محمد سرابی

www.msarabi.com

 
کاشان؛ مقصد اردیبهشت تهرانی‌ها
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٦
 
محمد سرابی:
اگر به صفحات آگهی‌ها نگاهی بیندازید خواهید دید که با گرم شدن هوا تورهای یک‌روزه هم مانند برگ‌های تازه درختان رشد زیادی می‌کنند.

تورهایی برای گردش در فضاهای تفریحی بسیاری که در فاصله 3 تا 6 ساعت رانندگی از تهران وجود دارند  و می‌توان در یک روز که به دیدن آنها رفت و شبانگاه به خانه برگشت. مردم شهرزده تهران که روز و شب خود را در ترافیک و درون آپارتمان‌ها می‌گذرانند، تمایل زیادی به سفرهای کوتاه دارند. مراسم گلاب‌گیری کاشان نمونه‌ای مشخص و قابل بررسی از این تورهای یک‌روزه است که هر ساله در اردیبهشت ماه هزاران  نفر را به سوی خود می‌کشد.

اردیبهشت فصل گل و گلاب است مخصوصاً اگر در قمصر کاشان باشید. چند ساعت مانده به طلوع خورشید چیدن گل‌ها آغاز می‌شود. شکوفه‌های بهاری باز شده‌اند و درون باغ‌ها پر از بوته‌هایی با برگ‌های سبز و نورسته است. کارگران زن و مرد صبح زود گل‌های محمدی را دانه دانه از شاخه‌ها جدا می‌کنند.

این کار باید قبل از بالا آمدن آفتاب پایان‌ پذیرد و از آن به بعد برپا کردن دیگ‌ها و مراحل جوشاندن و تقطیر گلاب تا عصر ادامه   دارد. در این روزها اگر به کاشان سفر کرده باشید، عطر سحرانگیز گل محمدی زمین و آسمان را پر کرده است؛ رؤیای بهشتی باغ‌های گل.
البته این رؤیا بیشتر در گذشته تحقق پیدا می‌کند.

قبل از هجوم جمعیتی که همه چیز را در مدت کوتاهی زیر و رو می‌کند. امروزه اگر در روزهای تعطیل فصل گلاب‌گیری به باغ‌های کاشان بروید با جمعیت فراریان از شهر روبه‌رو خواهید شد که همه جا را پر کرده‌اند.
 حمید سلیمی یکی از برگزارکنندگان تورهای گروهی می‌گوید: «تا شعاع  50 کیلومتری قمصر همه باغ‌ها پر از جمعیت خواهد شد.

تماشای مراسم گلاب‌گیری نیاز به آرامش و خلوت خاصی دارد تا بتوان مراحل کار را دنبال کرد و از فضا لذت برد ولی مدتی است که گلاب‌گیری از جهت تعداد بازدیدکنندگان بیشتر شبیه نمایشگاه کتاب شده است.»

گاهی اوقات در یکی از ایستگاه‌های تور می‌توان تا  15 اتوبوس را در کنار هم دید که مسافران خود را پیاده کرده‌اند. گردشگران هر اتوبوسی که زودتر رسیده باشد، بهترین جا را برای اقامت می‌گیرد.

رستوران‌ها غلغله است و میز خالی برای ناهار پیدا نمی‌‌شود. تخت‌های قهوه‌خانه‌ها هم پر شده‌اند و در هر جایی که قابل نشستن باشد، عده‌ای نشسته‌اند. رستوران‌ها توانایی رسیدگی به این جمعیت را  آن هم در ظرف یک روز ندارند. بعضی از کباب‌ها نیم پخته به مشتری داده می‌شود تا منقل برای سیخ‌های بعدی خالی شود.

برخی خانواده‌ها ناهار را همراه خود آورده‌اند و تمام زمین اطراف را با بطری‌های نوشابه خانواده، جعبه‌های کنسرو، پاکت آبمیوه و انواع زباله‌های دیگر فرش می‌کنند. کیسه‌های پلاستیکی، ته سیگار و زباله‌های به جا مانده از تنقلات دور تا دور مسیر ریخته شده است.
کمبود سرویس بهداشتی بیش از پیش به نظر می‌آید. بعضی‌ها به دنبال جای دنج و دور از دید می‌گردند.چیزی از گل و گلاب باقی نمانده است.

یک ماجرای تکراری

تمام تورهای یک‌روزه گلاب‌گیری برنامه ثابتی دارند. ساعت 5 صبح اتوبوس از تهران حرکت می‌کند. تا قم از بزرگراه و بعد از آن تا کاشان را از جاده می‌رود و ظهر به مقصد رسیده است. معمولاً قمصر به عنوان پایتخت گلاب‌گیری هدف اصلی سفر است. بعد از دیدن ابزار و وسایل تقطیر به باغ فین و از آنجا مسافران را به خانه طباطبایی‌ها و خانه بروجردی‌ها یا یکی از این دو می‌برند.

این خانه‌ها منازل اربابی بزرگی هستند که با طرحی کاملاً ایرانی ساخته شده و اغلب اوقات در سفر به کاشان مورد بازدید قرار می‌گیرند. عصر اتوبوس به راه می‌افتد و مسافران ساعت 10شب به تهران خواهند رسید. گردش در کاشان حدود 4 یا 5 ساعت از این سفر را شامل می‌شود که قسمتی از آن نیز در داخل اتوبوس و برای رفتن از نقطه‌ای به نقطه دیگر صرف خواهد شد. ترافیک حتمی و تأخیرهای ناشی از آن هم می‌تواند برنامه‌ریزی سفر را جابه‌جا کند.

برای کسانی که می‌خواهند گلاب‌گیری را مفصل‌تر و با خیال راحت تماشا کنند، تورهای دو روزه هم ترتیب داده شده است. مسافران شب را در کاشان می‌خوابند و فردا صبح زود برنامه چیدن گل‌ها را از اول دنبال می‌کنند. آنها فرصت بیشتری برای دیدن خانه‌های قدیمی دارند و می‌توانند از ترافیکی که در طول این ایستگاه‌ها ایجاد می‌شود، جلو بیفتند.

هتل امیرکبیر کاشان به تعداد این مسافران ناگهانی تخت  ندارد و مدیران تورها برای اقامت شبانه به سراغ خانه‌های مسکونی می‌روند. برخلاف تورهای دو روزه که نیاز به برنامه‌ریزی و آشنایی بیشتری دارند، برگزاری تورهای یک‌روزه ساده‌تر است و نه تنها مؤسسات گردشگری بلکه هر کسی که تجربه کوچکی از تورگردانی داشته باشد، دست به اجرای آن خواهد زد. حتی یک راننده مینی‌بوس هم که چند بار این مسیر را طی کرده باشد با دادن آگهی به روزنامه می‌تواند تور گلاب‌گیری را برگزار کند.

این سادگی و در نتیجه زیاد شدن تعداد برگزارکنندگان خود عامل دیگری است که موجب افزایش شمار گردشگران می‌شود. هزینه تور برای هر نفر 15- 10 هزار تومان است که بعد از کسر کرایه اتوبوس و ناهار حدود یک سوم این مبلغ درآمد برگزارکننده خواهد بود.

نگاه از نوع دیگر

تبریزی، یکی از راهنمایان مؤسسه گردشگری کلوت می‌گوید: «در برنامه‌های یک‌روزه اگر خوش شانس باشید شاید یکی دو غنچه باز شده گل محمدی را ببینید و گرنه باید به همین رفت و برگشت و گذراندن یک روز دلخوش بود.» چیدن گل‌ها صبح تمام می‌شود و بعد از آن تنها مراحل جوشاندن و تقطیر قابل دیدن است.

قسمت عمده وقت هم در اتوبوس‌ها با گوش دادن به موسیقی اصیل و تخمه شکستن می‌گذرد ولی انگار نفس بیرون رفتن و مدتی در کنار هم بودن برای استقبال مردم کافی است. مجریان تورهای یک‌روزه هم در این مورد مهارت‌هایی به دست آورده‌اند و به عنوان مثال سعی می‌کنند یک اتوبوس را از افرادی مشابه هم پر کنند تا سفر شادتری در پیش رو داشته باشند.

در این میان گروه‌های خصوصی‌تری وجود دارند که صرفاً برای دانشجویان یا نوجوانان کار می‌کنند. جوانان معمولاً  مسافران خوبی هستند و خود به خود سرگرم می‌شوند. ولی برای تفریح دیگران باید فکری‌کرد. در عبارت «تور تفریحی یک‌روزه» تنها کلمه تعریف نشده تفریح است. آیا تفریح تنها در رفت و برگشت و تماشای اطراف جاده خلاصه می‌شود؟ یا صرف غذا در دامان پر از زباله طبیعت آن‌قدر لذت‌بخش است که به اندازه 5 ساعت اتوبوس سواری ارزش دارد؟

پایان ماجرا

به گفته پورمهر محسن زنجانی فقدان امکانات زیربنایی در مکان‌های تفریحی اطراف تهران مشهود است و با افزایش جمعیت این کمبود بیشتر بروز می‌کند. تکرار مداوم زندگی شهری باعث شده که شهرنشینان از هر راهی برای گریز از دلزدگی روزمره استفاده کنند. تفریحات در کشور ما محدودیت دارد و به محض رواج پیدا کردن هر کدام موجی از جمعیت را به سوی خود می‌کشند. مشکل اینجاست که منابع و زیرساخت‌های لازم برای گردشگری کوتاه مدت آماده نیست و جمعیت فراریان از شهر به سرعت در حال تخریب جاذبه‌های گردشگری هستند.

بعد از طی کردن مسافتی در حاشیه کویر و از میان بیابان‌های داغ،  به کاشان می‌رسید. باغ‌های کاشان که هر پاسبانی را عاشق می‌کند مثالی از باغ‌های بهشتی ایرانی هستند؛ باغ‌هایی که اگر به همین روش زیر پای فراریان قرار گیرند سرنوشت خوشی نخواهند داشت.

31 اردیبهشت 86 روزنامه همشهری

http://hamshahrionline.ir/details/22450

 


 
 
می‌توان پیروز شد (گروه تولد دوباره)
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٦
 

می‌توان پیروز شد

محمد سرابی :
روش‌های متفاوت برای مقابله با پدیده اعتیاد.

اعتیاد یکی از مشکلات دائمی جامعه ما است که در هر مقطع راه‌حلی برای آن پیشنهاد شده است. بسیاری از این راه‌حل‌ها نیز آثار سطحی و کوتاه‌مدت را به همراه آورده‌اند و پس از مدتی وضعیت به همان روال سابق برگشته است ولی در سال‌های اخیر با تشکیل جمعیت‌ها و گروه‌های مردمی ترک مواد مخدر روش‌های متفاوتی برای مقابله با پدیده اعتیاد طراحی شده است.

جمعیت خیریه تولد دوباره چند ماه پیش در مراسم سالیانه خود طرحی را اعلام کرد که بر اساس آن می‌توان میزان رشد شمار معتادان را مهار کرد.

با «دیلمی» مدیر طرح و برنامه جمعیت تولد دوباره در دفتر اداری این گروه گفت‌وگو می‌کنیم. او روش پرهیزمدار و گروهی ترک مواد مخدر را مؤثرترین روش می‌داند و مزیت مالی آن را هم با استفاده از ماشین حساب به اثبات می‌رساند.

  • با چه استدلالی یک گروه مردمی می‌تواند به مهار اعتیاد کمک کند؛ کاری که نهادهای مسئول در انجام آن موفقیت‌های چشمگیری پیدا نکرده‌اند؟

 - استدلال اصلی ما یک جمله است «راه‌حل برای بحران اعتیاد را معتادان درمان شده می‌دانند» چون در عمق مشکل حضور داشته‌اند و حالا که نجات یافته‌اند می‌توانند به معتادان دیگر برای ترک کمک کنند.

  •  نیروهای شما از این افراد هستند؟

- بله، خدمتگزاران جمعیت تولد دوباره و به‌طور کلی اعضای اغلب گروه‌های مردمی که برای ترک مواد مخدر تشکیل می‌شوند، کسانی هستند که سابقه مصرف داشته‌اند و اکنون موفق شده‌اند مواد را کنار بگذارند. اصلی‌ترین تکیه‌گاه ما هم این خدمتگزاران هستند.

  • در کشور ما سالیانه مبالغ هنگفتی برای مبارزه با اعتیاد به مواد مخدر مصرف می‌شود. شما گروه خیریه هستید و منبع بزرگ مالی ندارید، چه‌طور می‌خواهید مخارج کار را تهیه کنید؟

 - در مورد وجه اقتصادی این معضل نکته‌ای را باید ذکر کنم. متاسفانه روش معمول این است که برای مهار اعتیاد «هزینه» می‌کنند در حالی که باید«سرمایه‌گذاری» کنند تا بنیانی برای ترک مواد ایجاد شود نه اینکه فقط منابع مالی مصرف شوند.

  • پیشنهاد تولد دوباره برای «سرمایه‌گذاری» چیست؟

 - ما در طول 5 سال فعالیت به روشی دست پیدا کرده‌ایم که کارایی خود را نشان داده است. معتادان با هر نوع مصرف و هر چه‌قدر سابقه اعتیاد باید وارد اردوگاه‌های ترک اعتیاد شوند.

 در ابتدا فرد مراجعه‌کننده که ما به او «ره‌جو» می‌گوییم با تایید پزشک در جلسه گزینش شرکت می‌کند تا انگیزه او برای ترک مواد ارزیابی شود. اگر اعضای جلسه که خود سابقه ترک مواد دارند انگیزه و اراده او را کافی تشخیص دادند با پرداخت 35 هزار تومان به جمع ره‌جویان اردوگاه می‌پیوندد. دوره اقامت در اردوگاه 28 روز طول می‌کشد که در این مدت با شرکت در جلسات و انتقال تجربیات راهنماها و همین‌طور به دلیل دوری مطلق از مواد مخدر ذهن و جسم ره‌جو آماده ترک مواد می‌شود.

  • از چه دارویی استفاده می‌کنید؟

 - هیچ دارویی. اساساً در تولد دوباره به استفاده از دارو برای ترک مواد مخدر اعتقاد نداریم.

  • اگر ره‌جویان در داخل اردوگاه به مصرف مواد مخدر بپردازند؟

 - در هر مرحله‌ای که باشند فوراً ترخیص می‌شوند. اگر دو نفر از خدمتگزاران گزارش کنند که یک ره‌جو در حال مصرف مجدد مواد دیده شده است- که ما به این کار لغزش می‌گوییم- بلافاصله از کمپ اخراج خواهد شد.

  • گفتید اردوگاه‌ها کارایی خود را نشان داده‌اند. این کارایی چه‌قدر بوده است؟

- 43 درصد؛ به این معنی که در طول این سال‌ها 43 درصد از مجموع کسانی که وارد اردوگاه‌های ما شده‌اند در هنگام ترخیص و بعد از آن پاکی خود را حفظ کرده‌اند. پاکی‌ها از 2 ماه تا 6 سال ادامه دارد که رقم 6 سال متعلق به نیروهای اولیه ما است.

  •  هزینه اردوگاه‌ها چه‌طور تامین می‌شود؟

- از ورودیه پرداختی و کمک‌های مردمی. اردوگاه‌ها اغلب در پارک‌های حاشیه‌ شهر و با موافقت ارگان‌های مسئول در فضایی محصور ساخته شده‌اند و اگر از این فضا بازدید کرده باشید می‌بینید که از هر نوع مصالح ممکن استفاده شده است تا سرپناهی برای مددجویان فراهم شود.

 بنابراین مشکل مالکیت زمین را نداریم. نیروی انسانی ما هم که همگی داوطلب هستند. وسایل رفاهی نیز در حد امکان و مقدورات فراهم شده است و مهم‌تر از همه، این‌که ما از دارو که خود به‌تنهایی هزینه بالایی دارد استفاده نمی‌کنیم.

  • طرح مهار اعتیاد تولد دوباره بر اساس همین اردوگاه‌ها تدوین شده است؟

- ما به این نتیجه رسیدیم که مصرف‌کنندگان مواد اعتیادآور مشکلات جسمی، فکری، خانوادگی، شغلی و ... دارند و روزی که از اردوگاه خارج می‌شوند، دوباره این مشکلات آنها را احاطه می‌کند.

مثلاً 21 درصد مراجعان فاقد سرپناه هستند و این خطر وجود دارد که بعد از ترخیص دوباره به گوشه خیابان رانده شوند یا 47 درصد آنها شغلی ندارند و احتمالاً با سابقه اعتیادشان شغلی هم پیدا نخواهند کرد. ما الگویی را طراحی کردیم به نام «خانه‌های بین‌راهی» که در آن ره‌جویان، پس از طی دوره 28 روزه در اردوگاه به این خانه‌ها می‌روند و یک سال در آنجا زندگی می‌کنند.

  • به همراه دیگران یا به‌تنهایی؟

- حتماً همراه دیگران چون فضای جمعی باید حفظ شود. در هر خانه چند نفر شبیه به خانه‌های دانشجویی زندگی می‌کنند. در مرحله اولیه که حدود 3 ماه طول می‌کشد نباید از خانه خارج شوند.

بعد از این دوره وارد خانه‌های باز می‌شوند که همزمان برای اشتغال آنها در مشاغلی که توانایی داشته باشند تلاش می‌شود. در طول یک سال، ساعت کاری آنها به‌تدریج 2 ساعت تا 8 ساعت افزایش پیدا می‌کند و اجازه خروج از خانه را هم پیدا می‌کنند. با این روش درمان فرد پس از اردوگاه هم ادامه پیدا می‌کند.

  • مددجویانی که صاحب خانواده باشند نزد خانواده‌های خود برمی‌گردند؟

- می‌توانند برگردند ولی باید به این موضوع حتماً توجه کرد که خانواد فرد آسیب‌دیده باید آموزش‌های لازم را دیده باشد. ترحم، بی‌اعتنایی، تحقیر، تشویق و ... واکنش‌هایی هستند که خانواده‌ها در مورد آنها آموزش می‌بینند تا بتوانند با معتاد یا فرد پاک شده به‌درستی برخورد کنند. آموزش به خانواده‌ها هم از قسمت‌های مهم فعالیت تولد دوباره است.

  • البته مخارج خانه‌های بین‌راهی از اردوگاه‌ها بیشتر خواهد شد.

 - مطمئناً، ولی باز هم مجموع هزینه‌ای که برای ترک اعتیاد با این روش مصرف می‌شود کمتر از هزینه‌ای است که در حال حاضر با روش‌های دیگر استفاده می‌شود و خیلی اوقات هم به نتیجه پایدار نمی‌رسند.

  • ترک کردن با روش‌های دیگر چه‌قدر هزینه‌بر هستند؟

 - هر روز زندان 50 هزار تومان هزینه دارد و اگر یک معتاد را به زندان بیندازند در یک سال 1825000 تومان برای او خرج شده است علاوه بر این‌که در پایان سال معلوم نیست ترک کرده باشد.

درمان دارویی و سم‌زدایی و مواد جایگزین در یک دوره یک‌ساله هم حدود 1800000 تومان قیمت دارد و باز هم به اعتقاد ما تکیه کردن صرف بر دارو روش مؤثری برای ترک نیست و بعد از یک سال هر چه‌قدر هم که بدن فرد را سم‌زدایی کرده باشند چون در جلسات با دیگر ره‌جویان حضور نداشته است دوباره به سمت مواد برمی‌گردد. حداقل با این دو روش زندان و دارو پول زیادی خرج می‌شود و نتیجه پایداری به‌دست نمی‌آید.

  • فرض کنیم که موفق شدید با روش اردوگاه و خانه‌های بین‌راهی چند نفر را از اعتیاد برهانید این رقم چه‌قدر از رقم رشد اعتیاد را جبران می‌کند؟

 - بیایید فرض کنیم ما صد اردوگاه ترک اعتیاد در سراسر کشور داشته باشیم که هرکدام در طول سال 720 نفر ورودی دارند. مجموع کسانی که وارد این اردوگاه‌ها می‌شوند 72000 نفر است.

 من اینجا می‌خواهم از آمار 43 درصد که توسط تولد دوباره به‌دست آمده هم پایین‌تر بیایم و با فرض 30 درصد پاکی محاسبه را ادامه بدهم. با این فرض که 30 درصد از کسانی که یک سال را در اردوگاه‌ها و خانه بین‌راهی می‌گذرانند پاکی خود را حفظ کنند ما در سال حدود 21600 نفر معتاد پاک شده داریم. رشد اردوگاه‌ها در تهران و شهرستان‌ها بسیار سریع است و در یک برنامه بلند‌مدت می‌توان ظرفیت آنها را به 720000 نفر در سال رساند که نتیجه آن 216 هزار بهبود یافته در سال است.

  • و تعداد معتادان جدید؟

 - در این مورد آمارهای بسیار متفاوتی وجود دارد. اگر بنا به ارقام رسمی معتادان را 2 میلیون نفر و بنا به آمار نیمه رسمی نرخ رشد را 7 درصد اعلام شده در نظر بگیریم سالیانه 140 هزار نفر به تعداد معتادان کشور افزوده می‌شود. رسیدن به همین تعداد بهبود یافته دور از انتظار نیست. روند رشد اردوگاه‌ها طوری بوده است که ما در مدتی کوتاه از 50 مرکز به 170 مرکز اردوگاهی رسیده‌ایم.

  • ولی افزایش ظرفیت و تعداد اردوگاه‌ها هزینه‌بر خواهد بود؟

 - تمام موضوع در همین‌جا خلاصه می‌شود که هزینه مصرف شده برای گسترش اردوگاه‌ها بسیار بسیار کمتر از رقم 1800000 تومان ذکر شده است. وقتی 72 هزار نفر وارد اردوگاه می‌شوند و هرکدام 35 هزار تومان پرداخت می‌کنند و ورودی سالیانه 2520000 تومان است، اگر فرض کنیم 43 درصد این ورودی‌ها پاک بمانند یعنی 30960 نفر، خرج هرکدام برای ترک اعتیاد در اردوگاه 81 هزار تومان و اگر 30 درصد پاک بمانند 116 هزار تومان است.

 یعنی هر فرد با 100 هزار تومان پول از مواد پاک شده. این ره‌جو اگر صاحب خانواده بود در جمع خانواده آموزش دیده و اگر به دلیلی به خانواده دسترسی نداشت در خانه‌های بین‌راهی درمان را ادامه می‌دهد و می‌تواند به‌طور قطعی از چنگال اعتیاد رها شود.

می‌بینید که با فاصله‌ای نجومی از هزینه‌های فعلی صرف شده برای مبارزه با مواد مخدر می‌توان تعداد بهبود یافته‌های پایدار را به سطحی رساند که موج گسترش مواد مخدر مهار شود.

در ایران نزدیک به 2 میلیون معتاد (و بنا به برخی اظهارات 4 – 5 میلیون) وجود دارد که مجموعاً 11 میلیارد تومان را در طول یک روز صرف تامین مواد مخدر می‌کنند (ایسنا 27/8/85). این جمعیت معتاد که اغلب دارای خانواده هستند بین 12 تا 15 میلیون نفر را به نوعی درگیر معضل مواد مخدر کرده‌اند (مشاور فرهنگی ستاد مبارزه با مواد مخدر 5/11/85) و 45 درصد جمعیت ورودی زندان‌ها را تشکیل می‌دهند (معاون سلامت سازمان زندان‌ها بهمن ماه 85).

 بد نیست برای دریافت ابعاد جهانی مسئله مواد مخدر این را هم داشته باشید که بنا به آمار دفتر مقابله با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل متحد در سال 2006 حدود 200 میلیون نفر از جمعیت 15 تا 64 ساله دنیا در 12 ماه گذشته حداقل یک بار مواد مخدر مصرف کرده‌اند.


 
 
53 نفر
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٦
 

پرونده 53 نفر، بزرگترین دستگیری سیاسی دوران رضاخان

محمد سرابی

53 نفر زندانی کمونیست دوران رضاشاه در واقع 48 نفر بودند که 18 نفر از آنها نیز هیچ آینده سیاسی مشخصی پیدا نکرده و محو شدند. در میان 30 نفر باقیمانده هم عناصر کم اهمیتی وجود داشتند ولی در بین بازداشت ها و جست وجوهای پلیس امنیتی که گاهی هم به خطا می رفت «پرونده53 نفر» بزرگ ترین دستگیری سیاسی زمان خود بود. زیرا حزب توده به عنوان مهمترین و قدرتمندترین حزب دهه های بعد به دست همین افراد ساخته شد.


 
 
53 نفر
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٦
 

پرونده 53 نفر، بزرگترین دستگیری سیاسی دوران رضاخان

محمد سرابی


53 نفر زندانی کمونیست دوران رضاشاه در واقع 48 نفر بودند که 18 نفر از آنها نیز هیچ آینده سیاسی مشخصی پیدا نکرده و محو شدند. در میان 30 نفر باقیمانده هم عناصر کم اهمیتی وجود داشتند ولی در بین بازداشت ها و جست وجوهای پلیس امنیتی که گاهی هم به خطا می رفت «پرونده53 نفر» بزرگ ترین دستگیری سیاسی زمان خود بود. زیرا حزب توده به عنوان مهمترین و قدرتمندترین حزب دهه های بعد به دست همین افراد ساخته شد.


 
 
نیروهای دلتاDeltaforce
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸٦
 

آنقدر ها هم نیرومند نیستند

 محمد سرابی

در ماجرای طبس نظامیان مسلح ارتش ایالات متحده امریکا با برنامه ریزی قبلی و به قصد اجرای عملیات نظامی وارد خاک ایران شده اقدام به پیاده کردن نیرو، تیراندازی و حمله به اتباع غیرنظامی کردند. بررسی این تهاجم نظامی نیازمند شناسایی نیروهای مهاجم و کارنامه عملیات های آنان است. شواهدی نشان می دهد این نیروها تاکنون نه کاملاً منظم و نه شکست ناپذیر بوده اند،

 

در سال 1977 کلنل «چارلز بکویس» نیروی عملیات ویژه را پایه گذاری و در سال 1978 آن را به عنوان شاخه یی از ارتش ایالات متحده ثبت کرد. هدف اصلی از تشکیل این واحد اجرای عملیات سریع علیه تروریست ها عنوان شد. ترابری نیروها به منطقه عملیات توسط بالگرد انجام می شود و به همین جهت آن را نیروی هوابرد دلتا یا به اختصار نیروی دلتا نامگذاری کرده اند. نشانه این گروه خنجر سفید در یک قاب سبز رنگ مثلث شکل است که نمادی شبیه علامت دلتا به رنگ طلایی بر روی آنها اضافه شده است. سربازانی که به نیروی دلتا می پیوندند از مهارت های مختلفی بهره مند خواهند بود. به کارگیری انواع سلاح های انفرادی، استفاده از مواد منفجره، جنگ تن به تن با فنون ورزش های رزمی و سلاح هایی چون سرنیزه، کار با ادوات مخابراتی و شناسایی، قدرت بدنی بالا برای مقاومت در شرایط سخت نظیر طی مسافت های طولانی همراه با تجهیزات سنگین، طی دوره های چتربازی و غواصی،... به شرح فوق و با توجه به امکاناتی که در اختیار نیروهای دلتا قرار گرفته است عملیات های این گروه باید با موفقیت بالایی انجام شود ولی از 12 عملیات ثبت شده یی که توسط این نیروها انجام شد حداقل سه عملیات با شکست کامل همراه بود. «پنجه عقاب» اولین عملیات نیروهای دلتا بود و به نظر می آید بکویس قصد داشت افراد تحت امر خود را در آن به نمایش بگذارد. این خودنمایی به چند دلیل شکست خورد. نقشه کار با بلندپروازی بسیاری تنظیم شده بود گویی که برای سرزمین خالی از جمعیت اجرا خواهد شد. مسافتی که باید طی می شد نیاز به سوخت فراوان داشت و در چندین نقطه (کویر، حاشیه تهران، ورزشگاه شیرودی، ...) باید فعالیت هایی انجام می شد که اشتباه با تاخیر در هر کدام از آنها عملیات بعدی را ناممکن می کرد. توفان شن هم این خیالات خوش را تکمیل کرد در 1983 نیروی دلتا به جزیره کوچک گرانادا در دریای کارائیب حمله کرد و در 1989 دوبار در پاناما عملیات نظامی انجام داد که این عملیات ها در چارچوب سیاست های مداخله جویانه دولتمردان کاخ سفید در کشورهای امریکای لاتین قرار می گیرد. در جریان جنگ اول خلیج فارس 1990 و 1991 هم نیروهای دلتا وارد خاک عراق شدند و در 1993 زمانی که ارتش امریکا با پرچم سازمان های بین المللی به سومالی حمله کرد باز هم دو عملیات در سومالی انجام شد. در 3 اکتبر 1993 وقتی نیروهای دلتا در نبرد موگادیشو وارد عمل شدند بالگرد بسیار مجهز آنها به سادگی رویت شده و هدف گلوله قرار گرفت. در این عملیات که مار وحشی نام گرفته بود تعدادی از کماندوها کشته شدند و انعکاس خبری آن پس از چند پیروزی کوچک در کشورهای آشوب زده بر اعتبار نیروهای ویژه آسیب جدی وارد کرد. عملیات های 2001 و 2002 در افغانستان هم دست کمی از دیگر مبارزات نداشت. در سال 2002 نیروهای دلتا با اطلاعات کاملاً محرمانه پنتاگون به مقر فرماندهی ملاعمر حمله ناموفق کردند. این عملیات آناکوندا نام داشت که دیوید پاگلیس کتاب جنگ سایه ها را براساس آن به نگارش درآورده است. در سال 2003 و در جریان حمله به بغداد نیروهای دلتا به صورت مخفیانه و با پوشش های ظاهری وارد بغداد شدند.

 

این بار تنها فعالیت مفید آنها قطع کردن خطوط مخابراتی در شهر بود. یک سال بعد هم عملیات دیگری در عراق انجام شد و مجموعاً از سال 2003 تاکنون نیروهای دلتا در عراق 11 کشته داده اند. در طول این 12 عملیات و از زمانی که چارلز بکویس نیروی دلتا را با استفاده از روش نیروهای SAS انگلیس بنیانگذاری کرد تا به حال چندین بار ساختار فرماندهی و برنامه ریزی آن تغییر کرده است. همچنین نیروهای دلتا تاکنون در هیچ کشوری که ارتش منظم و وضعیت سیاسی مستحکم دارد عملیاتی به اجرا درنیاورده است. در دنیای بازی های رایانه یی بازی مشهور و دنباله داری به نام «Deltaforce» وجود دارد که نوجوانان بسیاری را مجذوب شخصیت های تنومند و مبارز خود می کند. سربازان درشت اندامی که صورت های خشن دارند و انبوهی اسلحه را به خود آویخته اند. احتمالاً نیروهای دلتا در بازی های رایانه یی موفق تر از دنیای واقعی هستند.

 روزنامه اعتماد 1 اردیبهشت 86


 
 
عملیات طبس
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸٦
 

ا

پنج ماه بحرانی


محمد سرابی


 پنج ماه پس از اشغال سفارت دولت امریکا در تهران و در اول اردیبهشت ماه سال 1359 عجیب ترین واکنش برای آزاد کردن گروگان ها به انجام رسید. عملیات چریکی در عمق خاک ایران آن هم در دورانی که شوروی افغانستان را اشغال کرده بود و جنگ سرد ابرقدرت ها در یکی از نقاط اوج خود قرار داشت. پس از شکست این عملیات نیز کشورهای عضو پیمان ورشو به سرعت تهاجم امریکا به ایران را محکوم کردند.

 

به راستی در آن 5 ماه چه حوادث و جریان هایی امریکا را به انتخاب گزینه نظامی - در مجاورت مرزهای ابرقدرت رقیب - رساند و نقش مناسبات دوران جنگ سرد در این تصمیم چه بود.