محمد سرابی

www.msarabi.com

 
زندگی لنین
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٦
 

ولادیمیر ایلیچ اولیانوف -لنین

تولد سرخ

 

محمد سرابی

 

«در تاریخ حتی یک مورد از مشکلات مبارزات طبقاتی بدون توسل به زور حل نشده است.» این جمله به ولادیمیر ایلیچ اولیانوف انقلابی مشهور روسیه تعلق دارد که اغلب او را به نام لنین می شناسند. روز تولد وی 22 آوریل 1870 برابر با دوم اردیبهشت ماه ثبت شده است. در هنگام تولد ولادیمیر که فرزند سوم از شش فرزند بود خانواده اولیانوف مشکل چندانی نداشت. پدر معلم و بازرس کل تعلیمات ایالتی شهر کوچک سیمبریسک و مادر دختر یک پزشک بود که زندگی متوسط رو به بالایی را اداره می کردند. مشکلات در سال های بعد آغاز شدند، ابتدا گرفتاری های شغلی درآمد پدر را محدود کرد و پس از چندی با مرگ او منبع مالی خانواده قطع شد، اگرچه عایداتی از میراث مادری وجود داشت. حادثه دوم عواقب بدتری را به همراه آورد. الکساندر برادر بزرگ تر ولادیمیر که در سن پترزبورگ درس می خواند عضو یک گروه انقلابی شد و در جریان توطئه یی برای ترور تزار او به همراه چهار نفر دیگر از دوستانش در ماه مه 1887 اعدام شدند. اعدام الکساندر نه تنها بر مادر بلکه بر برادر کوچکش تاثیر بسیار گذاشت و به نظر می آید که یکی از انگیزه های او برای فعالیت در سال های بعد بود. یک ماه بعد ولادیمیر از دبیرستان با مدال طلای بهترین شاگرد فارغ التحصیل شد و برای ثبت نام در رشته حقوق به دانشگاه «کازان» رفت. در ابتدا از تحصیل او به خاطر سابقه برادرش خودداری کردند و در نهایت با توصیه شخصی به نام «فئودور کرفسکی» ولادیمیر موفق شد به دانشگاه راه یابد. هنوز یک سال از ورود به دانشگاه نگذشته بود که او به دلیل شرکت در آشوب های دانشجویی اخراج و به روستایی تبعید شد. البته این تبعید باعث نشد که حقوق را رها کند و سرانجام در 1891 با موفقیت در امتحانات رشته حقوق دانشگاه سن پترزبورگ پروانه وکالت خود را دریافت کرد. اکنون ولادیمیر وکیلی 21ساله و در آستانه زندگی سیاسی بود. لنین چند سال پس از فارغ التحصیل به اروپا سفر کرد و در سوئیس با «گئورگ پلخانف» از رهبران سوسیال دموکرات روسیه ملاقات کرد که همراه با بنیانگذاری سازمانی انقلابی و انتشار نشریه بود. او در جریان فعالیت های انقلابی پس از بازگشت دستگیر شد. در طول این دوره بازداشت مطالعه و تحقیق خود درباره اندیشه های مارکس را ادامه داد و ارتباط خود با سازمان انقلابی را حفظ کرد. لنین بعدها در لایپزیک روزنامه انقلابی به نام «ایسکرا» را منتشر کرد که به طور مخفیانه به روسیه ارسال می شد. مرکز این روزنامه سپس به مونیخ، لندن و ژنو منتقل شد و در طول این سال ها لنین نیز در کشورهای آلمان، سوئیس، بلژیک، فرانسه، انگلستان و هر جا که ردپایی از انقلابیون روس دیده می شد سفر می کرد. در میان انقلابیون آن سال ها بحث های متعددی جریان داشت که در این میان طرفداری از نظریه جهش به لنین نسبت داده می شود. براساس تئوری های مارکس مراحل تکامل تاریخی یکی پس از دیگری طی خواهند شد تا سرانجام به جامعه برابر مطلوب برسند. نظریه تکمیلی جهش بیان می کند که با ایجاد تحرکات اجتماعی می توان برخی از مراحل را سریع تر به پایان رساند و به انقلاب نهایی نزدیک تر شد. ایسکرا به معنی جرقه است و در بالای صفحه اول آن نوشته می شد «از جرقه تا شعله» البته ایسکرا پس از مدتی به دست دیگر انقلابیون افتاد و لنین نشریه دیگری به نام «وپریود» به معنی «به پیش» منتشر کرد که بعداً به «پرولتری » تغییر نام یافت.

 

 

در 1902 لنین با «لئون تروتسکی» که به تازگی از سیبری گریخته بود آشنا شد. مدتی بعد وقتی کنگره سوسیال دموکرات های روسیه در لندن به دو گروه اکثریت

 

-بلشویک- و اقلیت - منشویک -تقسیم شد. لنین رهبری بلشویک ها و تروتسکی رهبری منشویک ها را در دست گرفتند. در 1905 زمانی که امپراتوری روسیه از ژاپن شکست خورد و دچار بحران اقتصادی بود این دو وارد روسیه شدند.

 

در نهم ژانویه مردمی که به سمت کاخ سلطنتی راهپیمایی آرامی را برگزار کرده بودند در مقابل گلوله های محافظان کاخ قتل عام شدند و به اعتبار پدر تاجدار ضربه شدیدی وارد شده بود ولی تزار با تشکیل مجلس نمایندگان «دوما» و برخی اصلاحات جزیی شورش مردمی را سرکوب کرد. در 1907 زمینه انقلاب از بین رفته بود و مبارزان به اروپا برگشتند. (ماجرای شکست روسیه از ژاپن و مبارزات مردمی در ایران هم بازتاب هایی داشت که همزمان با تشکیل مجلس شورای ملی و حکومت مشروطه ایران در سال 1906 بود) تنش های آغاز جنگ جهانی دوم تحولات داخلی روسیه را به شدت تحت تاثیر قرار داد. روسیه درگیر جنگ با اروپا می شد و اروپاییان این خیال را می پروراندند که اگر نیروهای سوسیالیست تبعیدی در خاک خود را حمایت کنند آنها پس از در دست گرفتن قدرت در روسیه با جنگ مخالفت خواهند کرد.

 

لنین و همسرش که در دوران تبعید زندگی سختی داشتند به شهر کراکوی در لهستان رفتند و از آنجا ارتباط نزدیکی با بلشویک های درون روسیه برقرار کردند. یک روزنامه مخالف به نام پراودا نیز برخی از نوشته های لنین را با اسامی مستعار به چاپ می رساند. در 1914 اتریش علیه روسیه اعلان جنگ کرد. تصور می شد سوسیالیست های هر دو کشور با وجود عقاید و آرمان های خود از این جنگ پرهیز کنند ولی سوسیالیست های آلمان از مقاصد نظامی دولت خود حمایت کردند و پلخانف نیز همین توصیه را به سیوسیالیست های روسی کرد. در میان رهبران انقلابی ساکن اروپا کسی که مخالفت آشکار خود را بیان داشت لنین بود. جنگ در روسیه به شیوه بسیار آشفته یی اداره می شد که تبعات اقتصادی ناگواری برای اقشار محروم داشت در حالی که برخی از اشراف پشتیبان آن بودند حتی ماجرا به دخالت های ملکه و راسپوتین کشیش معروف هم کشیده شده بود (درباریان در 1916 راسپوتین را کشتند). سرانجام گروه های لیبرال و میانه رو مجلس تزار نیکلای دوم را مجبور به استعفا کردند و الکساندر کرفسکی رهبر این گروه ریاست دولت موقت را برعهده گرفت. (احتمالاً الکساندر کرفسکی پسر فئودور کرفسکی است همان کسی که برای تحصیل جوانی به نام ولادیمیر اولیانوف در دانشگاه ضمانت کرده بود،) سال 1917 سال آشوب در سرزمین پهناور روسیه است. شورش از فوریه با اعتصاب زنان کارگر سن پترزبورگ آغاز شد و تا نوامبر ادامه پیدا کرد. خطوط ارتباطی قطع شده بود و در هر گوشه از کشور درگیری هایی پیوسته و مستقل ادامه داشت، قسمتی از نظامیان و برخی از مخالفان کمونیست ها که «سفیدها» نامیده می شدند نیز حملات منظمی را سازماندهی می کردند. روز 16 آوریل 1917 یک قطار باری در سن پترزبورگ توقف کرد. هزاران نفر منتظر رسیدن این قطار بودند. در واگن باز شد. مردی از درون قطار بیرون آمد که نینا براون بیکر او را چنین توصیف می کند؛ «کوچک اندام و طاس با کتی فرسوده و ریشی سرخ رنگ. 47 سال داشت اما پیرتر می نمود. وقتی که لبخند می زد چهره خشک و خشنش دگرگون می شد.»

 

پس از سفری طولانی رفیق لنین به روسیه رسیده بود.

 

بعد از درگیری های فراوان در 7 نوامبر بلشویک ها به رهبری لنین قدرت مرکزی را به دست گرفتند. تروتسکی نیز به آنها پیوسته بود و جوزف استالین که در اروپا با لنین آشنا شده بود نیز در کمیته مرکزی حزب بلشویک حضور داشت. سرانجام انقلاب اکتبر پس از قریب یک سال کشمکش پیروز شد (در تقویم قدیمی روسی که به نام تقویم ارتدوکسی یا جولیوسی شناخته می شود هفتم نوامبر برابر 25 اکتبر است و به همین دلیل آن را انقلاب اکتبر می نامند. کلمه اکتبر بعدها در شوروی مفهومی ارزشی پیدا کرد و در شعارها و نامگذاری های مشابه از آن استفاده می شد.) در 7 ژانویه 1918 لنین مجلس موسسان و دولت جمهوری کوتاه مدت قبل از خود به ریاست کرفسکی را منحل کرد و در مارس 1918 با قرارداد برست- لینوفسک صلح با آلمان را پذیرفت. در قسمتی از این قرارداد روسیه ایالت اوکراین را به آلمان واگذار می کند ولی با پایان جنگ این تعهد اجرا نشد. (لنین سا ل ها بعد متهم شد که در دوران تبعید خود در اروپا مورد حمایت آلمان قرار گرفته و حتی قطار حامل او به دست آلمان ها تدارک دیده شده بود.) درگیری های داخلی روسیه بعد از این هم در مناطقی ادامه داشت و در این سال ها مخالفان سفید که به آنها نام ضدانقلابی داده بودند به دست ارتش سرخ کاملاً از میان رفتند. از سال 1920 لنین سیاست اقتصادی نوین را به اجرا درآورد. او در این برنامه جایگاهی نیز برای سرمایه داری خصوصی در نظر گرفت. زیرا سوسیالیسم محض را در آن زمان عملی نیافت. همین طور فضایی برای خودمختاری قومیت ها اختصاص داده بود ولی فرصت چندانی برای اجرای نظریات خود پیدا نکرد.

 

لنین در 1922 دچار سکته مغزی شد و توانایی خود را از دست داد. چند ماه بعد سکته دوم قسمتی از بدن وی را فلج کرد. او وصیت نامه سیاسی مفصلی تنظیم کرد. این در حالی بود که دو دوست قدیمی اش استالین و تروتسکی در حال مبارزه با یکدیگر بودند که با پیروزی استالین در سال های بعد این وصیت نامه مهم به اجرا درنیامد.

 

سرانجام در 21 ژانویه 1924 ولادیمیر ایلیچ اولیانوف در سن 53 سالگی در شهر گورکی درگذشت. وی اعلام کرده بود «شعار دولت شوراها باید این باشد؛

 

قدرت برای شوراها زمین برای دهقانان ، نان برای گرسنگان و صلح برای ملت ها.»

 

جهانگردان که از میدان سرخ مسکو بازدید می کنند به دلیل ازدحام جمعیت تنها مدت کوتاهی می توانند جسد مومیایی شده لنین را که در تابوت بزرگ سیاهرنگ خوابیده است ببینند. بنیانگذار اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بزرگ ترین کشور جهان که سال ها پس از او دوام یافت.

 

منابع؛

 

1- آفرینندگان جهان نو- لوئیس انترمایر بخشی از جرقه تا شعله ترجمه اصغر رستگار

 

2- تاثیرگذار ترین های تاریخ- میشل اچ هارت ترجمه محمدحسین اهویی

 

3- صد سال صدچهره- محمود طلوعی.

 

اعتماد 25 فروردین 86


 
 
نورجیزک
نویسنده : محمد سرابی - ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٦
 

مخدرهای جدید، مهلک و مرگساز

محمد سرابی:
کثیف‌ترین مایعی که به ذهن می‌رسد را حدس بزنید. درست است. همین الان محلول تزریقی مخدری در بازار وجود دارد که قسمت عمده آن از ادرار معتاد دیگری ساخته می‌شود.

هر چند که چنین کاری غیرقابل باور می‌نماید ولی تقلب در تولید و نیاز شدید به مصرف معتادان را به چنین جایی خواهد رساند. شاید بیشتر شبیه اسم یک حشره باشد ولی «نورجیزک» داستان چنین مخدری است.

 از دارو تا مخدر
در 1968 ماده‌ای دارویی به نام بیوپرنورفین ساخته شد. این ماده مشتقی از تبایین است که به نوبه خود از مشتقات مواد افیونی محسوب می‌شود. اهمیت بیوپرنورفین در این بود که می‌توانست گیرنده‌های مرفین در بدن انسان را اشغال کند.

 اغلب داروهای جایگزین اعتیاد با استفاده از همین ویژگی ساخته می‌شوند تا با اشغال گیرنده‌ها مانع رسیدن مرفین مصرفی به جایگاه خود شوند و به مرور زمان اعتیاد فرد کاهش پیدا کند.

بیوپرنورفین‌ها هم با این انگیزه تولید شدند، علاوه بر اینکه می‌توانستند مشابه یک مسکن نیز عمل کنند. به این صورت قرص‌های بیوپرنورفین با نام‌های تجارتی مانند «سوپوتکس» سال‌ها در کنار هزاران داروی دیگر در قفسه داروخانه‌ها و فهرست کتاب راهنمای دارویی باقی ماند.

تولید و مصرف قرص‌ها به عنوان مسکن و بیشتر در اروپا رواج داشت ولی کمتر از یک دهه قبل این قرص‌ها در کشورهای شبه قاره و خصوصاً پاکستان مشتریانی پیدا کرد. پاکستان بلافاصله در تولید این محصول استراتژیک خودکفا شد و داستان تغییر و تحول از «دارو» به «مخدر» از اینجا آغاز شد.

قرص‌هایی که برای ترک اعتیاد استفاده می‌شد و معتاد در طول دوره ترک از آنها به صورت زیرزبانی استفاده می‌کرد، ماده مؤثر بسیار کمی داشت؛ احتمالاً در حدود 2/0 میلی‌گرم. فرآیند جذب خوراکی آن کند بود و مجموعاً نمی‌توانست وابستگی زیادی ایجاد کند ولی در جریان یک جهش تکاملی، آمپول نورجیزک به بازار آمد.

نسل اول ویالهای تزریقی در بسته‌بندی تمام شیشه‌ای به بازار ایران راه پیدا کرد؛ با ظاهری شبیه آمپول‌های ویتامین. در ابتدا مانند سایر مواد مخدر نوظهور گفته می‌شد که نورجیزک اعتیاد ندارد و پیشنهاد می‌شد که در دوران ترک مواد دیگر، تزریق آن را جایگزین کنند.

 تقریباً تمام مصرف‌کنندگان با همین تصور به دام افتادند و آنگاه به خود آمدند که معتاد به نورجیزک شده بودند.

فکر نمی‌کردم وابسته می‌شوم
ساسان، قدیمی‌ترین مصرف‌کننده نورجیزک است که تقریباً از ابتدای ورود محصول مشتری آن بود. او نزدیک به 5 سال هر روز را در کنار سرنگ‌های نورجیزک می‌گذراند.

  • اعتیادت با چی شروع شد؟

 - با تریاک. در خوابگاه دانشجویی تفریحی می‌کشیدیم. بعد از سه ترم با بچه‌ها یک خانه مجردی اجاره کردیم و از آن موقع مصرف تفریحی تبدیل به اعتیاد کامل شد. پایان سال دوم کاملاً به تریاک وابسته بودم. درس‌هایم افت کرد. سر کلاس‌ها خوابم می‌برد و در امتحان چیزی یادم نمی‌آمد.

  • چطور با نورجیزک آشنا شدی؟

 - از وقتی معتاد شدم به دنبال ترک بودم، ولی چون قبول نداشتم که واقعاً وابسته کامل به مواد هستم، به سراغ ترک اصولی نرفتم.

 یک نفر گفت که دارویی می‌شناسد تا بتوانم به وسیله آن بدون درد و خماری تریاک را ترک کنم. من هم باور کردم. از آن شیشه‌‌های قدیمی داشت.

 سرش را شکست و دفعه اول 3/0 میلی‌لیتر را به رگ دستم زد. نشئه شدم و دیگر احتیاجی به تریاک پیدا نکردم.

  • دفعه دوم کی بود؟

 - 12 ساعت بعد که از خواب بیدار شدم. هیچ چیزی از اطرافم نمی‌فهمیدم فقط یادم مانده بود که سرنگ را درون کشو میز، زیر خط‌کش‌ها گذاشته‌ام. چهار دست و پا به طرف کشو رفتم. بقیه مواد را هم تزریق کردم و همان‌جا دوباره خوابیدم.

  • گفتی زیر خط‌کش‌ها. در چه رشته‌ای تحصیل می‌کردی؟

 - یکی از گرایشات عمران. دوستانم در 3 سال و نیم و نهایت 4 سال فارغ‌التحصیل شدند و من 6 سال تمام. نمی‌توانستم لیسانس بگیرم ولی بالاخره تمام شد و درست بعد از پایان تحصیلات، کاری در یک پروژه ساختمانی بزرگ در جنوب کشور پیدا کردم.

  • در طول این پنج سال برای ترک کردن کاری نکردی؟

- فایده‌ای نداشت، چون مصمم نبودم. خانواده‌ام فهمیدند و ارتباطشان را با من قطع کردند. در محل کار تنها بودم. خودم و سرنگ‌هایم. البته همه‌جا شایع بود که مهندس معتاد است. یکی دوبار که کیف دستی‌ام را باز کردم چند نفر سرنگ‌ها را دیده بودند.

 بعد یک بار که در اتاق خودم بعد از تزریق بیهوش روی صندلی افتاده بودم، منشی وارد شد. یادم رفته بود در را قفل کنم. فردا صبح برگه‌ای با مهر حراست آمد که برای تصفیه به حسابداری مراجعه کنید. با هواپیما به تهران برگشتم و شب را در پارک خوابیدم.

  • چی شد که ترک کردی؟

 - رفتم اردوگاه. قبلاً هم رفته بودم ولی این بار واقعاً می‌خواستم ترک کنم. 15شب خواب نداشتم تا 4 ماه هم درد و تشنج باقی ماند و بعد کم‌کم به زندگی عادی برگشتم. الان 10 ماه است که مقاومت کرده‌ام.

روی دست‌های ساسان جای سوزن‌ها به صورت نقطه‌های سیاهی باقی مانده است. او به ما گفت که از بچگی از آمپول وحشت داشته است. بهرام در دوران اوج مصرف روزانه 4بار تزریق می‌کرده است.

داروی بدنسازی یا توهم‌زا
تمام مصرف‌کنندگان نورجیزک متوجه تحولات و تغییرات آن در طول این سالها شده‌اند. غلظت مخدر در مواد اولیه بسیار پایین بود. آنقدر که شایع شده بود در صورت انجام آزمایش نتیجه منفی خواهد شد.

در حالی که محلول‌های فعلی بسیار قوی هستند و بلافاصله نتیجه آزمایش را مثبت می‌کنند. مواد اولیه وابستگی کمتری ایجاد می‌کرد ولی محلول‌هایی که اکنون در بازار وجود دارند با همان تزریق اول، فرد را درگیر خواهند کرد.

 مواد اولیه به هیچ وجه توهم‌زا نبودند ولی محلول‌های امروز، فرد را دچار توهم می‌کنند که نشانه‌ای از وجود آمفتامین است. مهمتر از همه اینکه مواد اولیه داروی جایگزین بودند، اما آنچه که امروز به نام نورجیزک به فروش می‌رسد، جوشانده ادرار معتادی است که کراک یا هروئین مصرف کرده به اضافه روغن‌های سوخته خودرو و ترکیبات کورتون، مسکن و توهم‌زا است؛ فرمول کریهی که برای سوداگران مواد مخدر سود فراوانی به بار آورده است.

برای بازاریابی بهتر و ایجاد این تصور که نوع جدید با نمونه‌های قبلی تفاوت دارد، اسامی این محصول هم در طول زمان دچار تغییر و تکامل شده است. نام‌های هم قافیه‌ای چون تمجیزک، بونوجیزک، تی‌دی جیزک، تل جیزک، سوپر جیزک یا افروز و شهروز همگی از یک خانواده هستند.

 حتی ممکن است در فرمول‌های اخیر اثری از بوپرنورفین اولیه وجود نداشته باشد. محصولات اخیر در شیشه‌های کوچک شبیه پنی‌سیلین توزیع می‌شوند و خبر کشف آنها توسط پلیس گاهی اوقات با عنوان «کشف داروهای غیرمجاز»‌ در رسانه‌ها منتشر می‌شود.

همین مسئله باعث شده است که بعضی از شهروندان به اشتباه آنها را با داروهای بدنسازی یکسان تصور کنند.

اولین نشانه‌های اعتیاد
دکتر قانع از دفتر تحقیق و توسعه وزارت بهداشت می‌گوید: «با شروع مصرف نورجیزک تغییرات شیمیایی بدن آغاز می‌شود که اولین نشانه ظاهری آن، سفید شدن و باد کردن پوست است.شاید اطرافیان معتاد در این حالت تصور کنند ترک اعتیاد به خوبی انجام شده در حالی که نورجیزک مشغول ایجاد وابستگی و تخریب اندام‌های درونی است».

قانع به نکته دیگری هم اشاره می‌کند: «کورتیکو استروئید‌های موجود در نورجیزک باعث آسیب جدی به غدد فوق‌کلیوی می‌شوند. ترشح کورتیزول که در حین بحران‌های عصبی به کمک بدن انسان می‌آید، مختل می‌شود و با بروز یک شوک عصبی مصرف‌کننده نورجیزک که بسیار ضعیف شده است، آسیب جدی خواهد دید.

همزمان با ایجاد آسیب در بافت‌های مختلف و به دلیل تغییرات شیمیایی، بدن داغ می‌شود و آب زیادی جذب می‌کند که سوخت و ساز آن را به خطر می‌اندازد. تجربیات متخصصان بالینی هم جالب توجه است. دکتر اسماعیل‌پور مدیر گروه درمان جمعیت خیریه تولد دوباره، از نمونه‌هایی خبر می‌دهد که مصرف غیرقابل تصوری داشته‌اند.

وی می‌گوید: «شاید زمانی بود که قرص‌های زیرزبانی بیوپرنورفین می‌توانست تحت نظر پزشک به عنوان جایگزین مواد مخدر آزمایش شود، ولی در حال حاضر محلول نورجیزک تنها معجونی از ضایعات اعتیاد‌آور است که نه پزشک و نه بیمار نخواهند توانست افزایش مصرف و اعتیاد به آن را کنترل کنند.»

 او که در دوران کار در جمعیت تولد دوباره با مصرف‌کنندگان بسیاری روبه‌رو شده است بدترین نمونه را برای ما توصیف می‌کند: «مردی را به اینجا آورده بودند که می‌گفتند نمی‌تواند از خودرو پیاده شود. از چهره‌اش مشخص بود که کاملاً آلوده شده است. در را باز کردم و چند سرنگ خالی روی زمین افتاد.

 اصلاً قادر به حرکت نبود. پاهایش شاید دو برابر اندازه طبیعی ورم کرده بود و زخم‌های بزرگی شبیه قانقاریا داشت.

 به گفته خودش، در طول شبانه‌روز نزدیک به 60 بار نورجیزک تزریق می‌کرد. از آنجا که اندام‌هایش از بین رفته بود، او را برای معاینه بیشتر و احیاناً قطع عضو به مرکز درمانی دیگری معرفی کردم.

دیگر از او خبری به دست نیاوردیم ولی با این مصرف بالا تصور نمی‌کنم بهبود پیدا کرده باشد. مخصوصاً که در کنار نورجیزک، اعتیاد خود به مواد دیگر را هم حفظ کرده بود.»

عکسی که اسماعیل‌پور از پاهای او گرفته است بر دیوار مطب دیده می‌شود و هر مراجعه‌کننده‌ای را تا مدتی مبهوت می‌کند. دکتر عکس را برای هشدار به دیگر معتادان نشان می‌دهد.

اول بی‌خطر معرفی می‌شوند
 قرص‌های سفید رنگی به نام‌های norgesic- N3gesic- norphadrine- orphenagesic- و... هم‌اکنون در اروپا استفاده می‌شوند که برای تسکین دردهای عضلانی کاربرد دارند و تنها عارضه جانبی آنها خواب‌آلودگی ذکر شده است.

 در این طرف دنیا محلول‌های زرد رنگ نورجیزک که در شیشه‌های کوچک به قیمت 3-2 هزار تومان خرید و فروش می‌شوند، ترکیبی از مخرب‌ترین انواع مواد مخدر هستند.

 اگرچه بنا به آمار کشفیات نیروی انتظامی هنوز هم مواد مخدر سنتی بیشترین مصرف‌کنندگان را در ایران به خود اختصاص داده است، ولی مواد جدید که همیشه در ابتدای کار بی‌خطر و بدون ایجاد اعتیاد معرفی می‌شوند، همیشه مصرف‌کنندگان خود را پیدا خواهند کرد. مواد مخدر نیز مانند سایر تجارت‌ها تابع منفعت است و سودجویی مسیر آن را تعیین می‌کند.

روزنامه همشهری 23 فروردین 1386

http://hamshahrionline.ir/details/19321

http://www.aftabir.com/news/view/2007/apr/12/c4c1176380666_social_psychopathology_addictive_drugs.php/%D9%85%D8%AE%D8%AF%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D9%87%D9%84%D9%83-%D9%88-%D9%85%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B2

 

 mohammad.sarabi-tehran2011 - محمد سرابیmohammad.sarabi-tehran2011 - محمد سرابیmohammad.sarabi-tehran2011 - محمد سرابیmohammad.sarabi-tehran2011 - محمد سرابی

still loving you - mohammad sarabi - هنوز دوستت دارم - محمد سرابیstill loving you - mohammad sarabi - هنوز دوستت دارم - محمد سرابیstill loving you - mohammad sarabi - هنوز دوستت دارم - محمد سرابی

Mohammad sarabi  (right)  with  Aydin Aghdashloo  - 2012Mohammad sarabi  (right)  with  Aydin Aghdashloo in his gallery - 2012Mohammad sarabi  (right)  with  Houshang Moradi Kermani the writer - 2013