیه است و اگر کسی خطایی در فهم یک مطلب داشته باشد شامل تحریف نیست. اگر به مرور زمان مناسک و آیینی در اطراف اعتقادی شکل گرفته نمی شود به آن گفت تحریف. با توصیه و نصیحت شاید بتوان برخی از تصورات را اصلاح کرد و مانع رشد آنها شد ولی ممنوعیت و محدودیت آن هم با اجبار ممکن است نتایج خوبی نداشته باشد. حسن رفیعی می گوید؛ «علم فولاد و پارچه است اگر هم کسی حاجت می گیرد از شفاعت آقا اباعبدالله است. جوان هایی که به دستگاه امام حسین خدمت می کنند شکی در این ندارند.» اگر بخواهیم هیات ها را که از معدود حرکت های اجتماعی مردمی در ایران هستند به چارچوب های سخت اداری بکشیم باید برای تمام مداحان مجوز صادر کنیم. بعد باید اعضای هیات کارت داشته باشند و بعد هم تشکیلات عریض و طویلی به اندازه یک وزارتخانه نیاز است تا هزاران هزار هیاتی را هر سال در ایام محرم برپا می شوند، کنترل کند.

 


 
 
بیگم های بنگالی
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٧
 

روزنامه اعتماد 14 دی 87

 

محمد سرابی

 

چرا اروپایی ها دائم فکر می کنند زنان در کشور های آسیایی از فعالیت های اجتماعی محروم هستند و امکان پیشرفت و ورود به دنیای سیاست را ندارند؟ دو قدرت اصلی کشور بنگلادش که سال ها است مشغول جنگ علنی و مخفی با یکدیگر هستند خالده ضیاء و حسنیه واجد نام دارند.

 

حسنیه به اتهام فساد مالی و قتل به مدت یک سال به زندان رفته است. او از تعدادی سوءقصد و یک مورد کشتار خانوادگی جان سالم به در برده است. بیشتر اعضای خانواده این سیاستمدار از جمله مادر، سه برادر و پدرش در جریان کودتای 1975 کشته شدند و تنها شیخ حسنیه واجد و خواهرش به دلیل حضور در آلمان غربی از مرگ نجات یافتند. مجیب رحمان که بنگلادش را از پاکستان در سال 1971 جدا کرد در آن زمان رئیس جمهوری بود. حسنیه راه پدر را در حزب عوامی لیگ ادامه داد. حزب عوامی لیگ قدیمی ترین حزب بنگلادش محسوب می شود و زمانی که بنگلادش پیش از استقلال از پاکستان با نام پاکستان شرقی شناخته می شد، تاسیس شده است. حسنیه از سال 1996 تا سال 2001 پس از شکست دادن خالده ضیاء رقیب اصلی اش از حزب ملی بنگلادش، قدرت را در دست داشت، اما در سال 2001 در رقابت با خالده ضیاء شکست خورد. در آگوست سال 2004 نیز او از یک سوءقصد جان سالم به در برد. در جریان این سوءقصد که با پرتاب نارنجک در جریان یک راهپیمایی سیاسی انجام گرفت 20 نفر کشته شدند و در زمان فرار شیخ حسنیه از محل سوءقصد خودروی وی گلوله باران شد.

 

یک بار هم هر دوی این سیاستمداران زن که به خاطر رقابت دیرینه میان یکدیگر «بیگم های جنگجو» لقب گرفته بودند جهت برکناری رقیب سوم ژنرال حسین محمد ارشاد متحد شدند ولی بلافاصله مخاصمه شروع شد و اغتشاشات خیابانی و بحران سال 2007 که به مداخله نظامیان انجامید، پدید آمد. با روی کار آمدن نظامیان، حکومت نظامی برقرار و یک دولت موقت جهت اداره امور تعیین شد. دولت موقت اول از همه هر دوی این زنان سیاستمدار را در چارچوب برنامه مبارزه با فساد دستگیر کرد تا کشور به آرامش برسد. ولی غیر از آنها که نیروی سیاسی دیگری وجود نداشت پس شیخ حسنیه و خالده ضیاء پس از قریب به یک سال جهت شرکت در انتخابات پارلمانی از زندان آزاد شدند. حالا انتخابات برگزار شده و حزب حسنیه واجد بیشتر کرسی های مجلس را به دست آورده است. ولی حزب خالده ضیاء از برگزاری انتخابات شکایت دارد.

 

الگوی رقابت سیاسی در بنگلادش شباهت کاملی با پاکستان بی نظیر بوتو دارد که یک سال قبل در همین روز ها کشته شد. سیاست انتقام جویانه، سست، بی نظم و زنانی سرسخت و نیرومند که شباهتی با زنان محروم جامعه خود ندارند.

 

 

 


 
 
شرکت هیولاها
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۸٧
 

  

روزنامه اعتماد 11 دی 87

 

محمد سرابی

 

پرچم آنها دقیقاً نشان می دهد چه کسانی هستند. پرچم ردپای حیوانی درنده است که درمیان هدف تیراندازی قرار گرفته و بالای این نشانه عبارت بلک واتر دیده می شود. حدود یک هفته دیگر دادگاه مزدوران بلک واتر در امریکا برگزار می شود.

 

شرکت بلک واتر شرکت جنگ است. جنگجو کرایه می دهد. اریک پرینس میلیونر مالک شرکت در ایالت کارولینا 24 کیلومتر مربع زمین اختصاصی برای جنگجویانش ساخته است. در این باشگاه بزرگ تیراندازی، درگیری تن به تن، عملیات چریکی، حمله به سنگرهای دشمن، دفاع از ساختمان ها و جنگ خیابانی آموزش داده می شود. مجموعاً 2300 جنگجو در بلک واتر مشغول کار هستند که در 9 کشور به صورت قراردادی برای طرف های درگیر می جنگند. مشهورترین طرف قرارداد آنها هم دولت امریکاست و بیشتر از همه ارتش امریکا در عراق یعنی همان طور که پیمانکارهایی خودروها را تعمیر می کنند و پیمانکارهایی آشپزی می کنند، پیمانکارهایی هم هستند که می جنگند.

 

اتفاقاً حقوق خوبی هم می گیرند که در هیچ کار دیگری به دست نخواهند آورد. گفته می شود هر جنگجوی ماهر مسلح که در منطقه خطرناکی برای شخص پولداری کار کند، در هر روز معادل یک ماه درآمد از کاری معمولی پول خواهد گرفت.

 

روز 16 سپتامبر سال قبل جنگجویان بلک واتر 17 غیرنظامی را به رگبار بستند. این هفتمین حادثه بود و تا به حال 34 عراقی در اثر تیراندازی بلک واتر کشته و زخمی شدند. البته در دوران حکومت پل برمر، مزدوران امریکایی هم مثل نظامیان رسمی ارتش از محاکمه توسط دادگاه های محلی مصون شدند. حالا سیاستمداران عراقی تلاش می کنند در توافق امنیتی این مصونیت را از بین ببرند. دین کورپ، تریپل کانوبی، بلک واتر و دیگر تشکیلات آدم کشی در زمره شرکت های حفاظت خصوصی تقسیم بندی می شوند که جزیی از نظام جنگ در قرن 21 به شمار می آیند. کسانی که به صورت رسمی، قانونی و شناخته شده پول می گیرند و می جنگند.