محمد سرابی

www.msarabi.com

 
خیزش هیجان جوانی - چهارشنبه سوری
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٦
 

خیزش هیجان جوانی

محمد سرابی:
از سال‌های 77-76 و با ورود لوازم آتش‌بازی چینی یکی از آیین‌های باستانی ایران که می‌رفت خاموش شود روشن شد. آن هم با صدای انفجار.

در مدت چند سال این رسم تبدیل به آشوب و بعد از آن کشمکش میان پلیس و  برخی جوانان شد، سرانجام پلیس پس از چند سال تجربه در سال‌های 84-83 موفق شد جمعیت را متفرق کند و مانع تجمع در خیابان‌ها شود ولی صداهای ناهنجاری که از اول اسفندماه در گوشه و کنار شهر شنیده می‌شود اعلام می‌کند که چهارشنبه سوری هنوز مهار نشده است و می‌تواند بازهم تبدیل به «چهارشنبه سوزی» شود.

فردین علیخواه، پژوهشگر و مدرس دانشگاه در پژوهشی با نام « آسیب‌شناسی اجرای مراسم چهارشنبه‌سوری» ابعاد مختلف این پدیده را ارزیابی کرده است. این پژوهش نتیجه گفت‌وگو با حدود 1000جوان از نقاط مختلف در شهر تهران و مشاهده رفتار آنها در شب چهارشنبه سوری است.

 وی که پیش از این تحقیقاتی در زمینه مصرف موسیقی در میان جوانان، نظارت اجتماعی و نقش رسانه‌ها و همینطور مسئله ماهواره‌ها در ایران را به انجام رسانده است  اعتقاد دارد اجرای چهارشنبه سوری در شکل فعلی برآمده از هیجانات نهفته جوانان است.

  • چرا چهارشنبه سوری دوباره پررنگ شده است، آن هم در حالی که دیگر رسوم در حال تضعیف و نابودی هستند؟

مسئله این است که چهارشنبه سوری نوعی سنت قدیمی بوده است ولی هم اکنون به دلیل برخی تغییر شکل‌ها و تقلیل‌گرایی صورت گرفته و در آن به نظر نگران کننده و تهدیدکننده نظم اجتماعی است وگرنه براساس پژوهش‌های ما چیزی در حدود چهار پنجم جوانان می‌پذیرند که این مراسم نوعی سنت قدیمی است. تقلیل‌گرایی یعنی یک پدیده ضعیف شده باشد ولی چهارشنبه سوری الان بسیار گسترده شده است.

اگر چهارشنبه سوری فعلی را با چهارشنبه سوری گذشته‌ها مقایسه کنیم متوجه خواهیم شد که باوجود  دیدگاه ظاهری این سنت نحیف شده است. چهارشنبه سوری که نسل‌های قبلی از ما تجربه می‌کردند خیلی متنوع‌تر و گسترده‌تر بود، بخش‌های مختلف چهارشنبه سوری که به نوعی مقدمه نوروز به شمار می‌رفت یکی از همان مراسم‌هایی بود که در پاسخ سؤال اول گفتم و هنوز هم می‌توان گوشه‌هایی از این سنت‌ها را احیا کرد.

  • ما سنتی داشتیم که  ناگهان به صورت یک پدیده نگران کننده و مخل نظم عمومی درآمد. چطور این اتفاق افتاد؟

 چند عامل در این رشد ناگهانی نقش داشتند یکی ورود لوازم آتش‌بازی جدید بود که ترقه‌بازی را بسیار زیاد کرد ولی اضافه شدن ابزار و وسایل نمی‌تواند به تنهایی چنین تاثیری بگذارد و احتیاج به زمینه‌های دیگری دارد. عامل بعدی شبکه‌های ماهواره‌ای بودند. گردانندگان این شبکه‌ها بعضا به دنبال آن بودند که از چهارشنبه سوری نوعی سوء‌استفاده سیاسی هم بکنند و آن را مثلا یک نوع اعتراض مردمی جلوه دهند ولی در واقع عوامل فرهنگی دیگری باعث وضعیت فعلی شدند.

  • مد چهارشنبه سوری از کجا شروع شد؟

از شمال شهر. اما الان که پلیس جنوب شهر بیشتر درگیر آشوب است.

الان بله ولی توجه کنید که در جامعه ما همیشه کفش‌های مربوط به شادی و تفریح از قشر مرفه شروع می‌شود. به طور کلی مردم چگونه شاد بودن را از طبقه مرفه شهر تقلید می‌کنند. دیگران از آنها الگو می‌گیرند و چون هیجان انباشته شده  دارند به‌تدریج در میان تمام طبقه‌ها پذیرفته می‌شود و همه‌جا را می‌گیرد.

 ما به این حرکات رفتار توده‌ای و رفتار جمعی در انبوه خلق می‌گوییم. یعنی تابعیت از موج حاکم بر جمع. نوعی رفتار جمعی که در این‌گونه موقعیت‌ها شکل می‌گیرد و تابع فکر و هدایت یک فرد مشخص نیست.

  • یعنی کسی برای شب چهارشنبه‌سوری برنامه‌ریزی نمی‌کند؟

تحقیقات ما نشان می‌دهد این برنامه‌ریزی فقط در حد خرید و جمع‌آوری مواد محترقه است و کمتر از نصف جوانان بر سر ترقه انداختن با هم مسابقه می‌دهند و حدود یک پنجم صرفاً تماشا و تشویق می‌کنند.

  •  آیا آنها اطلاعی از سنت قدیمی چهارشنبه‌سوری دارند؟

در جامعه شانسی از چند نهاد انتظار می‌رود که اطلاعات و آموزش‌ها را به نسل‌ها انتقال دهند مانند مدرسه، رسانه‌ها و خانواده. نمونه‌های مطالعه شده از مسئولان مدرسه آموخته بودند که ممکن است در چهارشنبه‌سوری به‌دلیل خرابکاری بازداشت شوند.

ر کتاب‌های درسی هم چیزی در مورد چهارشنبه‌سوری نخوانده بودند. از نماد بعدی یعنی رسانه‌های جمعی مانند تلویزیون فقط سر و صورت سوخته و آتش گرفته جوانان دیگر را دیده بودند. در خانواده از افراد مسن چیزی درباره سنت‌های قدیمی نشنیده بودند ولی والدین به آنها گفته بودند که اگر دستگیر شوید ما برای آزاد کردنتان کاری نمی‌کنیم. این هم از نهاد سوم.

  •  پس جوان‌ها و نوجوان‌ها ارتباط زیادی با سنت‌ها نداشته‌اند؟

 بیشتر آنها چیزی درمورد آواز «زردی من از تو سرخی تو از من» را نمی‌دانستند کمتر از نصف آنها در خانواده درمورد چهارشنبه‌سوری صحبت کرده بودند و همین صحبت‌ها با موضوع مواد محترقه بود. چهار پنجم خانواده‌ها با ایجاد سر و صدا مخالف بودند و به اعضا اجازه تولید صدای ناهنجار در محیط خانواده را نمی‌‌دادند.

  • راه‌حل منطقی برای رفع خطرات چهارشنبه‌سوری چیست؟

توزیع مواد آتش‌بازی غیرخطرناک و اجرای برنامه‌های شاد محلی که جایگزین رفتارهای آسیب‌رسان شود را پیشنهاد کردند.

  • یعنی دولت به آتش‌بازی کمک کند؟

بله در کشورهای توسعه یافته هیجان جوانان را حذف نمی‌کنند بلکه در مواردی سعی دارند به‌طور تصنعی زمینه‌هایی ایجاد کنند تا هیجانات انباشته نشود. مراسم آب پاشیدن و گوجه‌پرت کردن و... یا سرگرمی‌های دیگری که از طرف دولت‌ها و یا سازمان‌های مردمی بزرگ ایجاد می‌شود برای تخلیه مدیریت شده انرژی جوان‌ها است تا از هیجانات عمومی و خرابکاری خودداری شود ولی متأسفانه ما سیاست‌هایی اتخاذ می‌کنیم که همین رسم‌های موجود هم به تدریج کم‌رنگ شود.

  • در نبود چنین رسم و سنت‌هایی آیا مسأله حل خواهد شد؟

خیر، رسم‌های جدید جای آنها را می‌گیرند. الان با توجه به پدیده جهانی شدن و ابزارهای رسانه‌ای آن رفتارها و عادات در میان جوامع قبلی سریع منتقل می‌شود. مثلاً بین جوانان ایرانی نیاز به موعودی برای هدیه دادن  بین دوستان وجود داشت. از آغاز دهه هفتاد جامعه ایران تمایل به پدیده‌هایی دارد که میزان شادی را بیشتر کند و اگر آنها را پیدا نکند نمونه مشابهی را از خارج وارد می‌کند و یا حتی می‌سازد پس بهتر است از آیین‌های خودمان حمایت کنیم.

  • یعنی باید از چهارشنبه‌سوری حمایت کنیم؟

بله. چون اگر آن را حذف کنیم بلافاصله عناصر بیگانه جای آن را می‌گیرند. در مقابل جریان جهانی شدن، کشورها مواضع مختلفی گرفتند. یک گروه دیواری دور خودشان کشیدند تا عناصر وارد نشوند که نتیجه‌ای نداشت.

  • ولی افراد زیادی هستند که این جوان‌ها را مجرم می‌دانند.

من فکر می‌کنم نباید به این‌سادگی در مورد افراد قضاوت کرد. در مورد یک پدیده فرهنگی اجتماعی نتیجه‌گیری حقوقی مشکل است. همین الان هم در مورد بسیاری از پدیده‌های اجتماعی میان مدیران فرهنگی کشور اختلاف‌نظر وجود دارد.

من می‌توانم بگویم عمده جوان‌هایی که در شب چهارشنبه‌سوری به خیابان می‌آیند با انگیزه خرابکاری نیامده‌اند. آنها به دنبال این هستند که در یک فضای عمومی هیجانات شاد‌طلبانه خود را بروز دهند. می‌شود گفت نیاز به شادی و نیاز به هیجان را نمی‌توان از جوانان حذف کرد.

روزنامه همشهری 

27 اسفند 1386


 
 
مد شب عید
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱:٠۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٦
 

دلخوشی‌ کوچک زندگی

 محمد سرابی:

 مد لباس از معدود پدیده‌های اجتماعی جامعه ماست که مرجع و منبع و دم و دستگاهی آن را تولید یا تشویق نمی‌کند و رسانه‌ای نیست که رسماً برای آن تبلیغ کند. اما ساخته می‌شود، شناسایی می‌شود و گسترش می‌یابد.در کشمکش میان مردمی که به دنبال پیروی از پدیده‌های تازه هستند و مسئولانی که برای کنترل و هدایت این پدیده‌‌ها نقشه طراحی می‌کنند، مد لباس با شروع هر فصل و مهم‌تر از همه با شروع سال از نقطه نامشخصی آغاز می‌شود و با استقبال عمومی در همه جا انتشار می‌یابد.مدگرایی وقتی فقط یک تنوع‌گرایی و نو به نوشدن عادی است مشکلی را در پی نخواهد داشت و حتی پاسخگوی برخی نیازهای طبیعی ماست.  مشکل هنگامی پدید می‌آید که مدبه وسیله‌ای وارداتی برای ترویج فرهنگ غرب و کم‌رنگ‌کردن نشانه‌های فرهنگ خودی تبدیل شود. اینجاست که بحث بومی‌سازی مد و هدایت آن  در چارچوب فرهنگ بومی  به عنوان یک ضرورت مطرح می‌شود. 

 آنهایی که بیشتر به دنبال مد هستند زودتر از همه به آن می‌رسند و کم‌کم بقیه را هم به مد جدید دعوت می‌کنند. پاساژها، مراکز تفریحی، میهمانی‌ها و گروه‌های دوستانه محلی برای یافتن مد و البته استفاده از آن هستند.

 مدهای مردانه وقتی مغازه‌های شمال تا جنوب شهر را به دنبال لباس خاصی بگردی کم‌کم تصور می‌کنی همه این لباس‌ها به هم شباهت دارند و تنها تفاوت در فروشندگانی است که می‌خواهند با مرغوب نشان دادن کالای خود هزینه اجاره مغازه و دیگر مخارج را از مشتری بگیرند. از مدتی پیش کاپشن‌های خاکی رنگ پاگون‌دار بین جوانان رایج شده بود. کاپشن‌هایی که از روی اورکت‌های سربازی الگوبرداری شده‌اند و جیب‌ها و وصله‌های عمومی ایجاد شده در نقاط مختلفشان ظاهر یک اورکت سربازی فرسوده را نشان می‌دهد. کلاه‌های لبه‌دار هم شبیه کلاه‌های سربازی بودند و نشان‌های مختلفی داشتند. البته دوران اورکت‌های بلند و کاپشن‌های شمعی پف‌کرده به پایان رسیده است و کاپشن‌‌ها از کمر پایین‌تر نمی‌آیند.  پارچه جین و شمعی جای خود را به پارچه‌های کتانی داده‌اند. رنگ‌ها در حال تغییر به مشکی هستند و طرح‌‌های خاکی و لکه‌لکه کماندویی تبدیل به مشکی و سرمه‌ای یکدست شده‌اند، فرسودگی‌ها هم کمتر به چشم می‌آیند. در این چند سال شلوارهای جین چند بار شکل عوض کرده‌اند. مدتی گشاد و 6 جیب بودند و مدتی پاره پاره. اضافه کردن طرح‌‌های دوخته شده و مهره‌‌های فلزی هم در سال پیش رواج داشت و تزئینات مختلفی را به شلوار می‌افزود. امسال این تزئینات حذف شده است و شلوارها غیر از چند چین و چروک در قسمت‌های بالایی کاملاً ساده هستند. قبلاً مانند کاپشن‌هایی که از روی اورکت سربازی الگوبرداری شده بودند شلوارها هم به شلوار کماندویی شباهت داشتند. از این نسل تعدادی باقی مانده‌اند ولی بیشتر رنگ‌ها به تیره تبدیل شده‌اند.  برعکس شلوارهای جین ساده کمربندهای چرمی مردانه بیش از پیش سنگین و بزرگ شده‌اند. سگک‌های کمربندها که روز به روز ضخیم‌تر می‌شدند اکنون به شکل یک قطعه آهن با نقش‌های بی‌معنی و با معنی درآمده‌اند. نقش‌های روی سگک‌ها از نشانه تجاری تولیدکننده تا شکل جمجمه و تصاویر حیوانات تفاوت دارد و شباهت همه آنها برق فلزی و سنگینی قطعه است. در بازار پلیور مدهای قدیمی دوباره به صحنه برگشته‌اند. پلیورهای تنگ و بدون یقه با طرح‌های بافتنی لوزی شکل و کشباف‌های ضخیم و پلیورهایی با خطوط ضخیم افقی باز هم هوادارانی پیدا کرده‌اند. اگرچه رنگ‌های تیره غالب هستند ولی رنگ‌های شاد و به عنوان مثال پیراهن‌های مردانه گلی‌رنگ هنوز هم سهمی از بازار را در دست دارند و در ترکیب با رنگ مشکی از پیراهن‌های سفید استفاده می‌شود. مدهای زنانه امسال مانتوها در طیف خاکستری و سیاه حرکت می‌کنند و رنگ‌ها همه به تیرگی می‌زنند. مدلی از مانتو که مشابه کت‌های بلند دوخته می‌شود مشتری پیدا کرده و قد مانتوها بلندتر شده است. طرح‌ها درشت بافت هستند و پارچه‌های پشمی ضخیم آنها سپری برای مقابله با سرماست. شنل‌ها هم از بافتنی‌های ضخیم ساخته شده‌اند و یقه‌هایی به یک سو دارند.  سرمای سخت امسال چنین لباس‌های گرمی را بیشتر کرد. مانتوها با یک ردیف دکمه و احیاناً کمربند بسته می‌شوند. پیراهن‌های زنانه مشکی و پُرچین و شکن شده‌اند که اضافه کردن نقش‌های سفید یا قرمز حجم سیاهی آنها را کم نمی‌کند. در بازار کیف و کفش زنانه امسال کیف‌های چاق با تزئینات زیاد نگین‌مانند به فروش می‌رسد که چرم‌های افتاده‌ای دارند. کفش‌های ساق بلند زنانه هم از این تزئینات به دور نیستند و ساق بلند چرمی آنها همان قسمتی است که مدهای مختلف از پوستی تا چرم طرح‌دار را به نمایش می‌گذارد. در میان این سیاه‌ها کفش‌های کتانی با تخت‌های سفید و آج کوتاه رنگ‌های شادی را به ویترین مغازه‌ها می‌دهند. سبز روشن، صورتی روشن و طرح کتانی 3 خط قدیمی که از سال‌های دور بازگشته است، از زمانی که این 3 خط بر کناره کفش‌‌های کتانی نشانه ضروری آنها محسوب می‌شد. مد امسال چیست یکی از عمده‌فروشان لباس می‌گوید: «نزدیک عید دو سری مد لباس به دست ما می‌رسد اولی از اواخر بهمن‌ماه شروع می‌شود که اغلب پارچه و دوخت داخلی دارند اینها را کم‌کم تا وسط اسفند پخش می‌کنیم. سری دوم یک هفته تا 10 روز مانده به اسفند می‌آیند که بعضی از آنها وارداتی هستند. آنها تا دم عید هم پخش می‌شوند و مد شب عید را می‌سازند. اگر ویترین خرده‌فروش‌ها را هم نگاه کنید یک هفته مانده به عید عوض می‌شود.»  وقتی از او درباره نحوه رایج شدن یک مد لباس سؤال می‌کنیم می‌گوید: «بیشتر به استقبال مردم بستگی دارد مثلاً تولیدکننده‌ای پیراهن‌های گشاد می‌دوزد. این پیراهن‌ها فروش می‌روند بعد تولیدکننده‌های دیگر هم تقلید می‌کنند تا کالای خود را به فروش برسانند و پیراهن‌ها همین‌طور گشادتر می‌شوند.  مردم هم جنس را می‌خرند و دیگر پیراهن گشاد بازار را پر می‌کند تا زمانی که فصل عوض شود و گرم و سرد شدن لباس‌ها مد جدیدی را بیاورد یا اینکه جلوی آن را بگیرند؛ مثل برخورد با مانتوهای کوتاه.  گاهی اوقات هم مردم خودشان از مد خسته می‌شوند و آن را عوض می‌کنند. شلوارهای خمره‌ای سال‌های دور این‌طور عوض شدند. بعضی وقت‌ها هم مسافران مد را از ترکیه و دبی با خودشان می‌آورند یا از برنامه‌های ماهواره‌ای تقلید می‌کنند ولی اصل قضیه مربوط به همان فروش رفتن جنس است که تولیدکننده را تشویق می‌کند چون در ایران طراحان حرفه‌ای مد اصلاً مطرح نیستند.» مد، در چارچوب فرهنگ مدتی پیش که خبر زیان‌دهی و ورشکستگی صنعت نساجی ایران به گوش می‌رسید گفته می‌شد که جریان اصولی مد لباس می‌تواند عرضه و تقاضای این صنعت را تقویت کرده و مانع نابودی آن شود. از سرنوشت صنعت نساجی اطلاعات دقیقی در دست نیست اما مد لباس با وجود هزار و یک سیاست کنترل‌کننده، هدایت‌کننده و محدودکننده همچنان جهات خود را حفظ کرده است و با شروع هر فصل و هر سال پوست عوض می‌کند.  مد پدیده‌ای غیرقابل حذف و کاملاً مردمی است که می‌تواند تبدیل به یک معضل عمومی شود ولی نمی‌توان همیشه آن را به چشم معضل دید. مخصوصاً که برخلاف برخی از مسائل دیگر اجتماع با بخشنامه و دستورالعمل نمی‌توان بر آن مسلط شد اما باید تلاش کرد نیاز طبیعی بشر، به‌خصوص جوانان، به مد و تنوع‌گرایی در چارچوب فرهنگ بومی  هدایت شود.

 

 قسمتهای ایتالیک قبل ا چاژ به متن اصلی اضافه شده اند

 

الهی به زمین گرم بخورن این یاهو و جی میل و پر شین بلاگ.الان دو ساعته که میخواهم برای پسرم ایمیل و وبلاگ درست کنم مگه میشه!یاهو سال تولد را نمی گیرد.اون حروف آخرش هم هر دفعه کج وکوله تر میشود.پرشین بلاگ که معلوم نیست بالاخره قبول کرد یا نه . اصلا بزار خودش وقتی بزرگ شد برای خودش چنان ایمیل و وبلاگی بسازه که همه حال کنند.


 
 
مد لباس
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٦
 

دلخوشی‌ کوچک زندگی

اجتماع > رفتارها- محمد سرابی:
مد لباس از معدود پدیده‌های اجتماعی جامعه ماست که مرجع و منبع و دم و دستگاهی آن را تولید یا تشویق نمی‌کند

 و رسانه‌ای نیست که رسماً برای آن تبلیغ کند. اما ساخته می‌شود، شناسایی می‌شود و گسترش می‌یابد.در کشمکش میان مردمی که به دنبال پیروی از پدیده‌های تازه هستند و مسئولانی که برای کنترل و هدایت این پدیده‌‌ها نقشه طراحی می‌کنند، مد لباس با شروع هر فصل و مهم‌تر از همه با شروع سال از نقطه نامشخصی آغاز می‌شود و با استقبال عمومی در همه جا انتشار می‌یابد.مدگرایی وقتی فقط یک تنوع‌گرایی و نو به نوشدن عادی است مشکلی را در پی نخواهد داشت و حتی پاسخگوی برخی نیازهای طبیعی ماست.

مشکل هنگامی پدید می‌آید که مدبه وسیله‌ای وارداتی برای ترویج فرهنگ غرب و کم‌رنگ‌کردن نشانه‌های فرهنگ خودی تبدیل شود. اینجاست که بحث بومی‌سازی مد و هدایت آن  در چارچوب فرهنگ بومی  به عنوان یک ضرورت مطرح می‌شود.

 آنهایی که بیشتر به دنبال مد هستند زودتر از همه به آن می‌رسند و کم‌کم بقیه را هم به مد جدید دعوت می‌کنند. پاساژها، مراکز تفریحی، میهمانی‌ها و گروه‌های دوستانه محلی برای یافتن مد و البته استفاده از آن هستند.

مدهای مردانه

وقتی مغازه‌های شمال تا جنوب شهر را به دنبال لباس خاصی بگردی کم‌کم تصور می‌کنی همه این لباس‌ها به هم شباهت دارند و تنها تفاوت در فروشندگانی است که می‌خواهند با مرغوب نشان دادن کالای خود هزینه اجاره مغازه و دیگر مخارج را از مشتری بگیرند.

از مدتی پیش کاپشن‌های خاکی رنگ پاگون‌دار بین جوانان رایج شده بود. کاپشن‌هایی که از روی اورکت‌های سربازی الگوبرداری شده‌اند و جیب‌ها و وصله‌های عمومی ایجاد شده در نقاط مختلفشان ظاهر یک اورکت سربازی فرسوده را نشان می‌دهد. کلاه‌های لبه‌دار هم شبیه کلاه‌های سربازی بودند و نشان‌های مختلفی داشتند. البته دوران اورکت‌های بلند و کاپشن‌های شمعی پف‌کرده به پایان رسیده است و کاپشن‌‌ها از کمر پایین‌تر نمی‌آیند.

پارچه جین و شمعی جای خود را به پارچه‌های کتانی داده‌اند. رنگ‌ها در حال تغییر به مشکی هستند و طرح‌‌های خاکی و لکه‌لکه کماندویی تبدیل به مشکی و سرمه‌ای یکدست شده‌اند، فرسودگی‌ها هم کمتر به چشم می‌آیند.

در این چند سال شلوارهای جین چند بار شکل عوض کرده‌اند. مدتی گشاد و 6 جیب بودند و مدتی پاره پاره. اضافه کردن طرح‌‌های دوخته شده و مهره‌‌های فلزی هم در سال پیش رواج داشت و تزئینات مختلفی را به شلوار می‌افزود.

امسال این تزئینات حذف شده است و شلوارها غیر از چند چین و چروک در قسمت‌های بالایی کاملاً ساده هستند. قبلاً مانند کاپشن‌هایی که از روی اورکت سربازی الگوبرداری شده بودند شلوارها هم به شلوار کماندویی شباهت داشتند. از این نسل تعدادی باقی مانده‌اند ولی بیشتر رنگ‌ها به تیره تبدیل شده‌اند.

برعکس شلوارهای جین ساده کمربندهای چرمی مردانه بیش از پیش سنگین و بزرگ شده‌اند. سگک‌های کمربندها که روز به روز ضخیم‌تر می‌شدند اکنون به شکل یک قطعه آهن با نقش‌های بی‌معنی و با معنی درآمده‌اند. نقش‌های روی سگک‌ها از نشانه تجاری تولیدکننده تا شکل جمجمه و تصاویر حیوانات تفاوت دارد و شباهت همه آنها برق فلزی و سنگینی قطعه است.

در بازار پلیور مدهای قدیمی دوباره به صحنه برگشته‌اند. پلیورهای تنگ و بدون یقه با طرح‌های بافتنی لوزی شکل و کشباف‌های ضخیم و پلیورهایی با خطوط ضخیم افقی باز هم هوادارانی پیدا کرده‌اند. اگرچه رنگ‌های تیره غالب هستند ولی رنگ‌های شاد و به عنوان مثال پیراهن‌های مردانه گلی‌رنگ هنوز هم سهمی از بازار را در دست دارند و در ترکیب با رنگ مشکی از پیراهن‌های سفید استفاده می‌شود.

مدهای زنانه

امسال مانتوها در طیف خاکستری و سیاه حرکت می‌کنند و رنگ‌ها همه به تیرگی می‌زنند. مدلی از مانتو که مشابه کت‌های بلند دوخته می‌شود مشتری پیدا کرده و قد مانتوها بلندتر شده است. طرح‌ها درشت بافت هستند و پارچه‌های پشمی ضخیم آنها سپری برای مقابله با سرماست. شنل‌ها هم از بافتنی‌های ضخیم ساخته شده‌اند و یقه‌هایی به یک سو دارند.

سرمای سخت امسال چنین لباس‌های گرمی را بیشتر کرد. مانتوها با یک ردیف دکمه و احیاناً کمربند بسته می‌شوند. پیراهن‌های زنانه مشکی و پُرچین و شکن شده‌اند که اضافه کردن نقش‌های سفید یا قرمز حجم سیاهی آنها را کم نمی‌کند.

در بازار کیف و کفش زنانه امسال کیف‌های چاق با تزئینات زیاد نگین‌مانند به فروش می‌رسد که چرم‌های افتاده‌ای دارند. کفش‌های ساق بلند زنانه هم از این تزئینات به دور نیستند و ساق بلند چرمی آنها همان قسمتی است که مدهای مختلف از پوستی تا چرم طرح‌دار را به نمایش می‌گذارد.

در میان این سیاه‌ها کفش‌های کتانی با تخت‌های سفید و آج کوتاه رنگ‌های شادی را به ویترین مغازه‌ها می‌دهند. سبز روشن، صورتی روشن و طرح کتانی 3 خط قدیمی که از سال‌های دور بازگشته است، از زمانی که این 3 خط بر کناره کفش‌‌های کتانی نشانه ضروری آنها محسوب می‌شد.

مد امسال چیست

یکی از عمده‌فروشان لباس می‌گوید: «نزدیک عید دو سری مد لباس به دست ما می‌رسد اولی از اواخر بهمن‌ماه شروع می‌شود که اغلب پارچه و دوخت داخلی دارند اینها را کم‌کم تا وسط اسفند پخش می‌کنیم. سری دوم یک هفته تا 10 روز مانده به اسفند می‌آیند که بعضی از آنها وارداتی هستند. آنها تا دم عید هم پخش می‌شوند و مد شب عید را می‌سازند. اگر ویترین خرده‌فروش‌ها را هم نگاه کنید یک هفته مانده به عید عوض می‌شود.»

وقتی از او درباره نحوه رایج شدن یک مد لباس سؤال می‌کنیم می‌گوید: «بیشتر به استقبال مردم بستگی دارد مثلاً تولیدکننده‌ای پیراهن‌های گشاد می‌دوزد. این پیراهن‌ها فروش می‌روند بعد تولیدکننده‌های دیگر هم تقلید می‌کنند تا کالای خود را به فروش برسانند و پیراهن‌ها همین‌طور گشادتر می‌شوند.

مردم هم جنس را می‌خرند و دیگر پیراهن گشاد بازار را پر می‌کند تا زمانی که فصل عوض شود و گرم و سرد شدن لباس‌ها مد جدیدی را بیاورد یا اینکه جلوی آن را بگیرند؛ مثل برخورد با مانتوهای کوتاه.

گاهی اوقات هم مردم خودشان از مد خسته می‌شوند و آن را عوض می‌کنند. شلوارهای خمره‌ای سال‌های دور این‌طور عوض شدند. بعضی وقت‌ها هم مسافران مد را از ترکیه و دبی با خودشان می‌آورند یا از برنامه‌های ماهواره‌ای تقلید می‌کنند ولی اصل قضیه مربوط به همان فروش رفتن جنس است که تولیدکننده را تشویق می‌کند چون در ایران طراحان حرفه‌ای مد اصلاً مطرح نیستند.»

مد، در چارچوب فرهنگ

مدتی پیش که خبر زیان‌دهی و ورشکستگی صنعت نساجی ایران به گوش می‌رسید گفته می‌شد که جریان اصولی مد لباس می‌تواند عرضه و تقاضای این صنعت را تقویت کرده و مانع نابودی آن شود.

از سرنوشت صنعت نساجی اطلاعات دقیقی در دست نیست اما مد لباس با وجود هزار و یک سیاست کنترل‌کننده، هدایت‌کننده و محدودکننده همچنان جهات خود را حفظ کرده است و با شروع هر فصل و هر سال پوست عوض می‌کند.

مد پدیده‌ای غیرقابل حذف و کاملاً مردمی است که می‌تواند تبدیل به یک معضل عمومی شود ولی نمی‌توان همیشه آن را به چشم معضل دید. مخصوصاً که برخلاف برخی از مسائل دیگر اجتماع با بخشنامه و دستورالعمل نمی‌توان بر آن مسلط شد اما باید تلاش کرد نیاز طبیعی بشر، به‌خصوص جوانان، به مد و تنوع‌گرایی در چارچوب فرهنگ بومی  هدایت شود.

روزنامه همشهری - سرویس اجتماعی

23 اسفند 1386